روزنامه جمهوري اسلامي 17/01/1387 صفحه امام
*****
فقر ستيزي و محروميت زدايي در انديشه و روش امام خميني




  • برخي از واقعيت هاي اجتماعي به حدي نمايان و مشهود مي باشند كه هيچ جايي براي ترديد و ابهام و انكار باقي نمي گذارند و به سرعت و صراحت هر ناظر را به اذعان و اعتراف مي رسانند. علت اصلي اين وضوح و نماياني و تاييد قطعي دل و ديده درباره وقايع مزبور را بايد تجلي عملي آنها دانست كه هرگز نمي توان واقعيت هاي به ظهور و بروز درآمده را نفي و انكار نمود و آنچه را كه چشم آن را مشاهده نموده و تصوير آن را به مغز ارسال داشته و به تاييد رسانده است نفي كرد و در انكار نشست .
    حضور گسترده و حماسه ساز توده هاي عظيم مردم محروم جامعه در مراحل مختلف و فراز و نشيب هاي گوناگون انقلاب شكوهمند اسلامي از جمله واقعيت هاي مشهود و انكارناپذير مي باشد به گونه اي كه نه تنها در داخل و از جانب دوستان و مشتاقان كه درميان دشمنان و بيگانگان و ناظران و تحليل گران خارجي نيز به اعتراف هاي مكرر و همراه با تمجيدهاي مستمر و اظهار اعجاب و شگفتي درآمده است .
    رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي ايران همواره از حضور پرشور و گسترده محرومان جامعه در نهضت اسلامي و مجاهدت و حماسه هاي مكرر آنان در به ثمر رساندن انقلاب و مقابله با توطئه هاي قدرت هاي استكباري و عوامل داخلي آنها سخن به ميان آورد و به تجليل از اين فداكاري هاي وقفه ناپذير پرداخت .
    حضرت امام خميني دقيقا به دليل همين حضور و مبارزات توده هاي محروم جامعه در صحنه هاي انقلاب و نقش اساسي آنان در شكل گيري و پيروزي نهضت پس از استقرار نظام اسلامي به طور مكرر و در پيام ها و سخنان خود « حمايت از محرومان و مستضعفان » را به صورت يك « وظيفه » و « مسئوليت » براي همه دولتمردان و كارگزاران حكومتي تبيين و تعيين نمود.
    مواضع و ديدگاه هاي حضرت امام خميني در حمايت از توده هاي محروم جامعه فقط به صورت اعلام به مسئولان نظام و مشخص كردن وظيفه و مسئوليت براي آنان خلاصه و محدود نشد بلكه حضرت امام اين مواضع و سياست هاي محوري را در طول دوران پيروزي و به طور مستمر در مناسبت هاي گوناگون مطرح و ترويج نمود به گونه اي مي توان اذعان داشت كه حجم وسيعي از رهنمودهاي اين پيشواي بيدار و آگاه و ژرف نگر به حمايت هاي همه جانبه از محرومان و مستضعفان جامعه اختصاص يافته است .
    انديشه ها و ديدگاه هاي حضرت امام خميني درباره جايگاه و نقش توده هاي زحمت كش و تهي دست جامعه در انقلاب و ضرورت حمايت مسئولان از اين افراد كه بيشترين تعداد از خانواده وسيع كشور اسلامي محسوب مي شوند را در نمونه ها و مصداق هاي ذيل به تامل مي گذاريم :
    1 ـ حضرت امام خميني زاغه نشينان و فقرزدگان را صاحبان اصلي كشور معرفي مي كنند و معتقدند كه نهضت اسلامي را اين اقشار به رشد و پيشرفت روزافزون درآوردند و هم اينان هستند كه سرمايه ها و پشتوانه هاي اصلي اين مملكت به شمار مي روند :
    « مملكت مال اين زاغه نشينان اطراف تهران است كه من خدا مي داند براي اين ها غصه مي خورم و براي اين ها تا حالا فكري نشده . مملكت مال اين هاست . نهضت را اين ها پيش برده اند... ما مرهون اين ها هستيم . ما زندگيمان را اين ها اداره مي كنند... كوخ نشين ها هستند كه موونه اين مملكت و سرمايه اين مملكتند نه آن كاخ نشين ها. خداوند اين كوخ نشين ها را براي ما حفظ كند. »
    2 ـ حضرت امام خميني به اين بسنده و اكتفا نمي كنند كه مواضع خويش را درباره كوخ نشينان و اقشار محروم جامعه اعلام نمايند و آنان را عامل پيشبرد انقلاب اسلامي بدانند و صاحبان مملكت بنامند. بلكه با مطرح كردن اين اصل كه « محروميت زدايي عقيده و راه و رسم زندگي ماست » و « خدمت به مستضعفان از بزرگ ترين عبادات نزد خداست » همه دولتمردان را به تلاش مستمر براي رفع تنگناهاي معيشتي مردم و زدودن آثار شوم و سياه « فقر » از جامعه دعوت مي كنند و ضمن اين كه محرومان را « ولي نعمت » مي نامند مي فرمايند : « ما بايد از ولي نعمت خودمان قدرداني كنيم و خدمت كنيم به او »
    3 ـ حضرت امام خميني تامين رفاه نسبي و متعادل براي همه اقشار و توده هاي تهي دست و در تنگناي فقر قرار گرفته را لازم و ضروري مي دانند و تحقق آن را آرمان و آرزوي ملت و دولت معرفي مي كنند و ضمن توجه دادن به عمل دقيق براي ضرورت محقق گشتن اين هدف بزرگ به شدت اعلام خطر مي نمايند كه مبادا اصل حمايت از محرومان به حيطه عمل درنيايد و به جاي آن حمايت از سرمايه داران به صورت اصل و ارزش مطرح گردد :
    « همه آرمان و آرزوي ملت و دولت و مسئولين كشور ماست كه روزي فقر و تهي دستي از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزيز و صبور و غيرتمند كشور از « رفاه » در زندگي مادي و معنوي برخوردار باشند. خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و روآوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار شوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست . »
    4 ـ حضرت امام خميني علاوه بر اين كه مسئولان و دولتمردان و كارگزاران نظام اسلامي را به حمايت عملي از اقشار محروم و نيازمند جامعه موظف مي نمايند علما و روحانيون را نيز مخاطب قرار داده و اين گونه صريح و قاطع به جانبداري از محرومان و پافشاري بر اين اصل در هر شرايط و خودداري از عدول از آن فرمان مي دهند :
    « آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد از آن عدول كنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند حمايت از محرومين و پابرهنه هاست چرا كه هر كسي از آن عدول كند از عدالت اجتماعي اسلام عدول كرده است . ما بايد تحت هر شرايطي خود را عهده دار اين مسئوليت بزرگ بدانيم و در تحقق آن اگر كوتاهي بنمائيم خيانت به اسلام و مسلمين كرده ايم . »


    حضرت امام خميني مسئوليت و تلاش و فعاليت علماي اسلام را در حمايت از زاغه نشينان و تهي دستان جامعه داراي وسعت و گستردگي مي دانند و آن را در سطحي كلان و بزرگ مطرح مي كنند كه شامل مبارزه با ستمگران اقتصادي ـ يعني سرمايه دارهاي خون آشام و تروريست هاي اقتصادي و كساني كه شريان هاي اصلي اقتصاد كشور را در دست مي گيرند و با هر « اشاره » صاحب درآمدهاي ثانيه اي و ميلياردي مي شوند ـ مي باشد :
    « علماي اسلام موظفند با انحصارطلبي و استفاده هاي نامشروع ستمگران مبارزه كنند و نگذارند عده كثيري گرسنه و محروم باشند و در كنار آنها ستمگران غارتگر و حرامخوار در ناز و نعمت به سر ببرند. »
    5 ـ حضرت امام خميني ضمن توصيه بر تداوم كوشش هاي مستمر براي صيانت و حفاظت از خط اصولي دفاع از محرومان و مستضعفان همه علما و روحانيون و دولتمردان و مديران و كارگزاران را به ايجاد پيوند و ارتباط و تعامل و دوستي و مودت با محرومان و رجحان دادن اين محاورات و ارتباطات بر معاشرات و تعاملات با افراد مرفه و متمكن موظف مي نمايند :
    « ما بايد تمام تلاشمان را بنمائيم تا به هر صورتي كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم . »
    « همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين . »
    6 ـ حضرت امام خميني همه مسئولان دلسوز و معتقد به حمايت هاي مادي و معنوي از توده هاي محروم جامعه را مخاطب قرار مي دهند و به دقت و مراقبت هاي كافي و مستمر و بيداري ها و هوشياري هاي مكرر براي جلوگيري از نفوذ سرمايه داران و زراندوزان در پيكره تشكيلات سياسي و حكومتي به منظور به دست گرفتن مناصب كليدي موظف مي سازند كه آنان در صورت رخنه در اين تشكيلات و تصاحب مقام و رياست هاي مهم و بنيادي انقلاب را به بيراهه مي افكنند و تمام حاصل مجاهدت هاي سخت روحانيت و مردم را از بين خواهند برد :
    « آن هايي كه در خانه هاي مجلل راحت و بي درد آرميده اند و فارغ از همه رنج ها و مصيبت هاي جانفرساي ستون محكم انقلاب و پابرهنه هاي محروم تنها ناظر حوادث بوده اند و حتي از دور هم دستي بر آتش نگرفته اند نبايد به مسئوليت هاي كليدي تكيه كنند كه اگر به آنجا راه پيدا كنند چه بسا انقلاب را يك شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند. »
    7 ـ با توجه به اين كه « مالكيت خصوصي » در اسلام محترم شمرده شده است و در عين حال نامحدود و لجام گسيخته و بدون ضابطه مندي هاي شرعي و قانونمندي هاي دولت اسلامي پذيرفته نيست و چنانچه از نظارت و كنترل و برنامه ريزي هاي صحيح مبتني بر مقابله با « فساد اقتصادي » و برخورد با « مفسدان اقتصادي » خارج شود آفت و آسيب و زيان هايي مي آفريند كه در نهايت موجب ضربه پذيري اقتصاد كشور و متضرر شدن اقشار محروم مي شود حضرت امام خميني مسئولان برنامه ريز در امور اقتصادي را مخاطب قرار مي دهند و اين گونه به هوشياري و دقت براي جلوگيري از خطرات ناشي از آزادي نامحدود « بخش خصوصي » فرامي خوانند :
    « بايد دقيقا توجه كنند كه آزادي بخش خصوصي به صورتي باشد تا هر چه بهتر بشود به نفع مردم محروم و مستضعف كار كرد نه چون گذشته تعدادي از خدا بي خبر در تمام امور تجاري و مالي سلطه پيدا كنند. »
    حكومت و دولت اسلامي در هر عصر و زمان بايد بر مواضع حضرت امام خميني در مبارزه با فقر و دفاع از محرومان و رفع تنگناهاي معيشتي مردم و ايجاد رفاه متعادل در زندگي افراد جامعه پاي بفشرد و غفلت و تسامح از اين وظيفه بزرگ را جايز و روا نداند.
    حضور گسترده و حماسه ساز توده هاي عظيم مردم محروم جامعه در مراحل مختلف وفراز و نشيب هاي گوناگون انقلاب شكوهمند اسلامي از جمله واقعيت هاي مشهود و انكارناپذير مي باشد به گونه اي كه نه تنها در داخل و از جانب دوستان و مشتاقان كه در ميان دشمنان و بيگانگان و ناظران و تحليل گران خارجي نيز به اعتراف هاي مكرر و همراه با تمجيدهاي مستمر و اظهار اعجاب و شگفتي در آمده است
    حضرت امام خميني به اين بسنده و اكتفا نمي كنند كه مواضع خويش را درباره كوخ نشينان و اقشار محروم جامعه اعلام نمايند و آنان را عامل پيشبرد انقلاب اسلامي بدانند و صاحبان مملكت بنامند بلكه با مطرح كردن اين اصل كه « محروميت زدايي عقيده و راه و رسم زندگي ماست » و « خدمت به مستضعفان از بزرگ ترين عبادات نزد خداست » همه دولتمردان را به تلاش مستمر براي رفع تنگناهاي معيشتي مردم و زدودن آثار شوم و سياه « فقر » از جامعه دعوت مي كنند و ضمن اين كه محرومان را « ولي نعمت » مي نامند مي فرمايند : « ما بايد از ولي نعمت خودمان قدرداني كنيم و خدمت كنيم به او »
    حضرت امام خميني مسئوليت و فعاليت هاي مبتني بر حمايت از تهي دستان جامعه را داراي وسعت و گستردگي مي دانند و آن را در سطحي كلان مطرح مي كنند كه شامل مبارزه با ستمگران اقتصادي ـ يعني سرمايه داران خون آشام و تروريست هاي اقتصادي و كساني كه شريان هاي اصلي اقتصاد كشور را دردست مي گيرند و با هر « اشاره » صاحب درآمدهاي ثانيه اي و ميلياردي مي شوند ـ مي باشد
    حضرت امام خميني همه مسئولان دلسوز و معتقد به حمايت هاي مادي و معنوي از توده هاي محروم جامعه را مخاطب قرار مي دهند وبه دقت و مراقبت هاي كافي و مستمر و بيداري ها و هوشياري هاي مكرر براي جلوگيري از نفوذ سرمايه داران و زراندوزان در پيكره تشكيلات سياسي و حكومتي به منظور به دست گرفتن مناصب كليدي موظف مي سازند كه آنان درصورت رخنه در اين تشكيلات و تصاحب مقام و رياست هاي مهم و بنيادي انقلاب را به بيراهه مي افكنند و تمام حاصل مجاهدت هاي سخت روحانيت و مردم را از بين خواهند برد
    « مالكيت خصوصي » به صورت نامحدود و لجام گسيخته و بدون ضابطه مندي هاي شرعي و قانونمندي هاي دولت اسلامي پذيرفته نيست و آسيب و زيان هايي مي آفريند كه در نهايت موجب ضربه پذيري اقتصاد كشور و متضرر شدن اقشار محروم مي شود و به همين دليل حضرت امام خميني هشدار مي دهند : « بايد دقيقا توجه كنند كه آزادي بخش خصوصي به صورتي باشد تا هرچه بهتر بشود به نفع مردم محروم و مستضعف كار كرد نه چون گذشته تعدادي از خدا بي خبر در تمام امور تجاري و مالي سلطه پيدا كنند. »