
گفتاري از مرحوم آيت الله فاضل لنكراني
مرجع تقليد فقيد
به مناسبت روز معلم و رحلت شهيد مطهري چند جمله اي درباره خصوصيات آن شهيد بزرگوار كه مي دانم عرض
مي كنم 1.
شهيد مطهري قبل از هر چيز يك روحاني بود و الحمدلله به اين عنوان تا هنگام شهادت باقي ماند. اينكه روي كلمه
« روحاني » تاكيد مي كنم بدين سبب است كه شهيد مطهري يك روحاني به تمام معنا بود و اگر ما روحانيون در وضعيت
زندگي و رفتار ايشان دقت كنيم بسيار برايمان مفيد خواهد بود.
چرا شهيد مطهري به اين مقامات رسيد زيرا از يك طرف يك روحاني محض بود و از طرفي ديگر استاد دانشگاه
بود و از ديگر سو تاليفات ارزنده داشت و شايد از همه مهمتر در پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با امام امت نقش
بسيار فوق العاده داشت . در حقيقت مجموعه اي از ويژگيها و به تبع آن انبوهي از موفقيتها در ايشان و ناشي از وجود اين
بزرگوار بود كه در افراد ديگر كمتر اين توفيقات متجلي مي شود.
البته افرادي هستند كه برخي از اين موفقيتها را داشته اند ولي قطعا همه آنها نصيبشان نشده است و شهيد مطهري از
اين نظر منحصر به فرد است . بنابراين همانطور كه گفتم تذكر شمه اي از فضائل شهيد مطهري مي تواند براي ما روحانيون
واقعا راهگشا باشد.
مقاله موهن
من اول نكته اي را درباره خودم كه يك روحاني هستم بيان مي كنم . اگر دوستان بدانند حقير در ارتباط با تبليغ شهادت
حضرت زهرا(س ) اقدامات مكرري انجام داده ام و منشا اين اقدامات اين بود كه نويسنده اي كردستاني در مجله اي كه در
سيستان و بلوچستان منتشر مي شد مقاله اي درباره حضرت زهرا(س ) نوشته بود و عنوان مقاله را اين عبارت قرار داده
بود : « حضرت زهرا
از هنگام ولادت تا افسانه شهادت » . من همان زمان دريافتم كه اين يك جريان حساب شده است كه
در درجه اول حضرت زهرا(ع ) را مورد حمله قرار داده و بعد از آن حضرت مي خواهد به سراغ ائمه اطهار هم برود
آنها را
مورد انتقاد قرار دهد و مقام والاي آنان را تنقيض كند به طوري كه اين بزرگواران را در جامعه اسلامي به صورت
چهره هاي معمولي و نهايتا يكي دو درجه بالاتر مطرح كند و خداي ناكرده اركان مذهب شيعه را متزلزل نمايد.
حقير به دنبال اين احساس خطر روساي تكايا را خواستم و سخنرانيهاي متعدد برايشان كردم و از آنها درخواست
كردم كه روز شهادت حضرت زهرا(س ) به صورت دسته بيرون بيايند و حتي از لحاظ مالي هم آنها را تشويق كردم كه اگر
با دسته و علم بيرون بيايند به آنها مبلغي به عنوان هديه تقديم مي كنم . الحمدلله بعد از اين اقدامات اين قضيه جا افتاد2.
تاثير اين اقدام تا جايي بود كه امام جمعه محترم بندرلنگه 3 براي من نقل كرد كه در روز شهادت حضرت صديقه
كبري (س ) كه ما به صورت دسته عزاداري از مسجد خودمان بيرون آمديم و در خيابانها مي گشتيم
با كمال تعجب
مشاهده كرديم كه حتي يك مغازه هم باز نيست
با اينكه اكثر مغازه ها مربوط به سني ها بود.
اين ماجرا مرا از يك جهت بسيار خوشحال كرد كه سعي و تلاشمان به موفقيت رسيده است
ولي از جهت ديگر
متاثر شدم كه در قبال اين مسئوليت خطير با وجود اين كه حتي اقدامات كم و ناچيز ما تا اين حد ثمربخش است
خيلي
كوتاهي مي كنيم .
هركس نبايد فكر كند كه يك نفر است و يك نفر در عالم چه كار مي تواند بكند نه
يك نفر اگر با اخلاص كامل و
تصميم جدي قيام كند
قيامش حتي در عالم نتيجه بخش است
مانند حضرت امام كه تجلي اين مسئله را در ايشان به
راي العين ديديم
امام با وجود اين كه يك نفر بيشتر نبود با اين حال آمريكا را به تزلزل انداخت .
فعاليت هاي فرهنگي شهيد مطهري
مرحوم مطهري اوج فعاليتهايش در زمان طاغوت و در هنگامه شدت خفقان بود. اين بزرگوار با اينكه دوره دبيرستان
و دانشگاه را نگذرانده بود و فاقد مدرك دانشگاهي بود با تلاش فراوان وارد دانشگاه شد و سمت استادي پيدا كرد و
فعاليتش را در دانشگاه به قدر كافي و وافي انجام داد4. در كنار كار تدريس در دانشگاه
كار مهم ديگري كه شهيد مطهري
انجام داد مقاله هاي فراواني بود كه در ارتباط با مسائل اسلامي مي نوشت . در زمان طاغوت مجله اي به نام « زن روز »
منتشر مي شد5. در اين مجله زن روز6
مجموعه مقالاتي عليه زنان محجبه و مومنه نوشته مي شد كه شهيد مطهري
شروع كرد به پاسخ دادن به مقالات . و فضا به گونه اي بود كه آن مجله مجبور بود پاسخهاي استاد را هم چاپ كند و اين
پاسخها كه بعضي از آنها در ذهنم مانده است مقالات ارزشمندي در دفاع از نواميس مسلمانان واقعي و دفاع از حريم
تشيع و بالاتر از آن حريم اسلام بود7.
خلاصه اينكه شهيد مطهري با وجود اين كه يك نفر بود و در كار تحقيق و تاليف همكاراني نداشت در زمان طاغوت
اين همه آثار از خود به يادگار گذاشت
آثاري كه بدون استثنا مورد تاييد امام امت قرار گرفته است .
واقعا من هم كه خيلي از تاليفات ايشان را خوانده ام مي توانم بگويم كه از لحاظ بينش اسلامي نه يك واو كم و نه يك
واو زياد دارد. مطالبي كه شهيد مطهري بيان مي كند با كمال روشني و وضوح و صراحت است به طوري كه هركس
درست و با دقت آنها را مطالعه كند به خوبي آنها را درك مي كند. مثلا شرحي كه استاد مطهري بر اصول فلسفه و روش
رئاليسم مرحوم علامه طباطبايي نوشتند كه اول سه جلد بود و بعد دو جلد به آن افزوده شد به قدري مسائل فلسفي را با
بيان روشن و قابل فهم نوشته است كه اگر كسي مختصر سوادي داشته باشد مي تواند از آن استفاده كند. يا در كتاب داستان
راستان
داستانهايي نقل شده كه براي كسي كه در آنها تعمق بكند بسيار آموزنده و درس آموز است .
انصاف شهيد مطهري
يكي از خصوصيات بارز شهيد مطهري منصف بودن ايشان بود. در اين ارتباط من قصه اي براي شما نقل مي كنم كه
يك طرف ماجرا خود من بودم
تا برايتان روشن شود كه ميزان انصاف اين مرد در كنار ساير عظمتهايش تا كجاست .
سابقا در صحن مسجد گوهرشاد مشهد معمول بود كه روحانيون بعد از نماز مغرب و عشا در دسته هاي سه چهار
نفري دور هم جمع مي شدند و درباره مسائل روز با هم صحبت مي كردند. به ياد دارم در همان سالي كه استاد مطهري به
شهادت رسيدند
چند روز قبل از شهادت استاد
به مشهد مقدس مشرف شده بودم و پس از نماز مغرب و عشا با عده اي
از دوستان اهل علم در صحن مسجد گوهرشاد صحبت مي كرديم
ناگهان متوجه شدم كه مرحوم شهيد مطهري از درب
اصلي مسجد كه يك دالان طولاني هم دارد وارد مسجد شدند و قصد تشرف به حرم مقدس حضرت رضا(ع ) را دارند.
ايشان وقتي متوجه حضور ما در آنجا شدند در كنار ما نشستند و پس از احوال پرسي سخنان مختلفي بين ما ردوبدل شد.
در ضمن صحبتهايي كه شد من به ايشان گفتم : همه كتابهاي شما قابل استفاده و مفيد است اما شما از نوشتن يك كتاب
غفلت كرده ايد. شهيد مطهري پرسيد كه آن كتاب چيست گفتم : با اين احاطه علمي كه شما داريد بايستي كتابي در ارتباط
با مجموعه عقايد شيعه مي نوشتيد. كتابي كه از سيصدچهارصد صفحه بيشتر نباشد تا هر جواني كه مي خواهد با عقايد
شيعه آشنا شود با خواندن اين كتاب به مقصود خود برسد. شهيد مطهري فرمود كه من كتابهاي مختلفي نوشته ام و اين
كتابها هر كدام دربرگيرنده قسمتي از مباحث اعتقادي است
مثلا در كتابهاي عدل الهي و انسان و سرنوشت هركدام
قسمتهايي از مسائل اعتقادي شيعه را مطرح كرده ام . بنده در جواب گفتم كه اين مقدار كفايت نمي كند زيرا يك جوان براي
آگاهي از اصول عقايد شيعه به سراغ اين همه كتاب نمي رود. اگر مجموعه خاصي كه شامل به عقايد شيعه باشد و هر
جواني بخواهد اين عقايد را من اولها الي آخرها في الجمله درك كند در آن موجود باشد تاليف شود مشكل عقيدتي نسل
جوان تا حدودي حل مي شود و شما اين كار مهم را انجام نداده ايد. ايشان حرف مرا قبول نكرد و گفت من به طور متفرق
در كتابهايم متعرض اين مسائل شده ام و همين مقدار كافي است . و من هم ديگر حرفي نزدم و گفتم حالا كه حرف مرا
قبول نداريد مسئله اي نيست .
تاليف كتابي در بيان مجموعه عقايد شيعه
شب بعد هم در همان مكان نشسته بوديم و با دوستمان صحبت مي كرديم كه دوباره مرحوم علامه شهيد مطهري از
درب مسجد گوهرشاد وارد شد و به طرف حرم مي رفت كه با ديدن ما پهلوي ما و دوستانمان نشست و من به علت اينكه
شب گذشته اش درباره تدوين كتاب اصول عقايد شيعه
از آن شهيد پاسخ منفي شنيده بودم وارد آن مسئله نشدم اما خود
ايشان در ابتدا و بدون هيچ مقدمه اي گفت : « من ديشب تا صبح درباره پيشنهاد شما فكر كردم و دست آخر به اين نتيجه
رسيدم كه پيشنهاد شما
پيشنهاد صحيحي است و لازم است كه من در مجموعه عقايد شيعه كتابي تاليف كنم
به شما
قول مي دهم وقتي به تهران بازگشتم تمام كارهاي تاليفي ام را كنار بگذارم و كتاب موردنظر شما را تاليف كنم . » ولي
افسوس و صدافسوس كه بعد از آمدن ايشان به تهران
چند روزي طول نكشيد كه گروهك منحرف فرقان اين متفكر
عالي مقام را به شهادت رساند.
غرضم از نقل اين خاطره اين بود كه به منصف بودن اين شهيد بزرگوار اشاره كنم . ايشان تا متوجه شد كه حرفي كه من
زده ام درست است
حرف خودش را پس گرفت و با رويي گشاده از پيشنهاد من استقبال كرد.
شهيد مطهري
الگوي روحانيون
همان طور كه گفتم ايشان با وجود اينكه يك فرد بود
نگفت من چون يك فردم تنها
كاري از من ساخته نيست . اين
شهيد بزرگوار فردي روشن بين و سودمند به حال جامعه بود و كارهاي او
بخصوص براي ما روحانيون به عنوان سرمشق
است و ما بايد به اين بزرگوار تاسي كنيم .

ايشان اهل فريمان بود. فريمان در زمان كودكي استاد شايد اصلا شهريت نداشت . اينكه ايشان چگونه توانست در
شهر كوچكي كه اصلا مورد توجه نبود اين گونه رشد كند و اين همه آثار و بركات بر وجود او مترتب شود
نكته اي است
كه مي تواند براي همه ما روحانيون سرمشق باشد. ما وقتي كه تشخيص مي دهيم چيزي واقعا به نفع تشيع و به نفع اسلام
است بايد با تاسي به شهيد مطهري متوكلا علي الله اقدام كنيم و از هيچ قدرتي نهراسيم
زيرا قدرت خداوند مافوق همه
قدرتهاست و احاطه علمي ذات باري فوق همه علومي است كه ما تصور مي كنيم .
تقيد استاد مطهري به منبر رفتن
يكي ديگر از خصوصيات شهيد مطهري اين بود كه با وجود مقام علمي بالايي كه داشت خود را مقيد مي دانست كه
به منبر هم برود . به خاطر دارم كه ايشان در قم در مسجد عشقعلي
هميشه بعد از مرحوم اشراقي 8 منبر مي رفت و من در
آنجا پاي منبر شهيد مطهري نشسته ام و دريافته ام كه انصافا مطالب ايشان قابل استفاده است و هيچ گونه ابهامي در آن
وجود ندارد.
خلاصه كلام اينكه ما بايد از شهيد مطهري درس بگيريم . همان گونه كه گفتم فردي از فريمان كه در آن زمان شايد
دهات بوده
آنهم يكي از دهات نزديك مرز كه خود به خود هزاران مسئله دارد
برمي خيزد و اين همه آثار و بركات از
خود به جاي مي گذارد و در زمان طاغوت و بعد از انقلاب منشا خيرات فراواني مي شود.
قيام براي خنثي سازي هجمه هاي تبليغاتي
زندگي استاد مطهري واقعا براي ما الگوست و ما نبايد بگوييم كه ما تنهاييم و آدم تنها چه نقشي مي تواند ايفا كند.
جايي كه انسان احتمال تاثير بدهد نمي تواند از خودش سلب مسئوليت كند. ما بيش از آن مقدار كه فكر مي كنيم داراي
مسئوليتيم . به خصوص در اين زمان كه رسانه هاي استكباري با بوق و كرنا عليه اصل اسلام و اصل شيعه و اصل
روحانيت تبليغ مي كنند و حرفهاي بسيار زشتي را به شيعه و اسلام و روحانيت نسبت مي دهند. مثلا مي گويند العياذبالله
امام زمان كه ظهور كند اول گردن علما را مي زند و از اين دست حرفهاي سخيف . به هر حال دارند حسابي دين و مذهب و
اعتقادات و مفاخر ما را مي كوبند و ما بايد با احساس مسئوليت قيام كنيم و جلوي اين هجمه هاي تبليغاتي را بگيريم .
درباره شهيد مطهري خاطرات و صحبتهاي ديگري هم دارم كه ديگر وقتي براي ذكر آنها باقي نمانده است .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
پي نوشتها :
1 ـ مرحوم آيت الله فاضل لنكراني اين سخنان را در 12 ارديبهشت 1385 قبل از تدريس بيان فرموده اند .
2 ـ نمي خواهم از خودم تعريف كنم
بلكه از بيان اين مسئله غرض مهمي دارم .
3 ـ اهالي بندرلنگه
هم از شيعيان هستند و هم از اهل تسنن و شايد در اين شهر سني ها بيشتر از شيعه ها باشند .
4 ـ كسي كه فاقد ديپلم و ليسانس و مدارك بالاتر دانشگاهي باشد نمي تواند استاد دانشگاه شود ولي شهيد مطهري با
كمك بعضي از علماي معروف آن زمان و با تلاش فراوان به سمت استادي دانشگاه رسيد و فعاليت خود را در آنجا شروع
كرد.
5 ـ البته اين مجله با تغيير رويكرد و محتواي خود
با همان نام
بعد از انقلاب هم به انتشار خود ادامه داده است .
6 ـ تصور كنيد مجله اي كه در زمان طاغوت نامش « زن روز » باشد چه مسائلي در آن مطرح مي شود!
7 ـ مجموعه اين مقالات در كتاب « نظام حقوق زن در اسلام » توسط انتشارات صدرا چاپ شده است .
8 ـ پدر مرحوم اشراقي داماد امام (ره )
شهيد مطهري از يك طرف روحاني محض بود و از طرفي ديگر استاد دانشگاه بود و از ديگر سو تاليفات ارزنده داشت
و شايد از همه مهمتر در پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با امام امت نقش بسيار فوق العاده داشت . در حقيقت
مجموعه اي از ويژگي ها و به تبع آن انبوهي از موفقيت ها در ايشان و ناشي از وجود اين بزرگوار بود كه در افراد ديگر كمتر
اين توفيقات متجلي مي شود
يكي از خصوصيات شهيد مطهري منصف بودن ايشان بود. به طور نمونه در موردي ايشان تا متوجه شد كه حرفي
كه من زده ام درست است
حرف خودش را پس گرفت و با رويي گشاده از پيشنهاد من استقبال كرد
اين شهيد بزرگوار فردي روشن بين و سودمند به حال جامعه بود و كارهاي او
به خصوص براي ما روحانيون به عنوان
سرمشق است و ما بايد به اين بزرگوار تاسي كنيم
يكي از خصوصيات شهيد مطهري اين بود كه با وجود مقام علمي بالايي كه داشت خود را مقيد مي دانست كه به منبر
هم برود
شهيد مطهري با وجود اين كه يك نفر بود و در كار تحقيق و تاليف همكاراني نداشت
در زمان طاغوت اين همه آثار از
خود به يادگار گذاشت
ما وقتي كه تشخيص مي دهيم چيزي واقعا به نفع تشيع و به نفع اسلام است بايد با تاسي به شهيد مطهري اقدام كنيم و
از هيچ قدرتي نهراسيم

|