
« شيعه » بودن
مسئوليتي است بسيار سخت و دشوار و در عين حال داراي امكان تحقق كامل . اين سختي و
دشواري
هرگونه سطح انديشي و ظاهرگرايي را نفي مي كند و دقت و مراقبت و تلاش را جايگزين بي توجهي و سهل انگاري و
سكون مي نمايد. به تعبيري ديگر
اين سختي و دشواري در دل خود پيامي دارد و همه كساني كه خود را شيعه ائمه
اطهار(ع ) مي دانند مخاطب قرار مي دهد و به آنان اعلام مي كند هرگز مپنداريد كه شيعه بودن امري سطحي و سهل است و
مي توان هرگاه و هرگونه كه خواست چنين ادعايي كرد و خويشتن را شيعه واقعي پنداشت و دل به اين تصور خوش
داشت و خود را به هر كاري واداشت
كه شيعه بودن
امري است عمقي و نه سطحي
واقعي و نه تخيلي
باطني و نه
ظاهري .
« شيعه » يعني « پيرو » . و اين پيروي امري كوچك نيست
كه بزرگ و عظيم است
و در يك جلوه و جنبه و موضوع
محدود و محصور نمي شود
كه داراي جلوه ها و جنبه ها و موضوعات گوناگون مي باشد. برمبناي بزرگي و عظمت
مسئوليت پيروي و تبعيت است كه هر مدعي شيعه بودن بايد هم در فكر و انديشه
هم در رفتار و سلوك
هم در اخلاق
و معنويت
هم در عبادت و پرستش
هم در ايثار و فداكاري
هم در جهاد و مبارزه
هم در سيره و روش و حضور در
صحنه هاي فعاليت هاي اجتماعي
سياسي
علمي
فرهنگي و اقتصادي و نظامي
شيعه و پيرو باشد و در مسير پاك
امامان (ع ) حركت نمايد.
همچنين براساس مسئوليت شيعه بودن و وظايف و تعهدات ناشي از آن
بايد از هر كژي و ناراستي و معصيت و گناه
و هر صفت و خصلت و روحيه زشت و ناهنجار پرهيز نمود و همواره به راستي و صداقت و خلوص و پاكي و تقوا
گرايش عملي داشت .
بخشي از رهنمودها و راهنمايي هاي ائمه دين (ع ) به تبيين وظايف خاص شيعه بودن اختصاص يافته است . امامان
معصوم (ع ) تلاش وافر داشتند تا شيعيان را به بالاترين مراتب معرفت و شناخت نسبت به آنچه بايد در ذهن و عين به
صورت پيروي و تبعيت فكري و عملي از پيشوايان خود به تجلي درآورند نائل گردانند. در ميان اين رهنمودهاي
آگاهي بخش
كلامي از حضرت امام حسين (ع ) را مورد توجه و تعمق قرار مي دهيم :
شخصي در محضر حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) حاضر شد و به آن حضرت چنين عرض نمود :
« من از شيعيان شما هستم . »
حضرت امام حسين (ع ) خطاب به او فرمود :
« اتق الله و لا تدعين شيئا يقول الله لك كذبت و فجرت في دعواك
ان شيعتنا من سلمت قلوبهم من كل غش و غل و
دغل
و لكن قل انا من مواليكم و من محبيكم »
« از خدا بترس
و چيزي ادعا نكن
زيرا خداوند به تو خواهد فرمود دروغ گفتي و در ادعاي خود گناه كردي .
همانا شيعه ما كسي است كه قلبش از هرگونه آلودگي و ناپاكي و فريبكاري و خيانت پاك باشد. لكن تو ادعا كن كه من
از دوستداران و محبان شما هستم . » (1 )
حضرت امام حسين (ع ) در اين رهنمود صريح مفهوم واقعي شيعه بودن را تبيين مي فرمايد و به مخاطب هشدار
مي دهد كه امري عظيم و بزرگ را مدعي شدي كه داراي مشخصه ها و ويژگي ها و شرايط خاصي مي باشد و نمي توان
بدون تقيد و پايبندي عملي خود را شيعه و پيرو دانست .
امام حسين (ع ) برخي از مشخصه هاي شيعه بودن را معرفي مي نمايند و آشكار و نمايان اعلام مي كنند شيعه ما كسي
است كه اولا از هرگونه آلودگي و ناپاكي ناشي از به هم آميختن حق و باطل و تزوير و ظاهرسازي به دور باشد. ثانيا از
فريب كاري و نيرنگ افكني فاصله بگيرد و بر گرد تقلب و دگرگون سازي حقايق و واقعيت ها نچرخد. ثالثا از هر نوع
خيانت نسبت به دوستان و همكاران و برادران ديني و ساير افراد و گروه ها و اقشار مردم اجتناب ورزد.
اگر به زندگي جمعي و حيات اجتماعي نظر گستريم و نسبت به تلاش ها و فعاليت هاي سياسي و علمي و فرهنگي و
اقتصادي در سطح مختلف دقت كافي روا داريم
درخواهيم يافت كه بسياري از مشكلات و تنش ها و درگيري ها و آفات و
آسيب ها و زيان هاي گوناگون از سه فعل و عمل ناصواب و معاصي ياد شده در رهنمود حضرت امام حسين (ع )
سرچشمه مي گيرند و جامعه و كشور در ابعاد مختلف و به ويژه در سطوح كلان از اين سه عارضه و گناه و معصيت رنج
مي برد.
اين سخن هرگز به اين مفهوم نيست كه معاصي و خلافكاري هاي مزبور در سطوح پائين تر و در محدوده زندگي فردي
و خانوادگي و در آمد و شدها و پيوند و ارتباط هاي متداول بين آشنايان و دوستان و نزديكان تجلي عيني ندارد و
تعامل ها و مواجهات ياد شده منزه از اين معاصي و رنج ها و زيان ها مي باشند
بلكه مقصود اين است كه هر چه دايره
حضور و نقش آفريني صفات و خصال و عملكردهاي مزبور وسعت يابد
ضرر و زيان ها و خطرات و آسيب هاي آن نيز
بيشتر و گسترده تر مي گردد. زيرا به ميزان بزرگ و عظيم بودن صحنه ها و عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي و
فرهنگي ـ به ويژه در سطح مديريت هاي كلان و وسيع ـ قدرت تخريب رفتار و عملكردهاي سه گانه مزبور نيز بيشتر
مي شود و عناصري كه سعي دارند حق و باطل را به هم بياميزند و به ظاهر سازي و تزوير بپردازند و با فريب و
نيرنگ هاي مختلف به دين و ملت و كشور جفا و خيانت روا دارند
بيشتر نفوذ مي كنند و افزون تر ضربه مي زنند و با
منزوي كردن عناصر صالح و شايسته و فكور و خدوم ـ كه شيعيان خالص و راستين ائمه (ع ) مي باشند ـ خود را بر امور
مسلط مي نمايند و با آراستن ظاهر خود به ديانت و با ادعاهاي دروغين شيعه بودن و تبعيت از امامان (ع ) جاي پاي
خويش را براي تحقق مطامع سياسي و فرهنگي و اقتصادي محكم مي كنند.
مشاهده مي كنيم كه « شيعه بودن » مسئوليتي است بسيار بزرگ كه وظايف مهم و گوناگون و تعهدات و تقيدات فراوان
ايجاد مي كند و آن كس كه خود را شيعه ائمه اطهار(ع ) مي داند بايد در محدوده زندگي فردي و كانون خانواده
در فضاي
پيوند و معاشرت با دوستان و برادران ديني
در ارتباط و پيوستگي با افراد فاميل و آشنايان
در محيط هاي كار و تلاش و
تعامل با همكاران
هم در مواجهه با مردم مراجعه كننده از اقشار مختلف
هم در سطح مديريت هاي گوناگون و كوچك و
بزرگ و در نقش رئيس و معاون و مشاور و برنامه ريز
دل و جان و رفتار و عمل خويش را از هرگونه تزوير و ظاهرآرايي
و بهم آميختگي حق و باطل
فريب كاري و نيرنگ بازي و تقلب
و جفا و خيانت ورزي هاي گوناگون مصون و محفوظ
دارد و به درستي و با صداقت و اخلاص و رعايت « تقوا » ـ به مفهوم صيانت از نفس و به دست آوردن صفت و ملكه
ثابت خويشتن داري از انجام هرگونه گناه و معصيت و نفاق و فتنه گري و دروغ و اختلاف انگيزي و هر صفت و فعل و
عمل حرام و نامشروع ديگر ـ در مسير پاك ائمه اطهار(ع ) حركت نمايد تا « شيعه راستين » لقب گيرد.
حضرت امام حسين (ع ) با توجه به شرايط و مشخصه هاي گوناگوني كه بايد در انديشه و عمل و اخلاق و رفتار افراد
مختلف متجلي گردد تا به درستي بتوانند خود را شيعه امامان معرفي كنند
به شخص مدعي هشدار مي دهد كه اگر چنين
ادعايي از تو سر بزند و در عمل نسبت به آن تقيد و پايبندي نورزي
خداوند متعال تو را « دروغگو » مي داند
زيرا در
ادعاي خود خالص نيستي و چنين ادعاي كذبي در درگاه حضرت پروردگار « گناه » محسوب مي شود.
امام (ع ) به مخاطب مي آموزد تا زماني كه نتوانسته اي مشخصه هاي مختلف شيعه بودن را در وجود خويش
بارورسازي
خود را از دوستداران و محبان ما معرفي كن
نه شيعه كه پيروي و تبعيت همه جانبه و خالصانه و صادقانه را
مي طلبد و با ادعاهاي مبتني بر « حرف » و « شعار » و « ظاهرگرايي » و « سطحي نگري » در تضاد و تعارض قرار
دارد.
پاورقي :
1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع )
ترجمه و تنظيم به كوشش محمد دشتي
انتشارات مشهور
ص 476
نبايد چنين پنداشت كه « شيعه بودن » امري سطحي و سهل است و مي توان هرگاه و هرگونه كه خواست چنين ادعايي
كرد و خويشتن را شيعه واقعي پنداست و دل به اين تصور خوش داشت و خود را به هر كاري واداشت
كه شيعه بودن
امري است عمقي و نه سطحي
واقعي و نه تخيلي
باطني و نه ظاهري
به ميزان بزرگ و عظيم بودن عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي ـ به ويژه در سطح مديريت هاي
كلان و وسيع ـ عناصري كه سعي دارند حق و باطل را به هم بياميزند و به ظاهرسازي و تزوير بپردازند و با نيرنگ هاي
مختلف به دين و ملت و كشور جفا و خيانت روا دارند
بيشتر نفوذ مي كنند و افزون تر ضربه مي زنند

*****
نقش محوري فعاليت هاي فكري و فرهنگي در نگاه امام حسين (ع )
|

« جهاد فكري » همچون « جهاد عملي » داراي اهميت خاص و نقش محوري و بنيادين مي باشد و همان گونه كه مبارزه
فيزيكي در جبهه حق و باطل و براي صيانت از دين و ملت و كشور و حفاظت از استقلال و تماميت ارضي و تداوم
حيات عزتمند و بالنده لازم و واجب است
مبارزه فكري در صحنه هاي زندگي اجتماعي و فرهنگي و سياسي به منظور
مرزباني از دين و نگاهباني از هويت اسلامي و استمرار حضور و نقش آفريني فرهنگ و معارف اسلامي ضروري و
حياتي مي باشد.
بديهي است نمي توان اين دو نوع جهاد و تلاش را از هم منفك و جدا نمود و براي هر كدام از آنها درجه و رتبه اي
متفاوت و متغاير باديگري قائل شد
كه اين دو مكمل هم و داراي رابطه متقابل و همگون مي باشند و در هم تاثير
مي نهند و از موجوديت يكديگر حفاظت مي كنند. يعني تحقق جهاد فكري
زمينه ساز تحقق جهاد عملي مي باشد و در
نقطه مقابل
محقق گشتن جهاد عملي
موجب مهيا و مساعد شدن بسترهاي ظهور و بروز جهاد فكري مي گردد. به ديگر
سخن
اگر فرهنگ و انديشه و معارف و تعاليم اسلام با مجاهدت هاي متفكران و عالمان آگاه و نهادهاي متولي نشر و
تبليغ
گسترش و ترويج نگردد
اصل و ارزش والاي جهاد با كفر و شرك و نفاق
جايگاه و نقش و اهميت خود را نمايان
نمي سازد و موجب پرورش نيروهاي مبارز و حماسه ساز براي دفاع از دين و ملت و سرزمين نمي گردد. همچنين چنانچه
جهاد با دشمنان در جبهه هاي جنگ به ظهور و عينيت نرسد و تهاجم و تعدي جبهه باطل نفي نگردد و امنيت مرزها و
جامعه و كشور در سطح كلان تامين نشود
زمينه ها و شرايط براي تبليغ و ترويج فرهنگ و تعاليم اسلامي با جهاد فكري
انديشمندان و عالمان متعهد و نهادهاي فرهنگي و موسسات پژوهشي مساعد نمي گردد.
در متن آموزه هاي مقدس ديني با تعابير و روش ها و تمثيل هاي گوناگون سعي شده تا جايگاه و نقش محوري جهاد
فكري و فرهنگي نمايانده شود تا جامعه اسلامي به ارزش و منزلت آن واقف گردد و براي تحقق آن تلاش
نمايد.
رهنمود ذيل از حضرت امام حسين (ع ) يكي از روش هاي مزبور براي مشخص كردن نقش محوري جهاد و تلاش
فكري و فرهنگي مي باشد. امام (ع ) در قالب آموزه هاي زيبا و راهگشا چنين مي فرمايند :
« كدام يك از اين دو عمل براي تو خوشايند و دوست داشتني مي باشد نجات آن مسكين و ناتواني كه فردي قصد
كشتن او را كرده است
يا نجات آن مومن از شيعيان ما كه فردي ناصبي و دشنام دهنده و بي دين
قصد انحراف فكر و دل
او را دارد
در شرايطي كه اگر تو راه بسته را بر او بگشايي تا با دليل و برهان الهي بتواند آن فرد بي دين و فرومايه را در هم
بشكند و به شبهاتي كه ايجاد مي كند پاسخ دهد
آري
اگر اين فرد مسلمان را از دست آن دشمن دشنام دهنده و بي دين نجات دهي
ارزشمندتر مي باشد
كه خداي
بزرگ مي فرمايد : « كسي كه فردي را زنده و احيا نمايد گويا همه انسان ها را زنده كرده است » . پس آن كس كه فكرش را زنده
مي سازي و از كفر به سوي ايمان سوق مي دهي
گويا همه انسان ها را زنده كرده اي
پيش از آن كه با شمشيرهاي آهنين
كشته شوند . » (1 )
حضرت امام حسين (ع ) در اين رهنمود زيبا
جايگاه و اهميت خاص جهاد فكري و فرهنگي را مي نماياند و با
تمثيلي برگرفته از قرآن كريم مشخص مي كند كه نجات و رهايي انسان ها از خطر گمراهي و ضلالت و انحراف هاي
اعتقادي و فكري بسيار ضروري و داراي ارزش و منزلت بزرگ مي باشد و نبايد نسبت به آن قصور ورزيد و خود را در
انجام اين تعهد شرعي و مسئوليت انساني به غفلت و تسامح گرفتار ساخت .
امام حسين (ع ) به اين آيه شريفه استناد مي جويد كه مي فرمايد : « هر كس نفسي را حيات بخشد گويا همه مردم را
حيات بخشيده است » (2 )
حضرت امام حسين (ع ) از آيه مزبور اينگونه پيام مي گيرد و به نتيجه مي رسد كه حيات فكري انسان بسيار حائز
اهميت است و قابل مقايسه با حيات جسمي نمي باشد. اگر چه صيانت از حيات جسمي در جاي خود واجب و لازم
مي باشد
لكن با اصل صيانت از حيات فكري و اعتقادي و روحي قابل قياس نمي باشد
زيرا انساني كه فكر وجان و
روحش از انحراف و انحطاط رهايي يافت و از كفر و شرك و نفاق فاصله گرفت و به ايمان و توحيد و خلوص رسيد
نه
تنها خود از مرگ عقل و فكر رهايي يافته است
كه با حضور بالنده و سازنده خود در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي
و سياسي و فرهنگي
در هدايت و ارشاد ديگران مي كوشد و نور ايمان و شور عشق و شعور فكر وعقل خويش را در
فضاي گسترده جامعه انساني به تجلي درمي آورد و به نقش آفريني و تحول زايي مي گذارد.
آيا جز اين است كه انسان گمراه و كافر و فاسق هم خود آلوده به انواع و اقسام گناه و بزه و فساد مي باشد و در
شكل گيري فتنه و تعدي و تهاجم به جان و مال و ناموس مردم و مختل كردن امنيت اجتماعي تلاش و فعاليت مي نمايد
وهم ديگران را گمراه مي نمايد و به حركت در بيراهه هاي معاصي و مفاسد به حركت در مي آورد
و در نقطه مقابل
مگر نه اين است كه انسان راه يافته و پاك و صالح عامل نضج و شكل گيري ايمان و عفاف و صلاح
و نيكوكاري در ديگران مي شود و شكوفه هاي عشق ناب و الهي و رايحه هاي دل انگيز فضايل و ارزش هاي والا و مقدس
را در فضاي زندگي انسان ها مي پراكنند و جان و روحشان را به طراوت و نشاط معنوي مي رساند و همچنان كه خود در
بلنداي قله عشق و پرستش قرار گرفته و سر بر آسمان عزت و شرافت مي سايد
ديگران را نيز به حركت از دامنه هاي كوه
راسخ و استوار « هدايت » به سوي قله رفيع و عظيم و اطمينان بخش آن ترغيب مي كند
با اين وصف مشخص است كه جهاد فكري انسان هاي فكور و آگاه و خودساخته و مهذب در عرصه هاي فعاليت هاي
اجتماعي چقدر حائز ارزش و اهميت مي باشد و از چه نقش حياتي و محوري و تحول زايي برخوردار است . و نيز
مشخص است كه انديشمندان اسلامي و مراكز حوزوي و پژوهشكده ها و مراكز فرهنگي و نهادهاي متولي نشر تعاليم و
معارف اصيل اسلامي از چه مسئوليت عظيمي برخوردار مي باشند و چگونه بايد براي تحقق آثار ارزشمند جهاد فكري
و فرهنگي در ابعاد گوناگون و در سطوح كلان و مرتبط با نيازهاي داخل و خارج از كشور به تلاش و فعاليتي جامع و
گسترده و متداوم اهتمام ورزند.
اين مسئوليت بزرگ و فعاليت هاي جامع و گسترده ناشي از آن اگر چه در همه اعصار و زمان ها و در هر مقطع از تاريخ
حائز اهميت است
لكن در عصر كنوني كه انقلاب شكوهمند اسلامي بر مبناي فرهنگ و انديشه اسلامي در ايران شكل
گرفته و امواج آن در سرتاسر جهان گسترش يافته و جان و روح ملل مسلمان و آزادگان جهان را مشتاق ساخته است
بيشتر و فزون تر و با ابعادي وسيع تر ضرورت مي يابد.
پاورقي :
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع )
ترجمه و تنظيم به كوشش محمد دشتي
انتشارات مشهور
ص 477
2 ـ قرآن كريم
سوره مائده (5 )
آيه 32
انساني كه فكر و روحش از انحراف و انحطاط رهايي يافت و به ايمان و توحيد رسيد
نه تنها خود از مرگ عقل و
انديشه رهايي يافته است
كه با حضور بالنده و سازنده خود در عرصه هاي زندگي اجتماعي و سياسي و فرهنگي
در
ارشاد ديگران مي كوشد و نور ايمان و شور عشق و شعور فكر و عقل خويش را در فضاي گسترده جامعه انساني به تجلي
در مي آورد
انديشمندان اسلامي و مراكز حوزوي و پژوهشكده ها و نهادهاي متولي نشر تعاليم و معارف اصيل اسلامي از
مسئوليت عظيمي برخوردار مي باشند و بايد در تحقق آثار ارزشمند جهاد فكري و فرهنگي در ابعاد گوناگون و مرتبط با
نيازهاي داخل و خارج از كشور به تلاش و فعاليت جامع و گسترده اهتمام ورزند

| |