
جمعيت فدائيان اسلام
اخيرا رئيس جمهور ضمن ديدار با همسر دكترسيدحسين فاطمي
وزير خارجه دولت دكترمحمد مصدق
مبارزات دكترسيدحسين
فاطمي را ستود.
« جمعيت فدائيان اسلام » عنوان كتاب 460 صفحه اي است كه داوود اميني نوشته و انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي آن را منتشر
كرده است . در بخشي از اين كتاب
پيرامون علل ترور دكترسيدحسين فاطمي توسط فدائيان اسلام
چنين مي خوانيم :
در بهمن ماه 1330
محمدمهدي عبدخدائي از فدائيان اسلام
دكترسيدحسين فاطمي را ترور كرد . اين واقعه تاكنون بحثهاي مختلفي
را در ميان نويسندگان و محققين تاريخ معاصر كشور برانگيخته است . اما هنوز زواياي مبهم آن حادثه آنچنان كه بايد مورد بررسي
تاريخي قرار نگرفته است .
دكترفاطمي يكي از چهره هاي ملي
در خرداد سال 1327 ش
از پاريس ـ كه در رشته روزنامه نگاري تحصيل مي كرد ـ
به ايران
بازگشت و مدتي بعد روزنامه « باخترامروز » را در راستاي خط و مشي فكري دكترمصدق منتشر كرد. به گفته برخي دكترفاطمي ضمن
آنكه معاون سياسي دكترمصدق بود
ايدئولوگ و خط دهنده وي نيز محسوب مي شد. فدائيان اسلام او را يكي از عوامل موثر جدايي
خط اسلامي نواب صفوي از دولت ملي مي شناختند.
فاطمي در حالي كه در تاريخ 30
11
25
بر سر قبر محمد مسعود ـ روزنامه نويس كه چند سال پيش از آن بطور مرموزي كشته شده
بود ـ
سخنراني مي كرد
بدست محمدمهدي عبدخدايي
مورد اصابت گلوله قرار گرفت و مجروح شد. در بررسي علل مبادرت فدائيان
اسلام به اين اقدام
بايد به شرايط سياسي اجتماعي سال 1330 و از جمله اختلافات بين فاطمي
و فدائيان اسلام توجه كرد . براساس
اسناد و شواهد موجود
اين اختلافات فكري به مدتي قبل از وقوع حادثه باز مي گردد.
چنانكه قبلا گفته شد فاطمي در جريان ترور رزم آرا
با فدائيان اسلام همفكر و هم نظر بوده است و حتي در جلسه تصميم گيري جبهه
ملي و فدائيان اسلام حضور داشته و تا پايان نهضت و پيروزي آن با هم بوده اند. به نظر مي رسد برخي اختلافات ايجاد شده در خط
فكري و سياسي فدائيان اسلام
با جبهه ملي و دكترمصدق
در اين جدايي موثر واقع شده باشد; بويژه آنكه قضيه بازداشت نواب صفوي
و اعضاي جمعيت فدائيان اسلام
بر اين شكاف دامن زده است و همان اختلافات فكري آن جمعيت با جبهه ملي
بر سر اجراي احكام
شريعت
در مورد وي نيز صدق مي كند. مضافا آنكه سياستهاي خارجي دولت ملي مورد مناقشه بوده است . همانطور كه گفته شد گروهي
وي را ايدئولوگ مصدق مي نامند; فاطمي در روزنامه باختر امروز شديدترين حمله ها را به فدائيان اسلام مي نمود.
سيدعبدالحسين واحدي در شهريور 1330 طي جلسه اي در جمع اعضاي فدائيان اسلام
با انتقاد ازاعضاي دولت دكترمصدق
ضمن
حمله شديد به دكترفاطمي
وي را عامل دستگيري دو نفر ازاعضاي جمعيت معرفي كرد و ازاعضا خواست تا براي احقاق حقوق سياسي
اجتماعي خود
به عنوان اعتراض به دادگستري مراجعه كنند . همزمان با اين اقدام بود كه 17 نفر ديگر از آنها از جمله محسن ميرخليلي
اكبر نجار
عباس بختياري
عباس چلويي
رضا قدوسي
جواد كاشاني
عليرضا بيات و مهدي نجار
در جريان ملاقات با نواب صفوي
دستگير و بازداشت شدند.
از اين زمان شايعاتي پيرامون احتمال ترور دكترفاطمي توسط فدائيان اسلام منتشر شد; بطوريكه گزارشهاي شهرباني بر احتمال
ترور دكترفاطمي يا وزير كشور تاكيد مي كرد. ضمن آنكه اقدامات دولت عليه فدائيان اسلام
موجبات ايجاد حس ترحم جامعه مذهبي
نسبت به اعضاي اين جمعيت را فراهم آورده بود.
پس از جريان سركوب متحصنين زندان قصر
سيدعبدالحسين واحدي كه از ابتداي اعمال فشر بر فدائيان اسلام
سيدحسين فاطمي
را واسطه اصلي توافق بين شاه و دكترمصدق مي دانست
اينك نيز مسئوليت اصلي فرماندهي و هدايت عمليات سركوبگرانه زندانيان را
برعهده فاطمي گذارد و حتي اظهار كرد كه فاطمي از سرهنگ نظري خواسته بود كه كار نواب صفوي را در جريان درگيري زندان تمام كند
تا با توجيه قتل نواب صفوي در يك درگيري داخل زندان
قضيه را خاتمه دهند كه اين دسيسه با هشياري اعضاي فدائيان اسلام و
حفاظت از جان وي خنثي شد.
از طرف ديگر
با طولاني شدن بازداشت متحصنين
مشكلاتي براي جمعيت فدائيان اسلام پديد آمد; بويژه آنكه در واقعه تحصن و
اشغال زندان قصر توسط 51 نفر
سيدعبدالحسين واحدي و صرافان كه از طراحان اصلي طرح تحصن بودند
به دليل درگيري با مامورين
زندان
نتوانستند به داخل زندان راه يابند. همين مسئله توهماتي در برخي از بازداشت شدگان فدائيان اسلام پديد آورد و زمينه اعتراض
آنان را به عبدالحسين واحدي بخاطر هدايت چنين حادثه اي فراهم كرد. اين در حالي بود كه از اعتصاب غذاي نواب نيز نتيجه اي حاصل
نگشته بود. در اين زمان ـ كه اسناد و گزارشهاي متعدد حكايت از تصميم فدائيان اسلام به انجام اقدامي مسلحانه براي حل غائله دارد ـ
عبدالحسين واحدي طي مصاحبه اي
به دولت مصدق علنا هشدار داد كه در صورت پايان ندادن به تهاجماتش عليه فدائيان اسلام
به
عنوان مهاجم به اسلام توسط فدائيان دين
مورد حمله قرار خواهند گرفت . با وجود چنين تهديد علني و همچنين گزارشهائي كه نشانگر
اطلاع مسئولين دولتي و امنيتي از تصميم فدائيان اسلام
به ترور مسببين بازداشت و زنداني كردن نواب صفوي و هوادارانش مي باشد
به آن هشدارها توجهي نشد; تا اينكه عبدالحسين واحدي در دهم ديماه 1330
در جمع طلاب مدرسه مروي اعلام كرد كه قرار است با
آيت الله كاشاني در مورد آزادي نواب صفوي و فدائيان اسلام ملاقاتي انجام دهد و چنانچه به نتيجه اي نرسد و در اين خصوص اقدامي از
سوي دولت صورت نپذيرد
به اقدامات شديدي عليه دولت دست خواهد زد.
نواب صفوي
تا اين زمان همواره در برابر تقاضاي اعضاي جمعيت
در خصوص صدور اجازه برخورد شديد با مخالفان
دعوت به
اتحاد و پرهيز از برخورد خشن در جهت پيشبرد اهداف اسلامي مي نمود و سركوب مخالفان را صلاح نمي دانست ; اما با وجود آنكه به
خواسته هايش توجهي نشد
به مسئولين گوشزد كرد كه اين بي توجهي ها به ضرر دولت تمام خواهد شد; زيرا ممكن است فدائيان اسلام
در خارج اززندان و در شهرستانها دست به اقداماتي بزنند كه جلوگيري از آن امكان پذير نباشد. بويژه آنكه براي رهبر دربند يك تشكيلات
سياسي مسلحانه
بازداشتن اعضا از انجام عمليات مسلحانه
كاري است بس دشوار.
در چنين شرايطي عبدالحسين واحدي بنا بدلايل مذكور و عدم دسترسي به برخي مقامات مملكتي و امنيتي
طرح ترور دكترفاطمي
را تنظيم و انجام اين عمل را به محمدمهدي عبدخدايي واگذار كرد.
محمدمهدي عبدخدايي
فرزند « آيت الله حاج شيخ غلامحسين مجتهد تبريزي » بود. پدرش از علماي مبارز دوره رضاشاه در تبريز به
شمار مي آمد كه توسط رضاشاه به مشهد تبعيد و تا پايان عمر در اين شهر مقيم شد. وي از روحانيون مورد اعتماد و علاقه مردم
محسوب مي شد. محمدمهدي
زماني كه نواب صفوي پس از قتل كسروي به مشهد متواري و در منزل حاج شيخ غلامحسين تبريزي
مخفي گرديد ـ در سن 10 سالگي ـ با چهره و روحيات مبارزه جويانه و شهادت طلبانه نواب آشنا شد
چند سال بعد پس از ورود به
تهران
با شناخت قبلي از نواب و در شرايطي كه وي در زندان بسر مي برد
ابتدا در جلسات عمومي جمعيت شركت كرد و سپس به
عضويت فدائيان اسلام درآمد. در اندك مدتي
ماموريت ترور فاطمي به وي محول گرديد. وي كه در اين زمان به دليل پرورش يافتن در
خانواده اي روحاني
نوجواني شديدا مذهبي بود
با وعده و انديشه رسيدن به بهشت و سعادت ابدي و با نيت برداشتن موانع اجراي
احكام اسلامي در كشور
بدون تامل و درنگ ماموريت محوله را پذيرفت .
عبدخدايي
در بيان علت پذيرش بي چون و چراي اين ماموريت مي گويد كه چند روز قبل از آنكه مامور ترور دكترفاطمي شوم
به
زيارت نواب صفوي در زندان رفتم . در آن ملاقات نواب به من گفت كه خود را براي انجام ماموريت مهمي آماده كن . پس از اين ملاقات
عبدالحسين واحدي به من گفت كه دكترحسين فاطمي بزرگترين مانع اجراي احكام الهي تشخيص داده شده است
پس ابتدا بايد او را از
ميان برداريم تا بتوانيم مصدق را وادار به تسليم در برابر نظرات اسلامي خود كنيم .
سيدعبدالحسين واحدي
همچنين در توجيه علت انتخاب دكترحسين فاطمي
به عبدخدايي گفته است كه همه رجال حكومت كه
قدم در راه سياست گذاشته و عليه مباني اسلام گام برداشته اند و نمي خواهند احكام اسلام اجرا شود
علاوه بر هتك حرمت اسلام و
قرآن
در مقابل
به ترويج فساد و فحشا و منكرات در جامعه مبادرت كرده اند. پس بايد اينان از ميان برداشته شوند تا ما بتوانيم احكام
اسلام را در كشور پياده كنيم .
عبدالحسين واحدي درباره اين تصميم خود چنان قاطعانه سخن گفته بود
كه طبق گزارش شهرباني
حتي پس از بهبودي سيدحسين
فاطمي و جان سالم بدر بردن از واقعه
واحدي گفته بود
اگر به قيمت جان خودم و جان نواب هم تمام شود
نمي گذارم فاطمي زنده
بماند. گرچه بر اين برداشت صريح فدائيان اسلام از شخصيت سيدحسين فاطمي
بايد اين نظر عبدخدايي را نيز افزود كه مي گويد :
شخصيت فاطمي سال 1332 ش
متفاوت از شخصيت فاطمي سال 1330 ش
است . چنين بنظر مي رسد كه با اين سخن بايد فاطمي را
با دو شخصيت
در دو دوره متفاوت سال 1330 ش و سال 1332 ش
نگريست و آنگاه در مورد تاريخ اين دوره
شخصيت فاطمي
عملكرد فدائيان اسلام و بالاخره اعدام فاطمي توسط شاه
قضاوت تاريخي كرد.
به هر حال
واقعه ترور دكترفاطمي از جمله اقدامات فدائيان اسلام است كه نظرات و ديدگاههاي مختلفي در مورد آن بيان شده
است ; برخي موافق اين عمل و برخي ديگر از انجام آن ابراز نارضايتي كرده اند. با انجام اين عمليات
محمدمهدي عبدخدايي به همراه
عباس گودرزي يكي از اعضاي جمعيت فدائيان اسلام
كه پس از برداشتن اسلحه ضارب
اقدام به فرار كرده بود
بلافاصله توسط
مامورين بازداشت شدند. همچنين پس از اين واقعه
اعضاي فدائيان اسلام تحت تعقيب شهرباني قرار گرفتند و فشار بر آنان به شدت
فزوني يافت . تا آنجا كه تعدادي از اعضاي فدائيان اسلام و از جمله چند نفر از متحصنين زندان قصر كه به تازگي از بند زندان رهايي يافته
بودند
همچون تقي خرمي
قدرت الله احساني
يحيي بوذري و اسدالله خطيبي مجددا دستگير و بدون قرار
بازداشت و زنداني شدند.
همين مسئله باعث شد تا برخي از اعضاي آن جمعيت نيز
سخن به اعتراض گشوده و با انتساب حوادث پيش آمده و تبعات آن به
عبدالحسين واحدي و صرافان
بگويند چنانچه نواب صفوي آزاد بود
اين وقايع رخ نمي داد.
بنا به اذعان نواب صفوي
چنانچه دولت ملاقات وي را با فدائيان اسلام خارج از زندان قطع نمي كرد
با آنان تماس داشته و
نمي گذاشته است كه قضيه ترور دكترفاطمي اتفاق بيفتد. استنباط حاصل از اين سند اين است كه در هنگام وقوع حادثه ترور فاطمي
ارتباط فدائيان اسلام با نواب صفوي قطع بود و ملاقاتي صورت نمي گرفته است ; لذا محتمل است با وجود اين
هماهنگي ميان
عبدالحسين واحدي و نواب صفوي در اين مسئله صورت نگرفته باشد. اما از آنجا كه اسناد موجود پيوسته دعوت اعضاي جمعيت به
صبر و خويشتنداري را از سوي نواب صفوي نشان مي دهد
پس از حادثه مضروب شدن دكترفاطمي هرگز ديده نشده است كه وي با اين
عمل ابراز مخالفت كرده باشد; بلكه هميشه نسبت به عبدالحسين واحدي و محمدمهدي عبدخدايي
با ديده احترام نگريسته و برخورد
شايسته اي با آنان داشته است ; چنانكه پس از آزادي از زندان نيز همواره براي آزادي عبدخدايي و نجات وي
در تلاش بوده است . نواب
صفوي
در جلسه اي در مورخ 32
3
12
در جمع بيش از 80 نفر از سران و اعضاي جمعيت فدائيان اسلام
در منزل احمد آقايي
طي
سخناني در مورد مسئله فاطمي و رفع اختلاف با دولت مصدق مي گويد :
« تا اندازه اي رفع اختلاف با دولت شده و آقاي دكترفاطمي را دولت به اروپا روانه نمود. چونكه نامبرده باعث كدورت و اختلاف اين
جمعيت بود. چنانچه جناب آقاي نخست وزير عبدخدايي را دستور فرمايند
مرخص شود
قول مي دهم و قسم مي خورم كه دوش به
دوش دولت براي مردم خدمت نمايم زيرا كه در همين منزل آقاي احمد آقايي جناب نخست وزير و آقاي كاشاني حضور داشتند و با
حضور من قسم ياد نموديم كه شروع به كار نموده
رفع مظالم نماييم و بعدا همين آقاي كاشاني و آقاي دكترفاطمي
بين جمعيت و
جناب آقاي نخست وزير را تيره نموده اند » .
چنانكه ملاحظه مي گردد
نواب علاوه بر تلاشش براي رهايي عبدخدايي تا حد همكاري با دولت مصدق
همچون سيدعبدالحسين
واحدي
دكترفاطمي را واسطه بين دولت و دربار و عامل تيرگي روابط فدائيان اسلام با دولت مصدق مي داند. سرانجام با تلاشهاي
فراوان و پس از گذشت يك سال از واقعه
با حضور سيدمحمد واحدي
محمدحسن عبدخدايي و گلدوست در زندان
« جعفرجهان »
وكالت محمدمهدي عبدخدايي را در سوم اسفند 1331 ش
پذيرفت و در هفدهم همان ماه محاكمه وي در دادسراي تهران آغاز شد .
جعفر جهان
وكيل مدافع عبدخدايي در دادگاه جنحه 6
ضمن بيان تاريخچه تشكيل جمعيت فدائيان اسلام و مبارزات آنها كه به ملي
شدن صنعت نفت منتهي شد
در دفاع از وي گفت :
« چون عواملي از قبيل دكترفاطمي كه در دستگاه مصدق متنفذ بوده و طبق تشخيص عبدخدايي
عامل بيگانه بود
از طرفي طبق
مندرجات روزنامه (ناخوانا) اصفهان دكترفاطمي در مدرسه انگليسي ها واقع در اصفهان از ديانت اسلام خارج و مسيحي بود... مانع
اجراي دستورات قرآن بود
بدست موكل من مضروب و اكنون در خارجه به عيش و تفريح مشغول است » .
عبدخدائي نيز در جلسه دادگاه در دفاعيات خود چنين گفت :
« بايد در كشور اسلامي احكام قرآن و مقررات مفسدين اجرا گردد... بيشتر فشارهايي كه در زمان دكترمصدق به فدائيان اسلام وارد
مي گرديد
از طرف دكترفاطمي و به دستور وي بود كه ناگزير اينجانب كه يكي از سربازان صف فدائيان اسلام بودم
مبادرت به تيراندازي
به مشاراليه كرده و حاليه هم از مرگ باك ندارم » .
بالاخره با صدور راي دادگاه در آخرين جلسه
در حالي كه دهها نفر از فدائيان اسلام
در بيرون دادگاه
منتظر استماع راي بودند
عبدخدايي به دو سال حبس محكوم شد. ضمن اينكه بعد از شهادت نواب صفوي و يارانش
مجددا به همين جرم دستگير و پس از
محاكمه
به هشت سال زندان محكوم شد كه چهار سال آنرا در زندان تهران و چهار سال ديگر را در زندان برازجان گذراند.
نواب صفوي
ارادت خود را به محمدمهدي عبدخدايي
طي نوشته اي بر روي جلد قرآن اهدايي به وي
در فروردين 1333 ش
چنين اعلام كرده است :
« هوالعزيز
رجب 1373 هـ . ق
فروردين 1333 هـ . ش . فرزندم مهدي عزيز
صفحه دلت بايد آيينه اي باشد كه حقايق قرآن در آن
منعكس گرديده و از آن به قلوب ديگران رسيده محيط شما و اجتماع دور و نزديك شما را منور كند. اين قرآن و آن صفحه دل پاك شما.
سلامي براي هميشه از دلم برايت و محبت خدا و محمد و آلش هميشه در دلت .
بياري خداي توانا ـ سيدمجتبي نواب صفوي » .
گفتني است كه طي مدت يكسال و اندي پس از آن حادثه
شايد به دليل شخصيت تعديل شده سيدحسين فاطمي
بنا بر ديدگاه
عبدخدايي و فدائيان اسلام
روابط اين جمعيت با وي بهبود يافت ; چنانچه از ملاقاتهاي سيدعبدالحسين واحدي با فاطمي پس از 30
تير 1331 ش
و نيز از نامه نواب صفوي به سيدحسين فاطمي كه در پاسخ نامه اي از وي نگاشته شده است
چنين برداشتي مشاهده
مي گردد. ملاحظه متن نامه نواب صفوي به وي
اين حقيقت را روشن تر مي سازد :
« السلام من قلبي علي مولاي حجه الله الثامن السلطان علي بن موسي الرضا(ع )
هوالعزيز
پسرعموي عزيز جناب آقاي فاطمي بر شما و عموم وفاداران اسلام
برادران عزيز هزاران سلام
نامه پرمهرتان زيارت شد.
بحمدالله همه روزه برادران پيشروي مي كنند و در روز عاشورا هم بهترين اجتماع آبرومند با كمال پيروزي در مسجد شاه براي بيان هدف
مقدس حضرت سيدالشهدا تشكيل و نسبت به اجرا هدف مقدسشان احكام قرآن بيانات موثري ايراد گرديد و آقاي عبدخدايي عزيز
هم از زندان آزاد گرديدند. و روز بروز از لحاظ عمق و باطن اجتماع بنياد اخلاق و معارف اسلام بحول الله استوارتر گرديده ـ پيشروي
مي كنيم ـ و پيشروي حقيقي ما به ظواهر نيست بلكه به كسب رضاي خدا و ثبات قدم است و از هيچ سختي مسلمان نبايد ناراحت شود
و بايستي ايمان پاك تشويق كننده جدي او باشد.
تهران ـ به ياري خداي توانا ـ سيدمجتبي نواب صفوي »
پس از 30 تير 1331 ش
دو ملاقات بين عبدالحسين واحدي و دكترفاطمي كه در آن زمان وزير خارجه دكترمصدق بود
صورت
گرفت : ملاقات اول پيرامون صدور حكم اعدام نصرت الله قمي
ضارب دكترزنگنه وزير دولت رزم آرا انجام شد. نصرت الله قمي در زندان
با نواب صفوي هم بند شد و آشنايي آن دو از همانجا شروع گرديد. نواب صفوي از آنجا كه معتقد بود وي يكي از وزراي متجاوز به
اسلام را از پاي درآورده است
اقداماتي براي رهايي او از اعدام صورت داد كه قبلا اشاره شد. با صدور حكم اعدام نصرت الله قمي
نواب
صفوي
نامه اي به دكترمصدق نوشت و به وي چنين گوشزد كرد :
« صرف نظر از محبتهايي كه در طول زمان در حق شما كرده ام و در طول تاريخ ايران
مبارزات برادران من در حال به ثمر رسيدن بود و
شما متاسفانه با زنداني كردن ما اسلام را غريب كرديد. اما در شرايط حاضر يك مسلمان (نصرت الله قمي ) كه با دشمن متجاوز به حقوق
مردم ايران جنگيده است و آن اين بود كه به طرف دكترزنگنه وزير فرهنگ رزم آرا شليك كرده است . شنيده مي شود كه قصد اعدام او را
داريد. من از شما مي خواهم اقدامات لازم را براي جلوگيري از اين اعدام انجام دهيد » .
سيدعبدالحسين واحدي
براي رساندن اين نامه به دكترفاطمي در جلوي بيمارستاني كه آيت الله كاشاني در آن بستري بود و فاطمي
براي ملاقات آيت الله كاشاني
به آنجا مي آمد
قرار ملاقات گذاشتند و سپس در محل ملاقات
به گفتگو نشستند. نخست دكترفاطمي
از
واحدي مي پرسد كه شما چرا به من تيراندازي كرديد واحدي پاسخ مي دهد كه متاسفانه شما به قول و قرارتان عمل نكرديد و احكام
اسلام را اجرا ننموديد و به جاي آن برادران ما را زنداني و مورد اذيت و آزار قرار داديد. همچنين شما پاي آمريكا را به ايران باز كرديد.
واحدي در آن ديدار
ضمن تسليم نامه نواب صفوي به فاطمي
خواستار رهايي نصرت الله قمي از اعدام و آزادي عبدخدايي از زندان
شد . (2 )
در ملاقات ديگري كه بين فاطمي و واحدي صورت گرفت
فاطمي خواستار حمايت فدائيان اسلام از وي
براي رسيدن به
نخست وزيري شد. به نظر دكترفاطمي
دكترمصدق به دليل كهولت سن
مناسب نخست وزيري نيست و بهتر آن است كه او فقط رهبر
مليون باشد. وي در مقابل حمايت فدائيان اسلام
قول همه نوع مساعدت را به آنها داد
در حاليكه واحدي تنها تضمين اجراي احكام
اسلامي را از او مي طلبيد . (1 ) با وقوع كودتاي 28 مرداد
اين گفتگوها و توافقات به هيچ نتيجه اي نرسيد و با سقوط دولت ملي
دور
جديدي از حكومت ديكتاتوري پهلوي در كشور
فرارسيد و مدتي بعد نيز سيدحسين فاطمي پس از دستگيري
محاكمه و سپس اعدام
شد.
محمدمهدي عبدخدايي در بيان علت پذيرش بي چون چراي ترور سيدحسين فاطمي مي گويد كه چند روز قبل از آنكه مامور ترور
دكترفاطمي شوم
به زيارت نواب صفوي در زندان رفتم . در آن ملاقات نواب به من گفت كه خود را براي انجام ماموريت مهمي آماده كن .
پس از اين ملاقات
عبدالحسين واحدي به من گفت كه دكترحسين فاطمي بزرگترين مانع اجراي احكام الهي تشخيص داده شده است
پس ابتدا بايد او را از ميان برداريم تا بتوانيم مصدق را وادار به تسليم در برابر نظرات اسلامي خود كنيم

|