
گذري بر كتاب « فقيه رباني » در بزرگداشت آيت الله ميرزا علي آقا فلسفي
دومين سالگرد ارتحال آيه الله ميرزا علي فلسفي در دانشگاه مفيد قم برگزار گرديد
در اين مراسم كه در روز پنجشنبه 23 اسفند ماه با حضور
آيت الله موسوي اردبيلي
و جمعي از علما و فضلاي تشكيل شد
از كتاب « فقيه رباني » كه به كوشش جمعي از فضلاي خراسان
تهيه گرديده
است
رونمائي شد.
اين كتاب مجموعه اي از 24 مقاله و در حدود يك هزار صفحه است و به اهتمام آقاي مهدي مهريزي و همكاري گروهي از فضلاي خراساني
به ارباب فضل ارائه شده است .
مطالب كتاب فقيه رباني
در سه بخش تنظيم شده است : 1 ـ زندگاني و شخصيت آيت الله فلسفي
2 ـ خراسانيات
3 ـ مقالات
ديگر.
بخش اول
مشتمل بر سه مقاله
و يك مصاحبه است و زواياي شخصيت علمي
اخلاقي و اجتماعي آن فقيه رباني را نشان مي دهد. آنچه
در اين بخش
بيش از هر چيز ديگر
جاذبه دارد
منش اخلاقي آيت الله فلسفي است . ايشان هرچند از نظر كمالات علمي و فعاليت هاي
اجتماعي نيز
يك شخصيت برجسته بود
ولي روحيات اخلاقي وي
فراتر از اقران
و الگوئي در ميان علماي رباني تلقي مي شود. با آنكه در اوج
وارستگي و تقوي قرار داشت
كمترين ادعائي در رفتار و گفتارش ديده نمي شد :
روزي چند تن از شاگردان از ايشان درخواست كردند كه درس اخلاق بگويد
پس از امتناع
و اصرار دوستان
قرار بر اين شد كه چهارشنبه ها
درس يك ربع ساعت زودتر تمام شود و وقت باقيمانده
به موعظه اختصاص پيداكند. در اولين چهارشنبه با پايان يافتن درس
نفس عميقي
كشيدند و فرمودند : « دوستان روي حسن ظن خودشان از ما خواسته اند كه درس اخلاق بگوييم » سپس با اولين جمله « آقا! ما طلبه ايم »
از شدت
تاثر
شروع به گريه كردند
و مجلس منقلب شد
و فرمودند : « ما كجا طلبگي كجا » آن روز ايشان نتوانستند مطلب اخلاقي مطرح كنند
و پس از
آن نيز هرگز درس اخلاق تشكيل نشد.
از امتيازات بزرگ آيت الله فلسفي
بي اعتنائي وي به امور دنيائي بود
و بر اين اساس
نه فقط در زندگي شخصي خود
به حداقل اكتفا مي كرد
بلكه حاضر نبود
با استفاده از وجوه شرعيه
كمترين امكاناتي براي نزديكاني مانند فرزند ـ حتي اگر طلبه باشد ـ فراهم آورد. حتي وقتي يكي از
آنها
نياز به مبلغي براي تهيه مسكن داشت و آيت الله مي توانست از بابت وجوهات به او كمك كند
ولي ايشان
آن وجه را به عنوان « قرض » در
اختيارش قرار داد و حتي يك قطعه چك از او گرفته بود
و كتبا هم نوشته بود كه اين مبلغ را قرض مي دهم و اگر نتوانستي اين دين را ادا كني
پس
از من به يكي از مراجع مراجعه كن
و طبق دستور او عمل كن ! برخي از دوستان آيت الله فلسفي كه در جريان اين موضوع قرار گرفته بودند
معتقد بودند كه اگر آن طلبه محترم با ايشان نسبتي نداشت
مرحوم فلسفي به او كمك بلاعوض مي كرد و با او اينگونه رفتار نمي نمود!
بعد ديگر شخصيت آيت الله ميرزا علي آقا فلسفي كه در كتاب فقيه رباني به خوبي منعكس شده است
همراهي و همدلي ايشان با انقلاب
اسلامي است . ايشان از اساتيد برجسته حوزه مشهد بود كه در مراحل مختلف نهضت
با موضع گيريهاي مثبت خود
در تقويت جريان انقلاب
اسلامي
نقش داشت .
برخي از اين مواضع
در مجموعه اسناد ساواك كه در اين كتاب ارائه شده است
ديده مي شود.
مثلا در سال 1354 به منظور پشتيباني از حركت انقلابي طلاب قم
درس خود را تعطيل كرده
و در مراسم ارتحال آيت الله ميلاني
به دليل
آنكه سخنران مجلس ـ شيخ رضا نوغاني ـ با رژيم طاغوت همكاري داشت
منبر او را تحريم كرده و نشستن پاي منبر وي را خلاف شرع دانست .
و پس از واقعه 19 دي در قم
با تعطيل نماز جماعت و درس خود
در اعتراض به جنايات رژيم گفت :
درس و علم در اين مملكت ارزش ندارد
ملاحظه مي نماييد كه با طلاب و دانشجويان چه مي كنند
اين كشتار قم چقدر وحشيانه و بيرحمانه
بوده
كسي نيست از اينان بپرسد چرا مسلسل به مردم بيگناه بستيد
چرا آن مقاله را در روزنامه نوشتيد
و چرا اين بلوا را بپا كرديد آيا تشنه
خونريزي بوديد به نظر من اين خون هاي بي گناه سرانجام دامن اينان را خواهد گرفت
لكن فعلا اينان مغرور به قدرت خود هستند و بر خر مراد
سوارند و توجه به اين مسائل ندارند... »
در كتاب فقيه رباني
شخصيت علمي
اخلاقي و اجتماعي آيت الله فلسفي به خوبي تبين شده
ولي درعين حال
دو نكته اساسي
مغفول
مانده است :
يكي آنكه در بخش فعاليت هاي علمي ايشان
صرفا به گزارش مراحل تحصيل
و سابقه طولاني و موفق آيت الله فلسفي در تدريس فقه و
اصول بسنده شده است
درحالي كه شخصيتي مانند ايشان باسابقه تقريبا چهل ساله در تدوين خارج فقه و اصول
قهرا تحقيقات فراواني در
مسائل فقهي و اصولي دارد
و در ميان اين تحقيقت
آرا خاصي از ايشان مي توان يافت
متاسفانه با مطالعه اين كتاب
اين گمشده را نمي توان
پيدا كرد. نويسندگان در تبيين شخصيت علمي ايشان
از بازگو كردن برخي نكات كلي فراتر نرفته و به شكل روشن « محصول اجتهادي » اين فقيه
را نشان نداده اند. خواننده اي كه آيت الله فلسفي را به عنوان يك فقيه
مورد مطالعه قرار مي دهد مي خواهد بداند كه : آيا مسلك فقهي و اصولي
ايشان
همان شيوه استاديش آيت الله خوئي بوده و يا متفاوت از آن است ميرزا علي آقا فلسفي
در چه مواردي از مباني استاد خود فاصله گرفته
است در فقه در چه آرا ابتكاري داشته است آيا مجموعه مباحثي كه در فقه و اصول به شاگردان خود القا كرده اند
به قلم استاد
ثبت و ضبط
شده است آيا تقريرات منظمي از ايشان توسط شاگردانشان وجود دارد
آيا نبايد در تجليل و تكريم از فقيهان يا فيلسوفان و يا علماي ديگر
پا را از شرح حال نويسي و خاطره گويي فراتر گذاشته و به معرفي « ميراث
علمي » آنها همت بگماريم اگر اين كار سخت و دشوار است
آيا نبايد از اندازه ميسور به آن اقدام كرد آيا از مجموع چند هزار طلبه اي كه طي
چهل سال از محضر ايشان استفاده كرده اند
نمي توان چند نفر را يافت كه به انجام اين » مهم » اقدام نمايند
علاوه بر اين « آيت الله فلسفي »
حامل بخشي از ميراث علمي اساتيد خود مثل آيت الله كاظمي و آيت الله خوئي بودند
و در تدريس خود
از همان درسهائي كه شخصا نوشته بودند
استفاده مي كردند
اين تقريرات
در چه حدي است و چگونه مي توان آنها را مورد استفاده قرار داد
قابل توجه است كه پدر ايشان
آيت الله شيخ محمد رضا تنكابني نيز
از شاگردان آخوند خراساني و سيد محمد كاظم بوده است
و
تقريرات اساتيد خود را ثبت و نگهداري نمود و سپس در اختيار ميرزا علي آقا قرار گرفته است
بسيار مناسب است كه براي احيا اين آثار نيز
اقدام شود و حضرت حجت الاسلام آقاي شهرستاني كه از تهيه و چاپ كتاب فقيه رباني حمايت نموده اند
قهرا از اينگونه اقدامات كه از ارزش
علمي ماندگاري برخوردار است
حمايت بيشتري خواهند نمود. « جزاه الله عن الاسلام خير الجزا » .
نكته دوم كه در تبيين شخصيت اجتماعي ايشان مغفول مانده است
سلوك سياسي ايشان در دو دهه اخير عمر شريفشان است . آيت الله
فلسفي
ذاتا فردي درون گرا و كم سخن بود
ايشان حتي در مجلس تدوين قانون اساسي كه به نمايندگي از مردم خراسان
عضويت يافت و در
آنجا حضور پيدا كرد
هرگز در هيچ موردي
نفيا و اثباتا اظهار نظر نمي كرد و با توجه به اين كه در مسائل مختلف
افراد متعددي آمادگي براي
بحث داشتند
ايشان هرگز قدمي در ميدان بحث به جلو نگذاشت
درعين حال
در مواردي كه احساس وظيفه مي كرد
موضع گيري مي كرد كه به
برخي از نمونه هاي آن اشاره كرديم
ولي در دو دهه اخير
موضع گيري ايشان كمتر
و حضورشان در مسائل سياسي نسبت به گذشته به شدت
كاهش يافته بود.
اي كاش نويسندگان اين يادنامه اين روند را مورد بررسي قرار داده
و به تحليل آن مي پرداختند. نبايد اينگونه مسائل را به عنوان يك « قضيه
شخصيه » كم اهميت تلقي كرد. اهميت مساله وقتي است كه چنين مواردي
« ندرت » و « مشخص بودن » خود را از دست داده
و بخصوص همراه
با يك « جريان معكوس » باشد! جريان معكوس
جريان افرادي است كه در دوره انقلاب اسلامي
« مهر سكوت » بر لب زده بودند و حتي در زمان
جنگ تحميلي
مستقيما يا به شكل غيرمستقيم
موضع بازدارنده داشته
ولي در دو دهه اخير
به شكل جدي به ميدان آمده و خود را به « خط
مقدم » رسانده اند! آيا مي توان اين تغيير مواضع
و جابجائي نيروها را ناديده انگاشت و با بي تفاوتي از كنار آن عبور كرد به نظر مي رسد كه با
تحليل علل و عوامل اين گونه تحولات
به توان از كناره گيري تدريجي برخي از نيروهاي ارزشي مثبت
جلوگيري كرد و از پيش آمدن
« واپس گرايان » ممانعت نمود.
بخش دوم يادنامه
اين بخش خراسانيات نام گرفته و به مقالاتي در حوزه خراسان شناسي اختصاص دارد. آنچه بيش از همه در اين بخش خودنمايي مي كند
سه
مقاله درباره مكتب تفكيك است . مقاله « مكتب معارفي خراسان و تفكر فلسفي » يك مقاله علمي و كاملا جدي در موضوع خود به حساب
مي آيد
و عليرغم آنكه در اين موضوع آثار مكتوب ديگري عرضه شده است
اين مقاله داراي مباحث خواندني و كاملا قابل استفاده است
و در
همين موضوع
مقاله « كتابشناسي مكتب تفكيك » نيز در موضوع خود يك مقاله ممتاز تلقي مي شود كه در 9 بخش به معرفي منابع مربوطه
پرداخته است : كتاب هاي مستقل
كتاب هاي مشتمل
ويژه نامه ها
مقالات
پايان نامه ها
آثار چاپ نشده
نسخه هاي خطي و عكسي
آثار
مجازي
و رجال تفكيك . در اين مقاله
حدود پانصد و پنجاه اثر
معرفي شده است .
بخش سوم يادنامه

اين بخش
با عنوان مقالات ديگر معرفي شده است كه داراي 6 مقاله است
يكي از اين مقالات
تحت عنوان « ضرورت توسعه فقه » است كه
به قلم استاد محمدرضا حكيمي است . اين مقاله نيز عليرغم برخي نكات قابل نقد آن
براي طلاب حوزه هاي علميه خواندني است
لب كلام اين
متكلم اين است كه فقه بايد به موازات توسعه زندگي بشر
توسعه پيدا كند
و با توجه به « حوادث واقعه » بايد « ابواب ديگري » در فقه گشود. استاد
حكيمي پيشنهاد مي كند كه بر ابواب موضوع فقه كه از اظهارات آغاز مي شود و به ديات پايان مي پذيرد
52 باب ديگر افزوده شود . وي اين
ابواب جديد را فهرست نموده و درباره هر يك توضيح داده است .
اين مقاله مانند بسياري از مقالات ديگر نويسنده آن
كاملا انتقادي است
انتقاد از وضع حوزه هاي علميه
و انتقاد از وضع جامعه
و انتقاد از
وضع حكومت . آقاي محمدرضا حكيمي
پس از آنكه مي گويد. « فقه عقب مانده و ناآگاه از حيات انسان نو را جز ذلت و عقب ماندگي براي ملت
عقب افتاده شيعه مظلوم
چيزي به ارمغان نمي آورد » مي افزايد :
« روزي به دست بوسي فقيه بزرگواري از آل محمد(ص ) رفتم
عده اي از افاضل شاگردان در حضور ايشان نشسته بودند و بحث پرشور بر سر
اين مساله درگير بود : اگر آهويي چنان بخوابد كه نيمي از بدنش در حل واقع شود و نيمي در حرم
صيد آن چه حكمي دارد من مي پذيريم كه در
عالم فرض و جامعيت فن
همين مساله هم جاي مطرح شدن دارد اما امروز چقدر از جوانان در معرض تلف ايماني و غارت اعتقادي قرار دارند
امروز چه مقدار عملكرد حاكميت اسلامي ما اسلامي است و فقه چگونه ساكت است و ملت در سراشيبي سقوط اقتصادي و اعتقادي و...
العياذبالله ... »
يكي از گلايه هاي وي اين است كه « چگونه مقامات بالا از بابت وضع دانشگاهها » در خوابي سنگين و غفلتي بزرگ بسر مي برند و بگو
چگونه درباره تورم وحشتناك و خرد شدن ملت زير فشار سرمايه داري و... ساكتند ! ده را همه آب در ربوده ـ ما لاف زنان كه دهخدايم . آيا به
همين بسنده مي كنند كه جنازه مطهر چند شهيد را در جاهايي كه اصلا مناسب نيست دفن كنند
اگر راست مي گويند چند جنازه هم در بازار
در
دستگاه قضائي و در كنار كاخ هاي اشرف دفن كنند!! »
استاد حكيمي
از آنچه كه « مسابقه در رساله نويسي » ناميده
انتقاد نموده و آن را دليل بزرگي بر دنيا طلبي و مقام پرستي
دانسته است . ايشان
مي گويد يكي از ابواب فقه
بايد به « نفت » اختصاص پيدا كند و آنگاه مي نويسد :
« چه كسي اكنون ـ در صورت واقع ـ متصدي اين اموال است
و چه كساني
اين خون جاري در رگ هاي اقتصادي ملت را مي مكند و آنچه به
دست حكومت مي رسد
چگونه مصرف مي شود
عجب كه عالمان دين مبين در اين باب
خود را مورد هيچ گونه مسئوليتي و مواخذه اي از
جانب خداي متعال
نمي دانند
آيا قلب حضرت حجه بن الحسن (عج )
از اين همه چپاول
فقر
محروميت
جوانان شيعه بي سامان
تورم هاي
زندگي سوز
قارون هاي افعي خور و... هيچ گونه به درد نمي آيد »
اين مقاله نشان مي دهد كه نويسنده آن از وضع اقتصادي موجود به شدت عصباني است و براساس اين معيارها : « از جمله عوامل فناي اسلام
و مسلمانان اين است كه اموال در دست كساني قرار گيرد كه حق آنها را نمي دانند » نتيجه مي گيرد : « اكنون فكر مي كنيد
اموال در جامعه به اصطلاح
اسلامي ما چگونه مي چرخد
و در دست چه كساني است
پيرمرد پنبه دوز
شب با چند لقمه نان و مقداري آب
شام مي خورد
و رستوران هايي
براي شام هر مهمان
110 هزار تومان مي گيرند . و عجيب تر
خواب گران مسئولان است ! ... خدا كند بيدار شوند
وگرنه همان است كه ... « وسيعلم
الذين ظلموالله »
كتاب « فقيه رباني » كه در معرفي شخصيت آيت الله ميرزاعلي فلسفي گامي مثبت و موفق شمرده مي شود ودر زمينه ارائه مقالات مرتبط به
حوزه خراسان و علوم مرتبط با آن غير ارزشمند و مفيد است
از چند جهت قابل نقد است :
نقد اول ـ برخي مقالات
مشتمل بر اطلاعات غلط يا اغراق آميز است . مثلا مقاله آقاي علي دواني
علاوه بر آنكه در مجموعه ديگري قبلا به
چاپ رسيده است
و مضافا بر آنكه مطلب تازه اي درباره آيت الله فلسفي ندارد
حاوي برخي اطلاعات غلط است
از جمله تاريخ ولادت
ميرزاعلي آقا را غلط نوشته است
مدت اقامت ميرزا در نجف را 5 سال كمتر آورده است و ... مطلب آقاي سيدجعفرسيدان هم در مواردي خلاف
واقع است مثل اينكه « وقتي كه آقاي فلسفي در مسجد لرزاده تهران بودند
آنجا « بهترين مسجد تهران »
از « هر جهت » بود همچنين آقاي سيدان بر
طبق مسلك فكري خود
تلاش مي كند آقاي فلسفي را از اتباع مكتب تفكيك قلمداد كند
چون به منبرهاي ايشان اعتراض نمي كرده است !
شگفت آور است كه آقاي سيدان اينقدر از روحيات و اخلاقيات آقاي فلسفي بي اطلاع باشد! در حالي كه مرحوم فلسفي در نجف از شاگردان اسفار
شيخ صدرا بود
و تا آخر عمر هم اين گرايش را حفظ كرده بود
و از همين رو در دفترهاي خلاصه نويسي ايشان
پس از انقلاب
از كارهاي ايشان
خلاصه كردن كتاب هاي استاد مطهري از قبيل « عدل الهي »
« شناخت »
« نظام حقوق زن در اسلام » و... ديده مي شود.
نقد دوم
بيش از نيمي از مقالات اين يادنامه
هيچ گونه ارتباطي با شخصيت مرحوم فلسفي
فقاهت و حتي حوزه خراسان ندارد
و تدوين
كنندگان
« ياد نامه » را به شكل كشكولي كه هر كالاي مناسب و غيرمناسب را دربرگرفته است
درآورده اند : « از هدف شناسي امام حسين گرفته تا
زيارت اربعين
و فيض كاشاني و تفسير غرائب القرآن و غيره
چه ضرورتي دارد كه يادنامه را با مطالب غير مرتبط به هزار صفحه برسانيم !
نقد سوم ـ برخي از مطالب علاوه بر اشكال غيرمرتبط بودن
اساسا « انحرافي » تلقي مي شود
و بهيچ وجه قابل قبول نيست كه از يادنامه يك
شخصيت علمي وزين و متعادل
براي نشر مباحث انحرافي
استفاده شود
مثلا يك مقاله درباره « سوره يس » است
در اين مقاله سوره يس
به
عنوان سوره اي براي دستيابي به اعمال خوارق عادت و گشودن بن بست ها مطرح شده است
و تمام مقاله به اين مطلب اختصاص
دارد!
« يس پيوسته دربردارنده آثار اعجاب انگيز فراواني است
همچنين مرتفع ساختن بن بست هاي زندگي
آسان نمودن امور سخت
گشودن
درهاي بسته نجات از فقر و فلاكت و... »
اين مقاله مستند به رواياتي از « ابي بن كعب »
و برگرفته از كتابهائي مانند كشف الاسرار ميبدي و تفسيرالبصائر جويباري است !! و فراتر از آن
دستورالعمل هاي بدون ماخذ هم دارد كه خود نويسنده
توصيه كرده است مثل :
« اگر كسي سوره مباركه يس را بنويسد و در موم گيرد و بر بازوي راست بندد عجايب ببيند » !
شگفت آور است كه عده اي از فضلاي حوزه
آنهم از روشنفكران و قرآن پژوهان دست بدست هم بدهند و يادنامه اي براي مرحوم فلسفي
تدوين كنند
و در آن اين مهملات را منتشر سازند!
در پايان
با مطالعه اين يادنامه
به يك نكته عبرت آموز نيز مي توان رسيد. در پايان يادنامه . نامه اي است از مرحوم آيه الله خوئي كه در حدود
شصت سال قبل خطاب به پدر مرحوم فلسفي ـ آيه الله شيخ محمدرضا تنكابني ـ نگاشته شده و از ميرزاعلي آقا و « همدرس محترمش
حجه الاسلام آقاي ميرزا ابوالقاسم » كه در جواني به رتبه اجتهاد رسيده اند
تعريف و تمجيد شده است .
براي طلاب جوان و با استعداد اين نامه
هشداردهنده و آموزنده است
آيت الله فلسفي
با عمري تلاش علمي
در حوزه علميه خراسان و
تربيت صدها طلبه فاضل
مشمول توفيقات بزرگ الهي قرار گرفت و متاسفانه آن همدرس كه از لباس روحانيت بيرون آمد
و مسير ديگري را در
پيش گرفت خود را از اين توفيقات الهي
محروم ساخت
و بالاخره در زمينه مسائل اسلامي و فقهي كارش به آنجا رسيد كه بگويد : آيه قرآن
درباره حد سارق : « السارق و السارقه فاقطعوا ايدهما » به معني آن است كه بايد كاري كرد كه سارق دستش از دزدي كردن كوتاه شود و دزدي نكند
نه اينكه مجازات سرقت
« قطع يد » باشد!
طلاب پرتلاش « امروز » كه با توكل به خدا و اعتماد به نفس
شرائط دشوار تحصيل را تحمل مي كنند و حضور در كنار سفره پر بركت امام
زمان را از دست نمي دهند
بدون شك « فردا » از عالمان رباني خواهند بود كه با فروغ تقوي و دانش خود
جامعه اسلامي را روشن خواهند
ساخت و اين نعمت را خداوند فقط به بندگان شايسته خود ارزاني مي دارد و البته با هيچ موقعيت دنيوي قابل معاوضه نيست .
آيت الله فلسفي هر چند از نظر كمالات علمي و فعاليت هاي اجتماعي نيز يك شخصيت برجسته بود ولي روحيات اخلاقي وي فراتر از اقران
و الگويي در ميان علماي رباني تلقي مي شود. وي با آنكه در اوج وارستگي و تقوي قرار داشت
كمترين ادعايي در رفتار و گفتارش ديده
نمي شد
از امتيازات بزرگ آيت الله فلسفي بي اعتنايي وي به امور دنيايي بود و براين اساس نه فقط در زندگي شخصي خود به حداقل اكتفا مي كرد
بلكه
حاضر نبود با استفاده از وجوه شرعيه كمترين امكاناتي براي نزديكان خود فراهم آورد
يكي از ابعاد شخصيت آيت الله ميرزا علي آقا فلسفي كه در كتاب فقيه رباني به خوبي منعكس شده است
همراهي و همدلي ايشان با انقلاب
اسلامي است . ايشان از اساتيد برجسته حوزه مشهد بود كه در مراحل مختلف نهضت
با موضع گيريهاي مثبت خود در تقويت جريان انقلاب
اسلامي نقش داشت
طلاب پرتلاش « امروز » كه با توكل به خدا و اعتماد به نفس
شرايط دشوار تحصيل را تحمل مي كنند و حضور در كنار سفره پربركت امام زمان
را از دست نمي دهند
بدون شك فردا از عالمان رباني خواهند بود كه با فروغ تقوي و دانش خود
جامعه اسلامي را روشن خواهند ساخت و اين
نعمت را خداوند فقط به بندگان شايشته خود ارزاني مي دارد و البته با هيچ موقعيت دنيوي قابل معاوضه نيست

|