روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1387 صفحه عقيدتي

  • الگوي حكومتي جامع و برتر
  • اهتمام فرهنگي
  • نفس را اول برو در بند كن
  • *****
    الگوي حكومتي جامع و برتر


  • اعتقاد به حكومت معصوم منصوب از طرف خداوند در واقع اعتقاد به يك « الگو » حكومتي است كه در مبنا و اهداف با ساير نظام ها و مكاتب حاكم بر جهان تفاوت ماهوي و اساسي دارد. قوانين حكومت معصوم ساخته افكار بشر نيست بلكه قوانيني است كه از سوي خداوند خالق حكيم دانا و بصير براي سعادت بشر و خلق خود پيش بيني گرديده است .
    تجربه بي نظير و استثنايي حكومت چهارساله حضرت علي (عليه السلام ) از يك سو و مقايسه آن با كليه حكومتها و مكاتب حاكم بر جهان از سويي ديگر هيچ ترديدي را براي پيروان و شيفتگان آن حضرت باقي نگذاشته است كه يگانه الگوي حكومتي كه مي تواند سعادت تكامل و پيشرفت مادي و معنوي بشر را فراهم و تضمين نمايد همانا الگوي حكومتي اميرمومنان (عليه السلام ) مي باشد.
    جرج جرداق دانشمند مسيحي درباره علي (ع ) مي گويد : « اي دنيا چه مي شد اگر همه نيروهايت را در هم مي فشردي و شخصيتي مانند علي را با آن عقل و قلب و زبان و شمشير نمودار مي كردي او اضافه مي كند كه كشتن علي خيانت به تمام بشريت بوده است . » و جبران خليل جبران از علماي مسيحيت در اين باره مي گويد : « علي بن ابيطالب شهيد عظمت خويش شد; مردم عرب حقيقت مقام او را درك نكردند. من از راز دنيا سردرنمي آورم كه چرا بعضي از افراد از زمان خودشان اينقدر جلو هستند. به عقيده من علي مال آن زمان نبوده است .
    دكتر تيجاني عالم اهل سنت كه بعد از مدتها تحقيق و مطالعه توفيق پيدا كرد به مكتب اهل البيت (عليه السلام ) درآيد و كتابها و مناظره هاي او در اثبات حقانيت شيعه باعث شده تا ميليونها نفر به حقانيت اين مذهب پي برده و از پيروان خاندان پيغمبر(ص ) درآيند مي گويد :
    « اگر براي علي ميسر شده بود كه سي سال طبق سيره پيامبر(ص ) بر مردم حكومت كند همانا اسلام امروز جهان را فراگرفته بود و عقيده متين و محكم در قلوب مسلمانان جايگزين شده و فتنه هاي كوچك و بزرگ رخ نمي داد و نه كربلايي مي بود و نه عاشورايي . اگر همانطور حكومت ساير ائمه كه پيامبر آنان را به نام وصي خود قرار داده بود ادامه مي داشت جز انسان هايي كه همه مسلمان شده بودند كسي برروي زمين وجود نداشت و دنيا نه چنين بود كه امروز مشاهده مي كنيم و زندگي ما به معناي واقعي اش زندگي انساني بود. »
    براي آشنايي با برخي از ويژگيهاي الگوي حكومتي حضرت علي (ع ) كافي است يك نگاه كلي به فرمان حكومتي حضرت امير(ع ) به ملك اشتر يكي از كارگزاران اصلي خويش . بياندازيم . در اين فرمان به خوبي اصول و چهارچوب كلي حكومت مولا مشخص شده است . در اينجا به بعضي از آن اصول اشاره مي شود :
    1 ـ حكومت ها اجازه ندارند كه پيروان خود را بي پروا و آزاد بگذارند تا در شئون زندگي ملت و مصالح عالي دولت دخالت كنند.
    2 ـ دولتمردان نبايد كوچكترين تحميلي بر افراد روا دارند تا كارمندان حكومت از اين رويه سرمشق گيرند و مستقيما بر خون و مال مردم فرمان صادر كنند. در هر حكومتي كه عاملي دستگير پيدا گردد يا خادمي لجام گسيخته و خودسر قد برافرازد حاكم را آنچنان كيفر كنم كه هزار بار حق ستمديدگان جبران شود. زيرا مسئول مستقيم ملت حكمران است نه خدمتكار.
    3 ـ حاكم هرگز نبايد از جريان امور كشور و طرز سلوك كارگزاران با مردم لحظه اي غافل باشد . به جزئيات امور شخصا " بايد رسيدگي كند و گزارشهاي كشور را تا آخرين لحظه بشنود.
    4 ـ در حكومت نبايد خادم و خائن يكسان باشند . چون خادمي كه در ازاي خدمت خود مزد و مرحمت نبيند دلسرد و بي قيد مي گردد; و خائني كه جزاي خيانت خود را به حد كمال نيابد كردار زشت خويش را با جرات بيشتري تكرار مي كند.
    5 ـ حكمران بايد همچون پدر باشد; و لذا پدر ناگريز است كه بسياري از لغزش هاي فرزندان خود را نديده انگارد و با چشم آكنده از گذشت و محبت به چهره اولاد خود بنگرد.
    6 ـ حاكم نبايد در اجراي اوامر الهي ميان خويش و بيگانه فرق گذارد .
    7 ـ حاكم نبايد از عمال خويش هر كه باشد ديناري به هديه قبول كند زيرا اين عمل دلالت بر اين مي كند كه حاكم هديه مي پذيرد و تملق دوست دارد.
    8 ـ حاكم بايد بيش از همه با مردم تماس و معاشرت داشته باشد تا جزئيات زندگي ملت در نظرش آشكار و واضح باشد.
    9 ـ كارمندان و كارگزاران بايد از نظر تاريخ خانوادگي نجيب و شرافتمند باشند; بايد در محيط عصمت و تقوا پرورش يافته باشند.
    10 ـ حاكم در امور مملكت نبايد با افراد ترسو و جبان مشورت كند زيرا اين عناصر ضعيف هم خود مي ترسند و هم كوشش مي كنند تا پايه تصميم و اراده اصحاب مشورت را سست و ناچيز كنند.
    11 ـ قضات بايد از ميان كساني كه به زينت علم و فضيلت اخلاق تا حد نهايي آراسته باشند انتخاب شوند . هركس از همه پرهيزگارتر و داناتر است بايد به نام قاضي برگزيده شود.
    12 ـ دولت با تمام وسايلي كه دارد بايد مصمم به آبادي و آسايش مردم باشد .
    13 ـ با ارباب رجوع بايد آنچنان مدارا و ملاطفت شود كه هرچه دانند بازگويند و هرچه توانند دادخواهي كنند .
    14 ـ حكومت ما معتقد است كه هرگز كشور خراب نمي شود مگر آنكه كشورداران با « دست جور » تيشه برداشته كاخ سعادت ملت را با سر تهي مغز خويش ويران كنند.
    15 ـ اجتماعات بايد محترم شمرده شوند و تا حدودي كه با مصالح دولت اسلامي تماس پيدا نكنند نبايد از آنها جلوگيري شود.
    16 ـ افسران سپاه بايد از خانواده هاي نجيب و دودمان هاي باشرافت و اصيل انتخاب شوند تا مبادا آلوده نژادان و پست فطرتان به مقام سرداري برسند و موقعيت هاي افسري را اشغال كنند.
    17 ـ عهدنامه ها محترم است چرا كه ملتي كه بر عهد خويش پايدار نباشد و بر پيمان و ميثاق خود وفا ندارد هر اندازه هم كه نيرومند باشد در نزديكترين آينده محكوم به انقراض و فنا خواهد بود.
    18 ـ حاكم بايد به هر چيزي كه وعده كرده است در موعد مقرر وفا كند زيرا خداوند خلف وعده را سخت دشمن دارد.
    ناصر سعد

  • *****
    اهتمام فرهنگي


  • گاهي اوقات با اندكي همتي كه به كار بسته مي شود كارهاي بزرگي به انجام مي رسد. برخي گمان مي كنند كه وقوع يك رويداد بزرگ لزوما به معناي پشتوانه ي عظيم تلاشي است كه براي آن انجام گرفته است اما هميشه اين طور نيست . در برخي مواقع جرقه هاي كوچك شعله هاي انبوه پديد آورده اند و فضايي را روشن ساخته اند و گرماي دلنشيني را ايجاد كرده اند ديدگاه رهبر ارجمند انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در اين باره بسيار راهگشا و عبرت زا مي باشد :
    « من در اين جا گله يي بكنم نه از شماها بلكه از عناصر مسلمان كه خود من هم جزو يكي از همينها هستم . اين اعتراض و اين انتقاد را از خودم هم دارم از حوزه ي علميه بيش از همه دارم . ما چند روز قبل از اين با شوراي مديريت حوزه ي علميه ي قم جلسه داشتيم . به همان آقايان هم عرض كردم كه ماها قدري كم كار مي كنيم . ممكن است قدر مطلق كار ما از قدر مطلق كار مخالفان ما بيشتر هم باشد ـ من اين را رد نمي كنم ـ اما قدر نسبي كار ما از قدر نسبي كار آنها خيلي كمتر است زيرا كه ما چنين رسالت عظيمي به عهده داريم اما آنها رسالتشان كمتر از اين است . رسالت آنها رسالت كسي است كه وارد ساختمان مي شود سنگ مي زند تا شيشه ها را بشكند! آيا اين با رسالت ما قابل مقايسه است اصلا قابل مقايسه نيست . حالا شما اگر بخواهيد با اين كارها مقابله بكنيد با اين رسالت عظيمي كه هست به نظر من خيلي بايد تلاش بكنيد و خيلي بايد مطلب بنويسيد.
    آقايان آمده بودند شكايت مي كردند كه براي خواجوي كرماني سالگرد گرفته مي شود و مبلغي هزينه مي گردد اما مثلا براي شيخ مفيد سالگرد گرفته نمي شود. اين حرف درستي هم هست يعني شخصيت شيخ مفيد با شخصيت خواجوي كرماني قابل مقايسه نيست . اگر شيخ مفيد را محاسبه اش كنيم و اندازه اش مثلا 100 باشد خواجوي كرماني 8 5 است نه از جهت اين كه شيخ مفيد يك فرد ديني است و خواجوي كرماني يك نفر غير ديني نه اصلا في نفسه و در همان شان خودش شيخ مفيد برجسته تر است . اين اشكال اشكال درستي است اما به آن آقايان گفتم كه به نظر شما اين اشكال بر چه كسي وارد است شما خيال مي كنيد كه دولت جمهوري اسلامي نشسته سالگرد خواجو را تصويب كرده است نه آدم با همتي در كرمان چون همشهري خواجو بوده به نظرش رسيده كه چه طور است يك سالگرد براي خواجو بگيريم بعد دوندگي كرده اين را ديده آن را ديده پولي جمع كرده زحمتي كشيده و اين مراسم سالگرد درست شده است . شما كه در حوزه ي قم نشسته ايد و شيخ مفيد را مي شناسيد كدامتان دويده ايد سراغ اين و سراغ آن رفته ايد ولي براي شيخ مفيد سمينار گرفته نشد كه حالا اعتراض مي كنيد آقايان ساكت شدند! بعد من گفتم هزار نفر هستند شما از شيخ مفيد بگيريد و همين طور جلو بياييد بزرگان علما با رتبه هاي عظيم از لحاظ علمي از لحاظ ادبي از لحاظ جايگاهشان در بناي عظيم معارف اسلامي ـ مثل خواجه نصير ابن ادريس و ديگران ـ هستند اما همت نيست ! به نظر من اين بي همتي خيلي جاها هست . » (منبع : كتاب و كتابخواني در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري دفتر نشر فرهنگ اسلامي )

  • *****
    نفس را اول برو در بند كن


  • پس از اين كه اولين جلسه اي كه ملاصدرا در درس ميرداماد شركت جسته بود پايان يافت ميرداماد وي را با خود به كناري برد و گفت : اي محمد من امروز گفتم كسي كه مي خواهد حكمت را تحصيل كند بايد حكمت عملي را تعقيب كند و اينك به تو مي گويم كه حكمت عملي در درجه اول دو چيز است :
    يكي به انجام رسانيدن تمام واجبات دين اسلام و دوم پرهيز از هر چيزي كه نفس بوالهوس براي خوشي خود مي طلبد.
    به انجام رسانيدن واجبات دين از اين جهت ضرورت دارد كه طلبه وقتي آن واجبات را به انجام مي رساند از هر يك نتيجه اي مي گيرد كه به سود اوست ...
    روش دوم كه بايد از طرف كسي كه حكمت را تحصيل مي كند در پيش گرفته شود اين است كه محصل حكمت بايد از تامين درخواستهاي نفس خودداري ورزد. كسي كه مطيع نفس اماره شد و مشغول تحصيل حكمت هم گرديد به احتمال قوي بي دين خواهد شد و از صراط مستقيم ايمان منحرف 1.
    محمد زكرياي رازي (نيز همانند صدرا) هنگامي كه از صفات دانشجويان پزشكي صحبت مي كند مي گويد : واجب است كه دانشجوي پزشكي طب را براي جمع مال نخواهد بلكه متذكر باشد كه نزديكترين مردم به خدا عالمترين و عادلترين و مهربانترين آنها به مردم است 2.
    وقتي به قول رازي وظيفه دانشجوي پزشكي اين باشد تكليف عالم ديني ودانشجوي علوم اسلامي بسي روشنتر خواهد بود.
    از آنچه ياد شد بخوبي استفاده مي شود كه رسيدن به كمالات معنوي و دست يافتن به اسرار عالم هستي و « كمال انقطاع » به خداوند متعال و خلاصه « عالم رباني » شدن تنها در پرتو « تهذيب » ميسر خواهد شد.
    آخوند ملا صدرا مي گويد : « هنگامي كه من در « كهك » 3 به سر مي بردم براي تزكيه نفس مي كوشيدم و در حال تنهايي به فكر فرو مي رفتم و معلوماتي را كه فرا گرفته بودم از نظر مي گذراندم . من مي كوشيدم كه با نيروي علم و ايمان به اسرار هستي پي ببرم و بر اثر اخلاص و تزكيه نفس قلبم روشن شد و درهاي ملكوت ... و آن گاه درهاي جبروت ... به رويم گشوده شد و به اسرار دنياي الهي پي بردم و چيزهايي فهميدم كه در آغاز تصور نمي كردم رموز آن بر من مفتوح گردد . » 4
    از اين فراز از سخنان امام خميني (ره ) : « خدا نكند انسان پيش از آن كه خود را بسازد جامعه به او روي آورد و در ميان مردم نفوذ پيدا كند خود را مي بازد » برمي آيد كه روحاني تا زماني كه خود را مهذب نكرده نبايد متصدي مشاغل اجتماعي ديني مانند امامت جمعه و جماعت و منبر رفتن و تبليغ رسمي بشود و به تجربه ثابت شده كه زيان اين امر بيش از سودش خواهد بود.
    از سوي ديگر روشن است كه در محيطي غير از حوزه ها تزكيه نفس بسيار مشكل است و در ضمن برخورد و معاشت با توده مردم و كارهاي اجتماعي بسيار بعيد است توفيق تصفيه باطن دست بدهد از اين رو پيش از پا نهادن به صحنه اجتماع بايد پاك بود.
    حضرت علي (عليه السلام ) مي فرمايد :
    « من نصب نفسه للناس اماما فليبدا بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تاديبه بسيرته قبل تاديبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالا جلال من معلم الناس و مودبهم . » 5
    كسي كه خود را در معرض پيشوايي و رهبري مردم قرار مي دهد بايد قبل از آموزش ديگران خود را تعليم داده باشد و پيش از آن كه به زبان چيزي بگويد و با سخن ديگران را ادب كند لازم است همان را در عمل پياده كرده باشد و آن كه خود را تعليم و توسن نفس سركش خويش را تاديب كند بيش از آن كه به ديگران آموزش مي دهد و ادب مي آموزد سزاوار بزرگداشت و تكريم است .
    نفس خود ناكرده تسخير اي فلان
    چون كني تسخير نفس ديگران 6
    نفس را اول برو در بند كن
    پس برو آهنگ وعظ و پند كن
    منبري بگذار بهر خود نخست
    وانگهي برجه به منبر تند و چست
    آتشي در دل برافروز آنگهي
    گرم كن هنگامه وعظ اي رهي
    تازسوز دين نگردد دل كباب
    دم نگردد گرم اي عالي جناب
    تا تو را سوزي نباشد در جگر
    دم مزن كاندر دمت نبود اثر 7
    منبع : سيماي فرزانگان
    پاورقي :
    1 ـ ملاصدرا فيلسوف و متفكر اسلامي 50 ـ51
    2 ـ « رسائل فلسفيه » (محمدبن زكرياي رازي ) به نقل « نورعلم » ش 127 7 مقاله « نقش علم و صنعت در جامعه اسلامي » .
    3 ـ كهك قريه زيبايي است در دامنه كوه بلند و در حدود سي كيلومتري جنوب شرقي قم پرفسور هانري كربن كه از آن جا ديدن كرده مي نويسد : كهك در سي كيلومتري جنوب شرقي قم واقع شده است . براي رسيدن به قريه پانزده كيلومتر در جاده قم ـ اصفهان پيش مي رويم وسپس از راه فرعي شرق جاده بيابان خشكي را به طول پانزده كيلومتر پشت سر مي گذاريم ...
    كهك مسجد كوچكي دارد كه ظاهرا در قرن يازدهم هجري ساخته شده و احتمالا ملاصدرا در آن به عبادت و رياضت مي پرداخته است . در كهك او مي انديشيده و مي نوشته است و نيز در همين جا انوار ملكوت بر او تابيده و ذوق شهود يافته است . (ايقاظ النائمين 10 )
    شمار سالهاي اقامت آخوند در اين قريه به درستي شناخته نيست بعضي از صاحب نظران اين دوران را بين 7 تا 15 سال دانسته اند . هانري كربن سالهاي اقامت او را 9 تا11 سال پنداشته است . (همان كتاب 11 ) .
    در نزديكي كهك غاري است كه به قول بعضي خلوتگاه آخوند بوده و در آن غاز دور از انظار به رياضت شرعي و ذكر مي پرداخته است . (رساله سه اصل 9 )
    4 ـ ملاصدرا فيلسوف و متفكر بزرگ اسلامي .199
    5 ـ نهج البلاغه حكمت .73
    6 ـ « مثنوي طاقديس » .282
    7 ـ همان .203