روزنامه جمهوري اسلامي 12/02/1387 صفحه مقالات
*****
قيام و انقلاب مهدي (عج )




  • نگاهي به قيام امام عصر(عج ) و زمينه هاي آن
    اشاره : انديشه پيروزي نهايي نيروي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم گسترش جهاني ايمان اسلامي استقرار كامل و همه جانبه ارزش هاي انساني و تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده آل و بالاخره اجراي اين ايده عمومي و انساني بوسيله شخصيتي مقدس و عاليقدر كه در روايات متواتر اسلامي از او به مهدي (عج ) تعبير شده است انديشه اي است كه كم و بيش همه فرق و مذاهب اسلامي با تفاوت ها و اختلاف هايي بدان مومن و معتقدند : زيرا اين انديشه حسب اصل و ريشه قرآني است . اين قرآن مجيد است كه با قاطعيت تمام پيروزي نهايي ايمان اسلامي (هوالذي ارسل رسوله با لهدي و دين الحق لنظهره علي الدين كله ولو كره المشركون ) غلبه قطعي صالحان و متقيان و كوتاه شدن دست ستم كاران و جباران براي هميشه و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت را نويد داده است .
    اميد و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني در زبان و روايات اسلامي (انتظار فرج ) خوانده شده و عبادت شمرده شده است . اصل (انتظار فرج ) از يك اصل كلي اسلامي و قرآني ديگر استنتاج مي شود و آن اصل « حرمت ياس از روح الله ) است .
    مردم مومن به عنايات الهي هرگز و در هيچ شرايطي اميد خويش را از دست نمي دهند و تسليم ياس و نااميدي و بيهوده گرايي نمي گردند. چيزي كه هست اين (انتظار فرج ) و اين (عدم ياس از روح الله ) در مورد يك عنايت عمومي و بشري است نه شخصيتي يا گروهي و بعلاوه توام است با نويدهاي خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده است .
    جامعه ايده آل
    آرمان قيام و انقلاب مهدي (عج ) يك فلسفه بزرگ اجتماعي اسلامي است . اين آرمان بزرگ گذشته از اينكه الهام بخش ايده و راه گشا بسوي آينده است آيينه بسيار مناسبي است براي شناخت آرمان هاي اسلامي .
    اين نويد اركان و عناصر مختلفي دارد كه برخي فلسفي و جهاني است و جزئي از جهان بيني اسلامي است . برخي فرهنگي و تربيتي است برخي سياسي است برخي اقتصادي است برخي اجتماعي است برخي انساني يا انساني ـ طبيعي است .
    مشخصات انتظار بزرگ
    1 ـ خوشبيني به آينده بشريت : درباره آينده بشريت نظرها مختلف است . بعضي معتقدند كه شر و فساد و بدبختي لازمه لاينفك حيات بشري است و بنابر اين زندگي بي ارزش است و عاقلانه ترين كارها خاتمه دادن به حيات و زندگي است .
    بعضي ديگر اساسا حيات بشر را ابتر مي دانند : معتقدند كه بشر در اثر پيشرفت حيرت آور تكنيك و ذخيره كردن انبارهاي وحشتناك وسائل تخريبي رسيده به مرحله اي كه با گوري كه با دست خود كنده يك گام بيشتر فاصله ندارد. بنابر اين نظريه بشر در نيمه راه عمر خود بلكه در آغاز رسيدن به بلوغ فرهنگي به احتمال زياد نابود خواهد شد. البته اگر تنها به قرائن و شواهدي ظاهري قناعت كنيم اين احتمال را نمي توان نفي كرد.
    نظريه سوم اين است كه شر و فساد لازمه لاينفك طبيعت بشر نيست . شر و فساد و تباهي معلول مالكيت فردي است . تا اين ام الفساد است شر و فساد هم هست و با خواسته انسان ها اين ام الفساد از بين نمي رود ولي تكامل ابزار توليد و جبر ماشين روزي ريشه اين ام الفساد را جبران خواهد كرد. پس آنچه مايه و پايه خوشبختي است تكامل ماشين است .
    نظريه چهارم اين است كه ريشه فسادها و تباهي ها نقض روحي و معنوي انسان است . انسان هنوز دوره ناپختگي و جواني را طي مي كند و خشم و شهوت بر او و عقل او حاكم است . انسان بالفطره در راه تكامل فكري و اخلاقي و معنوي پيش مي رود.
    نه شر و فساد لازمه لاينفك طبيعت بشر است و نه جبر و تمدن فاجعه خودكشي دسته جمعي را پيش خواهد آورد. آينده بس روشن و سعادت بخش و انساني كه در آن شر و فساد از بيخ و بن بركنده خواهد شد در انتظار بشريت است .
    اين نظريه الهامي است كه دين مي كند. نويد مقدس قيام و انقلاب مهدي موعود در اسلام در زمينه اين الهام است .
    2 ـ پيروزي نهايي صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادي و صداقت بر زور و استكبار و استبداد وظلم و اختناق و قريب
    3 ـ حكومت جهاني واحد .
    4 ـ عمران تمام زمين در حدي كه نقطه خراب و آباد نشده باقي نماند .
    5 ـ بلوغ بشريت به خردمندي كامل و پيروزي از فكر و ايدئولوژي و آزادي از اسارت شرايط طبيعي و اجتماعي و غرائض حيواني .
    6 ـ حداكثر بهره گيري از مواهب زمين .
    7 ـ برقراري مساوات كامل ميان انسان ها در امر ثروت .
    8 ـ منتفي شدن كامل مفاسد اخلاقي از قبيل زنا ربا شرب خمر خيانت دزدي آدمكشي و غيره و خالي شدن روان ها از عقده ها و كينه ها
    9 ـ منتفي شدن جنگ و برقراري صلح و صفا و محبت و تعاون .
    10 ـ سازگاري انسان و طبيعت .
    دو نوع انتظار
    انتظار فرج دوگونه است : انتظاري كه سازنده است تحرك بخش است تعهدآور است عبادت بلكه با فضيلت ترين عبادت است و انتظاري كه ويرانگر است . بازدارنده است فلج كننده است و نوعي « اباحيگري » محسوب مي شود.
    انتظار ويرانگر
    برداشت قشري مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي موعود اين است كه صرفا ماهيت انفجاري دارد : فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها و تبعيض ها و اختناق ها و حق كشي ها و تباهي ها ناشي مي شود. نوعي سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است . آنگاه كه صلاح به نقطه صفر برسد حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد باطل يكه تاز ميدان گردد. جز نيروي باطل نيرويي حكومت نكند فرد صالحي در جهان يافت نشود اين انفجار رخ مي دهد و دست غيب براي نجات حقيقت ـ نه اهل حقيقت زيرا حقيقت طرفداري ندارد ـ از آستين بيرون مي آيد.
    علي هذا هر اصلاحي محكوم است زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است . تا در صحنه اجتماع نقطه روشني هست دست غيب ظاهر نمي شود. برعكس هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حق كشي هر پليدي اي به حكم اينكه مقدمه صلاح كلي است و انفجار را قريب الوقوع مي كند رواست زيرا « الغايات تبرر المبادي » (هدف ها وسيله هاي نامشروع را مشروع مي كنند). پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار ترويج و اشاعه فساد است .


    اينجاست كه گناه هم فال است و هم تماشا. هم لذت و كامجويي است و هم كمك به انقلاب مقدس نهايي . اينجاست كه اين شعر مصداق واقعي خود را مي يابد :
    در دل دوست به هر حيله رهي بايد كرد
    طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد
    اين گروه طبعا به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعي بغض و عداوت مي نگرند زيرا آنان را از تاخيراندازان ظهور و قيام مهدي موعود(عج ) مي شمارند. برعكس اگر خود هم اهل گناه نباشند در عمق ضمير و انديشه با نوعي رضايت به گناهنكاران و عاملان فساد مي نگرند زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مي نمايند.
    شبه ديالكتيكي
    اين نوع از برداشت از آن جهت كه با اصلاحات مخالف است و فسادها و تباهيها را به عنوان مقدمه يك انفجار مقدس موجه و مطلوب مي شمارد بايد « شبه ديالكتيكي » خوانده شود. با اين تفاوت كه در تفكر ديالكتيكي با اصلاحات از آن جهت مخالفت مي شود و تشديد نابسامانيها از آن جهت اجازه داده مي شود كه شكاف وسيعتر شود و مبارزه پيگيرتر و داغ تر گردد ولي اين تفكر عاميانه فاقد اين مزيت است : فقط به فساد و تباهي فتوا مي دهد كه خود به خود منجر به نتيجه مطلوب بشود. اين نوع برداشت از ظهور و قيام مهدي موعود و اين نوع انتظار فرج كه منجر به نوعي تعطيل در حدود و مقررات اسلامي مي شود و نوعي « اباحيگري » بايد شمرده شود به هيچ وجه با موازين اسلامي و قرآني وفق نمي دهد.
    انتظاري سازنده
    آن عده از آيات قرآن كريم ـ كه همچنان كه گفتيم ريشه اين انديشه است و در روايات اسلامي به آنها استناد شده است ـ در جهت عكس برداشت بالاست . از اين آيات استفاده مي شود كه ظهور مهدي موعود حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آياتي كه بدانها در روايات استناد شده است نشان مي دهد كه مهدي موعود(عج ) مظهر نويدي است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است مظهر پيروزي نهايي اهل ايمان است .
    وعدالله الذين امنوا (منكم ) و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض (كما استخلف الذين من قبلهم ) وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لايشركون بي شيئالله
    ترجمه : خداوند به مومنان و شايسته كاران (شما) وعده داده است كه آنان را جانشين زمين قرار دهد (همچنان كه پيشينيان را قرار داد) ديني كه آنها را پسنديده است مستقر سازد دوران خوف آنان را تبديل به دوران امنيت نمايد (دشمنان آنان را نابود سازد) بدون ترس و واهمه خداي خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهند و چيزي را در عبادت يا طاعت شريك حق نسازند.
    ظهور مهدي موعود منتي است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان و وسيله اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اي است براي وراثت آنها و خلافت الاهي در روي زمين :
    ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين
    ظهور مهدي موعود تحقق بخش وعده اي است كه خداوند متعال از قديم ترين زمان ها در كتب آسماني به صالحان و متقيان وعده داده است كه زمين از آن آنان است و پايان تنها به متقيان تعلق دارد :
    ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكران الارض يرثها عبادي الصالحون .
    ان الارض لله يورثها من يشا من عباده و العاقبه للمتقين .
    حديث معروف كه مي فرمايد : (يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا) نيز شاهد مدعاي ماست نه بر مدعاي آن گروه .
    در اين حديث نيز تكيه بر ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مي رساند كه قيام مهدي براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند. بديهي است كه اگر گفته شده بود (يملا الله به الارض ايمانا و توحيدا و صلاحا بعد ما ملنت كفرا و شركا و فسادا) مستلزم اين نبود كه لزوما گروهي مستحق حمايت وجود داشته باشد. در آن صورت استنباط مي شد كه قيام مهدي موعود براي نجات حق از دست رفته و به صفر رسيده است نه براي گروه اهل حق ولو به صورت يك اقليت . شيخ صدوق روايتي از امام صادق (ع ) نقل مي كند مبني بر اينكه اين امر تحقق نمي پذيرد مگر اينكه هر يك از شقي و سعيد به نهايت كار خود برسد.
    پس سخن در اين است كه گروه سعدا و گروه اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند : سخن در اين نيست كه سعيدي در كار نباشد و فقط اشقيا به منتهي درجه شقاوت برسند در روايات اسلامي سخن از گروه زبده است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مي شوند. بديهي است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمي شوند و به قول معروف از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند.
    معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مي دهد. اين خود مي رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيدالشهدا.
    از نظر روايات اسلامي در مقدمه قيام و ظهور امام يك سلسله قيام هاي ديگر از طرف اهل حق صورت مي گيرد. آنچه بنام قيام يماني قبل از ظهور بيان شده است نمونه اي از اين سلسله قيام هاست اين جريان ها نيز ابتدا به ساكن و بدون زمينه قبلي رخ نمي دهد در برخي روايات اسلامي سخن از دولتي است از اهل حق كه تا قيام مهدي (عج ) ادامه پيدا مي كند و چنانكه مي دانيم بعضي از علماي شيعه كه به برخي از دولتهاي شيعي معاصر خود حسن ظن داشته اند احتمال داده اند كه دولت حقي كه تا قيام موعود ادامه خواهد يافت همان سلسله دولتي باشد.
    اين احتمال هر چند ناشي از ضعف اطلاعات اجتماعي و عدم بينش صحيح آنان نسبت به اوضاع سياسي زمان خود بوده اما حكايتگر اين است كه استنباط اين شخصيت ها از مجموع آيات و اخبار و احاديث مهدي اين نبوده كه جناح حق و عدل و ايمان بايد يكسره درهم بشكند و نابود شود و اثري از صالحان و متقيان باقي نماند تا دولت مهدي ظاهر شود بلكه آن را به صورت پيروزي جناح صلاح و عدل و تقوا بر جناح فساد و ظلم و بي بندو باري تلقي كرده اند.
    نتيجه :
    از مجموع آيات و روايات استنباط مي شود كه قيام مهدي موعود(عج ) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است .
    مهدي موعود تحقق بخش ايده آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است .
    منبع : قيام و انقلاب مهدي (عج ) از ديدگاه استاد شهيد مرتضي مطهري
    آيات : انبيا105 ـ اعراف 128 ـ نور55 ـ قصص 5 و .6
    گردآورنده : حسن لطيفي
    بعضي معتقدند كه شر و فساد و بدبختي لازمه لاينفك حيات بشري است و بنابر اين زندگي بي ارزش است و عاقلانه ترين كارها خاتمه دادن به حيات و زندگي است كه اين گروه سخت در اشتباهند
    از مجموع آيات و روايات استنباط مي شود كه قيام مهدي موعود(عج ) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است