
مسئوليت دولت و ملت در اتخاذ بهترين شيوه براي ياري رساني به فقيران
« فقر و محروميت » واقعيتي است تلخ كه همچون بغضي گلو گير و غمي جانكاه و عارضه اي دردناك افراد جامعه اسلامي را در تنگنا و رنج
مي افكند و لحظات زندگي را كه بايد با نشاط و طراوت همراه باشد و با سرور و بهجت ممزوج گردد
تيره مي نمايد واز پويايي و بالندگي باز
مي دارد.
در متون فرهنگ و معارف اسلامي از آثار ناگوار فقر و ناداري
فراوان سخن به ميان آمده است و بر ضرورت تلاش هاي مستمر و همه جانبه
براي فقر زدايي از جامعه و رهاندن محرومان از تنگناهاي سخت محروميت و فشارهاي مكرر ناشي از آن كه فرساينده روح و روان مي باشد
توصيه هاي مكرر شده است .
قبل از هر حركت و تلاش ـ چه از جانب دولت اسلامي و چه توسط ملت مسلمان ـ براي مقابله با فقر و دستگيري از محرومان
بايد به اين
واقعيت توجه كافي مبذول داشت كه فقيران و تهي دستان جامعه دو گروهند. گروهي از آنان حاجات و نيازمنديهاي خود را به زبان مي آورند و
درخواست كمك و مساعدت مي كنند و دولت و اقشار متمكن جامعه را به ياري رساني فرا مي خوانند. گروهي ديگر هرگز حاجاتشان را
نمي نمايانند و به زبان نمي آورند و درنتيجه درخواست و تمنايي نمي كنند و در حالي كه در فقر و محروميت به سر مي برند و رنج ناشي از آن را
تحمل مي نمايند
به گونه اي مي زيند و در اجتماع ظاهر مي شوند كه كسي متوجه شدت فقر و نيازمندي هاي آنان نمي شود.
دولت اسلامي و نيز مردمي كه از تمكن مالي برخوردار مي باشند
ضمن اين كه بايد وظايف خويش در رفع نيازمنديهاي گروه اول را ـ كه
آشكار كننده حاجات و تهي دستي هاي خود ميباشند و درخواست هايشان را به زبان مي آورند و طلب مساعدت مي كنندـ انجام دهند
در برابر
فقيران و محروماني كه به علت كرامت نفس و بزرگواري حاضر نيستند نيازمندي هاي خود را به زبان آورند و تقاضاي ياري و كمك نمايند
مسئول و وظيفه مند مي باشند و بايد قبل از آن كه شدت فقر موجب شود كه از پاي بيفتند مضايق و تنگناهاي معيشتي زندگيشان را مرتفع
نمايند.
در ميان آموزه هاي ديني در موضوع فقر و محروميت و ضرورت ياري رساني به محرومان و تهي دستان و با آموزه هايي مواجه مي شويم كه
به تلاش عملي براي رفع فقر و احسان به مردم محروم قبل از درخواست و تقاضاي آنها دعوت مي نمايند. آموزه ذيل از حضرت امام حسن
مجتبي (ع ) يكي از نمونه هاي مزبور مي باشد :
« سخاوت و احسان آن است كه قبل از تقاضا و درخواست ببخشي »
اين آموزه
به صراحت و روشني
والاترين شيوه احسان و نيكي نسبت به محرومان جامعه را معرفي مي نمايد و نشان مي دهد بهترين سخاوت
و بخشش آن زمان تحقق خواهد يافت كه در حركت و تلاشي دقيق و هوشيارانه
قبل از بيان فقر توسط فقيران و درماندگان
حاجات و
نيازمندي هاي آنان مرتفع گردد.
بر مبناي اين آموزه شريف
هم « دولت » و هم « ملت » وظيفه مند مي گردند كه فقيران و تهي دستان آبرومندي را كه به دليل عزت و كرامت نفس
هرگز فقر و محروميت حاكم بر زندگيشان را نمي نمايانند و حاجت ها و نيازمندي هايشان را به زبان نمي آورند « شناسايي » كنند و با مساعدتهاي
خود مانع گردند كه بيش از اين اندوه ناداري و تهي دستي به فرسايش طاقت و افزايش مرارت و ناگوار سازي لحظات زندگي آنان بپردازد. اين
تلاش براي شناسايي فقيران آبرومندي كه كسي از فقر سخت و شديد آنان آگاهي ندارد نافي وظيفه مندي دولت و ملت در رفع نيازمندي هاي
فقيراني كه تقاضاي كمك و مساعدت مي نمايند و نيازمندي هايشان را به زبان مي آورند نيست
بلكه بايد در كنار رفع نياز از زندگي محروماني كه
درخواست ياري دارند
عمل شناسايي تهي دستاني كه فقيرند و غني و بي نياز نمايانده مي شوند انجام پذيرد و غبار محروميت از سيمايشان
زدوده گردد.
نكته اي كه نبايد از نظر دور بداريم اين است كه اگر چه « ملت » ـ يعني اقشار متمول و متمكن و حتي آنان كه از رفاه نسبي برخوردار مي باشند ـ
وظيفه رسيدگي به محرومان و احسان و نيكي به اين درماندگان را بردوش مي كشند
لكن وظيفه و مسئوليت اصلي و بنيادي به عهده « دولت »
است كه بايد اولا بودجه كافي و لازم را براي تحقق اصل « فقرزدايي » كه از اهداف مهم و اوليه « حكومت اسلامي » در هر عصر و زمان مي باشد
تخصيص دهد. ثانيا توسط نهادهاي متولي رسيدگي به محرومان
خانواده هاي فقير و آبرومند و كريم النفس را شناسايي نمايد. ثالثا با
برنامه ريزي هاي دقيق و به كارگيري بازوان اجرايي خود به رفع تنگناهاي معيشتي اين قشر محروم بپردازد.
حضرت امام حسن مجتبي (ع ) به اين دليل در معرفي بهترين نوع احسان و ياري رساني به محرومان
عطا و بخشش قبل از درخواست و
تقاضاي كمك را بهترين نوع احسان و نيكوكاري معرفي مي نمايند كه اين شيوه ياري رساني به فقيران و محرومان جامعه باعث مي شود كه
شخصيت ديني و منزلت انساني آنان محافظت گردد و كوچك ترين خدشه اي به كرامت نفس و عزت و شرافتشان وارد نشود. همچنين عمل به
اين شيوه و روش پسنديده احسان و بخشش به محرومان موجب مي گردد كه آبرو و حيثيت و عزت آنان در ميان مردم محفوظ بماند
زيرا هر
فقير و تهي دست و ناتوان در اداره زندگي روزمره خويش و اسير در حصارهاي رنج آور فقر و ناداري مايل است به گونه اي دولت و مردم در مرتفع
نمودن نيازهايش بكوشند كه كسي از دوست و آشنا
غريبه و ناآشنا و همسايه و هم محله مطلع نشوند كه آنان به گونه اي به فقر و تنگناهاي
سخت و مختل كننده زندگي گرفتار شده اند كه ديگران به كمك و ياري رساني و دستگيري و نجاتشان شتافته اند.
اين نوع احسان و بخشش
براي احسان كننده و بخشايشگر نيز مفيد و سازنده مي باشد
زيرا او اولا عمل ياري رساني به فقيران را به منصه
ظهور رسانده است و شكافي را پر كرده و تنگنايي را مرتفع نموده و به ثواب و پاداش الهي نائل آمده است . ثانيا با اتخاذ شيوه ممدوح عطا و
بخشش قبل از تقاضا و درخواست
بهره اي ديگر از پاداش معنوي و خشنودي و رضوان پروردگار را به دست آورده و در مسير طي مراحل و
مراتب تقرب الهي حركت تازه اي را آغاز كرده است .
هم « دولت » و هم « ملت » بايد فقيران آبرومندي را كه به دليل عزت و كرامت نفس هرگز فقر و محروميت حاكم بر زندگيشان را نمي نمايانند و
نيازمندي هايشان را به زبان نمي آورند « شناسايي » كنند و با مساعدت هاي خود مانع شوند كه شدت ناداري و تهي دستي به فرسايش طاقت و
افزايش مرارت و ناگوارسازي لحظات زندگي آنان بپردازد
وظيفه رسيدگي به درماندگان از وظايف اصلي و بنيادي « دولت » است كه بايد بودجه كافي و لازم را براي تحقق اصل « فقرزدايي » كه از اهداف
مهم و اوليه « حكومت اسلامي » در هر عصر و زمان مي باشد تخصيص دهد و با برنامه ريزي هاي دقيق به رفع تنگناهاي معيشتي قشر محروم
جامعه بپردازد
در ياري رساني به نيازمندان جامعه بايد سعي وافر مبذول داريم تا شخصيت ديني و منزلت انساني آنان محافظت گردد و كوچك ترين
خدشه اي به كرامت نفس و عزت و شرافتشان وارد نشود

*****
نگرش فرهنگي
خبرگان فرهنگي
سخت كوشي فرهنگي
|

روشنگري و تبيين فرهنگ به طور اعم
و فرهنگ اسلامي به طور اخص
گامهايي بس بلند و برجسته و تلاشهايي بس گسترده را
مي طلبد
در عين حال به واقع بيني
دوري از هرگونه كجروي و پرهيز از سستي و نادرستي و كوتاهي هم نيازمند است . رهبر ارجمند
انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي اين گونه آگاهي بخشي مي كنند :
« مقوله ي فرهنگ ـ همچنان كه اهل درد و اهل سوز مي دانند ـ مقوله ي مظلومي در كشور ماست . انقلاب ما
يك انقلاب مبتني بر
منش فرهنگي و نگرش فرهنگي بود. هر حركت ارزشي
اين خصوصيت را دارد. ما بايستي بيش و پيش از تلاشهاي ديگر
به تلاش
فرهنگي اسلامي مي پرداختيم
يعني روشن كردن و تبيين فرهنگ اسلام
با همان وسعتي كه مفهوم و معناي فرهنگ دارد
دور از
انحراف
دور از خرافه گرايي
دور از تنگ نظري و جمود
دو دور از ملاحظه كاري و ترس از اين و آن . »
نقش آفريني خبرگان فرهنگي
عدم رشد و تناسب تلاشهاي فرهنگي با مقتضيات جامعه ي پوياي امروزين ما
با توجه به همه ي رويدادها و مسائل جهاني
اهتمامي تمام و حركتي بسيجي و همه جانبه را مي طلبد. در خط مقدم جبهه ي فرهنگ
پيوسته بايد خبرگان و كارشناسان امور فرهنگي
حضوري گسترده و مداوم داشته باشند
حال آن كه برخي از آنان
اغلب به كارهاي سياسي اشتغال دارند و كمتر در اين عرصه حضور
مي يابند. رهبر معظم انقلاب در اين باره توضيح مي دهند :
« واقعا امروز مسائل فرهنگي كشور زمين افتاده است . همه خودشان را فرهنگي مي دانند
همه نسبت به مسائل فرهنگي اظهار شوق و
علاقه مي كنند و آن را در بيانات و اظهاراتشان مهم نشان مي دهند
اما حقيقتا كار فرهنگي در كشور
متناسب با پيشرفت و ريشه دواندن
انقلاب در جامعه نيست . ما امروز خيلي كارهاي فرهنگي بايد مي كرديم كه نكرديم
خيلي برنامه ها بايد مي ريختيم كه نريختيم و حقيقتا
دستمان از خيلي كارها ـ چه در داخل و چه در خارج كشور ـ خالي است
لذاست كه مسائل فرهنگي حقيقتا درخور اين است كه به آن
باسعه ي صدر و اهتمام و دلسوزي عميق و همراه با خبرگي و كارشناسي رسيدگي بشود.
همه ي كارها را خبره ها انجام مي دهند
چرا كار فرهنگي را خبره ها نبايد انجام بدهند و هركسي وارد ميدان كار فرهنگي بشود و چيزي
بگويد و نظري بدهد و اقدامي بكند متاسفانه خيلي از كساني كه مي توانند كار فرهنگي بكنند
به كارهاي اجرايي و يا سياسي مشغولند
يا حتي اگر با نام فرهنگي هم حضور دارند
باطن كار با كار سياسي است ! »
ضرورت سختكوشي فرهنگي
توسعه و تحول همه جانبه ي كه در جامعه ي بشري پديد آمده و گستردگي دامنه ي زندگي امروزين
از يك سو سختكوشي عالمان
ديني را طلب مي كند
و از ديگر سو سبب مي شود كه برآيند تلاشها
جهادهاي علمي و آثار مكتوب دانشمندان دين ياور
گستره ي بسيار
وسيعي را دربرگرفته و ثمره و پي آيندي بسيار گسترده تر از گذشته داشته باشد. رهبر انقلاب در اين باره چنين مي فرمايند :
« امروز اگر به غير از كار روي احكام و معارف و به دست آوردن انديشه هاي استوار اسلامي ـ كه قابل ارائه است ـ دست به كار ديگري
بزنيم
جفا و حيف است . اگر يك عالم دين و يك فاضل
از تمام تمتعات و لذات و استراحتش چشم بپوشد و تمام عمر را صرف كار
بكند
كار او هدر نرفته است .
يادتان هست كه در سابق
داخل مدرسه و يا حجره يي
عالمي پيدا مي شد كه از همه ي دنيا گذشته بود و در حجره اش نشسته بود
تا
حاشيه و شرحي بر فلان كتاب فقهي
بر « شرايع »
يا بر « عروه » بنويسد و بعد از ده
پانزده سال فقه مستدل قوي استدلالي
ده
پانزده جلد
كتاب ارائه بدهد. حالا اگر عمر وفا مي كرد و خداوند لطف مي نمود و در وسط كار
ايشان به بهشت نمي رفت و اين كار را به آخر
مي رساند
تاثيركارش تا چه اندازه بود ثم ماذا آن كسي كه زحمت مي كشيد
تلاش مي كرد
استنباط مي كرد
استخوان خرد مي كرد و به
قول ماها دود چراغ مي خورد
تازه شعاع كارش چه قدر بود امروز همان محقق بخواهد كار بكند و كار مناسب اين زمان را بكند
بايد
يقين داشته باشد كه ذره ذره ي لحظات و اوقات گرانبهايي كه او از عمر خودش صرف مي كند
به ذره ذره ي عمر هزاران انسان رونق
خواهد داد. » (منبع : كتاب و كتابخواني در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري
دفتر نشر فرهنگ اسلامي )

*****
نشاط مرجعيت !
|
مي دانيم كه مرحوم سيدمحمد فشاركي يكي از بزرگترين شاگردان ميرزاي شيرازي اول است و پس از او
از بزرگترين فقها به حساب
مي آمد. وي استادمرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري
موسس حوزه قم وعده اي ديگر از بزرگان است .
مرحوم حائري مي گويد : من از استاد خود
آيت الله فشاركي شنيدم كه فرمود : آن هنگامي كه ميرزاي شيرازي اول درگذشتند
رفتم
منزل
ديدم مثل اين كه در دلم يك نشاطي هست
هرچه انديشيدم جاي نشاطي نبود
ميرزاي شيرازي در گذشته
استاد و مربي من بوده ـ
اصلا آن عظمتي كه مرحوم ميرزا داشت از نظر علم و تقوا و زيركي و ذكاوت
عجيب و كم نظير بوده است .
مرحوم فشاركي مي گويد : مدتي انديشيدم ببينم كجاخراب شده
اين نشاط مال چيست بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه شايد نشاط
از اين است كه همين روزها من مرجع تقليد مي شوم . بلند شدم رفتم حرم و از حضرت خواستم كه اين خطر را از من رفع كند
گويا حس
مي كنم كه تمايل به رياست دارم .
ايشان تا صبح در حرم به سر مي برد و صبح وقتي براي تشييع جنازه مي آيد
او را با چشمهاي پر التهاب ديدند و معلوم بوده كه همه
شب را مشغول گريه بوده است . و بالاخره تلاش كرد و كرد و زير بار رياست نرفت !
آري
مردان خدا اين گونه خود را مي پايند و مراقب خويشند
به طوري كه تا حد مرجعيت رسيده اند و كاملا زمينه آماده است
ولي
باز هم زير بار آن نمي روند.

| | |