روزنامه جمهوري اسلامي 26/12/1386 صفحه مقالات

  • حكمت ها در بيان مولا
  • اهل بيت (ع ) در نهج البلاغه
  • پروا پيشگي و احساس مسئوليت در نهج البلاغه علي (ع )
  • *****
    حكمت ها در بيان مولا




  • حكمت 13
    روش استفاده از نعمت ها (اخلاقي معنوي )
    و قال (عليه السلام ). اذا وصلت اليكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقله الشكر.
    و درود خدا بر او فرمود : چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد.

  • *****
    اهل بيت (ع ) در نهج البلاغه




  • نوشته : صائب عبدالحميد
    ترجمه : عبدالله اميني
    نصوص امامت در نهج البلاغه
    اهميت تشريعي ـ عقيدتي امامت تنها علت و انگيزه بيان اين همه روايت در سخنان و خطبه هاي امام علي عليه السلام نيست بلكه واقعيت تاريخي كه از دو سو ـ يعني مفهوم عقيدتي و مصداق واقعي امامت ـ اين موضوع را در برگرفته نقش بسياري در تلاش براي كشف اين امر و روشن كردن اهميت و مشخص نمودن مصاديق امامت داشته است ; به گونه اي كه تمامي ابزار و روش هاي استوار كردن مطلب و دقت نظر و تاكيد و تمركز به كار گرفته شده و با شرح و توضيح مفصل از عاقبت غفلت و پيمودن راهي ديگر بيم و هشدار بسيار داده شده است .
    امتي كه در بسياري از ]و مسايل را به طور شفاف توضيح داد[ نخست آن كه اميرمومنان در ايام خلافتش مقابل گروهي از امت مي ايستاد امور مهم دچار سر درگمي شده و مفاهيم براي آنها مغشوش و درهم و برهم شده بود تا آن اندازه كه دچار وحشت و سرگرداني شده نگذشته بود و بسياري از افراد پيامبرصلي الله عليه وآله را ديده و سخنان زيادي از او] از حيات پيغمبر[بودند.به رغم آن كه زمان چندان شنيده بودند ـ كه آنان را از سرگشتگي و سرگرداني در كار خود مي رهاند ـ اما آن روزها بلكه آن سال ها اين ويژگي را داشت كه بسيار مه آلود بود و صورت شفاف مسايل را مي پوشاند.
    زيرا بسياري از نيازها و شرايط بودن زير]و ناگزير به اداي توضيحات بود[ امام در برابر اينان كه زير پرچم او مي جنگيدند مي ايستاد پرچم امام ـ كه شايسته بود بدانند ـ از فهمشان پوشيده مانده بود آن چنان كه گاه برخي در اين امر دچار ترديد مي شدند يا با اولويتي ديگر آن را برابر مي شمردند.
    امام عليه السلام با تاسف و افسوس فراوان در مقابل آنها مي ايستاد و برايشان خطبه مي خواند و از خود و اهل بيتش سخن مي گفت تا آنچه را از خاطرشان فراموش شده بود به يادشان بياورد. آنجا كه مي فرمود :
    پس كجا مي رويد و كي باز مي گرديد ! و حال آن كه علامت ها برپا و دليل ها هويدا و نشانه ها پا برجاست . گمراهي تا كجا ! سرگشتگي تا كي و چرا در حالي كه خاندان پيامبرتان ميان شمايند كه زمامداران حق و يقين و پيشوايان دين هستند و با گفتار راست قرين اند. پس هم چون قرآن حرمت آنان را به خوبي در دل نگه داريد و چون شتران تشنه كه به آبشخور مي روند روي به آنان آريد! . » (1 )
    اينها واژه هايي شگفت آور و سخناني رسا هستند كه معاني آن بي عيب و نقص بوده و از غفلت عموم مردم از مبادي اصيل رسالت اسلام پرده برمي دارد.
    اميرمومنان در ايام خلافتش مقابل گروهي از امت مي ايستاد و مسايل را به طور شفاف توضيح مي داد امتي كه در بسياري از امور مهم دچار سر درگمي شده و مفاهيم براي آنها مغشوش و درهم و برهم شده بود

  • *****
    پروا پيشگي و احساس مسئوليت در نهج البلاغه علي (ع )




  • علي كرمي
    بخش دوم و پاياني
    اشاره : بخش نخست مقاله « پرواپيشگي و احساس مسئوليت در نهج البلاغه (ع ) » را روز يكشنبه 19 اسفند 86 در صفحه آفتاب هدايت مطالعه فرموديد آنچه پيش روي شماست بخش دوم و پاياني مقاله موردنظر است كه از نظر شما خوبان مي گذرد :
    ويژگي هاي تقواي راستين
    تقوا و پرواي مورد نظر نهج البلاغه كه داراي اين آثار سازنده و اوج بخش و انسان پرور است و راز رشد و پيشرفت جامعه ها و مايه ماندگاري قدرت ها و دولت هاست پرواي راستين است نه دروغين ; و اين پروا داراي ويژگي هايي است كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي نمائيم :
    1 ـ پرواي راهنما نه گمراهگر
    پرواي رشد دهنده اي كه از آن سخن رفت پروايي است كه دليل و راهنماي فرد و جامعه به سوي راستي درستي ايمان عدالت آزادي رستگاري شناخت صواب از ناصواب و حقيقت از سراب است نه ابزار فريب و گمراهگري : « ... ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانالله »
    اما پرواي فريب آن پروايي است كه با هر دروغ و جنايتي نه تنها مي سازد كه براي رسيدن به هواهاي جاه طلبانه آن را زيركي و هوشمندي مي شمارد. و نه تنها ايمان و پروا كه همه واژه هاي مقدس و ارزش هاي والاي ديني را ابزار فريب و تخدير قرار مي دهد.
    به همين جهت اگر به تاريخ بنگريم چهره هايي را كه هيچ رابطه اي با تقوا ايمان آزادي و عدالت نداشته اند مي بابيم كه بر فراز منبرها و خطبه جمعه ها و پشت تريبون هاي رسمي و دولتي مردم را به تقوا مي خواندند و سفارش به آن مي نمودند.
    و در كنار اين خودكامگان سياهكار عالمان و روشنفكران دنيا طلب و ظاهربين و سطحي و خمود را نيز مي بابيم كه ابزار سلطه آنان هستند و جنايت هاي وحشتناك آنان را توجيه مي كنند و آنان را اهل دين و سايه خدا جا مي زنند تا پايه هاي استبداد را استوار سازند. اين تقواي فريب است و عامل تخدير و انحطاط .
    حضرت امير مومنان ـ علي عليه السلام ـ در هشدار از اين پرواي دروغين مي فرمايند.
    « قصم ظهري عالم متتهك و جاهل متنسك ; فالجاهل يغش الناس بتنسكه و العالم ينفرهم بتهتكه ... »
    « عالم بي پروا و دريده و جاهل زاهدنما و افراطي پشت مرا شكستند نادان ظاهربين و سطحي نگر بمقدس مآبي خود مردم را مي فريبد و دانشمند بي پروا و دريده با كردار زشت خويش مردم را از دين مي گريزاند. »
    پيامبر گرامي اسلام نيز در اين باره هشدار داده اند :
    « سيكون بعدي امرا يعطون الحكمه علي منابرهم و قلوبهم انتن من الجيف »
    « پس از من فرمانرواياني خواهند آمد كه بر فراز منبرهاي خود سخنان حكيمانه و زيبا مي گويند اما دل و وجودشان گندزاتر از مردار عفونت زده است . »
    2 ـ پرواي آگاهي و بينش
    پرواي مورد نظر نهج البلاغه پرواي بينش است و آگاهي ; نه جهالت كج انديشي جمود سطحي نگري و دنباله روي . تجسم اين پروا را قرآن نشان مي دهد كه فرد و جامعه آراسته به آن چگونه در كوران فتنه ها و وسوسه ها به بركت آن به بينش مي رسند و راه مي يابند :
    « ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون »
    « در حقيقت كساني كه از خدا پروا دارند چون وسوسه اي از جانب شيطان بديشان رسد خدا را به ياد آرند و به ناگاه بينا شوند. »


    اما پرواي فريب ; ظاهري است بدون عمق و محتوا و افراط كاري است در گفتار و آداب و رسوم بدون بينش و نگرش به هدف ها و آرمان ها و پيام ها و جهت هاي آن . اميرمومنان ـ علي عليه السلام ـ در وصف اين گونه افراد مي فرمايند :
    « به سان خر آسيابان هستند كه به دور خود مي چرخند و راه به جايي نمي برند. »
    تجسم بارز و علني پرواي فريب خوارج هستند كه در خشك مغزي و تاريك انديشي و جمود و خودـ محوري در تاريخ مشهورند.
    آنان پيشاني هايشان از طول سجده ها پينه بسته بود و در زانوهايشان آثار نماز نمايان ; لباسشان ساده و كهنه بود و قيافه هايشان چابك و آماده و (براي پيكار در راه خدا) در عين حال دل ها و زبان ها خشن و تند و افراطي و عملكردها سخت ظالمانه و تجاوزكارانه .
    3 ـ پرواي امنيت بخش نه اسارت آور
    از پروا دو برداشت و دو تصوير ارائه شده است :
    يك برداشت پروا را انزواطلبي كناره گيري از عرصه زندگي اجتماعي و گريز از محيط مي داند. اما برداشت ديگر آن است كه فرد و جامعه بايد به ميدان برود و همه جا حضور داشته باشد و تدبيري بينديشد و به روح و جان و قلب و اخلاق و ايماني آراسته گردد كه مصونيت پيدا كند و به ديگران نيز مصونيت ببخشد. آن يكي پرواي اسارت آور و محدودساز است و اين يكي پرواي ايمني بخش و رشد دهنده .
    حضرت اميرمومنان ـ علي عليه السلام ـ مي فرمايند : « الا فصونوه ا و تصونوابهالله »
    « به هوش باشيد كه هم حق پروا را پاس داريد و هم به وسيله آن براي خود امنيت و مصونيت در برابروسوسه ها و عوامل سقوط پديد آوريد » .
    4 ـ پرواي پايداري نه گريز
    پرواي اوج بخش و رشد دهنده كه راز پيروزي و سرفرازي جامعه هاست پرواي پايداري و ستم ستيزي است نه پرواي فرار و گريز از برابر ستم كاري ها و حق كشي ها و...
    چنان كه حضرت اميرمومنان ـ علي (ع ) ـ در بيان روشنگر و زيبايي مي فرمايند :
    « ان الجهاد باب من ابواب الجنه ... و هو لباس التقوي ... »
    « جهاد و تلاش در راه حق دري است از درهاي بهشت كه خدا آن را به روي دوستان ويژه اش گشوده است و جامه پروا و پرواپيشگي است كه برتن آنان پوشيده است ... »
    تجسم بارز و علني پرواي فريب خوارج هستند كه در خشك مغزي و تاريك انديشي و جمود و خودمحوري در تاريخ مشهورند
    پرواي اوج بخش و رشددهنده كه راز پيروزي و سرافرازي جامعه هاست پرواي پايداري و ستم ستيزي نه پرواي فرار و گريز از برابر ستم كاري ها و حق كشي ها و...
    جهاد و تلاش در راه حق دري است از درهاي بهشت كه خدا آن را به روي دوستان ويژه اش گشوده است و جامه پوا و پرواپيشگي است كه بر تن آنان پوشيده است