
بخش پاياني مجيد زندي
زبان و ادبيات هر قوم و ملتي همانند يك انسان نيازمند مراقبت است . مراقبت از زبان و ادب ملي شايد همانند بهداشت جسمي و
روحي يك فرد نباشد اما دست كمي از آن نيز ندارد. چه
اگر از زبان و ادبيات در مقابل بيماريها و ميكروب ها كه در قالب واژگان و
تركيبات دخيل و خارجي هست مراقبت نشود و يا با بي تفاوتي صاحبان و مالكان آن مواجه شود زبان و ادبيات نيز مي توانند سرگذشت
آدمها واقوام و ملت ها را داشته باشد
بيمار و نزار گردد و در نهايت گوشه نشين شود و بميرد.
اين گونه مرگ مظلومانه زبان ها اكنون نيز در دنيا فراوان است و همه روزه رسانه هاي شنيداري و نوشتاري سرگذشت تلخ تعداد زيادي
از آنها را منعكس مي كنند كه در مقابل هجوم زبان و ادبيات ملت هاي قدرتمند از اريكه قدرت سقوط كرده و براي هميشه به فراموشي
سپرده مي شوند.
يكي از عواملي كه باعث مرگ زبان و ادبيات ملي مي شود را در سطور بالا بي تفاوتي صاحبان اصلي آن زبان اشاره كرديم زيرا اگر
مردمي قبول نداشته باشند زبان با كيفيت و با ارزشي دارند
براي آنها اهميتي ندارد كه خواسته هاي خود را با زبان ملي بگويند و
احساسات خود را در قالب شعر و نوشته منتقل نمايند
يا براي اين كار از زبانهاي ديگر استفاده كنند.
در اين ميان براي چنين افرادي اهميتي هم ندارد كه در مقابل هجوم ميكروب هايي به نام واژه ها و اصطلاحات خارجي مقاومتي كنند
و حساسيتي از خود نشان دهند و به ويژه اگر اين آفت خطرناك در ميان زعماي قوم
و آنهايي كه مردم كوچه و خيابان سخن ها و
نوشته هاي آنها را ملاك درستي راه در پيش روي خود قرار مي دهند آشكار شود.
حال ببينيم ما چه داريم كه قدر آن را نمي دانيم ! ما در عرصه زبان و ادبيات سرمايه اي عظيم
وسيع و عميق داريم كه نمي توان از آن
چشم پوشي كرد
سرمايه اي كه در عرض به همه فلات ايران و هند و آسياي ميانه و قفقاز مي رسد و در طول
به تاريخ هزاران ساله
فرهنگ و هويت پارسي باز مي گردد و در عمق هم به هزاران اثر گرانسنگ ادبي ايران كه در قالب ديوان اشعار نامداران شهير و مكتوبات
كيميا كننده و سعادت بخش جمع شده است كه شمارش آن در كتابخانه هاي معتبر دنيا يقينا اگر غيرممكن نباشد بسيار سخت خواهد بود.
در چنين شرايطي احساس خلا كردن و دست نياز دراز كردن به سوي زبانهاي ديگر و پاسخگو نبودن به نيازهاي روز به خصوص
نيازهاي علمي حاكي از ضعف زبان فارسي نيست
بلكه ضعف از ما فارسي دانان است كه كمتر تلاش مي كنيم به خواسته هاي خود در
درياي باعظمت بحرفارسي برسيم و در گرانبها را از اين اقيانوس عميق استخراج كنيم .
يكي از مسئولان ارشد آموزش و پرورش در خاطرات روزانه خود در اين مورد خاطره اي را نگاشته است كه طرح مجدد آن مناسب
است او كه روزي در گفت و گو با هياتي از دانشگاهيان سوئيسي
در ميان سخنان خود گهگاه واژه هاي انگليسي هم وارد مي كرد كه بتواند
به مترجم آن گروه كه دانشجويي سوئيسي دارايي دكتراي ادبيات فارسي هم بود
كمك كنند. آن دانشجوي فارسي دان سوئيسي خطاب به
اين فرد در آموزش و پرورش ما مي گويد كه اگر شما كاملا فارسي صحبت كنيد من هم راحت تر مي فهمم و ترجمه
مي كنم !
سرگذشت فوق براي بسياري از مسئولان و مجريان رسانه اي ما هم مكررا تكرار مي شود كه به نقل از مردم به آنها مي گوئيم اگر شما
سخنانتان را با واژه هاي فارسي بگوئيد ما بهتر مي فهميم و...!
اين مساله از سوي ما هم پذيرفته شده است كه اكنون در كشورهاي غربي
علم بر مركب تيزرو سوار است كه به سرعت به پيش
مي رود و آنها از اين بابت از ما جلوتر هستند و با هر اختراعي
واژه اي جديد هم به خيل فرهنگ لغات خود اضافه مي كنند. ما نيز
نمي توانيم به دليل عدم استفاده از نام آن
مانع از ورود مصنوعات نوين علمي و صنعتي به كشور شويم اما در مقابل نيز نمي توانيم
زبان
و هويت فارسي خود را فداي استفاده از لوازم و تجهيزات و فناوري جديد نمائيم .
پس چه بايد كرد از طرفي هم زبان نيازمند پويايي و خلق واژه هاي جديد براي بيان خواسته ها و نيازهاي خود است به همين دليل
هم بسياري از زبانشناسان واژه هاي دخيل را براي زبان ملي خود خطرناك نمي دانند اما راه حل بي خطر ديگري هم هست كه همانا
ترجمه دقيق و نامگذاري نو براي اين لوازم و تجهيزات است اين راه حل منطقي و پذيرفته شده در ميان بسياري از ملت هاست .
در اين عرصه همانند شماره نخست
از نظرات اساتيد و صاحبنظران استفاده مي كنيم و خواسته هاي ملي را در راستاي صيانت و
پاسداري از زبان
آنها جويا مي شويم . اگر چه بر اين باوريم كه دايره اين بحث بسيار وسيعتر از دو ـ سه شماره گزارش در روزنامه هاست .
دكتر اسماعيل آذر مترجم و دانشيار زبان و ادبيات فارسي و مدير گروه كارشناسي ارشد واحد علوم وتحقيقات در اين خصوص به
گزارشگر ما مي گويد : حداقل در كشور ما قانون و مقررات بر اين اصول بنا شده كه اگر فردي مي خواهد پزشك شود بايد 7 سال درس
بخواند يا تخصص بگيرد
بعد در روستا و مناطق محروم خدمت كند و از نظام پزشكي شماره و مجوز بگيرد و هزار تمهيد ديگر! تا
بتواند طبابت كند و جسم بيمار را دارو درمان كند. ولي ادبيات فارسي كه روح يك قوم و ملتي را در خود دارد دستخوش اراده شخصي
هر كسي خواهد شد كه بخواهد خود را اديب معرفي كند.
وي مي افزايد : اشكالي ندارد هر كس كه بخواهد شعر بگويد و سخنراني كند
ولي اين گفته ها و نوشته ها مي بايست كنترل شده باشد
مخصوصا در رسانه هاي تصويري و گفتاري و نوشتاري بايد جايي باشد كه كار خود را بلد باشند و بدانند چه مي گويند و چه مي نگارند
چون روح يك ملت در دست آنهاست . اين افراد بايد مسلط به همه ابعاد باشند تا بتوانند سطح اميد و فرهنگ مردم را ارتقا بخشند.
وي مي گويد : فرهنگ و ادب فارسي مي تواند در شادي و اميد و هويت بخشي نه فقط به مردم ايران بلكه به همه مردم جهان كمك
كند
زيرا اين درياي بي كران آن قدرت را در خود دارد كه ملت ها را سيراب سازد. به تعبير ادوارد براون مستشرق معروف غربي كه
مي گويد : « در هر جاي اين جهان كه سخن فارسي به گوش من مي رسد گويي بوي مهر استماع يا استشمام مي كنم . » يا ويكتور هوگو
پيشرو رمانتيست هاي دوران طلايي ويكتوريا در قرن نوزدهم مي گويد : « دل و قلب و روح و روان و زبان من ايراني شده است » . يا وقتي
آرتورپوپ نماينده وقت امريكا در شيراز مي ميرد وصيت مي كند كه او را در اصفهان كه مركز آن زمان ايران بوده
دفن كنند تا همه دنيا
بدانند ايران مركز مهر و محبت و حكمت جهان است .
دكتر آذر مي گويد : من كتابي را در دست چاپ دارم به نام « زبان فارسي در ادبيات جهان » شما نمي دانيد كه چه مي كنند اين غربي ها با
كلمه
كلمه داستانها
شعر
گفته ها و حكمت ما
حال يك چنين زباني كه مي تواند دنيا را تسخير كنند
همانطوري كه اين كار را هم كرده
است و مامي توانيم در تحكيم و تقويت آن از هيچ كاري رويگردان نشويم يكي از آن كارها اين است كه آن افرادي كه در روزنامه ها
و در
مجامع علمي و رسانه اي بزرگ مي نويسند و سخن مي گويند
گفتار و نوشتار آنها بايد با حساب و كتاب باشد يعني جوري نباشد با
بي دقتي همراه باشد و آنها ناخواسته ذهن مردم را از خط در ببرند و در راستاي تعالي و توسعه زبان و ادب فارسي كوشش نكنند و باعث
تشويش اذهان شوند.
استاد ادبيات فارسي دانشگاه شهيد بهشتي درباره تلاش هاي فرهنگستان براي واژه گزيني فارسي در راستاي جايگزيني واژه هاي
بيگانه هم مي گويد : در دوره اول فعاليت فرهنگستان زبان و ادب فارسي واژه هاي فراواني ساخته شد كه به خوبي در كشور ما استفاده
مي شود واژه هايي چون ارباب رجوع
راه آهن
سيب زميني و... كه تركيباتي پخته و صيقل خورده بود. فرهنگستان امروز هم تلاش
فراواني براي واژه گزيني صرف مي كند و سزاوار قدرداني است ولي اين كارها به مطالعه بيشتري نياز دارد. من هميشه به مردم خاصه از
طريق رسانه ها گفتم از واژه هايي كه از زبان بيگانه به زبان ما وارد شده
آنهايي كه از گذشته هاي دور وارد شده نگران نباشند زيرا اين
كلمات از سوي زبان فارسي براي گسترش دايره نفوذ خود مورد پذيرش قرار گرفته است .
مدير گروه پژوهش هاي خارج از ايران انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسي ادامه مي دهد : مثلا واژه تماشا در لغت اصلي يعني دو تا
دو تا راه رفتن ولي در زبان فارسي به معني ديدن و نظاره كردن شده و ما مفهوم واژه را تغيير داديم و زبان خود را غني ساختيم . ما بايد از
واژگان و تركيباتي بترسيم كه افرادي به زور آن را وارد زبان فارسي مي كنند. واژه هايي چون « سورپريز » سورپرايز واژه اي انگليسي است و
ما حق نداريم بگوئيم كاري مي خواهم بكنم براي تو سورپرايز باشد. واژه « اوكي » اين واژه را با فعل فارسي هم به كار مي برند و مي گويند
« اوكي شد » ! اينها مشكل هست كه معمولا از سوي كساني به كار گرفته مي شود كه چند سال در غرب درس خوانده و آمدند و اينها براي
خودنمايي يا از سر ناآگاهي دائم از واژگان غربي استفاده مي كنند و از اين واژه ها بايد ترسيد
نه آنچه كه بوده است و مردم آن را با تغيير
معنا پذيرفته اند كه در زبانشناسي هم اشكالي ايجاد نمي كند.
در اين زمينه دكتر رضا مصطفوي استاد ادبيات فارسي دانشگاه علامه طباطبايي هم به گزارشگر ما مي گويد : بزرگترين تهديدي كه من
در اين دوره براي زبان فارسي احساس مي كنم استفاده بي مهابا از واژه ها و اصطلاحات خارجي است كه مي تواند همانند موريانه زبان
فارسي را از درون تخريب نمايد.
وي ادامه مي دهد : اين رويه خطرناك پذيرش بي چون و چراي واژه هاي خارجي در هيچ كجاي دنيا همانند كشور ما رايج نيست البته
آمدن واژه به دليل ورود فناوري و لوازم و تجهيزات جديد ناگزير است اما در كشورهاي ديگر اينگونه نيست كه هر واژه اي بيايد همان را
بدون كم و كاست تكرار كنند شما فرض كنيد واژه اي از زبان فارسي به زبان ژاپني وارد شود آنها سريع واژه مشابه ژاپني را مي سازند. زبان
عربي در اين زمينه پيشگام است حتي كلمه « راديو » را كه تا اين حد در دنيا رايج است آمده اند به جاي آن كلمه « مذياع » را ساخته اند و
مركز راديويي را « دار الا ذاعه » خوانده اند اما ما به ساده ترين روش و بدون اندكي تامل واژه را تكرار مي كنيم كه اين سزاوار
نيست .
دكتر مصطفوي مي افزايد : فرهنگستان زبان و ادبيات در همه كشورها وظيفه دارد براي واژه هاي دخيل بيگانه معادل سازي كند
در
كشور ما هم فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي تلاش خود را انجام مي دهد اما اين تلاش ها كم است در حاليكه مردم مشكلي براي پذيرش
ندارند ضمن آنكه واژه رايانه را براي كامپيوتر پيشنهاد كرده و تقريبا جا افتاده است اما براي بقيه اجزا يك رايانه واژه ها همچنان واژه هاي
دخيل است كه نشان مي دهد نتوانستند خود را به قافله پرسرعت واژه هاي خارجي برسانند.
استاد ادبيات فارسي دانشگاه علامه ادامه مي دهد : نمي توان مانع ورود فناوري شد اما مي توان براي نام آن معادل سازي كرد
همچنانكه اكنون كسي از مردم ما نمي آيد به جاي كلمه « بلندگو » واژه غربي آن را استفاده كند زيرا اين كلمه ابداعي فرهنگستان كاملا به جا
و دقيق بوده است .
وي مي افزايد : متاسفانه در برخي از رشته هاي دانشگاهي آنچنان تعداد واژه هاي دخيل زياد شده است كه آنها را فقط با « واو » فارسي به
هم پيوند مي دهند و يك فعل روي آن مي گذارند!
دكتر مصطفوي در خصوص مشكلات رسم الخط و عدم وحدت رويه نگارش و بيان اساتيد فن و اثر سو آن در معرفي عدم كارايي
زبان فارسي هم مي افزايد : من براي بيان روشن تر در اين خصوص به خاطره يكي از مستشرقين اشاره مي كنم كه او هنگام مطالعه يك
كتاب
چون كلمه « به كتاب » را « بكتاب » نوشته بودند آن را « بكتاب » مي خواند و در جستجوي آن از بسياري افراد سئوال كرد كه كلمه
« بكتاب » در فارسي به چه معناست كه همه اظهار بي اطلاعي كردند تا اينكه به يك اهل زبان رسيد و اين سئوال را تكرار كرد و او هم گفت
كه چنين واژه اي نداريم بايد متن را برايم بياوري كه مشخص شد نويسنده تنبلي كرده و « به كتاب » را سر هم نوشته است . ما از اين
گرفتاري در متون فارسي فراوان داريم كه به نظرم مي رسد همانند مركز چاپ كتاب دانشگاه تهران بايد رسم الخط خاصي را براي خود
ايجاد كرد ما هم مي بايست در سطح ملي به اين وحدت رويه برسيم .
استاد ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي مي افزايد : آن اختلاف نظري كه مطرح كرديد را مي توان با ايجاد يك شوراي عالي برطرف كرد
تا همه زبانشناسان با حضور در كنگره زبان و ادب فارسي با اتخاذ راي به يك وحدت رويه برسند و اقليت راي و نظر اكثريت را بپذيرد و
اتفاقا ادبا و انديشمندان در راس امور مي بايست اين تشتت آرا را احساس كنند.
وي مي افزايد : دولت و مجلس شوراي اسلامي مي توانند در اين حوزه رسما فراخوان ملي بدهند و هركس هر نظري دارد به شوراي
عالي زبان و ادب فارسي بفرستد و با اجماع آن را به قانون تبديل كنند تا براي اجرا به همه دستگاهها و خصوصا رسانه ها ابلاغ شود و
زبان و ادب فارسي از اين پراكندگي در بيان و نگارش نجات
يابد.
همچنانكه اشاره شد علاوه بر ورود واژه ها و تركيبات خارجي
پراكندگي و تشتت آرا ادبا و فرهيختگان حوزه زبان فارسي و ميل به
استفاده از اين واژه هاي خارجي در ميان بخش هايي از افراد
مشتركا ضربات جبران ناپذيري به زبان و ادبيات فارسي وارد خواهد ساخت .
استفاده از واژگان دخيل اشكال ماهيتي محسوب نمي شود
اما اگر اين استفاده منجر به نابودي هويت فرهنگي و فكري شود و مردم
هم نخواهند از آن فاصله بگيرند خطرناك است . زيرا اگر ملتي به اين نتيجه برسد كه زبان ملي اش كارآمدي لازم را براي بيان انديشه ها و
احساسات و خواسته هاي علمي
فرهنگي و هنري او را از دست داده
آن دوران را بايد آغاز انحطاط و نابودي زبان ملي محسوب كرد.
جامعه شناسان اين مرحله را خودباختگي مي نامند زيرا مردم احساس مي كنند چيز با ارزشي ندارند غافل از اينكه زبان و ادب فارسي
زباني قوي و اتفاقا از نوع عالي زبانها هم محسوب مي شود كه با كمك به شخصيت هاي علمي و فرهنگي جهان اسلام در راه تقويت علوم
مورد استفاده بشر امروز كمك جانانه اي از خود بروز داده است كه اگر نبود
جهان علمي امروز به چنين مقامي نمي رسيد.
البته بخشي از اين ضعف و بي تفاوتي نسبت به زبان و فارسي
درست معرفي نكردن آن حتي به باسوادهاي اين مملكت است كه
اميدواريم براي رفع اين نقيصه ها همه دلسوزان قدمي پيش بگذارند.
امروزه در مهد زبان فارسي
علاوه بر هجوم واژه ها و تركيبات خارجي و استفاده فراوان از آن
پراكندگي و تشتت آرا فرهيختگان و
اساتيد حوزه زبان و ادب فارسي نيز ضربات جبران ناپذيري به كارآمدي اين زبان با ارزش وارد ساخته است
اگر ملتي به اين نتيجه برسد كه زبان ملي اش كارآمدي لازم براي بيان انديشه ها و احساسات و خواسته هاي علمي
فرهنگي و هنري او
را ندارد
آن دوران را بايد آغاز انحطاط و نابودي آن زبان محسوب كرد
دكتر اسماعيل آذر مترجم و استاد زبان و ادبيات فارسي : زبان و ادبيات فارسي روح ملت ايران است و افرادي كه در رسانه هاي تصويري
و گفتاري و مطبوعات روح اين ملت را در دست مي گيرند بايد بسيار مراقب باشند كه به زبان و ادب ملي صدمه نزنند
دكتر رضا مصطفوي استاد ادبيات فارسي دانشگاه علامه طباطبايي : متاسفانه در برخي از رشته هاي دانشگاهي آنچنان تعداد واژه هاي
خارجي زياد شده كه استفاده كنندگان از آن
فقط با « واو » فارسي كلمات را به هم پيوند مي دهند!

|