روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1387 صفحه گزارش
*****
گذر به تاريخ 5000 ساله پزشكي ايران


  • ثگشت و گذار نوروزي در موزه تاريخ علوم پزشكي ايران
    مجيد زندي
    در تعطيلات نوروز موزه ها اگرچه همانند هميشه رونق چنداني نداشتند اما همينكه مي ديدي پدري دست فرزندان دانشجو و دانش آموزش را گرفت و در گوشه اي شهر آرام به سراغ موزه اي در باغي وسيع كه روزگاري در دل باغ معروف به اميركبير رفت و در آنجا فارغ از هياهوي زندگي عادي تاريخ ايران را در ابعاد پزشكي مرور كرد خود ارزشي است كه هيچگاه از دل كساني كه با چنين صحنه هايي مواجه شدند نمي رود.
    آري در روزهاي گذشته گذرمان هم هواي باغ اميركبير صدر اعظم ايران دوره ناصري افتاد كه اسطبل صدرا عظمي امروزه به موزه تاريخ علوم پزشكي ايران تبديل شده است . موزه اي كه هم ساختمان آن و هم اشيا ادوات پزشكي اسكلت هاي آدمهايي كه چندين هزار سال پيش توسط پزشكان ايراني جراحي شده بودند از جاذبه هاي امروز و گذشته تاريخي ايران محسوب مي شود.
    موزه تاريخ پزشكي ايران همچنانكه گفتم همانند بقيه موزه هاي كشور رونق چنداني ندارد و حتي بسياري از پزشكان كشور و چه بسا ساكن تهران هم اصلا از وجود چنين در گرانبهايي در خيابان كارگر شمالي خيابان شهيد فرشي مقدم (شانزدهم ) كوچه مدرسه بي خبر باشند و از اين دست بي خبري هاست كه بسياري از پزشكان ما هم علم بدن را تنها تا آن حدي مي شناسند كه در تاريخ كشورهاي اروپايي و امريكايي به چاپ رسيده است و خود از انبوهي از داشته هاي ناب پزشكي مخصوص اين سرزمين بي خبرند.
    شايد برايتان عجيب باشد كه ما هم پيش از آنكه بدانيم موزه تاريخ علوم پزشكي در شهر بزرگي چون تهران داير و فعال است به قصد گفت و گو با پير تاريخ علوم پزشكي ايران به محل موزه رفته ايم . دكتر شمس شريعت تربقان استاد پيشكسوت دانشگاه علوم پزشكي تهران كه اصالتا كاشمري و خراساني است كه همسايگي با مرد بزرگي چون شهيد مدرس از او هم آدمي دلسوز براي اين مرز و بوم ساخته كه همه هدفش اعتلاي نام اسلام و تلاش هاي پزشكي و طبابت پزشكان ايراني شده است .
    در بدو ورود به موزه راهنما بخش هاي مختلف را براي ميهمانان معرفي و درباره هر ابزاري توضيحات كافي مطرح مي ساخت و اولين غرفه اي كه براي بازديد رفته ايم نمايش قديمي ترين ابزار عمدتا سنگي و مفرغي پزشكان دوران ايران باستان بوده است . اما در كنار آن غرفه اي بود كه حقيقتا تاريخ چندين هزار ساله پزشكي ايران را پيش روي ما باز كرد. در آن غرفه چگونگي تحول و تكامل نوع انسان در جهان و روند دگرگوني ابزارهاي سنگي به نمايش گذاشته شد.
    مهمترين شاخصه بخش مربوط به ديرين شناسي اسكلت ها و جمجمه هاي كشف شده در حفريات باستان شناسي در نقاط مختلف كشور است . خصوصا جمجمه دختر حدودا سيزده ساله اي كه قدمت آن را كارشناسان ديرينه شناسي به حدود 4900 سال پيش تخمين زده اند جالب اينكه روي قسمت فوقاني سمت راست جمجمه بريدگي مثلثي شكلي مشهود است كه بررسي ها نشان داد آن كار به منظور درمان بيماري هيدروسفالي (جمع شدن آب درون جمجمه ) بوده است كه جراحان شهر سوخته با عمل جراحي آب را از سر دختر خارج كردند و عجيب تر اينكه در شناسنامه عمل اعلام شده است اين دختر سالها پس از عمل جراحي به زندگي خود هم ادامه داده است زيرا تحقيقات علت مرگ او را به دليل بيماري ديگري اعلام كرده است . جمجمه دختر 13 ساله از شهر سوخته (زابل ـ سيستان و بلوچستان ) توسط يك باستان شناس ايتاليايي كشف شده است . جمجمه ديگري كه در شهر بهبهان امروزي (در خوزستان ) بدست آمده به حدود 650 سال پيش از ميلاد يعني 2 هزار و 650 سال پيش بازمي گردد كه روي آن نيز عمل جراحي انجام شده كه نشاندهنده پيشرفت علم پزشكي و حتي جراحي روي جمجمه در گذشته هاي دور در اين سرزمين بوده كه به تاييد پژوهشگران و باستان شناسان خارجي هم رسيده است .
    علاوه بر اينها در اين بخش از موزه جسد زني 60 تا 70 ساله ديده مي شود كه بدن او در شرايط طبيعي موميايي شده و بخش اعظم جسد هنوز باقي مانده است . اين جسد از گورستاني در يزد بدست آمده و حدود 900 سال قدمت دارد جسد داراي لباس يا كفن است كه ممكن است مربوط به مسلمانان باشد.
    در اين بخش تا بخواهي مي تواني نمونه هاي فراواني از تاريخ پزشكي ايران در هزار دو هزار و سه هزار سال پيش ايران را مشاهده كني كه بخشي از آن به صدر اسلام و حتي دوران اسلامي بازمي گردد كه با رونق طبابت در جهان اسلام ويژگي خاصي يافته است .
    در اين غرفه ها درمي يابيم كه اگرچه تاريخ پزشكي ايران به گذشته هاي دور و دوران ايران باستان بازمي گردد و حتي نخستين مركز آموزش پزشكي ايران در قرن سوم ميلادي (دوره ساسانيان ) در دانشگاه معروف آن زمان « جندي شاپور يا گندي شاپور » داير شد اما دوران طلايي پزشكي ايران بين سده نهم تا چهاردهم ميلادي يا سوم يا هشتم هجري قمري بوده است كه در آن عصر چند تن از برجسته ترين پزشكان تاريخ طب ايراني ـ اسلامي از جمله رازي و ابن سينا اين علم را در سرزمين اسلامي ايران به اوج رساندند تا حدودي كه تاثير اين دو پزشك برجسته قرن ها در كشورهاي غربي و حتي تا قرن هفدهم ميلادي الهام بخش بسياري از تحولات نوين پزشكي بوده است .
    در اين موزه همچنين صدها كتاب و سند خطي پزشكي كهن و همچنين اسناد و اعلاميه هاي طبي مربوط به دوران قاجار ديده مي شود و از اثرگذارترين كتاب موجود در اين موزه كتاب « المنصوري » اثر محمد بن زكرياي رازي است كه حتي تاريخ 484 هـ . ق را بر روي خود دارد علاوه بر كتاب هاي خطي تصاوير رنگي كتاب هاي طبي ايراني و اسلامي است كه اصل آن كتاب ها و اسناد در معروفترين كتابخانه روز دنيا نگهداري مي شود كتاب هايي كه در قرون گذشته منابع پزشكي دانشگاههاي اروپايي محسوب مي شدند و يا به وسيله مستشرقين و قاچاقچيان از جهان اسلام خارج شده و سر از موزه هاي كشورهاي غربي در آورده است .
    در اين كتاب ها تصاوير نقاشي شده انواع و اقسام ادوات پزشكي قديمي و نحوه درمان انواع بيماريها و چگونگي كشيدن دندان تشريح بدن امعا و احشا استخوان بندي و اسكلت شكسته بندي استخوان تصوير دندانپزشك مسلمان در حال سوزاندن پولپ دندان با اسيد با استفاده از يك لوله محافظ در كتابي به نام شاهي مربوط به قرن ششم هجري كالبدشكافي گاو نمايي دروني يك دواخانه و برگي از ترجمه كتاب حشايش و دهها سند ديگر مربوط به مشاوره پزشكان مسلمان با بيماران براي تشخيص دقيق بيماري كه در موزه هاي ملي اتريش فرانسه انگليس موزه هنر متروپوليس نيويورك و... نگهداري مي شود.
    در راهروهاي موزه هم در حد وسيعي نمونه خشك شده گياهان دارويي ايران در معرض ديد بازديدكنندگان قرار داده شده است .
    از غرفه هاي جذاب ديگر اولين داروخانه نوين ايران است كه آنچه از لوازم و قفسه ها و پيشخوان داروخانه معروف به نظامي تهران مربوط به بيش از 100 سال پيش است . گويي در اين غرفه داروخانه اي قديمي تاسيس شده است . داروخانه اي كه حدود سالهاي 1850 تا 1860 ميلادي توسط وزارت جنگ آن زمان ايران از كشور اتريش خريداري شده بود و حدود 20 تا 30 سال پس از آن اين داروخانه به دكتر عبدالحسين نظامي داروساز و دانش آموخته فرانسه واگذار شد كه به نام دواخانه نظامي در خيابان چراغ برق ـ اميركبير فعلي فعال بوده است غرفه اي كه ذهن بازديدكنندگان را به اواخر دوره قاجار مي برد.
    غرفه چشم پزشكي نيز از غرفه هايي است كه به مرور سير تاريخ موزه را به دوران معاصر مي كشاند و اگرچه لوازم پزشكي پرفسور محمدقلي شمس بنيانگذار پزشكي نوين ايران را در خود دارد و از طرف خانواده وي به موزه اهدا شده است اما تجهيزاتي است كه حتي تا چند سال پيش هم در كشور به كار گرفته مي شد و تداوم فعاليت هاي پزشكي در ايران و تحقيقات و پيشرفت هاي نوين علم پزشكي در سالهاي اخير را به ذهن مي آورد. تحقيقاتي كه به توليد سلول هاي بنيادي و كشف داروهاي جديد منجر شد كه به نام جمهوري اسلامي ايران در جهان به ثبت رسيده است .
    نكته اي كه در اين ميان قابل ذكر است اينكه همه لوازم و تجهيزات موزه ملي تاريخ علوم پزشكي ايران نمايشي از همه داشته ها محسوب نمي شود و چه بسيار تجهيزاتي در ساير موزه هاي ايران و خارج از ايران موجود است و چه بسيار لوازم اسناد و كتب قديمي كه همچنان در اختيار مردم است در حاليكه علاقمندان به تاريخ طب ايران مي توانند با اهداي آثار ابزار و ادوات طبي دست نوشته ها نسخ خطي اسناد مرتبط با پزشكي قديم وجديد كه ارزش تاريخي داشته باشد همچنين با ارسال اطلاعات درباره پيشكسوتان طب در نواحي مختلف كشور به غناي اين موزه بيفزايند.
    با اين رويكرد خصوصا اينكه در هفته موسوم به پژوهش بدانيم چرا بسياري از هويت تاريخي طب ايراني و اسلامي اكنون در ذهن دانشجويان پزشكي پزشكان و حتي مردم عادي و ساير تحصيلكردگان ما كمرنگ است و وظيفه امروز ما براي احيا اين هويت و تداوم پيشرفت هاي پزشكي چيست به سراغ دكتر شمس شريعت تربقان استاد پيشكسوت تاريخ پزشكي ايران و رئيس موزه ملي تاريخ علوم پزشكي رفته ايم تا حرف هاي با ارزش او را براي نسل جوان امروز و نسل هاي آينده ثبت و ضبط كنيم .
    وقتي از دكتر شمس شريعت تربقان درباره علل اين انقطاع فرهنگي مي پرسيم با اشاره به تاريخ گرانقدر طب اسلامي و ايراني به گزارشگر ما مي گويد :
    پژوهش در عرصه پزشكي در زمان سلسله پهلوي خيلي لطمه خورد پهلوي پدر سواد نداشت و حساب او پاك بود ولي دومي ادعاي باسوادي مي كرد و ضرباتش خطرناك تر بود حتي به روايت مرحوم دكتر علي اكبر سياسي كه در زمان دانشجويي ما رئيس دانشگاه بود و حتي منصوب و منتخب محمدرضاشاه بود مي گفت سطح شعور شاه پايين است و در كتابي كه آن را در لندن به چاپ رسانده بود هم اين مساله را تكرار كرده است .
    وي مي افزايد : به هيچ وجه نمي خواهم مسايل سياسي را مطرح سازم . مشكل شاه اين بود كه در هيچ بخشي عمق فرهنگ ايراني را نشناخت و به او از دوران تحصيل در فرنگ القا شده بود به اينكه همه آنچيزي كه در ايران به عنوان فرهنگ هست مشتي خرافه هست . بدبختانه عده اي از تحصيلكردگان جديد كه در سطح تحصيلات تخصصي شايسته بودند اما باز با فرهنگ مانوس نبودند و ايام فراواني را در غرب گذرانده بودند و جزو همسن و سالان بنده و حتي كمي بزرگتر بودند بسياري از آنها هم به اين باور رسيده بودند و حتي با نزديكي به شاه به او القا كرده بودند كه اگر مي خواهي مملكت مملكت آبادي بشود فرهنگ ايران را كه به تعبير اروپايي ها فرهنگ باري به هر جهت بود بايد جمع شود و فرهنگ هلند و بلژيك وارد ايران شود.
    وي ادامه مي دهد : به همين دليل محمدرضا شاه افراط گريهاي بي سر و ته را آغاز كرد و در اين مسير اصلا به فرهنگ علمي و تحقيقاتي ايراني توجهي نداشت به همان نسبت هم فرهنگ سازي شده بود و براي معلم فيزيك و شيمي سرودست مي شكستند اما كسي معلم ادبيات فارسي نمي شد اصلا به آنها توجه نمي شد خود به خود با چنين زمينه سازيهاي يواش يواش ما را از هويت خودمان خالي كردند و به ما باوراندند كه ما هيچ هيچ هيچيم ! كه متاسفانه هنوز هم در جامعه هست و مي گويند لوازم ساخت ايران كيفيت ندارد. خود به خود اين تخم لق را آن حكومت چنان در ايران كاشت كه اگر مي گفتند في المثل مكانيكي از دم دروازه پاريس آمده تهران همه ماشين هاي خود را به او مي دادند و يك مهندس تحصيلكرده و يك مكانيك برجسته ايراني را قبول ندارند.
    استاد پيشكسوت تاريخ پزشكي ايران ادامه مي دهد : كار را به جايي رساندند كه مي گفتند ما در طب و طبابت هيچ بوديم مطلقا در گذشته هيچ بوديم . مي گفتند ما هيچگاه طب نداشتيم و آنچه داريم از فرنگ آمده و براساس باورها حتي اگر چيزي هم داشتيم باز اصل از آنجاست . يك ملغمه اي از اين حقيقت هست ولي فراموش نكنيم روزگاري خودمان « ما » بوديم و در يك بررسي دقيقي كه انجام دادم و نتايج تحقيقات خود را هم در كتابي به چاپ خواهم رساند استناد به نوشته هاي خود غربي ها نشان دادم كه جوانه هاي طب اروپا از طب ايران گرفته شده بود.
    دكتر شمس شريعت تربقان ادامه مي دهد : اين وضعيت قرن ها به قبل از دوران رنسانس مي رسد در حاليكه ممكن است عده اي بگويند من از روي تعصب و علاقه به ايران اين حرف ها را مي زنم در حاليكه شما موجودي موزه تاريخ پزشكي ايران و موزه هاي معروف جهان را بررسي كنيد در خواهيد يافت كه در ايران چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام اساس و پايه گذاري آموزش طب به نحو دسته بندي شده و منظم از ايران و دانشگاه جندي شاپور به بقيه نقاط جهان رفت كه اين دانشگاه جندي شاپور تا دو قرن بعد از اسلام هم فعال بود. وقتي كه لشكريان اسلام به طرف ايران حركت مي كنند كاري به چندي شاپور نداشتند و حتي تا زمان خلفاي عباسي هم فعال بود و همين جندي شاپوري ها هستند كه بيمارستان بغداد را مي سازند.
    كتاب هايي كه از سال دوم هجري كه علي بن ابن طبري مي نويسد و بعد رازي مي نويسد و پشت سر آنها بقيه به ترتيب مي نويسند اين كتاب ها تماما هم نحوه آموزش پزشكي را دارند و هم طب را سروسامان و منظم مي كنند. آنها طب به هم ريخته بقراطي را دسته بندي و جداسازي مي كنند. اين مساله را از جمله مشهورترين نويسندگان اروپايي مي نويسند كه پايه گذار طب اطفال رازي بوده است و بعد هم كه مريضخانه سازي مطرح مي شود مريضخانه هايي كه در ايران ساخته مي شود و اين كارها توسط يك محقق آلماني به نام « دكتر زيگريد هنكه » در سال 1950 در قالب كتابي چاپ شد كه او بهترين مريضخانه هاي فرانسه را كه « هتل ديو » بود و در چند صدسال قبل فعال بود با مريضخانه هاي در جهان اسلام در ري بغداد نيشابور طوس مرو و دمشق مقايسه مي كند كه در آن نشان مي دهد مريضخانه اي كه در فرانسه بود كف آن را با كاه و پوشال گياهي فرش مي كردند و مريض ها روي پوشال و همه را هم در كنار هم در يك سالن بزرگ مي خواباندند. سل كنار زايمان حصبه كنار سل مرد كنار زن كودك كنار پير و... بعد نشان مي دهد كه غذاي آنها هم مرتب نبوده و برحسب اينكه مردم كمك مي كردند بعضي اوقات مريض ها از پرخوري مي تركيدند و اگر غذا نبود از گرسنگي مي مردند.
    استاد پيشكسوت دانشگاه علوم پزشكي تهران با مرور آن كتاب محقق آلماني ادامه مي دهد : در مقابل گزارشي از مريضخانه هاي ما مي دهد كه تخصصي بوده قسمت زنان از مردان جدا بيماران تب دار از جراحي جدا كحالي جدا و... لوله كشي آب را هم گزارش مي كند و براساس مستند كتاب هاي نوشته شده مي گويد كه نوع غذاي بيماران هم متفاوت بوده كه با زيبايي خاص آنها را توصيف كرده است .
    دكتر شمس شريعت تربقان ادامه مي دهد : در چنين دوراني رازي بيماران را براساس گزارش هاي باليني تقسيم بندي مي كرد كه هزارها صفحه در قالب كتاب هاي الحاوي نوشته شده و پنج تا شش قرن در اروپا و حتي تا بعد از دوران رنسانس تدريس شده است .
    وي مي گويد : همين حكيم رازي اول كسي است كه مواد معدني و به اصطلاح شيميايي را بجز گياهي در پزشكي استفاده مي كند و تركيبات جيوه را ابتدا روي ميمون امتحان مي كند و آن را به صورت مكتوب براي ما به يادگار مي گذارد. الكل را در كار پزشكي مورد استفاده قرار مي دهد و... بنابراين ما اجازه نداريم بگوئيم بزرگان عرصه طب و پزشكي ما عقب تر از ديگران بوده اند بلكه برعكس كاملا هم پيشگام بوده اند و اين مساله بويژه از سوي نسل جوان نبايد مورد غفلت قرار گيرد.
    دكتر شريعت تربقان در پاسخ به اين شبهه برخي از پزشكان جوان و تحصيلكرده كشورمان كه مدعي هستند داشتم داشتم حساب نيست دارم دارم حساب است ! هم مي افزايد : مشكلي كه ما داريم اين است كه ما در تعريف علم زياد وحشت زده شديم و علم را تنها آن چيزي معرفي كرديم كه قابل تجربه هست و بقيه را علم نمي دانيم و تاريخ ادبيات و هنر و حتي تاريخ علم طب را هم علم نمي دانيم به همين دليل حافظه تاريخي ضعيفي داريم و اين گره هويتي ما برطرف شود كه وظيفه جامعه شناسان فيلسوفان است مي توان به خوبي فرهنگ سازي كرد.
    وي ادامه مي دهد : در چنين شرايطي است كه مي گويم ما از لحاظ علم تجربي عقب نيستيم اما در حوزه رسالت ادبي و هنري عقب هستيم كه نتوانستيم درست منتقل كنيم . اين مي شود كه حتي دانشجويان ما و حتي پزشكان ما حوصله اي به مطالعه تاريخ هنر و ادبيات ايران ندارند و ميل ندارند سري به موزه تاريخ علوم پزشكي ايران بزنند اين مسايل را جهانيان بهتر از ما مي فهمند كه ما چه ارزش هايي در دل خود داريم كه از آن غافل هستيم به همين دليل است هنگامي جهان سازماني را براي ملل درست مي كنند و در جستجوي شعر و ادبيات به سراغ همه ملتها مي روند كه بهترين ها را براي عنوان خود انتخاب كنند جمله اي با ارزشتر از مفهوم شعر سعدي نمي يابند كه بني آدم اعضاي يكديگرند و آنرا بر سر در سازمان معروف جهاني به چند زبان مي نويسند آيا آنها اكنون ميتوانند سعدي و خيام بسازند !
    دكتر شريعت تربقان با اين توصيف كه حالا هم داشتيم داشتم حساب است ادامه مي دهد : چگونه آنها فيثاغورث را تبليغ مي كنند با اين فرض وقتي پدر من فاضل باشد از فضل پدر به من هم مي رسد اگر آن پدر را به درستي معرفي كنيم . در حاليكه اكنون پدر مرا دفن كردند و گردو غبار قرن ها غفلت روي او نشسته است . و حتي او را با چهره هاي سياه به من معرفي كردند! من چگونه مي توانم به او افتخار كنم . اگر اينها را به درستي به من معرفي مي كردند من اكنون از پدرم خجالت مي كشيدم حركت مي كردم اگر من هويت خود را مي شناختم بهتر دنبال پدرم مي رفتم و به همين دليل است كه در ابتدا گفتم در دوره پهلوي چه دستهايي فعال بوده كه پدران ما را در ابعاد علمي خراب كنند و فقط به ابعاد شاهي شاه شاهان توجه داشته باشند!
    وي مي افزايد : كجاي فلسفه و عرفان ما كم از فلسفه و عرفان غربي است كجاي ادبيات من كم دارد تنها مي توانم بگويم اگر آنها نوعي از فلسفه و مكتب را دارند نوعي هم در من است و من كم نداشتم كه حالا شرمنده باشم . آيا اين نوع خودي قابل بررسي نيست آيا نمي شود در باره فلسفه بوعلي سينا و ملاصدرا و حتي فلاسفه اخير سخن گفت و مقاله نوشت و تحقيق كرد.

    سخن گفتن در اين زمينه فراوان است حرف هاي دل اين استاد پيشكسوت هم بي انتها كه يقينا مطالعه دقيق و فراوان نياز دارد كه بدانيم چه جايگاه علمي و هنري و ادبي داشته ايم . هويتي كه اكنون در بسياري از موزه هاي ما مظلومانه خاك مي خورد و كمتر مباحث علمي درباره كتاب ها و لوازم و تجهيزات پزشكي موجود در موزه تاريخ پزشكي ايران و جهان اسلام مطرح مي شود.
    براي اعلام وجود همين بس كه هويت ايراني در ميان دهها فرهنگ و هويت ضعيف تاريخي كه از ميان رفت همچنان پابرجامانده و به حيات خود ادامه مي دهد. در حاليكه روم باستان و يونان باستان و مصر باستان و... نتوانست به حيات علمي و هنري خود ادامه دهند. تمدن ايران ـ اسلامي آنچنان قدرتمند بود كه حتي قوم غير متمدني همچون مغول را به گونه اي رام كرد كه افتخارش اين مي شود كه در خدمت فرهنگ و هنر ايراني ـ اسلامي قرار گيرد.
    اين سخنان را مي توان از تك تك لوازم و تجهيزات قديمي موجود در موزه هاي همچون موزه تاريخ علوم پزشكي ايران شدند اگر گوش شنوا و دل برنايي باشد.
    موزه تاريخ علوم پزشكي ايران همانند بقيه موزه هاي ما حتي در تعطيلات نوروزي رونق چنداني نداشت از اين دست بي خبري كه با هويت ملي ما در ارتباط است همان بس كه بسياري از پزشكان و دانشجويان پزشكي ما هم تاريخ طب را تنها در حدي مي شناسند كه در تاريخ كشورهاي غربي ثبت و در قالب كتاب از سوي آنها به چاپ رسيده باشد در حاليكه از انبوهي پيشرفتهاي ناب پزشكي اين سرزمين از گذشته هاي دور تاكنون بي خبرند.
    مهمترين نشان انجام عمل جراحي مغز و جمجمه از گذشته هاي دور در ايران حفظ جمجمه 4900 ساله دختري 13 ساله در موزه پزشكي ايران است كه جاي عمل جراحي براي درمان بيماري هيدرو سفالي ـ جمع شدن آب درون جمجمه ـ است كه توسط جراحان شهر سوخته در زابل انجام شده بود.
    دكتر شمس شريعت تربقان رئيس موزه تاريخ طب ايران : براساس تحقيقاتي كه خود دانشمندان غربي انجام داده اند اساس و پايه آموزش طب به نحوه دسته بندي شده از ايران به بقيه نقاط جهان رفت در اين تحقيقات مشخص شد در حاليكه در معدود مريضخانه اروپايي همه بيماران از تبي و جزامي و زايمان در يك اتاق بستري مي شدند كه كف آن را با كاه پوشانده بودند در بيمارستانهاي جهان اسلام بيماران در بخش هاي مختلف تحت درمان گياهي شيميايي و جراحي قرار مي گرفتند.
    استاد پيشكسوت تاريخ پزشكي : در دوره پهلوي كارهايي كردند كه هويت علمي خود را به كلي فراموش كنيم و فقط به شاهان خود افتخار نمائيم و همين توطئه شوم سبب شده كه گرد و غبار قرون و اعصار بر هويت علمي ما نشسته است كه بايد با همت فراوان ارزش هاي هويت ساز را به نسل جوان منتقل كرد.
    موزه تاريخ علم پزشكي ايران در خيابان كارگر شمالي خيابان شهيد فرشي مقدم (شانزدهم ) كوچه مدرسه قرار دارد.
    وقتي لشكريان اسلام به ايران حمله كردند كاري به دانشگاه چندي شاپور نداشتند و اين دانشگاه حتي دو قرن پس از حضور اسلام در ايران فعال بوده است .