بسم الله الرحمن الرحيم
هفته دوم ارديبهشت در تقويم انقلاب از جلوه و اهميت ويژه اي برخوردار است . هفته جاري را به دليل همزماني با مناسبت هاي متعدد بايد هفته
مبارك و پرحاصلي ارزيابي كرد. از مناسبت هاي اين هفته مي توان به روز كارگر اشاره كرد كه در اين روز
مشكلات جامعه كارگري تا حدودي مجال طرح
در مجامع عمومي را مي يابد و اميدواريم كه موضوع مهم « مديريت منابع انساني » و جايگاه « كار » و « كارگر » كه در ارزشهاي ديني و انقلابي ما بسيار با
اهميت شمرده شده مورد توجه قرار گرفته و راه حل هاي مناسبي براي مشكلات اين قشر مولد و در عين حال صبور و محروم جامعه كه اين روزها در زير
بار تورم
فشار مضاعفي را متحمل مي شوند
انديشيده شود.
از سوي ديگر با كمال تاسف بايد اذعان كرد كه در جامعه ما آنچنان كه شايسته يك جامعه انقلابي است به موضوع توليد
خودكفايي اقتصادي و
بهره وري محيط هاي كار توجه نشده و هنوز با معيارهاي قابل قبول فاصله زيادي وجود دارد و بنظر مي رسد با تامين حداقل هاي معيشتي براي كارگران
تامين اجتماعي مناسب و كم كردن فاصله طبقاتي بتوان انگيزه هاي مناسب را در توليد و پويايي اقتصادي كشور فراهم كرد.
از ديگر مناسبت هاي هفته
سالروز شهادت استادمطهري و روز معلم است . متاسفانه عليرغم تحول عمده اوليه اي كه انقلاب در بخش هاي مختلف
ايجاد كرد
عدم پيگيري اين تحول در بخش هاي بنيادين كه آموزش وپرورش
نقطه آغاز همه تحولات است
ما را درگير مشكلات اجتماعي گوناگوني
كرده كه امروزه شاهد آن هستيم . قطعا بايد پذيرفت كه جايگاه « علم و تربيت » و « آموزش وپرورش » در جامعه ما با معيارهاي اسلامي كه بتوان به آن
افتخار كرد
فاصله زيادي دارد كه صرفنظر از برخي پيشرفتها در كسب رتبه هاي علمي در المپيادهاي بين الملل
نتوانسته ايم دو بال « علم » و « تربيت » را در
مراكز آموزشي تقويت كنيم و به همين دليل خروجي مدارس و مراكز آموزش عالي ما ضعف هاي زيادي دارد كه در جاي خود بايد به آن پرداخت . شايد
يكي از دلايل اين نقصان
عدم توجه به توليد فكر و دانش و سطحي نگري در جامعه و استفاده از روشهاي آموزشي منفعل و از كارافتاده در مدارس است
كه مديران اين بخش بايد هرچه سريعتر نسبت به بهبود وضعيت همت كرده و با تغيير بنيادين در نظام آموزش وپرورش
آن را همراه با تحولات روز قرار
دهند.
چند سالي است كه يازدهم ارديبهشت ماه به عنوان « روز ملي خليج فارس » نامگذاري شده تا فرصتي باشد براي توجه به اين آبراه حياتي و
ژئواستراتژيك منطقه و تاكيد بر نام درخشان آن كه قرن ها بر تارك نقشه هاي جهان مي درخشد. خليج هميشه فارس به عنوان سندي تاريخي بخش مهم و
پرشكوهي از هويت ملت ايران و ايراني را تشكيل مي دهد. اين عنصر حيات بخش
انسان ها را قرن ها در آغوش پرمهر خود پرورانده و منابع عظيم آن
اقتصاد منطقه و اقتصاد دنياي نوين كنوني را ساماندهي كرده و با خدمت به بشر در عين ايراني بودن هويتي بين المللي يافته است .
خليج فارس به عنوان گذرگاه كليدي منطقه
محل عبور بخش اعظمي از انرژي جهان شناخته مي شود ولي در طول تاريخ و حتي قبل از آنكه نقشي در
اين منطقه كشف شود نيز مورد توجه خاص سلطه جويان بوده است . تاريخ نشان مي دهد كه قبل از حضور استعماري انگليس
پرتغاليها سعي داشتند با
هجوم اشغالگرانه به سواحل ايران
حضور نظامي خود را در خليج فارس تثبيت كنند كه البته با مقاومت جانانه دليرمردان ايران مواجه و سرانجام ناچار
به عقب نشيني از منطقه شدند. با اينحال
موقعيت منحصر به فرد و ارزش ژئواستراتژيك خليج فارس در حدي است كه استعمارگران به سادگي از آن
دست نخواهند كشيد و مطامع خود را در ايجاد كانونهاي بحران و بحران سازي در منطقه جستجو مي كنند. ما معتقديم عليرغم طرحهاي شوم بيگانگان
خليج فارس بايد كانون همبستگي و همدلي ملتهاي منطقه باشد و توسط كشورهاي داراي ساحل در خليج فارس اداره شود و مسائل و مشكلات آن نيز
در قلمرو حسن همجواري كشورهاي همسايه به خوبي حل و فصل گردد. روز ملي خليج فارس يادآور اين نكته بزرگ تاريخي است كه مردمان حاشيه
خليج فارس هويتي يكپارچه دارند و اجازه نخواهند داد تا بيگانگان با سندهاي جعلي و بي اعتبار در جغرافياي منطقه دخل و تصرف كنند.
در اين هفته سفر دكتراحمدي نژاد به سه كشور پاكستان
سريلانكا و هند بنا به دعوت مقامات اين كشورها گامي عملي در جهت توسعه مناسبات با
كشورهاي شبه قاره بود. رئيس جمهور ابتدا در سفري چندساعته عازم پاكستان شد و با پرويز مشرف رئيس جمهور اين كشور ديدار و در خصوص
مسائل موردنظر گفتگو كرد
سپس بنا به دعوت « راجا باكسه » عازم كلمبو شد و دهلي نو مقصد سومين سفر دوره اي رئيس جمهور كشورمان بود. در سفر
به اين سه كشور گسترش روابط همه جانبه
بخصوص مناسبات اقتصادي
بازرگاني
فرهنگي
تكميل خط لوله انتقال گاز صلح و مسائل بين المللي
مورد بررسي قرار گرفت .
طرح خط لوله انتقال گاز ايران به پاكستان و هند در ماه هاي اخير از مهمترين مباحث روز منطقه بوده بويژه آنكه اسلام آباد براي نهايي شدن اين
قرارداد
تاكنون تمايل زيادي از خود نشان داده است . سفر رئيس جمهور به پاكستان بطور قطع گام موثري بود تا اين قرارداد را به سمت ميز امضاي نهايي
هدايت كند. مذاكرات اخير هند و پاكستان و توافق قطعي براي واردات گاز از ايران و حل و فصل اختلافات موجود درباره تعرفه ترانزيت نيز اميدواري
زيادي براي روشن شدن وضعيت نهايي قرارداد خط لوله ايجاد كرده است . كارشناسان سياسي و اقتصادي معتقدند اجراي طرح خط لوله صلح عليرغم
كارشكني آمريكايي ها علاوه بر مزاياي اقتصادي براي سه كشور
در ايجاد صلح و امنيت بين هند و پاكستان نقش اساسي ايفا مي كند. خط لوله صلح
همچون پلي منطقه اي ميان جنوب و غرب آسيا خواهد بود و در صورت پيوستن كشورهايي مانند چين به آن و گسترش آن به سمت درياي خزر
شبكه
انرژي تشكيل مي شود كه منطقه اي گسترده از خليج فارس
جنوب آسيا و آسياي مركزي تا چين را دربرمي گيرد كه در نهايت مي تواند باعث كاهش قيمت
گاز شود.
ديروز و در روزهاي پاياني هفته
رهبر معظم انقلاب براي ديدار با مردم شريف استان فارس وارد شهر ادب پرور و فرهنگ خيز شيراز شدند و
عاشقان انقلاب در اين خطه شهيدپرور حماسه اي تاريخي و پرشور آفريدند. حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار چند روزه با حضور در ميان اقشار
مختلف مردم استان با آنان سخن خواهند گفت و زمينه هاي توسعه استان سراسر ذوق و هنر و عرفان فراهم خواهد شد.
در هفته جاري كشورمان شاهد يك رويداد فرهنگي است كه همه ساله همزمان با فصل بهار به روي اصحاب علم و دانش رخ مي گشايد. درهاي
بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران از امروز به مدت 10 روز به روي علاقمندان مطالعه گشوده مي شود و فضاي مناسبي را براي ارتقا
بازار انديشه ايجاد مي كند . همچنين در آستانه هفته آينده تهران ميزبان صدها انديشمند اسلامي از 45 كشور جهان است كه براي شركت در كنفرانس
وحدت اسلامي و بحث پيرامون تدوين منشور تقريب مذاهب و بررسي راهكارهاي مقابله با فتنه ها گردهم مي آيند.
در هفته جاري در حوزه مسائل خارجي موضوع حمله نظاميان آمريكايي به شهرك صدر عراق
جنايات اسرائيل در بيت حانون
ترور ناموفق رئيس
جمهور افغانستان
ادامه دخالتهاي خارجي در لبنان و ميانجيگري اردوغان براي برقراري مذاكره ميان سوريه ورژيم صهيونيستي بر سر جولان از
محورهاي موردتوجه رسانه ها بود.
اشغالگران آمريكايي هفته جاري در هماهنگي با دولت نوري مالكي حمله به شهرك صدر و نيروهاي شبه نظامي طرفدار مقتدي صدر را كه همواره
خواستار خروج اشغالگران از عراق هستند
در جدول برنامه هاي نظامي خود داشتند و از زمين و هوا اين شهرك فقيرنشين شيعه را مورد حمله قرار داده و
دهها تن از افراد غيرنظامي و شبه نظاميان وابسته به جيش المهدي را به خاك و خون كشيدند. اين اقدام كه در پوشش خلع سلاح گروههاي عراقي صورت
مي گيرد در حاليست كه نيروهاي موسوم به « شوراي بيداري » كه از گروههاي سني طرفدار آمريكا براي استقرار اهداف آمريكا در عراق تشكيل شده
هر
روز بر دامنه فعاليتهاي آن افزوده شده و كمكهاي نظامي بيشتري را از سوي نظاميان آمريكايي مستقر در عراق دريافت مي كنند.
از سوي ديگر فاجعه انساني در عراق رفته رفته به يك بحران بزرگ در اين كشور اشغال زده تبديل مي شود. در ميان رويدادهاي تاسف بار و دلخراش
عراق در طول بيش از 5 سال اشغال اين كشور توسط متجاوزان آمريكايي و انگليسي
بي سرپرست شدن يك ميليون زن عراقي و يتيم شدن 5 ميليون
كودك است كه عمدتا از شيعيان اين كشور بوده و خبر از يك فاجعه انساني در عراق مي دهد. علاوه بر اينها مجروح و معلول شدن صدها هزار عراقي و
وضعيت معيشتي تكاندهنده اين خيل عظيم آسيب ديدگان چيزي نيست كه آينده عراق را تحت تاثير قرار ندهد. ابعاد اين فاجعه زماني مشخص مي شود
كه علاوه بر خسارات روحي
مادي و معنوي به حدود يك سوم از جمعيت عراق
اين كشور را در آستانه يك بحران اخلاقي و اجتماعي نيز قرار داده
است . متاسفانه در چنين وضعيتي نه تنها رهبران كشورهاي اسلامي بلكه سران رژيم هاي عرب كه شعار حمايت از ملتهاي عرب را يدك مي كشند
به
سادگي از كنار اين فاجعه گذشته و فرياد استغاثه مردم مظلوم و بي سرپرست عراق را نمي شنوند چرا كه اولويت اصلي آنها در اين شرايط
سازش با رژيم
صهيونيستي و مشروعيت بخشيدن به جنايتهاي آمريكا واسرائيل در منطقه است .
در اين هفته فلسطين اشغالي بويژه نوارغزه شاهد ادامه جنايات قساوت باري بود كه صهيونيستها در پناه سكوت مجامع بين المللي
انفعال رژيم هاي
عرب و حمايت گستاخانه آمريكا و اروپا مرتكب شدند. شليك مستقيم تانكهاي اسرائيلي به زنان و كودكان بيگناه شهرك « بيت حانون » در حالي صورت
گرفت كه نوار غزه همچنان بدون سوخت و دارو در محاصره كامل صهيونيستها بوده و مجروحان نيز يكي پس از ديگري جان خود را از دست مي دهند.
در همين هفته اخبار خبرگزاريها به سفر اردوغان نخست وزير اسلامگري تركيه به دمشق معطوف شد كه براي كسب حمايت غرب در مقابل فشار
لائيك هاي اين كشور براي حذف وي از قدرت دست به ميانجيگري ميان سوريه و رژيم صهيونيستي زد. هرچند سراب صلح با رژيم صهيونيستي در
سالهاي اخير
قربانيان زيادي را گرفته اما بنظر مي رسد عنوان بازپس گيري سرزمينهاي اشغالي عربي از طريق مذاكره سياسي با رژيمي كه موجوديتش
براساس غصب و عدم مشروعيت پايه گذاري شده
بيان اغواگرانه اي است كه همچنان به دنبال قرباني جديدي است . رژيم غاصب صهيونيستي براي
عقب نشيني از جولان خواستار امتيازات بنياد بر اندازانه اي از سوريه براي عادي سازي روابط با دمشق به عنوان يكي از محورهاي مهم مقاومت
ضدصهيونيستي است تا با آن بتواند انتفاضه ملتهاي فلسطين
لبنان و جهان اسلام را به شكست كشانده و سپس با سواستفاده از عنصر زمان
سوريه را
در بازي پيچيده خود گرفتار سازد. طبعا اين بازي هيچ برنده اي جز آمريكا و رژيم صهيونيستي نخواهد داشت و اسرائيل با وعده هاي خود فقط به دنبال
ايجاد تماس و لكه دار كردن سوريه است چرا كه همانگونه كه اولمرت نخست وزير اسرائيل چندي پيش بر آن تاكيد داشت
رژيم صهيونيستي حتي يك
وجب از جولان عقب نشيني نخواهد كرد و صرفا به دنبال بازي دادن اعراب است .
در اين هفته لبنان همچنان در مسير بلاتكليفي گام برداشت . اختلاف ميان گروههاي سياسي باعث شده اين كشور كه بايد با نظام جمهوري اداره شود
ششمين ماه بي رياست جمهوري خود را سپري كند. شايد ريشه همه اين مشكلات به مداخلات كشورهاي بيگانه بويژه آمريكا
فرانسه و اخيرا عربستان
در اوضاع سياسي لبنان بازگردد كه اين كشور اينگونه قرباني مطامع خارجي شده است . سعد حريري رئيس گروه مجري سياستهاي غرب در لبنان كه پس
از افشاي نقش غيرمستقيم او در ترور شهيدعماد مغنيه دو ماه در عربستان بسر مي برد هفته جاري به لبنان بازگشت و بلافاصله با شريك سياسي خود
« كمال جنبلاط » ديدار و طرح « نبيه بري » رئيس مجلس لبنان را براي گفتگوي سران گروههاي سياسي رد كرد و بدين ترتيب همگام با آمريكا با استقرار
هرگونه آرامش و ثبات در لبنان مخالفت كرد . هرچند براي گروههاي مقابل جناح 14 مارس كه علاقمند به سرنوشت كشورشان هستند . و به تلاشهاي
خود جهت پايان دادن به دوران بلاتكليفي در لبنان و مقابله با سواستفاده بيگانگان ادامه مي دهند
هفته آينده هفته حساسي به حساب آيد
ولي بنظر
مي رسد قدرتهاي فرامنطقه اي قصد دارند لبنان را به منطقه تحت نفوذ اسرائيل تبديل كنند.
افغانستان در هفته جاري توجهات ويژه رسانه ها را به خود اختصاص داد. حادثه ترور ناموفق حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان در مراسم رژه
ملي اين كشور كه از سوي طالبان طراحي شده بود بارديگر نشان داد كه نيروهاي اشغالگر قادر نبوده اند امنيت را
حتي براي مركز اين كشور به ارمغان
آورند
اين در حاليست كه دهها هزار نظامي عضو ناتو به سركردگي آمريكا در اين كشور حضور دارند ولي عملا بيش از نيمي از افغانستان از كنترل اين
نيروها خارج است . شايد بهترين نتيجه اي كه از حادثه هفته جاري در افغانستان بدست آيد
اين جمله باشد كه هيلاري كلينتون خطاب به افكار عمومي
آمريكا گفت : « حادثه ترور كرزاي نشانه شكست آمريكا در افغانستان است و عملا ثابت مي كند كه آمريكائيها در برقراري امنيت حتي در كابل بي كفايت
هستند. »

|