روزنامه جمهوري اسلامي 15/02/1387 صفحه مقالات

  • كلمات حكمت آموز اميرالمومنين (ع )
  • وظيفه امت ها و امامان
  • *****
    كلمات حكمت آموز اميرالمومنين (ع )




  • از گفتار باارزش و گرانمايه اميرالمومنين است كه :
    هر گفتاري كه ياد خدا در آن نباشد لغو است و هر سكوت بدون فكر اشتباه است و هر نظر بدون اعتبار زشت است و بي معني .
    كسي كه از نفس خود پيروي كند و آن را آزاد بسازد مانند كسي است كه خود را فروخته و دربند نموده .
    ادب خوب حاكي از خاندان بزرگوار است .
    دوستي پيوسته ترين قرابت ها و دانش بزرگوارترين حسب هاست .
    اگر انجام كاري موجب رنج و زحمت شود آسوده نشستن از آن مايه فساد است .
    نهايت جود و بخشش در آن است كه آدمي از هرگونه آسايش خود دست بردارد.
    آنچه بايد پيدا شود دور نيست و آنچه بايد به ظهور رسد نزديك است .
    جاهل بودن آدمي ـ نسبت به ـ كار خود از بزرگ ترين گناهان است .
    پاكدامني كامل در خرسندي به اندازه كفايت است .
    مهمترين كرامت در آن است كه در تنگي و راحتي دوستي را از خاطر نبرند.
    آدم بدكار اگر خشمگين شود از ديگران عيب جويي مي كند و اگر خرسند باشد دروغ مي گويد و اگر طمع كند مي ربايد.
    لغزش دوستت را تحمل كن تا در وقت پرش بر دشمنت به كارت آيد.
    اعتراف صحيح . بناي گناهان را منهدم مي سازد.
    مالي كه خرج شده و تو را به حال خودت بينا كرده . ضايع نشده .
    بدترين توشه آخرت آزار بندگان است .
    روزگار دو روز است روزي به سود تو و روزي به زيان تو... آن روز كه به سود تو است مغرور مشو و روزي كه به زيان تو است شكيبايي كن .
    اگر مرگ شناخته شود از آرزو كاسته گردد.
    ارزش هر كس به اندازه دانايي اوست .
    كسي كه با خردمندان مشورت كند به راه خير هدايت شود.
    كسي كه به كم بسازد از بسيار بي نياز شود و كسي كه از بسيار بي نياز نباشد به چيز پستي نيازمند گردد.
    بهترين عبادت شكيبايي خاموشي و انتظار فرج است .
    شكيبايي سه قسم است : صبر بر مصيبت صبر از معصيت و صبر بر طاعت .
    سه چيز از گنج هاي بهشت است : پنهاني دادن صدقه مخفي كردن مصيبت و كتمان كردن بيماري .
    كسي كه به عهد خود وفا نكند درصدد قطع دوستي است .
    منبع : الارشاد شيخ مفيد

  • *****
    وظيفه امت ها و امامان




  • در محضر امير مومنان ة علي اكبر مظاهري
    خطبه 105 نهج البلاغه
    اشاره :
    امير مومنان (ع ) برابر مصلحت و نياز مردمان براي آنان سخن مي گفت و ايشان را حكمت مي آموخت و موعظتشان مي فرمود.
    امام (ع ) در اين گفتار نخست پاره اي از اوصاف پيامبر خاتم (ص ) را مي نماياند. سپس سخني جدي و تلخ با بني اميه دارد. آنگاه مردمان را موعظتي بليغ مي فرمايد. و در پايان مكانت و وظيفت امام و امت را بيان مي نمايد.
    اوصاف و مكانت پيامبر
    (روزگار مردمان تيره بود و تار و زندگاني شان تباه بود و ناسازگار) تا اينكه خداوند سبحان محمد(ص ) را برانگيخت تا آنكه :
    .1 شاهد باشد (بر حيات و كردار مردمان از ناحيه خداوند سبحان ) .
    .2 و مژده رسان باشد (به نيكوكرداران از ناحيه خداوند رحمان ) .
    .3 و بيم دهنده باشد (به تباهكاران از ناحيه خداوند كيفردهنده نافرمانان ) .
    .4 او به گاه خردسالي بهترين آفريدگان بود .
    .5 و به گاه بزرگسالي نجيبترين مردمان بود .
    .6 و در اخلاق پاكيزه ترين پاكيزگان و وارسته ترين وارستگان بود .
    .7 و در بخشندگي بخشنده ترين بخشندگان بود .
    فرجام امويان
    (هان ! امويان ! شمايان در حكومتهاي پيشينيان ) هنگامي از شهدها و لذتهاي دنيا شيرين كام شديد و از پستانهايش شير دوشيديد و نوشيديد كه افسارش گسيخته بود و ميانبندش لرزان و گشوده بود. حرام دنيا نزد كساني چونان درخت سدر بي خار و پربار بود. و حلال آن دور دست و نايافتني مي نمود!
    والله ! شمايان آنگاه دنيا را دريافتيد كه چونان سايه اي گسترده دامان و گذرا بود. پهنه زمين . برايتان تهي و وانهاده بود و دستهاتان گشاده بود و دستان راهبران راستين بر شما بسته بود و شمشيرهاتان بر آنان كشيده و چيره بود و شمشيرهاي آنان بر شمايان در نيام و بازداشته بود.
    هان ! كه هر خوني را خونخواهي است و هر حقي را حق جويي است . و خونخواه خونهاي ما(1 ) چون دادرس در حق خويشتن است (كه حق را به كمال مي ستاند) و او خداوند است كه در فروگرفتن كسي درنمي ماند و گريختن از او را هيچ كس نمي تواند.
    اكنون به خدا قسم مي خورم كه : اي بني اميه ! زودا كه دنيا را در كف ديگران و در سراي دشمنانتان خواهيد يافت !
    هان ! كه بيناترين ديدگان آن است كه در نيكويي بنگرد. و شنواترين گوشان گوشي است كه پند را فراگيرد و آن را بپذيرد.


    موعظت مردمان
    اي مردمان ! از فروغ چراغ اندرزگويي پندپذير روشنايي گيريد و از زلال چشمه ساري پالوده و ناآلوده آب برگيريد.
    بندگان خدا! بر ناداني تان تكيه نزنيد و اسير هوسهاتان نشويد; زيرا آن كس كه چنين كند چونان كسي است كه بر لبه پرتگاهي ريزان و ويران . فرود آمده است ; او بار تباهي و هلاكت را بر پشت گرفته و از جايي به جايي روان و سرگردان است ; انديشه اي را پس از انديشه اي مي سازد و مي بافد تا آنچه را ناچسبيدني است به هم چسباند و آنچه را نزديك ناشدني است نزديك هم كشاند!
    اكنون الله ! الله ! خدا را! خدا را در نظر آريد و از او پرواگيريد و مبادا كه (به دامان نااهلان پناه بريد) و شكايت و خواسته خويش را نزد كسي بريد كه حاجت تان را برنيارد و اندوهتان را نزدايد و به تدبيرش گرهي از كارتان نگشايد! 2
    وظيفت امام و امت
    امام
    برعهده امام (مردمان و پيشواي مسلمانان ) جز آنچه پروردگارش فرمان داده است وظيفه اي نيست . (امام امت از ناحيه خداوند وظيفه مند است كه چنين كند : )
    .1 موعظت امت (و رساندن شايسته پند و پيام به مردمان ) .
    .2 كوشش در نصيحت (و نيكخواهي براي آنان ) .
    .3 احياي سنت (و بازسازي سيره خاتم پيامبران ) .
    .4 اقامت حدود الهي و كيفردادن مجرمان .
    .5 و رساندن سهمها(و بهره هاي بيت المال ) به سزاواران آن .
    امت
    اكنون (شمايان اي امت مسلمان !) :
    .1 دانش را از نزد دانشيان دريابيد پيش از آنكه بوته آن بخشكد . و گوهر معرفت را از كانون انتشار آن برآريد پيش از آنكه گرفتار خويشتن شويد.
    .2 ديگران را از كار ناشايست باز داريد(و نهي از منكر كنيد) .
    .3 و خويشتن را نيز از ناشايست و نابايست باز داريد; زيرا پس از خودداري مامور به بازداري شده ايد (و بايد كه پيش و بيش از ديگران به خويشتنداري و آبادي جان خود بپردازيد).
    پاورقي :
    .1 كه شما امويان در جمل و صفين و نهروان و ديگر جاها ريختيد و بعد از اين نيز خواهيد ريخت .
    .2 بلكه بايد به كسي رجوع كرد كه داناي به احكام خدا و تواناي به تدبير امور و سامانبخشي كارها باشد . امام (ع ) مردمان را به رجوع به اهل بيت (ع ) و دوري از بني اميه و حاكمان جور دعوت مي فرمايد.
    اي مردمان ! از فروغ چراغ اندرزگويي بپذير روشنايي گيريد و از زلال چشم ساري پالوده و ناآلوده آب برگيريد
    دانش را از نزد دانشيان دريابيد پيش از آنكه بوته آن بخشكد و گوهر معرفت را از كانون انتشار آن برآريد پيش از آنكه گرفتار خويشتن شويد