
برخي از واقعيت هاي اجتماعي به حدي نمايان و مشهود مي باشند كه هيچ جايي براي ترديد و ابهام و انكار باقي نمي گذارند و به
سرعت و صراحت
هر ناظر را به اذعان و اعتراف مي رسانند. علت اصلي اين وضوح و نماياني و تاييد قطعي دل و ديده درباره وقايع
مزبور را بايد تجلي عملي آنها دانست
كه هرگز نمي توان واقعيت هاي به ظهور و بروز درآمده را نفي و انكار نمود و آنچه را كه چشم آن را
مشاهده نموده و تصوير آن را به مغز ارسال داشته و به تاييد رسانده است
نفي كرد و در انكار نشست .
حضور گسترده و حماسه ساز توده هاي عظيم مردم محروم جامعه در مراحل مختلف و فراز و نشيب هاي گوناگون انقلاب شكوهمند
اسلامي از جمله واقعيت هاي مشهود و انكارناپذير مي باشد
به گونه اي كه نه تنها در داخل و از جانب دوستان و مشتاقان
كه درميان
دشمنان و بيگانگان و ناظران و تحليل گران خارجي نيز به اعتراف هاي مكرر و همراه با تمجيدهاي مستمر و اظهار اعجاب و شگفتي
درآمده است .
رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي ايران
همواره از حضور پرشور و گسترده محرومان جامعه در نهضت
اسلامي و مجاهدت و حماسه هاي مكرر آنان در به ثمر رساندن انقلاب و مقابله با توطئه هاي قدرت هاي استكباري و عوامل داخلي آنها
سخن به ميان آورد و به تجليل از اين فداكاري هاي وقفه ناپذير پرداخت .
حضرت امام خميني دقيقا به دليل همين حضور و مبارزات توده هاي محروم جامعه در صحنه هاي انقلاب و نقش اساسي آنان در
شكل گيري و پيروزي نهضت
پس از استقرار نظام اسلامي به طور مكرر و در پيام ها و سخنان خود « حمايت از محرومان و مستضعفان »
را به صورت يك « وظيفه » و « مسئوليت » براي همه دولتمردان و كارگزاران حكومتي تبيين و تعيين نمود.
مواضع و ديدگاه هاي حضرت امام خميني در حمايت از توده هاي محروم جامعه فقط به صورت اعلام به مسئولان نظام و مشخص
كردن وظيفه و مسئوليت براي آنان خلاصه و محدود نشد
بلكه حضرت امام اين مواضع و سياست هاي محوري را در طول دوران
پيروزي و به طور مستمر در مناسبت هاي گوناگون مطرح و ترويج نمود
به گونه اي مي توان اذعان داشت كه حجم وسيعي از رهنمودهاي
اين پيشواي بيدار و آگاه و ژرف نگر به حمايت هاي همه جانبه از محرومان و مستضعفان جامعه اختصاص يافته است .
انديشه ها و ديدگاه هاي حضرت امام خميني درباره جايگاه و نقش توده هاي زحمت كش و تهي دست جامعه در انقلاب و ضرورت
حمايت مسئولان از اين افراد كه بيشترين تعداد از خانواده وسيع كشور اسلامي محسوب مي شوند را در نمونه ها و مصداق هاي ذيل به
تامل مي گذاريم :
1 ـ حضرت امام خميني
زاغه نشينان و فقرزدگان را صاحبان اصلي كشور معرفي مي كنند و معتقدند كه نهضت اسلامي را اين اقشار به
رشد و پيشرفت روزافزون درآوردند و هم اينان هستند كه سرمايه ها و پشتوانه هاي اصلي اين مملكت به شمار مي روند :
« مملكت مال اين زاغه نشينان اطراف تهران است كه من خدا مي داند براي اين ها غصه مي خورم
و براي اين ها تا حالا فكري نشده .
مملكت مال اين هاست . نهضت را اين ها پيش برده اند... ما مرهون اين ها هستيم . ما زندگيمان را اين ها اداره مي كنند... كوخ نشين ها هستند
كه موونه اين مملكت و سرمايه اين مملكتند
نه آن كاخ نشين ها. خداوند اين كوخ نشين ها را براي ما حفظ كند. »
2 ـ حضرت امام خميني به اين بسنده و اكتفا نمي كنند كه مواضع خويش را درباره كوخ نشينان و اقشار محروم جامعه اعلام نمايند و
آنان را عامل پيشبرد انقلاب اسلامي بدانند و صاحبان مملكت بنامند. بلكه با مطرح كردن اين اصل كه « محروميت زدايي عقيده و راه و
رسم زندگي ماست » و « خدمت به مستضعفان از بزرگ ترين عبادات نزد خداست »
همه دولتمردان را به تلاش مستمر براي رفع تنگناهاي
معيشتي مردم و زدودن آثار شوم و سياه « فقر » از جامعه دعوت مي كنند و ضمن اين كه محرومان را « ولي نعمت » مي نامند
مي فرمايند :
« ما بايد از ولي نعمت خودمان قدرداني كنيم و خدمت كنيم به او »
3 ـ حضرت امام خميني تامين رفاه نسبي و متعادل براي همه اقشار و توده هاي تهي دست و در تنگناي فقر قرار گرفته را لازم و
ضروري مي دانند و تحقق آن را آرمان و آرزوي ملت و دولت معرفي مي كنند و ضمن توجه دادن به عمل دقيق براي ضرورت محقق
گشتن اين هدف بزرگ
به شدت اعلام خطر مي نمايند كه مبادا اصل حمايت از محرومان به حيطه عمل درنيايد و به جاي آن حمايت از
سرمايه داران به صورت اصل و ارزش مطرح گردد :
« همه آرمان و آرزوي ملت و دولت و مسئولين كشور ماست كه روزي فقر و تهي دستي از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزيز و
صبور و غيرتمند كشور از « رفاه » در زندگي مادي و معنوي برخوردار باشند. خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسئولين
كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و روآوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري
برخوردار شوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست . »
4 ـ حضرت امام خميني علاوه بر اين كه مسئولان و دولتمردان و كارگزاران نظام اسلامي را به حمايت عملي از اقشار محروم و
نيازمند جامعه موظف مي نمايند
علما و روحانيون را نيز مخاطب قرار داده و اين گونه صريح و قاطع به جانبداري از محرومان و
پافشاري بر اين اصل در هر شرايط و خودداري از عدول از آن فرمان مي دهند :
« آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد از آن عدول كنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند
حمايت از محرومين و
پابرهنه هاست
چرا كه هر كسي از آن عدول كند
از عدالت اجتماعي اسلام عدول كرده است . ما بايد تحت هر شرايطي خود را عهده دار
اين مسئوليت بزرگ بدانيم و در تحقق آن اگر كوتاهي بنمائيم
خيانت به اسلام و مسلمين كرده ايم . »

حضرت امام خميني مسئوليت و تلاش و فعاليت علماي اسلام را در حمايت از زاغه نشينان و تهي دستان جامعه داراي وسعت و
گستردگي مي دانند و آن را در سطحي كلان و بزرگ مطرح مي كنند كه شامل مبارزه با ستمگران اقتصادي ـ يعني سرمايه دارهاي خون آشام
و تروريست هاي اقتصادي و كساني كه شريان هاي اصلي اقتصاد كشور را در دست مي گيرند و با هر « اشاره » صاحب درآمدهاي ثانيه اي و
ميلياردي مي شوند ـ مي باشد :
« علماي اسلام موظفند با انحصارطلبي و استفاده هاي نامشروع ستمگران مبارزه كنند
و نگذارند عده كثيري گرسنه و محروم باشند و
در كنار آنها ستمگران غارتگر و حرامخوار در ناز و نعمت به سر ببرند. »
5 ـ حضرت امام خميني ضمن توصيه بر تداوم كوشش هاي مستمر براي صيانت و حفاظت از خط اصولي دفاع از محرومان و
مستضعفان
همه علما و روحانيون و دولتمردان و مديران و كارگزاران را به ايجاد پيوند و ارتباط و تعامل و دوستي و مودت با محرومان
و رجحان دادن اين محاورات و ارتباطات بر معاشرات و تعاملات با افراد مرفه و متمكن موظف مي نمايند :
« ما بايد تمام تلاشمان را بنمائيم تا به هر صورتي كه ممكن است
خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم . »
« همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و
نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين . »
6 ـ حضرت امام خميني همه مسئولان دلسوز و معتقد به حمايت هاي مادي و معنوي از توده هاي محروم جامعه را مخاطب قرار
مي دهند و به دقت و مراقبت هاي كافي و مستمر و بيداري ها و هوشياري هاي مكرر براي جلوگيري از نفوذ سرمايه داران و زراندوزان در
پيكره تشكيلات سياسي و حكومتي به منظور به دست گرفتن مناصب كليدي موظف مي سازند
كه آنان در صورت رخنه در اين
تشكيلات و تصاحب مقام و رياست هاي مهم و بنيادي
انقلاب را به بيراهه مي افكنند و تمام حاصل مجاهدت هاي سخت روحانيت و
مردم را از بين خواهند برد :
« آن هايي كه در خانه هاي مجلل
راحت و بي درد آرميده اند و فارغ از همه رنج ها و مصيبت هاي جانفرساي ستون محكم انقلاب و
پابرهنه هاي محروم
تنها ناظر حوادث بوده اند و حتي از دور هم دستي بر آتش نگرفته اند
نبايد به مسئوليت هاي كليدي تكيه كنند كه اگر
به آنجا راه پيدا كنند
چه بسا انقلاب را يك شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند. »
7 ـ با توجه به اين كه « مالكيت خصوصي » در اسلام محترم شمرده شده است و در عين حال
نامحدود و لجام گسيخته و بدون
ضابطه مندي هاي شرعي و قانونمندي هاي دولت اسلامي پذيرفته نيست و چنانچه از نظارت و كنترل و برنامه ريزي هاي صحيح مبتني
بر مقابله با « فساد اقتصادي » و برخورد با « مفسدان اقتصادي » خارج شود
آفت و آسيب و زيان هايي مي آفريند كه در نهايت موجب
ضربه پذيري اقتصاد كشور و متضرر شدن اقشار محروم مي شود
حضرت امام خميني مسئولان برنامه ريز در امور اقتصادي را مخاطب
قرار مي دهند و اين گونه به هوشياري و دقت براي جلوگيري از خطرات ناشي از آزادي نامحدود « بخش خصوصي »
فرامي خوانند :
« بايد دقيقا توجه كنند كه آزادي بخش خصوصي به صورتي باشد تا هر چه بهتر بشود به نفع مردم محروم و مستضعف كار كرد
نه
چون گذشته
تعدادي از خدا بي خبر در تمام امور تجاري و مالي سلطه پيدا كنند. »
حكومت و دولت اسلامي در هر عصر و زمان بايد بر مواضع حضرت امام خميني در مبارزه با فقر و دفاع از محرومان و رفع
تنگناهاي معيشتي مردم و ايجاد رفاه متعادل در زندگي افراد جامعه پاي بفشرد و غفلت و تسامح از اين وظيفه بزرگ را جايز و روا
نداند.
حضور گسترده و حماسه ساز توده هاي عظيم مردم محروم جامعه در مراحل مختلف وفراز و نشيب هاي گوناگون انقلاب شكوهمند
اسلامي از جمله واقعيت هاي مشهود و انكارناپذير مي باشد
به گونه اي كه نه تنها در داخل و از جانب دوستان و مشتاقان
كه در ميان
دشمنان و بيگانگان و ناظران و تحليل گران خارجي نيز به اعتراف هاي مكرر و همراه با تمجيدهاي مستمر و اظهار اعجاب و شگفتي در
آمده است
حضرت امام خميني به اين بسنده و اكتفا نمي كنند كه مواضع خويش را درباره كوخ نشينان و اقشار محروم جامعه اعلام نمايند و آنان
را عامل پيشبرد انقلاب اسلامي بدانند و صاحبان مملكت بنامند
بلكه با مطرح كردن اين اصل كه « محروميت زدايي عقيده و راه و رسم
زندگي ماست » و « خدمت به مستضعفان از بزرگ ترين عبادات نزد خداست »
همه دولتمردان را به تلاش مستمر براي رفع تنگناهاي
معيشتي مردم و زدودن آثار شوم و سياه « فقر » از جامعه دعوت مي كنند و ضمن اين كه محرومان را « ولي نعمت » مي نامند
مي فرمايند :
« ما بايد از ولي نعمت خودمان قدرداني كنيم و خدمت كنيم به او »
حضرت امام خميني مسئوليت و فعاليت هاي مبتني بر حمايت از تهي دستان جامعه را داراي وسعت و گستردگي مي دانند و آن را در
سطحي كلان مطرح مي كنند كه شامل مبارزه با ستمگران اقتصادي ـ يعني سرمايه داران خون آشام و تروريست هاي اقتصادي و كساني كه
شريان هاي اصلي اقتصاد كشور را دردست مي گيرند و با هر « اشاره » صاحب درآمدهاي ثانيه اي و ميلياردي مي شوند ـ مي باشد
حضرت امام خميني همه مسئولان دلسوز و معتقد به حمايت هاي مادي و معنوي از توده هاي محروم جامعه را مخاطب قرار
مي دهند وبه دقت و مراقبت هاي كافي و مستمر و بيداري ها و هوشياري هاي مكرر براي جلوگيري از نفوذ سرمايه داران و زراندوزان در
پيكره تشكيلات سياسي و حكومتي به منظور به دست گرفتن مناصب كليدي موظف مي سازند
كه آنان درصورت رخنه در اين
تشكيلات و تصاحب مقام و رياست هاي مهم و بنيادي
انقلاب را به بيراهه مي افكنند و تمام حاصل مجاهدت هاي سخت روحانيت و
مردم را از بين خواهند برد
« مالكيت خصوصي » به صورت نامحدود و لجام گسيخته و بدون ضابطه مندي هاي شرعي و قانونمندي هاي دولت اسلامي پذيرفته
نيست و آسيب و زيان هايي مي آفريند كه در نهايت موجب ضربه پذيري اقتصاد كشور و متضرر شدن اقشار محروم مي شود و به همين
دليل حضرت امام خميني هشدار مي دهند : « بايد دقيقا توجه كنند كه آزادي بخش خصوصي به صورتي باشد تا هرچه بهتر بشود به نفع
مردم محروم و مستضعف كار كرد
نه چون گذشته
تعدادي از خدا بي خبر در تمام امور تجاري و مالي سلطه پيدا كنند. »

|