روزنامه جمهوري اسلامي 21/12/1386 صفحه سياسي
*****
حضور ويرانگر صهيونيست ها در عراق




  • با گشايش دفتر روزنامه صهيونيستي « هاآرتص » در عراق حضور صهيونيست ها در عراق ابعاد آشكاري به خود گرفته است . اگر چه حضور صهيونيست ها در عراق و بويژه در كردستان عراق پديده اي مربوط به گذشته است لكن جلوه هاي حضور ويرانگر رژيم صهيونيستي در عراق طي سالهاي اشغال اين كشور به قدري وقيح و علني شده كه شايد از اين پس حتي پرده پوشي در اين مقوله امكان پذير هم نباشد.
    حضور صهيونيست ها در عراق طيف وسيعي از مقولات از جمله در قلمرو مسائل امنيتي نظامي تسليحاتي اقتصادي تجاري نفتي و جاسوسي را دربرمي گيرد . و اخيرا رژيم صهيونيستي 60 تانك ضد مين و ضد آرپي جي را به نيروهاي نظامي آمريكا در عراق تحويل نمود. البته خصوصيات ادعائي صهيونيست ها عينا با واقعيت ها تطبيق نمي كرد چون گفته مي شود كه دستكم يكي از اين تانكهاي جديد التحويل بر اثر اصابت آرپي جي از كار افتاده است .
    نقش اسرائيل در عراق به قدري آشكار است كه اطلاع رساني در اين مقوله به صفحات روزنامه هاي عراق و منطقه نيز كشيده شده است . روزنامه عراقي « البينه الجديده » درباره نقش دلالان اسرائيلي جهت تامين اسلحه براي اشغالگران به افشاگري پرداخته و تصريح مي كند بخش اعظم دلالان اسلحه كه موفق به دريافت سفارشاتي از اشغالگران عراق مي شوند اسرائيلي هستند كه با حمايت آشكار و نهان مراكز تصميم گيرنده در پنتاگون به معاملات پرسود اسلحه دست پيدا مي كنند.
    تقريبا بدون استثنا تمامي صهيونيست هائي كه عازم عراق شده اند و يا در اين كشور فعاليت دارند با استفاده از گذرنامه هاي اروپائي و حتي عربي ! و با نامهاي جعلي وارد عراق شده اند و عموما ماهيت واقعي آنها براي دولت مركزي عراق هم ناشناخته باقي مي ماند.
    براساس ارزيابي هاي آماري دستكم 250 صهيونيست در طول سالهاي اخير تحت پوشش شركتهاي مختلف و تجار بيگانه به عراق سفر كرده اند اما شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه ارقام واقعي حضور اتباع اسرائيل در عراق بايستي چندين برابر اين آمار باشد. بررسي ابعاد حضور اسرائيل در عراق نشان مي دهد كه تقريبا در هر موردي كه زمينه اي براي كار و فعاليت در عراق وجود داشته صهيونيست ها در صدر فهرست شركتهاي طرف قرارداد اشغالگران قرار دارند و از اين فرصتهاي طلائي براي تثبيت حضور اسرائيل در عراق و منطقه بهره برده اند. بيشترين موارد حضور اسرائيل در عراق در چارچوب عمليات جاسوسي فعاليتهاي اطلاعاتي و نقش آفريني در زمينه هاي امنيتي ـ نظامي و تسليحاتي بوده است .
    بخش اعظم كسانيكه تحت پوشش شركتهاي چند مليتي از جمله شركت « بلك واتر » كه با اهداف اطلاعاتي ـ امنيتي براساس قراردادهاي پنتاگون و ارتش آمريكا در عراق حضور دارند و به فعاليتهاي جاسوسي ـ اطلاعاتي سرگرمند از عناصر « موساد » و « شين بت » هستند. اگر چه « شين بت » سازمان اطلاعات و امنيت داخلي اسرائيل است ولي مقامات تل آويو ترجيح مي دهند كه بهر قيمت ممكن در شرايط كنوني بيشترين نفرات خود را براي تامين نياز طرحهاي مشترك با آمريكا در عراق در اختيار بگذارند تا ضمن كمك به طرح ها از نوعي فرصت كارآموزي و كارورزي عملي هم برخوردار شوند. با وجود اين ابعاد اعلام نياز اشغالگران به نيروهاي اطلاعاتي و جاسوسي اسرائيل به حدي است كه صهيونيست ها براي پاسخگوئي به اين نيازها حتي به افسران بازنشسته و كسانيكه سالها از فعاليتهاي جاسوسي ـ امنيتي فاصله گرفته اند توصيه مي كنند كه بهرصورت ممكن يا در پوشش يك شركت جديد و يا با پيوستن به تشكلهاي اطلاعاتي اسرائيل در خدمت ماشين جنگي اشغالگران عراق قرار بگيرند.
    اهميت اين موضوع زماني آشكارتر مي شود كه بدانيم اين قبيل شركتهاي باصطلاح امنيتي عهده دار تمامي مسئوليت ها و اختيارات مربوط به قلمرو حضور اشغالگران هستند و به تمامي اطلاعات طبقه بندي شده درون دولت عراق دسترسي دارند. معني صريح اين عبارت آنست كه اسرائيل با نفوذ دادن عناصر موساد در ساختار شركتهاي باصطلاح امنيتي آمريكا در عراق فرصت دارد كه تمامي اطلاعات سري و فوق سري دولت عراق و همسايگان عراق را از اين طريق در اختيار بگيرد و در فرصت مناسب از آن در جهت اهداف توسعه طلبانه اش سو استفاده كند. با اينهمه ابعاد حضور اسرائيل در عراق فقط به جهات امنيتي اطلاعاتي نظامي و تسليحاتي محدود نمي شود بلكه بخش قابل توجه اي از حضور اسرائيل تحت پوشش فعاليتهاي عمراني در جهت بازسازي عراق صورت مي گيرد كه نيروهاي اطلاعاتي اسرائيل با سو استفاده از همين فرصتها به عراق سرازير شده اند و در تاروپود شبكه گسترده اشغالگران در عراق رخنه كرده اند و از همين فرصتهاي طلائي براي تامين اهداف استراتژيك اسرائيل در عراق و ساير كشورهاي عربي استفاده مي كنند.
    فعاليت شركتهاي اسرائيلي و يا آندسته از شركتهاي اروپائي ـ آمريكائي كه با حضور عناصر صهيونيستي به تامين نيازهاي استراتژيك اسرائيل سرگرمند عمدتا در مقوله نفت و انرژي و همچنين آموزش نيروي انساني در عراق متمركز است .
    هم اكنون 2 شركت نفتي براي انتقال نفت عراق به اسرائيل در تلاشند و در عين حال براي احياي خط لوله نفت « حيفا » و حتي در صورت امكان احداث يك خط لوله جديد نفت براي تامين نيازهاي نفتي اسرائيل به مذاكره پرداخته اند. البته اين خط لوله قرار است از طريق تركيه به سواحل درياي سياه و مديترانه وصل شود ولي در اصل يك طرح استراتژيك اسرائيلي براي تامين نفت اسرائيل از عراق است .
    تا اين مرحله پي برديم كه ابعاد حضور اسرائيل در عراق تا چه اندازه گسترده است اما يك سئوال مطرح در اين مقوله اينست كه حجم عمليات مالي ـ اقتصادي اسرائيل در عراق چقدر است اخيرا مقامات واشنگتن و مقامات آمريكائي مرتبط با مسائل اشغال عراق اعتراف كرده اند كه 46 ميليارد دلار از درآمدهاي عراق از طريق فروش نفت به كلي ناپديد شده و در رديابي هاي آن از طريق حسابرسي هاي ارزي هيچ اثري از آن در دفاتر مالي دولت عراق و خزانه مركزي اين كشور ثبت و ديده نشده است . اگرچه برخي مقامات عراقي و حسابرسان بيطرف و مستقل معقتدند كه ميزان واقعي بسيار فراتر از اين رقم است ولي اعتقاد عمومي براينست كه اين رقم شامل همان مواردي است كه مستقيما در اختيار صهيونيستها قرار گرفته است . بعلاوه نبايد از نظر دور داشت كه بخش اعظم منافع اقتصادي اسرائيل از گردش مالي عراق در چارچوب طرحهائي تامين مي شود كه از طريق شركتهاي چند مليتي و در پوشش قراردادهائي كه توسط اشغالگران عراق منعقد شده و مي شود در اختيار رژيم تل آويو يا شركتهاي تحت پوشش اسرائيل قرار مي گيرد. براي مثال در قلمرو نفت و انرژي خدمات مورد نياز ارتش آمريكا در عراق يا موارد مشابه يك شركت آمريكائي برنده اصلي مناقصه مي شود ولي اجزاي پيمان خود را به شركتهاي اسرائيلي واگذار مي كند كه نهايتا مجري اصلي طرح نيز صهيونيستها تلقي مي شوند و منافع اقتصادي آن هم نصيب صهيونيستها مي شود.
    اسرائيل حضور ويرانگر
    ممكن است هنوز هم بعضي افراد نتوانسته باشند ابعاد حضور ويرانگر اسرائيل در عراق را احساس كنند و آثار و تبعات منفي آن هنوز هم برايشان قابل درك نباشد. مسئله اينست كه اسرائيل در مقطع كنوني فعلا به شناسائي مهره چيني ساختارسازي و جمع آوري اطلاعات براي طراحي ابعاد حضور و نقش آينده اش در عراق و منطقه پرداخته و در نتيجه بخش پنهان حضور اسرائيل در عراق هنوز انعكاس بيروني نداشته كه واكنش يا انتقادي را دربرداشته باشد ولي تا اين مرحله نيز آثار و تبعات مداخلات اسرائيل در عراق تكاندهنده است . سازمان جاسوسي « موساد » با تشديد عمليات جاسوسي و با تمركز بر روي رديابي و شناسائي دانشمندان اتمي و استادان دانشگاههاي عراقي تا بحال دستكم 550 تن از آنها را به قتل رسانده است و فضاي رعب انگيزي را ايجاد كرده كه چهره هاي شاخص علمي عراق اميدي به آينده خود ندارند.
    علاوه بر اين با سازماندهي مشترك آمريكا و اسرائيل در جهت تجهيز گروههاي تروريستي براي انجام عمليات منجر به قتل عام مردم عراق اسرائيل مستقيما در قتل مردم عراق نقش داشته و دارد. از سوي ديگر مقادير قابل توجهي از زباله هاي اتمي اسرائيل در پوشش نقل و انتقال كالاهاي بازرگاني و صنعتي وارد عراق شده و در مناطق نامعلومي بدون رعايت اصول ايمني و معيارهاي زيست محيطي دفن شده است .
    سئوال جدي اينست كه آيا واقعا سوابق حضور ويرانگر اسرائيل در عراق فقط به دوران پس از اشغال عراق بازمي گردد پاسخ اين سئوال منفي است . اگرچه ابعاد حضور اسرائيل در عراق در دوران پس از اشغال عراق گسترش يافته است ولي ريشه هاي حضور اسرائيل بويژه در شمال عراق به سالهاي دهه 1350 بازمي گردد . خوبست بررسي اين نكته را از دوران پس از اشغال آغاز كنيم تا به سوابق امر برسيم . ژنرال « جي گارنر » نخستين حاكم آمريكائي عراق كه يك صهيونيست دو آتشه بود زمينه هاي عملي براي حضور اسرائيل در عراق پس از اشغال اين كشور را فراهم كرد. در آن دوره تقريبا بدون استثنا تمامي مقامات ارشد وقت اسرائيل بويژه مقامات موساد و ارتش اسرائيل به عراق سفر كردند و زمينه هاي تخريب تاسيسات هسته اي و مراكز تحقيقات هسته اي عراق را بطور كامل فراهم كردند و تجهيزات موجود در تاسيسات هسته اي عراق و از جمله تاسيسات هسته اي « تموز » را بطور كامل به اسرائيل منتقل كردند. علاوه بر اين خط توليد تسليحات شيميائي عراق را كه با كمك آلمان انگليس هلند و فرانسه احداث شده بود به كلي ويران ساختند.
    اسرائيل حتي بسياري از اسناد و مدارك موجود در دستگاههاي حساس دولتي عراق از جمله وزارت دفاع استخبارات عراق (شبكه مخوف امنيتي صدام ) را ربوده و به فلسطين اشغالي انتقال داد. با اينهمه سوابق حضور اسرائيل بويژه ارتباط صهيونيستها با كردهاي عراق تركيه و ايران به سالهاي دهه 1350 و حتي قبل از آن بازمي گردد كه اسرائيل عليرغم داشتن ارتباط سازمان يافته با تركيه و رژيم ستم شاهي به برقراري ارتباط مستقيم با كردها پرداخته بود مطابق اعترافات « ارتشبد فردوست » در سالهاي اوليه دهه 1350 گروهي از مقامات ارشد ساواك براي گذراندن يك دوره آموزشي به اسرائيل سفر كردند و در بازگشت ضمن ارائه گزارش ماموريت خود يادآور شدند كه در آنجا با عده اي از كردها برخورد كردند كه براي آموزش در اسرائيل به سر مي بردند ولي از طرف ساواك اعزام نشده بودند و ساواك از اين مسئله بكلي بي اطلاع بود. نكته مهمتر اينكه شاه معدوم پس از آگاهي از موضوع دستور داد مسئله مسكوت بماند و بايگاني شود.
    پس از پيروزي انقلاب اسلامي اسرائيل با هماهنگي تركيه اروپا و آمريكا و با بهره گيري از پايگاه هوائي « اينجرليك » توانست طرح استعماري تشكيل دولت كردستان عراق را در پرتو ضعف روزافزون رژيم صدام اجرا كند. اگرچه تركيه در اجراي اين طرح نقش داشت ولي بعدا احزاب كرد تركيه نيز خواستار دستيابي به شرايطي مشابه كردهاي عراق شدند كه با واكنش دولت آنكارا مواجه گرديدند.
    موضوع مهم در اين زمينه اينست كه اسرائيل هم در ماجراي سركوب گروههاي كرد تركيه و هم در چارچوب حمايت از موجوديت آنها نقش اصلي را ايفا كرد. بدين ترتيب عبدالله اوجالان رهبر كردهاي تركيه را در آفريقا شناسائي كرد و ربود و آنرا به تركيه تحويل داد. اكنون مقامات تركيه و رسانه هاي اين كشور گلايه دارند كه حاميان اصلي « پ .ك .ك » اسرائيل و اتحاديه اروپا هستند. ارتباط اين موضوع با عراق اينست كه امروزه كردستان عراق پناهگاه اصلي پ ك ك تلقي مي شود و ارتش تركيه هر چند يكبار عليه كردستان عراق دست به عمليات نظامي مي زند لكن تحت فشار مشترك آمريكا و اروپا وادار به توقف عمليات مي شود. اين پديده در هفته هاي اخير نيز تكرار شد و عليرغم اصرار آنكارا براي تداوم عمليات نظامي ناگهان عقب نشيني كامل تركيه از شمال عراق آغاز شد و مسئله به « نقطه اول » بازگشت ! معني صريح اين نكته آنست كه آمريكا و اسرائيل ضمن برقراري بهترين روابط با تركيه سعي دارند از وجود » پ .ك .ك » بعنوان يك اهرم فشار عليه دولت آنكارا استفاده كنند و امكان وارد كردن فشار بر دولت اسلام گراي تركيه را براي خود حفظ نمايند.
    مسئله اينست كه اسرائيل كردستان عراق را به اصلي ترين پايگاه برون مرزي خود در قلب دنياي عرب تبديل كرده و موضوع حضور در شمال عراق و مناطق كردنشين اين كشور مقوله اي جداگانه و به كلي متفاوت از ساير موارد تلقي مي شود و به همين دليل اسرائيل براي تقويت پايگاه و موقعيت خود در شمال عراق حتي حاضر است مناسبات با تركيه را نيز تحت الشعاع قرار دهد ولي از موقعيت منحصر بفرد و حضور تمام عيار خود در شمال عراق دست برندارد. اسرائيل از اين طريق فرصت خواهد داشت كه با دست بازتري در عراق و منطقه به خرابكاري و دخالت بپردازد.
    جلوه هاي حضور ويرانگر اسرائيل در عراق طي سالهاي اشغال اين شكور به قدري وقيح و علني شده كه شايد از اين پس حتي پرده پوشي در اين مقوله امكان پذير نباشد
    حضور صهيونيست ها در عراق طيف وسيعي از مقولات در قلمرو مسائل امنيتي نظامي تسليحاتي اقتصادي تجاري نفتي و جاسوسي را دربرمي گيرد. با حضور اطلاعاتي اسرائيل در عراق در واقع صهيونيست ها به تمامي اطلاعات طبقه بندي شده درون دولت عراق هم دسترسي دارند
    بخش اعظم دلالان اسلحه كه موفق به دريافت سفارشاتي از اشغالگران عراق شده اند اسرائيلي هستند كه با حمايت آشكار و نهان مراكز تصميم گيرنده در پنتاگون به معاملات پر سود اسلحه دست پيدا مي كنند
    تقريبا بدون استثنا تمامي صهيونيستهائي كه وارد عراق شده اند با گذرنامه هاي اروپائي و حتي عربي ! و با نامهاي جعلي به عراق مي روند و عموما ماهيت واقعي آنها براي دولت مركزي عراق هم ناشناخته است
    بخش اعظم كسانيكه تحت پوشش شركتهاي چند مليتي از جمله « بلك واتر » با اهداف امنيتي ـ اطلاعاتي براساس قراردادهاي پنتاگون و ارتش آمريكا در عراق حضور دارند از عناصر موساد و ساير شبكه هاي اطلاعاتي اسرائيل هستند. اسرائيل در اينمورد حتي بازنشستگان اطلاعاتي را هم بكار گرفته است
    بخش قابل توجهي از حضور اسرائيل تحت پوشش فعاليتهاي باصطلاح عمراني در جهت بازسازي عراق صورت مي گيرد. نيروهاي اطلاعاتي اسرائيل با سواستفاده از همين فرصت ها به عراق سرازير شده اند و در تار و پود شبكه گسترده اشغالگران رخنه كرده اند
    اخيرا مقامات آمريكائي اعتراف كردند كه 46 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي عراق به كلي ناپديد شده و در خزانه واريز نگرديده است . اعتقاد عمومي بر اينست كه اين رقم شامل همان مواردي است كه مستقيما در اختيار صهيونيستها قرار گرفته است
    بخش ديگري از منافع اقتصادي اسرائيل در عراق ناشي از گردش مالي طرحها در پوشش قراردادهائي است كه بطور غيرمستقيم در اختيار شركتهاي اسرائيلي قرار گرفته است . در واقع برنده اصلي مناقصه يك شركت آمريكائي است ولي مجري نهائي صهيونيستها هستند
    سازمان جاسوسي « موساد » با تشديد عمليات جاسوسي و با تمركز بر روي شناسائي دانشمندان اتمي و استادان دانشگاههاي عراق تا بحال دستكم 550 دانشمند عراقي را به قتل رسانده است . اين پديده فضاي رعب انگيزي را ايجاد كرده كه چهره هاي شاخص علمي عراق اميدي به آينده خود ندارند