بسم الله الرحمن الرحيم
رزمايش مشترك آمريكا و 4 كشور عربي در خليج فارس كه از روز يكشنبه هفته گذشته آغاز شد
قرار است دو هفته ادامه يابد و
نظامياني از آمريكا
بحرين
كويت
قطر و امارات در آن مشاركت دارند . در اين رزمايش كه « عزم راسخ عقابان 2008 » ! ناميده شده است
ناظراني از عربستان
عمان
اردن و مصر نيز حضور دارند و امارات به عنوان ميزبان
با مشاركت عناصر امنيتي خود حضور پررنگ تري
دارد. قلمرو رزمايش در خشكي
آبهاي منطقه اي و سواحل امارات است و گفته مي شود بزرگترين رزمايش در خارج از خاك آمريكا
محسوب مي شود اما بعيد به نظر ميرسد ابعاد واقعي رزمايش در حد ادعا شده باشد و احتمال مي رود براي ارضا شيوخ كه عموما سعي
دارند بزرگترين ها و برترين ها محسوب شوند
چنين ادعا شده است .
موضوع مهمي كه در اين مقوله اهميت دارد
عدم شركت عربستان در اين رزمايش است كه بازگوكننده نوعي رقابت تاريخي ميان
شيخ نشين هاست و عربستان
غيبت خود را به حضور در كنار ساير شيخ نشين ها آنهم در خاك آنها
ترجيح داده است . پيش از اين پيشنهاد
شده بود رزمايش آمريكا با شوراي همكاري تشكيل شود لكن به لحاظ بار سياسي ـ تبليغاتي منفي و بويژه ابعاد تحريك آميز آن در سطح
منطقه اي
رياض ترجيح داد حساب خود را از اين رزمايش جدا سازد.
قرار است تمرينات مشترك نظامي براي مقابله با سلاحهاي كشتارجمعي و آمادگي فوري براي هرگونه عمليات مشاركت نظامي نيز
از برنامه هاي رزمايش باشد . آمريكا از 8 سال پيش تلاش كرد به هر صورت ممكن
هر چند يكبار يك رزمايش با شيخ نشين ها برپا كند تا
آمادگي هاي دفاعي آنها را ارزيابي نمايد ولي نتايج بررسي ها عموما پنهان نگهداشته شده است . اين بدان معني است كه نتايج قابل ذكري
حاصل نشده و كتمان نتايج
ترجيح داشته است .
موضوع مهم ديگر حضور ناظراني از مصر و اردن است كه روابط ويژه اي با آمريكا و اسرائيل دارند. گزارش هائي دردست است كه
حضور ناظران اسرائيلي در پوشش نظاميان آمريكائي را تاييد مي كند لكن واشنگتن همواره اين نكته را پنهان كرده است . برپائي اين قبيل
رزمايش ها با هدف القاي اين موضوع است كه گويا كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس « در معرض خطر » قرار دارند و براي مقابله با
حوادث احتمالي بايستي همواره آمادگي دفاعي خود را حفظ كنند و اساسا « نگران » باشند. تا اين اواخر آمريكا اين نكته را با قيد
ملاحظاتي مطرح مي ساخت ولي در جريان سفرهاي اخير « رابرت گيتس » وزير دفاع آمريكا به منطقه مشخصا وي سعي داشت ايران را
به عنوان يك « خطر » مطرح سازد و ضرورت حفظ نگرانيها و آمادگيها در اين مقوله را بيان كند. اگرچه در جريان آخرين سفر بوش به
منطقه
وي نيز براي تكرار همين مطالب وسوسه شد ولي پاسخهاي مايوس كننده اي را دريافت كرد و بويژه در رياض از ملك عبدالله
شنيد كه عربستان
ايران را يك خطر ارزيابي نمي كند و اعتقادي به دشمني ايران با اعراب يا دشمني اعراب با ايران ندارد. با اينهمه
واشنگتن براي تامين منافع كمپانيهاي اسلحه سازي به دامن زدن اختلافات منطقه اي و ايجاد نگراني در قبال همسايگان
به عنوان يك
« هدف » مي نگرد و اين تبليغات را براي گرم نگهداشتن بازار مصرف سلاحهاي منطقه ضروري مي داند.
از نكات عبرت آموز تاريخ معاصر منطقه اينكه شوراي همكاري خليج فارس با اشارات و تاكيدات واشنگتن براي همكاري شيوخ
منطقه با صدام به وجود آمد ولي كويت و عربستان
دو عضو اين شورا توسط صدام مورد حمله نظامي قرار گرفتند و اتباع كويتي در اوج
درماندگي
به سواحل ايران پناه بردند و جمهوري اسلامي ايران با آغوش باز از آنها استقبال كرد.
جاي تعجب است كه شوراي همكاري خليج فارس عليرغم آنكه فلسفه وجودي خود را دفاع از حقوق و منافع اعضاي شورا اعلام
كرده بود
نه تنها اقدامي عملي براي درهم شكستن تهاجم نظامي صدام به كويت و عربستان انجام نداد
بلكه حتي بيانيه اي هم در جهت
محكوميت تجاوز به كويت صادر نكرد و جلسه اي هم در اين خصوص برپا نشد كه اعضاي شوراي همكاري اين زمينه به جمع بندي
برسند.
يادآوري اين نكات تلخ و تاسف بار بخاطر آنست كه براي اعضاي شوراي همكاري ثابت شود مركز ثقل تصميم گيري شوراي
همكاري در « خليج فارس » نبوده و نيست بلكه در آنسوي آبهاي آتلانتيك است و اهداف امروز اين قبيل تحركات نظامي شورا هم « حفظ
منافع » يا « بازدارندگي » و يا « ارتقا سطح توان دفاعي » اعضاي شورا نيست بلكه « دشمن تراشي » است و از طريق « تحريك همسايگان » به
اهداف بيگانگان در خليج فارس تاكيد مي كند و درصدد تبليغ ضرورت تداوم حضور بيگانگان در منطقه است
حضوري كه قطعا يك
اقدام ضد امنيتي است .
خوبست شيوخ خليج فارس قدري هم به فكر منافع و مصالح كشورهاي منطقه باشند و به ملت خود و حتي آينده خود بينديشند تا
مطمئن شوند كه به رغم تبليغات دشمنان و القائات آمريكا و صهيونيست ها
« خطر اصلي » از جانب آمريكا و صهيونيست ها متوجه
ملتها و دولتهاي منطقه شده است .
بدون تحريكات آمريكا و صهيونيست ها قطعا صدام براي جنايات جنگي 8 ساله وسوسه نمي شد . بدون شرارتهاي امروز آمريكا
قطعا عراق و افغانستان و لبنان در آرامش و امنيت به سرمي بردند و بدون فرصت دادن به آمريكا و صهيونيستها براي بحران زائي در
منطقه
منافع و مصالح ملتها و دولتهاي منطقه حفظ و تضمين مي شود و امنيت منطقه فقط در چارچوب همكاري « كشورهاي داراي
ساحل در منطقه » تامين خواهد شد و جايگزين ديگري نداشته
ندارد و نخواهد داشت .

|