
حكمت 13
روش استفاده از نعمت ها (اخلاقي
معنوي )
و قال (عليه السلام ). اذا وصلت اليكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقله الشكر.
و درود خدا بر او
فرمود : چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد
با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد.

*****
اهل بيت (ع ) در نهج البلاغه
|

نوشته : صائب عبدالحميد
ترجمه : عبدالله اميني
نصوص امامت در نهج البلاغه
اهميت تشريعي ـ عقيدتي امامت
تنها علت و انگيزه بيان اين همه روايت در سخنان و خطبه هاي امام علي عليه السلام نيست
بلكه
واقعيت تاريخي كه از دو سو ـ يعني مفهوم عقيدتي و مصداق واقعي امامت ـ اين موضوع را در برگرفته
نقش بسياري در تلاش براي
كشف اين امر و روشن كردن اهميت و مشخص نمودن مصاديق امامت داشته است ; به گونه اي كه تمامي ابزار و روش هاي استوار كردن
مطلب و دقت نظر و تاكيد و تمركز به كار گرفته شده و با شرح و توضيح مفصل
از عاقبت غفلت و پيمودن راهي ديگر
بيم و هشدار
بسيار داده شده است .
امتي كه در بسياري از ]و مسايل را به طور شفاف توضيح داد[ نخست آن كه اميرمومنان در ايام خلافتش
مقابل گروهي از امت مي ايستاد
امور مهم
دچار سر درگمي شده و مفاهيم براي آنها مغشوش و درهم و برهم شده بود
تا آن اندازه كه دچار وحشت و سرگرداني شده
نگذشته بود و بسياري از افراد
پيامبرصلي الله عليه وآله را ديده و سخنان زيادي از او] از حيات پيغمبر[بودند.به رغم آن كه زمان چندان
شنيده بودند ـ كه آنان را از سرگشتگي و سرگرداني در كار خود مي رهاند ـ اما آن روزها
بلكه آن سال ها اين ويژگي را داشت كه بسيار مه
آلود بود و صورت شفاف مسايل را مي پوشاند.
زيرا بسياري از نيازها و شرايط بودن زير]و ناگزير به اداي توضيحات بود[ امام در برابر اينان كه زير پرچم او مي جنگيدند
مي ايستاد
پرچم امام ـ كه شايسته بود بدانند ـ از فهمشان پوشيده مانده بود
آن چنان كه گاه برخي در اين امر دچار ترديد مي شدند
يا با اولويتي
ديگر آن را برابر مي شمردند.
امام عليه السلام با تاسف و افسوس فراوان در مقابل آنها مي ايستاد و برايشان خطبه مي خواند و از خود و اهل بيتش سخن مي گفت
تا
آنچه را از خاطرشان فراموش شده بود
به يادشان بياورد. آنجا كه مي فرمود :
پس
كجا مي رويد و كي باز مي گرديد ! و حال آن كه علامت ها برپا و دليل ها هويدا و نشانه ها پا برجاست . گمراهي تا كجا ! سرگشتگي
تا كي و چرا در حالي كه خاندان پيامبرتان ميان شمايند كه زمامداران حق و يقين و پيشوايان دين هستند و با گفتار راست قرين اند. پس
هم چون قرآن
حرمت آنان را به خوبي در دل نگه داريد و چون شتران تشنه كه به آبشخور مي روند
روي به آنان آريد! . » (1 )
اينها واژه هايي شگفت آور و سخناني رسا هستند كه معاني آن بي عيب و نقص بوده و از غفلت عموم مردم از مبادي اصيل رسالت
اسلام
پرده برمي دارد.
اميرمومنان در ايام خلافتش
مقابل گروهي از امت مي ايستاد و مسايل را به طور شفاف توضيح مي داد
امتي كه در بسياري از امور
مهم
دچار سر درگمي شده و مفاهيم براي آنها مغشوش و درهم و برهم شده بود

*****
پروا پيشگي و احساس مسئوليت
در نهج البلاغه علي (ع )
|

علي كرمي
بخش دوم و پاياني
اشاره : بخش نخست مقاله « پرواپيشگي و احساس مسئوليت در نهج البلاغه (ع ) » را روز يكشنبه 19 اسفند 86 در صفحه آفتاب
هدايت مطالعه فرموديد
آنچه پيش روي شماست بخش دوم و پاياني مقاله موردنظر است كه از نظر شما خوبان مي گذرد :
ويژگي هاي تقواي راستين
تقوا و پرواي مورد نظر نهج البلاغه كه داراي اين آثار سازنده و اوج بخش و انسان پرور است و راز رشد و پيشرفت جامعه ها و مايه
ماندگاري قدرت ها و دولت هاست
پرواي راستين است نه دروغين ; و اين پروا داراي ويژگي هايي است كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي
نمائيم :
1 ـ پرواي راهنما
نه گمراهگر
پرواي رشد دهنده اي كه از آن سخن رفت
پروايي است كه دليل و راهنماي فرد و جامعه به سوي راستي
درستي
ايمان
عدالت
آزادي
رستگاري
شناخت صواب از ناصواب و حقيقت از سراب است
نه ابزار فريب و گمراهگري : « ... ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانالله »
اما پرواي فريب
آن پروايي است كه با هر دروغ و جنايتي نه تنها مي سازد
كه براي رسيدن به هواهاي جاه طلبانه
آن را زيركي و
هوشمندي مي شمارد. و نه تنها ايمان و پروا
كه همه واژه هاي مقدس و ارزش هاي والاي ديني را ابزار فريب و تخدير قرار مي دهد.
به همين جهت اگر به تاريخ بنگريم
چهره هايي را كه هيچ رابطه اي با تقوا
ايمان
آزادي و عدالت نداشته اند
مي بابيم كه بر فراز
منبرها و خطبه جمعه ها و پشت تريبون هاي رسمي و دولتي
مردم را به تقوا مي خواندند و سفارش به آن مي نمودند.
و در كنار اين خودكامگان سياهكار
عالمان و روشنفكران دنيا طلب و ظاهربين و سطحي و خمود را نيز مي بابيم كه ابزار سلطه آنان
هستند و جنايت هاي وحشتناك آنان را توجيه مي كنند و آنان را اهل دين
و سايه خدا جا مي زنند تا پايه هاي استبداد را استوار سازند.
اين
تقواي فريب است و عامل تخدير و انحطاط .
حضرت امير مومنان ـ علي عليه السلام ـ در هشدار از اين پرواي دروغين مي فرمايند.
« قصم ظهري عالم متتهك و جاهل متنسك ; فالجاهل يغش الناس بتنسكه و العالم ينفرهم بتهتكه ... »
« عالم بي پروا و دريده
و جاهل زاهدنما و افراطي پشت مرا شكستند
نادان ظاهربين و سطحي نگر بمقدس مآبي خود
مردم را
مي فريبد و دانشمند بي پروا و دريده با كردار زشت خويش مردم را از دين مي گريزاند. »
پيامبر گرامي اسلام نيز در اين باره هشدار داده اند :
« سيكون بعدي امرا يعطون الحكمه علي منابرهم و قلوبهم انتن من الجيف »
« پس از من فرمانرواياني خواهند آمد كه بر فراز منبرهاي خود سخنان حكيمانه و زيبا مي گويند
اما دل و وجودشان گندزاتر از مردار
عفونت زده است . »
2 ـ پرواي آگاهي و بينش
پرواي مورد نظر نهج البلاغه
پرواي بينش است و آگاهي ; نه جهالت
كج انديشي
جمود
سطحي نگري و دنباله روي . تجسم اين
پروا را قرآن نشان مي دهد
كه فرد و جامعه آراسته به آن چگونه در كوران فتنه ها و وسوسه ها
به بركت آن به بينش مي رسند و راه
مي يابند :
« ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون »
« در حقيقت كساني كه از خدا پروا دارند
چون وسوسه اي از جانب شيطان بديشان رسد
خدا را به ياد آرند و به ناگاه بينا شوند. »

اما پرواي فريب ; ظاهري است بدون عمق و محتوا و افراط كاري است در گفتار و آداب و رسوم
بدون بينش و نگرش به هدف ها و
آرمان ها و پيام ها و جهت هاي آن . اميرمومنان ـ علي عليه السلام ـ در وصف اين گونه افراد مي فرمايند :
« به سان خر آسيابان هستند كه به دور خود مي چرخند و راه به جايي نمي برند. »
تجسم بارز و علني پرواي فريب
خوارج هستند كه در خشك مغزي و تاريك انديشي و جمود و خودـ محوري در تاريخ مشهورند.
آنان
پيشاني هايشان از طول سجده ها پينه بسته بود و در زانوهايشان آثار نماز نمايان ; لباسشان ساده و كهنه بود و قيافه هايشان
چابك و آماده و (براي پيكار در راه خدا) در عين حال دل ها و زبان ها خشن و تند و افراطي
و عملكردها سخت ظالمانه و تجاوزكارانه .
3 ـ پرواي امنيت بخش
نه اسارت آور
از پروا دو برداشت و دو تصوير ارائه شده است :
يك برداشت
پروا را انزواطلبي
كناره گيري از عرصه زندگي اجتماعي و گريز از محيط مي داند. اما برداشت ديگر
آن است كه فرد و
جامعه بايد به ميدان برود و همه جا حضور داشته باشد و تدبيري بينديشد و به روح و جان و قلب و اخلاق و ايماني آراسته گردد كه
مصونيت پيدا كند و به ديگران نيز مصونيت ببخشد. آن يكي پرواي اسارت آور و محدودساز است و اين يكي پرواي ايمني بخش و رشد
دهنده .
حضرت اميرمومنان ـ علي عليه السلام ـ مي فرمايند : « الا فصونوه ا و تصونوابهالله »
« به هوش باشيد كه هم حق پروا را پاس داريد و هم به وسيله آن براي خود امنيت و مصونيت در برابروسوسه ها و عوامل سقوط پديد
آوريد » .
4 ـ پرواي پايداري
نه گريز
پرواي اوج بخش و رشد دهنده كه راز پيروزي و سرفرازي جامعه هاست
پرواي پايداري و ستم ستيزي است نه پرواي فرار و گريز از
برابر ستم كاري ها و حق كشي ها و...
چنان كه حضرت اميرمومنان ـ علي (ع ) ـ در بيان روشنگر و زيبايي مي فرمايند :
« ان الجهاد باب من ابواب الجنه ... و هو لباس التقوي ... »
« جهاد و تلاش در راه حق
دري است از درهاي بهشت كه خدا آن را به روي دوستان ويژه اش گشوده است و جامه پروا و پرواپيشگي است
كه برتن آنان پوشيده است ... »
تجسم بارز و علني پرواي فريب
خوارج هستند كه در خشك مغزي و تاريك انديشي و جمود و خودمحوري در
تاريخ مشهورند
پرواي اوج بخش و رشددهنده كه راز پيروزي و سرافرازي جامعه هاست
پرواي پايداري و ستم ستيزي
نه پرواي
فرار و گريز از برابر ستم كاري ها و حق كشي ها و...
جهاد و تلاش در راه حق
دري است از درهاي بهشت كه خدا آن را به روي دوستان ويژه اش گشوده است و جامه پوا
و پرواپيشگي است كه بر تن آنان پوشيده است

| | |