
محمدكاظم تقوي
« اخلاق » در « حوزه » و براي « حوزويان » از جمله موضوعات
مسائل و دغدغه هاي راهبردي است
چنانكه كار آمدترين راهكار براي
« طلبه شدن » و « طلبه ماندن » نيز هست . اخلاق همانگونه كه از گذشته و همواره محور تاكيدات مربيان و معلمان علوم الهي بوده است
براي هميشه سزاوار توجه كردن و توجه دادن اهل علم به آن است
چرا كه آراستگي و تخلق طلبه و عالم ديني به زيور اخلاق موثرترين
شيوه براي تبليغ و دعوت است . اخلاق سرمايه و دستمايه اصلي و اساسي انبيا الهي و اوصيا آنان (عليهم السلام ) بوده است كه
تحصيل آن براي وارثان علوم و آموزه هاي آنها كه عالمان دين هستند از ضرورت بالايي برخوردار است .
براستي اگر رسول اكرم (ص ) چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد به مرتبه « وانك لعلي خلق عظيم » نمي رسيد
مي توانست دريافت
كننده « قولا ثقيلا » باشد آن حضرت پس از آنكه « رحمه للعالمين » گرديد
به سوي همه جهانيان برانگيخته شد و براي آنان مائده اي از
آسمان آورد كه براي همه ساكنان پهنه زمين در درازي زمان بسنده و پاسخگو و كافي است .
گر چه سفيران الهي « ولايت » و « امامت » را توام با يكديگر دارا بودند
ولي باطن امامت آنها نيل به مقام ولايت الهي تشكيل مي داد كه
همان مقام عصمت و طهارت از آلودگي ها و آراستگي كامل به اخلاق الهي بوده است
يعني چون بر خويش و ديگران ستمي روا
نداشتند
مخاطب به خطاب « اني جاعلك للناس اماما » گرديدند.
عالمان وارثان پيامبران
عالمان دين وارث مكتب و مرام پيام آوران الهي مي باشند
پيام آوراني كه در قرآن كريم به انواع صفات و خلقيات عاليه توصيف و
معرفي شدند و پيامبر عزيز اسلام كه خلق عظيم داشت و در عالي ترين مراتب آقائي و بزرگواري
پيش از رسالت هم در زندگي چهل ساله
خود در ميان قريش به « امين » و « صادق » شناخته مي شد و كسي كار و صفت خلاف اخلاقي از او سراغ نداشت
چنانكه جانشينان آن
حضرت به صادق
رضا
جواد
تقي
نقي و... متصف و شناخته مي شدند.
اين وارثان انبيا در صورتي واقعا سزار عنوان وارث مي باشند كه سهم لازم خود از اخلاق و علوم الهي و وحياني را دارا باشند
يعني
همان گونه كه رسول گرامي (ص ) براي اتمام مكارم اخلاق مبعوث شد و خود پيشاپيش همه كامل ترين نمونه اخلاق بود
عالمان دين و
طلاب و روحانيان در كنار دعوت جامعه به اخلاق
خود بايد به اخلاق اسلامي آراسته و از زشتي هاي اخلاقي پيراسته باشند تا در دلها
نفوذ داشته باشند و دعوتشان شنيده و پذيرفته گردد.
اميرالمومنين علي (عليه السلام ) در كلامي نوراني مي فرمايد :
« آن كس كه خويشتن را در جايگاه امام و پيشواي مردم قرار دهد
بر او لازم است نخست خويش را پيش از ديگران تعليم دهد و معلم
و آموزگار خويشتن باشند و نيز بايد پيش از اينكه بازبان ديگران را با ادب سازد
با سيره و رفتار خود آنها را به ادب فرا خواند
زيرا آن
كس كه به تعليم و تاديب خود اقدام مي كند برتر از كسي است كه معلم و مودب مردم است . » 1
گام هاي آغازين طلبه بايد اخلاقي و بر پايه تقوي باشد تا بار امانت را سالم و بي كم و كاست حمل كند و سيره سلف صالح اينگونه
بود كه از چه استادي درس بياموزند
برايشان مهم و تعيين كننده بود.
حضرت آيت الله جوادي آملي از آغاز طلبگي خود اينگونه ياد مي كند :
« پدرم معتقد بود كه درس نخست را بايد استاد بزرگواري بگويد كه خودش تزكيه شده باشد
از اين رو مرا خدمت مرحوم آيت الله
فرسيو رضوان الله عليه ) برد كه مردم شهر
بويژه علما درباره قداست تنفس آن مرحوم تعابير خاصي داشتند. وقتي پدرم مطلب را با ايشان
در ميان گذاشتند او نيز كاملا استقبال كرد و با بياني گرم براي ما درس امثله و شرح امثله گفت : » 2
آن استاد وارسته با جان مهذب خود چنان سروشي در گوش شاگرد خواند كه شاگرد بزرگوار پس از دهها سال و پيمودن مدارج عالي
علمي و عملي در يادكرد آن درس مي گويد : « هنوز مديون سروش غيبي آن بزرگ استاد هستم و هنوز شيريني آن را در ذائقه ام احساس
مي كنم . » 3
اخلاق تعيين كننده است
طلبه براي آموختن علوم و دانش هاي ديني رهسپار حوزه هاي علميه مي شود
اما مقدمه لازم و زمينه واجب اهتمام به اخلاق و
تربيت خويشتن و رام كردن نفس سركش و اصلاح جان است . بلكه تخلق به اخلاق الهي « غايت » و ذي المقدمه علم آموزي به حساب
مي آيد. مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري (رضوان الله عليه ) كه از مقام عالي علمي برخوردار و موافق به تعليم و تربيت چند تن از
مراجع دوره اخير شده بود
در كنار شئون علمي به اخلاق طلاب توجه ويژه اي داشت به گونه اي كه « به مسائل اخلاقي حساسيت فراوان
داشت و بسيار در تهذيب اخلاق طلاب سعي و كوشش مي نمود و به محض اينكه سواخلاقي از طلاب علمي ديده مي شد
شهريه او را
قطع مي نمود و مي فرمود : به درد من نمي خورد و مايل نيستم در حوزه باشد ولو خوب هم تحصيل نمايد . » 4
معلم اخلاق
حضرت آيت الله بروجردي « قدس سره ) در كنار توجه جدي به جنبه رشد علمي طلاب به اخلاق و معنويت آنها نيز اهتمام مي ورزيد
چنانكه يكي از شاگردان آن استاد الفقها مي گويد آن مرحوم « براي اصلاح حال طلاب خيلي مي كوشيد. برخي از روزهاي چهارشنبه و
آغاز تعطيلات طلاب را نصيحت مي كرد و اين نصايح خيلي موثر واقع مي شد. آن مرحوم مي فرمود اي كاش كسي مثل حاج ميرزا علي
آقاي شيرازي در قم مي بود و طلاب را موعظه مي كرد. البته گاهي از وي دعوت مي كرد كه به قم بيايند و طلاب را نصيحت كنند
با اين كه
حاج ميرزاعلي آقا شيرازي در اصفهان شاگردش بوده است . » 5 اين استاد اخلاق همان است كه شهيد مطهري (قدس سره ) درباره درس
اخلاق او مي گويد : « مواعظ و اندرزهايش چون از جان بر مي آمد لاجرم بر دل مي نشست
هر وقت به قم مي آمد علما طراز اول قم با
اصرار از او مي خواستند كه منبر برود و موعظه نمايد . منبرش بيش از آنكه « قال » باشد « حال » بود » 6 اين شهيد مطهر و مهذب كه از نعمت
مجالست و موانست آن عبد صالح بهره مند شده بود در بياني ديگر اين معلم اخلاق را اينگونه معرفي مي كند :
« از بزرگترين مرداني بود كه من در عمر خود ديده ام و به راستي نمونه اي از زهاد و عباد و اهل يقين و يادگاري از سلف صالح بود . » 7
مكتب سامرا و اهتمام به اخلاق
ميرزاي بزرگ
مرجعي كه با حكم تاريخي خود شر استعمارگران سلطه جو و مستبدين ستم پيشه را از جامعه اسلامي دور كرده و
مقام علمي و مكتب درسي او از جايگاه ويژه اي برخوردار مي باشد « همواره مي كوشيد قبل از آغاز درس
روح و روان شركت كنندگان را
با قسمتي از مواعظ و نصايح نوراني و انسان ساز اميرالمومنين (ع ) در نهج البلاغه
آشنا سازد
تا زمينه فهم و فراگيري علوم فراهم گردد. از
اين رو
برخي از شاگردان ايشان هر روز فرازهايي از نهج البلاغه را تلاوت مي كردند. مرحوم شيخ آقابزرگ نقل مي كند كه شيخ مهدي
يزدي واعظ در اوايل به سامرا مشرف شد و از مباحث ميرزا بهره مي گرفت . او قبل از شروع درس مقداري از كتاب نهج البلاغه را
مي خواند ... هنگامي كه ايشان به مشهد مقدس رفت
اين وظيفه به عهده حاج شيخ حسينعلي تهراني نهاده شد . » 8
علاوه بر آنچه نقل شد
در حوزه سامرا اخلاق به عنوان درسي مستقل تدريس مي شده است و اساتيد وارسته و خودساخته براي
جويندگان علم و دانش درس هاي اخلاق داشتند و به امر تهذيب و خودسازي آنها اهتمام تام داشتند. در احوالات آن مرجع بزرگ
نوشته اند كه « نه تنها براي طلاب درس اخلاق و استاد و راهنماي تهذيب نفس معين كرده بود
بلكه خود نيز وقتي بر اثر تماس و
معاشرت با مردم و زائرين احساس كدورت كسالت روحي مي كرد
از مواعظ دلنشين مرحوم آخوند ملافتحعلي بهره مي جست و
هيچ گاه مسئله مقام و موقعيت اجتماعي و عنوان مرجعيت او را از كار باز نداشت 9.
اين خودسازي و اهتمام جدي سلف صالح به اخلاق تنها مربوط به حوزه ها و بزرگان نام برده شده نمي باشد بلكه همواره يكي از
عناصر كليدي و مقدم حوزه هاي علميه و عالمان و پرورش يافتگان مكتب اهل بيت بوده است . چنانكه در حوزه كهن و پربركت نجف
اشرف مربيان بزرگي همچون ملاحسينقلي همداني مكتب هاي تربيتي نافذ و اثرگذار داشتند كه بزرگاني مانند مصلح بزرگ و بيدارگر ملل
اسلامي سيدجمال الدين اسدآبادي (قدس سره ) شاگرد او بودند10. اين خط امتدادي به اندازه طول عمر حوزه ها دارد و عالمان و مربيان
بزرگ پس از آنكه خود
خودساختگاني وارسته بودند و در عبوديت و اخلاص سخت كوشا
در امر تربيت طلاب هم سخت اهتمام
داشتند. من باب نمونه شيخ مفيد(ره ) كه خود « بيش از اندازه فروتن بود و بسيار صدقه مي داد و فراوان نماز مستحبي مي گذارد و روزه
مي گرفت » 11 دانش پژوهان را به اخلاق اسلامي فراخوانده و بسياري از روايات اخلاقي را در موضوعات گوناگون براي شاگردانش املا
كرده است كه در كتاب امالي او قابل مشاهده است .
تاكيدات فراوان امام خميني
از آنجايي كه « اخلاق » ركن ركين حوزه هاي علميه و هويت اصلي طلاب و روحانيون و همه سطوح حوزويان مي باشد
امام
خميني (س ) فراوان مسئله اهتمام به اخلاق و تهذيب نفس را به دست اندركاران و زعماي حوزه ها و نيز طلاب و روحانيون متذكر
مي شد. ايشان مي گويد : « بر اهل علم خيلي لازم است ... خود را كاملا از اين مفاسد پاك كنند تا هم اصلاح آنها شود و هم اصلاح جامعه را
كرده
وعظ آنها موثر گردد و پند آنها در قلوب موقعيت پيدا كند . فساد عالم موجب فساد امت شود . » 12
حضرت امام تزكيه را در مرحله اول اهميت مي دادند
چنانكه در سال هاي اقامت در حوزه علميه نجف خطاب به طلاب و فضلا
فرمود :
« در مرحله اول در مقام تهذيب و تزكيه نفس و اصلاح خود برآييد... اگر شما منظم و مهذب شويد
همه جهات شما تحت نظم و ترتيب
باشد
ديگران به شما طمع نمي كنند
راه ندارند كه در حوزه هاي علميه و جامعه روحانيت نفوذ كنند
شما خود را مجهز و مهذب
كنيد . » 13
امام تهذيب را وظيفه اصلي حوزه و بقيه امور را در كنار آن و وظيفه مرحله بعدي مي بيند : « حوزه هاي علميه بايد خودشان را تهذيب
كنند . در خلال تهذيب
هر كاري كه هست تعقيب كنند . » 14 ايشان آموزش و علم مفيد را علمي مي داند كه با تزكيه روحي و اخلاقي
عجين باشد : « آموزش وقتي مفيد خواهد شد كه تزكيه باشد
كه تربيت روحي و اخلاقي در آن باشد. » در كلامي ديگر سفارش مي كند :
« عزمتان جزم اين معنا باشد و توجهتان به خدا و اعمالتان خالص براي خداي تبارك و تعالي و جديت كنيد. كه در آن مدرسه كه
هستيد تحصيل كنيد و بالاتر از تحصيل
تهذيب اخلاق اسلامي باشيد و علوم اسلامي را با نفوس اسلامي تكميل كنيد و در كنار تحصيل
جدي بر احكام اسلام و معارف اسلاميه تهذيب اسلامي داشته باشيد . » 15
سخن آخر
آنچه در اين سطور آمده و احوال و اقوال بزرگان نقل گرديده نخست تذكري به گردآورنده و نيز يادآوري براي همه خوانندگان است كه
مبادا حوزويان ـ همه سطوح آن از طلاب مبتدي تا بزرگاني كه وظيفه و مسئوليت اداره حوزه ها را برعهده دارند از مسئله بسيار مهم
اخلاق غافل شوند. به بركت انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي براي روحانيت بسط يدي حاصل شده كه در جاي جاي
كشور اسلامي ايران و در ميان پير و جوان
شهر و روستا
نيروهاي مسلح و دانشگاهها و... حضور دارند. ولي پر پيداست كه اين حضور
گسترده زماني مي تواند عميق و تاثيرگذار باشد كه ما طلبه ها نخست تزكيه كرده باشيم و پس از خودسازي براي ديگران توصيه و موعظه
داشته باشيم . اگر طلاب مدارس تربيت و تهذيب را در مرحله اول و بالاتر از تحصيل بدانند و البته مديران و اساتيد و بزرگان هم اخلاق و
خودسازي را در مرتبه نخست ـ نه تنها به عنوان واحد درسي در برنامه آموزشي ـ قرار دهند
فارغ التحصيلان و تربيت شدگان چنين
حوزه هايي
چه در سنگر نماز جمعه و جماعت قرار گيرند
چه بر منبر وعظ و خطابه بنشينند و چه در ميدان سياست و مديريت جامعه
حضور يابند و يا در مراكز علمي ـ آموزشي انجام وظيفه كنند
منشا تحول مثبت خواهند بود
چنانكه نمونه هاي اين گروه كم نيستند. اما
اگر اينگونه نباشد واعظان غير متعظ
خطابه ها غيرنافذ
عرصه سياست و مديريت فاقد اخلاق و غيرقابل تحمل بلكه غيرقابل تنفس و
هكذا ديگر فضاهاي حضور و كار اين قشر نامطبوع و نامناسب خواهد بود كه اگر تعارف را كنار بگذاريم اين آفات امروزه در برخي موارد
قابل مشاهده و بوي مشمئزكننده آن آزار دهنده شده است . باشد كه جامعه اسلامي ما با برخورداري هر چه بيشتر از عالماني مهذب و
وارسته هر چه بيشتر پاك تر و پاكيزه تر گردد و انوار نوراني وحي و پرتو درخشان آموزه هاي پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) از مدرسه اهل بيت در
جامعه اسلامي پراكنده تر شود.
پاورقي ها!
1 ـ ميزان الحكمه
ج 5
ص 2092
2 ـ مهر استاد
ص 23 ـ24
3 ـ همان
ص 24
4 ـ حاج شيخ عبدالكريم حائري . ص 43
5 ـ مجله حوزه
ش 44 ـ43
ص 64
6 ـ سرگذشت هاي ويژه
ج 1
ص 29
7 ـ همان
ص 30
8 ـ مجله حوزه
ش 51 ـ50
ص 299 ـ 300
9 ـ همان
ص 300
10 ـ مجله حوزه
ش 60 ـ59
ص 19 ـ 20
11 ـ مجله حوزه
ش 54
ص 328
12 ـ تبيان
ش 10
ص 132
13 ـ همان
ص 134
14 ـ همان
ص 135
15 ـ همان
ص 138
آراستگي و تخلق طلبه و عالم ديني به زيور اخلاق موثرترين شيوه براي تبليغ و دعوت است
حضرت آيت الله بروجردي براي اصلاح حال طلاب خيلي مي كوشيد. برخي از روزهاي چهارشنبه و آغاز تعطيلات طلاب را
نصيحت مي كرد و اين نصايح خيلي موثر واقع مي شد
حضرت امام خميني : عزمتان جزم اين معنا باشد و توجهتان به خدا و اعمالتان خالص براي خداي تبارك و تعالي و جديت كنيد كه در
آن مدرسه كه هستيد تحصيل كنيد و بالاتر از تحصيل
تهذيب اخلاق اسلامي باشيد و علوم اسلامي را با نفوس اسلامي تكميل كنيد و
در كنار تحصيل جدي بر احكام اسلام و معارف اسلاميه تهذيب اسلامي داشته باشيد
اگر اخلاق محوري نباشد واعظان غيرمتعظ
خطابه ها غيرنافذ
عرصه سياست و مديريت فاقد اخلاق و غيرقابل تحمل بلكه غيرقابل
تنفس مي شود و اگر تعارف را كنار بگذاريم بي اخلاقي ها در برخي موارد قابل مشاهده و بوي مشمئز كننده آن آزاردهنده شده است
مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري
موسس حوزه علميه قم
در كنار شئون علمي به اخلاق طلاب توجه ويژه اي داشت و در
مورد افرادي كه سو اخلاق داشتند ميگفت مايل نيستم در حوزه باشند حتي اگر خوب تحصيل كنند

|