روزنامه جمهوري اسلامي 19/01/1387 صفحه سياسي
*****
آيت الله سيد محمدباقر صدر روشنگر طريق جهاد سياسي واجتماعي




  • به مناسبت بيست وهشتمين سالگرد شهادت آيت الله صدر و شهيده بنت الهدي صدر توسط رژيم بعث عراق
    اشاره :
    فرداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران (23 بهمن 1357 ) آيت الله سيدمحمدباقر صدر كه بسيار شادمان بود در ميان انبوهي از مردم و طلاب انقلابي در مسجد جواهري نجف سخنراني كرد. او پس از شكرگزاري از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بر پيروي از اوامر امام خميني و آگاهي از توطئه هاي دشمن انقلاب اسلامي تاكيد كرد و از مردم خواست كه به نشانه همبستگي مردم عراق با انقلاب اسلامي ايران فرداي آن روز تظاهراتي را در شهرهاي عراق برگزار كنند و متعاقب آن تظاهرات باشكوهي در شهرهاي كربلا و نجف و ساير شهرها به راه افتاد. آيت الله صدر طي پيامي به امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي ايران را تبريك گفت و در پيامي ديگر به ملت ايران از قهرمانيها و فداكاريهاي آنان ستايش و به ادامه تبعيت از امام سفارش كرد.
    شهيد آيت الله العظمي سيد محمدباقر صدر عالم و مجاهد برجسته شيعه عراق در شهر كاظمين به دنيا آمد. وي فرزند سيد حيدر و نوه مجاهد معروف سيد اسماعيل صدر و از خاندان معروف صدر بود. در سه سالگي پدرش را از دست داد و مادر فاضله اش (دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين ) تربيت و پرورش او را به عهده گرفت و برادر بزرگش سيد اسماعيل او را تعليم داد. در پنج سالگي به مدرسه رفت و اندكي بعد آوازه بلوغ بي نظير و استعداد سرشارش در همه شهر پيچيد و به سفارش دايي هاي خود شيخ محمدرضا آل ياسين و شيخ مرتضي آل ياسين به تحصيل حوزوي روي آورد. منطق و معالم را در دوازده سالگي نزد برادرش خواند و بسياري از كتب درسي دوره عالي فقه و اصول را بدون استاد مطالعه كرد و دروس دوره سطح را در مدت كوتاهي گذراند و در 1323 براي ادامه تحصيل از كاظمين عازم نجف اشرف شد و در درس دايي خودشيخ محمدرضا آل ياسين و آيت الله خويي حاضر شد و به واسطه نبوغ و هوشمندي كم نظيرش مورد توجه خاص قرار گرفت . فلسفه را نيز نزد شيخ صدرا بادكوبه اي آموخت و فلسفه هاي متاخر اروپايي را نيز به دقت مطالعه كرد.
    سيد محمدباقر صدر در بيست سالگي به تدريس كتاب كفايه الاصول پرداخت و در بيست و پنج سالگي تدريس دوره خارج اصول و در بيست و هشت سالگي دوره خارج فقه را بر اساس كتاب عروه الوثقي آغاز كرد و نوآوريهايي را در هر دو حوزه فقه و اصول ارائه داد در كنار تاليف و تصنيف در اغلب رشته هاي علوم اسلامي به تعليم و تربيت شاگردان فاضل و متعهد توجه خاصي مبذول داشت . وي فقيهي دانشمند آگاه به مسائل و نيازهاي فكري و سياسي جهان اسلام و شجاع و پرهيزگار بود.
    در سال 1337 كه ژنرال عبدالكريم قاسم رژيم سلطنتي عراق را برانداخت و حكومت جمهوري را در آن كشور اعلام كرد كمونيستها با استفاده از آزادي عمل سياسي كه قاسم براي آنها به وجود آورده بودموجي از تبليغات الحادي و ضد اسلامي را در عراق به راه انداختند از اين رو گروهي از علماي شيعه عراق براي رويارويي با اين هجوم تبليغاتي « جماعه العلما نجف » را تاسيس كردند كه هر چند سيد محمدباقر عضو آن نبود لكن نقش رهبري جمعيت را بر عهده داشت . جماعه العلما براي مقابله با حركتهاي كفرآميز حكومت عراق به صدور بيانيه اعلاميه و انتشار نشريات سياسي و ايدئولوژيك اقدام كرد . مجله « الاضوا » كه در 1340 منتشر شد; از آن جمله و سرمقاله هاي پنج شماره اول آن با عنوان « رسالتنا » به قلم شهيد صدر بود.


    وي پيشنهاد آيت الله سيد محسن حكيم و به منظور رد مكتب فلسفي كمونيسم و طرح مكتب فلسفي اسلام و برتري هاي آن كتاب فلسفه ما را و پس از آن براي معرفي نظام اقتصادي اسلام و امتيازات آن نسبت به نظام هاي اقتصادي سوسياليستي و سرمايه داري كتاب « اقتصاد ما » را تاليف و منتشر كرد.
    در همان سالها گروهي از علماي آگاه و مجاهد عراق درصدد برآمدند تا حزبي را بر اساس ايدئولوژي اسلامي تاسيس كنند و آن را « حزب دعوت اسلامي » ناميدند. آيت الله صدر علاوه بر تاييد آن حزب برنامه و اساسنامه آن را تدوين كرداما اعتقاد داشت شان روحانيون ايجاب مي كند كه در تشكيلات و سازمانهاي سياسي وارد نشوند و از جايگاه والاي معنوي روحانيت ايفاي نقش كنند و خود نيز به توصيه آيت الله حكيم از حزب كناره گرفت .
    بعد از تبعيد امام به تركيه با امام ابراز همدردي كرد و پس از تبعيدشان به نجف اشرف در 1343 به همراه گروهي از علماي نجف از امام به گرمي استقبال كرد و طي اقامت سيزده ساله امام در عراق روابط نزديك و دوستانه اي با ايشان داشت .
    پس از رحلت آيت الله حكيم در سال 1349 دوران مرجعيت آيت الله صدر آغاز شد و بسياري از مردم عراق از او تقليد كردند . در همان سالها وي كوشيد تا اهداف و سازمان مناسب و شايسته اي متناسب با تحولات فكري و اجتماعي جامعه ايجاد كند و جلسات منظمي را نيز بدان منظور تشكيل داد. از نظر او حكومت آرماني در عصر غيبت حكومت اسلامي بود كه بر دو پايه ولايت فقيه و شورا قرار داشت . آيت الله صدر پس از رسيدن به مقام مرجعيت در فتواي تاريخي خود حزب بعث را تكفير كرد. متن اين فتوا چنين است . به اطلاع عموم مسلمانان مي رساند كه پيوستن به حزب بعث تحت هر عنواني شرعا حرام است و هرگونه همكاري با آن به منزله ياري ظالم و كافر و دشمني با اسلام و مسلمين است .
    حدود دو سال بعد كه رژيم بعث عراق از فعاليتهاي حزب الدعوه و ديگر گروههاي مبارز به وحشت افتاد بسياري از مبارزان و مجاهدان را به زندان انداخت و در سال 1350 سيد محمدباقر صدر را كه در بيمارستان نجف بستري بود دستگير و به بيمارستان كوفه منتقل كرد اما به علت اعتراض گسترده مردم و علما ناگزير شد او را آزاد كند. رژيم عراق براي ارعاب آيت الله صدر و ديگر مجاهدان در سال 1352 پنج تن از شاگردان وي را دستگير و اعدام كرد . در اربعين 1355 به دستور آيت الله صدر تظاهرات دهها هزار نفري عزاداري حسيني در شهرهاي كربلا و نجف به تظاهراتي بر ضد رژيم بعثي تبديل شد. روز بعد ماموران امنيتي رژيم عراق تعداد زيادي از تظاهركنندگان را دستگير زنداني و شكنجه كردند. آيت الله صدر نيز براي دومين بار دستگير و پس از چند ساعت شكنجه جسمي و روحي آزاد شد.
    رژيم بعث عراق براي خنثي كردن فعاليتهاي آيت الله صدر گروهي از روحاني نمايان را به عنوان امام جماعت و واعظ مساجد شهرها فرستاد اما اين بار نيز آيت الله صدر طي فتوايي اين حركت رژيم را ناكام گذارد و اعلام داشت : به اطلاع عموم مسلمين عراقي مي رساند كه شركت در نماز جماعت كساني كه از سوي مراجع مسلمين تعيين نشده اند از نظر شرع مقدس اسلام حرام است .
    با اوجگيري انقلاب اسلامي در ايران در 1357 رژيم عراق كه از ايجاد انقلاب مشابهي در عراق به شدت نگران بود درصدد تخطئه انقلاب اسلامي ايران برآمد اما آيت الله صدر با آگاهي از اهداف بعثيهاي عراق در نامه اي كه به امام در پاريس نوشت از قيام شكوهمند و شجاعانه مردم مسلمان ايران تجليل كرد و با تمام اخلاص و شجاعت آمادگي خود را براي همكاري با رهبر انقلاب و امت قهرمان ايران اعلام داشت . پس از آن نيز نامه هايي به شاگردان و مريدانش در ايران نوشت و به آنان دستور داد كه با مردم انقلابي ايران همگام شوند و از فداكاري در راه پيروزي انقلاب اسلامي دريغ نورزند و خود را در اطاعت از امام خميني فاني سازند. در فتوايي نيز شهداي انقلاب اسلامي را همچون شهداي قيام امام حسين (ع ) دانست . اين فتواي مهم تبليغات سو و مغرضانه رژيم بعثي را بر ضد انقلاب اسلامي خنثي كرد و موجب اظهار همدردي مردم مسلمان عراق با مردم ايران شد.
    در فرداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران (23 بهمن 1357 ) آيت الله صدر كه بسيار شادمان بود در ميان انبوهي از مردم و طلاب انقلابي در مسجد جواهري نجف سخنراني كرد. او پس از شكرگزاري از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بر پيروي از اوامر امام خميني و آگاهي از توطئه هاي دشمن انقلاب اسلامي تاكيد كرد و از مردم خواست كه به نشانه همبستگي مردم عراق با انقلاب اسلامي ايران فرداي آن روز تظاهراتي را در شهرهاي عراق به راه افتاد. آيت الله صدر طي پيامي به امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي ايران را تبريك گفت و در پيامي ديگر به ملت ايران از قهرمانيها و فداكاريهاي آنان ستايش و به ادامه تبعيت از امام سفارش كرد. مدتي بعد نيز به مناسبت شهادت آيت الله مطهري مجلس ختم با شكوهي در مسجد جواهري نجف برگزار كرد و گروه كثيري از طبقات مختلف مردم در آن شركت كردند.
    در 1358 آيت الله صدر رساله « الاسلام يقود الحياه » را به عنوان مقدمه اي براي قانون اساسي نوشت و نماينده اي را به عنوان رابط ميان خود و امام خميني تعيين و روانه ايران كرد. در همان سال طي فتواي مشهور و تكان دهنده اي مردم عراق را به براندازي رژيم بعثي عراق دعوت كرد و نوشت : بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه بر ضد حزب بعث و سردمداران آن اقدام و مسئولان اين حزب كافر را ترور كنند تا خود را از چنگال اين دژخيمان خونخوار نجات دهند.
    به دنبال آن خانه آيت الله صدر به محاصره ماموران امنيتي عراق در آمد و رفت و آمد به خانه وي ممنوع شد حتي از ورود سفير ايران به منزل وي جلوگيري به عمل آمد.


    آيت الله صدر به منظور روشنگري سياسي درس تفسير قرآن تشكيل داد كه در آن گروه زيادي از عموم طبقات مردم شركت مي كردند. اين درس تا چهارده جلسه ادامه يافت . رژيم بعث عراق كه از تشكيل چنين جلسه اي به شدت هراس داشت بسياري از نمايندگان آيت الله صدر و ديگر افراد مومن و انقلابي را كه تعداد آن به هزاران نفر مي رسيد در سراسر كشور دستگير كرد. آيت الله صدر به منظور اعتراض به اين اقدام ضد انساني در روز 29 تيرماه 1357 را اعتصاب عمومي اعلام كرد . به دنبال آن بازارهاي عراق تعطيل شدند و مردم نجف به سمت خانه آيت الله صدر شتافتند. فرداي آن روز آيت الله صدر دستگير شد و به بغداد انتقال يافت اما بر اثر تظاهراتي كه در نجف كاظمين و ديگر شهرها به طرفداري از او بر پا شد رژيم بعث به ناچار او را آزاد كرد و دو روز بعد مردم نجف گروه گروه براي ديدار و بيعت با وي به منزل او رفتند. رژيم بعث عراق كه با وجود آيت الله صدر پايه هاي قدرتش را در خطر جدي ديد درصدد قلع و قمع آيت الله صدر و هواداران او برآمد از اين رو خانه اش در نجف محاصره شد كه مدت نه ماه به طول انجاميد. در طي اين مدت برخي از نمايندگان حزب بعث با او ملاقات كردند و تصميم رژيم را مبني بر همكاري با آن و يا شهادت وي به اطلاعش رساندند. رژيم از او خواست تا از تاييد انقلاب اسلامي و امام خميني دست بردارد با صدور بيانيه اي از مواضع حزب بعث حمايت و عضويت در حزب الدعوه را تحريم كند و فتواي تحريم حزب بعث را پس بگيرد اما او شهادت را بر تسليم در برابر چنين شرايط ننگيني ترجيح داد.
    در 16 فروردين 1359 آيت الله صدر در نجف اشرف دستگير و به بغداد منتقل شد . در بغداد از او خواستند تا چند كلمه اي بر ضد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني بنويسد تا از مرگ حتمي نجات يابد اما او آشكارا اين تقاضا را رد كرد و بر راه مستقيم و خلل ناپذيرش تاكيد كرد در نتيجه پس از سه روز شكنجه هاي وحشيانه در 19 فروردين 1359 به شهادت رسيد و تحت نظر شديد ماموران امنيتي در آرامگاه خانوادگي شرف الدين در نجف اشرف به خاك سپرده شد. پس از چند روز كه خبر شهادت آيت الله صدر قطعي شد امام خميني طي پيامي كه در 2 ارديبهشت 1359 صادر كرد; از وي به عنوان « شخصيت علمي و مجاهد كه از مفاخر حوزه هاي علميه و از مراجع ديني و متفكران اسلامي بود » ياد و به همان مناسبت از روز 3 ارديبهشت سه روز عزاي عمومي اعلام كرد .
    آيت الله سيد محمدباقر صدر در اغلب رشته هاي علوم اسلامي تبحر داشت . وي معتقد بود كه بايد در دروس حوزه هاي علميه تحولي پديد آيد و طلاب و روحانيون نبايد فقط به درسهاي معمول فقه و اصول اكتفا كنند بلكه بايد با مسائل علمي فرهنگي سياسي اجتماعي و اقتصادي جديد آشنا شوند. به نظر وي كتابهاي درسي مرسوم در حوزه ها به ويژه در مبحث فقه و اصول پيچيده و ناهماهنگ با شرايط روز و قديمي هستند. در اين كتابها مسائلي مطرح شده اند كه امروزه به كلي منسوخ و متروك هستند. وي در اين زمينه دست به تاليفاتي زد و ضمن ساده نويسي مطالب كتابهاي قديمي آنها را در طرحي نو و روشي جديد براي طلاب فقه و اصول به نگارش در آورد و بدين وسيله توانست تحول عظيمي را در حوزه هاي علميه به وجود آورد.
    بنت الهدي صدر كه بود
    « بنت الهدي صدر » خواهر محمد باقر صدر كه از نويسندگان مجاهد مسلمان معاصر است در سال 1305 از علامه سيد حيدر صدر كه به علم و ايمان شهرت داشت در شهر كاظمين متولد شد و پس از تولد نام آمنه بر او گذاشته شد اما در شش ماهگي پدرش را از دست داد و از آن پس در دامان مادر و در سايه توجهات برادرانش رشد كرد و بالنده شد و پس از گذراندن آموزش هاي مقدماتي به همراه برادرانش سيد محمد باقر و سيد اسماعيل براي ادامه تحصيل به حوزه علميه نجف رفت و در آن جا با راهنمايي برادرانش به فعاليت هاي فرهنگي سياسي و اجتماعي پرداخت پس از خاتمه تحصيلات با تاسيس يك مركز فرهنگي در شهر كاظمين همراه با برپايي اجتماعات مختلف رسالت خود را آغاز نمود. او نخستين نوشته هاي خود را در مجله الاضوا به چاپ رساند و در پي آن نوشتن داستان هايي را در زمينه هاي دين مبين اسلام و قوانين و مسائل اخلاقي و اجتماعي آن در پيش گرفت . آمنه يا بنت الهدي صدر در تمامي مدتي كه روزي چند ساعت از اوقات خود را به داستان نويسي مي گذراند در كنار برادر مجاهدش آيت الله محمد باقر صدر به تبليغات اسلامي و مبارزه با رژيم ديكتاتوري عراق هم مشغول بود و در اين راه از خود گذشتگي هاي بسياري از خود نشان داد.



    وي بسيار فداكار و ايثارگر بود و با تمام سعي وكوشش براي برافراشتن پرچم حق و اسلام فعاليت مي كرد و براي هدايت زنان كوشش فراواني انجام مي داد او كتابهاي زيادي به سبك جديد تاليف كرد و اولين زن مسلمان شيعه بود كه وارد اين ميدان شد. داستانهاي وي از حقايق جامعه اقتباس مي شد و شواهدي از قرآن و سنت به صورت روان و شيوا بر آنهااضافه مي شدند تا جمع كثيري از آنها استفاده كنند.
    كتابهاي او در دوران صدام جزو كتب ممنوعه بودند ولي مردم با اشتياق آنها را مي خواندند و هنگامي كه نيروهاي امنيتي صدام به خانه آنها حمله مي كردند آن كتابها را در باغچه يا زير خاك يا جاي ديگر مخفي مي كردند. ايشان با تمام زنان از هر مذهبي كه بودند ملاقات مي كرد و ميان آنها هيچ تفاوتي قائل نبود و سعي مي كرد به تمام سئوالات آنان اعم از مسائل ديني و اجتماعي پاسخ دهد و مشكلات آنها را حل و فصل كند.
    « علويه ام جعفر » همسر شهيد آيت الله صدر(ره ) نقل مي كند كه يك بار نماز جماعتي به امامت علويه شهيده بنت الهدي (ره ) اقامه شد و در پايان نماز يكي از خواهران از ام جعفر پرسيد « چگونه در نماز به خواهرشوهر خودت اقتدا مي كني » وايشان پاسخ داد : « غير از عدالت چيزي از ايشان نديده ام . « وي سرگرميهاي گوناگوني داشت كه تا حد خلاقيت و نوآوري مي رسيد از جمله نظم شعر كه در اين زمينه سيد شهيد(ره ) به وي مي گفت : « شما موهبت واستعداد خاصي داريد كه من ندارم و آن نظم شعر است .
    « وي از كودكي به نظم شعر مي پرداخت و آنها را حفظ مي كرد و به آساني مي توانست احساسات خود را در قالب ابيات شعري موزون بيان كند. وي شعرهاي زيادي داشت : از جمله ابياتي در عشق به خداوند متعال و محبت اهل بيت (ع ) همچنين قصيده اي در مورد حج سروده است كه در كتاب وي به نام « اعمال حج » درج شده است . قصيده ديگري نيز در مورد نماز دارد كه در مقدمه كتاب « آموزش نماز » براساس فتواهاي سيد شهيد (قدس سره ) چاپ شده است . همچنين قصايد ديگري سروده است : از جمله قصيده اي در رثاي برادرش آيت الله سيد اسماعيل صدر(ره ) كه در مجلس ختم وي توسط مداح خوانده شد و همه حاضران تحت تاثير قرار گرفتند و گريه كردند.
    وي همچنان مقاوم بود و مصيبتها و سختيها بر وي اثر نداشتند. در برابر بازداشتهاي پي در پي شهيد آيت الله صدر(ره ) ايستادگي و از وي حمايت مي كرد و مظلوميت برادرش و همه ياران وي را فرياد مي كرد. روزي كه نيروهاي امنيتي صدام براي بازداشت وي آمدند; همچنان مقاوم و صبور بود و به خدا توكل داشت . وي مي خواست راه جهاد رادر كنار سيد شهيد همچون زينب (ع ) طي كند وهنگاميكه مي خواست برود; مادر فاضله اش خواست همراه تنها دختر عزيز خويش برود; ولي ظالمان و ستمگران نپذيرفتند و يكي از ملعونان به او گفت : « اگر آمدي تو را از شيشه ماشين به بيرون پرت مي كنيم . « وي انواع بلاها و مصيبتها را با صبر و گشاده رويي مي پذيرفتند و مي گفت : « همه اينها در برابر چشمان خدا و در راه خداست . بدينسان چندين بار دستگير و به زندان افتاد و سرانجام همراه برادر بزرگوارش به شهادت رسيد.
    آيت الله صدر پس از رسيدن به مقام مرجعيت در فتواي تاريخي خود حزب بعث را تكفير كرد. متن اين فتوا چنين است . به اطلاع عموم مسلمانان مي رساند كه پيوستن به حزب بعث تحت هر عنواني شرعا حرام است و هرگونه همكاري با آن به منزله ياري ظالم و كافر و دشمني با اسلام و مسلمين است
    رژيم بعث عراق براي خنثي كردن فعاليتهاي آيت الله صدر گروهي از روحاني نمايان را به عنوان امام جماعت و واعظ مساجد شهرها فرستاد اما اين بار نيز آيت الله صدر طي فتوايي اين حركت رژيم را ناكام گذارد و اعلام داشت : به اطلاع عموم مسلمين عراقي مي رساند كه شركت در نماز جماعت كساني كه از سوي مراجع مسلمين تعيين نشده اند از نظر شرع مقدس اسلام حرام است
    آيت الله صدر در سال 1358 طي فتواي مشهور و تكان دهنده اي مردم عراق را به براندازي رژيم بعثي عراق دعوت كرد و نوشت : بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه بر ضد حزب بعث و سردمداران آن اقدام و مسئولان اين حزب كافر را ترور كنند تا خود را از چنگال اين دژخيمان خونخوار نجات دهند. به دنبال آن خانه آيت الله صدر به محاصره ماموران امنيتي عراق در آمد و رفت و آمد به خانه وي ممنوع شد
    در 16 فروردين 1359 آيت الله صدر در نجف اشرف دستگير و به بغداد منتقل شد در بغداد از او خواستند تا چند كلمه اي بر ضد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني بنويسد تا از مرگ حتمي نجات يابد اما او آشكارا اين تقاضا را رد كرد و بر راه مستقيم و خلل ناپذيرش تاكيد كرد در نتيجه پس از 3 روز شكنجه هاي وحشيانه در 19 فروردين 1359 به شهادت رسيد
    آيت الله سيد محمدباقر صدر در اغلب رشته هاي علوم اسلامي تبحر داشت . وي معتقد بود كه بايد در دروس حوزه هاي علميه تحولي پديد آيد و طلاب و روحانيون نبايد فقط به درسهاي معمول فقه و اصول اكتفا كنند بلكه بايد با مسائل علمي فرهنگي سياسي اجتماعي و اقتصادي جديد آشنا شوند
    كتابهاي شهيده بنت الهدي صدر در دوران صدام جزو كتب ممنوعه بودند ولي مردم با اشتياق آنها را مي خواندند ايشان با تمام زنان از هر مذهبي كه بودند ملاقات مي كرد و ميان آنها هيچ تفاوتي قائل نبود و سعي مي كرد به تمام سئوالات آنان اعم از مسائل ديني و اجتماعي پاسخ دهد و مشكلات آنها را حل و فصل كند