روزنامه جمهوري اسلامي 14/12/1386 صفحه عقيدتي

  • در بزرگداشت روز احسان و نيكوكاري
  • نگرش فرهنگي خبرگان فرهنگي سخت كوشي فرهنگي
  • نشاط مرجعيت !
  • *****
    در بزرگداشت روز احسان و نيكوكاري




  • مسئوليت دولت و ملت در اتخاذ بهترين شيوه براي ياري رساني به فقيران
    « فقر و محروميت » واقعيتي است تلخ كه همچون بغضي گلو گير و غمي جانكاه و عارضه اي دردناك افراد جامعه اسلامي را در تنگنا و رنج مي افكند و لحظات زندگي را كه بايد با نشاط و طراوت همراه باشد و با سرور و بهجت ممزوج گردد تيره مي نمايد واز پويايي و بالندگي باز مي دارد.
    در متون فرهنگ و معارف اسلامي از آثار ناگوار فقر و ناداري فراوان سخن به ميان آمده است و بر ضرورت تلاش هاي مستمر و همه جانبه براي فقر زدايي از جامعه و رهاندن محرومان از تنگناهاي سخت محروميت و فشارهاي مكرر ناشي از آن كه فرساينده روح و روان مي باشد توصيه هاي مكرر شده است .
    قبل از هر حركت و تلاش ـ چه از جانب دولت اسلامي و چه توسط ملت مسلمان ـ براي مقابله با فقر و دستگيري از محرومان بايد به اين واقعيت توجه كافي مبذول داشت كه فقيران و تهي دستان جامعه دو گروهند. گروهي از آنان حاجات و نيازمنديهاي خود را به زبان مي آورند و درخواست كمك و مساعدت مي كنند و دولت و اقشار متمكن جامعه را به ياري رساني فرا مي خوانند. گروهي ديگر هرگز حاجاتشان را نمي نمايانند و به زبان نمي آورند و درنتيجه درخواست و تمنايي نمي كنند و در حالي كه در فقر و محروميت به سر مي برند و رنج ناشي از آن را تحمل مي نمايند به گونه اي مي زيند و در اجتماع ظاهر مي شوند كه كسي متوجه شدت فقر و نيازمندي هاي آنان نمي شود.
    دولت اسلامي و نيز مردمي كه از تمكن مالي برخوردار مي باشند ضمن اين كه بايد وظايف خويش در رفع نيازمنديهاي گروه اول را ـ كه آشكار كننده حاجات و تهي دستي هاي خود ميباشند و درخواست هايشان را به زبان مي آورند و طلب مساعدت مي كنندـ انجام دهند در برابر فقيران و محروماني كه به علت كرامت نفس و بزرگواري حاضر نيستند نيازمندي هاي خود را به زبان آورند و تقاضاي ياري و كمك نمايند مسئول و وظيفه مند مي باشند و بايد قبل از آن كه شدت فقر موجب شود كه از پاي بيفتند مضايق و تنگناهاي معيشتي زندگيشان را مرتفع نمايند.
    در ميان آموزه هاي ديني در موضوع فقر و محروميت و ضرورت ياري رساني به محرومان و تهي دستان و با آموزه هايي مواجه مي شويم كه به تلاش عملي براي رفع فقر و احسان به مردم محروم قبل از درخواست و تقاضاي آنها دعوت مي نمايند. آموزه ذيل از حضرت امام حسن مجتبي (ع ) يكي از نمونه هاي مزبور مي باشد :
    « سخاوت و احسان آن است كه قبل از تقاضا و درخواست ببخشي »
    اين آموزه به صراحت و روشني والاترين شيوه احسان و نيكي نسبت به محرومان جامعه را معرفي مي نمايد و نشان مي دهد بهترين سخاوت و بخشش آن زمان تحقق خواهد يافت كه در حركت و تلاشي دقيق و هوشيارانه قبل از بيان فقر توسط فقيران و درماندگان حاجات و نيازمندي هاي آنان مرتفع گردد.
    بر مبناي اين آموزه شريف هم « دولت » و هم « ملت » وظيفه مند مي گردند كه فقيران و تهي دستان آبرومندي را كه به دليل عزت و كرامت نفس هرگز فقر و محروميت حاكم بر زندگيشان را نمي نمايانند و حاجت ها و نيازمندي هايشان را به زبان نمي آورند « شناسايي » كنند و با مساعدتهاي خود مانع گردند كه بيش از اين اندوه ناداري و تهي دستي به فرسايش طاقت و افزايش مرارت و ناگوار سازي لحظات زندگي آنان بپردازد. اين تلاش براي شناسايي فقيران آبرومندي كه كسي از فقر سخت و شديد آنان آگاهي ندارد نافي وظيفه مندي دولت و ملت در رفع نيازمندي هاي فقيراني كه تقاضاي كمك و مساعدت مي نمايند و نيازمندي هايشان را به زبان مي آورند نيست بلكه بايد در كنار رفع نياز از زندگي محروماني كه درخواست ياري دارند عمل شناسايي تهي دستاني كه فقيرند و غني و بي نياز نمايانده مي شوند انجام پذيرد و غبار محروميت از سيمايشان زدوده گردد.
    نكته اي كه نبايد از نظر دور بداريم اين است كه اگر چه « ملت » ـ يعني اقشار متمول و متمكن و حتي آنان كه از رفاه نسبي برخوردار مي باشند ـ وظيفه رسيدگي به محرومان و احسان و نيكي به اين درماندگان را بردوش مي كشند لكن وظيفه و مسئوليت اصلي و بنيادي به عهده « دولت » است كه بايد اولا بودجه كافي و لازم را براي تحقق اصل « فقرزدايي » كه از اهداف مهم و اوليه « حكومت اسلامي » در هر عصر و زمان مي باشد تخصيص دهد. ثانيا توسط نهادهاي متولي رسيدگي به محرومان خانواده هاي فقير و آبرومند و كريم النفس را شناسايي نمايد. ثالثا با برنامه ريزي هاي دقيق و به كارگيري بازوان اجرايي خود به رفع تنگناهاي معيشتي اين قشر محروم بپردازد.
    حضرت امام حسن مجتبي (ع ) به اين دليل در معرفي بهترين نوع احسان و ياري رساني به محرومان عطا و بخشش قبل از درخواست و تقاضاي كمك را بهترين نوع احسان و نيكوكاري معرفي مي نمايند كه اين شيوه ياري رساني به فقيران و محرومان جامعه باعث مي شود كه شخصيت ديني و منزلت انساني آنان محافظت گردد و كوچك ترين خدشه اي به كرامت نفس و عزت و شرافتشان وارد نشود. همچنين عمل به اين شيوه و روش پسنديده احسان و بخشش به محرومان موجب مي گردد كه آبرو و حيثيت و عزت آنان در ميان مردم محفوظ بماند زيرا هر فقير و تهي دست و ناتوان در اداره زندگي روزمره خويش و اسير در حصارهاي رنج آور فقر و ناداري مايل است به گونه اي دولت و مردم در مرتفع نمودن نيازهايش بكوشند كه كسي از دوست و آشنا غريبه و ناآشنا و همسايه و هم محله مطلع نشوند كه آنان به گونه اي به فقر و تنگناهاي سخت و مختل كننده زندگي گرفتار شده اند كه ديگران به كمك و ياري رساني و دستگيري و نجاتشان شتافته اند.
    اين نوع احسان و بخشش براي احسان كننده و بخشايشگر نيز مفيد و سازنده مي باشد زيرا او اولا عمل ياري رساني به فقيران را به منصه ظهور رسانده است و شكافي را پر كرده و تنگنايي را مرتفع نموده و به ثواب و پاداش الهي نائل آمده است . ثانيا با اتخاذ شيوه ممدوح عطا و بخشش قبل از تقاضا و درخواست بهره اي ديگر از پاداش معنوي و خشنودي و رضوان پروردگار را به دست آورده و در مسير طي مراحل و مراتب تقرب الهي حركت تازه اي را آغاز كرده است .
    هم « دولت » و هم « ملت » بايد فقيران آبرومندي را كه به دليل عزت و كرامت نفس هرگز فقر و محروميت حاكم بر زندگيشان را نمي نمايانند و نيازمندي هايشان را به زبان نمي آورند « شناسايي » كنند و با مساعدت هاي خود مانع شوند كه شدت ناداري و تهي دستي به فرسايش طاقت و افزايش مرارت و ناگوارسازي لحظات زندگي آنان بپردازد
    وظيفه رسيدگي به درماندگان از وظايف اصلي و بنيادي « دولت » است كه بايد بودجه كافي و لازم را براي تحقق اصل « فقرزدايي » كه از اهداف مهم و اوليه « حكومت اسلامي » در هر عصر و زمان مي باشد تخصيص دهد و با برنامه ريزي هاي دقيق به رفع تنگناهاي معيشتي قشر محروم جامعه بپردازد
    در ياري رساني به نيازمندان جامعه بايد سعي وافر مبذول داريم تا شخصيت ديني و منزلت انساني آنان محافظت گردد و كوچك ترين خدشه اي به كرامت نفس و عزت و شرافتشان وارد نشود

  • *****
    نگرش فرهنگي خبرگان فرهنگي سخت كوشي فرهنگي




  • روشنگري و تبيين فرهنگ به طور اعم و فرهنگ اسلامي به طور اخص گامهايي بس بلند و برجسته و تلاشهايي بس گسترده را مي طلبد در عين حال به واقع بيني دوري از هرگونه كجروي و پرهيز از سستي و نادرستي و كوتاهي هم نيازمند است . رهبر ارجمند انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي اين گونه آگاهي بخشي مي كنند :
    « مقوله ي فرهنگ ـ همچنان كه اهل درد و اهل سوز مي دانند ـ مقوله ي مظلومي در كشور ماست . انقلاب ما يك انقلاب مبتني بر منش فرهنگي و نگرش فرهنگي بود. هر حركت ارزشي اين خصوصيت را دارد. ما بايستي بيش و پيش از تلاشهاي ديگر به تلاش فرهنگي اسلامي مي پرداختيم يعني روشن كردن و تبيين فرهنگ اسلام با همان وسعتي كه مفهوم و معناي فرهنگ دارد دور از انحراف دور از خرافه گرايي دور از تنگ نظري و جمود دو دور از ملاحظه كاري و ترس از اين و آن . »
    نقش آفريني خبرگان فرهنگي
    عدم رشد و تناسب تلاشهاي فرهنگي با مقتضيات جامعه ي پوياي امروزين ما با توجه به همه ي رويدادها و مسائل جهاني اهتمامي تمام و حركتي بسيجي و همه جانبه را مي طلبد. در خط مقدم جبهه ي فرهنگ پيوسته بايد خبرگان و كارشناسان امور فرهنگي حضوري گسترده و مداوم داشته باشند حال آن كه برخي از آنان اغلب به كارهاي سياسي اشتغال دارند و كمتر در اين عرصه حضور مي يابند. رهبر معظم انقلاب در اين باره توضيح مي دهند :
    « واقعا امروز مسائل فرهنگي كشور زمين افتاده است . همه خودشان را فرهنگي مي دانند همه نسبت به مسائل فرهنگي اظهار شوق و علاقه مي كنند و آن را در بيانات و اظهاراتشان مهم نشان مي دهند اما حقيقتا كار فرهنگي در كشور متناسب با پيشرفت و ريشه دواندن انقلاب در جامعه نيست . ما امروز خيلي كارهاي فرهنگي بايد مي كرديم كه نكرديم خيلي برنامه ها بايد مي ريختيم كه نريختيم و حقيقتا دستمان از خيلي كارها ـ چه در داخل و چه در خارج كشور ـ خالي است لذاست كه مسائل فرهنگي حقيقتا درخور اين است كه به آن باسعه ي صدر و اهتمام و دلسوزي عميق و همراه با خبرگي و كارشناسي رسيدگي بشود.
    همه ي كارها را خبره ها انجام مي دهند چرا كار فرهنگي را خبره ها نبايد انجام بدهند و هركسي وارد ميدان كار فرهنگي بشود و چيزي بگويد و نظري بدهد و اقدامي بكند متاسفانه خيلي از كساني كه مي توانند كار فرهنگي بكنند به كارهاي اجرايي و يا سياسي مشغولند يا حتي اگر با نام فرهنگي هم حضور دارند باطن كار با كار سياسي است ! »
    ضرورت سختكوشي فرهنگي
    توسعه و تحول همه جانبه ي كه در جامعه ي بشري پديد آمده و گستردگي دامنه ي زندگي امروزين از يك سو سختكوشي عالمان ديني را طلب مي كند و از ديگر سو سبب مي شود كه برآيند تلاشها جهادهاي علمي و آثار مكتوب دانشمندان دين ياور گستره ي بسيار وسيعي را دربرگرفته و ثمره و پي آيندي بسيار گسترده تر از گذشته داشته باشد. رهبر انقلاب در اين باره چنين مي فرمايند :
    « امروز اگر به غير از كار روي احكام و معارف و به دست آوردن انديشه هاي استوار اسلامي ـ كه قابل ارائه است ـ دست به كار ديگري بزنيم جفا و حيف است . اگر يك عالم دين و يك فاضل از تمام تمتعات و لذات و استراحتش چشم بپوشد و تمام عمر را صرف كار بكند كار او هدر نرفته است .
    يادتان هست كه در سابق داخل مدرسه و يا حجره يي عالمي پيدا مي شد كه از همه ي دنيا گذشته بود و در حجره اش نشسته بود تا حاشيه و شرحي بر فلان كتاب فقهي بر « شرايع » يا بر « عروه » بنويسد و بعد از ده پانزده سال فقه مستدل قوي استدلالي ده پانزده جلد كتاب ارائه بدهد. حالا اگر عمر وفا مي كرد و خداوند لطف مي نمود و در وسط كار ايشان به بهشت نمي رفت و اين كار را به آخر مي رساند تاثيركارش تا چه اندازه بود ثم ماذا آن كسي كه زحمت مي كشيد تلاش مي كرد استنباط مي كرد استخوان خرد مي كرد و به قول ماها دود چراغ مي خورد تازه شعاع كارش چه قدر بود امروز همان محقق بخواهد كار بكند و كار مناسب اين زمان را بكند بايد يقين داشته باشد كه ذره ذره ي لحظات و اوقات گرانبهايي كه او از عمر خودش صرف مي كند به ذره ذره ي عمر هزاران انسان رونق خواهد داد. » (منبع : كتاب و كتابخواني در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري دفتر نشر فرهنگ اسلامي )

  • *****
    نشاط مرجعيت !


  • مي دانيم كه مرحوم سيدمحمد فشاركي يكي از بزرگترين شاگردان ميرزاي شيرازي اول است و پس از او از بزرگترين فقها به حساب مي آمد. وي استادمرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري موسس حوزه قم وعده اي ديگر از بزرگان است .
    مرحوم حائري مي گويد : من از استاد خود آيت الله فشاركي شنيدم كه فرمود : آن هنگامي كه ميرزاي شيرازي اول درگذشتند رفتم منزل ديدم مثل اين كه در دلم يك نشاطي هست هرچه انديشيدم جاي نشاطي نبود ميرزاي شيرازي در گذشته استاد و مربي من بوده ـ اصلا آن عظمتي كه مرحوم ميرزا داشت از نظر علم و تقوا و زيركي و ذكاوت عجيب و كم نظير بوده است .
    مرحوم فشاركي مي گويد : مدتي انديشيدم ببينم كجاخراب شده اين نشاط مال چيست بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه شايد نشاط از اين است كه همين روزها من مرجع تقليد مي شوم . بلند شدم رفتم حرم و از حضرت خواستم كه اين خطر را از من رفع كند گويا حس مي كنم كه تمايل به رياست دارم .
    ايشان تا صبح در حرم به سر مي برد و صبح وقتي براي تشييع جنازه مي آيد او را با چشمهاي پر التهاب ديدند و معلوم بوده كه همه شب را مشغول گريه بوده است . و بالاخره تلاش كرد و كرد و زير بار رياست نرفت !
    آري مردان خدا اين گونه خود را مي پايند و مراقب خويشند به طوري كه تا حد مرجعيت رسيده اند و كاملا زمينه آماده است ولي باز هم زير بار آن نمي روند.