روزنامه جمهوري اسلامي 08/02/1387 صفحه مقالات
*****
سيماي مديران در آينه نهج البلاغه




  • نگاهي به ويژگي هاي مدير اسلامي در كلام مولا علي (ع )
    مهدي قاسمي
    بخش دوم و پاياني ويژگي هاي مديران اسلامي
    1 ـ رعايت تقوا « امره بتقوي الله » تقوا عبارت است از امتثال اوامر حق تعالي و اجتناب از نواهي او . تقوا از تجليات ايمان واز لوازمات اصلي مناسبات صحيح انساني است . تقوا حالت مراقبت ونگهداري از خود مي باشد و در اثر آن انسان از افتادن در ورطه هاي خطرناك گناه نجات مي يابد. در مسير زندگي انسان همواره سختي ها و دشواري هايي نمايان مي شود و اين تنها تقواي الهي است كه انسان را در برابر سختي ها مقاوم مي سازد.
    « و من يتق الله يجعل له من امره يسرا » كسي كه تقوا پيشه كند خداوند سختي هايي كه براي او پيش مي آيد آسان مي سازد. مديريت جامعه نيز بنابر وظيفه اي كه بر دوش اوست سختي ها و تنگناهاي بيشتري پيش رو دارد لذا هراندازه درجه تقواي او بيشتر باشد استوارتر و موفق تر خواهد بود. از طرفي تقوا براي مديران به ويژه مديران سياسي حياتي تر است . دانشمندان علوم سياسي سياست را علم قدرت علم اقتدار و علم فرماندهي در جامعه هاي انساني مي دانند. قدرت ابزارهايي را در اختيار صاحبان آن قرار مي دهد كه در صورت نداشتن تقوا بندگان خدا را به بردگي مي كشانند رياست خود را ميداني جهت انواع سو استفاده ها قرار مي دهند.
    برخي از متفكران ريشه قدرت طلبي را در نهاد انسان مي دانند ومعتقدند انسان موجود نيازمندي است كه خواهش ها و آرزوهاي بي پاياني دارد. اين خواهش ها و نيازها به دو دسته تقسيم مي شوند :
    الف ) نيازهاي اوليه يا نيازهاي زيستي كه فوري ترين نيازهاي انسان است .
    ب ) نيازهاي ثانويه يا نيازهاي اجتماعي مانند نياز به مقام وموقعيت نياز به قدر و منزلت نياز به عشق و محبت نياز به دانش و آگاهي .
    نيازهاي اوليه گرچه براي انسان از اولويت برخوردارند ولي محدودند; مثلا انسان در هر وعده غذا قادر است مقدار معيني غذابخورد اما ارضاي نيازهاي روحي و معنوي و اجتماعي انسان حد ومرزي ندارد و هيچ وقت به طور كامل ارضا نمي شود. امام خميني (ره ) در نامه تاريخي خود به « گورباچف » رهبر شوروي سابق با ديدگاهي مثبت قدرت طلبي انسان را به تصوير مي كشد : « انسان در فطرت خود هر كمالي را به طور مطلق مي خواهد و شما خوب مي دانيد انسان مي خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتي كه ناقص است دل نبسته است . اگر عالم را در اختيار داشته باشد و گفته شود جهان ديگري هم هست فطرتا مايل است آن جهان را هم دراختيار داشته باشد.
    انديشمند ديگري معتقد است : « به نظر من تمايل عمومي آدميان دردرجه اول خواهشي است دايم و بي قرار در جست و جوي قدرت و در پي قدرت . و اين ميل فقط با مرگ فرو مي نشيند. » برتر آندراسل مي گويد : « از مهم ترين آرزوهاي بي انتهاي بشري عشق به قدرت وشكوه و جلال است . »
    بنابراين انسان با اين خواهش ها و نيازهاي قوي وقتي به قدرت دست يابد و ابزار آن را هم در اختيار داشته باشد اگر به وسيله راه كارهاي بيروني و دروني مهار نشود هيچ حد و مرزي براي خود قائل نيست و براي حفظ و نگهداري و گسترش دامنه قدرت خود دست به هر كاري مي زند. البته عقلاي جهان با ديدن مفاسدبزرگي كه به دست قدرت مداران صورت گرفته راه كارهايي را پيش بيني و ارائه كرده اند. از جمله « منتسكيو » طرح تفكيك قوا را ارايه داد. كسان ديگري ايجاد نهادهاي نظارتي بر كار مسئولين ومديران را پيشنهاد كردند امروزه افكار عمومي وسايل ارتباطجمعي و... نيز اهرم هاي قابل قبولي به شمار مي روند اما در كنارهمه اين ها به نظر مي رسد چنان چه تقوا به معناي واقعي آن درجان مسئولي رخنه كرد بهترين ترمز براي جلوگيري از سو استفاده ظلم و بي عدالتي و حيف و ميل اموال عمومي محسوب مي گردد.
    2 ـبرخورداري از تجربه و تخصص « و توخ منهم اهل التجربه » :
    يكي از مهم ترين ويژگي هاي مديران در دو سطح خرد و كلان تعهدو تخصص يعني امانت داري و كارداني است . پس از تعهد و تخصص كفايت است ; يعني داشتن توان انجام كار. دانش مديريت به تنهايي كافي نيست بينش و بصيرت نيز لازمه آن است . بينش و بصيرت نيرويي است كه مديران را قادر مي سازد حوزه مسئوليت خود رادرست هدايت كنند. اصولا علم و عمل مكمل يكديگرند. چه خوب است مديران تجربه ها را ثبت و ضبط كنند. اگر هرگونه اخبار واطلاعات جمع آوري گردد در واقع دست آوردها جمع آوري شده است واين امر سبب مي شود تا آيندگان از تجربيات امروز استفاده كنند.
    3 ـ با حيا باشد « والحيا » : يكي ديگر از ويژگي هاي مديران جامعه اسلامي اين است كه باحيا باشند .
    4 ـ داشتن اصالت خانوادگي « اهل البيوتات الصالحه » : در خانواده هاي اصيل نجيب و با شخصيت فرزندان عقده اي و نامتعادل كمتر تربيت مي شوند هرگونه كمبود روحي و رواني از درون خانواده بر شخصيت انسان تاثير دارد. با توجه به اين كه شخصيت روحي رواني انساني را دو عامل محيط و وراثت تعيين مي كنند اصولاخانواده هاي اصيل داراي آداب و اخلاقي هستند كه فرزندان آن ها كمتر دچار لغزش و انحراف مي شوند.
    5 ـ پيشگامي در دين « والقدم في الاسلام » : سابقه و تجربه در هركاري ملاك مهمي براي تعيين مهارت انسان در امور مربوطه است .


    براي به كارگيري افراد متخصص در شغل معيني سابقه كار آنان حتما لحاظ مي شود. مديريت در يك نظام ديني نيز سابقه وتجربه درآموزه هاي ديني را مي طلبد.
    6 ـ داشتن خلق نيكو « اكرم اخلاقا » : از ويژگي هاي خوب هر مدير حسن خلق است . خوش خلقي در ناملايمات و مشكلات سبب مي شود تامعضل بهتر و سريع تر حل و فصل شود. در حالت عادي بشاش بودن كار سختي نيست در ناملايمات است كه اخلاق حسنه زايل مي شود. يك مدير بد خلق به هنگام بروز ناملايمات همكاران و مشاوران خود را نيزدچار ناهنجاري مي كند.
    خداوند در قرآن كريم به حضرت رسول (ص ) مي فرمايد :
    « ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك ; اي پيامبر اگر توخشن بودي مردم از اطراف تو پراكنده مي شدند » . در حالي كه فبمارحمه من الله لنت لهم . اين لطف و رحمت الهي است كه سبب شده توبا مردم مهربان باشي . بنابراين مهرباني و حسن خلق يكي ازالطاف الهي است كه خداوند به عده اي اعطا مي كند. در حقيقت قدرت ناشي از پول و اسلحه نيست بلكه غالبا از اخلاق حسنه است كه به آن اقتدار مي گويند. اقتدار يعني حاكميت بر دل ها.
    به دست آوردن دل ها با زور ميسر نمي شود. در اثر اخلاق خوب است كه نيروهاي خوب جذب مي شوند. نيروهاي ناشايست نيز يا اصلاح مي شوند و يا دفع . موارد بسيار زيادي در روايات وجود دارد كه پيامبر گرامي اسلام (ص ) و ائمه هدي عليهم السلام با اخلاق ورفتار نيكو و پسنديده معاندين را به دوستان و پيروان خويش تبديل كرده اند و در برخي موارد غلامان آن بزرگواران حاضر نبودند آزادي خود را به قيمت از دست دادن امامشان به دست آورند.
    7 ـ داراي حيثيت و آبرو « واصح اعراضا » : يعني اين كه مديرمسلمان داراي حسن شهرت باشد بدنام نباشد .
    انسان بدنام مي تواند سازمان موسسه و حتي كشوري را در نظرمردم بي ارزش نشان دهد.
    8 ـ دوري از طمع « و اقل في المطامع اشرافا » حرص و طمع ازخصوصيات مذموم و ناپسند انساني است و اين اخلاق زشت اگر دامن مديران را بگيرد زيان آن به مراتب بيشتر از سايرين است زيرا امكاناتي در اختيار مديران قرار دارد كه مي تواند منبع سو استفاده براي آنان باشد. زمامداران و مديران بي تقوا اگر طماع هم باشند رياست و مديريت را فرصت مناسبي جهت جمع آوري حطام دنيا مي دانند و براي روزي كه در آن مقام نيستند ذخيره مي سازند. امام (ع ) مي فرمايند : « فان البخل والجبن والحرص غرائزشتي يجمعها سو الظن بالله ; بخل و ترس و حرص گرچه غريزه متفاوتي هستند اما جملگي يك ريشه دارند و آن سو ظن به فضل وكرم الهي است . »
    اگر چنين افراد بي تقوايي بر مديريت جامعه حاكم باشند بيت المال مسلمين را مورد تاخت و تاز خود قرار مي دهند : « انمايعوز اهلها لاشراف انفس الولاه علي الجمع ; همانا فقر مردم به خاطر مال اندوزي واليان و مديران است . » لذا به مالك توصيه مي فرمايند : « ولاتكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم ; توهمانند جانور حريص و درنده اي نباش كه به بيت المال مردم چشم دوخته باشي » يعني مسئوليت و زمامداري را فرصتي نشماري كه به مال و منال برسي .
    9 ـ دورانديشي « ... و ابلغ في عواقب الامور نظرا » : انسان ها به خاطر آينده تلاش مي كنند اگر آينده را از قاموس انسان ها بردارند همه حركت ها و بالندگي ها به سكون و سكوت مبدل مي شود هرسازماني داراي اهدافي است اين اهداف در آينده محقق مي شوند بنابراين برنامه ريزي و آينده نگري از اصول مديريت است . حضرت يوسف (ع ) وقتي خواب پادشاه مصر را تعبير كرد دستور داد هفت سال اول كه نعمت فراوان بود براي هفت سال بعد كه قحطي پيش مي آيدغله ذخير سازند.
    10 ـ تواضع و فروتني : « و اذا احدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهه او مخيله فانظر الي عظم ملك الله فوقك و قدرته منك . »
    تواضع و فروتني از خصلت هاي نيكو و پسنديده در هر انساني است اما ممكن است كساني در اثر به دست آوردن مقام و موقعيت مغرور شده و از حالت تواضع و فروتني خارج شوند. از اين رو امام به مالك توصيه مي كنند كه هرگاه مسئوليت و ولايت تو سبب غرور وتكبر گرديد نگاه كن به صنعت عظيم خداوند كه بالاتر از توست وقدرتش كه فوق توست .
    11 ـ پاك دامني « و انقاهم جيبا » والي و حاكم بايد دامنش از فساد مالي پاك باشد و در بيت المال امانت داري را مدنظر داشته باشد .
    12 ـ بردباري « وافضلهم حلما » : يكي از صفات اساسي و لازم براي مديريت بردباري و سعه صدر است . سعه صدر يعني داشتن ظرفيت هاي فكري و روحي لازم براي برخورد با كارهاي بزرگ و آمادگي براي پذيرش حق . حلم سبب بزرگي روح همت عالي و انديشه هاي بلند است .
    حلم و شرح صدر بي حوصلگي و بي صبري را كه سبب خرابي كارهاست از روح انسان مي زدايد و در عوض گشادگي و بلند فكري را به ارمغان مي آورد. اين خصيصه براي مديران ابزار رياست است .
    امام علي (ع ) مي فرمايد : « آله الرياسه سعه الصدر » انسان در هرحال بايد بر خود مسلط باشد تنگ نظري كينه توزي دستپاچگي زودرنجي سنگدلي سستي عصبي بودن و خشمگين شدن از حالاتي هستند كه در افراد حليم و بردبار كمتر پيدا مي شود.
    حلم و شرح صدر بي حوصلگي و بي صبري را كه سبب خرابي كارهاست از رو انسان مي زدايد و در عضو گشادگي و بلندفكري را به ارمغان مي آورد
    به دست آوردن دلها با زور ميسر نمي شود. در اثر اخلاق خوب است كه نيروهاي خوب جذب مي شوند. نيروي ناشايست اصلاح مي شوند و يا دفع