روزنامه جمهوري اسلامي 11/12/1386 صفحه امام
*****
روحانيت در سنگر جهاد فكري و ميدان مبارزه عملي
دو بهره براي « نسل جوان » از پيام تاريخي امام خميني به « روحانيت »




  • بهره اول
    اگر فقهاي عزيز نبودند معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به خورد توده ها داده بودند. جمع آوري و نگهداري علوم قرآن و اسلام و آثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت و سيره معصومين ـ عليهم السلام ـ و ثبت و تبويب و تنقيح آنان در شرايطي كه امكانات بسيار كم بوده است و سلاطين و ستمگران در محو آثار رسالت همه امكانات خود را به كار مي گرفتند كار آساني نبوده است كه بحمدالله امروز نتيجه آن زحمات را در آثار و كتب بابركتي همچون كتب اربعه و كتاب هاي ديگر متقدمين و متاخرين از فقه و فلسفه رياضيات و نجوم و اصول و كلام و حديث و رجال تفسير و ادب و عرفان و لغت و تمامي رشته هاي متنوع علوم مشاهده ميكنيم . (1 )
    يكي از مشكلات امروز جامعه ما كه نسل جوان بايد با هشياري و آگاهي از دام هاي گسترده شده در اثر آن رهايي يابد ورود برخي از افراد فاقد صلاحيت هاي علمي و فقهي به عرصه اسلام شناسي ! و تفسير و توجيه هاي سطحي از فرهنگ و معارف و قوانين اسلام و ترويج آنها به صورت مقاله و مصاحبه در مطبوعات و چاپ و نشر به صورت كتاب در جامعه مي باشد.
    بايد توجه داشت كه « جهاد فكري » به صورت كنكاش و تحقيق در متون فرهنگ و تعاليم و معارف ديني و احاطه علمي به انواع دانش ها و آگاهي هاي اسلامي و اجتهادهاي فكري و فقهي و در نهايت تبليغ و ترويج صحيح و همه جانبه احكام و قوانين الهي در همه ابعاد و جلوه ها و تمام شاخه هاي علوم ديني از وظايف و مسئوليت هاي اوليه و مهم و بنيادين فقها و علماي اسلام محسوب مي شود به گونه اي كه چنانچه اين وظيفه بزرگ به نحو شايسته و در همه جوانب و در گستره زمان تحقق عيني نمي يافت آنچه امروز به صورت تعاليم ناب اسلام محمدي (ص ) در صحنه هاي حيات فردي اجتماعي فرهنگي سياسي اخلاقي تربيتي اقتصادي و حقوقي به نقش آفريني و راهگشايي و هدايت توده هاي مردم مي پردازد موجوديت نظري و عملي نداشت .
    به تعبيري ديگر جهاد فكري و علمي فقها و علماي اسلام در طول تاريخ اثبات مي كند كه اولا « اسلام شناسي » به صورت كسب تخصص هاي بالا و اجتهادهاي جامع و ژرف يك ضرورت حياتي بوده و هست . ثانيا اين اجتهادهاي سخت و طاقت فرسا عامل اصلي ثبت و ضبط و تداوم تعاليم و معارف اسلامي در طول اعصار و زمان هاي گوناگون و از ديروز تا امروز مي باشد. ثالثا عدم تحقق اين مجاهدت هاي ارزشمند علمي بيراهه هايي را مي گشايد كه در اثر آن كفر در لباس دين در مي آيد و تعاليم ضد اسلامي به نام اسلام در ميان اقشار مختلف مردم ترويج مي گردد.
    فعاليت هاي فكري و علمي فاقد پشتوانه هاي طولاني تحقيق و پژوهش در علوم حوزوي و متكي به برداشت هاي سطحي و شخصي موجب بروز عارضه تورم اسلام شناسي و گسترش آنارشيسم فكري و هرج و مرج اعتقادي در جامعه مي شود. اين عارضه كه در تاريخ معاصر ايران سابقه اي طولاني دارد و همواره با به وجود آوردن التقاط فكري به شكار جوانان و دانشجويان فاقد دين پژوهشي و معرفت و بينش هاي لازم نسبت به فرهنگ و انديشه اسلامي مي پردازد هم امروز نيز به صورت آفت و آسيب حضور مخرب دارد و بايد با آن مقابله صحيح شود.
    ريشه اصلي اين عارضه و مشكل را بايد اسلام شناسي هاي غربي ! دانست كه عامل ايجاد و نشر آن روشنفكراني هستند كه در عين غرب گرايي در آثار گفتاري و نوشتاري خود مدعي اسلام گرايي مي باشند لكن در وراي اين ادعاي تهي از حقيقت در انديشه خلع يد از فقها و علماي انديشمند و اسلام شناس و مطرح كردن مرموزانه و موذيانه رهبري سياسي روشنفكران غربي به جاي رهبري روحانيت هستند و معلوم است كه هدف اصلي اين تحرك فكري بسترسازي براي روي كار آمدن حكومت مبتني بر تفكر ليبرال دموكراسي غربي است كه ماموران سازمان جاسوسي آمريكا در مدارك به جاي مانده در لانه جاسوسي خود در ايران به ضرورت وجود آن تصريح مي كنند!
    اين روشنفكران غرب زده به اسلام نه به صورت حقيقت كه به صورت ابزاري نگاه مي كنند كه بايد از آن براي تحقق آمال خود بهره برداري هاي فصلي و مقطعي و زماني كنند و همين نگرش ابزاري به اسلام است كه موجب گرديده مرزبانان و پاسداران اصلي اين دين مبين يعني روحانيت اصيل و راستين را نفي كنند و در پي آن به نفي « حكومت اسلامي » بپردازند و زمينه ساز تحقق حكومت غربي كه خاستگاه اصلي آن اسلام آمريكايي مي باشد گردند!
    متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري در تقابل فكري با اين گروه از روشنفكران ضمن بيان اين نكته كه « اسلام در ذات خود يك حقيقت است نه يك مصلحت يك هدف است نه يك وسيله » (2 ) به اين واقعيت نيز اشاره مي نمايد كه اگر به فرض بخواهيم به اسلام به صورت يك ابزار نظر بيفكنيم اين ابزار متخصص و كارشناس و مجتهد مي طلبد و هر درس ناخوانده و غير مجتهدي نمي تواند ادعاي اسلام شناسي كند و فكر منزوي كردن و خلع يد از متوليان اصلي اين مسئوليت الهي را در مخيله بگذراند :
    « ... اگر اسلام به عنوان يك وسيله و ابزار كار آمد باشد قطعا اسلام راستين و اسلام واقعي است نه هر چه به نام اسلام قالب زده شود! چگونه است كه بهره گيري از هر ابزار و وسيله اي تخصص مي خواهد و بهره گيري از اين وسيله تخصص نمي خواهد ! خيال كرده ايد هر مدعي روشنفكري كه چند صباح با فلان پروفسور صبحانه صرف كرده است قادر خواهد بود اسلام راستين را از اسلام دروغين بازشناسد و به سود جامعه از آن استفاده نمايد ! متاسفانه بايد عرض كنم كه اين روشنفكران محترم كمي دير از خواب برخاسته اند. زيرا متوليان قديمي اين منبع عظيم حركت و انرژي نشان دادند كه خود طرز بهره برداري از اين منبع عظيم را خوب مي دانند و بنابراين فرصت خلع يد به كسي نخواهند داد . » (3 )
    نسل جوان ما بايد با توجه به رهنمود امام خميني اولا جايگاه فقها و علماي انديشمند و سخت كوش اسلام را در تبيين فرهنگ و تفكر اسلامي بشناسند و معرفتها و شناخت هاي ديني را از اين منبع اصيل و متصل به علوم و دانش هاي پيامبر (ص ) و ائمه (ع ) دريافت نمايند. ثانيا با ديدگاني باز تحرك جريان هاي فكري غرب گرا و معاند با اسلام ناب را شناسي نمايند و در دام هاي فريب و نيرنگ آنان گرفتار و اسير نشوند. ثالثا نسبت به ترفندها و توطئه هاي قدرت هاي استعماري به ويژه آمريكا براي مقابله با جايگاه و نقش مراجع و فقها و علماي اسلام در تبيين اسلام و حفاظت و صيانت از ميراث تشيع وقوف و آگاهي كسب نمايند و از جمله در نمونه ذيل كه حاصل تحقيقات سازمان جاسوسي آمريكا درباره نقش مرجعيت و روحانيت شيعه مي باشد دقت و توجه لازم و ضروري مبذول دارند :
    « مراجع شيعه سرچشمه قدرت اين مذهب مي باشند. اينان هميشه با تاكيد بر اصول شيعه به شدت از آن محافظت و صيانت مي كنند. اينان در طول تاريخ تشيع هيچ وقت با حاكم غير اسلامي بيعت نكردند و با وي دست دوستي ندادند. به علت فتواي يك مرجع وقت يعني آيت الله شيرازي انگليس نتوانست داخل ايران شود... ببينيد جايي مثل قم در مركز ايران تخت شاهنشاهي را برچيد و اكنون نيز پنجه در پنجه آمريكاي ابرقدرت زور آزمايي مي كند. در لبنان نهضت آيت الله موسي صدر ارتش هاي انگليس و فرانسه و اسرائيل را مجبور به فرار كرد. امروز نيز حزب الله لبنان بزرگ ترين مزاحم اسرائيل در طول تاريخ تاسيس آن دولت به شمار مي رود ... » (4 )
    بهره دوم
    در هر نهضت و انقلاب الهي و مردمي علماي اسلام اولين كساني بوده اند كه بر تارك جبين شان خون و شهادت نقش بسته است . كدام انقلاب مردمي ـ اسلامي را سراغ كنيم كه در آن حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بر بالاي دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرش هاي حوادث خونين به شهادت نايستاده است در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پيروزي شهداي اولين از كدام قشر بوده اند خدا را سپاس مي گزاريم كه از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلول هاي مخوف و انفرادي رژيم شاه و از كوچه و خيابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر كار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و ميادين مين خون پاك شهداي حوزه و روحانيت افق فقاهت را گلگون كرده است . (5 )
    براي كسب شناخت و بينش نسبت به جايگاه روحانيت و نقش اساسي و محوري فقيهان و عالمان نستوه و مبارز در شكل گيري نهضت هاي رهايي بخش اسلامي بايد به رويكردي تاريخي بپردازيم و در حركت ها و خيزش هاي اجتماعي و سياسي در تاريخ معاصر و حتي پيش از آن تعمق روا داريم . در اين رويكرد تاريخي اولا نهضت هاي شكل يافته در اثر رهبري روحانيت و مجاهدت هاي ديرپا و رنجزاي علماي مبارز اسلام را متعدد مي يابيم و همان گونه كه حضرت امام خميني تصريح كردند هيچ انقلاب مردمي ـ اسلامي را سراغ نداريم كه در آن حوزه و روحانيت نقش نداشته اند و پيش كسوت شهادت نبوده اند.
    ثانيا با نفوذ جريان هاي مرموزي مواجه مي شويم كه از دو بلوك استعماري غرب و شرق سرچشمه گرفته و با طرح و برنامه و بودجه آنها در ايران و به ضرر استقلال و تماميت ارضي آن فعاليت هاي مخرب انجام داده اند. ثالثا با توطئه حذف روحانيت از مصادر امور و منزوي كردن فقيهان بزرگي كه خود بنيان گذار و رهبر نهضت هاي رهايي بخش بوده اند مواجه مي گرديم .
    « انقلاب عراق » يكي از نهضتهاي ضد استعماري است كه روحانيت اسلام در ايجاد و تداوم آن نقش اساسي داشت . پس از تهاجم قواي انگليس به عراق در جنگ جهاني اول مراجع و فقهاي بزرگي چون آيت الله ميرزا محمد تقي شيرازي آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي و آيت الله شيخ الشريعه اصفهاني بر ضد قواي اشغالگر قيام كردند و گروه كثيري از علما و روحانيون در تشكيلاتي به نام مجاهدين به همراه ساير مبارزان وارد صحنه هاي نبرد با استعمار گران انگليسي شدند.
    « نهضت روحانيت فارس » حركت انقلابي ديگري به رهبري روحانيت است كه عليه قواي انگليس كه بندربوشهر را به اشغال خود در آورده بودند شكل گرفت . در اين نهضت پرشور و تاريخي فقهاي مبارز با صدور حكم جهاد عليه اشغالگران به بسيج مردم و دليران تنگستان از جمله رئيس علي دلواري پرداختند. آيت الله شيخ جعفر محلاتي شيرازي آيت الله شيخ محمد برازجاني و آيت الله سيد عبدالحسين لاري از چهره هاي شاخص روحانيت بودند كه عليه نيروهاي اشغالگر خارجي حكم جهاد صادر كردند. همچنين روحانيون مبارزي چون سيد عبدالله مجتهد بهبهاني بوشهري و شيخ علي آل عبدالجبار از جمله كساني بودند كه به بسيج و رهبري مردم در مبارزه عليه قواي انگليس مي پرداختند.
    « نهضت تنباكو » حركت بزرگ و فراموش نشدني ديگري است كه با فتواي تاريخي تحريم تنباكو توسط ميرزاي شيرازي و مجاهدت علماي بزرگ در ايران نقشه استعمار انگليس خنثي شد و از سلطه اقتصادي كمپاني رژي و به دنبال آن وسعت و گسترش اين سيطره استعماري در ابعاد فرهنگي سياسي و نظامي بر ايران جلوگيري به عمل آمد.
    « نهضت مشروطه » حركت بزرگ ديگري است كه با رهبري و هدايت فقها و علماي مبارزي همچون آيت الله شيخ فضل الله نوري آيت الله سيد محمد طباطبايي و آيت الله سيد عبدالله بهبهاني به پيروزي رسيد و متاسفانه از اهداف اوليه كه با برنامه ريزي علماي دين بايد به شكل « مشروطه مشروعه » يعني مطابق با قوانين اسلام مستقر مي گرديد به « مشروطه غربي و انگليسي » تغيير ماهيت داد و روحانيون مبارزه به شدت سركوب و منزوي شدند و استعمار خارجي و عوامل داخلي آنان بر امور مملكت سيطره يافتند.
    « نهضت ملي ايران » كه با رهبري عالم نستوه و مبارز آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني وارد مرحله نويني شد كه با قيام تاريخي 30 تير و با نقش آفريني اين روحاني استعمار ستيز و مبارزات مردم مسلمان ايران تمام عرصه ها براي عوامل وابسته به بيگانگان تنگ گرديد و استبداد داخلي مجبور به عقب نشيني شد از ديگر حركت هاي بزرگي است كه با مجاهدات وقفه ناپذير روحانيت به پيروزي رسيد و توسط عوامل وابسته به غرب منحرف گشت و ديگر بار سلطه استعمار و استبداد را به اين كشور ستم زده باز گرداند.
    نسل جوان ما وظيفه دارد نهضتهاي يادشده و ساير نهضت هايي كه علماي اسلام بنيان گذار آن بودند را به مطالعه دقيق به منظور كسب بينش و آگاهي هاي سياسي بگذارد.
    اين مطالعه و كنكاش نسل امروز را به وقايع و حوادث تلخي رهنمون مي شود كه بايد دستمايه جوانان و دانشجويان براي نيل به جريان شناسي حق و باطل و مشاهده ردپاي عوامل وابسته به استعمار براي تداوم بخشيدن به اهداف نهضت مشروطه غربي در جامعه امروز گردد. اين اهداف شوم اگر چه در گذشته با ايجاد جنگ رواني و ترور فكري عليه روحانيت به گونه اي خاص متجلي گرديد لكن با شدت و گستردگي بيشتري پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي عليه روحانيت به ويژه چهره هاي شاخص و عناصر حاضر در كادر هدايت حركت هاي مردمي براي مبارزه با قدرتهاي استعماري صورت گرفت و مي گيرد.
    اگر چه شرايط امروز و آگاهي و حضور مردم مسلمان در صحنه هاي انقلاب با نهضت ملي ايران و نهضت مشروطه قابل مقايسه نمي باشد و نيز اگر چه قدرت و انسجام مراكز حوزوي و حضور آگاهانه فقيهان و عالمان انديشمند اسلامي در اين عصر با دو عصر ياد شده غير قابل انطباق است لكن فراموش نكنيم كه به همان ميزان كه روحانيت در اين زمان داراي قدرت و وحدت است و آگاهي هاي مردم و حضور آنان در صحنه هاي مختلف شدت و فزوني يافته است توانمندي و قدرت استعمار خارجي و عوامل داخلي آنان نيز بيشتر و افزون تر گرديده است و ترفندها و توطئه ها شكل و قالب هاي جديد و تاثير گذارتر يافته اند و دشمنان تا آنجا پيشرفت كرده اند كه حتي در شمايل نيروهاي دلسوز اسلام و انقلاب و نظام در مي آيند و در مراكز حوزوي و محافل دوستان و حاميان انقلاب رخنه و نفوذ مي كنند و در صدد ايجاد اختلاف و چند دستگي بين آنان بر مي آيند!
    اين تحركات مرموز و شيطاني كه هدف آن منزوي كردن و از صحنه خارج نمودن روحانيت و ايجاد انحراف در نهضت اسلامي است بايد توسط حوزه هاي علميه و چهره هاي شاخص روحاني كه همواره سپر بلاي توطئه هاي سرازير شده به سوي اسلام و نظام بوده و هستند و خود را از آرامش و راحتي محروم مي نمايند تا به جامعه آرامش و امنيت ببخشند و كشتي انقلاب را از امواج متلاطم توطئه هاي خارجي و داخلي عبور دهند و به ساحل رهايي برسانند كشف و خنثي شود. از سوي ديگر نسل جوان ما بايد با ديدگاني بازو فكر و ذهني بيدار هم تحركات ضد اسلامي و متعارض با حكومت ديني و رهبري روحانيت را شناسايي نمايند و خود را از آفات و آسيبهاي آنها مصون دارند و هم علماي فكور و مسئول و دلسوخته و حامي اتحاد و اقتدار و همبستگي روحانيت و مردم را در مسئوليت بزرگ حفظ وحدت و مقابله با تشتت ياري و مساعدت برسانند. نسل جوان در صورتي به انجام اين دو وظيفه بزرگ توفيق حاصل مي نمايد كه از پيام تاريخي امام خميني به روحانيت دو بهره اي را كه درباره آن توضيح داديم پشتوانه بزرگ فكري و عملي خويش قرار دهد.
    پاورقي :
    1 ـ پيام امام خميني به روحانيت 1376 12 3 صحيفه امام ج 21 ص 274
    2 ـ نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري انتشارات صدرا ص 83
    3 ـ همان مدرك ص 84
    4 ـ طرح سازمان « سيا » براي مقابله با تشيع روزنامه جمهوري اسلامي 86 10 25 شماره 8249
    5 ـ صحيفه امام ج 21 ص 275 و 276
    حضرت امام خميني :
    اگر فقهاي عزيز نبودند معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت (ع ) به خورد توده ها داده بودند.
    كدام انقلاب مردمي اسلامي را سراغ كنيم كه در آن حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند.
    از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلول هاي مخوف و انفرادي رژيم شاه و از كوچه و خيابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر كار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و ميادين مين خون پاك شهداي حوزه و روحانيت افق فقاهت را گلگون كرده است .
    فعاليت هاي فكري و علمي فاقد پشتوانه هاي تحقيق و پژوهش در علوم حوزوي و متكي به برداشت هاي سطحي و شخصي موجب بروز عارضه تورم اسلام شناسي و گسترش آنارشيسم فكري و هرج و مرج اعتقادي در جامعه مي شود. اين عارضه كه در تاريخ معاصر ايران سابقه اي طولاني دارد و همواره با به وجود آوردن « التقاط فكري » به شكار جوانان و دانشجويان فاقد دين پژوهي و بينش هاي لازم نسبت به فرهنگ و انديشه اسلامي مي پردازد هم امروز نيز به صورت آفت و آسيب حضور دارد و بايد با آن مقابله صحيح شود.
    اگرچه شرايط امروز و آگاهي و حضور مردم مسلمان در صحنه هاي انقلاب با نهضت ملي ايران و نهضت مشروطه قابل مقايسه نمي باشد و نيز اگرچه قدرت و انسجام مراكز حوزوي و حضور آگاهانه فقيهان و عالمان انديشمند اسلامي در اين عصر با دو عصر ياد شده غيرقابل انطباق است لكن فراموش نكنيم كه به همان ميزان كه روحانيت در اين زمان داراي قدرت و وحدت است و آگاهي و حضور مردم در صحنه هاي مختلف شدت و فزوني يافته است توانمندي و قدرت استعمار خارجي و عوامل داخلي آنان نيز بيشتر و افزون تر گرديده است و ترفندها و توطئه ها شكل و قالب هاي جديد و تاثيرگذارتر يافته اند و به همين دليل بايد دقيق تر تحركات مرموز و شيطاني دشمنان را زير نظر گرفت و به شدت از افتراق و تشتت رهيد و به اوج اتحاد و وحدت رسيد.