
موعود
شماره 84 و 85 ماهنامه « موعود » با عناوين زير منتشر شده است : شعبده بازان صحنه علم و فرهنگ
رازهاي ناگفته از انقلاب
اسلامي
واتيكان و رسانه
عاشورا محور سلوك
عاشورا تجلي خدا
مواجهه غرب مسيحي با خيزش شيعي
فيض روح القدس
شرق
اسلامي موجد تمدن فردا
از ماست كه برماست
حديث دلدادگي
بايسته هاي برنامه سازي در حوزه مهدويت
وحي و پيامبري با طعم
هاليوودي
ميراث مكتوب مهدوي
آثار انتظار
نفس مطمئنه
حاملان گنجينه علم رباني
آمريكا از زبان يك آمريكايي
منطق صنعتي و
عناوين متعدد ديگر. در ذيل
مقاله « مواجهه غرب مسيحي با خيزيش شيعي » را كه نوشته محسن قنبريان مي باشد
براي بهره گيري
خوانندگان درج مي كنيم .
.1 غرب جديد مسيحي
حزب الله آمريكايي
شايد بسياري غرب جديد را فقط غرب فوق صنعتي بدانند
اما واقعيت اين است كه غرب جديد
غربي است با رويكرد مذهبي به
منازعات كلان سياسي و پايان تاريخ .
مواجهه غرب با جهان اسلام را مي توان به سه دوره مهم تقسيم كرد : الف ـ دوره جنگ هاي صليبي
ب ـ دوره استعمار
هم زمان با
انقلاب صنعتي در غرب
ج ـ از تاسيس دولت اسرائيل به دست غرب تاكنون .
دوره اخير
دوره غرب جديد است كه براي يافتن مختصات آن
بايد تاريخ را گذرا نظاره كنيم .
قرن 15 ميلادي : در اين قرن
يهوديان از تمدن مسيحي اروپا طرد شده
مجبور شدند در مناطق محصور (گتو) زندگي كنند . كليساي
كاتوليك
سقوط اورشليم و پراكنده شدن قوم اسرائيل را مجازاتي از جانب خداوند مي دانست كه به دليل صليب كردن مسيح بدان گرفتار
شده اند
از اين رو كوشيد تا يهوديان را از اروپا بيرون براند يا آنان را از آيين يهود برگرداند كه در كشورهايي مثل پرتغال و اسپانيا
اين
اتفاق رخ داد.
قرن 16 ميلادي : در اين قرن
جنبش اصلاح ديني (پروتستانسيم ) جريان مسيحيت يهودي را پديد مي آورد .
« مارتين لوتر » موسس پروتستانيسم
در سال 1533 كتاب مسيح يهودي متولد شد را به رشته تحرير در آورد و به يهوديان به عنوان
فرزند پروردگار اعتبار بخشيد و عهد قديم را مرجع والاترين اعتقادات مسيحي دانست .
در سال 1538 وقتي به دستور « هنري دوم »
انگلستان از كليساي كاتوليك جدا شد
مسيحيت يهودي همراه با جنبش اصلاح ديني در
انگلستان رونق يافت .
در قرن شانزدهم
اعتقاد به طرح خداوند براي پايان تاريخ
از سوي مسيحيت يهودي وارد مناقشات مذهبي شد. براساس اين اعتقاد
تاريخ خداوندي با ظهور مسيح و آغاز هزاره خوشبختي آغاز خواهد شد. در اين ميان كتاب دانيال (عهد قديم ) و مكاشفات يوحنا (عهد
جديد) مورد تفسير جديد قرار گرفت كه براساس آن
پيش از آمدن مسيح براي حكومت بر
جهان در هزاره خوشبختي
دو گام عظيم برداشته خواهد شد : الف ـ بازگشت يهوديان به صهيون (اورشليم ) ب ـ ساخت معبد سليمان
از
اين رو
انگلستان در قرن شانزدهم
اين رسالت مقدس را برعهده گرفت تا يهوديان را پيش از آمدن مسيح و حكومت بر جهان
به اورشليم
اعزام كند.
اين خيزش
در دوران رنسانس رونق بيشتري يافت . « جان لاك » ـ بنيان گذار ليبراليسم ـ « روسو » ـ فيلسوف قرار دادهاي اجتماعي ـ
« كانت » و « جان ميلتون » همگي طرفدار انديشه تاسيس اسرائيل بودند. از اين رو
جنبش صهيونيزم مسيحي چند دهه پيش از صهيونيزم
يهودي (1879 ) شكل گرفت .
در قرن 17 ميلادي
با مهاجرت پيوريتن ها به آمريكا
اين جنبش به اوج خود رسيد . آنها اين تفكر را با خود به آمريكاي كشف شده
بردند و آن را « اسرائيل جديد » ناميدند به زبان عبري نماز مي خواندند و نام فرزندانشان را از داستان هاي تورات انتخاب مي كردند. اولين
كتابي كه در آمريكا منتشر كردند مزامير داوود بود. با قتل عام سرخ پوست ها
يك كشور بزرگ براي جنبش مسيحيت يهودي گرا كه از
انگلستان شروع شده بود
پديد آمد.
در قرن هجدهم
تفكر مسيحي بنيادگرا مبتني بر بازگشت يهود به فلسطين
براي پايان تاريخ و آغاز هزاره خوشبختي با ظهور مسيح
جايگاه ويژه اي در فرهنگ آمريكايي و وجدان مردم آنجا يافت .
در قرن نوزدهم
صهيونيسم مسيحي آمريكايي در مورد اقامت يهود در فلسطين از ديگران پيشي گرفت . رهبر اين حركت « ويليام
بلاكستون » ـ مبلغ مسيحي پروتستان ـ بود كه طي نامه اي به « هريسون ـ رئيس جمهور آمريكا ـ از وي خواست براي بازگرداندن يهوديان
به فلسطين دخالت كند. موضع بلاكستون حتي شديدتر از « هرتزل » ـ موسس صهيونيسم يهودي ـ بود كه انديشه ايجاد يك سرزمين
قومي را براي يهوديان در قبرس يا اوگاندا پيشنهاد مي كرد بلاكستون نسخه اي از تورات را كه صفحاتي از آن را علامت زده بود
براي
هرتزل فرستاد و به او يادآوري كرد كه تورات
فلسطين را به عنوان سرزمين موعود براي قوم برگزيده تعيين كرده است .
در قرن بيستم اين انديشه در اعتقادات ديني و فرهنگ مردم آمريكا رسوخ كرد و به دولت مردان هم راه يافت . « جيمي كارتر » در مارس
1979 در پارلمان اسرائيل گفت :
هفت تن از روساي جمهور آمريكا به اين حقيقت ايمان آورده اند كه روابط آمريكا و اسرائيل فراتر از يك رابطه خصوصي است . اين
رابطه در وجدان
اخلاق
ديانت و معتقدات مردم آمريكا ريشه دارد. ما ميراث تورات را با شما تقسيم مي كنيم .
از ابتداي سال 1976
رشد و گسترش مسيحيت سياسي بنيادگرا ـ اصطلاحا راست مسيحي ـ شدت گرفت . به طوري كه بين يك
پنجم تا يك سوم آمريكاييان از نو غسل تعميد به جاي آوردند كه به « مسيحيان از نو متولد شده » معروفند. پيروان كليساهاي افراطي و
) و كليساهاي تلويزيوني تاسيس شد . سازمان هاي راست CBN انعطاف ناپذير افزايش يافت
شبكه هاي تلويزيوني مذهبي (مثل
مسيحي
گفتمان اصول گرايانه اي را آغاز كردند كه مضمون آن
آماده ساختن آمريكا براي بازگشت مجدد مسيح و پايان جهان بود.
بازگشت يهوديان به قدس پس از جنگ 1967
نشانه اي از صحت پيشگويي هاي تورات و گام ما قبل آخر بازگشت مسيح
يعني
بازسازي معبد سليمان تلقي گرديد. رشد جريان راست مسيحي
آن را به يك نيروي موثر در انتخابات رياست جمهوري و كنگره درآورد
و 25 درصد از مجموع راي دهندگان آمريكا در دهه 90 را كه راي دهندگان يهودي بود
به خود اختصاص داد .
ائتلافات راست مسيحي با راست سياسي در داخل حزب جمهوري خواه
تشكلي را به وجود آورد كه به نام « حزب الله آمريكا »
شناخته مي شود . رونالد ريگان نامزد حزب جمهوري خواه در سال 1980 با كشيش بيلي گراهام
رهبر سازمان اكثريت اخلاقي ائتلاف
نمود و بدين ترتيب در انتخابات پيروز شد. او در واقع كانديداي حزب الله بود!
بالاتر اينكه حزب جمهوري خواه در انتخابات مقدماتي رياست جمهوري در سال 1988
اصلا به يك كشيش ـ پت رابرتسون رهبر
ائتلاف مسيحي ـ اجازه داد كه خود را نامزد نمايد اين امر در انتخابات اوليه رياست جمهوري در سال 2000 نيز تكرار شد و « گري بوئر »
نماينده راست مسيحي خود را نامزد كرد. كشوري سكولار كه جريانات بنيادگرا در جهان اسلام را سركوب ميكند و خواستار جدايي
آيت الله ها از سياست در ايران است
خود گام هايي برمي دارد كه احتمالا در دهه آتي
رئيس جمهور آمريكا يك كشيش بنيادگرا و يك
مسيحي صهيونيست خواهد شد!
گرچه اين كشيش ها نتوانستند راي حزب را با اكثريت كسب كنند
اما كانديداي حزب ـ بوش ـ كه نماينده اين جريان است و با كمك
جنبش مسيحيت بنيادگرا و صهيونيسم راي آورد
امروز خود را سرباز مسيح ميداند و در همه اردوگاه هاي اشغالگران در عراق
تابلوي
مسيح با حمايت تفنگ داران آمريكايي نصب كرده است .
بنابراين غرب جديد فقط غرب فوق مدرن و سرمايه دار نيست
يك جريان قوي مذهبي با انديشه هاي توراتي براي پايان تاريخ است
كه هسته مركزي آن ايالات متحده و سپس انگلستان است كه در حال تبليغ اين بنيادگرايي در مسيحيت در مسيحيت كاتوليك اروپا نيز
مي باشد.
2 ـ اسلام شيعي و سني معاصر
يك سو ائتلاف يك سو درگيري
2 ـ1 ـ ايجاد و بقاي جهان سني : حدوث و شيوع تفكر سني در دنيا
مديون فتوحات خلفاي بعد از رسول الله (ص ) است نه انتخاب سني
گري (در مقابل شيعه ) از سوي مردم
هر كشوري فتح مي شد
به تفكر و عقايد خلفا و حاكمان به اسلام درمي آمد و چون جريان تشيع در
عهد اوليه اسلام
جريان تضعيف شده اي بود
عملا آشنايي به ندرت انجام مي شد.
جنگ هاي صليبي جهان غرب و مقاومت و سرداري سنياني مثل صلاح الدين ايوبي
در كنار زبوني شيعيان اسماعيلي فاطمي در
مصر
موجب بقاي تفكر سني در اكثريت جهان اسلام شد و اين در حالي بود كه هنوز شيعه اثني عشري
هيچ حكومتي در دست
نداشت .
2 ـ2 ـ ايجاد جوامع شيعي : با انزواي امامت در جهان اسلام و سخت گيري هاي اموي و عباسي
تشيع تضعيف شد و گروهها و جوامع
كوچك شيعي
در اطراف نقاط جهان اسلام به گونه اي پراكنده شكل گرفت . شهرهايي مثل كوفه
بغداد
نهاوند
همدان
قزوين
ري
نيشابور
توس
مراكش
سمرقند
حلب
حله و... هر كدام مراكزي براي شيعيان شدند.
در سال 94 ق شهر قم در جنوب ري ـ تهران ـ كه در زمان فتوحات ويران شده بود
به دست اعراب اشعري كه مجبور بودند به علت
عقايد شيعي خود كوفه را ترك كنند
بازسازي شد و شعبه اي از جامعه شيعي اوليه كوفه گرديد و مدت زماني طولاني به عنوان يك
منطقه كوچ نشين عربي
ماهيت خود را حفظ كرد . وقتي در سال 201 ق . حضرت فاطمه معصومه (س ) در راه ديدار برادر خويش ـ امام
رضا(ع ) ـ در ساوه بيمار شده
در گذشتند
پيكرشان به قم منتقل شد و از آن پس بر رونق شيعي آن شهر افزوده گرديد
به طوري كه
محدثاني بزرگ و عالماني معروف ـ از جمله نايب سوم امام عصر(ع ) در غيبت صغري ابن روح نوبختي ـ از آن شهر برخاستند.
در آغاز قرن چهارم هجري با ضعف سياسي خليفه مسلمين در بغداد
« حكومت آل بويه » در غرب ايران و بغداد شكل گرفت و از
شيعيان حمايت نمود. آنها براي اولين بار رسوم شيعي مثل عزاداري محرم و جشن غدير را به شكل عمومي در عراق (نجف و كربلا) و
برخي مناطق ايران برپا كردند. گرچه آنها عقايد شيعي خويش را پنهان نمي كردند
ولي هرگز نكوشيدند خلافت مركزي سني را براندازند
و حتي اصراري به شيعه كردن عراق و ايران نداشتند. خليفه سني هم چون گذشته
رئيس رسمي دين اسلام بود و عده زيادي از جمعيت
ايران و عراق سني بودند.
همانند آل بويه در بغداد و غرب ايران « حمدانيان عرب » در موصل و حلب نيز شيعيان را تشويق مي كردند و حلب از آن پس
پايگاهي شيعي شد كه نقش زيادي در حوادث بعد ايفا نمود.
اين جنبش هاي حامي شيعيان با روي كار آمدن سلجوقيان كه سنياني متعصب بودند
از بين رفت . سلجوقيان براي مهار تهديد تشيع
در قرن چهارم هجري و در دفاع از مذهب سني پديد آمدند و شيعيان را طرد و لعن كردند.
در قرن هشتم هجري
جنبش شيعي با گرايش درويشي در نهضت سربداران در شهرهاي نيشابور و توس و.... به وجود آمد كه
آموزه هايي چون « انتظار مهدي موعود » در آن بسيار برجسته بود
اما اين حكومت هاي كوچك نتوانست قدرتي فراگير براي تشيع را
موجب گردد.
حكومت صفويه در قرن دهم هجري
اولين حكومتي بود كه به ياري عالمان شيعي حلب و جنوب لبنان و انديشه فقهي حله
جامعه اي شيعي در ايران پديد آورد و مذهب تشيع را مذهب رسمي نمود و زمينه حكومت شيعي را در قرون بعد در قالب انقلاب
اسلامي ايران فراهم كرد.
2 ـ.3 ايران جديد
مركز خيزش شيعي
تاريخ ايران را مي توان به چند دوره تقسيم كرد :
الف ـ ايران قبل از اسلام (باستان ) : در اين دوره امپراطوري و تمدن ايراني وجود دارد
اما اسلام نيست . عقايد زرتشتي با بحران
مواجه است
به طوري كه در اواخر اين دوره
شاهد قيام هايي عليه مذهب زرتشتي هستيم .
ب ـ ايران پس از اسلام (فتوحات ) : اينجاست كه اسلام ظهور مي كند و نارضايتي هاي مردم از مذهب حاكم
موجب پذيرش دلخواه
اسلام مي شود. به تعبير شهيد مطهري اگر اسلام به داد ايرانيان نمي رسيد
مردم ايران مسيحي مي شدند
اما زرتشتي نمي ماندند.
1
لكن در اين دوره
ايران به عنوان يك كشور مستقل و متصل از بين رفته
مليت آن تضعيف مي شود. بر هر قسمتي از ايران طايفه اي
حكم مي راند كه زير نظر خليفه مسلمين است .
ج ـ ايران دوران صفويه : در اين دوران
تشيع
مذهب رسمي ايران شده و گرايشات درويشي
منطبق بر فقاهت شيعي مي شود.
هجرت عالمان شيعي از لبنان و عراق
ايران را يك مركز مهم و اصلي ترين قدرت شيعي مي نمايد. در اين دوره غير از مذهب شيعه
ايرانيت نيز به ايران برمي گردد و دوباره كشور
يك پارچه متصل مي شود.
د ـ دوره انقلاب اسلامي : اين دوره جامعه شيعي بار مي يابد. در دوران پس از تاسيس صفويه
مردم شيعه بودند و فقه شيعه رايج بود
اما سلاطين و شاهان غاصب در نوساناتي بودند. گاه به عقايد و فقه شيعي ملتزم
و گاه از آن فاصله مي گرفتند
به طوري كه از زمان پهلوي
اول
مقابله با تشيع و آموزه هاي آن در دستور كار قرار گرفت و غرب زدگي جاي مظاهر شيعي نشست
اما با انقلاب اسلامي
اين حركت
سركوب شد و حكومتي براساس آموزه هاي شيعي پديد آمد كه هسته اصلي تشيع در قرن معاصر گرديد و به خيزش هاي شيعي ديگري
در عراق
لبنان
فلسطين
يمن و..... منجر شد. وجهه اصلي اين حركت شيعي
استكبارستيزي مبتني بر آموزه هاي شيعي است . اين هسته
مقاومت شيعي و شعبه هايش
ائتلافي در برخي جنبش هاي سني مثل اخوان المسلمين
حماس
جهاد اسلامي و.... را هم منجر شده
است كه البته در سوي مقابل
تحريم هايي از سوي برخي دول عربي سني مثل مصر
عربستان و... را در پي داشته است .
.3 مواجهه غرب جديد با خيزش شيعي
تا اين جا مشخص شد كه هسته مركزي غرب ـ با محوريت آمريكا ـ امروز و موتور محرك و مغز متفكر آن
يك رويكرد بنيادگرايانه
براي پايان تاريخ دارد كه از قضا در مقابل آن هسته مركزي
جريان خيزش اسلامي است كه پس از انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته و يك
رويكرد اصول گرايانه متكي به سنت شيعي و با توجه به آخرالزمان و پايان تاريخ دارد و انقلاب خويش را مقدمه ظهور مهدي موعود
مي داند. پس بالتبع بايد سياست ها و راهبردهاي مواجهه جنبش مسيحيت صهيونيست با خيزش شيعي را مورد مداقه جدي قرار دهيم .
1 ـ.3 رويكرد غرب جديد در جبهه تشيع
پروژه تشيع وهابي با وهابيت ايراني
سرمداران غرب جديد به دنبال سست كردن عقايد و آموزه هاي شيعي به خصوص شهادت طلبي عاشورايي و انتظارخواهي
مهدوي اند. نوك پيكان اين حركت
آرا و نظرات فوكوياما درباره پايان تاريخ است . ده ها سايت و كانال ماهواره اي در اين باره فعاليت و
شبهه پراكني مي نمايند. اينان از پول و امكانات عربستان
در تلاش براي يك جنگ سايبرناتيك استفاده كرده و با خرج مسلمين
وهابيت
عربستاني ترويج مي كنند و حتي به دنبال وهابي كردن عقايد شيعي به دست روشنفكران غرب زده اند. زير سئوال بردن زيارت
شهادت
شفاعت
مغايرت امامت با دموكراسي و زيارت جمكران با مدرنيسم و... را در گفته ها و نوشته هاي اينان مي توان ديد. در كنار اينها
از
فيلم ها و بازي هاي كامپيوتري مخرب نمي توان گذشت كه بي شمارند.
2 ـ.3 رويكرد غرب جديد در جهان سني
منزوي سازي حركت شيعي و بي اعتبار كردن آن
غرب جديد
در جهان سني چندين دستور كار براي انزواي خيزش شيعي دارد :
از يك سو با تابلو كردن القاعده و ستاره كردن بن لادن و زرقاوي و نمايندگان تناوبي آنها
تنها به دنبال يافتن بهانه اي براي تهاجم به
جهان اسلام نيست
بلكه به دنبال خارج كردن پرچم مقاومت و خيزش از دست شيعه و سپردن به دست مبارزاني توهمي و پوشالي چون
بن لادن مي باشد. اگر پرچم خيزش عليه غرب صهيونيست به دوش امام خميني و پيروان او باشد
جريان راستيني است كه تا فتح
قله هاي استكبار ادامه مي يابد. اما غرب با ستاره كردن كساني مثل صدام و بن لادن و.... براي طيف بنيادگراي مسلمان
مي تواند به
خوبي
آن را كنترل كند و چهره اي مضحك
غيرانساني و غيرامروزي هم از اصول گرايي اسلامي در دنياي امروز نمايش دهد واقعا القاعده
و صدام و.... كدام حركت ضد غرب را سامان دادند !! جز اينكه به مقاصد آنها كمك كردند و در گام بعد
شمشير آنها بر عليه تشيع (نه
جريان صهيونيسم ) شدند. صدور فتوا از سوي مفتيان وهابي براي قتل شيعيان از جمله اين تلاش هاست .
از آن سو
حركت شيعي را كه تنها حركت ضد صهيونيسم است
در مقابل با اهل سنت قرار مي دهد و از هلال شيعي سخن مي گويد و
چنين مي نماياند كه هلال شيعي در مقابل اهل سنت است ! به همت شوراي روابط خارجي آمريكا
همايشي به نام « بروز هلال شيعي و
تاثيرات آن بر خاورميانه و سياست هاي آمريكا » برگزار مي شود كه سخنرانان به طرح ديدگاه هاي خود درباره نفوذ تشيع در كشورهاي
خاورميانه و نقش ايران در اين ميان و سياست هاي آمريكا براي مواجهه با اين پديده مي پردازند و از طرف ديگر در همان زمان
يونگي
پريماكف
نخست وزير اسبق روسيه در آن سوي دنيا واداشته مي شود كه در موسسه خيريه ملك فيصل از ايجاد كمربند شيعي در منطقه
هشدار دهد! در فاصله اندكي همين سخنان از سوي پادشاه اردن و ساير سياسيون عرب تكرار مي شود. اثر چنين رسوباتي در جهان سني
اين است كه مثلا حزب الله لبنان در 33 روز اسرائيل را شكست مي دهد
اما چندين ماه است كه در درگيري هاي داخلي معطل است ; چون
تبليغات مسموم
حزب الله را ضد سني و منازعه را قومي و مذهبي جلوه داده است !
گام ديگر اينكه در پروژه هاي به طور جدي سعي دارند
اساسا شيعه را ايراني و تشيع را مساوي اسلام مجوسي جلوه دهند. در اين
باره
تلاش هاي بسيار زيادي صورت داده اند كه آخرين تلاش آنها
توليد فيلم 300 مي باشد .
اثر اين راهبرد اين مي شود كه مثلا دولت نوري المالكي به علت شيعه بودن اگرچه مورد حمايت ظاهري آمريكاست
اما از سوي
جهان عرب تاكنون به رسميت شناخته نشده است .
3 ـ.3 رويكرد غرب جديد در جهان مسيحي
متشيع سازي مسيحيت
جالب اينكه اين تفكر
وقتي با دنياي مسيحي مواجه مي شود
سعي مي كند آموزه هاي شيعي را به نفع خود و مسيحيان را به شكل
شيعي بسيج كند. غلامعلي افروز مي گويد :
در كليسايي در كشوري اروپايي ديدم پدر روحاني چيزي مي خواند و مردم هم سينه مي زنند! وي در جواب گفت اين كار را از شيعيان
اقتباس كرده است . اين عمل در چند كليساي ديگر نيز تقليد مي شود. در فيلم مصائب مسيح كه فيلمي كاتوليكي است
باز اين را مي يابيم
كه از آموزه هايي مثل ثاراللهي بودن
تبرك به خون و اشك آسمان و.... استفاده مي شود.
از كمپ انجيلي تحت عنوان « بچه ها در آتش » است كه بچه هاي مسيحي را براي abc جديدترين كد در اين باره
مستند شبكه
شهادت طلبي براي ظهور مسيح آماده مي نمايد.
پي نوشت :
.1 در اين باره ر . ك : مطهري
مرتضي
خدمات متقابل اسلام و ايران .
از زمان پهلوي اول
مقابله با تشيع و آموزه هاي آن در دستور كار قرار گرفت و غرب زدگي جاي مظاهر شيعي نشست . اما با انقلاب
اسلامي
اين حركت سركوب شد و حكومتي براساس آموزه هاي شيعي پديد آمد كه هسته اصلي تشيع در قرن معاصر گرديد و به
خيزش هاي شيعي ديگري در عراق
لبنان
فلسطين
يمن و.... منجر شد. وجهه اصلي اين حركت شيعي
استكبارستيزي مبتني بر
آموزه هاي شيعي است .
مواجهه غرب با جهان اسلام را مي توان به سه دوره مهم تقسيم كرد : الف ـ دوره جنگ هاي صليبي
ب ـ دوره استعمار
هم زمان با
انقلاب صنعتي در غرب
ج ـ از تاسيس دولت اسرائيل به دست غرب تاكنون .
دوره اخير
دوره غرب جديد است كه براي يافتن مختصات آن
بايد تاريخ را گذرا نظاره كنيم .
غرب جديد از يك سو با تابلو كردن القاعده و ستاره كردن بن لادن و زرقاوي و نمايندگان تناوبي آنها
تنها به دنبال يافتن بهانه اي براي
تهاجم به جهان اسلام نيست
بلكه به دنبال خارج كردن پرچم مقاومت و خيزش از دست شيعه و سپردن به دست مبارزاني توهمي و
پوشالي چون بن لادن مي باشد.
ائتلافات راست مسيحي با راست سياسي در داخل حزب جمهوري خواه
تشكلي را به وجود آورد كه به نام « حزب الله آمريكا » شناخته
مي شود . رونالد ريگان
نامزد حزب جمهوري خواه در سال 1980 با كشيش بيلي گراهام
رهبر سازمان اكثريت اخلاقي ائتلاف نمود و
بدين ترتيب در انتخابات پيروز شد.
از ابتداي سال 1355 ش رشد و گسترش مسيحيت سياسي بنيادگرا ـ اصطلاحا راست مسيحي ـ شدت گرفت . به طوري كه بين يك
پنجم تا يك سوم آمريكاييان از نو غسل تعميد به جاي آوردند كه به « مسيحيان از نو متولد شده » معروفند.

|