بسم الله الرحمن الرحيم
حادثه انفجار در يك حسينيه در شيراز كه شب يكشنبه رخ داد و عده اي از هموطنان را عزادار و مصيبت زده كرد
علاوه بر اصل
حادثه
داراي حواشي مهمي است كه توجه به آنها براي سروسامان يافتن اين قبيل حوادث در كشور
لازم است .
1 ـ اصل وقوع اين قبيل حوادث
قطعا قابل جلوگيري كردن است . اندكي مراقبت و سپردن امور حفاظتي چنين مجالسي به كساني كه اهل
امور حفاظتي هستند و قبل از آن اعتقاد داشتن به اينكه جوانب حفاظتي را هم همواره بايد در اين قبيل تجمعات در نظر گرفت
چاره كار
است . بي اعتقادي به ضرورت حفاظت
مشكل اصلي بسياري از برگزاركنندگان مجالس و محافل است و ما تاكنون از اين بي اعتقادي و
بي توجهي ضربه هاي سنگيني را متحمل شده ايم .
بسياري از حوادث دهه 60
حوادثي كه هر سال در جريان سفرهاي راهيان نور رخ مي دهند و آنچه در مسجد ارك تهران رخ داد و جان
عده اي را گرفت و عده ديگري را نيز دچار مشكلات جسمي خسارت بار كرد
همگي نتيجه بي توجهي به همين اصل هستند. جدي گرفتن
مسائل حفاظتي
مي تواند به اين سلسله حوادث پايان بدهد و اين قبيل ضايعات را براي هميشه از ميان بردارد و يا به حداقل برساند.
2 ـ بعد از وقوع هر حادثه اي
مديريت بحران ناشي از آن حادثه مهمترين مسئوليتي است كه متوجه مسئولان مي شود . مديريت بحران
فقط رسيدگي به قربانيان و نجات جان بقيه افراد نيست . اين
فقط يك بخش كار است
بخش ديگر كه مهمتر نيز هست ريشه يابي حادثه و
تحقيق درباره چگونگي وقوع آنست .
در حادثه انفجار شيراز خوشبختانه در بخش اول عملكردها قابل تقدير است ولي در بخش دوم
همه دست اندركاران نشان دادند كه
دچار ضعف هستند. اينكه بعد از گذشت مدت قابل ملاحظه اي از وقوع حادثه
آنهم در مكاني كه در دسترس مسئولان قرار دارد
هيچيك
از دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي نتوانند بطور قاطع درباره علت آن نظر بدهند
براي افكار عمومي قابل قبول نيست . واقعيت اينست كه
كشور ما از نظر امكانات
تجربه و برخورداري از نيروهاي كارآمد در شرايط مطلوبي قرار دارد و اگر از اين امتيازات به درستي استفاده
شود
مديريت بحران
هر قدر بحران بزرگ باشد
بسيار آسان و همراه با سرعت و دقت خواهد بود. براي كشوري با شرايط ما
بسيار
آسان است كه در همان ساعات اوليه بعد از وقوع انفجار مشخص كند اين انفجار ناشي از خرابكاري بوده يا بي توجهي نسبت به مواد و
امكانات برجاي مانده از نمايشگاهي كه در محل وقوع حادثه برگزار شده بود.
3 ـ از اين مهم تر
مديريت خبررساني است . نوع خبررساني از حادثه انفجار شيراز نشان داد متاسفانه دراين زمينه نيز دچار مشكل هستيم !
عده اي اصرار ورزيدند كه اين حادثه ناشي از انفجار باقيمانده مهمات و ابزار و ادوات جنگي مربوط به نمايشگاه برگزار شده در مكان
حادثه است و عده اي برعكس
اصرار ورزيدند كه قطعا چنين نيست و دست دشمنان در كار بوده است . اينها
دو احتمال قابل بررسي
بودند كه در لحظه بعد از واقعه اصرار بر هيچيك از آن دو كار درستي نبود و نادرست تر اعلام آشكار و پرسروصداي هر دو احتمال بود كه
افكار عمومي را دچار ترديد و نگراني كرد.
بخش مهمي از مديريت بحران
چگونگي خبر رساني مربوط به آنست . بي توجهي به اين امر موجب سواستفاده دشمن مي شود كما
اينكه مردم را نيز دچار اضطراب و نگراني مي كند و در كار تحقيق و بررسي جامع و دقيق نيز اختلال ايجاد مي نمايد. براي جلوگيري از
اين عوارض زيانبار
مسئولان امنيتي بايد سريعا وارد عمل شوند و جريان اطلاع رساني را به درستي هدايت كنند و از پديد آمدن اين
قبيل ضايعات جلوگيري نمايند. منظور اين نيست كه جلوي جريان آزاد اطلاع رساني گرفته شود
بلكه با اطلاع رساني جامع و مستند
مي توان افكار عمومي را در برابر عوارض منفي شايعات و اطلاعات نادرست ـ اعم از مغرضانه و غيركارشناسانه ـ مصون نگهداشت .
4 ـ شايد مهمترين نكته در اين قبيل حوادث
بي توجهي به ضرورت برخورد تنبيهي با خطاكاران باشد . ما عادت كرده ايم برخطاها
سرپوش بگذاريم
از خاطيان بگذريم و صورت مساله را پاك كنيم ! تصور همه ما اينست كه با چنين روشي مي توانيم مشكلات و
حوادث را حل كنيم و جامعه را به طرف بهتر شدن ببريم
در حاليكه كاملا عكس آنچه تصور مي كنيم رخ مي دهد و مشكلات همچنان
لاينحل باقي مي مانند و هيچ چيز به طرف بهتر شدن نمي رود و حوادث غمبار يكي پس از ديگري تكرار مي شوند.
منظور از تنبيه خطاكاران اين نيست كه آنها به چوبه دار سپرده شوند. بركناري سريع و بي ملاحظه آنها از مسئوليت ها و برخوردهائي
از قبيل تنزل مقام و رتبه و درجه و البته اعلام آن به مردم مي تواند تاثير زيادي در جلوگيري از تكرار حوادث ناگوار داشته باشد. قطعا اگر
چنين برخوردي در واقعه مسجد ارك شده بود
اكنون شاهد حادثه انفجار شيراز نبوديم . حالا هم هر چند دير شده
ولي براي جلوگيري از
ضررهاي بعدي از همين جا بايد شروع كرد. آيا چنين اراده اي وجود دارد

|