روزنامه جمهوري اسلامي 22/01/1387 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    هفته كار و تلاش در سال جديد رسما آغاز شد و فعاليت هاي اجرايي دستگاهها پس از دو هفته تعطيلي نسبي با اين اميد كه سالي سرشار از پويايي و تحول در پيش رو داشته باشيم از سرگرفته شد.
    در اين هفته ملت ايران با افتخار دومين سالگرد اعلام روز ملي فناوري هسته اي را پشت سر گذاشت . دو سال پيش در بيستم فروردين 85 رئيس جمهور با اعلام دستيابي ايران به چرخه فناوري هسته اي پس از دو دهه تلاش ورود ايران را به جرگه معدود كشورهاي بزرگ دارنده فناوري هسته اي اعلام كرد و از آن پس اين روز به عنوان روز بومي سازي كامل اين صنعت گرامي داشته مي شود. به همين مناسبت شايسته است ضمن ارج نهادن بر تلاش دانشمندان جوان كشور در دستيابي به اين فناوري عظيم جهاني بر ايستادگي ملت و دولت ايران بر حقوق حقه و قانوني خود تاكيد ورزيد. جاي بسي افتخار و بالندگي ملي است در شرايطي كه نظام استكباري كوشيد تا جلوي دستيابي ملت بزرگ ايران به دانش و فناوري هسته اي را با تهديد و زورگويي هاي خاص خود بگيريد اما دولتهاي گذشته و كنوني جمهوري اسلامي ايران در سايه رهنمودهاي رهبري با صلابت در مقابل اين زورگويي ها ايستادند و دانشمندان ما صلاحيت علمي خود را در آستانه سي امين سال عمر پر بركت انقلاب اسلامي فارغ از خط و نشان هاي نخ نما شده نظام سلطه در مسير نوآوري هاي تازه و فتح قله هاي جهاني را به اثبات رساندند. تجربه رفتار غربي ها و حتي روسيه در سال هاي اخير نشان مي دهدكه دشمنان انقلاب در گفتار خود صادق نبوده و عدم پايبندي آنان به ايفاي تعهدات شاهدي است بر اين مدعا كه نمي توان به اميد تامين سوخت هسته اي نيروگاه هاي برق كشور از جانب آنان نشست . بنابر اين گام نهادن در رسيدن به خودكفايي هسته اي ضروري ترين اقدامي است كه با اراده فرزندان اين مرز و بوم سرانجام به ثمر نشسته و در آينده با تبديل شدن ايران به كشورهاي صادر كننده تكنولوژي هسته اي برگ و بار بيشتري خواهد داد.
    در هفته جاري و در آغاز سال نو فشار گراني و تورم در ابعاد مختلف بر مردم سنگيني كرد و همانگونه كه رهبري در پيام نوروزي تاكيد نمودند مسئولان بايد با تلاش مضاعف و نوآوري كام مردم را در زمينه هاي اقتصادي و عدالت اجتماعي شيرين سازند. نامگذاري اين سال به نام سال نوآوري و شكوفايي قطعا مسئوليت سنگيني را بر دوش كارگزاران حكومت و مسئولان نظام قرار مي دهد كه با ظرفيت سازيهاي لازم و تدبيرهاي مناسب با غول گراني كه روز به روز سايه آن بر مردم سنگين تر مي شود و بدنه نظام را آسيب مي زند مقابله كنند. طبعا براي رسيدن به شكوفايي اقتصادي بايد از عناصري همچون تدبير عقلانيت ثبات سياستها انضباط مالي و تئوريهاي قوي در توسعه استفاده كرد.
    در اين هفته كه به نام « هفته سلامت » نامگذاري شده موضوع تندرستي و فرهنگ سلامت در تقويم رسمي كشور قرار داشت . به همين مناسبت برنامه هايي در سطح عموم و به طور رسانه اي براي نهادينه كردن موضوع سلامت در جامعه برگزار شد ولي اگر قرار باشد چنين امر خطيري فقط يك هفته در سال مورد توجه قرار گرفته و به صورت نمادين برنامه هايي اجرا شود آيا مي توان انتظار داشت فرهنگ سلامت آنگونه كه بايد در جامعه اصلاح شود امسال درحالي هفته سلامت را پشت سرگذاشتيم كه تعرفه هاي درمان در آغاز سال جهش صعودي يافت و خارج از انتظار افزايش داشت . قاطبه مردم كه با حقوق ثابت گذران زندگي مي كنند يا در زير بار سنگين هزينه بايد كمر خم كنند و يا با بيماري كنار آمده و آستانه تحمل درد را در خود بالا ببرند! چگونه است كه در هفته سلامت مردم بايد شاهد كاهش روزافزون استانداردهاي سلامت در كشور افزايش هزينه هاي درمان گراني دارو و قطع يارانه هاي بيماريهاي خاص باشند.
    در اين هفته گزارش كارشناسان آمريكايي در مورد وضعيت بغرنج آمريكا در عراق از مهمترين موضوعات خبري رسانه ها بود. در اين مطلب كه در آستانه ارائه گزارش مشترك « كراكر » سفير آمريكا در عراق و « پترائوس » فرمانده نظاميان آمريكا در اين كشور توسط كارشناسان مشاوره گروه مطالعه عراق موسوم به « گروه صلح » منتشر شد به دولت آمريكا هشدار داده شده است گذشت زمان آمريكا را بيشتر در باتلاق عراق گرفتار مي كند. تهيه كنندگان اين گزارش چشم انداز تيره اي را براي اشغالگران در عراق ترسيم كرده ولي درعين حال راه حل موثري براي آمريكا براي خروج از اين شرايط پيشنهاد نداده اند. گزارش مذكور درحاليكه اذعان مي كند بدون تغيير وضعيت آمريكا با خطر گرفتار شدن در عراق براي مدت نامحدود روبروست در عين حال شرايط را براي خروج آمريكا نيز مساعد نمي داند.
    در پي اين هشدار كارشناسان « ديويد پترائوس » فرمانده نظاميان آمريكايي در عراق و « رايان كراكر » سفير آن كشور در بغداد نيز گزارش مشترك خود را درباره وضعيت نيروهاي اشغالگر به كنگره آمريكا ارائه كردند كه اين گزارش نيز بر عدم توفيق كليه ابتكارات گذشته آمريكا در عراق تاكيد نمود. گزارش « پترائوس ـ كراكر » گرچه مدعي شده است اوضاع امنيتي نسبتا بهبود يافته ولي بر چشم انداز تيره در مورد آينده اشغالگران در عراق اعتراف مي كند.
    واقعيت اين است كه هم اكنون آمريكا در عراق در باتلاقي بي انتها كه توسط جرج بوش و متحدان جنگ افروزش ايجاد شده گرفتار گرديده است و هيچ اميدي براي نجات آن دست كم در آينده نزديك متصور نيست . آخرين ابتكار دولت بوش يعني افزودن 30 هزار نيرو به نظاميان حاضر در عراق نيز هيچ نتيجه و ثمري در برنداشته و اوضاع عراق كماكان بي ثبات و بحراني است . حتي به تعبيري بايد گفت اوضاع نامساعدتر از سابق شده و دامنه بحران و ناآرامي به جنوب عراق كه تاحدودي از تشنج هاي گسترده به دور بود نيز امتداد يافته است .
    در جريان درگيري هاي دو هفته گذشته در بصره و برخي نقاط ديگر بيش از 300 نفر كشته شده اند كه از لحاظ شدت و حجم تلفات كم سابقه تلقي مي شود. درحالي لشكركشي آمريكا به عراق كه با تحريك محافل صهيونيستي و در سايه جاه طلبي و نومحافظه كاران افراطي و جنگ افروز حاكم بر كاخ سفيد صورت گرفت وارد ششمين سال خود شده است كه جرج بوش ماههاي پاياني حضورش را در كاخ سفيد سپري مي كند. بوش در سال پاياني حكومتش به دليل سياست هاي تجاوزكارانه اش در جهان به ويژه به دليل تبعات ناشي از لشكركشي به عراق بدون اعتنا به مخالفت هاي جهاني و مجامع بين المللي به يكي از منفورترين و بي اعتبارترين روساي جمهور تاريخ آمريكا هم در داخل و هم در جهان خارج خارج تبديل شده است و در واقع بايد گفت باتلاق عراق تا همينجا هم بوش را قرباني گرفته و بايد ديد آيا زمامدار بعدي كاخ سفيد نيز سياستهاي احمقانه بوش را ادامه خواهد داد و يا اينكه اندكي تابع عقل و خرد خواهد بود و با تجديدنظر در سياست خارجي غلط و مفسده انگيز سران كنوني كاخ سفيد دست از ضديت با خواست و نظر جهانيان برخواهد داشت .
    اكنون مردم آمريكا نيز به اين نتيجه رسيده اند كه دولت بوش و متحدان افراطي وي هزينه سنگيني را بردوش آنها تحميل كرده و تبعات و خساراتي را ايجاد كرده اند كه جبران آن به سادگي ميسر نيست . افكار عمومي آمريكا انزجار خود از متوليان كنوني كاخ سفيد را طي سالهاي اخير و در مقاطع گوناگوني از جمله در انتخابات مياندوره اي كنگره و در نظرسنجي ها بروز داده اند و همچنانكه مشاهده مي شود در انتخابات آتي نيز به كانديدايي اقبال نشان مي دهند كه از شعارهاي جنگ طلبانه دوري مي جويد. بدون ترديد يكي از انگيزه هاي رويكرد غيرمترقبه آمريكائيها به « باراك اوباما » كانديداي سياه پوست نشان دادن تنفر عليه جناح حاكم فعلي و نارضايتي از سياستها و خط مشي جريان حاكم بر دولت آمريكاست .
    اين هفته در فلسطين اشغالي شاهد ادامه جنايات صهيونيستها عليه مردم بي دفاع فلسطين به ويژه در منطقه غزه بوديم . صهيونيستها علاوه بر به شهادت رساندن چند فلسطيني شماري را نيز ربوده و به اسارتگاه هاي خود منتقل كردند. همزمان ارتش صهيونيستي مانور نظامي گسترده اي را در مناطق اشغالي سال 1327 آغاز كرد كه اقدامي قابل تامل به شمار مي رود . گرچه اهداف اين مانور اعلام نشده است ولي قطعا يكي از اهداف اصلي صهيونيستها از برگزاري اين مانور باز گرداندن روحيه به اسرائيلي ها پس از شكست ها و ناكامي هاي چند سال گذشته به ويژه شكست در جنگ لبنان مي باشد. واقعيت اين است كه ارتش صهيونيستي در جريان تهاجم خود به لبنان در تابستان 1385 آنچنان ضرباتي را متحمل شد كه اولا انتظارش را نداشت ثانيا هيمنه و ابهت ساختگي اين ارتش را درهم ريخت . اين شكست علاوه بر تحميل خسارات جاني و مالي سنگين بر افسانه شكست ناپذيري اسرائيل خط بطلان كشيد و موجب شد تا نظاميان اين ارتش و همچنين جامعه اسرائيل كاملا روحيه خود را ببازند و اعتماد به نفس خود را از دست بدهند. ابعاد اين رسوايي آنچنان گسترده بود كه صهيونيستها كميته اي موسوم به « وينوگراد » را براي بررسي آن تشكيل دادند كه مانور اخير را بايد در قالب توصيه هاي آن كميته براي باز كردن اعتبار به ارتش اسرائيل دانست . يكي ديگر از اهداف صهيونيستها از برگزاري مانور اخير به رخ كشيدن قدرت نظامي اين رژيم در برابر حزب الله سوريه و ديگر كشورها و گروههاي ضد صهيونيست منطقه مي باشد. با اينحال قطعا اين تحركات نه روحيه از دست رفته را به اسرائيلي ها باز خواهد گرداند و نه حزب الله و ديگر طرفهاي ضد صهيونيست را مرعوب خواهد ساخت چرا كه دوران يكه تازي ارتش اسرائيل در منطقه به سر آمده و همگان بر پوشالي بودن اين رژيم و ساختار نظامي آن آگاه شده اند و تحت تاثير اين اقدامات نخواهد گرفت .
    هفته جاري افشاي جزئيات ترور شهيد « عماد مغنيه » رخداد ديگري بود كه توجه محافل سياسي و خبري را جلب كرد. روز دوشنبه يعني يك روز قبل از موعد انتشار نتايج تحقيق كميته سوري بررسي كننده ترور مغنيه منابع نزديك به روند تحقيقات اعلام كردند ترور مغنيه نتيجه اقدام مشترك دستگاه هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي آمريكا عربستان و اردن بوده است . اين منابع تصريح كردند مقامات سعودي امير كويت و امير قطر را واسطه كرده اند تا از دمشق بخواهند نام عربستان را از اين گزارش حذف كنند و مانع رسوايي رياض شوند. توجيه عربستاني ها براي درخواست خود نيز اين بوده است كه انتشار نتيجه تحقيق ترور مغينه فتنه خطرناكي بين اهل سنت و شيعيان به وجود خواهد آورد! اين منابع همان روز اشاره كردند بعيد نيست دمشق اين ميانجيگري را بپذيرد به شرط آنكه حكومت سعودي در مقابل امتيازاتي بدهد. منابع مذكور حتي جزئيات اين اقدام تروريستي و نقش يك يك كشورهاي مذكور را ذكر كرده اند. اكنون 3 روز از موعدي كه دمشق براي ارائه نتيجه گزارش كميته تحقيق ترور مغنيه تعيين كرده بود مي گذرد و سوريه تاكنون آنرا منتشر نساخته است . اين تعويق ادعاهاي منابع خبر مذكور و احتمال توافق دمشق و عربستان درباره عدم انتشار نتيجه تحقيق را قوت مي بخشد.
    اين هفته موضع گيري يك وزير مصري عليه جمهوري اسلامي ايران كه بيشتر به يك باج خواهي شباهت داشت لزوم تجديدنظر در دستگاه ديپلماسي كشورمان و خارج ساختن آن از موضع انفعالي از جمله در برابر رژيم مصر را مورد تاكيد قرار داد. « مفيد شهاب » وزير مشاور دولت مصر در امور پارلماني در اظهاراتي گستاخانه و غيرمسئولانه انجام مذاكرات ايراني ـ عربي را به واگذار كردن جزاير سه گانه به امارات مشروط كرد. وي كه به گونه اي از موضع برتر و با ژست طلبكارانه سخن مي گفت افزود : « دولت مصر درباره رابطه با ايران شرايط خاصي دارد به طوري كه پيش از انجام هر گفتگويي خواستار تعيين رويكردها اهداف و اولويتهاي اين گفتگوهاست . » اين نوع برخورد نشان مي دهد كه رژيم قاهره از اعلام آمادگي اخير برخي مسئولان براي ايجاد رابطه دچار توهم شده و چنين مي پندارد كه ايرانيها شيفته و نيازمند رابطه با رژيم قاهره هستند و بنابر اين هر شرطي را مي توانند به ايران تحميل كنند. قطعا دستگاه ديپلماسي كشور بايد به رژيم قاهره تفهيم كند كه اين برداشت يك تعبير غلط و اشتباه است و اگر جمهوري اسلامي ايران براي رابطه با مصر اعلام آمادگي مي كند صرفا اين امر درجهت تقويت اتحاد ميان كشورهاي اسلامي و استحكام بخشيدن به جبهه ضد صهيونيستي و جريانات ضداسلامي و نزديك ساختن دو ملت بزرگ مصر و ايران به يكديگر است . اصولا براي جمهوري اسلامي ايران ايجاد رابطه با رژيم قاهره كه كارنامه ننگين آن براي همه روشن است نه تنها امتيازي محسوب نمي شود بلكه يك اقدام از روي ناچاري است كه مسئولان ايران براي رعايت مصلحت دو ملت مصر و ايران به آن روي خوش نشان مي دهند بلكه برعكس اين مصر است كه با برقراري رابطه با جمهوري اسلامي ايران اعتبار كسب مي كند. در اين ماجرا نبايد تاثير اظهارات شتاب زده برخي مسئولان داخلي براي برقراري رابطه با قاهره را در ايجاد اين توهم و ذهنيت طلبكارانه براي مقامات مصر ناديده گرفت . مسئولان جمهوري اسلامي بايد در اقدامات و اظهارات خود جايگاه والاي نظام جمهوري اسلامي را در نظر بگيرند و آنرا ارزان نفروشند.