روزنامه جمهوري اسلامي 14/02/1387 صفحه امام
*****
امام خميني و سه زاويه نگاه به شخصيت علمي شهيد مطهري




  • براي جامعه اي كه در مسير رشد و پيشرفت حركت مي كند و مصمم است مراحل مختلف پويايي و كمال يابي را طي نمايد و به قلل رفيع دانش و بينش صعود كند شناسايي شخصيت هاي عظيم علمي كه تاثيرگذار و تحول زا بوده اند يك ضرورت قطعي و حياتي است .
    اين ضرورت وقتي بيشتر و عميق تر احساس مي شود كه شخصيت هاي مزبور از مشخصه هايي چون جامع نگري آزادانديشي احاطه علمي قدرت تحقيق توانايي نقادي نوآوري و تحرك آفريني برخوردار باشند.
    به اين مجموعه اگر مشخصه مهم « جريان شناسي فكري » در ابعاد خارجي ـ همچون مكتب هاي فكري و فلسفي وابسته به دنياي غرب و بلوك شرق ـ و در ابعاد داخلي ـ همانند نحله هاي فكري متعددي كه برخي از آنها وابستگان به غرب و شرق و بعضي ديگر برخاسته از مسلك هاي اعتقادي مغشوش خارجيگري جبري گري اخباري گري و آفات و آسيب هاي ناشي از آنها مي باشند ـ اضافه شود نقش اساسي اين شخصيت هاي علمي بيشتر نمايانده مي شود.
    متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري يكي از اين شخصيت هاي علمي كم نظير مي باشد كه با مشخصه هاي يادشده در جامعه و كشور ما تحولي عظيم به وجود آورد و منشا خدمات بزرگي گرديد كه هنوز تداوم دارد و از اين پس نيز استمرار و امتداد خواهد داشت .
    نسل جوان امروز ما ـ كه شناخت كافي از اين اسلام شناس بزرگ ندارد ـ باتوجه به آنچه به صورت يك وظيفه و مسئوليت در « دين پژوهي » و « اسلام شناسي » برعهده دارد و نيز باتوجه به تحركات فكري گوناگون وابسته به مكتب هاي فكري و فلسفي غرب و شرق و وظيفه مندي براي « جريان شناسي حق و باطل » لازم است علامه شهيد مطهري را بشناسد و با كسب اين شناخت و بصيرت به آثار ارزشمند او مراجعه كند و خوشه چين خرمن علم و دانش او گردد.
    آنچه از پيام هاي تاريخي و شورانگيز حضرت امام خميني به صورت يك ذخيره ارزشمند باقي مانده است دستمايه اي است براي كسب شناخت هاي لازم نسبت به شخصيت شهيد مطهري .
    الف ـ « اينجانب به اسلام و اولياي عظيم الشان آن و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ايران ضايعه اسف انگيز شهيد بزرگوار و متفكر و فيلسوف و فقيه عالي مقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري ـ قدس سره ـ را تسليت و تبريك عرض مي كنم » (1 )
    به سه واژه و تعبير و لقب « متفكر » و « فيلسوف » و « فقيه » دقت و توجه كافي مبذول داريد.
    فرق است بين « علم آموخته محض » و « متفكر و انديشمند » . علم آموز فقط دانش ها را خوانده و فراگرفته است و داراي ذخيره محفوظات و اندوخته علمي مي باشد. متفكر كسي است كه به مرحله انديشه وري در علوم و تعميق در دانش ها رسيده است و از همين جاست كه « نوآوري » زمينه ظهور و بروز مي يابد كه اين مهم در مرحله اول ـ كه بنيادي و زيرساختي مي باشد ـ با تلاش متفكر آزادانديش نضج و مايه مي گيرد و در مراحل بعد به اثردهي مي رسد.
    « فيلسوف » به مفهوم جامع خود با تجلي شناخت هاي وسيع از فلسفه هاي الهي و مادي و غربي و شرقي به كسي كه فلسفه را به طور عميق دريافته و قدرت تحليل و بررسي مكتب هاي گوناگون فلسفي بيگانه و خودي را به دست آورده است اطلاق مي شود.
    « فقيه » با مطالعه همه جانبه و ژرف نگري در فقه جامع اسلامي ـ كه شامل فقه عبادي فقه سياسي فقه اقتصادي فقه قضايي و فقه خانواده مي باشد ـ پرورش مي يابد.
    در نگاه حضرت امام خميني علامه شهيد مطهري هم متفكر بود و هم فيلسوف و هم فقيه .
    علاوه بر اين تعابير كه از حضرت امام خميني نقل گرديد اين عبارت كه « آقاي مطهري جنبه هاي مختلف در او جمع شده بود » (2 ) به گونه اي ديگر به جامعيت علمي اين انديشمند توانا تصريح دارد . همچنين اين تعبير و سخن عميق از حضرت امام خميني كه مي فرمايد : « مردي كه در اسلام شناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود » (3 ) به طور دقيق و نمايان به همين موضوع اشاره صريح دارد.
    ب ـ « تسليت در شهادت شخصيتي كه ... با كجروي ها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد . » (4 )
    عبارت « كجروي ها و انحرافات » به وجود جريان هاي فكري باطل و تحركات و فعاليت گروه هاي مخربي اشاره دارد كه همواره سلامت اعتقادي و امنيت فكري افراد جامعه به ويژه نسل جوان را تهديد مي كنند و هدف شيطاني به الحاد كشاندن انسان ها را دنبال مي نمايند و تمام تيرهاي زهرآگين را به سوي « توحيد » نشانه مي روند و « شرك جهاني » را سامان دهي و گسترش مي دهند.
    در يك نگرش سريع و كلي انحرافات و كجروي هاي اعتقادي و فكري را كه متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري به مبارزه بي وقفه با آنها اهتمام ورزيد در موارد پنجگانه ذيل خلاصه مي كنيم :
    1 ـ اسلام آميخته با مفاهيم ماترياليستي و ماركسيستي كه با سياست هاي شوم رهبران مكتب ما ديگري يعني ماركس و لنين و به منظور خالي كردن مفاهيم اسلام و جايگزين كردن مفاهيم مادي به جاي آن ـ و البته با حفظ پوشش مذهبي ـ در ايران ترويج مي گردد.
    2 ـ اسلام آميخته با مفاهيم ليبراليستي و سكولاريستي كه توسط مكاتب فكري و فلسفي وابسته به غرب وبا ميدان داري و فعاليت هاي مرموز و خطرناك جريان هاي روشنفكري غرب گرا در ايران تبليغ مي شود و در نهايت اسلامي را به جوانان و دانشجويان ناآگاه و بي اطلاع از معرفت هاي اصيل ديني ارائه مي دهد كه حافظ منافع قدرت هاي استعماري مي باشد. اين اسلام كه امروز به اسلام غربي و آمريكايي معروف گرديده است شباهتي تام به « اسلام اموي » و « اسلام عباسي » دارد كه شكل و ظاهري از دين و مذهب داشتند و از محتواي قوانين اسلام هيچ خبري و اثري نداشتند و از تحقق اصل « جهاد » كه در متن قرآن در موارد گوناگون به صورت تكليف واجب آمده است و مسلمانان را عليه ظلم و جور و فساد و استكبار در هر عصر و زمان به مبارزه فرمان مي دهد ـ جلوگيري به عمل مي آوردند و همه چيز را به نفع نظام هاي حكومتي باطل و ضداسلامي تمام مي كردند و مي كنند!
    3 ـ اسلام اهل جهل كه قوانين و ارزش هاي اسلامي همچون صبر زهد توكل توسل شفاعت انتظار دعا و ساير تعاليم و ارزش ها را نه آنگونه كه هست و مبتني بر حقيقت اسلام مي باشد كه براساس ذهن عليل و ناتوان و جهل برخاسته و ريشه گرفته از آن توجيه و تفسير مي كنند و براي خود ايمان و ديانتي خاص را بنيان مي نهند و در دنياي بيگانه از اسلام آخرت و بهشت و زندگاني جاودان را از پيش براي خويش آماده و مهيا مي نمايند!
    4 ـ اسلام اهل جمود كه از مشخصه هاي آن تصلب و تنگ نظري قشري گرايي و تحجر تعصب ورزي هاي كور و فاقد آگاهي عناد و دشمني با آزادانديشي مخالفت با نوآوري در علوم اسلامي بداخلاقي و هتاكي و پرده دري و تهاجم به شخصيت هاي متفكر و آزاده و جامع نگر و آزادانديش و دشمني با دوستان ! و دوستي با دشمنان ! مي باشد.
    5 ـ اسلام آميخته به خرافه و موهوم كه توسط بازيگران پشت پرده و با اهداف سياسي در بين مردم جامعه منتشر مي شود. اين بازيگران كه با مستندات قطعي و ثابت شده به استعمارگران غربي به ويژه آمريكا و انگليس متصل مي باشند(5 ) در محافل مذهبي و مراسمي كه براي ائمه دين (ع ) برگزار مي شود رخنه مي نمايند و مفاهيم ديني را آميخته به خرافه و موهوم مي كنند و توسط مداحان و مرثيه سرايان ناآگاه و كم سواد و غيرمسئول و آلوده به مطامع نفساني و مادي ـ كه البته در نقطه مقابل مداحان و مرثيه سرايان آگاه و باسواد و پاك و مسئول قرار دارند و دست آنان را مي بندند و مانع حضور و فعاليت سالمشان مي شوند در سطح جامعه ترويج مي نمايند!
    كساني كه در گوش و كنار مملكت با ادعاي امام زمان بودن و يا ارتباط باائمه اطهار و يا مرجع تقليد شيعيان بودن دستگير شدند و هنوز هم خطر تحرك مخربشان منتفي نمي باشد به همين باتلاق عفن و آلوده متصل مي باشند.
    متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري در تمام موارد پنجگانه اي كه ذكر شد با انحرافات و كجروي ها به مبارزه پرداخت و آثار گسترده او به وضوح اين تقابل و مبارزه وقفه ناپذير و دقيق و همه جانبه با جريان هاي فكري و اعتقادي باطل و ناسالم را آشكار مي كند و براي نسل جوان « راه روشن دين » را مي نماياند.


    ج ) « مطهري كه در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود رفت و به ملا اعلي پيوست لكن بدخواهان بدانند كه با رفتن او شخصيت اسلامي و علمي و فلسفي اش نمي رود . » (6 )
    « طهارات روح قوت ايمان قدرت بيان » سه ويژگي ديگر از شخصيت ارجمند شهيد علامه مطهري مي باشد.
    در فرهنگ و معارف اسلامي اين يك اصل بسيار مهم است و به طور مكرر به تاكيد درآمده است كه علوم و دانش هاي افراد و شخصيت هاي علمي و تلاش و فعاليت هاي فرهنگي و تبليغي آنان براي دعوت توده هاي مردم در صورتي به اثربخشي و ثمردهي مي رسد كه با طهارت و تقوا و ايمان راسخ و استوار بياميزد به گونه اي كه مردم آثار انگيزه هاي سالم و زلال و تلاش خالص و صادقانه و مبتني بر تقوا و پاكي اين شارحان دين و ترويج گران تعاليم اسلامي را از عمق و ژرفاي جان احساس كنند و با چشم تيزبين دل مشاهده نمايند.
    قرآن كريم كه منبع عظيم و آبشخور اوليه و زلال و خالص براي دريافت تعاليم و ارزش هاي اسلامي است به صراحتي تمام اعلام مي فرمايد كه تقوا و طهارت روح به دست آوريد تا در پرتو آن خداوند به شما قوه تشخيص حق از باطل را ارزاني دارد(7 ) و در اثر تقوا و درون پاكي است كه در معرض « تعليم الهي » قرار مي گيريد(8 ) و آنچه باعث پذيرش همه عملكردها ـ در همه ابعاد علمي و فرهنگي و عبادي و اجتماعي و سياسي مي شود همانا تقوا و طهارت روح مي باشد . (9 )
    متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري فقط متصف به علم و دانش محض نبود كه اين كافي نمي باشد و تقوا و پاكي درون و قدرت ايمان نيز مي طلبد كه او داشت و به همين دليل بياني نيرومند يافت و سخنان بينش زا و رهنمودهاي عميقش در مخاطب تاثير ژرف مي گذاشت .
    اين سخن حضرت امام خميني كه « مواعظ و نصايح او از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشات مي گرفت » (10 ) به گونه اي ديگر به اصل ضروري و مبنايي پيوند « تقوا » و « علم » براي اثربخشي در دلها و تحول زايي در فكرها اشاره مي كند و به وجود اين ويژگي در آثار گفتاري و نوشتاري استاد مطهري تصريح مي نمايد.
    اين سه نگاه به سه ويژگي از شخصيت متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري توسط حضرت امام خميني ـ كه پرورنده و تربيت كننده آن شهيد والامقام مي باشد و او را حاصل عمر خويش معرفي مي نمايد ـ راهنماي نسل جوان امروز براي كسب شناخت و آگاهي نسبت به اين انديشمند توانا و ژرف نگر مي باشد.
    طبيعي است كه ديدگاه هاي امام خميني درباره شخصيت علمي شهيد مطهري به موارد سه گانه اي كه مطرح شد محدود نمي شود و جوانان و دانشجويان بايد به ساير ديدگاه هاي حضرت امام نيز توجه كافي و نظر دقيق مبذول دارند. همچنين براي كسب شناخت و آگاهي هاي بيشتر نسبت به ابعاد وجودي و ارزش هاي علمي و فضايل اخلاقي و معنوي اين متفكر ارجمند مراجعه به نظرات و يادداشت ها و اظهارات علما و انديشمنداني كه به ژرفاي تفكرات جامع استاد مطهري راه يافته و علاوه بر اين كه از نزديك شاهد تلاش هاي خالصانه و وقفه ناپذير او در احياي تفكر ديني و ترويج جلوه هاي مختلف فرهنگ و معارف اسلامي بوده اند نسبت به مشخصه ها و ويژگي هاي خاص و منحصر به فرد او در شناسايي « جريان هاي فكري وابسته به غرب و شرق » و درك عميق خطر « التقاط » و « نفاق » و « جمود » و « تحريف » آگاهي دارند و مي توانند آگاهي بخشي كنند ضروري مي باشد.
    ــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ صحيفه امام موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني ج 7 ص 178
    2 ـ همان منبع ج 16 ص 242
    3 ـ همان منبع ج 7 ص 178
    4 ـ همان منبع ص 178
    5 ـ نمونه اين اسناد انتشار كتابي است در آمريكا كه در آن مصاحبه اي از « دكتر مايكل برانت » معاون ارشد رئيس سابق سازمان جاسوسي آمريكا و عضو بخش شيعه شناسي سازمان سيا آمده است و به طرح هاي آمريكا ازجمله نشر خرافات و موهومات در ايران براي مقابله با تشيع و انقلاب اسلامي اشاره شده است . (مراجعه شود به « طرح سيا براي مقابله با تشيع » روزنامه جمهوري اسلامي شماره 8249 25 دي 1386 )
    6 ـ صحيفه امام ج 7 ص 178
    7 ـ قرآن كريم سوره انفال (8 ) آيه 29
    8 ـ سوره بقره (2 ) آيه 282
    9 ـ سوره مائده (5 ) آيه 27
    10 ـ صحيفه امام ج 7 ص 178
    فرق است بين « علم آموخته محض » و « متفكر و انديشمند » . علم آموز فقط دانش ها را خوانده و فرا گرفته است و داراي ذخيره محفوظات و اندوخته علمي مي باشد. متفكر كسي است كه به مرحله انديشه وري در علوم و تعميق در دانش ها رسيده است و از همين جاست كه « نوآوري » زمينه ظهور و بروز مي يابد كه اين مهم در مرحله اول ـ كه بنيادي و زيرساختي مي باشد ـ با تلاش متفكر آزادانديش نضج و مايه مي گيرد و در مراحل بعد به اثردهي مي رسد
    حضرت امام خميني به اصل ضروري و مبنايي پيوند « تقوا » و « علم » براي اثربخشي در دلها و تحول زايي در فكرها تاكيد مي كند و به وجود اين ويژگي در آثار گفتاري و نوشتاري متفكر شهيد استاد مطهري تصريح مي نمايد و او را علاوه بر داشتن مشخصه جامعيت علمي و ژرف نگري در دانش ها متصف به « طهارت روح » و « قوت ايمان » مي داند
    تصلب و تنگ نظري قشري گرايي و تحجر تعصب ورزي هاي كورو فاقد آگاهي عناد و دشمني با آزادانديشي مخالفت با نوآوري در علوم اسلامي بداخلاقي و هتاكي و پرده دري و تهاجم به شخصيت هاي متفكر و آزاده و جامع نگر و آزادانديش دشمني با دوستان ! و دوستي با دشمنان ! از مشخصه هاي « اسلام اهل جمود » مي باشد
    « اهل جهل » قوانين و ارزش هاي اسلامي را نه آنگونه كه هست و مبتني بر حقيقت اسلام مي باشد كه براساس ذهن عليل و ناتوان و جهل برخاسته و ريشه گرفته از آن توجيه و تفسير مي كنند و براي خود ايمان و ديانتي خاص را بنيان مي نهند و در دنياي بيگانه از اسلام آخرت و بهشت و زندگاني جاودان را از پيش براي خويش آماده و مهيا مي نمايند!
    اسلام آميخته با مفاهيم ليبراليستي و سكولاريستي كه امروز به « اسلام غربي و آمريكايي » معروف گرديده است شباهتي تام به « اسلام اموي » و « اسلام عباسي » دارد كه شكل و ظاهري از دين و مذهب داشتند و از محتواي قوانين اسلام هيچ خبر و اثري نداشتند و همه چيز را به نفع نظام هاي حكومتي باطل و ضد اسلامي تمام مي كردند و مي كنند!