روزنامه جمهوري اسلامي 17/01/1387 صفحه سياسي
*****
موشك هاي قسام موازنه استراتژيك




  • ة نويسنده : صهيب عسقلاني
    يكي از مسائلي كه بيدادگري آنچه به نام جامعه بين الملل شناخته مي شود را هر چه هويداتر مي سازد اظهارات اخير « بان كي مون » دبير كل سازمان ملل متحد است كه در آن جنايت اشغالگران قدس در نوار غزه و مقاومت مردم فلسطين در اين منطقه را برابر مي داند و متاسفانه وزير امور خارجه مصر نيز اظهاراتي همسو با اين مقام بين المللي را عنوان مي دارد و خواستار آتش بس فوري مي شود.
    بر كسي پوشيده نيست كه ابومازن همسو با اظهارات « بان كي مون » سخن مي گويد; ولي اين بدان خاطر نيست كه دبير كل سازمان ملل چنين حرفي زده است بلكه دليل اصلي مخالفت مطلق رياست تشكيلات خودگردان با فرهنگ مقاومت مي باشد. براي آنكه مسئله روشن تر شود بايد بگويم كه در نگاه ابومازن و دار و دسته اش هر نوع مقاومتي محكوم است حتي اگر يك راهپيمايي آرام مردمي عليه هولوكاستي باشد كه اشغالگران قدس در اواسط اسفند ماه گذشته در نوار غزه به راه انداختند و همان طور كه مي دانيم مشابه چنين راهپيمايي هايي در نقاط مختلف كرانه باختري رخ داد و وابستگان به سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستي كه امروز در قالب نهاد حفاظت اطلاعات تشكيلات خودگردان سازمان دهي شده اند به سركوب تظاهر كنندگان پرداختند.
    به نظر مي رسد مادامي كه جامعه بين الملل در توصيف مقاومت و موشك هايي كه تنها ابزار فلسطينيان در مقابله با اشغالگران قدس است مبالغه مي ورزد مقاومت به يك پيروزي بزرگ دست يافته و موفق به برقراري ـ ولو نسبي ـ توازن وحشت شده است آن هم در مقابل دشمني كه عظيم ترين زرادخانه هاي توليد سلاح را در اختيار دارد.
    با توجه به مطالب فوق تصميم دارم در مورد موشك هايي صحبت كنم كه از ساخت و تركيب ساده برخوردارند; ولي به اعتقاد دشمن صهيونيستي در بلند مدت يك خطر استراتژيك براي « اسرائيل » به شمار مي رود و اراده اي كه موفق به پيشرفته سازي ابزار مقاومت شد و آن را از مرحله استفاده از سنگ خالي به مراحل بعدي يعني استفاده از چاقو كلت هاي كمري اسلحه بمب و موشك كشاند ـ به اعتقاد هر عاقلي ـ كار بسيار بزرگي را انجام داده است و اين اقدام حكم يك تحول عظيم و سترگ را دارد زيرا در محدوده جغرافيايي بسيار كوچكي انجام شده كه به سان يك زندان است و از طرف غرب توسط دريا از شمال و شرق توسط دشمن صهيونيستي و از جنوب نيز توسط مصر محاصره شده است .
    بررسي تاريخ گذشته يهود و همچون مطالعه گذراي بافت تركيب و مولفه هاي فرهنگي جامعه صهيونيستي باعث مي شود تا به خوبي ابعاد اهميت موشك هاي مقاومت و همچنين ميزان تاثير استراتژيك آن بر رژيم صهيونيستي را درك كنيم و به اين نتيجه برسيم كه موشك به نماد مقاومت و مبارزه با دشمن مبدل شده است ; البته اين اعتقاد نه بدان خاطر است كه ما ـ به عنوان ملتي عاشق جهاد و مقاومت ـ با شنيدن صداي موشك سرمست شويم و صدايش به ما احساس عزت و افتخار دهد; بلكه به خاطر اينست كه دشمن صهيونيستي براي مقابله با آن از ماشين نظامي خود استفاده كرد و تمامي شهرهاي نوار غزه را هدف حملات خود قرار داد رهبران و مبارزان فلسطيني را ترور كرد منازل شهروندان بي پناه را ويران ساخت و به آتش كشيد; ولي موفق نشد كه به روند حملات موشكي خاتمه دهد.
    از سال 1384 يعني از آغاز عمليات « روزهاي خشم » و تا زمان اجراي عمليات « تصفيه حساب » در سال 1386 همچنان خيل موشك ها است كه به سمت سديروت سرازير مي شود آن هم در وضعيتي كه نوار غزه در حلقه اي از تانك ها محاصره شده بود و همچنان هست . مثلي است كه مي گويد « واقعيت (پيروزي ) آن چيزي است كه دشمن به آن اعتراف كند » و پيرو همين قاعده بايد عرض كنم كه محافل دولتي و همچنين جامعه صهيونيستي بر اين نكته صحه گذارده اند كه موشك هاي مقاومت هرگز بي اثر و بي فايده نيست ; بلكه يك تهديد استراتژيك به شمار مي رود.
    شايد خيلي از افراد در ابتدا وقتي رهبران مقاومت در توصيف موشك هاي دست سازشان (قسام ) آن را يك تهديد استراتژيك براي موجوديت رژيم صهيونيستي در بلند مدت مي دانستند قهقهه خنده سر مي دادند ولي امروز وضعيت به گونه اي است كه دشمن اعتراف مي كند حرفي كه رهبران و فرماندهان مقاومت در زمان شليك اولين موشك قسام زير نظر فرمانده كل شاخه نظامي حماس يعني صلاح الشحاده (رحمه الله ) زدند درست بوده است .
    اشغالگران قدس بعد از تمامي تلاش هايي كه براي متوقف كردن حملات موشكي انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه چنين كاري امكان پذير نيست تا جايي كه ايهود اولمرت بارها در اظهارات خود گفت : « هيچ راهكاري براي متوقف ساختن حملات موشكي گروه هاي فلسطيني وجود ندارد. » امروز كار به جايي رسيده است كه شمار زيادي از مسئولان صهيونيستي خواستار گفتگو با حماس كه اختيار بازي را به دست گرفته است شده اند و دولت عبري را از مذاكره بيهوده با تشكيلات خودگردان برحذر مي دارند. درخواست ها براي مذاكره با حماس كه هر روز بر تعداد آن افزوده مي شود تنها به منظور حفظ امنيت رژيم صهيونيستي است كه به نظر مي رسد ابومازن از عهده آن بر نمي آيد ابومازني كه به صورت يك جانبه بند اول « نقشه راه » كه مربوط به تامين امنيت رژيم اشغالگر قدس است را به مرحله اجرا درمي آورد.
    همان طور كه همه مطلعند امنيت و سپس امنيت تنها چيزي است كه رژيم صهيونيستي در پي آن مي گردد و اگر ابومازن در تحقق اين خواسته اشغالگران موفق عمل نكند هيچ چيزي را در جريان مذاكرات از طرف مقابل دريافت نخواهد كرد و صد البته كه او در تحقق اين هدف (تامين امنيت اسرائيل ) موفق نخواهد شد زيرا ملت فلسطين گوش به فرمان او نيستند و هرگز با ميلياردها دلار كمك هاي مالي اروپا و آمريكا فريب نمي خورند.
    جنگ سي و سه روزه و همچنين جنگ مستمري كه تا اين لحظه ميان اشغالگران و مبارزان فلسطيني در نوار غزه در جريان است نشان داد كه رژيم اشغالگر قدس كه وحشت از آن تمام وجود حكام عرب را در بر گرفته است از خانه عنكبوت هم ضعيف تر است و سياست هايش را نيز جامعه صهيونيستي تعيين مي كند جامعه اي كه هرگز تاب مقاومت و پايداري را ندارد ; چرا كه بنيان هاي موجوديت آن ضعيف است . جامعه صهيونيستي اگر احساس كند كه امنيتش در خطر است راهي ديگر كشورها مي شود و اين همان چيزي است كه دولت عبري از آن هراس دارد.
    نظاميان رژيم صهيونيستي با به راه انداختن وحشيانه ترين كشتارها مي خواهند اين پيام را به ملت فلسطين ابلاغ كنند كه حملات موشكي بايد متوقف شود و حماس كه اصلي ترين عامل اين حملات است بايد از بين برود تا جايي كه اولمرت پيش از شكسته شدن گذرگاه مرزي رفح گفته بود ساكنان غزه تا زماني كه حملات موشكي به « اسرائيل » ادامه داشته باشد رنگ يك زندگي عادي را نخواهند ديد; البته نتايج اين محاصره خلاف تصور اولمرت بود.
    هر كس كه سياست هاي رژيم صهيونيستي در مقابله با حملات موشكي مقاومت را بررسي كند به اين نتيجه مي رسد كه اين رژيم در سر درگمي آشكاري به سر مي برد تا جايي كه توقف حملات موشكي در راس تمامي اهداف صهيونيست ها قرار گرفته است و نهادهاي سياسي و نظامي صهيونيستي مبالغ هنگفتي را براي يافتن راهكاري جهت دست يابي به اين هدف صرف مي كنند و علاوه بر آن موسسات مطالعات سياسي و راهبردي صهيونيستي در داخل و خارج « اسرائيل » ده ها نشست و كنفرانس براي يافتن راه حل مناسب جهت متوقف ساختن حملات موشكي مقاومت برگزار مي كنند تا اينكه سياست هاي استعمارگرايانه رژيم صهيونيستي با شكست مواجه نشود ; ولي راهكارهايي كه تا اين لحظه ارائه شده تنها باعث افزايش برد و تاثير موشك ها شده است .
    در تحقيقي كه توسط مركز پژوهش ها و مطالعات امنيت ملي رژيم صهيونيستي انجام و با عنوان « دفاع از جبهه داخلي در مناطق نزديك به نوار غزه : نگاهي به گزينه هاي موجود » منتشر گشته به خطرات رواني ناشي از حملات موشكي گروه هاي مقاومت اشاره شده و آمده است : « حملات موشكي در طول سال هاي متمادي مي تواند باعث ايجاد يك فشار رواني دائمي و هميشگي بر ساكنان مناطق همجوار نوار غزه شود; به ديگر سخن شهرك نشينان ساكن اين منطقه در حالتي از نگراني و وحشت به سر خواهند برد و هر لحظه منتظر فرود آمدن يك موشك جديد هستند كه اين امر آنها را وا مي دارد كه هميشه به دنبال بقا در مناطق امن و مورد حمايت باشند; ضمن آنكه رابطه آنها با ساكنان ديگر مجتمع هاي شهرك نشيني نيز قطع مي شود زيرا افراد مذكور (ساكنان ديگر شهرك ها) از ورود به شهرك هايي كه در دايره تهديد موشك هاي فلسطيني قرار دارند مي پرهيزند و در نهايت فشارهاي رواني ساكنان مجتمع هاي شهرك نشيني كه در معرض حملات موشكي قرار دارند را وا مي دارد كه شيوه برخورد و رفتارشان را تغيير دهند. »
    اگر ميزان خطراتي كه موشك هاي گروه هاي مقاومت دارند را با ميزان فشارهاي رواني ناشي از وجود اين خطر مستمر (حملات موشكي ) مقايسه كنيم در مي يابيم كه خطر واقعي اين موشك ها براي مجتمع هاي شهرك نشيني مجاور نوار غزه از ناحيه تعداد كشته و زخمي نيست ; بلكه به خاطر فشارهاي مستمر رواني است كه براي شهرك نشينان به دنبال دارد و عميقا بافت اجتماعي رژيم صهيونيستي را تحت تاثير خود قرار مي دهد.


    در ادامه تحقيق مركز مطالعات امنيت ملي رژيم صهيونيستي در خصوص راه هاي مقابله با حملات موشكي مقاومت آمده است : « عملا در دو سال گذشته پروژه اي براي حمايت از موسسات آموزشي در شهرك ها و مناطق همجوار نوار غزه آغاز شده است ; ولي در سديروت صدها خانه مسكوني وجود دارد كه تاريخ ساخت آن به دهه هشتاد باز مي گردد و نياز به اتاق هاي امنيت (پناهگاه هاي خانگي ) دارد دولت اولمرت تصميم دارد كه 50 ميليون شيكل را براي تقويت ضريب امنيتي منازل اسرائيلي هاي ساكن مناطق همجوار نوار غزه اختصاص دهد. از سوي ديگر تلاش هايي همسو با طرح افزايش ضريب امنيتي در حال اجرا است كه مربوط به پيشرفته سازي سامانه اي است كه مي تواند موشك ها را پيش از اصابت به زمين نابود كند . شوراي امور سياسي ـ امنيتي اسرائيل نيز تصميم گرفت كه 800 ميليون شيكل را براي ايجاد سامانه دفاع ضد موشكي « چتر آهنين » نيز هزينه كند. اين سامانه براي مقابله با موشك هاي كوتاه برد به كار مي رود. »
    به هر حال رژيم صهيونيستي در خصوص مقابله با خطر حملات موشكي دو استراتژي را پيش گرفته است :
    1 ـ مقابله با حملات موشكي از طريق ايجاد وحشت در ميان فلسطيني ها و نابودي افراد و سازمان هايي كه مسئوليت حملات موشكي را برعهده دارند و همچنين راه اندازي سيستم شكار موشك .
    2 ـ كاهش زيان هاي ناشي از حملات موشكي تا پايين ترين حد ممكن از طريق اعلام خطر به ساكنان شهرك صهيونيست نشين و همچنين افزايش ضريب امنيتي ساختمان ها.
    در مورد استراتژي شماره يك بايد بگويم كه اين گزينه به معناي واقعي شكست خورده است و حملات مكرر رژيم صهيونيستي و كشتار شهروندان فلسطيني هيچ فايده اي براي اين رژيم نداشته است . تل آويو نيز به خوبي درك مي كند كه ايجاد وحشت در ميان فلسطيني ها يك سياست شكست خورده است و نتايجي معكوس به دنبال دارد. به گفته روزنامه « فايننشال تايمز » سياست جنگ با حماس و منزوي ساختن آن و همچنين تحريك ملت فلسطين عليه اين جنبش كه با هدف حمايت از نورچشمي هاي اسرائيل صورت مي پذيرد تا كنون نتايجي بر خلاف انتظار داشته و باعث افزايش محبوبيت ملي حماس شده است . اين روزنامه تاكيد كرد : « اسرائيل رابطه تمام جهان را با غزه قطع كرد و حتي باعث نابودي اقتصاد اين منطقه شد; ولي اينها همه باعث شد تا جنبش حماس به محبوب ترين گروه سياسي در نوار غزه مبدل شود البته اين افزايش محبوبيت تنها محدود به نوار غزه نيست بلكه كرانه باختري را نيز در بر مي گيرد. ضمنا با وجود اقدامات سركوبگرانه اي كه ارتش اسرائيل در نوار غزه انجام مي دهد باز هم اين منطقه تحت كنترل كامل حماس است . »
    فايننشال تايمز به نقل از پرفسور مخيمر ابوسعده استاد علوم سياسي دانشگاه الازهر غزه نوشت : « حماس از محاصره پيروز بيرون آمد و در طول نه ماه حاكميت بر نوار غزه از نظر تعداد اعضا و همچنين تجهيزات قوي تر شده است . » اين روزنامه انگليسي همچنين به نقل از پرفسور علي جرباوي استاد علوم سياسي دانشگاه بيروت نوشت : « تدابيري كه صهيونيست ها انديشيده بودند تنها باعث افزايش حمايت فلسطيني ها از حماس شد كه امروز به خاطر موضعش در قبال ماشين جنگي صهيونيسم تعجب همگان را برانگيخته است . »
    با توجه به مطالب درج شده در روزنامه فايننشال تايمز به اين نتيجه مي رسيم كه مسئله پيروزي و افزايش محبوبيت حماس محاصره و حملات موشكي به شهرك هاي صهيونيست نشين مسائلي مرتبط و در پيوند با هم هستند ; زيرا حماس يك جنبش مبارز است و وارد انتخابات شده است تا علاوه بر مشروعيت جهادي و ملي مشروعيت قانوني را نيز به پرونده خود اضافه كند.
    در خصوص استراتژي دوم رژيم صهيونيستي كه مبتني بر كاهش خسارت هاي وارده است بايد بگويم كه وحشت بي سابقه اي تمام وجود صهيونيست ها را فرا گرفته است و بحث داغ مراكز تصميم گيري رژيم صهيونيستي يافتن مكانيزمي براي كاهش خسارت هاي وارده ناشي از حملات موشكي گروه هاي مقاومت است ; البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه واژه زيان ها و خسارت ها اين تفكر را در ذهن مجسم مي كند كه كشتاري در كار است ولي اين مسئله كاملا اشتباه مي باشد; زيرا تعداد صهيونيست هايي كه در نتيجه حملات موشكي كشته مي شوند بسيار اندك است . البته نبايد جامعه ترسو و بزدل صهيونيستي را با جامعه فلسطين مقايسه كرد.
    عقب نشيني رژيم صهيونيستي از سياست ايجاد وحشت و انحصار تلاش ها به كاستن ميزان زيان ها و ضررهاي ناشي از حملات موشكي يك پيام مهم براي كساني دارد كه مي گفتند : « اين موشك ها بي فايده هستند و حكم يك كاريكاتور را دارند. » اشغالگران قدس به خوبي مي دانند كه هر گونه پيشرفت در شكل مبارزه و مقاومت ـ هر چقدر هم كه ساده و ابتدايي باشد ـ خطري بزرگ براي موجوديت رژيم پليدشان مي باشد.
    امروز اين حق ماست كه بپرسيم آيا موشك هاي فلسطيني موفق به ايجاد توازن وحشت نشده اند مگر نه اينكه صهيونيست ها را از نعمت امنيت محروم ساخته اند امنيتي را كه ده ها سال است از ملت فلسطين گرفته اند آيا اين موشك هاي گروه هاي مقاومت نبودند كه پرده از ضعف جامعه صهيونيستي برداشتند آيا اين موشك هاي مقاومت نبودند كه چالشي جدي را براي اشغالگران ايجاد كردند و پيروزي را در ميادين مختلف به نفع ملت فلسطين رقم زدند آيا همين موشك هاي ابتدايي نبودند كه اميد آغازيني براي پيشرفت هر چه بيشتر سلاح مقاومت به شمار مي روند پاسخ به پرسش هاي فوق را نبايد از جناب ابومازن فياض و افرادي همچون عبدربه يا نبيل عمر بخواهيد; بلكه جواب ها را بايد از اولمرت و باراك درخواست كنيد تا اهميت حملات موشكي را به درستي درك كنيد.
    آيا اين حق ما نيست كه بپرسيم : بايد در كدام جهت حركت كرد. آيا بهتر است كه در جهت ايجاد توازن وحشت با دشمن صهيونيستي حركت كرده و كاري كنيم كه دشمن به منظور حمايت از جبهه داخلي خود خواستار آتش بس شود يا آنكه با دشمن مذاكره نموده و به او اجازه دهيم كه به جنگ با ملت ما برخيزد و خونش را بر زمين بريزد و هديه اش براي مردم فلسطين افزايش شمار ايست هاي بازرسي تشديد روند شهرك سازي اهانت تهديد به توقف مذاكرات با تشكيلات خودگردان و همچنين قطع اموال سياسي به قصد باج خواهي باشد به طور خلاصه بايد گفت هر يك از سازش طلبان كه در پي كسب اندكي عزت در ميان مردم فلسطين هستند لازم است كه فقط سكوت اختيار كنند و يا هر كس كه مي خواهد محبوبيت ملي اش افزايش يابد كافي است كه ولو به دروغ در راستاي مخالفت با آمريكا و رژيم صهيونيستي گام بردارد نه آنكه دست و روي دشمنان را ببوسد. چرا كه اكنون تنها « مقاومت » است كه در صحنه فلسطيني تعيين كننده است و حرف آخر را مي زند.
    منبع : مركز اطلاع رساني فلسطين
    شايد خيلي از افراد در ابتدا وقتي رهبران مقاومت در توصيف موشك هاي دست سازشان آن را يك تهديد استراتژيك براي موجوديت رژيم صهيونيستي در بلند مدت مي دانستند قهقهه خنده سر مي دادند ولي امروز وضعيت به گونه اي است كه دشمن اعتراف مي كند حرفي كه رهبران و فرماندهان مقاومت در زمان شليك اولين موشك قسام زير نظر فرمانده كل شاخه نظامي حماس يعني صلاح الشحاده (رحمه الله ) زدند درست بوده است
    چنانچه سياست هاي رژيم صهيونيستي در مقابله با حملات موشكي مقاومت را بررسي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه اين رژيم در سر درگمي آشكاري به سر مي برد تا جايي كه توقف حملات موشكي در راس تمامي اهداف صهيونيست ها قرار گرفته است و نهادهاي سياسي و نظامي صهيونيستي مبالغ هنگفتي را براي يافتن راهكاري جهت دست يابي به اين هدف صرف مي كنند
    اگر ميزان خطراتي كه موشك هاي گروه هاي مقاومت دارند را با ميزان فشارهاي رواني ناشي از وجود اين خطر مستمر (حملات موشكي ) مقايسه كنيم در مي يابيم كه خطر واقعي اين موشك ها براي مجتمع هاي شهرك نشيني مجاور نوار غزه از ناحيه تعداد كشته و زخمي نيست ; بلكه به خاطر فشارهاي مستمر رواني است كه براي شهرك نشينان به دنبال دارد و عميقا بافت اجتماعي رژيم صهيونيستي را تحت تاثير خود قرار مي دهد
    نظاميان رژيم صهيونيستي با به راه انداختن وحشيانه ترين كشتارها مي خواهند اين پيام را به ملت فلسطين ابلاغ كنند كه حملات موشكي بايد متوقف شود و حماس كه اصلي ترين عامل اين حملات است بايد از بين برود تا جايي كه اولمرت پيش از شكسته شدن گذرگاه مرزي رفح گفته بود ساكنان غزه تا زماني كه حملات موشكي به « اسرائيل » ادامه داشته باشد رنگ يك زندگي عادي را نخواهند ديد; البته نتايج اين محاصره خلاف تصور اولمرت بود