
(گفتاري از آيت الله هاشمي رفسنجاني )
اتحاد ملي ; راهبردها و سياست ها
كتاب مجموعه مقالات همايش ملي « اتحاد ملي ; راهبردها و سياست ها » را پژوهشكده تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص
مصلت نظام در 538 صفحه منتشر كرده است . عناوين تعدادي از مقالات كتاب مذكور به شرح زير مي باشد : هويت ملي و ضرورت
بازسازي آن در ايران
لوازم و موانع اتحاد ملي
مباني و همبستگي ملي
اتحاد ملي در ايران
نقش آموزش و پرورش در تقويت اتحاد
ملي
آثار سياست هاي اصل 44 بر ارتقا وحدت ملي و تعدادي عناوين ديگر . از ميان مطالب و مقالات كتاب مذكور
سخنراني افتتاحيه
حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني را كه در همايش « اتحاد ملي » ايراد گرديده است
از نظر مي گذرانيم .
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علي رسول الله و آله
مدتي پيش
مجمع تشخيص مصلحت نظام سياست هاي همبستگي ملي را در 18 بند تصويب نمود و همه ملات هاي چسبندگي
ملي به اضافه موانع پيش رو در اين سياست ها را پيش بيني كرد.
انتظار داشتيم بعد از تصويب آن سياست ها
كار وحدت و همدلي در كشور بيشتر شود كه نشد و هنوز به انتظار تحقق آن سياست ها
هستيم . از آنجايي كه در اين همايش قرار است بحث هاي تخصصي در مورد اتحاد ملي انجام شود
اينجانب سعي مي كنم مباني وحدت و
اتحاد ملي را عرض كنم .
اساسا مساله اتحاد انسان هاي مختلف السليقه و با تفاوت فكر در هر جامعه اي طبيعي است و هميشه يك مساله مهم براي رهبران
جهان و به خصوص انبيا بوده است . منادي وحدت و اعتماد در زمان ما قرآن است . قرآن از ما به طور جدي خواسته است كه اين كار و
سرمايه پيشرفت را پاسداري بكنيم . در آيات فراواني هم از تنازع اعلام خطر كرده است . البته بايد عرض كنيم كه بين اختلاف نظر و تنازع
تفاوت وجود دارد. قرآن و اسلام با تنازع به شدت مخالف هستند و اين مشكل ما نيز هست .
از اين منظر
اختلاف سطوحي دارد و طبيعي است . اختلاف نظر طبعا به اختلاف عمل هم منجر مي شود و درصورتي كه تنازع دركار
نباشد
اين اختلاف ها تبديل به رقابت سازنده و مثبت مي شوند. لذا رقابت مايه تكامل انسان است ; به طوري كه در قرآن هم اساسا از
وجود اختلاف
انتقاد و صحبتي نمي شود
و از تنازع به نيكي ياد نمي شود. در قرآن آمده است كه مبادا به خصومت بين خودتان بپردازيد
كه بنيادتان متزلزل مي شود و ابهتتان بين دشمنانتان از بين مي رود. عمدتا اين حرف قرآن است ولي قرآن
اصل اختلاف را مي پذيرد.
بنابر اين براي بحث اتحاد ملي يك مبناي اسلامي در قرآن وجود دارد و براساس همين بحث
ما مباني اتحاد ملي را مورد بحث قرار
مي دهيم .
سئوالي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه بالاخره اعتماد از كجا مي آيد چگونه مي شود از سليقه هاي مختلف
خواسته هاي
مختلف و گروه هاي متضاد به اتحاد ملي رسيد. اولين اصل جهان بيني است . آن ملت
حزب يا جامعه اي كه جهان بيني واحدي نداشته
باشد
به سختي مي تواند به اتحاد ملي برسد. بالاخره اين بحث فلسفي جدي است كه ما جهان را چگونه مي بينيم . دنيا
مجازات و
آخرتي كه محصول تلاش دنيا را بايد در آنجا ببينيم
كجاست . به طور دايمي جهان صاحب بزرگي دارد كه همان خدا يعني خالق بشر
است و اين بشر با برنامه الهي خلق شده است
هدفدار مي باشد. همه اينها در جهان بيني و انسان شناسي بايد به صورت يك مكتب
مطرح باشد.
اصل بعدي اصل ايدئولوژي است . بالاخره ايدئولوژي واحد در يك امت و جمعيت واحد مي تواند پايه وحدت باشد. اگر
ايدئولوژي ها مختلف باشند و عقايد گوناگون وجود داشته باشد
نمي توان انتظار اتحاد داشت . جلوي تنازع را مي شود گرفت ; اما اين
ديگر به معناي وحدت و اتحاد نيست .
بعد از مسئله جهان بيني و ايدئولوژي به مسائل راهبردي
استراتژيكي يا سياست هاي كلي مي رسيم . مردم در نظامي كه مي خواهند با
هم زندگي كنند
بايد سر اين مسائل تفاهم داشته باشند.
در نهايت به اجرائيات و تاكتيك مي رسيم . در اجرائيات
ميدان اختلاف نظر و رقابت و خيلي چيزهاي ديگر است و بيشتر هم اجتهاد
در اينجا ميدان پيدا مي كند; اگرچه اجتهاد در اصول و سياست ها و همه اينها هم مي آيد
اما اينجاست كه بايد كارگشا باشد. اگر خداوند
ختم رسالت را پذيرفته
لازم دانسته كه ديگر از آن به بعد بشر خودش
خودش را اداره بكند و نيازي به پيام روزمره آسماني نباشد.
براساس همين اجتهاد
انسان ها آن قدر به بلوغ رسيده اند كه ديگر بايد با دانششان مسائل را حل كنند و براي هر مساله جزيي
رايي از
آسمان براي پيام خداوند نيايد.
ما اينها را داريم ; يعني از لحاظ اسلامي اين جهان بيني واحد و ايدئولوژي واحد
سياست هاي راهبردي و استراتژيك واحد را داريم
و از اين به بعد هم به خودمان واگذار شده
مكلفيم كه در سايه اين مباني ـ كه خداوند براي اتحاد به ما داده است ـ خودمان راه هاي
اجرايي مان را پيدا كنيم
درست عمل كنيم و نزاع نكنيم . از اينكه به تنازع و تخاصم بپردازيم
منع شده ايم . نكته بسيار جالبي از قرآن
استفاده مي شود كه ما مي خواهيم به عنوان يك درس قرآني در بحث مهم اتحاد ملي مطرح بكنم . ويژگي اهل جهنم تخاصم و تنازع است .
ويژگي اهل بهشت سلام و امنيت و آرامش است . سراسر قرآن اين مسئله ديده مي شود . تقريبا 40 آيه با لفظ سلام
زندگي اهل بهشت را
تنظيم و ترسيم مي كند.
همان لحظه اولي كه تقسيم مي شوند بعضي به بهشت و بعضي ديگر به جهنم وارد مي شوند. خداوند به اهل بهشت با كلمه سلام
تحيت مي فرستد.
همه آياتي كه سلام دارد; يعني اين ويژگي اهل بهشت است . در دنيا هم اينها با سلامت و آرامش و دور از تخاصم در بين خودشان
زندگي مي كنند و اين هم از علائمشان است . خداوند در سوره « ص » قسمتي اهل بهشت را از اهل جهنم جدا مي كند. همين تسالم
بهشتي ها و امنيت و آرامش خاطرشان و نداشتن خوف و نگراني و ترس
و آنها را در مقابل اهل جهنم (لحظه ورود بحث تنازع و
تخاصم ) قرار مي دهد. اهل جهنم تا وارد مي شوند. پنجه در صورت همديگر مي اندازند. مستضعفان به مستكبران مي گويند : شما ما را
گمراه كرديد. مستكبران به مستضعفان مي گويند : خودتان احمق بوديد. ما يك دعوتي كرديم
مي خواستيد نپذيريد. ما كه مجبورتان
نكرديم . همديگر را نفرين مي كنند و از خدا مي خواهند كه عذاب آنها را زياد بكند. خدايا جوري كن كه ما اينها را زير پايمان بگذاريم . از
اين حالات در جهنم بسيار وجود دارد. قرآن در آخر مي فرمايند : « ان ذلك لحق تخاصم اهل النار » اين يك حقيقت است . قرآن تعبير
حقيقت را بر مسائل ثابت
پايدار و ماندگار تعبير مي كند. لذا خدا
خودش حق مطلق است و بقيه موجودات هم سهمي از حق را دارند و
هر كس پايدارتر در راهش و عقايدش باشد
به حق نزديك تر است . تعبير حق اينجا آمده است . اين يك حقيقت است و اين حقيقت به
دنيا برمي گردد
به همان آيات برمي گردد
اينها ياد دنيا مي افتند و آن تقسيم بندي دنيايي شان باز در جهنم بينشان مطرح مي شود. قرآن
خيلي خوب راه را نشان مي دهد. تخاصم و تنازع در يك امت
در جامعه اي كه بناست واحد باشند
از ويژگي هاي جهنمي هاست و
تسالم
تعامل و همدلي كه نقطه اعلاي آن است متعلق به بهشتي هاست .
جالب اينجاست كه قرآن بيش از رفع اختلاف
دعوت به تاليف قلوب مي كند. قرآن اختلاف را مي پذيرد. « يادتان باشد كه وقتي
پيامبر آمد شما گروه هاي متنازع و متخاصم و جنگ افروز و پنجه بر چهره يكديگر ميافكنده بوديد » . خداوند نمي گويد كه بين شما رفع
اختلاف كرد. اختلاف بين شما تا حدي بود.
نزديك كردن دل ها به يكديگر مهم است . ولي مهم تر آن است كه دل هاي متخاصم
درگير و پركينه را به هم نزديك بكنيد تا به جاي آن
روابط انساني
همكاري
همراهي و تعاضد در جامعه به وجود بيايد و جامعه را به پيش ببرد. بزرگ ترين نعمت خدا اين است و بدترين
نقمت خدا هم است كه اين اختلافات به صورت منازع در بيايد و همديگر را خودمان نابود كنيم . خداوند در كنار عذاب هاي آسماني مثل
صاعقه ها و... يك عذاب ديگر مي گويد : « يا شما با هم درگير مي كنيم و گروه هايي مي شويد كه با يكديگر مي جنگيد; يعني نظير آن
عذاب هاي آسماني است . »
اين مقدار از نظر عقيدتي و فكري براي اهميت اتحاد ملي
انسجام اسلامي هر دو مطرح است يعني هم براي داخل و همه در عرصه
خارجي براي انسجام اسلامي ; يعني براي انسجام اسلامي هم همين مسائل مطرح است .
اختلافات منطقه اي كمتر از اختلافات داخلي موذي نيستند. اختلافات دنياي اسلام كه امروز واقعا جز اهداف استكبار است ـ كه ما را
درگير كند ـ كمتر از آن نيست . ما انسجام اسلامي را در كنار اتحاد ملي
با هم و مكمل يكديگر مي بينيم . حالا چون بحث همايش اتحاد
ملي و سياست هاي آن است
از آن بخش صحبتي نمي كنم ; ولي در پيام رهبري اين دو با هم آمده و به حق هم آمده است . واقعيت آن
است كه بايد به اين دو با هم عمل بكنيم . خوب با اين شرايط ما چه بايد بكنيم . دو سه نقطه مهم را در نظر بگيريد. از لحاظ داخلي ما در
آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي هستيم . از لحاظ خارجي هم در منطقه ما
اختلافات منطقه اي در اوج خود قرار دارند. در
فلسطين . حتي فلسطيني ها دارند يكديگر را مي كشند. در لبنان چگونه اين گروه ها از يكديگر جدا شده اند و با يكديگر در حالت جنگ به
سر مي برند; حتي براي انتخابات نمي توانند آماده بشوند و منتظر دخالت خارجي ها هستند. در عراق وضع از همه جا روشن تر است . بين
عراق و تركيه
بين گروه هاي تركيه و عملا در عراق مشكلي در آستانه خودنمايي وسيع تر است . خود ما با مسائل زيادي درگير هستيم . در
پاكستان شرايط را خوب مي بينيد كه در چه وضعي هستند. وضعيت افغانستان از همه جا عميق تر است . در نقاط دورتر هم وضع بر همين
منوال است . در سومالي و در سودان مگر وضع بهتر است
شرايط منطقه كه اين گونه است
شرايط جهاني نيز شرايطي است كه آمريكايي ها لشكركشي خودشان را انجام داده اند. هر جا
مي خواستند نيرو بچينند
چيده اند. هزينه همه اينها را به تصويب كنگره رسانده اند. بودجه تصويب كردند
برنامه هايشان هم حتما
تدوين شده است و راهكارهايشان هم مشخص است . ما اطلاعات درستي از آنچه مي گذرد نداريم . امواج روي اقيانوس را مي بينيم
نمي دانيم عوامل اين امواج چيست و چگونه اينها را به حركت درمي آورد. از اين منظر به نظر مي رسد كه خطر هست و اين خطر جدي
نيز هست . ما ملتي هستيم كه انقلاب كرديم . با اتحاد پيروز شديم . تا روزي كه درگيري ها بود
درگيري هاي ما
مبارزات ما هم موجب شده
بود ساواك قوي تر بشود و خودش را تقويت كند. ساواك خودش را قوي كرده بود و مي ديد كه نفس زنداني ها را در زندان بريده بود.
بالاخره اين ملت تحت پرچم اسلام و رهبري امام (ره ) متحد شد. معجزه تاريخي برافكندن شجره خبيث شاهنشاهي را به وجود آورد و
2000 سال شاهنشاهي با يك حركت فشرده و متحد مردمي در خيابان هاي شهرها به هم ريخت . با اينكه تاريخ شاهنشاهي
يك فرهنگ
قوي در ذهن مردم داشت ; به طوري كه اين مسئله را در اشعار شعراي همه دوران تاريخ مي بينيد و نقطه اوج آن حكم شاه و شاهنشاهي
است كه هر چيز خوبي نمودش در پادشاه بود. اين فرهنگ وجود داشت و به هم ريختنش كاري ساده اي نبود
اما اتحاد و همدلي مردم
اين كار را كرد. بعد از انقلاب هم
همه شاهد بوديم . هر جا مشكل پيش آمد
وحدت مردم و صفوف مردم آن را حل كرد. بنابراين ملاحظه
مي كنيم كه از نظر مباني كار ما روشن است .
اسلام را كه عرض كردم . برمي گرديم به ساختار خودمان . ما قانون اساسي در ايران را با رفراندوم تصويب كرديم ; يعني اين خواست
مردم بود و مردم راي دادند. نظام را با راي مردم تاسيس كرديم . حالا قوانين ديگر توسط نمايندگان مردم كار تخصصي شان را انجام دادند و
علاوه بر اين كار
خود مردم نيز راي خودشان را پاي آن نوشتند. خوب اينها مايه و پايه اتحاد است . بنابراين اين سئوال مطرح مي شود كه
چه بايد كرد
فكر مي كنم راهكار روشن است . در بحث هاي همايش
بحث هاي اجرايي فراواني خواهد آمد. به هر حال قانون اساسي و قوانين
اسلامي به خاطر اينكه اسلام نظام ماست و قوانين عرفي به خاطر اينكه قانون اساسي چنين اجازه اي داده است كه نمايندگان مردم قانون
بنويسند همه حق است . اينها محور كار بايد باشد. چرا بايد دولت اسلامي با اين سوابق . با اين آيات قرآني
با اين تكليف ها
با اين
زجرها و منع ها در آستانه انتخابات نگران تنازع و تخاصم كه ويژگي اهل جهنم است ـ باشيم . چرا بايد اين جوري باشد
بالاخره اگر هدف خدمت است . راهكارش اين است كه انسان
افكار سازنده خودش را با مردم درميان بگذارد.راست هم بگويد. دروغ
گفتن نه تنها جايز نيست
بلكه حرام است . ضد حق است . كساني كه از عهده كاري برمي آيند
بگويد همين كارها را مي كنيم . حزب و
تشكيلات هم همين را بگويد كه چه دعواهايي دارد و بعد مردم هم به هر كسي راي دادند همه با آن همكاري بكنند و بالاخره چون هدف
اين است كه كشور آباد بشود
مردم بهتر زندگي كنند و اسلام رواج پيدا بكند. اگر اهداف اين است . خوب هر كس در اين مسير بهتر كار كند
ما بايد آن را همراهي كنيم . اگر هم بهتر كارنكند انتقاد كنيم . اين هم حق قانون اساسي است و باز در انتقاد هم نبايد فحاشي و تهمت باشد.
انتقاد از نقد گرفته شده است . نقادي كلمه صرافي بوده است . صرافان در گذشته با پول فلزي كار مي كردند. فلزهاي خوب با فلزهاي بد و
ناخالص مخطوط مي شد. نقادي اين بود كه فلز بد را از فلز خوب جدا مي كردند و براي هر فلزي قيمتي مي گذاشتند. نقادي و صرافي هم
همين بود. اين به معناي آن است كه اگر كسي كار مي كند
كارهاي خوبش را انسان قبول بكند و كارهاي بدش را هم روشن بكند. اگر هم
اين جوري عمل كنند
جامعه هم بهتر مي پذيرند. نفوذش هم بيشتر مي شود. ولي وقتي كه بي انصافي از زبان انسان بشنوند
حرف هاي
حق مان هم نمي پذيرند
چون با غرض آلوده مي بينند و از اين جهت من فكر مي كنم در آستانه انتخابات كاش مي توانستيم با همان
معيارها
سياست هاي كلي خودمان را منطبق بكنيم . يكي از كارهاي بزرگ مركز تحقيقات استراتژيك اين است كه راهكارهاي خوب و
عالمانه اي براي اينها پيدا بكند.
در مسائل تهديدات خارجي هم
در معرض فتنه هاي فراواني هستيم . اينجا هم باز ايجاب مي كند كه همدل باشيم . تنازع همان چيزي
است كه دشمن مي خواهد. در حد اختلاف نه دشمن مي تواند توفيق حاصل كند و نه ما ضروري مي بينيم .اختلاف نظر سازنده هم
مي تواند باشد و اصلا حركت تكامل انسان با برخورد انديشه به وجود مي آيد. اما تنازع به غير از دشمنان اصلي ـ يعني آنهايي كه در
مكتب مان از لحاظ جهان بيني و ايدئولوژي با آنها اختلاف داريم ـ ديگر معنا ندارد و هرجا تنازعي پيش مي آيد
پاي شيطان در ميان
است . هر جا خصومتي در بين جمع يك مكتب پيش بيايد
يك ناخالصي در كاراست و گرنه جاي تنازع نيست . شما ائمه معصومين با
آن مظلوميت شان را ببينيد
زماني كه حقشان ضايع مي شد بازهم چون مي خواستند به ملت خدمت كنند با رفتارشان به ملت درس
بدهند براي علي ابن ابيطالب ـ وقتي كه برق شمشيرش در ميدان نبرد پيدا مي شد همه فرار مي كردند ـ وقتي مسائل و اختلافات داخلي
مطرح مي شود
به گونه اي رفتار مي كند كه داد حضرت فاطمه (س ) را هم درمي آورد. خوب اينها براي ما درس است
وقتي كه مصلحت
است
بحث ملت و جامعه مطرح مي شود
اين گونه تحمل هاي بزرگ راهكار است . طبقات پايين تر هم مامور به صبر هستند البته نه صبر
قبرستاني بلكه صبر سازنده ; يعني انتقادشان را مي كنند
حرفشان را مي زنند
نظرشان را مي دهند
دعوا هم نمي كنند
آرامش را هم به هم
نمي زنند. با اقليت ها هم بايد اين جوري رفتار بكنيم . بالاخره كشور ما امروز و هميشه همين جوري بوده ـ تنوع قومي و مذهبي داشته كه
اين مسئله مي تواند باعث تحكيم موقعيت باشد.
بالاخره اطراف كشور ما اهل سنت هستند . مگر مي شود با يك جمعيت عظيمي از مسلمانان ـ كه در 95 درصد مسائل مشترك
هستيم
در 5 درصد جزييات با هم اختلاف داريم ـ در تنازع باشيم . اديان آسماني كه قرآن همه شان را ستايش كرده
دعوت به اشتراك و
دعوت به همكاري در نقاط مشترك كرده است . همين قوميت هاي مختلف در تاريخ ايران نقش هاي بزرگ آفريده اند. مشروطه را مگر فقط
فارس ها خلق كردند مگر آذري ها سهم بزرگ مخصوصا در مرحله دوم مشروطه نداشتند مگر قشقايي ها آن حماسه را ايجاد نكردند در
دفاع مقدس
عرب هاي خوزستان چقدر فداكاري كردند. در خرمشهر
آبادان و... در همه جا قوميت ها همراه ما هستند. در انقلاب مگر ما
در سيستان و بلوچستان
در كردستان و تركمن صحرا و اهواز مشكل داشتيم همه اينها در يك صف قرار داشتند. اصلا كارهاي عرب
بودند كه با اعتصابشان رژيم شاه را در اعتصاب نفت شكستند. در ايران به قوميت ها و اقليت ها ـ همان طوري كه در قانون اساسي آمده
است ـ اجازه داده مي شود كه اگر 20 هزار نفر هم هستند
يك نماينده در مجلس داشته باشند و اين نماينده با نماينده تهران كه ممكن
است 2 ميليون اختلاف راي داشته باشند
مثل هم راي مي دهند و با هم همراهي مي كنند . اين محور كار ماست . فكر مي كنيم كارهاي
ناشيانه اي دارد اتفاق مي افتد. تنازع بي جهت سياسيون و احزاب ما
اختلاف بي ربطي را گاهي در قوميت ها و اقليت هاي مذهبي به وجود
مي آورد . توجه داشته باشيد كه خودمان (شيعه ) در57 كشور اسلامي در اقليت هستيم و در دنيا هم مسلمانان در اكثر كشورها در اقليت
هستند .اگر مايليم آنها با اقليت هاي ما خوش رفتاري كنند ما هم قطعا بايد همين كار را بكنيم . اين دستور اسلام است . اسلامي بايد رفتار
كنيم .
فكر مي كنم مباني اسلامي براي اتحاد ملي كاملا در اختيار ماست . سياست ها هم نوشته شده
راهكار را هم شما انديشمندان و
پژوهشگران بايد بنويسيد و راهكارهاي بهتري ارائه دهيد. ان شاالله بركات اين همايش خوب در تاريخ ما ديده شود و در آينده
بحث هايي كه در اين همايش مي شود
بيشتر مورد استفاده قرار گيرد.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
آيت الله هاشمي رفسنجاني : آن ملت و آن جامعه اي كه جهان بيني واحد نداشته باشد
به سختي مي تواند به اتحاد ملي برسد; بنابراين
جهان بيني
اولين اصل است . اصل بعد
ايدئولوژي است . ايدئولوژي واحد در يك است
مي تواند پايه وحدت باشد. بعد از اين دو
اصل
به مسائل راهبردي و سياست هاي كلي مي رسيم . بزرگترين نعمت خدا
همدلي و تعاضد و وحدت است . بدترين نقمت خدا نيز
اختلاف و تنازع است كه از عذاب هاي خدا محسوب مي شود. خداوند در كنار عذاب هاي آسماني مثل صاعقه ها و... از يك عذاب ديگر
نيز نام مي برد كه آن اختلاف و ستيز با يكديگر است
آيت الله هاشمي رفسنجاني : تنازع همان چيزي است كه دشمن مي خواهد. هر جا تنازعي پيش آيد
پاي شيطان در ميان است . هر جا
خصومتي در بين جمع يك مكتب پيش آيد
يك ناخالصي در كار است . ائمه معصومين زماني كه حقشان پايمال مي شد
به خاطر
وحدت امت
تحمل هاي بزرگ را راهكار قرار مي دادند

|