روزنامه جمهوري اسلامي 01/02/1387 صفحه سرمقاله
*****
30 سال است كه اجازه نمي گيريم


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا بعد از ديدار با گردون برون نخست وزير انگليس در جمع خبرنگاران گفت : علت مخالفت ما با فعاليت هاي هسته اي ايران اينست كه ايراني ها نبايد با فناوري هسته اي آشنا باشند اين علم اگر در اختيار آنان قرار گيرد خطرناك است و ما اجازه نخواهيم داد ايراني ها به اين علم دست يابند.
    گردون برون هم در اين مصاحبه براي آنكه از بوش عقب نماند گفت : من از اينكه از تحريم هاي بيشتر عليه ايرانيان حمايت كرده ام پشيمان نيستم و از آنها عذرخواهي نمي كنم .
    تكليف نخست وزير انگليس روشن است زيرا او با اظهارات خود نشان داد همچون سلف خود « توني بلر » چيزي بيش از يك دنباله روي سياست هاي آمريكا نيست و اصولا دولت انگليس نيز در شرايطي قرار ندارد كه كسي به مواضع نخست وزيرش اهميتي بدهد و براي او ارزشي قائل باشد. همه ميدانند كه دوران « بريتانياي كبير » مدتهاست كه سپري شده و از استعمارگر بزرگ قرن هاي گذشته چيزي غير از يك روباه پير باقي نمانده است آنهم روباهي كه همه مكرهايش را رو كرده و ديگر چيزي در چنته ندارد.
    اما آنچه بوش كوچك در آخرين ماه هاي عمر رياست جمهوري خود گفته است هر چند شايد با وضعيت آمريكا به عنوان دولتي كه كمي بيش از نيم قرن است سياست هاي استعماري ذائقه زمامدارانش را تغيير داده متناسب باشد ولي دولتمردان واشنگتن هم چه بخواهند و چه نخواهند بايد اين واقعيت را درك كنند كه بخت با آنها يار نبوده و زماني كه آنها به جرگه استعمارگران پيوستند زمان خوبي نبوده است . از اقبال بد دولتمردان آمريكائي آنها با دوران بيداري ملت ها مواجه شده اند و از هر طرف خبرهاي ناخوشايندي به گوششان مي رسد. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شايد سنگين ترين ضربه اي بود كه زمامداران آمريكائي در اوج غرورشان دريافت كردند و از گفتارها و رفتارهايشان پيداست بعد از 30 سال از اين واقعه هنوز هم تعادل خود را به دست نياورده اند . سياست هاي دولت بوش ها بويژه بوش پسر اعم از آنچه در قبال ايران اتخاذ كرده اند و رفتاري كه با كشورهاي ديگر داشته اند و دارند نشان از همين سرگيجه دارد. اينكه هر روز بوش كوچك توسط خود سياستمداران آمريكائي از دست اندركاران فعلي گرفته تا بازنشسته هايشان سرزنش مي شود دقيقا همين واقعيت را به اثبات مي رساند.
    ناكامي هاي مستمر آمريكا در عراق و افغانستان و فلسطين پيروزي هاي پياپي مخالفان آمريكا در آمريكاي لاتين رسوائي هائي كه دولتمردان آمريكائي در رفتار با زندانيانشان در گوانتانامو و ابوغريب و سياهچال هاي افغانستان به بار آورده اند و اخيرا مشكلات اقتصادي سنگيني كه با آن مواجه شده اند كاملا نشان ميدهند كه ورود به اردوگاه استعمارگران براي آمريكائي ها نيامد داشته و آنها را دچار عقب گرد كرده است . از اينها سخت تر و سنگين تر موج تنفري است كه در ميان ملت ها نسبت به دولتمردان واشنگتن بويژه شخص رئيس جمهور آمريكا وجود دارد و هر روز بيشتر و بيشتر مي شود. نظر سنجي ها مي گويند همين وضعيت در داخل خود آمريكا نيز وجود دارد و رئيس جمهور آمريكا جايگاهي در ميان مردم اين كشور ندارد.
    درست در چنين شرايطي رئيس جمهور آمريكا درباره فناوري هسته اي ايران بگونه اي اظهارنظر مي كند كه گوئي در جايگاه خدائي نشسته و بدون خواست و اراده او از هيچكس هيچ كاري ساخته نيست !
    شايد هنوز به استحضار! آقاي بوش كوچك نرسانده باشند كه ايراني ها سالهاست به فناوري هسته اي دست يافته اند و اين علم در ايران بومي شده است . شايد او خبر ندارد كه دانشمندان ايراني مدتهاست كه غني سازي را شروع كرده اند و شايد هنوز اين آقاي رئيس جمهور آمريكا نميداند كه مردم ايران يكپارچه و متحد برآنند كه در برابر زورگوئي ها و زياده طلبي هاي ساكنان كاخ سفيد اين ته مانده هاي استعمارگران با قدرت و صلابت بايستند و از حق قانوني خود در هيچ زمينه اي از جمله فناوري هسته اي ذره اي عقب نشيني نكنند. و شايد همه اينها را ميداند ولي به رسم همه زورگيران آخرين زورهاي خود را هم مي زند به اميد آنكه در اين آخرين ماه هاي عمر رياست جمهوري خود بتواند مشكلي از خود يا حزب خود حل كند. آرزو بر سياستمداران ورشكسته عيب نيست !
    اما آقاي بوش اگر تاكنون اين واقعيت را درك نكرده اكنون وقت آنست كه بفهمد مردم ايران براي استفاده از حق قانوني و طبيعي خود از كسي اجازه نمي گيرند . در ايران 30 سال است كه انقلاب شده و همانطور كه مردم ايران براي انقلاب كردن و كوتاه كردن دست آمريكائي ها از كشورشان از كسي اجازه نگرفته اند در اين 30 سال نيز براي هيچ كاري از بيگانگان اجازه نگرفته اند و از اين پس نيز نخواهند گرفت .