روزنامه جمهوري اسلامي 16/12/1386 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    روزهاي پاياني ماه صفر يادآور مصيبت جانگداز رحلت عصاره خلقت و گل سرسبد كائنات حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص ) و شهادت دو امام مظلوم سبط اكبرامام حسن مجتبي (ع ) و حضرت ثامن الحج علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيه و الثنا است مناسبت هايي كه هر يك نياز به بازخواني عميق دارند و از رهگذر آن ها مي توان گره هاي افتاده در كار بشريت امروز را باز كرد.
    متاسفانه بشريت قرن جديد به رغم پيشرفتهاي خيره كننده در رشته هاي مختلف علم و تكنولوژي زخم هاي عميقي را بر پيكره خود دارد و به لحاظ ابعاد معنوي و خصلت هاي شايسته انساني در تاريك ترين و جاهلانه ترين اعصار تاريخ بسر مي برد. دنياپرستان قرن موسوم به مدرنيسم بي توجه به نياز روحي بشر و غافل از پيام آسماني پيامبران كاروان بشريت را به سمتي هدايت مي كنند كه جز تباهي و اضمحلال روحي پيامد ديگر براي آن متصور نيست لذا در چنين دوراني ابلاغ پيام زندگي بخش پيامبر رحمت حضرت محمد(ص ) از بزرگترين رسالت هاي مسلمانان جهان است . وظيفه خطير پيروان آئين محمدي در اين دوران اغواگر و تباهي آفرين ابلاغ جانمايه تعاليم خاتم انبيا به جهانياني است كه امروز گمگشته و حيران در وادي سرگرداني بسر مي برند. بنابر اين بايد مسلمانان جهان بويژه ملت ايران با جد و جهد در مقابل تبليغات ضد اسلامي جهانخواران ملتها را با پيام رحماني فخر عالم آشنا كرده و با دسيسه هاي برخي دولتهاي غربي در توهين به ساحت قدس نبوي مقابله كنند. امروز نه تنها مسلمانان جهان بلكه تمامي انسانهاي مسئول روشن بين و دردمند در سرتاسر دنيا از وضعيتي كه قدرت هاي زورگو و سلطه گر در لواي شعارهاي فريبنده ليبرال دموكراسي و حقوق بشر پديد آورده و به نام آزادي وحشت و ترور مي آفرينند و خود ابرتروريست و از بزرگترين حاميان ترويست ها هستند سخت دل آزرده و اندوهگينند و اين وضعيت ملتهاي مسئوليت پذير را به آستانه اين مسئوليت خطير نزديك مي كند كه جهانيان را با پيام آخرين پيام آور الهي و آئين سعادتبخش اسلام آشنا كنند.
    در اين هفته و در آستانه تشكيل اجلاس شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي كه به منظور بررسي گزارش البرادعي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران برگزار شده بود شوراي امنيت سازمان ملل پيش نويس يك قطعنامه ضد ايراني را كه تحت فشار سياسي كشورهاي غربي بويژه آمريكا تهيه شده بود به تصويب رساند. اين قطعنامه كه در آن آشكارا به گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران بي توجهي شده بيش از هميشه جايگاه و اعتبار آژانس را مخدوش كرد. در اين قطعنامه واقعيت هاي بسياري ناديده انگاشته شد درحاليكه موضوعات باقيمانده ايران و آژانس كه هر يك از آنها در زمان خود از سوي آمريكا به عنوان مساله اي عمده مطرح مي شد در پرتو همكاري گسترده و فراتر از تعهدات كشورمان با آژانس حل و فصل شده بود.
    اين اقدام شوراي امنيت كه فاقد هرگونه مشروعيت و وجاهت قانوني بود بار ديگر اين پرسش را در جهان مطرح كرد كه آيا با اين همه بي عدالتي مي توان شوراي امنيت را « شورايي براي امنيت » و نهادي منصف بي طرف و معتبر دانست جامعه بين المللي امروز يك بار ديگر شاهد اين واقعيت تلخ است كه جايگاه شوراي امنيت تا حد تبديل شدن به ابزاري صرف در سياست خارجي چند كشور معدود تنزل يافته است .
    جامعه بين الملل در اين هفته همچنين شاهد بود كه اين شورا يك بار ديگر جهت اتخاذ اقدامي غيرقانوني عليه ملتي سرفراز و مصممم مورد سواستفاده قرار گرفته ملتي كه صرفا از حقوق قانوني و لاينفك خود طبق معاهدات بين المللي دفاع مي كند. اقدامات اخير شوراي امنيت در مورد برنامه هسته اي ايران ضربه اي ديگر به اعتبار آژانس بين المللي انرژي اتمي بود چرا كه با همكاري ايران با آژانس و حل شدن همه مسائل باقيمانده مشروعيتي براي اقدام جديد شوراي امنيت عليه ايران وجود نداشت .
    امروز ملتهاي جهان بخوبي دريافته اند كه جمهوري اسلامي ايران در پي حقوق خود براساس مقررات بين المللي و معاهده « ان . پي . تي » است و نه چيزي فراتر از آن . از اين رو ملت ايران با وجود اينگونه شيطنت ها و بي عدالتي ها هرگز از حقوق مسلم و قانوني خود عقب نشيني نخواهد كرد. ملت ايران ثابت كرده كه تداوم اين روند هيچگونه تاثيري بر عزم و اراده راسخ مردم و دولت ايران براي استيفاي حقوق مشروع و قانوني خود در ادامه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي در چارچوب معاهده « ان . پي . تي » نخواهد داشت .
    در اين هفته سفر رئيس جمهوري اسلامي ايران به عراق بازتاب گسترده اي در محافل رسانه اي داشت . اين سفر كه گام بلندي در جهت تعميق روابط دو ملت است درحالي انجام شد كه اشغالگران هزاران كيلومتر آن طرف تر به منطقه آمده و عراق را به اشغال خود در آورده اند تا آنجا كه تاكنون موجب مرگ صدها هزار عراقي هستند ولي درعين حال ايران را مسئول ناامني در اين كشور معرفي مي كنند! اشغالگران كه از روي كار آمدن يك دولت مردمي در عراق به شدت نگران هستند سعي دارند مشروعيت و حاكميت دولت عراق را تضعيف كرده و رابطه آنرا با همسايگان به حداقل برسانند ولي اين سفر نشان داد كه جمهوري اسلامي ايران خواستار تقويت حاكميت ملي عراق و خروج اشغالگران براي تشكيل عراقي مستقل و قدرتمند است . سفر آقاي احمدي نژاد به عراق و ديدارهاي گسترده اي كه با مسئولان و گروههاي مردمي عراق داشت اثبات كرد جمهوري اسلامي ايران به سياست همگرايي منطقه اي ادامه داده و تداوم آن مي تواند به خروج اشغالگران از منطقه بيانجامد و اين همان چيزي است كه بيگانگان از آن هراس دارند.
    در اين هفته در صحنه داخلي شاهد جوش و خروش گروههاي سياسي احزاب و افرادي بوديم كه از هفته ها قبل براي حضور در ميدان مشاركت عمومي و خلق انتخابات مجلس هشتم ثبت نام كرده بودند. خوشبختانه شوراي نگهبان با اقدامات اخير خود توانست زياده روي هاي هياتهاي اجرايي و نظارت را اصلاح كرده و تجديدنظرهاي اساسي در تائيد صلاحيت ها انجام دهد به گونه اي كه زمينه را براي مشاركت فعال در انتخابات فراهم كند . بنظر مي رسد با آغاز تبليغات انتخاباتي بيش از 4500 داوطلب بتوانيم در جمعه آينده شاهد برگزاري انتخاباتي آزاد همراه با رقابت سالم باشيم كه مجموعه آن به تشكيل مجلسي قوي لايق كاردان شجاع و كارآمد خواهد انجاميد.
    در اين هفته و در پي حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي به غزه و كشتار مردم بيگناه بويژه كودكان فلسطيني و سكوت مجامع بين المللي و كشورهاي منطقه حضرت آيت الله خامنه اي پيام مهمي صادر كردند. رهبر معظم انقلاب در اين پيام تصريح كردند « حوادث خونين غزه در اين روزها چنان فجيع و دردناك است كه نمي توان غم سنگين آنرا با زبان و قلم بيان كرد. كودكان بي گناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماهها محاصره كامل اكنون با قساوت و شقاوت صهيونيست ها در خانه و كاشانه خود به خاك و خون كشيده مي شوند. غنچه هاي نورس در برابر چشم پدر و مادر و پدران و مادران در برابر كودكان معصوم در آتش كينه جلادان غاصب مي سوزند مدعيان تمدن و انسان دوستي با وقاحت تمام اين فاجعه عظيم انساني را خونسردانه و بي تفاوت تماشا مي كنند و حتي برخي با بيشرمي از آن ابراز خشنودي مي نمايند. سكوت دنياي اسلام در برابر اين تعدي كم نظير به هيچ رو پذيرفته نيست .
    امت اسلامي بايد به خروش آيد و سران اسلامي بايد خشم ملتهاي خود را به رخ رژيم غاصب بكوبند. دست دولت آمريكا نيز به خون ملت مظلوم فلسطين آغشته است . به پيشتيباني آن دولت مستكبر و طغيانگر است كه صهيونيست ها با گستاخي مرتكب اين جنايتهاي نابخشودني مي شوند ملتها و دولتهاي اسلامي نداي مظلوميت فلسطينيان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهاي خفته را بيدار كنند. آيا ملت آمريكا مي داند كه زمامدارانش همه حرمتهاي بشري را در پيش پاي صهيونيستها قرباني كرده اند آيا ملتهاي اروپايي با خبرند كه تسلط سرمايه داران صهيونيست بر كشورهاي آنان كار سياستمدارانشان را به كجا كشانده است
    و اين تصادف و اتفاق نيست كه همزمان با اين جنايتهاي نظامي در گوشه اي ديگر از جغرافياي زيرسيطره استكبار برترين مقدسات اسلامي دستخوش تعرض مي شود و قلمهاي پليد و سياستهاي شيطاني حامي آنها ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمين را كه همه بشريت وامدار پيام الهي او و ذات مقدس اوست مورد هتك و اهانت قرار مي دهند. آري اين اسلام عزيز است كه با پيام رهائي بخش و ظلم ستيز خود و با برانگيختن روح كرامت و عزت در انسانها و ملتها مستكبران را به وحشت انداخته و آتش كينه ملتهاي مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حركات آنان را ديوانه وار كرده است . »
    حضرت آيت الله خامنه اي در اين پيام تاكيد فرمودند مستكبران طغيانگر بدانند كه باخشونت و درندگي نخواهند توانست فروغ بيداري روزافزون اسلامي را خاموش كنند. مقاومت قهرمانانه ملت فلسطين و شجاعت حيرت انگيز مرد و زن و پير و جوان آنان در برابر صهيونيستهاي خونخوار گواه زنده اين مدعاست . فرجام اين درگيري پيروزي حق بر باطل است .
    آنچه اين روزها در غزه مي گذرد مصداق بارز نسل كشي و جنايت جنگي است كه صهيونيستهاي وحشي با پشت گرمي آمريكا و ديگر دولتهاي غربي در حال اجراي آن عليه ملت مقاوم و مظلوم فلسطين هستند. صهيونيستهاي جاني در جريان عمليات موسوم به « زمستان داغ » منطقه غزه را طي روزهاي اخير آماج شديدترين حملات قرار دادند كه در اين حملات تاكنون 120 فلسطيني به شهادت رسيده و شمار كثيري مجروح و مصدوم شده اند. بيش از يك سوم شهداي جنايات اخير صهيونيستها را كودكان تشكيل مي دهند كه حتي نوزادان شيرخوار نيز از دامنه جنايات صهيونيستها در امان نماندند. مقامات كاخ سفيد آمريكا در يك موضع گيري شرم آور و در ادامه حمايت هاي بي چون و چرا از اسرائيل اقدامات غيرانساني صهيونيستها را « دفاع از خود » ناميده و آنرا مشروع دانستند! اين رذيلانه ترين توجيهي است كه آمريكائيها براي دفاع از اقدامات رژيم اشغالگر و متجاوز اسرائيل ارائه مي دهند. براي افكار عمومي دنيا توجيهات آمريكايي ها غيرقابل پذيرش و مضحك است كه چگونه كشتار كودكان و نوزادان فلسطيني « دفاع از خود » قلمداد مي شود.
    بي ترديد براي صهيونيستهاي متجاوز و اشغالگر كه موجوديتشان برپايه اشغال و جنايت فراهم آمده است نسل كشي فلسطيني ها يك استراتژي محسوب مي شود ولي آنچه كه تنفرانگيز است آن كه آمريكايي ها تلاش مي كنند بر اين نسل كشي رنگ و پوشش قابل توجيه بدهند و گستاخانه انتظار دارند كه ملت هاي جهان ادعاهاي آنان را بپذيرند. تاسف آورتر اينكه مجامع بين المللي كه مي بايست موضع بي طرف و منصفانه اي را در برخورد با مسائل جهان داشته باشند و در مواقع ضروري در برابر ظالم ايستاده و در راستاي اعاده حق مظلوم گام بردارند خود به ابزار دست جنايتكاران بين المللي تبديل شده اند و نه تنها به رسالت خود عمل نمي كنند بلكه با سكوت معني دار خود چراغ سبز را براي ادامه جنايات به اشغالگران صهيونيست نشان مي دهند.
    شوراي امنيت سازمان ملل در حاليكه با خط دهي آمريكا و در جهت حفظ منافع قدرتهاي بزرگ در داخلي ترين امور كشورها دخالت مي كند در برابر ظلم آشكار رژيم صهيونيستي به ملت فلسطين و كشتار كودكان و غيرنظاميان فلسطيني از هرگونه اقدام براي توقف وحشيگري نظاميان صهيونيست خودداري كرده و تنها با صدور بيانيه اي نمايشي طرفين را به « خويشتنداري » دعوت مي كند! در چنين شرايط ناعادلانه اي كه بر اثر نفوذ قدرتهاي استعمارگر بر فضاي بين المللي و مراجع و مجامع جهاني حاكم شده است كشورهاي اسلامي و بخصوص حكام عرب نيز با سكوت ننگين خود مردم بي دفاع فلسطين را در برابر ماشين جنگي رژيم صهيونيستي تنها و بي دفاع گذاشته اند. حاكماني كه اينك بر اكثر كشورهاي عرب و مسلمان مسلط هستند عمدتا وابسته به آمريكا و ديگر قدرتهاي غربي بوده و جرات و توان اعتراض به جنايات صهيونيستها و حمايت از مردم فلسطين را ندارند چرا كه از خشم گرفتن اربابانشان و احتمال به خطرافتادن حكومت خود بيم دارند.
    از اين رو راهي به جز مبارزه براي مردم فلسطين باقي نمانده است . ملت فلسطين براي بقاي خود گزينه اي غير از « مقاومت » ندارد. اين راهي است كه قطعا به پيروزي نيز منجر خواهد شد چرا كه موضع ملت فلسطين بر حق و منطقي است و عليرغم تبليغات سورسانه هاي وابسته به استعمار از ديد جهانيان مبارزه آنها مشروع محسوب مي شود. ملت هاي مسلمان و مردم آزاده جهان حامي فلسطين ها مي باشند.
    اشغالگران صهيونيست از درك اين واقعيت عاجزند كه ادامه جناياتشان ملت فلسطين را در عزم خود براي احقاق حقوقش مصمم تر مي سازد و با شهادت هر فلسطيني انگيزه انتقام در ذهن دهها فلسطيني ديگر ايجاد مي شود. اگر كشتن فلسطيني ها صهيونيستها را به هدف خود مي رساند اين امر تاكنون محقق شده بود ولي واقعيت موجود خلاف آن را نشان مي دهد. اكنون اين رژيم صهيونيستي است كه به اذعان اكثر ناظران بين المللي و محافل سياسي مستقل از درون پوسيده و به سرعت روبه انحطاط است .
    هفته جاري ورود ناوهاي آمريكا به سواحل لبنان به بحران لبنان شكل ويژه اي داد. اكنون آمريكايي ها كه تا به حال به حمايت هاي سياسي از متحدان خود در صحنه داخلي لبنان بسنده كرده بودند رسما به گزينه فشار نظامي متوسل شده اند و از اين طريق مي كوشند تا سياستهاي خود را بر اين كشور مهم خاورميانه ديكته كنند. آمريكا در حالي ناوهاي خود را روانه سواحل لبنان كرده است كه روز گذشته نيز بوش رئيس جمهور اين كشور علنا از دولت سينيوره حمايت كرد و با اين حركت پنهان كاري در مداخله در امور داخلي لبنان را كنار گذاشت .
    همزمان گزارش هاي رسيده طي روزهاي اخير حاكي از صف آرايي ارتش رژيم صهيونيستي در پشت مرزهاي لبنان است و بر طبق اخبار موجود نظاميان اين رژيم تحركات مشكوكي را در خطوط مرزي آغاز كرده اند. ترديد نيست كه همه اين مسائل در ارتباط با هم هستند و هدف از آنها اعمال فشار به جناح معارض لبنان و به ويژه جنبش حزب الله لبنان است تا از خواسته ها و مواضع خود عقب نشيني كند . گروه غربگراي « 14 مارس » كه جريان حاكم بر لبنان را تشكيل مي دهد به عنوان ضلع سوم مثلثي درآمده است كه دو ضلع ديگرش آمريكا و رژيم صهيونيستي است . وجه مشترك اين مثلث ناميمون كينه و دشمني آنها عليه حزب الله لبنان است و اين سه هر كدام به نوعي در گذشته به خصوص در جنگ 33 روز تابستان سال گذشته طعم شكست را از مقاومت اسلامي لبنان چشيده اند . اكنون نيز اين مثلث شوم درصدد بر آمده است با جمع آوري قوا به مقابل با حزب الله برخيزد و يا دست كم اين جنبش را به فاز انفعال و تسليم اندازد. با اينحال اين بار نيز ارزيابي مخالفان حزب الله احمقانه و نادرست بوده و قطعا به شكست منجر خواهد شد چرا كه مقاومت اسلامي لبنان اكنون از چارچوب و محدوده تشكيلاتي صرف خارج شده و به يك تفكر پويا و در حال رشد تبديل شده است . اكنون بعيد است كه طيف مخالفان حزب الله به واقعيت هاي موجود ناآشنا باشند و با به راه انداختن ماجراجويي تازه باقيمانده اعتبار و حيثيت خود را بر باد دهند . رژيم صهيونيستي آمريكا و جناح دولتي لبنان در جنگ 33 روز انتظار داشتند تهاجم اسرائيل به شكست مقاومت اسلامي لبنان منجر شود كه نتيجه عكس آن اتفاق افتاد و ارتش رژيم صهيونيستي شكست مفتضحانه اي را متحمل شد. آن شكست اعتبار جناح دولتي لبنان را نيز زير سئوال برد . توطئه اخير نيز نتيجه اي در برنخواهد داشت و اگر جناح 14 مارس از دام اين توطئه خود را نرهاند در واقع حكم نابودي خويش را امضا كرده است چرا كه ملت لبنان آنچنانكه نشان داده اند در برابر توطئه هاي صهيونيست ها يكپارچه بوده و گروههاي وابسته و خائن را طرد مي كنند.
    سفر رايس به منطقه ديگر رخداد مهم هفته جاري بود كه با مسائل فوق الذكر ارتباط مستقيم دارد. سفر وزير خارجه آمريكا آنچنانكه خود وي عنوان كرده است در جهت پيگيري مفاد كنفرانس « آناپوليس » است . وي درحالي وارد منطقه شده است كه خاورميانه طي هفته هاي اخير شاهد تحولات جديدي است . تهاجم گسترده ارتش صهيونيستي به غزه نه تنها مسير موجود براي پيگيري مفاد بيانيه « آناپويس » را ناهموار كرده بلكه فضاي بين جناح سازش طلب فلسطين و صهيونيستها را نامساعدتر از قبل كرده است . اكنون جنايات تكان دهنده ارتش رژيم صهيونيستي در غزه امكان تداوم تماس ها ميان جناح محمود عباس و سران تل آويو را دشوار ساخته است . در چنين فضايي هرگونه ارتباط آشكار مقامات حكومت خودگردان با رژيم صهيونيستي حتي از سوي طرفداران جناح فتح نيز اقدامي خائنانه تلقي مي شود.
    تلاش براي همواركردن مسير سازش قطعا يكي از اهداف كاندو ليزا رايس در ماموريت تازه اش در منطقه مي باشد. البته در عين حال رايس خواهد كوشيد از اين ديدار براي تشديد فشار عليه حماس و حزب الله نيز استفاده كند و در اين راه به ياري حاكمان عرب وابسته به آمريكا چشم دوخته است .