بخش خبري : نماز دشمن شكن جمعه تهران ديروز همچون جمعه هاي قبل با حضور گسترده و پرشور نمازگزاران تهراني در دانشگاه
تهران به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني امام جمعه موقت تهران و رئيس مجلس خبرگان رهبري برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما آيت الله هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نمازجمعه تهران در قضيه هسته اي بهترين راه را مذاكره دانست و در
مورد آشوبهاي اخير در عراق تصريح نمود كه ايران از اين آشوبها نفعي نمي برد
سخنران پيش از خطبه ها
رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه گفت : برخورد ابزاري مستكبران با اعلاميه حقوق بشر اجازه نمي دهند اين منشور انساني در
دنيا پياده شود.
حجت الاسلام سيدرضا تقوي در سخنراني پيش از خطبه هاي نمازجمعه اين هفته تهران به موضوع حقوق بشر در سيره نبوي
پرداخت و گفت : با قاطعيت مي توان گفت كه منادي اصلي حقوق بشر اديان الهي و انبيا هستند و مفاهيم اساسي حقوق بشر مانند احترام
به حيثيت ذاتي انسان
حق آزادي انسانها
تساوي همگان در برابر قانون و مسايلي مانند رفع تبعيض كه در حوزه حقوق بشر به بحث
گرفته مي شوند ازتعاليم مكتب انبيا است .
وي با اشاره به سابقه تصويب اعلاميه حقوق بشر در 60 سال پيش گفت : بعد از تصويب اين اعلاميه تبليغات زيادي در رابطه آن
اهميت آن در دنيا صورت گرفت ولي اين اعلاميه موفقيتي را كه انتظار مي رفت نداشته و اعمال نفوذ دولتهاي قدرتمند يكي از موانع اجرا
نشدن اين اعلاميه است .
رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه تصريح كرد : دولتهاي قدرتمند عنان سازمان را به دست گرفته اند و هر جا كه به نفع آنها باشد
از آنها بهره مي برند و هر جا لازم بدانند آن را زيرپا مي گذارند.
تقوي افزود : آمريكا حقوق بشر را چماق كرده و بر سر ملتهاي آزاده مي كوبد ولي خودش زندانهاي مخوف درست مي كند و زندانهاي
مخفي در اروپا كه مخالفان خود را تحت شكنجه قرار مي دهد.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي آله الائمه المعصومين .
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهذا لقرآن .
اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانه من يتق الله يكفر عنه سيئاته و بعظم له اجرا.
خداوند به ما و همه امت اسلامي توفيق بدهد كه هميشه در پناه ملكه و گوهر تقوي راه خداوند را بهتر از گذشته ادامه
بدهيم .
مستمعان ما فراموش نمي كنند كه بحث من در خطبه هاي اول در خصوص شكل گيري نظام بر محور قرآن است و تا بحال چند خطبه
ايراد شده و آخرين خطبه ها را عرض كرديم كه محور حركت پيغمبر اسلام باشروع كار رسالت در درجه اول كادرسازي و تربيت نيرو
براي انجام ماموريت مهم رسالت خويش بوده و گفتيم براي تربيت از مفاهيم قرآن و نماز و عبادت و آموزشهايي از اين منابع به افرادي
كه جذب مي شدند استفاده مي شد
و گفتيم كه كفار و مشركان تاثير قرآن و نماز را براي خودشان خطرناك مي ديدند و با اين دو شعار و
منسك و دو راه و دو عامل انسان ساز به مخالفت برخاسته بودند
سه سال اول دوران بعثت پيغمبر تقريبا مخفي بود
يعني آموزشها
جذب نيروها و كارهايي كه مي شد بصورت مخفيانه صورت مي گرفت . بالاخره پيغمبر مامور اعلان برنامه خودشان شدند. اول با دعوت
سران قريش كه عشيره اقربين ناميده شدند دعوت را با آنها در ميان گذاشتند ولي آنها نپذيرفتند
باز دعوت دعوتشان را علني تر كردند
آمدند در بالاي كوه صفا و مردم جمع شدند و دعوتشان را اعلام كردند و باز هم در آنجا همان سران مشركين با مخالفت برنامه پيغمبر را
به هم زدند
ولي ديگر علني شده بود. از اين دوره اي كه علني مي شود كم كم مسلمانان و جذب شدگان شناخته مي شوند و فشار و آزار و
شكنجه روي مسلمانها شروع مي شود. خود پيغمبر و نزديكان ايشان بخاطر اينكه بني هاشم از آنها حمايت مي كردند و آنها قبيله اي
بسيار نيرومند وشريف و عظيم و پر ابهت در مكه بودند تا حدودي مصونيت داشتند ولي خوب آزار هم بود. اما گروندگان طبقات پايين
كه نوعا از بردگان و فقرا بودند
اينها سخت مورد آزار و شكنجه بودند و هر جا آنها را در حال نماز و يا قرائت قرآن مي ديدند شكنجه
مي كردند. نمونه هاي شكنجه را در خطبه اخير گفتم
يكي از نمونه هايش شكنجه هاي بلال حبشي است كه برده نيرومندي بود ولي وقتي
كه مسلمان شد با صداي رسايي كه داشت كنار كعبه مي ايستاد و فرياد « الله اكبر » كه شعار انقلاب اسلامي هم همين بود و تاثير زيادي
داشت و مي لرزاند ستمگران را
چون آنها حاضر نبودند خدايان خود را در مقابل خداي بزرگ كوچكتر ببينند و اين حالت خطرناك تر
شده بود آنچنان بلال را اذيت كردند و شكنجه دادند كه در تاريخ اسلام هميشه به عنوان نمونه قساوت مشركان مطرح است و جالب
اينكه با بدن تنومند و مقاومي كه داشت زير شكنجه هم مي خواست چيزي بگويد و فرياد بكشد با « الله اكبر » فرياد مي كشيد كه شعار
خودش را به مغز شكنجه گران مي كوبيد
وضع چنين بود.

آزار و شكنجه غير قابل تحمل شد
پيغمبر يك راه جديدي را مطرح كردند كه اين بسيار مهم است و من امروز در خطبه مي خواهم
يك مقدار اين حركت مهم پيغمبر را و مسلمانان را يك كمي تشريح كنم
اصل مساله را همه مي دانيد
من هم تفصيل تاريخ را
نمي خواهم بگويم
يك روز پيغمبر در جمع گروهي از مسلمانان يك پيشنهادي فرمودند كه اين پيشنهاد عملي شد. فرمودند كه اگر به
حبشه برويد در آنجا مي توانيد با راحتي زندگي كنيد و پيام رسالت را هم توسعه بدهيد. تعبير پيغمبر را من از روي متن آن بخوانم كه متن
خوانده شود. فرمودند : مي توانيد به حبشه برويد. در آنجا شاهي دارد كه در زير سايه او به كسي ظلم نمي شود
اين خيلي تعريف بالايي
است از « نجاشي » پادشاه آن زمان حبشه
« حبشه ارض راستي است » يعني فريبكاري با شما نخواهند كرد
هدف هم اين بود كه « تا
خداوند راهي براي نجات شما از اين وضع بدي كه گرفتارش هستيد در فشارهاي مشركان مكه پيدا كند. »
خوب اين اجازه كه داده شد با كمي ترديد كم كم افرادي راه افتادند
آن موقع هم مثل حالا بندر مهم جزيره العرب در درياي احمر
همين جده بود. از مكه به جده مي رفتند
گروه گروه و فرد فرد
با كشتيها منتقل به حبشه مي شدند
اول ده نفر رفتند و بعد اضافه شدند
آنطوري كه در تواريخ است تا 83 نفر غير از بچه ها كه همراه خانواده مي آمدند و اختياري از خود نداشتند تابع والدين بودند
به حبشه
رفتند . كميت قابل توجهي است . در ميان اين افراد آدمهاي بزرگي بودند
مثلا حضرت جعفر برادر علي بن ابيطالب (ع ) كه 10 سال از
حضرت علي (ع ) بزرگتر هم بود و شخصيت بسيار با ارزشي است در تاريخ اسلام و در كل تاريخ
ايشان جزو مهاجران بودند و عثمان
داماد پيغمبر هم از شخصيتهاي ديگري بودند
ام سلمه يكي از اين مهاجران بود كه اين تاريخي كه من عرض مي كنم بيشتر از روايت ام
سلمه است
صادق ترين و سالم ترين ومفصل ترين تاريخ را از گروه مهاجر به حبشه
ام سلمه آورده است . البته ديگران هم خيلي حرف
دارند ولي جامع آن را بايد در گزارش وي بايد پيدا كرد
و حرفهاي او هم در تاريخ ما مدرك است . خوب اينها رفتند و يك راه خوبي براي
مسلمين پيدا شد آنهايي كه تحت فشار بودند هر وقت نمي توانستند تحمل كنند مي رفتند حبشه و در آنجا كار خود را مي كردند. مشركين
ديدند خطرناك شده در داخل مكه كار زيادي نسبت به پيغمبر و ياران نزديكش نمي توانند بكنند و در حبشه هم دستشان كوتاه است و
اسلام از مكه فراتر رفته و بزودي از بيرون مكه
اين شهر را محاصره خواهد كرد
اين تحليل اينها بود. تصميم گرفتند مهاجران را از حبشه
برگردانند. دو نفر آدم را فرستادند
يكي عمروعاص است كه از خبيث ترين آدمهايي بود كه پيغمبر را اذيت مي كرد
مي گويند عمروعاص
70 سرود عليه پيغمبر سروده بود و بچه هاي مكه را آموزش مي داد
اين بچه ها در مسير پيغمبر و در اجتماعات
سرودها را دسته جمعي
مي خواندند عليه پيغمبر و اهانت مي كردند
اين آدم را عبدالله بن ربيعه با هداياي فراوان كه در تاريخ است به حبشه فرستادند. براي همه
اطرافيان نجاشي پادشاه حبشه هديه قابل توجهي فرستادند. بخصوص براي اسقفها و رهبانها كه آنها در دستگاه نجاشي خيلي نفوذ
داشتند
آنها از علماي بزرگ مسيحي بودند
لابي هاي زيادي را خريدند هدايا رفت و البته در مكه هم بيكار ننشستند. حضرت ابوطالب
عموي بزرگوار پيغمبر كه مهمترين حامي پيغمبر هستند كه انشاالله در يكي از خطبه ها مواضع حضرت ابوطالب را عرض مي كنم و
مظلوميت ايشان را در تاريخ
ايشان بلافاصله شعري گفت
در مقابل هداياي مشركين
شعر بسيار لطيف و بلند و معناداري است
او هم
براي نجاشي فرستاد. خود پيغمبر هم نامه اي به نجاشي نوشتند كه اولين نامه پيغمبر به شخصيتهاي سياسي بيرون از مكه است كه اين
نامه را هم ما بايد روي آن تحليل كنيم چون آن هدف من كه شكل گيري نظام است با محتوا در اين نامه كه اولين نامه پيغمبر هم هست
خيلي اهميت دارد كه اين را هم بايد قدري باز كنيم
منتهي حالا در اين خطبه نمي گنجد چون چيزهاي ديگري مي خواهم عرض كنم
من
از تاثير قرآن صحبت مي كردم در خطبه قبل و اين ادامه آن است
مي خواهم بگويم كه قرآن چه تاثيري داشته و ما بايد اين تاثير را فكر
كنيم كه امروز هم از قرآن مي توانيم داشته باشيم .
به هر حال هداياي مشركين رسيد و لابي ها تشكيل شدند و فتنه هاي زيادي كردند و ذهن نجاشي را آلوده كردند
نجاشي هم شخص
بزرگي بوده است
آنچنان بزرگ بوده است كه وقتي بعدها خبر فوتش به پيغمبر در مدينه مي رسد
پيغمبر براي او از دور نماز ميت
مي خوانند و اينقدر براي او احترام قائل بودند
اينها همه لابي ها را تجهيز كردند ذهن نجاشي را آلوده كردند
نجاشي گفت خوب من كه
قضاوت غيابي نمي كنم همه را جمع كنيد من ببينم آنها چه مي گويند
اينها چه مي گويند بعد تصميم مي گيريم . همه را جمع كردند
عمروعاص و ربيعه
يك طرف جلسه
بزرگان سياسي مذهبي در جاي خودشان و مهاجرين هم در نقطه اي ديگر در اجلاس جمع شده
بودند. مهاجرين مشورت كردند
جعفر را سخنگوي خودشان قرار دادند و محتواي مطالبي كه بايد بگويند روي آنها تصميم گرفتند
آمدند در جلسه
عمروعاص و عبدالله ربيعه يك فصلي از ضررهاي مسلمانها در جزيره العرب و بخصوص در مكه براي نجاشي گفتند
نجاشي از آنها پرسيد شما چه مي گوييد حرفتان چيست
رهبرتان چه مي گويد
كتابتان چيست عقايدتان چيست اينها در يك
اظهارات فصيحي كه خود حضرت جعفر ايراد كرد
شخصيت پيغمبر را معرفي كرد
محتواي آموزش را معرفي كرد
و رفتار مشركين را با
مسلمانها گفت
در محتواي حرفهاي مهمي زده
ما در گذشته بت مي پرستيديم
چيزهايي را كه خودمان مي ساختيم به نام خدا
مي پرستيديم
بچه ها را براي آنها قرباني مي كرديم
اخلاق در ما نبود و فساد اخلاقي در اوج بود
غارتها
زورگوئيها
ظلمها
بي عدالتي ها
و دروغگويي ها
خيري شرح داد
و ما آمديم و پيغمبر اينها را گفت
يك فهرستي هم اخلاقيات و اسلامي و عقايد و لحن بسيار خوبي
كه مشهور حضرت جعفر در تلاوت قرآن داشته
صداي خوب
لحن خوب و آهنگ بسيار خوب
جملات كوتاه
آيات كوتاه كه سوره
مريم را قسمتي بر حضار خواند و در گزارش ام سلمه اينجوري مي بينيم كه مي گويد وقتي كه اينها را مي خواند ما نگاه مي كرديم كه اشك
از چشمان نجاشي و حتي علمائي كه آنجا جمع بودند
جاري بود و روي دامن آنها اشك مي ريخت . قرآن اينها را تكان داده بود
هيجان
جلسه را گرفته بود
خوب اينهم يكقدري طولاني است و آنرا من عرض نمي كنم و نتيجه اين جلسه
وقتي كه تمام شد نجاشي اجازه نداد
كه ديگران قضاوت كنند و گفت من دقت كردم در مضامين اين چيزهائي كه جعفر براي ما خواند. من آشنا هستم به كتب مقدس بخصوص
تورات و اينجوري مي گويم يك كلمه
آنچه كه در اين كلمات بود
با آنچه كه در انجيل ما داريم از يك منبع نور آمده
از مشكاه واحد و
اينها براي ما قابل قبول است . اين قضاوت نجاشي مثل پتك بر سر فرستادگان قريش
فرستادگان مشركان خورد و جلسه بهم خورد و
اينها ديدند كه شكست سختي خورده اند و صريحا نجاشي گفت كه من اينها را به شما برنمي گردانم اينها ميهمان هستند
اينها در امان ما
هستند. عمروعاص كه به حيله گري و طراحي توطئه گري معروف است
توطئه ديگري كرد و اين بود كه رفت به بطارقه و اسقف ها و
رهبانها و گفت كه شما توجه كنيد كه آن نقطه اصلي پيام اسلام
توحيد است . و اينها حضرت عيسي را بنده خدا مي دانند
چيزي كه هم
شما با آن مخالفيد و شما او را فرزند خدا و شريك خدا مي دانيد. يك ضلعي از مثلث اقانيم ثلاثه و به ما يك مهلت ديگري بدهيد كه اين
بحث را هم پيش نجاشي مطرح بكنيم و آنها هم خوشحال شدند چون آنها هم با اين مساله مخالف بودند. ترتيبي دادند جلسه دومي و
اين بار كه مسلمانان حاضر شدند ديگر بحثهاي ديگر نبود. خود نجاشي بازجوئي را شروع كرد و گفت شما درباره حضرت عيسي چه
مي گوئيد و عقيده شما چيست آنها هم قبلا مي دانستند كه آن كسي كه آمده بود اينها را دعوت كند
گفته بود كه موضوع جلسه چيست و
مطلع بودند. وقتي كه اين سئوال را كردند
طبق تصميمي كه جمع گرفته بودند حضرت جعفر گفت خيلي صريح و روشن به شما حقيقت
را مي گويم و جمله اي كه حضرت گفت اين بود كه گفت ما نظرمان درباره حضرت عيسي اين است كه حضرت عيسي بنده خداست و
روح خداست و رسول خداست و كلمه خداست كه او را خداوند به حضرت مريم
عذراي بتول تحويل داده است عين تعبير ايشان
است . خب مشركيني كه آنجا بودند
و بطارقه خوشحال بودند كه خب اين يكدفعه نظر نجاشي را برمي گرداند
نجاشي اين بار هم مهلت
نداد ديگران حرف بزنند و دست كرد يك چيزي مثل پر كاه و يك چوب خيلي نازكي را كه جزو خاشاك حساب مي شود برداشت و به
جمع نشان داد و گفت ببينيد. ما آنچه كه در تورات درباره حضرت عيسي داريم و در كتب مقدس ديگر با اين نظر نظر مسلمانها و اندازه
اين پر كاه هم تفاوت ندارد. يك حرف تفاوت نمي بينيم و من عقايد مسلمانها درباره عيسي را حق مي دانم و مي پذيرم و اين توطئه اي كه
كرده اند
ناحق مي دانم . دستور داد به ماموران كه همه هدايائي كه اينها آورده اند و به هر كس داده اند برگردانند و اينها برگردند و به مكي ها
بگويند ميهمانان ما را اميد نداشته باشند كه تحويل مي دهيم . در اينجا بطارقه رنجيدند و از خودشان حالت خشم و نارضايتي ابراز كردند
چون آنها تعليماتشان بود كه عيسي شريك خداست و پسر خداست و براي اين ديدند كه نجاشي كه رهبرشان است و سلطانشان است و
چنين قضاوتي در اين جلسه رسمي كرد خيلي به آنها سخت گذشت و بعدا هم اين نظريه نجاشي تبديل شد به يك شورشي كه عليه او
كردند و آن يك بحث ديگري است كه آنهم حالا متناسب با اين بحث من نيست و آن شورش را خواباندند بهرحال و بعد يك جمله
ديگري نجاشي مي گويد اينجا به بطارقه و فرستادگان قريش كه اين هدايا را برگردانيد و به مكي ها بگوئيد كه من براي رنجاندن ميهمانم
رشوه نمي گيرم همانطور كه خداوند در حفظ حبشه و حكومت حبشه براي ما
از كسي رشوه نگرفت و اين اشاره به يك قطعه تاريخي
ديگر حبشه است كه باز اينجا بحث نمي كنيم . خب عمروعاص و عبدالله ربيعه برگشتند به مكه و موج ديگري شروع شد كه من در خطبه
قبل گفتم كه اسلام عمر بعد از برگشتن اينهاست و آنچه كه اتفاقات را اينها نقل كرده اند و آنرا ديگر نمي خواهم برگردم .
من مي خواهم بگويم كه ببينيد تاثير قرآن اينطوري بود
اين آيه اي كه اول صحبتم خواندم يك بخشنامه ايست كه مشركين كرده بودند
به همه مردم مكه كه حق نداريد گوش به قرآن بدهيد و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهذاالقرآن
گوش نسپاريد به اين قرآن و اگر كسي جائي
خواند
هياهو كنيد و بهم بزنيد صحنه را شايد از اين راه
ما غلبه كنيم و اين سياست مشركين بود و آن سياست پيغمبر بود و مسلمانها بود
كه با قرائت قرآن
با اين سرمايه اطلاع رساني درست و آموزنده هم در مكه كادرسازي كردند و هم با اين پيام
پيام را به خارج از مكه
فرستادند و در حبشه نفوذ قابل توجهي كردند كه حالا اينها فعلا جزو بحث من نيست . برمي گرديم به اصل مطلب كه روال كار پيغمبر
روال اطلاع رساني محتواي حق بود كه آنهم قرآن بود و نمايش ديگري بود كه نماز جماعت و نماز بود كه يك خطبه ديگري را من بايد
درباره محتواي نماز عرض كنم كه چطور اين نماز اينهمه موثر بود
اينكه چه ان الصلوه تنهي عن الفحشا والمنكر است كه اگر اين است
يك بحث كوتاهي هم درباره محتواي نماز مي كنيم كه چه بشارتي داشت
چه آموزشي داشت و دارد كه واقعا اعجاز تبليغ و اعجاز
انسان سازي را ما
در روش پيغمبر اينجا مي بينيم . برپايه اين گزارش
آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان خطبه اول نمازجمعه ديروز
تهران سوره مباركه « نصر » را قرائت كردند.
خطبه دوم
آيت الله هاشمي رفسنجاني در آغاز خطبه دوم ضمن حمد و ثناي خداوند متعال و توصيه خود و نمازگزاران به رعايت تقواي الهي
به تشريح مناسبتهاي هفته پرداخت . وي در خصوص اولين مناسبت به ميلاد پرسعادت امام عسگري (ع ) اشاره كرد و گفت كه اين امام
بزرگوار در سال 231 يا 232 هجري ـ قمري متولد شدند و دوران امامتشان فقط شش سال بود و در تمام عمرشان هم تحت فشار و
زندانهاي مكرر و زير نظر و تحت تعقيب بودند. پدرشان هم همين وضع را داشتند. وضع خلفاي بني عباس آنقدر بخطر افتاده بود كه ديگر
فشارشان را از حد گذرانده بودند چون اين بزرگواران را كانون اصلي تحرك شيعيان مي دانستند كه كم كم در چند جاي دنيا حكومت فرعي
تشكيل دادند و بعدا تقريبا اكثريت نقاط كشورهاي اسلامي را اينها مالك و حاكم بودند و لذا فشار روي ائمه خيلي بود كه اين دوره
دوره
بسيار مهمي است كه من الان نمي خواهم اين بحث را در اين خطبه عرض كنم و در مناسبت ديگري آنرا عرض خواهم كرد.
و شهادت شخصيت هاي بزرگ را داريم . شهادت افسر رشيد و عاليقدر و رزمنده بزرگوارمان شهيدصيادشيراز و شهادت هنرمند
متعهد شهيدآويني و شهادت آيت الله صدر و خواهرشان بنت الهدي كه همه اينها از ذخيره هاي انقلاب و اسلام بودند و حقيقتا جايشان
خالي است كه به خانواده هاي بزرگوارشان تسليت مي گوئيم و براي ارواح پاكشان ازخداوند رحمت ويژه تقاضا داريم .
و سالگرد حضرت معصومه را داريم كه اين بزرگوار با آمدن به ايران يك چنين مشعل بزرگي را براي نوراني كردن جهان در قم
افروختند كه خودتان مي دانيد الان خيرات و بركات قم در طول تاريخ و بخصوص در زمان ما و روز ارتش جمهوري اسلامي را داريم كه
يكي از ابتكارات مهم امام راحل ماست . بعد از پيروزي انقلاب
نعمه هائي بلند شد از سوي منافقان و كمونيست ها و بدخواهان كه ارتش
بايد منحل شود و در داخل ارتش هم كساني پيدا شدند كه شعار ارتش توحيدي مي دادند به منظور اينكه سلسله مراتب و سيستم ارتش را
از هم بپاشند البته شعارشان خب توحيدي كه ما هم قبول داريم اما آنها هدف بدي داشتند. ارتش دچار مشكل شده بود. سلسله مراتب
موثر نبود
فرمان نمي بردند پرسنل در پادگانها و واقعا جاي خطر بود
تبليغات هم شديد بود و امام ارزش ارتش را مي دانستند و يك
اقدام حقيقتا اسلامي و انقلابي و در شان رهبري مثل امام انجام دادند. يك روزي دستور دادند ارتش در سراسر كشور مانور بدهد و به
مردم هم فرمودند كه شما به ارتش كمك كنيد و به بزرگان ارتش دستور دادند كه مراعات حال زيردستان را بكنيد و به زيردستان دستور
دادند كه سلسله مراتب را بهم نزنيد و سيستم را حفظ كنيد و روز مقدسي در تاريخ ما شد و با برنامه اي كه آنروز اجرا شد
ارتش
تجديدحيات كرد بعد از انقلاب و خيلي زود امتحان خودش را در ميدانهاي نبرد نشان داد و تا امروز هم هرچه مي گذرد صلابت و
صلاحيت ارتش واضح تر و ثابت تر مي شود كه از آن كاري كه امام كردند و معمولا در انقلابهاي دنيا نمي شود. شما ببينيد در عراق هم
ارتششان را كه منحل كردند
يك قدرت خاصي نتوانست شكل بگيرد و در هر انقلابي كه اينكار را كردند بعدا دچار خلا شدند. اين
هوشياري امام و يارانشان بود كه اين سرمايه را حفظ كردند و تجربه هم خوب از آب درآمد و انشاالله اين ارتش همچنان ارتش اسلام و
ارتش امام زمان باقي خواهد ماند.
مناسبت بعدي روز جهاني هموفيلي هاست كه من توصيه مي كنم همه مردم به اينگونه مريض ها كه حقيقتا عمرشان پر از رنج است
توجه بيشتري داشته باشند و هرگونه مساعدتي كه مي توانند به آنها بكنند و نظام و دولت و ديگران از جمله مجلس و ماها هم موظف
هستيم كه به حال اينها توجه ويژه كنيم .
در اينجا يك مسئله مهمي را مي خواهم مطرح كنم البته براي مقابله با اين فتنه انگيزيها و تفرقه انگيزيهائي كه امروز در اطراف ما از
راههاي مختلف مي شود براي شكستن وحدت امت اسلامي و كشورهاي اسلامي و آن مساله رفتاري است كه كشورهاي دوست ما و
همسايه ما و برادران عرب ما
درباره خليج فارس و جزاير پيش گرفته اند ما هميشه گفته ايم كه آماده ايم مذاكره كنيم و حرف بزنيم بالاخره
با منطق
استدلال و سند اين مساله روشن مي شود. قطعا تحريك خارجي ها و فتنه انگيزيهاي غربي هاست كه اين مساله را دامن مي زنند
و من چون مي بينم دوباره اين مساله اوج گرفته و يا در هر اجلاسي كه مي گذارند از حد شوراي همكاري خليج فارس بالاتر رفته و در
اجتماع سران و وزراي خارجه و نمايندگان و روساي مجلس و كشورهاي اسلامي يك بندي مي گذارند روي اين مساله
هم روي اسم
خليج فارس و هم روي مساله جزاير و خب اين يك اشتباه تاريخي است و از اين راه چيزي بدست نمي آيد جز تفرقه و اختلاف و دوبهم
زني . راه مذاكره را كه ما هميشه باز گذاشته ايم كه بهتر راه است كه بايد انجام شود فقط حرف نمي زنم امروز مي خواهم مساله را يك كمي
از لحاظ تاريخي خدمت شما و برادران مسلمانمان و علماي اسلام در بلاد همسايه خودمان عرض بكنم از دو ديدگاه يكي از ديدگاه
تاريخ و نقشه هاي تاريخي و دوم از ديدگاه اسناد اسلامي و نظرات علماي اسلام و واقعا مهم است . اولويتش خيلي گفته مي شود
نقشه ها معمولا در همه اجلاسها از اين نوع مطرح مي شود و نشان داده مي شود و همه مي دانند البته ما كوتاه مي گويم . دومي آن من فكر
مي كنم حرف تازه اي است و من اين را از يك محقق ايراني اين توجه را شنيدم و بعد هم مراجعه كردم و ديدم حرف مهمي است . در مورد
نقشه ها اخيرا بنياد ايران شناسي يك كتاب بسيار ارزشمندي از نقشه هاي منطقه ما
خليج فارس و درياي فارس منتشر كرده كه 120 نقشه
از اروپا و 40 نقشه از نقشه هاي اسلامي
اينها را تنظيم كرده و نشان مي دهد از چهارصد سال قبل از ميلاد تا همين اواخر هيچ ترديدي
نبوده كه اين منطقه يك مدتي خليج فارس و درياي فارس در نقشه ها وارد شده است .
ظاهرا از اواخر دوران قاجار
عثماني ها بخاطر مسائلي كه در بصره و اينجاها داشته اند
مساله خليج را برده اند زير سئوال خب منتها
خيلي محدود در نقشه ها و بعدا انگليسي ها وقتي شكست خوردند در صنعت نفت و ملي شدن آن
اينها رفتند غوغائي در رسانه ها راه
انداختند و اسم خليج عرب را مطرح كردند. مصريها هم كه آنروز پايگاه اطلاع رساني منطقه بودند از اين شرايط استفاده كردند و به آن
دامن زدند كم كم آمده حالا به اينجا كه مي رسيد و شما مي بينيد. اين نقشه ها هست و چاپ شده و همه مي توانند ببينيد و كتاب خيلي
خوبي است . شرح نقشه ها هم هست و اين يك بخش . بخش دوم منابع اسلامي است
تفسيري و روايي است كه شايد تازگي داشته باشد
براي شماها و براي خود من وقتي اين آقا گفتند
تازگي داشت و مراجعه كردم و من توجه كردم به مساله . در قرآن چهار آيه در چهار سوره
هست كه دو دريا را مطرح مي كند كه اين دو دريا با هم تلاقي دارند. مرجع البحرين يلتقيان در سوره « رحمان » و در سوره نمل و در سوره
فرقان هم همين مضمون بطور مفصل تر هست . منتهي من الان محور حرفم سوره كهف است و آيه مجمع البحرين كه حضرت موسي
براي ملاقات با خضر نقطه ملاقاتشان مجمع البحرين بود و اين قرآن است ديگر كه حضرت موسي به حضرت شعيب مي گويد كه من
بايد بروم و اينقدر بروم كه برسم به مجمع البحرين و آنجا با كسيكه با خداوند قرار گذاشته ايم ملاقات كنم كه آن خضر است براي فهميدن
علم حضرت خضر. خب مجمع البحرين اينجا آمده و بعدا هم آيه بعدي مي گويد وقتي كه رسيدند به مجمع البحرين . اولا يك بحثي
است اين مجمع البحرين كه كجاست و پنج قول در آن هست بعضي ها مي گويند تنگه جبل الطارق است كه خيلي بعيد است زيرا
حضرت موسي در حدود شام بوده كه آنجا رفته باشد و حرف ضعيفي است بعضي ها مي گويند تنگه بسفور و داردانل در بين درياي سياه
و مرمره كه باز هم اين هيچ سندي ندارد و فقط حرفي است و احتمالا شايد خود عثماني ها اين را مطرح كرده باشند براي هماني كه گفتند
دست در نقشه مي برند قول سوم اينستكه باب المندب است آنجائي كه اقيانوس هند با درياي احمر متصل مي شوند در جنوب يمن و
قول چهارم اينستكه نه نقطه تلاقي دو شاخه خليج در شمال درياي احمر است . ديده ايد كه درياي احمر در نقطه شمالي آن يك خليج باز
مي كند بطرف اردن و يك خليج باز مي كند در داخل مصر و آن نقطه اي كه اين دو خليج از همديگر جدا مي شوند را مي گويند مجمع
البحرين ولي اين دو تا بحر نيستند. يك نظر ديگري هم هست نه
نظريه درياي مديترانه و درياي احمر است و اينكه آيا اينها ملاقات
مي كنند لازم نيست اينها متصل شده باشند گرچه احتمالا آنطوريكه در كتيبه هاي ايراني داريوش كه از مصر گرفته شده و الان هم وجود
دارد و در مصر ضبط شده بود
داريوش يك وقتي همه اين منطقه مصر و يونان و درياي مديترانه را جزو حكومت ايران بوده است .
داريوش وقتي كه رفت مصر تصميم گرفت كه درياي احمر را البته آنموقع درياي فارس بود كه حالا اين را مي خواهم عرض كنم با درياي
روم وصل بكنند كه او مي گويد وصل كردم اما در تاريخ مي نويسند شروع كرد و ناتمام ماند و بعدا در قرون اخير اين كانال سوئز كشيده
شد و اينهم ديگر يك بحث تاريخي خاصي است كه نمي خواهم آنرا مطرح كنم . پس تفاسير روي اين قول پنجم كار مي كنند و آن نظر
قرآن از اين دو دريا
درياي روم و درياي فارس است . خب كدام تفسيرها
ايشان در يك نوشته اي مدعي است كه من همه تفسيرها را
درباره اين آيات در سوره كهف نگاه كردم و 95 درصد تفسيرهائي كه از قرن اول تا قرن چهاردهم نوشته شده اند
مي گويند اين دو دريائي
كه قرآن مي گويد درياي فارس و درياي روم . بنده خودم در اين فاصله زماني
چندماهي است مراجعه كردم و تعداد زيادي از اين تفسيرها
را ديدم و ملاحظه كردم همينطور است . رواياتي نقل مي كنم ابن عباس
قتاده
ضحاك
حسن بصري
ربيع بن انس و خيلي هاي ديگر
اينها از روات مهم هستند كه گفته اند اين دو دريائي كه در سوره كهف آمده
درياي فارس است و درياي روم است . ببينيد در طول اين
1400 سال اينهمه تفسير
آن آقا 72 تفسير را نوشته و اسم برده و من به همه 72 تفسير لازم نبود كه بروم و هم ببينم چون ديدم روايات
شبيه به هم است . چطور مي شود در زمان پيغمبر و موقعي كه اين آيات نازل مي شود
ابن عباس كه خوب منطقه را مي شناخته و خودش
در آن منطقه بوده
كنار بحر احمر امروز بوده
آنروز به اينجا مي گفتند درياي فارس
فرض كردم از چهارصد سال قبل از ميلاد در نقشه اين
است و اين منطقه درياي فارس بوده و شامل خليج فارس امروز
درياي عمان امروز و بخشي از اقيانوس امروز و درياي سرخ امروز اين
منطقه درياي فارس بوده است . آنطرف هم درياي روم بوده حالا من كاري ندارم ممكن است علما بگويند ما به نقشه ها كاري نداريم واين
تفاسير را كه قبول داريد. اين تفاسير مال مفسران بسيار عاليمقام اسلامي است و اينها همه اين را در كتابشان آورده اند و در تفسيرشان
آورده اند. در تفسير آيه قرآن گفته اند. خب ما طلبه ها و روحانيون وقتي اين سند بسيار مهم را داريم
اجازه ندهيم ديگران بيايند دخالت
كنند و تفرقه بياندازند كه اسم اينجا چيست و اسم آنجا چيست و سر اسم با هم دعوا كنيم و منافع اسلامي را قرباني كنيم و اختلاف
بوجود بياوريم
رخنه باز كنيم براي نفوذ خارجي ها و شما كه مي دانيد منشا فتنه انگليسي ها بوده اند و اين كار را انجام دادند بنابراين
پيشنهاد من اينستكه برادران مسلمانمان و بخصوص علماي بزرگ حوزه هاي علميه و برادران كشورهاي عربي كه به اين تفاسير مراجعه
كنند و مشخصا مي گويم در سوره كهف
آيه 61 مراجعه كنند و آنرا ببينند .
95 درصد تفاسير هركس اينجا رسيده گفته بحر فارس است و آنهم در آن زمان و امروز هم كه رسيده
چيزي عوض نشده است . ما
هيچوقت مايل نيستيم سر اسم بيائيم با هم بجنگيم و دعوا كنيم ولي ميل نداريم كه دستاويز دشمنان فتنه گر بشويم و اين مساله براي
امت اسلامي كه نداي وحدت را از قرآن مي شنوند
انصافا يك نقص و يك عيبي است و من فكر كردم از طريق تريبون نمازجمعه كه
تريبون مقدسي است اين بعد مذهبي و ديني و تفسيري قرآن را اينجا مناسب است مطرح كنم كه مطرح كردم البته ميدان باز است و
ديگران هم تحقيق كنند و مطالعه كنند و نظر بدهند و آنها هم كه حرف ما را قبول ندارند هم دليل خودشان را بگويند و فهرست اين
تفاسيري كه من عرض كردم كاملا موجود است و همه هم ميدانند.
و آخرين مساله ما
مساله منطقه مان است و شرايط ديگر سياسي خودمان است . ببينيد هنوز كه هنوز است باز زورگويان دست از سر
ما برنداشته اند. سر يك مساله اي كه آن متخصصش كه آژانس است مي گويد ايران تاكنون نمي شود درباره اش سندي پيدا كرد كه انحراف
داشته باشد از محورهاي قانوني هسته اي ولي اينها مي بينيد كه باز تهديد مي كنند. هر وقت هم يك فصلي مي رسد
آن فصل امواج
صدايشان را بلندتر مي كنند و تهديداتشان را بيشتر مي كنند و من باز همينجا بدون اينكه خيلي با آنها بحث كنم
مي گويم اشتباه مي كنيد
و شما هم از اين مسير نتيجه اي نمي گيريد.
فضاي منطقه و فضاي جهان و وقتي كه ايران آماده است
بنشينيد
صحبت كيند و استدلال كنيد. سند بياور كه مسير قانوني است و
حق قانوني ما در آژانس است كه امضا كرديم و پذيرفتيم و عمل مي كنيم و در گذشته جلو افتاديم و پروتكل الحاقي را هم بدون اينكه
امضا كرده باشيم براي اينكه اعتماد شما را بيشتر جلب كنيم اجرا كرديم . من فكر مي كنم هنوز براي هردو طرف راه بهتري از مذاكره و حل
مسئله در پشت ميز مذاكره نيست و در غير اين صورت همه ضرر مي كنند. اميدواريم كه بيش از اين براين زورگوئي و فشار ادامه ندهند.
مسئله عراق را باز علم كردند اين حوادث اخير عراق حقيقتا تاسف بار بود كه يكديگر را اينجور بكشند. تعداد كشته ها واقعا بسيار بسيار
حزن انگيز است ومجروحان و خرابي هايي كه در اين دو هفته در جنگهاي داخلي در عراق اتفاق افتاد. ايران در اينجا يك نقش برادرانه و
دوستانه اي اعمال كرد و كمك كرد كه اين جنگ محدود و كم شود
البته هنوز آمريكايي ها تقريبا هر روز بمباران مي كنند
ولي بالاخره
جنگ بين ارتش عراق و گروههاي شيعه ديگر عراق فروكش كرده
اين كار را ايران كمك كرد و كار ما از اول هم همين بوده
براي ما هيچ
چيز در عراق مهم تر از اين نيست كه مردم عراق متحد
يكپارچه
با رويه هاي دمكراسي و آزادي بر سرنوشت خودشان مسلط شوند
دست خارجي ها به خصوص اشغالگران آمريكايي را از كشورشان كوتاه بكنند انشاالله . (تكبير نمازگزاران ) در اين مسئله بيشتر از هر
كشور ديگري ما دلمان مي سوزد
در اختلافات داخلي در عراق و كشت و كشتارها و تخريب ها و ناامني ها
هر قدم بتوانيم كمك مي كنيم .
صريح مي گوئيم هيچ نفعي دراين آشوبها براي ايران نيست
ايران امروز همسايه آرام
مستقل
آزاد
دمكرات و مسلماني مي خواهد كه
مردم عراق هم همين را مي خواهند و تهمت هايي كه به ما مي زنند هيچ زمينه اي ندارد
درست نيست جز مسئله اينكه ما اگر دخالتي
بكنيم در بردن امكانات به عراق است براي اينكه به مردم كمك كنيم
كمك به بازسازي عتبات است كه انصافا مظلومند
بخصوص
سامرا كه نياز به كمك زيادتر دارد و حمايت از مردم عراق و اين هدف ما هست .
در فلسطين هم ما خيلي فاصله با آنجا داريم
مسئله فلسطين حقيقتا يك ظلم مضاعف
طولاني و ممتد يك قرني است كه
فلسطيني ها دارند تحمل مي كنند. ما هر جا ظلمي شود با آن مخالفيم
به خصوص در منطقه نزديك به خودمان و اينگونه ظلمي كه
نظيرش را نمي توانيم در دنيا پيدا كنيم (شعار مرگ بر اسرائيل نمازگزاران ) مواضع ما اين است كه عرض مي كنم
هرچيزي كه به ما بگويند
درست نيست
ما دخالت عملي نه در منطقه فلسطين داريم
نه در عراق داريم
كمك انساني هم همين جا داريم و همان جا داريم و از
لحاظ موضع مان هم ما طرفدار حق مردم مظلوم فلسطين و در عراق هم طرفدار استقلال و آزادي عراق و خروج اشغالگران از عراق
هستيم . انشاالله اين اهداف ما روزي تحقق پيدابكند.
اين گزارش حاكيست امام جمعه موقت تهران در پايان خطبه هاي نماز سوره توحيد را قرائت نمود.

*****
خاتمي دركنفرانس اديان اسپانيا :
حركت تاريخ در جهت استقرار صلح جهاني است
|

سيدمحمد خاتمي رئيس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگ ها و تمدنها گفت : علي رغم همه خشونتها و خونريزيها و درگيريهايي
كه به صورت جنگ و ترور وجود دارد
حركت تاريخ در جهت كمال و نيز استقرار صلح در جامعه بشري است .
به گزارش خبرگزاري مهر
سيد محمد خاتمي كه در كنفرانس اديان و ايجاد صلح مونتسرات در اسپانيا حضور يافته طي سخناني
گفت : خشونت گرايان عليه انسان مرتكب جنايت مي شوند و اين جنايت مضاعف است هنگامي كه مي كوشند تا خشونت و جنگ و
نفرت را با تحريف دين خدا توجيه كنند. بايد دين را همانگونه ديد و فهميد كه توسط اين پيامبران بيان شده است هر چند كه آنچه در
تاريخ تحقق يافته است گاه با اصل دعوت اين پيامبران فاصله هاي فراوان دارد. بايد عدالت را كه مضمون اجتماعي پيام پيامبران است
پاس داشت و آن را براي همه انسانها خواست و زور مداران متعصب را در جهان منزوي كرد تا به صلح واقعي و همزيستي انسانهاي بر
خوردار از زندگي سالم و امن رسيد.
فضاي جنگ زده و خشونت آميز امروز جهان
ما را با اين پرسش بزرگ مواجه مي كند كه آيا تاريخ انسان به سوي صلح و امنيت
پيش رود و يا جنگ و خشونت در تاريخ يك اصل دائمي است پرسش ديگر از نسبت ميان دين و خشونت است و اينكه آيا دين
مي تواند خود عامل مهمي براي تلطيف زندگي و روابط ميان انسانها و برانگيزاننده به صلح باشد من بر اين باورم كه علي رغم همه
خشونت ها و خونريزي ها و درگيري هايي كه به صورت جنگ و ترور وجود دارد
حركت تاريخ در جهت كمال و نيز استقرار صلح در
جامعه بشري است و نيز معتقدم كه جوهر اديان از جمله اسلام فراخواني به سوي صلح و محبت است .
وي درادامه افزود : اگر ما واقعا از خشونت و درگيريهاي ويرانگر رنج مي بريم و خواستار صلح واقعي هستيم
از يك سو بايد با
حكومتهاي مستبدي كه آزادي و عدالت را با هم پايمال مي كنند مقابله كنيم و از سوي ديگر در سطح بين المللي نيز بايد با ضوابط و
مقررات غير عادلانه به مبارزه برخيزيم نمي شود كه ملتهايي مورد استثمار و تحقير قرار گيرند و با اعمال معيارهاي دوگانه و رفتارغ تبعيض
آميز راه هرگونه احقاق حق به طريق مسالمت آميز بروي آنها بسته شود و در عين حال انتظار داشت كه از نفرت و خشونت متقابل خبري
نباشد.

*****
برگزاري مراسم اربعين رحلت آيت الله توسلي در حسينيه جماران
|

مراسم اربعين رحلت آيت الله توسلي در حسينيه شماره 2 جماران برگزار شد .
به گزارش واحد مركزي خبر آقاي عبدالواحد موسوي لاري در اين مراسم بااشاره به ويژگي هاي شخصيتي آيت الله توسلي
آن فقيد را
يكي از معتمدان و از ياران وفادار به انديشه ها و آرمان هاي حضرت امام خميني (ره ) دانست .
وي انقلاب اسلامي ايران را مهمترين حركت اجتماعي معاصر به رهبري حضرت امام خميني (ره ) دانست و گفت : آيت الله توسلي در
عرصه هاي مختلف قبل و بعد از انقلاب اسلامي بر روند و شكل گيري و پيروزي انقلاب موثر بوده است .
در اين مراسم با ذكر دعا و قرائت فاتحه ياد آن فقيد گرامي داشته شد و از خدمات آن فقيد در طول سال هاي متمادي قدرداني شد.

*****
پيام شهيدان
گريه براي امام حسين (ع )
|

شهيد محمد جهان شاهي
فرمانده گردان بهداري
گروه 63 توپخانه خاتم الانبيا(ص )
بخشي از وصيتنامه شهيد خطاب به مادرش :
... عزيزجانم هرگاه خواستي گريه كني
براي امام حسين عليه السلام گريه كن زيرا حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مي فرمايد : در آنجا
كه نام حسين من برده شود يكي از معتمدين آنجا من هستم . پس تمامي اين گريه هاي شما به خاطر امام حسين عليه السلام باشد.

*****
رئيس جمهور در ديدار رئيس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي :
تلاش رژيم صهيونيستي و حاميانش براي نجات خود نتيجه اي ندارد
|

رئيس جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر اينكه امروز دوران ضعف واضمحلال رژيم صهيونيستي وحاميانش فرارسيده است
تصريح كرد : رژيم صهيونيستي و حاميان آن براي نجات خود
دست به هر اقدامي مي زنند اما موفق نخواهند شد.
به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري
دكتر محمود احمدي نژاد پيش از ظهر پنجشنبه در ديدار رئيس جمهور
سنگال و رئيس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي كه در مشهد انجام شد
بابيان اينكه زشت ترين جنايات ضدبشري و سنگين ترين نوع
پايمال كردن قوانين ضدانساني
امروز در فلسطين در حال وقوع است
اظهار داشت : تنها راه حل مساله فلسطين
مراجه به آراي ملت
فلسطين است .
رئيس جمهور مساله فلسطين را مهمترين و پيچيده ترين موضوع امروز جهان دانست و تاكيد كرد : مساله فلسطين معيار سنجش
صداقت ملت ها و دولت ها در پايبندي به دموكراسي
حقوق بشر وآزادي است .
دكتر احمدي نژاد بر لزوم حمايت سازمان كنفرانس اسلامي و همه كشورهاي اسلامي از ملت مظلوم فلسطين تاكيد كرد.
رئيس جمهور با اشاره به اوضاع امروز جهان اسلام اظهار داشت : زمينه هاي مختلفي براي ارايه خدمات به جهان اسلام از سوي
سازمان كنفرانس اسلامي وجود دارد.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به روابط بسيار خوب
سازنده و رو به گسترش ايران و سنگال گفت : جمهوري اسلامي ايران محدوديتي
براي انتقال تجربيات و دستاوردهاي ارزشمند خود به همه كشورهاي دوست و برادر از جمله سنگال ندارد.
عبدالله واد رئيس جمهور سنگال و رئيس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي نيز در اين ديدار با قدرداني از تلاش ها و حمايت هاي
همه جانبه جمهوري اسلامي ايران از ملت هاي مسلمان تصريح كرد : پس از انتخاب به عنوان رياست دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي
ايران را به عنوان نخستين كشور براي مشورت تعيين كردم .
رئيس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي با تاكيد برضرورت حمايت همه مسلمانان از ملت مظلوم فلسطين و محكوم كردن جنايات
صهيونيست ها
اظهار داشت : تلاش براي ايجاد وحدت و انسجام ميان گروه هاي فلسطيني ضروري است .
عبدالله واد همچنين از تشكيل شوراي مشورت رهبران جهان اسلام براي حل و فصل امور مسلمانان خبر داد.
رئيس جمهور سنگال با تشكر مكرر از اجراي طرح هاي اقتصادي از سوي جمهوري اسلامي ايران در سنگال در بخش هاي مختلف از
جمله توليد خودروي ايراني در اين كشور
تاكيد كرد : داكار خواستار بهره مندي و استفاده حداكثري از تجربيات و دستاوردهاي تهران در
عرصه هاي مختلف است .

*****
لوح فشرده خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني در نمايشگاه كتاب عرضه مي شود
|
بخش خبري : لوح فشرده خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني در سال هاي 60
61
62
63 و 64 با قابليت بازيابي اطلاعات
در
بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران در غرفه دفتر نشر معارف انقلاب به علاقمندان عرضه مي شود.
به گزارش روابط عمومي دفتر نشر معارف انقلاب در اين نمايشگاه همچنين كتاب جديدي با عنوان « هاشمي رفسنجاني
كارنامه و
خاطرات 1364
اميد و دلواپسي » ارائه مي شود . اين كتاب در ادامه سلسله خاطرات آقاي هاشمي رفسنجاني منتشر مي شود . پيش از اين
كتابهاي دوران مبارزه
انتقال و پيروزي
انقلاب در بحران
عبور از بحران
پس از بحران
آرامش و چالش و به سوي سرنوشت به چاپ
رسيده است .
در لوح فشرده منتشر شده خاطرات پيش از انقلاب و خاطرات سالهاي 60 تا 64 حاوي متن
سند
عكس و سيستم جستجوي
اطلاعات است و با بهاي مناسب آماده عرضه در نمايشگاه مي باشد.

| | | | |