
پيامبر اكرم (ص ) براي امت اسلامي در تمام اعصار و زمان ها « اسوه حسنه » است
يعني موجودي كامل و داراي همه
خصال و صفات و فضايل و مشخصه هايي كه راهنماي رشد و كمال
بالندگي و پويايي و سعادت و رستگاري در همه
شئون و جلوه هاي حيات ارضي و سمائي مي باشد. قرآن كريم اين گونه به اسوه و الگوي كامل رشد و كمال بودن رسول
خدا (ص ) تصريح مي فرمايد :
« لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه »
« و شما امت اسلامي را در اقتدا به رسول خدا كه اسوه بزرگ الهي است
خير و سعادت نيكو و بسيار خواهد
بود . » (1 )
الگو و اسوه بودن پيامبر اكرم (ص ) نه تنها در عبادت و پرستش
تعليم و تربيت
تقوا و وارستگي
عفو و گذشت
ايثار و فداكاري
و هر موضوع مرتبط با پيوند و ارتباط هاي عاطفي و مادي و معنوي در حيطه زندگي اجتماعي و
اقتصادي
كه در سيره و روش « سياسي » و پيوند خورده با « حكومت » نيز تعميم مي يابد و چه بسا در مسائل سياسي و
حكومتي به دليل وسعت و گستردگي خاصي كه دارد
از منزلت و اهميت بيشتر و نقش بنيادي و اساسي تري برخوردار
باشد.
اسوه و الگو بودن پيامبر اكرم (ص ) در سيره و روش سياسي به طور مستقيم با زمامداران و كارگزاران و مسئولان
حكومت اسلامي در هر عصر و زمان و از جمله در عصر حاضر مرتبط مي گردد و هم اينان هستند كه بايد در سطح
مديريت كلان سياسي در تمام ابعاد و جلوه ها و با همه بخش هايي كه به صورت زير مجموعه هرم حكومتي اسلام
نقش آفريني مي كنند
از رسول خدا(ص ) پيروي و تبعيت نمايند و سيره و روش هاي الهي آن پيشوا و رهبر و زمامدار
بزرگ حكومتي را الگوي مديريت و قدرت و رياست خويش قرار دهند.
تاريخ سياسي اسلام مشحون از سيره و روش هاي سياسي و حكومتي رسول خدا(ص ) مي باشد كه هر كدام از آنها
براي عصر ما و دولتمردان و كارگزاران ما بهترين و زيباترين الگو و روش براي تدبير صحيح امور و تحقق مديريت سالم
سياسي به نحو مطلوب و منطبق با اهداف و آرمان هاي حكومت اسلامي به شمار مي رود.
آنچه در ذيل مي آيد
نمونه اي است از مصداق ها و نمونه هاي گوناگوني كه به صورت درس و پيام هاي ژرف و
راهگشا از سيره و روش سياسي پيامبر خدا در تاريخ اسلام به ثبت رسيده و براي عصر و زمان ما ذخيره گرديده است :
رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) در مسئوليت ولايت و رهبري سياسي و در راس حكومت اسلامي و در
حالي كه هم زمامدار جامعه و كشور اسلامي بود و هم فرماندهي كل قواي مسلح را به عهده داشت
غنائمي كه در جنگ
« حنين » به دست آمده بود بين مهاجرين (مردم مسلمان قريش ) تقسيم نمود و به انصار (مردم مسلمان مدينه ) سهمي
اختصاص نداد. رسول خدا(ص ) بنابر مصالحي كه تشخيص مي داد اينگونه عمل نمود
لكن برخي از انصار كه در
پيشرفت اسلام سهم بزرگي داشته و خدمات درخشاني كرده بودند ناراحت شده و از آن حضرت رنجيده خاطر شدند و
آن را تحقير و بي احترامي نسبت به خود تلقي كردند.
اين خبر به رسول اكرم (ص ) رسيد. دستور داد انصار در يك جا جمع شوند و جز آنان
كسي در آن مجلس شركت
نكند.
پيامبر خدا(ص ) به اتفاق حضرت علي (ع ) به مجلس آمدند و در ميان جمعيت قرار گرفتند. سپس رسول اكرم (ص )
مسلمانان انصار را مخاطب قرار داد و چنين فرمود :
من از شما پرسش هايي مي كنم و به من پاسخ دهيد.
انصار عرض كردند : پرسش كنيد.
پيامبر(ص ) فرمود : آيا شما گمراه نبوديد و خداوند متعال به وسيله من شما را هدايت كرد
عرض كردند : چنين است .
پيامبر (ص ) پرسيد : آيا شما در پرتگاه سقوط نبوديد و خداوند به وسيله من شما را خلاص و رهايي بخشيد
عرض كردند : چنين است .
پيامبر اكرم (ص ) پرسيد : آيا شما دشمن يكديگر نبوديد و خداوند به وسيله من شما را با هم مهربان كرد
انصار پاسخ دادند : آري
چنين است .
سپس پيامبر خدا(ص ) چند لحظه سكوت كرد. بعد چنين فرمود :
چرا شما با برشمردن كارهاي خود جواب مرا نمي گوئيد
عرض كردند : چه بگوئيم
رسول خدا(ص ) فرمود :
« شما مي توانيد بگوييد : اي پيامبر
از مكه اخراجت كردند و ما تو را پذيرفتيم
تو بر جان خود خائف و هراسناك
بودي و ما تو را امان و پناه داديم
ديگران گفتارت را تكذيب كردند و ما تو را تصديق نموديم . »
اين يادآوري ها و حق شناسي هاي رسول اكرم (ص ) چنان در انصار تاثير كرد و آنان را دگرگون ساخت كه با صداي بلند
گريستند. بزرگان انصار برخاستند و دست پيامبر را بوسيدند و از عمل آن حضرت در تقسيم غنائم اظهار رضايت و
خشنودي نمودند و گفتند :
« ثروت ما نيز همه در اختيار شما
اگر مايل هستيد آن را هم بين مسلمانان قريش تقسيم كنيد
كساني كه اظهار عدم
رضايت كردند سو نيتي نداشتند و اينك از گفته خود استغفار مي كنند و شما نيز در پيشگاه پروردگار براي آنان طلب
مغفرت و آمرزش كنيد. »
پيامبر اكرم (ص ) اينگونه دعا كرد : « خدايا
انصار و فرزندان آنان و فرزندان باقيماندگان آنان را ببخش و بيامرز » (2 )
در اين سيره و روش سياسي از جانب رسول گرامي اسلام (ص ) دو اصل مهم مورد توجه و عمل قرار گرفته
است :
اصل اول
يادآوري نعمت رسالت و هدايت است .
رسول خدا(ص ) پس از مواجهه با اعتراض و ناخشنودي انصار از نحوه تقسيم غنائم جنگ
با يادآوري نعمت
رسالت و هدايت ـ كه غير قابل مقايسه با ساير نعم و مواهب مي باشد و سعادت و رستگاري و كسب حيات جاودان و
ابدي بشر در آخرت با آن پيوند مي خورد ـ گروه معترض را به دستور صريح خداوند مبني بر تبعيت از رسول الهي كه
« اسوه حسنه » است آگاهي و بينش مي دهد. اين آگاهي بخشي كه پيشتر تثبيت شده و هم اينك به دليل تاثيرات منفي
جاذبه هاي مالي لحظه اي به فراموشي رسيده بود
مجددا با اين روش پسنديده يادآوري ميشود.
رسول خدا(ص ) نعمت رسالت را با موضوعاتي چون عبور مردم از بيراهه ضلالت و ورود در شاهراه هدايت
نجات
از پرتگاه هاي سقوط
و رفع كينه ها و دشمني ها و تفرقه ها و رسيدن به مودت ها و همبستگي ها و يكپارچگي ها يادآوري
مي نمايند.
اصل دوم
حق شناسي و قدرداني از خدمات و مجاهدت هاست .
رسول خدا(ص ) پس از يادآوري دو نعمت بزرگ رسالت و هدايت و آثار و ثمرات ارزشمند و رهايي بخش خود
براي امت اسلامي
به روشي ديگر روي مي آورند و از تلاش و فعاليتهاي مستمر و خالصانه مسلمانان انصار
سپاسگزاري مي كنند و خدمات و مجاهدات آنان را برمي شمرند و به ياد مي آورند.
پيامبر اكرم (ص ) با برشمردن خدمات و مجاهدات انصار و حق شناسي و تجليل از آنان
اشك شوق در ديدگانشان
جاري گرداند و به اين وسيله و با اين روش پسنديده
به جانب خويش جلب و جذب نمود و به واكنش مثبت در برابر
عملكرد منفي قبلي در اعتراض به نحوه تقسيم غنائم واداشت .
از آنچه از نظر گذشت
نتايج ذيل حاصل مي گردد :
1 ـ اعتراض به رسول خدا (ص ) در تقسيم غنائم جنگي
يك خطا و اشتباه بزرگ محسوب مي شود كه گروهي از
مسلمانان يعني انصار مدينه مرتكب گرديدند. رسول اكرم (ص ) بنا به تصريح قرآن كريم داراي « عصمت » و متصل به
« وحي » و به دور از « هواي نفس » مي باشد(3 ) و طبيعي است كه براساس رضايت خدا و اطاعت مطلق از تعاليم دين او
تصميم ميگيرد . همچنين پيامبر اكرم (ص ) بر اهل ايمان « ولايت » دارد(4 ) و اطاعت و فرمانبرداري از او واجب و لازم
است (5 ) .
2 ـ مواجهه باخطا و اشتباه و تلاش براي اصلاح افراد
يكسان و داراي يك شيوه ثابت و قابل تعميم به همه اشخاص
و گروه ها نمي باشد
بلكه براساس نوع خطا و مخاطبين
شيوه مواجهه بايد انتخاب گردد. « انصار » از مسلمانان خالص و
تلاشگر بودند كه از پيامبر اكرم (ص ) دفاع و حمايت نمودند و او را پناه دادند و از آسيب هاي دشمنان محفوظ داشتند.
طبيعي است كه خطا و اشتباه اين افراد ـ كه اهل عناد و دشمني نبودند ـ روشي ملايم و دقيق و ظريف را مي طلبيد.
3 ـ يادآوري نعمت هاي بزرگ معنوي كه نزول وحي و بعثت پيامبر(ص ) براي نجات و رهايي از ظلمت كفر و
گمراهي و پليدي هاي معاصي و مفاسد و ورود در راه روشن و پرفروغ حق و بسترسازي براي رشد و كمال و بالندگي و
پيشرفت در تمام شئون حيات معنوي و مادي و دنيايي و اخروي مي باشد و رهايي از تفرقه ها و تشتت ها و تنازع و
درگيري ها و نيل به وحدت و همبستگي و اقتدار را به ارمغان آورد
همواره و در هر عصر وسيله اي براي جلوگيري از
خطاها و غفلت ها و به خمودي و خفتگي درآمدن و از حقيقت دين فاصله گرفتن است . اين روش امروز نيز بسيار موثر و
سازنده است و چنانچه به خوبي در آثار فكري و تلاش هاي عملي دوستداران و فعالان « وحدت اسلامي » متجلي گردد
فطرت هاي خفته را بيدار مي سازد و بيراهه هاي تفرقه و تنازع را مسدود مي نمايد و مسلمين را در محدوده كشور خويش
و گستره جهان اسلام به اتحاد و انسجام اسلامي رهنمون مي شود.
4 ـ روش حق شناسي و قدرداني از خدمات انقلابي و مجاهدت هاي دير پا و وقفه ناپذير عناصر و گروه هايي كه در
پيشرفت اسلام و تحقق نظام سياسي و حكومتي آن نقش ارزنده اي ايفا نموده اند
در هر شرايط و مناسبتي لازم و
ضروري ميباشد. اين سيره و روش سياسي تا آنجا داراي كاربرد مفيد است كه حتي عناصر خدوم و تلاشگري را كه گاهي
به خطا مي افتند
متذكر و متحول مي سازد و باعث مي گردد به وجد آيند و اشك شوق در ديدگانشان حلقه زند و به
اشتباه موضعي خود واقف شوند.
5 ـ رهبران و زمامداران حكومت اسلامي در هر عصر و زمانه اي بايد اين دو سيره و روش را در تعامل با عناصري كه
سابقه خدمات ارزنده به اسلام و كشور اسلامي دارند و در مسئوليت هايي همچون رياست يا معاونت يا مشاورت در
امور سياسي
فرهنگي
اقتصادي
نظامي
علمي و صنعتي برخوردار مي باشند
به ظهور و بروز در آورند. يعني هم
نعمت عظيم و جاودانه اسلام و نبوت و در پي آن هدايت و رستگاري را در خاطره ها زنده كنند و به ياران و عناصر فكور
و خدوم يادآور شوند كه حكومت اسلامي و قدرت و توان و مقام و رياست و فرصت هاي تلاش و مجاهدتي كه به
دست آورده اند در پرتو نزول نعمت آسماني وحي و كتاب و نبي الهي و تعاليم و قوانين جامع و رهايي بخش اسلام
ميباشد و بايد هميشه و در هر شرايط خود را وامدار دين مبين بدانند. و هم اين كه تلاش ها و جهادها و مبارزات سياسي
و فكري و فرهنگي عناصر فعال و موثر در نظام اسلامي را قدرشناس باشند و در شرايط خاص و متناسب با كدورت يا
نزاع و اختلافي كه پديد مي آيد
مورد تمجيد قرار دهند و از آن براي رسيدن به مودت و وحدت استفاده كنند.
6 ـ دولتهاي اسلامي كه هر دوره و براساس قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي روي كار مي آيند و وارد گردونه
مديريت كلان سياسي و اجرايي خارج ميشوند
بايد از تلاش ها و سخت كوشي ها و رنج و مرارتهاي روساي خالص و
صادق و خدوم و فداكار دولت قبلي قدرداني و تجليل كنند و آن گونه نباشد كه اين آمد و شدهاي سياسي باعث شود كه
تلاش و خدمات ارزنده و زيربنايي ديگران در محاق فراموشي قرار گيرد. همين حق شناسي و قدرشناسي
زمينه هاي
مناسب را براي استفاده از تجربه هاي مسئولان كارآمد و مدير و مدبري كه كارنامه اي درخشان از دولت هاي قبلي برجاي
نهاده اند
آماده و مهيا مي كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ قرآن كريم
سوره احزاب (33 )
آيه 21
2 ـ ارشاد مفيد
ص 67
الحديث
ج 3
ص 421 و 422
3 ـ سوره نجم (53 )
آيه 1 ـ3
4 ـ سوره احزاب ـ33 )
آيه 6
5 ـ سوره محمد (47 )
آيه 33
اسوه و الگو بودن پيامبر اكرم (ص ) در سيره و روش سياسي به طور مستقيم با زمامداران و كارگزاران حكومت اسلامي
در هر عصر و زمان و از جمله در عصر حاضر مرتبط مي گردد و هم اينان هستند كه بايد در سطح مديريت كلان سياسي در
تمام ابعاد و جلوه ها و با همه بخش هايي كه به صورت زيرمجموعه هرم حكومتي اسلام نقش آفريني مي كنند
از رسول
خدا(ص ) پيروي و تبعيت نمايند و سيره و روش هاي الهي آن رهبر و زمامدار بزرگ حكومتي را الگوي مديريت و
قدرت و رياست خويش قرار دهند
در نظام سياسي اسلام مواجهه با خطا و اشتباه و تلاش براي اصلاح افراد
يكسان و داراي يك شيوه ثابت و قابل
تعميم به همه اشخاص و گروه ها نمي باشد
بلكه براساس نوع خطا و مخاطبين
شيوه مواجهه انتخاب مي گردد. طبيعي
است رفع خطا و اشتباه افرادي كه اهل عناد و دشمني نمي باشند
روشي ملايم و دقيق و ظريف را مي طلبد كه در سيره
سياسي رسول اكرم (ص ) نمايانده و معرفي شده است
رهبران و زمامداران حكومت اسلامي در هر عصر و زمانه اي بايد به ياد آورند كه قدرت و توان و مقام و رياست و
فرصت هاي تلاش و مجاهدتي كه به دست آورده اند در پرتو نزول نعمت آسماني وحي و كتاب نبي الهي و تعاليم و
قوانين جامع و رهايي بخش اسلام مي باشد و بايد هميشه و در هر شرايط خود را وامدار دين مبين بدانند.
دولت هاي اسلامي كه در هر دوره و براساس قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي روي كار مي آيند و وارد گردونه
مديريت كلان سياسي و اجرايي مي شوند
بايد از تلاش ها و سخت كوشي ها و رنج و مرارت هاي روساي خدوم و فداكار
دولت هاي قبلي قدرداني و تجليل كنند و آن گونه نباشد كه اين آمد و شدهاي سياسي باعث شود كه خدمات ارزنده و
زيربنايي ديگران در محاق فراموشي قرار گيرد. همين حق شناسي و قدرشناسي
زمينه هاي مناسب را براي استفاده از
تجربه هاي مسئولان كارآمد و مدير و مدبري كه كارنامه اي درخشان از دولت هاي قبلي بر جاي نهاده اند
آماده و مهيا
مي كند
يادآوري نعمت بزرگ « رسالت » كه منجر به مسدود شدن بيراهه « ضلالت » و گشوده شدن شاهراه « هدايت » گرديد
فطرت هاي خفته را بيدار مي سازد و تفرقه و تنازع را كاهش مي دهد و مسلمين را در محدوده كشور خويش و گستره
جهان اسلام به اتحاد و انسجام اسلامي رهنمون مي شود

|