روزنامه جمهوري اسلامي 08/12/1386 صفحه عقيدتي

  • درسي از مكتب امام حسين (ع )
    پيروي از امامان از ادعاي زباني تا تبعيت عملي

  • نقش محوري فعاليت هاي فكري و فرهنگي در نگاه امام حسين (ع )
  • *****
    درسي از مكتب امام حسين (ع )
    پيروي از امامان از ادعاي زباني تا تبعيت عملي




  • « شيعه » بودن مسئوليتي است بسيار سخت و دشوار و در عين حال داراي امكان تحقق كامل . اين سختي و دشواري
    هرگونه سطح انديشي و ظاهرگرايي را نفي مي كند و دقت و مراقبت و تلاش را جايگزين بي توجهي و سهل انگاري و سكون مي نمايد. به تعبيري ديگر اين سختي و دشواري در دل خود پيامي دارد و همه كساني كه خود را شيعه ائمه اطهار(ع ) مي دانند مخاطب قرار مي دهد و به آنان اعلام مي كند هرگز مپنداريد كه شيعه بودن امري سطحي و سهل است و مي توان هرگاه و هرگونه كه خواست چنين ادعايي كرد و خويشتن را شيعه واقعي پنداشت و دل به اين تصور خوش داشت و خود را به هر كاري واداشت كه شيعه بودن امري است عمقي و نه سطحي واقعي و نه تخيلي باطني و نه ظاهري .
    « شيعه » يعني « پيرو » . و اين پيروي امري كوچك نيست كه بزرگ و عظيم است و در يك جلوه و جنبه و موضوع محدود و محصور نمي شود كه داراي جلوه ها و جنبه ها و موضوعات گوناگون مي باشد. برمبناي بزرگي و عظمت مسئوليت پيروي و تبعيت است كه هر مدعي شيعه بودن بايد هم در فكر و انديشه هم در رفتار و سلوك هم در اخلاق و معنويت هم در عبادت و پرستش هم در ايثار و فداكاري هم در جهاد و مبارزه هم در سيره و روش و حضور در صحنه هاي فعاليت هاي اجتماعي سياسي علمي فرهنگي و اقتصادي و نظامي شيعه و پيرو باشد و در مسير پاك امامان (ع ) حركت نمايد.
    همچنين براساس مسئوليت شيعه بودن و وظايف و تعهدات ناشي از آن بايد از هر كژي و ناراستي و معصيت و گناه و هر صفت و خصلت و روحيه زشت و ناهنجار پرهيز نمود و همواره به راستي و صداقت و خلوص و پاكي و تقوا گرايش عملي داشت .
    بخشي از رهنمودها و راهنمايي هاي ائمه دين (ع ) به تبيين وظايف خاص شيعه بودن اختصاص يافته است . امامان معصوم (ع ) تلاش وافر داشتند تا شيعيان را به بالاترين مراتب معرفت و شناخت نسبت به آنچه بايد در ذهن و عين به صورت پيروي و تبعيت فكري و عملي از پيشوايان خود به تجلي درآورند نائل گردانند. در ميان اين رهنمودهاي آگاهي بخش كلامي از حضرت امام حسين (ع ) را مورد توجه و تعمق قرار مي دهيم :
    شخصي در محضر حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) حاضر شد و به آن حضرت چنين عرض نمود :
    « من از شيعيان شما هستم . »
    حضرت امام حسين (ع ) خطاب به او فرمود :
    « اتق الله و لا تدعين شيئا يقول الله لك كذبت و فجرت في دعواك ان شيعتنا من سلمت قلوبهم من كل غش و غل و دغل و لكن قل انا من مواليكم و من محبيكم »
    « از خدا بترس و چيزي ادعا نكن زيرا خداوند به تو خواهد فرمود دروغ گفتي و در ادعاي خود گناه كردي .
    همانا شيعه ما كسي است كه قلبش از هرگونه آلودگي و ناپاكي و فريبكاري و خيانت پاك باشد. لكن تو ادعا كن كه من از دوستداران و محبان شما هستم . » (1 )
    حضرت امام حسين (ع ) در اين رهنمود صريح مفهوم واقعي شيعه بودن را تبيين مي فرمايد و به مخاطب هشدار مي دهد كه امري عظيم و بزرگ را مدعي شدي كه داراي مشخصه ها و ويژگي ها و شرايط خاصي مي باشد و نمي توان بدون تقيد و پايبندي عملي خود را شيعه و پيرو دانست .
    امام حسين (ع ) برخي از مشخصه هاي شيعه بودن را معرفي مي نمايند و آشكار و نمايان اعلام مي كنند شيعه ما كسي است كه اولا از هرگونه آلودگي و ناپاكي ناشي از به هم آميختن حق و باطل و تزوير و ظاهرسازي به دور باشد. ثانيا از فريب كاري و نيرنگ افكني فاصله بگيرد و بر گرد تقلب و دگرگون سازي حقايق و واقعيت ها نچرخد. ثالثا از هر نوع خيانت نسبت به دوستان و همكاران و برادران ديني و ساير افراد و گروه ها و اقشار مردم اجتناب ورزد.
    اگر به زندگي جمعي و حيات اجتماعي نظر گستريم و نسبت به تلاش ها و فعاليت هاي سياسي و علمي و فرهنگي و اقتصادي در سطح مختلف دقت كافي روا داريم درخواهيم يافت كه بسياري از مشكلات و تنش ها و درگيري ها و آفات و آسيب ها و زيان هاي گوناگون از سه فعل و عمل ناصواب و معاصي ياد شده در رهنمود حضرت امام حسين (ع ) سرچشمه مي گيرند و جامعه و كشور در ابعاد مختلف و به ويژه در سطوح كلان از اين سه عارضه و گناه و معصيت رنج مي برد.
    اين سخن هرگز به اين مفهوم نيست كه معاصي و خلافكاري هاي مزبور در سطوح پائين تر و در محدوده زندگي فردي و خانوادگي و در آمد و شدها و پيوند و ارتباط هاي متداول بين آشنايان و دوستان و نزديكان تجلي عيني ندارد و تعامل ها و مواجهات ياد شده منزه از اين معاصي و رنج ها و زيان ها مي باشند بلكه مقصود اين است كه هر چه دايره حضور و نقش آفريني صفات و خصال و عملكردهاي مزبور وسعت يابد ضرر و زيان ها و خطرات و آسيب هاي آن نيز بيشتر و گسترده تر مي گردد. زيرا به ميزان بزرگ و عظيم بودن صحنه ها و عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي ـ به ويژه در سطح مديريت هاي كلان و وسيع ـ قدرت تخريب رفتار و عملكردهاي سه گانه مزبور نيز بيشتر مي شود و عناصري كه سعي دارند حق و باطل را به هم بياميزند و به ظاهر سازي و تزوير بپردازند و با فريب و نيرنگ هاي مختلف به دين و ملت و كشور جفا و خيانت روا دارند بيشتر نفوذ مي كنند و افزون تر ضربه مي زنند و با منزوي كردن عناصر صالح و شايسته و فكور و خدوم ـ كه شيعيان خالص و راستين ائمه (ع ) مي باشند ـ خود را بر امور مسلط مي نمايند و با آراستن ظاهر خود به ديانت و با ادعاهاي دروغين شيعه بودن و تبعيت از امامان (ع ) جاي پاي خويش را براي تحقق مطامع سياسي و فرهنگي و اقتصادي محكم مي كنند.
    مشاهده مي كنيم كه « شيعه بودن » مسئوليتي است بسيار بزرگ كه وظايف مهم و گوناگون و تعهدات و تقيدات فراوان ايجاد مي كند و آن كس كه خود را شيعه ائمه اطهار(ع ) مي داند بايد در محدوده زندگي فردي و كانون خانواده در فضاي پيوند و معاشرت با دوستان و برادران ديني در ارتباط و پيوستگي با افراد فاميل و آشنايان در محيط هاي كار و تلاش و تعامل با همكاران هم در مواجهه با مردم مراجعه كننده از اقشار مختلف هم در سطح مديريت هاي گوناگون و كوچك و بزرگ و در نقش رئيس و معاون و مشاور و برنامه ريز دل و جان و رفتار و عمل خويش را از هرگونه تزوير و ظاهرآرايي و بهم آميختگي حق و باطل فريب كاري و نيرنگ بازي و تقلب و جفا و خيانت ورزي هاي گوناگون مصون و محفوظ دارد و به درستي و با صداقت و اخلاص و رعايت « تقوا » ـ به مفهوم صيانت از نفس و به دست آوردن صفت و ملكه ثابت خويشتن داري از انجام هرگونه گناه و معصيت و نفاق و فتنه گري و دروغ و اختلاف انگيزي و هر صفت و فعل و عمل حرام و نامشروع ديگر ـ در مسير پاك ائمه اطهار(ع ) حركت نمايد تا « شيعه راستين » لقب گيرد.
    حضرت امام حسين (ع ) با توجه به شرايط و مشخصه هاي گوناگوني كه بايد در انديشه و عمل و اخلاق و رفتار افراد مختلف متجلي گردد تا به درستي بتوانند خود را شيعه امامان معرفي كنند به شخص مدعي هشدار مي دهد كه اگر چنين ادعايي از تو سر بزند و در عمل نسبت به آن تقيد و پايبندي نورزي خداوند متعال تو را « دروغگو » مي داند زيرا در ادعاي خود خالص نيستي و چنين ادعاي كذبي در درگاه حضرت پروردگار « گناه » محسوب مي شود.
    امام (ع ) به مخاطب مي آموزد تا زماني كه نتوانسته اي مشخصه هاي مختلف شيعه بودن را در وجود خويش بارورسازي خود را از دوستداران و محبان ما معرفي كن نه شيعه كه پيروي و تبعيت همه جانبه و خالصانه و صادقانه را مي طلبد و با ادعاهاي مبتني بر « حرف » و « شعار » و « ظاهرگرايي » و « سطحي نگري » در تضاد و تعارض قرار دارد.
    پاورقي :
    1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع ) ترجمه و تنظيم به كوشش محمد دشتي انتشارات مشهور ص 476
    نبايد چنين پنداشت كه « شيعه بودن » امري سطحي و سهل است و مي توان هرگاه و هرگونه كه خواست چنين ادعايي كرد و خويشتن را شيعه واقعي پنداست و دل به اين تصور خوش داشت و خود را به هر كاري واداشت كه شيعه بودن امري است عمقي و نه سطحي واقعي و نه تخيلي باطني و نه ظاهري
    به ميزان بزرگ و عظيم بودن عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي ـ به ويژه در سطح مديريت هاي كلان و وسيع ـ عناصري كه سعي دارند حق و باطل را به هم بياميزند و به ظاهرسازي و تزوير بپردازند و با نيرنگ هاي مختلف به دين و ملت و كشور جفا و خيانت روا دارند بيشتر نفوذ مي كنند و افزون تر ضربه مي زنند

  • *****
    نقش محوري فعاليت هاي فكري و فرهنگي در نگاه امام حسين (ع )




  • « جهاد فكري » همچون « جهاد عملي » داراي اهميت خاص و نقش محوري و بنيادين مي باشد و همان گونه كه مبارزه فيزيكي در جبهه حق و باطل و براي صيانت از دين و ملت و كشور و حفاظت از استقلال و تماميت ارضي و تداوم حيات عزتمند و بالنده لازم و واجب است مبارزه فكري در صحنه هاي زندگي اجتماعي و فرهنگي و سياسي به منظور مرزباني از دين و نگاهباني از هويت اسلامي و استمرار حضور و نقش آفريني فرهنگ و معارف اسلامي ضروري و حياتي مي باشد.
    بديهي است نمي توان اين دو نوع جهاد و تلاش را از هم منفك و جدا نمود و براي هر كدام از آنها درجه و رتبه اي متفاوت و متغاير باديگري قائل شد كه اين دو مكمل هم و داراي رابطه متقابل و همگون مي باشند و در هم تاثير مي نهند و از موجوديت يكديگر حفاظت مي كنند. يعني تحقق جهاد فكري زمينه ساز تحقق جهاد عملي مي باشد و در نقطه مقابل محقق گشتن جهاد عملي موجب مهيا و مساعد شدن بسترهاي ظهور و بروز جهاد فكري مي گردد. به ديگر سخن اگر فرهنگ و انديشه و معارف و تعاليم اسلام با مجاهدت هاي متفكران و عالمان آگاه و نهادهاي متولي نشر و تبليغ گسترش و ترويج نگردد اصل و ارزش والاي جهاد با كفر و شرك و نفاق جايگاه و نقش و اهميت خود را نمايان نمي سازد و موجب پرورش نيروهاي مبارز و حماسه ساز براي دفاع از دين و ملت و سرزمين نمي گردد. همچنين چنانچه جهاد با دشمنان در جبهه هاي جنگ به ظهور و عينيت نرسد و تهاجم و تعدي جبهه باطل نفي نگردد و امنيت مرزها و جامعه و كشور در سطح كلان تامين نشود زمينه ها و شرايط براي تبليغ و ترويج فرهنگ و تعاليم اسلامي با جهاد فكري انديشمندان و عالمان متعهد و نهادهاي فرهنگي و موسسات پژوهشي مساعد نمي گردد.
    در متن آموزه هاي مقدس ديني با تعابير و روش ها و تمثيل هاي گوناگون سعي شده تا جايگاه و نقش محوري جهاد فكري و فرهنگي نمايانده شود تا جامعه اسلامي به ارزش و منزلت آن واقف گردد و براي تحقق آن تلاش نمايد.
    رهنمود ذيل از حضرت امام حسين (ع ) يكي از روش هاي مزبور براي مشخص كردن نقش محوري جهاد و تلاش فكري و فرهنگي مي باشد. امام (ع ) در قالب آموزه هاي زيبا و راهگشا چنين مي فرمايند :
    « كدام يك از اين دو عمل براي تو خوشايند و دوست داشتني مي باشد نجات آن مسكين و ناتواني كه فردي قصد كشتن او را كرده است يا نجات آن مومن از شيعيان ما كه فردي ناصبي و دشنام دهنده و بي دين قصد انحراف فكر و دل او را دارد در شرايطي كه اگر تو راه بسته را بر او بگشايي تا با دليل و برهان الهي بتواند آن فرد بي دين و فرومايه را در هم بشكند و به شبهاتي كه ايجاد مي كند پاسخ دهد
    آري اگر اين فرد مسلمان را از دست آن دشمن دشنام دهنده و بي دين نجات دهي ارزشمندتر مي باشد كه خداي بزرگ مي فرمايد : « كسي كه فردي را زنده و احيا نمايد گويا همه انسان ها را زنده كرده است » . پس آن كس كه فكرش را زنده مي سازي و از كفر به سوي ايمان سوق مي دهي گويا همه انسان ها را زنده كرده اي پيش از آن كه با شمشيرهاي آهنين كشته شوند . » (1 )
    حضرت امام حسين (ع ) در اين رهنمود زيبا جايگاه و اهميت خاص جهاد فكري و فرهنگي را مي نماياند و با تمثيلي برگرفته از قرآن كريم مشخص مي كند كه نجات و رهايي انسان ها از خطر گمراهي و ضلالت و انحراف هاي اعتقادي و فكري بسيار ضروري و داراي ارزش و منزلت بزرگ مي باشد و نبايد نسبت به آن قصور ورزيد و خود را در انجام اين تعهد شرعي و مسئوليت انساني به غفلت و تسامح گرفتار ساخت .
    امام حسين (ع ) به اين آيه شريفه استناد مي جويد كه مي فرمايد : « هر كس نفسي را حيات بخشد گويا همه مردم را حيات بخشيده است » (2 )
    حضرت امام حسين (ع ) از آيه مزبور اينگونه پيام مي گيرد و به نتيجه مي رسد كه حيات فكري انسان بسيار حائز اهميت است و قابل مقايسه با حيات جسمي نمي باشد. اگر چه صيانت از حيات جسمي در جاي خود واجب و لازم مي باشد لكن با اصل صيانت از حيات فكري و اعتقادي و روحي قابل قياس نمي باشد زيرا انساني كه فكر وجان و روحش از انحراف و انحطاط رهايي يافت و از كفر و شرك و نفاق فاصله گرفت و به ايمان و توحيد و خلوص رسيد نه تنها خود از مرگ عقل و فكر رهايي يافته است كه با حضور بالنده و سازنده خود در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي و سياسي و فرهنگي در هدايت و ارشاد ديگران مي كوشد و نور ايمان و شور عشق و شعور فكر وعقل خويش را در فضاي گسترده جامعه انساني به تجلي درمي آورد و به نقش آفريني و تحول زايي مي گذارد.
    آيا جز اين است كه انسان گمراه و كافر و فاسق هم خود آلوده به انواع و اقسام گناه و بزه و فساد مي باشد و در شكل گيري فتنه و تعدي و تهاجم به جان و مال و ناموس مردم و مختل كردن امنيت اجتماعي تلاش و فعاليت مي نمايد وهم ديگران را گمراه مي نمايد و به حركت در بيراهه هاي معاصي و مفاسد به حركت در مي آورد
    و در نقطه مقابل مگر نه اين است كه انسان راه يافته و پاك و صالح عامل نضج و شكل گيري ايمان و عفاف و صلاح و نيكوكاري در ديگران مي شود و شكوفه هاي عشق ناب و الهي و رايحه هاي دل انگيز فضايل و ارزش هاي والا و مقدس را در فضاي زندگي انسان ها مي پراكنند و جان و روحشان را به طراوت و نشاط معنوي مي رساند و همچنان كه خود در بلنداي قله عشق و پرستش قرار گرفته و سر بر آسمان عزت و شرافت مي سايد ديگران را نيز به حركت از دامنه هاي كوه راسخ و استوار « هدايت » به سوي قله رفيع و عظيم و اطمينان بخش آن ترغيب مي كند
    با اين وصف مشخص است كه جهاد فكري انسان هاي فكور و آگاه و خودساخته و مهذب در عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي چقدر حائز ارزش و اهميت مي باشد و از چه نقش حياتي و محوري و تحول زايي برخوردار است . و نيز مشخص است كه انديشمندان اسلامي و مراكز حوزوي و پژوهشكده ها و مراكز فرهنگي و نهادهاي متولي نشر تعاليم و معارف اصيل اسلامي از چه مسئوليت عظيمي برخوردار مي باشند و چگونه بايد براي تحقق آثار ارزشمند جهاد فكري و فرهنگي در ابعاد گوناگون و در سطوح كلان و مرتبط با نيازهاي داخل و خارج از كشور به تلاش و فعاليتي جامع و گسترده و متداوم اهتمام ورزند.
    اين مسئوليت بزرگ و فعاليت هاي جامع و گسترده ناشي از آن اگر چه در همه اعصار و زمان ها و در هر مقطع از تاريخ حائز اهميت است لكن در عصر كنوني كه انقلاب شكوهمند اسلامي بر مبناي فرهنگ و انديشه اسلامي در ايران شكل گرفته و امواج آن در سرتاسر جهان گسترش يافته و جان و روح ملل مسلمان و آزادگان جهان را مشتاق ساخته است بيشتر و فزون تر و با ابعادي وسيع تر ضرورت مي يابد.
    پاورقي :
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع ) ترجمه و تنظيم به كوشش محمد دشتي انتشارات مشهور ص 477
    2 ـ قرآن كريم سوره مائده (5 ) آيه 32
    انساني كه فكر و روحش از انحراف و انحطاط رهايي يافت و به ايمان و توحيد رسيد نه تنها خود از مرگ عقل و انديشه رهايي يافته است كه با حضور بالنده و سازنده خود در عرصه هاي زندگي اجتماعي و سياسي و فرهنگي در ارشاد ديگران مي كوشد و نور ايمان و شور عشق و شعور فكر و عقل خويش را در فضاي گسترده جامعه انساني به تجلي در مي آورد
    انديشمندان اسلامي و مراكز حوزوي و پژوهشكده ها و نهادهاي متولي نشر تعاليم و معارف اصيل اسلامي از مسئوليت عظيمي برخوردار مي باشند و بايد در تحقق آثار ارزشمند جهاد فكري و فرهنگي در ابعاد گوناگون و مرتبط با نيازهاي داخل و خارج از كشور به تلاش و فعاليت جامع و گسترده اهتمام ورزند