روزنامه جمهوري اسلامي 16/02/1387 صفحه سرمقاله
*****
فرهنگ حرف اول


  • رفع مظلوميت از فرهنگ ـ 3
    بسم الله الرحمن الرحيم
    كار فرهنگي را بايد از ريشه شروع كرد. دبستان پايه مشترك همه كساني است كه به بخش هاي مختلف جامعه راه پيدا مي كنند. به همين دليل بنيان فكري و فرهنگي آحاد جامعه را بايد از كلاسهاي دبستان پي ريزي كرد. نگاه به آدم ها نگاه به شغل نگاه به دنيا و آخرت نگاه به مقام و منصب نگاه به مال و منال و هر چيز ديگري كه در طول زندگي بر سر راه آدم ها سبز مي شود را بايد از همان روزهاي پرخاطره دبستان و همراه با الفبا و با زبان شيرين معلم به كودكان آموخت .
    در مدرسه راهنمائي و دبيرستان هم بايد همين راه را ادامه داد و در دانشگاه هم بايد اين پيوستگي را حفظ كرد و تداوم بخشيد. در جامعه گسترده و باز امروز فقط درصد بسيار ناچيزي از اين كار از عهده پدران و مادران برمي آيد بيش از 90 درصد كار در اختيار مديران جامعه است . اينكه بر دبستان و دبيرستان و دانشگاه چه فرهنگي حاكم باشد در كوچه و خيابان چه بر سر نوجوانان و جوانان بيايد در سينما و تماشاخانه و مراكز فرهنگي هنري چه چيزي به خورد آنان بدهند راديو و تلويزيون چه چيزي به رگهاي فكري آنان تزريق كنند و اينترنت و ماهواره آنها را به كدام سو بكشانند از اختيار والدين خارج است و اين مديران جامعه هستند كه بايد اين مجراها را از آلودگي پاك كنند تا فكر و فرهنگ كساني كه در اين جامعه رشد مي كنند و مجاري تنفس فرهنگي آنها همين هاست كه برشمرديم بربنياني مستحكم و پاك استوار باشد.
    لحظه اي به راهزنان فرهنگي كه در گوشه و كنار جامعه ما كمين كرده اند بيانديشيد. به خرافاتي ها به مروجان اباحيگري به مبلغان بي خدائي به سوداگران مرگ هاي خاموش و به مدعيان وساطت ميان خدا و اوليا خدا با مردم كه از همه خطرناك ترند به اينهمه راهزن بيانديشيد و تصور كنيد اگر كودكان و نوجوانان و جوانان اين جامعه تحت مراقبت كامل فرهنگي و فكري نباشند چه به روزگارشان و به روزگار آينده جامعه ما خواهد آمد. فقط همين اشاره مختصر كافي است كه در ضرورت كار فرهنگي از ريشه ترديد نكنيم و بپذيريم كه فرهنگ بايد حرف اول را بزند.
    حرف اول زدن فقط به اين معنا نيست كه از روز اول بايد روي مغز كودك كار فرهنگي كرد. اين فقط آغاز كار است . كار مهمتر اينست كه در همه اركان جامعه حاكميت بلامنازع با فرهنگ باشد. سياست اقتصاد قضا و همه عرصه هاي ديگر بايد با عطر فرهنگ معطر باشند. فقط در اينصورت است كه فرهنگ حرف اول را خواهد زد و فقط در اينصورت است كه مشكلات از سياست و اقتصاد و قضا و روابط اجتماعي ما رخت برخواهد بست .
    اگر امروز همه ميناليم كه چرا بازي سياسي جاي سياست را گرفته به اين دليل است كه فرهنگ سياسي نداريم . اگر مي پرسيم كه چرا كاسب و تاجر به حق خود قانع نيستند و تا جيب مشتري را خالي نكنند راضي نمي شوند براي اينست كه فرهنگ اقتصادي نداريم . اگر كساني كه به محاكم قضائي مراجعه مي كنند ناراضي و شاكي بر مي گردند براي اينست كه در آنجا هم مشكل فرهنگي داريم .
    اين مشكلات فقط درصورتي حل خواهد شد كه فرهنگ ديني و ارزشهاي اسلامي بر همه عرصه ها حاكم شوند. در قديم هركس به سراغ تجارت ميرفت اول احكام تجارت را مي آموخت . وجود مسجد و مدارس علوم ديني در قلب همه بازارهاي ايران براي همين بود كه هر بازاري هر روز اول صبح قبل از آنكه مغازه اش را باز كند به مدرسه ديني ميرفت و درس متاجر و مكاسب ميخواند ظهر براي شركت در نماز جماعت به مسجد ميرفت و با اين دو كار همواره خود را در چارچوب فرهنگ ديني نگهميداشت و اين حفاظ ها او را از گران فروشي و كم فروشي و فريبكاري و طمع ورزي و احتكار حفظ مي كردند. وقتي اين حفاظ ها برداشته شوند نه اقتصاد سالم خواهد ماند نه قضاوت و نه سياست .
    اقتصاد و سياست و قضاوت بايد تابع فرهنگ باشند. اگر سياست بر اقتصاد و قضا حاكم شود آن دو را و خود را ويران خواهد كرد و از اين بدتر آنكه فرهنگ نيز محكوم سياست باشد. اگر كارهاي فرهنگي برنامه هاي فرهنگي و عزل و نصب هاي فرهنگي بر محور و مدار سياست بچرخند بايد فاتحه فرهنگ را خواند و البته ميدانيم كه وقتي فاتحه فرهنگ خوانده شود فاتحه اقتصاد و سياست و قضا هم خوانده خواهد شد.
    اين رابطه بايد برعكس باشد. فرهنگ بايد بر همه عرصه هاي ديگر حاكم باشد. سياست و اقتصاد و قضا و همه شئون جامعه بايد تابع فرهنگ باشند و همه فعل و ترك هاي متوليان اين عرصه ها بايد فرهنگي باشد تا جامعه به سوي صلاح و سلاد به پيش برود. اينست معناي اينكه حرف اول را بايد فرهنگ بزند. اين هدف هنگامي تامين خواهد شد كه كار فرهنگي را از ريشه شروع كنيم .
    متاسفانه قطار فرهنگ ما در هيچيك از محورهاي اصلي كه از آنها به عنوان شاخصه هاي فرهنگي ياد كرده ايم يعني توجه به محتوا پيوستگي فرهنگي متوليان جامع نگر فرهنگي و اينكه فرهنگ بايد حرف اول را بزند روي ريل قرار ندارد. آيا با اين وضعيت مي توان از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كرد !
    پايان