
از گفتار باارزش و گرانمايه اميرالمومنين است كه :
هر گفتاري كه ياد خدا در آن نباشد
لغو است و هر سكوت بدون فكر
اشتباه است و هر نظر بدون اعتبار زشت است و
بي معني .
كسي كه از نفس خود پيروي كند و آن را آزاد بسازد مانند كسي است كه خود را فروخته و دربند نموده .
ادب خوب حاكي از خاندان بزرگوار است .
دوستي پيوسته ترين قرابت ها و دانش بزرگوارترين حسب هاست .
اگر انجام كاري موجب رنج و زحمت شود آسوده نشستن از آن مايه فساد است .
نهايت جود و بخشش در آن است كه آدمي از هرگونه آسايش خود دست بردارد.
آنچه بايد پيدا شود
دور نيست و آنچه بايد به ظهور رسد
نزديك است .
جاهل بودن آدمي ـ نسبت به ـ كار خود از بزرگ ترين گناهان است .
پاكدامني كامل در خرسندي به اندازه كفايت است .
مهمترين كرامت در آن است كه در تنگي و راحتي دوستي را از خاطر نبرند.
آدم بدكار اگر خشمگين شود از ديگران عيب جويي مي كند و اگر خرسند باشد دروغ مي گويد و اگر طمع كند
مي ربايد.
لغزش دوستت را تحمل كن تا در وقت پرش بر دشمنت به كارت آيد.
اعتراف صحيح . بناي گناهان را منهدم مي سازد.
مالي كه خرج شده و تو را به حال خودت بينا كرده . ضايع نشده .
بدترين توشه آخرت
آزار بندگان است .
روزگار دو روز است روزي به سود تو و روزي به زيان تو... آن روز كه به سود تو است
مغرور مشو و روزي كه به زيان
تو است
شكيبايي كن .
اگر مرگ شناخته شود
از آرزو كاسته گردد.
ارزش هر كس به اندازه دانايي اوست .
كسي كه با خردمندان مشورت كند
به راه خير هدايت شود.
كسي كه به كم بسازد
از بسيار بي نياز شود و كسي كه از بسيار بي نياز نباشد
به چيز پستي نيازمند گردد.
بهترين عبادت
شكيبايي
خاموشي و انتظار فرج است .
شكيبايي سه قسم است : صبر بر مصيبت
صبر از معصيت و صبر بر طاعت .
سه چيز از گنج هاي بهشت است : پنهاني دادن صدقه
مخفي كردن مصيبت و كتمان كردن بيماري .
كسي كه به عهد خود وفا نكند
درصدد قطع دوستي است .
منبع : الارشاد
شيخ مفيد

*****
وظيفه امت ها و امامان
|

در محضر امير مومنان ة علي اكبر مظاهري
خطبه 105 نهج البلاغه
اشاره :
امير مومنان (ع ) برابر مصلحت و نياز مردمان
براي آنان سخن مي گفت و ايشان را حكمت مي آموخت و موعظتشان
مي فرمود.
امام (ع ) در اين گفتار
نخست
پاره اي از اوصاف پيامبر خاتم (ص ) را مي نماياند. سپس سخني جدي و تلخ با بني اميه
دارد. آنگاه مردمان را موعظتي بليغ مي فرمايد. و در پايان
مكانت و وظيفت امام و امت را بيان مي نمايد.
اوصاف و مكانت پيامبر
(روزگار مردمان
تيره بود و تار
و زندگاني شان تباه بود و ناسازگار) تا اينكه خداوند سبحان
محمد(ص ) را
برانگيخت تا آنكه :
.1 شاهد باشد (بر حيات و كردار مردمان
از ناحيه خداوند سبحان ) .
.2 و مژده رسان باشد (به نيكوكرداران
از ناحيه خداوند رحمان ) .
.3 و بيم دهنده باشد (به تباهكاران
از ناحيه خداوند كيفردهنده نافرمانان ) .
.4 او
به گاه خردسالي
بهترين آفريدگان بود .
.5 و به گاه بزرگسالي
نجيبترين مردمان بود .
.6 و در اخلاق
پاكيزه ترين پاكيزگان و وارسته ترين وارستگان بود .
.7 و در بخشندگي
بخشنده ترين بخشندگان بود .
فرجام امويان
(هان ! امويان ! شمايان در حكومتهاي پيشينيان ) هنگامي از شهدها و لذتهاي دنيا شيرين كام شديد و از پستانهايش
شير دوشيديد و نوشيديد كه افسارش گسيخته بود و ميانبندش لرزان و گشوده بود. حرام دنيا
نزد كساني
چونان درخت
سدر بي خار و پربار بود. و حلال آن
دور دست و نايافتني مي نمود!
والله ! شمايان آنگاه دنيا را دريافتيد كه چونان سايه اي گسترده دامان و گذرا بود. پهنه زمين . برايتان تهي و وانهاده بود
و دستهاتان گشاده بود و دستان راهبران راستين
بر شما بسته بود و شمشيرهاتان بر آنان كشيده و چيره بود و شمشيرهاي
آنان بر شمايان
در نيام و بازداشته بود.
هان ! كه هر خوني را خونخواهي است و هر حقي را حق جويي است . و خونخواه خونهاي ما(1 ) چون دادرس در حق
خويشتن است (كه حق را
به كمال
مي ستاند) و او خداوند است كه در فروگرفتن كسي درنمي ماند و گريختن از او را
هيچ كس نمي تواند.
اكنون به خدا قسم مي خورم كه : اي بني اميه ! زودا كه دنيا را در كف ديگران و در سراي دشمنانتان خواهيد يافت !
هان ! كه بيناترين ديدگان
آن است كه در نيكويي بنگرد. و شنواترين گوشان
گوشي است كه پند را فراگيرد و آن را بپذيرد.

موعظت مردمان
اي مردمان ! از فروغ چراغ اندرزگويي پندپذير
روشنايي گيريد و از زلال چشمه ساري پالوده و ناآلوده
آب برگيريد.
بندگان خدا! بر ناداني تان تكيه نزنيد و اسير هوسهاتان نشويد; زيرا آن كس كه چنين كند
چونان كسي است كه بر لبه
پرتگاهي ريزان و ويران . فرود آمده است ; او بار تباهي و هلاكت را بر پشت گرفته و از جايي به جايي روان و سرگردان
است ; انديشه اي را پس از انديشه اي
مي سازد و مي بافد
تا آنچه را ناچسبيدني است
به هم چسباند و آنچه را نزديك
ناشدني است
نزديك هم كشاند!
اكنون
الله ! الله ! خدا را! خدا را در نظر آريد و از او پرواگيريد و مبادا كه (به دامان نااهلان پناه بريد) و شكايت و
خواسته خويش را نزد كسي بريد كه حاجت تان را برنيارد و اندوهتان را نزدايد و به تدبيرش
گرهي از كارتان نگشايد! 2
وظيفت امام و امت
امام
برعهده امام (مردمان و پيشواي مسلمانان ) جز آنچه پروردگارش فرمان داده است
وظيفه اي نيست . (امام امت
از
ناحيه خداوند
وظيفه مند است كه چنين كند : )
.1 موعظت امت (و رساندن شايسته پند و پيام
به مردمان ) .
.2 كوشش در نصيحت (و نيكخواهي براي آنان ) .
.3 احياي سنت (و بازسازي سيره خاتم پيامبران ) .
.4 اقامت حدود الهي و كيفردادن مجرمان .
.5 و رساندن سهمها(و بهره هاي بيت المال ) به سزاواران آن .
امت
اكنون (شمايان
اي امت مسلمان !) :
.1 دانش را از نزد دانشيان
دريابيد
پيش از آنكه بوته آن بخشكد . و گوهر معرفت را از كانون انتشار آن برآريد
پيش از آنكه
گرفتار خويشتن شويد.
.2 ديگران را از كار ناشايست
باز داريد(و نهي از منكر كنيد) .
.3 و خويشتن را نيز از ناشايست و نابايست
باز داريد; زيرا پس از خودداري
مامور به بازداري شده ايد (و بايد كه پيش و
بيش از ديگران
به خويشتنداري و آبادي جان خود بپردازيد).
پاورقي :
.1 كه شما امويان
در جمل و صفين و نهروان و ديگر جاها ريختيد و بعد از اين نيز خواهيد ريخت .
.2 بلكه بايد به كسي رجوع كرد كه داناي به احكام خدا و تواناي به تدبير امور و سامانبخشي كارها باشد . امام (ع ) مردمان
را به رجوع به اهل بيت (ع ) و دوري از بني اميه و حاكمان جور
دعوت مي فرمايد.
اي مردمان ! از فروغ چراغ اندرزگويي بپذير
روشنايي گيريد و از زلال چشم ساري پالوده و ناآلوده
آب برگيريد
دانش را از نزد دانشيان
دريابيد
پيش از آنكه بوته آن بخشكد و گوهر معرفت را از كانون انتشار آن برآريد
پيش از آنكه
گرفتار خويشتن شويد

| |