فرار صدها هزار يهودي از سرزمين هاي اشغالي فلسطين به سبب عملكرد گروه هاي مقاومت فلسطيني عليه اهداف صهيونيست ها و به تبع آن
مهاجرت معكوس يهوديان از فلسطين اشغالي موجب افزايش و نگراني مقامات اسرائيلي از وقوع زودهنگام خطر جمعيتي شده است .
آثار انتفاضه و مقاومت فلسطينيان تنها به تحميل خسارت هاي مستقيم به رژيم صهيونيستي منحصر نشده بلكه به اعتراف گزارش خود
صهيونيست ها از اين حد نيز تجاوز كرده و واقعيت جديدي را در صحنه معادلات فلسطين و اسرائيل بوجود آورده است .
اين واقعيت جديد از بين رفتن امنيت شخصي صهيونيستها در نتيجه مهاجرت معكوسي است كه يهوديان از سرزمين هاي اشغالي به كشورهاي اصلي
خود بازگشته اند
امري كه با توجه به هشدار مراكز مطالعاتي و دانشگاهي اسرائيل نسبت به افزايش خطر جمعيتي در سرزمين هاي اشغالي موجب
نگراني شديد سازمان هاي صهيونيستي شده است . گزارش مراكز آمار رژيم صهيونيستي تاكيد دارد كه بين هفتصدهزار تا يك ميليون يهودي از ابتداي
« انتفاضه الاقصي » شهريور 1379 تاكنون در چارچوب مهاجرت معكوس
سرزمين هاي اشغالي را به مقصد كشورهاي اصلي خود ترك
كرده اند.
گزارش ديگري از مراكز صهيونيستي
حتي شمار صهيونيست هاي فراري از سرزمين هاي اشغالي را بيش از تعداد افراد يادشده در گزارش نخست
مي داند و اعلام مي كند تعداد يهودياني كه در اين مدت از سرزمين هاي اشغالي خارج شده اند به بيش از 1
5 ميليون نفر مي رسد كه اگر به آنها 150 هزار
كودكي را كه در خارج متولد شده اند اما تابعيتي اسرائيلي دارند
اضافه كنيم
به همراه هزاران يهودي ديگري كه بطور موقت از سرزمين هاي اشغالي خارج
شده اند
اين رقم به رقمي حدود يك ميليون و 700 هزار نفر مي رسد .
« غازي حمد » تحليلگر مسائل جمعيتي فلسطين مي گويد : مهاجرت در سرزمين هاي اشغالي به نبود احساس امنيتي برمي گردد كه اسرائيلي ها به سبب
استمرار مقاومت و انتفاضه و همچنين ناتواني رژيم صهيونيستي در توقف اين مقاومت با آن مواجهند.
وي مي افزايد : كاهش مهاجرت يهوديان به سرزمين هاي اشغالي و بروز پديده مهاجرت معكوس
يكي از موفقيت هاي بزرگ مقاومت فلسطينيان
بوده است . اگر بخواهيم با دقت بيشتري به اين موضوع نگاه كنيم بروز اين پديده ناشي از عمليات شهادت طلبانه اي است كه فلسطينيان در عمق
سرزمين هاي اشغالي با موفقيت انجام داده اند. « حمد » مي افزايد : فلسطينيان نشان دادند كه امنيت شخصي اسرائيلي ها در دستان مقاومت و انتفاضه است .
اين تحليلگر فلسطيني اضافه مي كند با وجود همه ناملايماتي كه اجراي عمليات شهادت طلبانه با آن روبرو بود
مقاومت نشان داد كه در زمان بسيار
كم و در شرايطي كه سياست اعراب و ديپلماسي بين الملل به سبب ضعف در برخورد با رژيم صهيونيستي شكست خورد و به مهاجرت بي رويه يهوديان
به سرزمين هاي اشغالي انجاميد
عمليات شهادت طلبانه پيروزي هاي بزرگي را نصيب فلسطينيان كرده است .
مهاجرت معكوس يهوديان به سبب آنچه گفته شد
در حالي است كه مسئولان اسرائيلي اعلام كردند شمار يهودياني كه براي ورود به سرزمين هاي
اشغالي نامزد شده اند
با كاهش شديد و خطرناكي روبرو شده است و اين امر به سبب ترس از مرگ برمي گردد. اين مسئولان اسرائيلي در گفتگوهاي
غيررسمي خود اعتراف كرده اند كه از ديد يهوديان جهان
اسرائيل ديگر سرزمين عسل و شير و سرزمين آبا و اجدادي كه به خاطر آن بايد جنگيد و مرد
محسوب نمي شود « كنيست »
مجلس رژيم صهيونيستي پيش بيني كرده است كه ميزان مهاجرت يهوديان به اسرائيل تا پايان سال 1386 همچنان منفي
بوده است . « روزنامه اسرائيلي » يديعوت آحارنوت » در اين باره به نقل از گزارش كنيست اين رژيم نوشت كه تعداد يهودياني كه براي مهاجرت به
سرزمين هاي اشغالي در سال گذشته جذب شده اند از 20 هزار نفر تجاوز نمي كند و اين درحالي است كه براساس شريعت يهود
تنها يك سوم آنها
يهودي به شمار مي روند. اين روزنامه اسرائيلي مي افزايد : براساس گفته منابع نزديك به كنيست
آژانس يهود و وزارت كشور رژيم صهيونيستي تقريبا هر
سال حدود 15 هزار يهودي از سرزمين هاي اشغالي براي زندگي در خارج مهاجرت مي كنند
بدون آنكه قصد بازگشت به سرزمين هاي اشغالي فلسطين را
داشته باشند.
« يديعوت آحارنوت » فاش كرد كه يك سوم مهاجران به سرزمين هاي اشغالي يهودي نيستند و 11 درصد از آنان خود را مسيحي معرفي كرده اند و
حدود 3 درصد از آنان گفته اند كه مسيحيان متدين هستند به نوشته اين روزنامه اسرائيلي
ميزان غيريهوديان جذب شده به سرزمين هاي اشغالي در سال
1381 كه اكثر آنان در ارتش مشغول به كار شده اند
51 درصد بوده است .
پژوهش هاي دانشگاهي در اسرائيل اعلام كرده اند در سال 1386 تعداد فلسطينيان در برابر يهوديان در فلسطين اشغالي (سرزمين هاي فلسطيني كه در
سال 1327 به دست صهيونيستها اشغال شد) افزايش خواهد يافت و تا سال 2020 ميلادي جمعيت 1
5 ميليوني فلسطيني هاي ساكن سرزمين هاي
سال 1327 به تهديد بزرگ داخلي براي رژيم صهيونيستي تبديل خواهد شد .
نظرسنجي هاي اخير در جامعه صهيونيستي كه در روزنامه هاي اين رژيم منتشر شد حاكي است كه يك چهارم جمعيت اسرائيل در سنين 18 تا 29
سال عموما در انديشه مهاجرت به خارج از سرزمين هاي اشغالي هستند.
هراس و نگراني مقامات صهيونيستي آنگاه جلوه مي كند كه بر اساس همين مطالعات
مهاجرت معكوس در سرزمين هاي اشغالي تنها شامل
گروه هاي عادي جامعه صهيونيستي نمي شود بلكه جامعه نخبه اين سرزمين ها را نيز دربرمي گيرد در همين چارچوب و در تلاش براي جلوگيري از پديده
مهاجرت معكوس در سرزمينهاي اشغالي
رژيم صهيونيستي
قوانين جديدي را به منظور تشويق مهاجرت به سرزمين هاي اشغالي و جلوگيري از خروج
يهوديان از اين سرزمين ها
از جمله تمديد دوره اعطاي كمك مالي به يهوديان مهاجر آمريكاي جنوبي و فرانسه به مدت يك سال
وضع كرده است .
ناظران بين المللي معتقدند ميزان موفقيت اين گونه قوانين و وعده ها بسيار پايين تر از آن حدي است كه بتواند از مهاجرت معكوس يهودياني
جلوگيري كند يهودياني كه در كشوري غير از كشور خود احساس امنيت نكرده اند و مرگ در همه جاي آن در كمينشان نشسته است . از اين رو زندگي بهتر
را در جاي ديگري بدون دل بستن به وعده توخالي و نيرنگ هاي بزرگ مقامات رژيم صهيونيستي جستجو مي كنند
منبع : پايگاه اينترنتي باشگاه انديشه

*****
اهداف پيدا و پنهان
مانور 5 روزه رژيم صهيونيستي
|

رژيم صهيونيستي هفته گذشته اقدام به برگزاري يك مانور سراسري 5 روزه كرد . محدوده اين مانور شمال تا جنوب فلسطين اشغالي را دربر
مي گرفت و در آن ظاهرا سازمانهاي غير نظامي و امداد رساني فعال شركت داشتند كه طي آن مقابله با حملات گسترده موشكي از سوي دشمن
فرضي مورد تمرين قرار گرفت . چيزي كه در سال 1385 و در موشك باران 33 روزه حزب الله لبنان عليه مواضع صهيونيست ها در شهرهاي
شمالي فلسطين اشغالي انجام گرفت و عملا صهيونيست ها را با بزرگترين شكست تاريخ خود روبرو ساخت و قريب يك ميليون آواره جنگي را
براي نخستين بار بر صهيونيست ها تحميل كرد و موجي از وحشت و اعتراض را در ميان يهودي ها به وجود آورد.
اين مانور برآمده از مباحثات كميته اضطراري بود كه پس از جنگ 33 روزه در اسرائيل تشكيل شد . برگزاري اين مانور توجه محافل سياسي
و رسانه اي را به خود معطوف كرد. پرسش هاي زيادي پيرامون زمان
گستره و نوع نيروهاي عمل كننده در آن و غيره مطرح است اما مهمترين
پرسش
چرايي انجام اين مانور است تحليلگران مجموع موارد زير را به عنوان اهداف اسرائيل از اين مانور مطرح كرده اند :
1 ـ بازسازي روحيه از دست رفته ارتش كه پس از جنگ با حزب الله لبنان كاملا در هم شكسته شده بودند . هر چند در اين جنگ ظاهرا نيروهاي
نظامي شركت مستقيم ندارند ولي برخي از تحليلگران يكي از اهداف اين مانور را بازسازي روحيه ارتش شكست خورده دانسته اند.
2 ـ برخي ديگر بازگرداندن اعتماد از دست رفته به ارتش را نزد شهروندان صهيونيست علت برگزاري مانور مي دانند كه از ناتواني ارتش در حفظ
امنيت صهيونيست ها در برابر گروه كوچك و كم تجهيزات حزب الله سرخورده شده بودند. ارتشي كه نتوانست حتي به يكي از اهداف مطرح
شده توسط مسئولان رژيم صهيونيستي در آن جنگ دست پيدا كند. اين دسته از تحليلگران تلاش براي سرپوش گذاشتن اختلافات ناشي از
اعتماد از دست رفته به ارتش در درون جامعه صهيونيستي كه اينك در درون احزاب سياسي تجلي يافته است را يكي ديگر از اهداف مانور ياد
شده ارزيابي مي كنند و معتقدند در حالي كه زمزمه هاي فراواني مبني بر خروج حزب كار از ائتلاف حكومتي اولمرت به گوش مي رسد اين مانور
با بزرگنمايي دشمن فرضي به دنبال جلوگيري از فروپاشي حكومت ائتلافي در شرايط كنوني و دشوار اسراييل است .
3 ـ با توجه به ناتواني صهيونيست ها براي مقابله با موشك باران حزب الله كه ظرف مدت 33 روز 4500 موشك عليه مواضع صهيونيست ها
شليك كرد
به نظر مي رسد اجراي اين مانور نوعي آمادگي دفاعي براي مقابله با موارد مشابه باشد. به ويژه كه پس از ترور « عماد مغنيه » توسط
گروه هاي ترور رژيم صهيونيستي در سوريه
امكان پاسخ انتقام جويانه حزب الله بسيار زياد است و سيد حسن نصرالله نيز بر ارائه پاسخ محكم
و به موقع در مقابل اين اقدام صهيونيست ها تاكيد كرده است . همچنين با توجه به اينكه تحقيقات دولت سوريه پيرامون علل و عوامل ترور عماد
مغنيه به پايان رسيده است
اعلام نتيجه اين بررسي راه حزب الله را براي اقدام تلافي جويانه هموارتر مي سازد. از سوي ديگر سيد حسن نصرالله
بارها تاكيد كرده است كه حزب الله بسيار قوي تر و مجهزتر از زمان جنگ 33 روزه است و با تحليل آن جنگ
برنامه هايي براي تحميل شكست
سنگين ديگري بر اسرائيل را كه سنگين تر از آن جنگ خواهد بود
طراحي كرده كه به موقع خود اجرا خواهد شد. از آنجائيكه سيد حسن نصرالله
نزد صهيونيست ها به « سيد صادق » مشهور است
اين سخنان دبيركل حزب الله آنان را به وحشت انداخته است .
4 ـ اما برخي تحليلگران
مهمترين دليل انجام اين مانور را آمادگي براي راه اندازي جنگي ديگر در منطقه مي دانند كه يا رژيم صهيونيستي راسا
اقدام به آن خواهد كرد و يا اينكه دولت آمريكا شروع كننده اين جنگ خواهد بود ولي از آنجائيكه ممكن است اسرائيل هم در پاسخ به تهاجم
آمريكا به جريان مقاومت در منطقه
مورد حمله موشكي قرار گيرد
بنابراين صهيونيست ها خود را براي اين مرحله آماده مي كنند. البته اين
احتمال نيز وجود دارد كه اسرائيل و آمريكا مشتركا آغازگر اين جنگ در منطقه باشند. اين تحليل گران
اهداف تهاجم آمريكا و اسرائيل را
حزب الله
لبنان
سوريه و ايران مي دانند.اينان
ديدارهاي متعدد مقامات بلند پايه آمريكا از منطقه و گفتگو با روساي دولت ها و مسئولان
كشورهاي منطقه كه در ماههاي اخير شدت گرفته است
مي توان به عنوان دليل روشني مبني بر اينكه منطقه آبستن جنگي ديگر است
مطرح
ساخت . در اين ارتباط مي توان به سفر بوش رئيس جمهور
رايس وزير امور خارجه
گيتس وزير دفاع و ديگر مقامات آمريكايي و ديدار با
مقامات دولت هاي منطقه و به ويژه مسئولان رژيم صهيونيستي
اشاره كرد. همچنين اظهارات مسئولان رژيم صهيونيستي و آمريكا مبني بر
ضرورت حمله به تاسيسات هسته اي ايران پيش از رسيدن به مرحله بازگشت ناپذير
شاهد ديگري بر اين نگاه است . حضور ناوگان دريايي
آمريكا در درياي مديترانه و در نزديكي سواحل لبنان و سوريه و افزايش تحركات ناوگان دريايي آمريكا در خليج فارس و درياي عمان به عنوان
شاخص ديگري بر امكان وقوع اين جنگ مطرح است . علاوه بر آن اسرائيل ظرف يكسال گذشته چندين مانور نظامي برگزار كرده است كه خود
حاكي از برنامه اي از پيش طراحي شده براي انجام عملياتي مهم و بزرگ در منطقه است . تهاجم گسترده صهيونيست ها به فلسطينيان در كرانه
باختري و به ويژه غزه نيز به عنوان مقدمه اين اقدام بزرگ مطرح مي شود. به نظر مي رسد اسرائيل تلاش دارد پيش از جنگ محتمل
توان
تهاجمي فلسطينيان را نابود سازد تا در صورت بروز جنگ با حزب الله يا سوريه و يا با هر دو و يا تهاجم آمريكا به ايران
فلسطينيان نتوانند از
داخل بر صهيونيست ها فشار وارد كنند.
اما پرسش اين است اين تحليل ها تا چه حد مي تواند درست باشد آيا رژيم صهيونيستي توان و جرات تهاجم به حزب الله لبنان را دارد به
ويژه بعد از جنگ سال 1385 كه در آمادگي كامل و ظاهرا غافلگيرانه به حزب الله حمله كرد و هيچ دستاوردي جز ثبت اولين شكست تاريخ
اسرائيل و خسارات زياد اقتصادي و اجتماعي نداشت
آيا رژيم صهيونيستي توان مقابله و يا درگيري همزمان با دو يا سه طرف را دارد (حزب الله و سوريه با هم و يا حزب الله
سوريه و ايران با
هم )
به عقيده تحليل گران سياسي
رژيم صهيونيستي فاقد توان لازم براي چنين اقدامي است و در صورت وقوع چنين جنگي با توجه به
توانمنديهاي طرف هاي درگير
شكست اسرائيل حتمي خواهد بود. بنابراين بنظر مي رسداين مانور علاوه بر فراهم كردن آمادگي دفاعي لازم
با
اهداف ديگر به ويژه ايجاد هراس در حزب الله براي ممانعت از اقدام انتقام جويانه ترور شهيد مغنيه انجام مي شود. به ويژه آنكه همانطور كه گفته
شد حزب الله پس از جنگ تابستان داغ بيكار ننشسته و با توجه به شناختي كه از رژيم صهيونيستي و امكان جنگ افروزي اين رژيم عليه
دولت ها و نيروهايي كه ناتوانشان مي پندارد
خود را كاملا آماده مقابله ساخته است . همچنين به نظر مي رسد ارتش لبنان نيز اين بار فعالانه به
مقابله با تهاجم صهيونيست ها برخواهد خاست . از سوي ديگر تجربه حزب الله لبنان در سوريه كه از امكانات بيشتر و آزادي عمل بيشتري
برخوردار است
به كار گرفته شده است و سوريه خود را آماده يك درگيري كامل با اسرائيل و مهاجمان ديگر ساخته است . در توانايي جمهوري
اسلامي براي وارد كردن ضربه نهايي بر اسرائيل در صورت تهاجم به ايران
نيز هيچ كارشناس نظامي به خود ترديدي راه نمي دهد. اما هم حزب الله
و هم سوريه و هم ايران به خوبي مي دانند كه اسرائيل به عنوان يك پايگاه نظامي آمريكا در منطقه مجري طرح هايي است كه از سوي آمريكا
آماده شده و كشته شدن يهوديان در فلسطين اشغالي براي مسئولان اسرائيل اصلا مهم نيست .
بنابراين هر سه ضلع مقاومت هوشيارانه همه حركات اسرائيل و آمريكا را در منطقه زيرنظر دارند و طرح دفاعي و تهاجمي خود را نيز آماده
اجرا نگه داشته اند. ضمن اينكه ضلع ديگر مقاومت يعني ملتها و افكار عمومي منطقه بطور دقيق تحولات را زير نظر دارد.
سئوال ديگر آن است كه آيا آمريكا هم واقعا سر ماجراجويي ديگري در منطقه دارد و يا نه اين رفت و آمدمقامات آمريكايي به منطقه و
تقويت ناوگان دريايي آمريكا در منطقه صرفا چنگ و دندان نشان دادن براي نيل به اهداف ديگري در منطقه است
واقعيت آن است كه آمريكا به شدت در باتلاق خود ساخته عراق و افغانستان فرو رفته است و به نظر نمي رسد برنامه اي براي راه اندازي
جنگي جديد در منطقه را داشته باشد به ويژه آن كه اگر طرف درگيري اش ايران اسلامي باشد
از دست دادن سلطه اش بر منطقه و خسارات جنگي
و اقتصادي اش در سراسر جهان بسيار زياد و حتمي خواهد بود. يا دست كم ايران هدف اين نوع ماجراجويي نيست .
1 ـ افغانستان كه با دعوت از نيروهاي ناتو هنوز به عنوان مشكل جدي آمريكا مطرح است . هر چند بعضي ها حضور ناتو در مرز شرقي ايران را
امتياز آمريكايي مي دانند
حال آنكه نيروهاي ناتو در افغانستان هنوز محك جدي نخورده اند و نيروهاي مقاومت افغان عليه اشغالگري
كشورشان و عملكرد نيروهاي بيگانه به شدت معترض هستند و آستانه تحملشان در حال فروشكستن است .
2 ـ عراق كه اشتباه بزرگ بوش
رئيس جمهور آمريكا است وآمريكا را به ورطه اي كشانده كه سخت در آن مانده و شاهد كشته شدن روز افزون
سربازان آمريكايي و از ديگر سو شاهد افزايش نفوذ جمهوري اسلامي در آن با توجه به علقه هاي فرهنگي تمدني و ديني است كه ميان دو ملت
مسلمان ايران و عراق وجود دارد و ملتمسانه راه نجاتي را از آن مي جويد.
3 ـ ركود اقتصادي شديد آمريكا به ويژه با كاهش ارزش دلار كه به دليل ماجراجويي هاي دولت آمريكا در منطقه خاور ميانه به وجود آمده است
مشكل مهم ديگر آمريكا است كه ضرورت پرداختن به آن خواسته جدي شهروندان آمريكايي است و نه راه اندازي جنگي ديگر در جهان . به ويژه
آنكه گزارش هاي گروه هاي بررسي و امنيتي و اطلاعاتي آمريكا نشان از دروغ گفتن دولت بوش به مردم آمريكا و جهان درباره دلايل حمله به
عراق (وجود سلاح هاي كشتار جمعي و حضور القاعده در عراق ) همچنين دروغ گفتن درباره مساله هسته اي ايران و ادعاي كمك ايران به
گروه تروريستي در عراق
ملت آمريكا را نسبت به اظهارات مقامات آمريكايي بي اعتماد ساخته است .
به نظر مي رسد شرايط منطقه اي نيز به شدت حاكي از موقعيت برتر جريان مقاومت اسلامي در منطقه است و در چنين شرايطي با توجه به
موقعيت و ظرفيت هاي بالاي جريان مقاومت اسلامي
هرگونه ماجراجويي آمريكا در منطقه
شرايط را نه تنها به نفع اشغالگران آمريكايي و
اسرائيلي تغيير نمي دهد
بلكه ضمن پيچيده تر كردن اوضاع به ضرر اشغالگران
اين مقاومت اسلامي است كه سود سرشاري را خواهد برد. زيرا
جريان مقاومت اسلامي چيزي را براي از دست دادن نداردبلكه صرفا به تكليف ديني و ملي خود عمل خواهد كرد.
احمد رضا روح الله زاد
منبع :
خبرگزاري قدس
اين مانور برآمده از مباحثات كميته اضطراري اسراييل بود كه پس از جنگ 33 روزه تشكيل شد . برگزاري اين مانور توجه محافل سياسي و
رسانه اي را به خود معطوف كرد. پرسش هاي زيادي پيرامون زمان
گستره و نوع نيروهاي عمل كننده در آن و غيره مطرح است اما مهمترين
پرسش
چرايي انجام اين مانور است
شرايط منطقه اي حاكي از موقعيت برتر جريان مقاومت اسلامي در منطقه است و در چنين شرايطي با توجه به موقعيت و ظرفيت هاي بالاي
جريان مقاومت اسلامي
هرگونه ماجراجويي آمريكا در منطقه
شرايط را نه تنها به نفع اشغالگران آمريكايي و اسرائيلي تغيير نمي دهد
بلكه اين
مقاومت اسلامي است كه سود سرشاري را خواهد برد
بنظر مي رسد اين مانور علاوه بر فراهم كردن آمادگي دفاعي لازم
با اهداف ديگر به ويژه ايجاد هراس در حزب الله براي ممانعت از اقدام انتقام
جويانه ترور شهيد مغنيه انجام شده است . به ويژه آنكه حزب الله پس از جنگ تابستان داغ بيكار ننشسته و با توجه به شناختي كه از رژيم
صهيونيستي و امكان جنگ افروزي اين رژيم عليه دولت ها و نيروهاي مقاومت دارد
خود را كاملا آماده مقابله ساخته است

| |