روزنامه جمهوري اسلامي 07/12/1386 صفحه عقيدتي

  • ضرورت كسب « صلاحيت هاي چهارگانه » براي مصونيت كودكان و نوجوانان از خطرات و انحرافات
  • يك روش تربيتي كارآمد در مواجهه با حسدورزي فرزندان
  • *****
    ضرورت كسب « صلاحيت هاي چهارگانه » براي مصونيت كودكان و نوجوانان از خطرات و انحرافات




  • « خانواده » از مهم ترين عوامل « تربيت » محسوب مي شود و نقشي محوري و بنيادي در پرورش صحيح فرزندان ايفا مي نمايد. اين نقش به گونه اي حائز اهميت است كه در صورت حذف آن از زندگي و حيات كودك و نوجوان اساس و مبناي رشد و كمال شخصيت انسان متزلزل مي شود و فرو مي ريزد. اين « واقعيت » به آن دليل ارزش و اعتبار حياتي و منزلت و اهميت اساسي به خود مي گيرد كه انسان تا ديده به دنيا مي گشايد و پاي در عرصه حيات خاكي مي گذارد محيط و كانوني به نام خانواده را مي يابد و با پرورش هاي والدين مواجه مي شود و پروانگاني را مشاهده مي كند كه به گرد شمع وجودش در حال حركت و چرخش مي باشند.
    اگرچه ساير عوامل تربيتي ـ همچون معلم مربي مدرسه اجتماع ـ در شكل گيري شخصيت كودكان و نوجوانان تاثيرگذار مي باشند و زمينه ساز تربيت و پرورش همه جانبه آنان مي گردند لكن خانواده عاملي است مهم تر و داراي جايگاهي رفيع تر و به همين دليل اولين محيط نضج خميرمايه هاي اصلي رشد و شكوفايي شخصيت روحي فكري معنوي اخلاقي و اجتماعي فرزندان به شمار مي رود.
    خانواده و هر عامل موثر در تربيت و پرورش نونهالان در صورتي در اين امر حياتي و مسئوليت بزرگ و بنيادين توفيق حاصل مي نمايند كه از قبل صلاحيت ها و شايستگي هاي لازم را كسب كنند تا بتوانند روح و جسم فرزندان را در حصار مستحكم و مطمئن « تربيت جامع » قرار دهند و آنان را از خطرات و آسيب ها مصون و محفوظ دارند و به رشد و كمال همه جانبه برسانند.
    نظام تربيتي اسلام درباره ضرورت كسب صلاحيت هاي لازم والدين براي تربيت جامع و صحيح فرزندان رهنمودهاي كامل و همه سونگري دارد كه از آن جمله است رهنمود ذيل از حضرت امام محمدباقر(ع ) :
    « يحفظ الاطفال بصلاح آبائهم »
    « مصونيت اطفال از خطرات و انحرافات در پرتو صلاحيت و شايستگي پدران آنها تحقق مي يابد. »
    پدران در جلوگيري از خطرات و انحرافات فرزندان در محيط گسترده جامعه بيشتر موظف هستند تا مادران كه بالاترين ميزان وقت خود را در كانون خانواده و با اشتغال به مسئوليت هاي پرورشي مختص به خويش مي گذرانند و به همين دليل امام محمد باقر(ع ) از « پدران » و مسئوليت ويژه آنان در اين باره ياد مي نمايند.
    احراز صلاحيت و شايستگي هاي لازم براي تحقق « تربيت جامع » ـ هم براي پدران و هم براي مادران ـ يك ضرورت مهم و حياتي است و داراي جنبه ها و ابعاد مختلف مي باشد كه بايد همه آنها كسب گردند. اين گوناگوني صلاحيت ها را مي توان در موارد ذيل مورد توجه قرار داد :
    1 ـ صلاحيت اعتقادي و فكري
    والدين و به ويژه پدران بايد صلاحيت هاي لازم در كسب شناخت و آگاهي هاي اعتقادي را كسب نمايند تا بتوانند در پرتو آن فرزندان خويش را از خطرات و انحرافات فكري مصون و محفوظ نگاه دارند. اين نوع صلاحيت داراي دو جنبه مي باشد. جنبه اول عبارت است از به دست آوردن شناخت و آگاهي نسبت به مباني اعتقادي و جلوه هاي گوناگون فرهنگ و معارف اسلامي كه اين وظيفه با مطالعه كتب و حضور در محافل و مجالس سخنراني هاي آگاهي بخش مذهبي و نيز استفاده از برنامه هاي بينش زا و شناخت آفرين رسانه هاي گروهي به ويژه راديو و تلويزيون انجام خواهد گرديد.
    جنبه دوم اين صلاحيت آشنايي نسبي والدين به جريان هاي اعتقادي و فكري ناسالم و گمراه ساز است كه بر سر راه نوجوانان دام مي گسترند و آنان را به بيراهه هاي انحراف مي افكنند و از حركت در راه حق باز مي دارند.
    والدين چنانچه از اين دو جنبه از صلاحيت اعتقادي و فكري برخوردار گردند فرزندان خويش را از خطرات و انحرافاتي كه در كمين آنها مي باشد رهايي مي بخشند.
    2 ـ صلاحيت اخلاقي و رفتاري
    اين نوع صلاحيت در اثر تهذيب نفس و به نتيجه و ثمرنشستن تلاش ها و مراقبت هاي والدين در مسير خودسازي و نيل به درجات و مراتب تقوا و خويشتن داري از انجام معاصي و طرد صفات زشت و رذايل اخلاقي و اتصاف به خصال نيكو و فضايل اخلاقي تحقق مي يابد.
    والدين براي اين كه بتوانند فرزندان خود را با اخلاق و رفتار ممدوح و پسنديده بپرورند و از رذايلي چون دروغ غيبت تهمت حسد تكبر سخن چيني پرخاشگري و بدزباني برهانند و فضائلي چون راستگويي صداقت فروتني خيرخواهي و نرمخويي و خوش زباني را در وجود آنان بارور نمايند بايد هم از جنبه كسب اطلاعات لازم درباره آثار رذايل و فضايل اخلاقي قصور و كوتاهي نورزند و هم قبل از هرگونه تذكر و نصيحت و موعظه به فرزندان درباره رعايت ارزش هاي اخلاقي و رفتاري خودشان به آنچه مي گويند و امربه معروف و نهي ازمنكر مي نمايند « عامل » باشند تا به اين وسيله از طرفي در تشخيص صحيح حق و باطل و خير و شر و سعادت و شقاوت هاي اخلاقي توانا گردند و از طرفي ديگر با تقيد و پايبندي هاي عملي خويش نسبت به انجام ارزش هاي اخلاقي و پرهيز از ضدارزش هاي اخلاقي در ايجاد جاذبه و تاثير در كودكان و نوجوانان توفيق به دست آورند و براي آنان « الگوي هاي مناسب » در مسير تبعيت و پيروي از فضايل اخلاقي و اجتناب و دوري از رذايل اخلاقي گردند.
    3 ـ صلاحيت نظارت و كنترل
    ترديدي وجود ندارد كه محيط اجتماع همواره همراه با آلودگي و فساد و گناه و خلافكاري كساني است كه سعي دارند به مطامع و منافع نامشروع و ضدانساني خويش نائل آيند و حيات ننگين خود را با گسترش فسق و تباهي تداوم بخشند.
    گروه هاي ترويج كننده بي بندوباري جنسي باندهاي مخوف توزيع موادمخدر گروه هاي عامل دستبرد به اموال مردم و باندهاي قتل و جنايت در هر جامعه و كشور وجود دارند و كم و زيادبودن آنها با ضعف يا قدرت قوانين و تحرك قوه قضايي و نيروي انتظامي هر كشور مرتبط مي باشد.
    در كنار قوانين مستحكم و انجام صحيح وظايف قوه قضايي و نيروي انتظامي « نظارت و كنترل والدين » نيز از جايگاه و اهميت خاصي برخوردار مي باشد و به همين دليل پدران و مادران بايد صلاحيت هاي لازم را براي نظارت و كنترل فرزندان كسب نمايند و آمدوشد و تحرك افرادي كه با كودكان و نوجوانان در ارتباط مي باشند را زيرنظر بگيرند و در صالح يا فاسدبودن آنان شناخت كافي به دست آورند.
    صلاحيت هاي لازم والدين براي نظارت و كنترل فرزندان تا آنجا حائز اهميت است كه چنانچه به نحو مطلوب محقق گردد در كاهش جرم و بزه و فساد بسيار موثر خواهد بود و وظايف نيروهاي انتظامي و امنيتي را آسان تر مي كند و مقابله با خلافكاري هاي اجتماعي را سهل تر و نتيجه بخش تر مي نمايد.
    4 ـ صلاحيت پرورش روشمند
    تربيت و پرورش فرزندان وظيفه اي است مهم و حياتي و مسئوليتي است بزرگ و بنيادي كه همواره بر دوش والدين سنگيني مي نمايد. اين وظيفه و مسئوليت را نبايد ساده و سهل پنداشت و از كنار آن به سهولت گذشت زيرا چنانچه اين امر حساس و حياتي به نحو مطلوب تحقق نيابد سلامت كودك و نوجوان از جنبه هاي گوناگون با خطر و تهديد جدي مواجه خواهد شد و زيان هايي متوجه كانون خانواده خواهد گشت كه جبران آن سخت و مشكل و در مواردي غيرممكن مي گردد.
    براي جلوگيري از خطرات و انحرافاتي كه در اثر قصور در تربيت و پرورش صحيح فرزندان رخ مي نمايانند بايد والدين به طور نسبي و به صورت مطالعه و بهره برداري از برنامه هاي مفيد رسانه ها نسبت به « روش هاي تربيتي » شناخت و آگاهي هاي لازم را كسب نمايند تا از اين طريق بتوانند به نحو مطلوب و متناسب با موانع و مشكلات به وجود آمده در مسير تربيت جامع و پايدار كودكان و نوجوانان راه هاي پرورش بالنده و پايدار فرزندانشان را صاف و هموار سازند.
    اگر تربيت و پرورش فرزندان « روشمند » نباشد به نتيجه و ثمر نمي رسد زيرا فقدان آگاهي هاي لازم نسبت به شيوه هاي مناسب و مفيد تربيتي موجب مي گردد كه نصايح كلي و نامنطبق با عمق رنج و مانع به وجود آمده در روح و روان كودك و نوجوان تاثيري به جاي نگذارند و تحول و اصلاحي به وجود نياورند و پرورش صحيح را به منصه ظهور نرسانند.
    باتوجه به رهنمود ژرف حضرت امام محمدباقر(ع ) در كسب صلاحيت هاي چهارگانه اي كه به آن اشاره شد مي توان فرزندان را از خطرات و انحرافات مصون و محفوظ داشت و « تربيت جامع » را در آنان به بروز و عينيت درآورد.
    والدين بايد در كسب اين صلاحيت ها قصور و كوتاهي روامدارند و خود را مجهز به شناخت و آگاهي هاي لازم و دقت و مراقبت هاي مستمر نمايند تا بتوانند به مرور و متناسب با سنين و دوره هاي حيات كودك و نوجوان و جوان با تربيت و پرورش هاي صحيح خود عناصري سالم و رشديافته و مفيد و سازنده به جامعه انساني تحويل دهند.
    اگر تربيت و پرورش فرزند « روشمند » نباشد به نتيجه و ثمر نمي رسد زيرا فقدان آگاهي هاي لازم نسبت به شيوه هاي مناسب و مفيد تربيتي موجب مي گردد كه عمق رنج و مانع به وجود آمده در روح و روان كودك و نوجوان شناسايي نشود و تحول و اصلاح لازم به وجود نيايد
    اگرچه عوامل تربيتي گوناگون ـ همچون معلم مربي مدرسه اجتماع ـ در شكل گيري شخصيت كودكان و نوجوانان بسيار تاثيرگذار مي باشند لكن « خانواده » عاملي است مهم تر و به همين دليل اولين محيط نضج خميرمايه هاي اصلي رشد و شكوفايي شخصيت فكري معنوي و اجتماعي فرزندان به شمار مي رود

  • *****
    يك روش تربيتي كارآمد در مواجهه با حسدورزي فرزندان




  • نظام تربيتي اسلام براي بشريت شيوه هاي پايدار و اثربخش و ثمردهنده در همه اعصار و زمان ها به ارمغان آورده است و راهكارهايي ارائه داده كه اولا منطبق با طبيعت و فطرت انسان و نيازهاي روحي و عاطفي و جسمي او مي باشد و هيچ روش تربيتي ناهمخوان با خلقت و آفرينش آدمي را تثبيت نمي نمايد و بر انسان تحميل نمي سازد. ثانيا به همه مشكلات و معضلات تربيتي نظر مي گسترد و والدين و مربيان را در مراحل سخت و دشواري كه با مانعي براي پرورش صحيح فرزندان روبرو مي شوند مساعدت مي كند و راه و روش عبور از موانع را مي نماياند.
    در موضوع دوم كه مشخصه توانايي خاص نظام تربيتي اسلام براي رفع مشكلات و معضلات به وجود آمده در تربيت و پرورش فرزندان مطرح مي شود نمونه و مصداقي از اين روش تربيتي را ارائه مي دهيم . اين نمونه و مصداق در رهنمود تربيتي حضرت امام محمدباقر(ع ) اينگونه نمايانده مي شود :
    « به خدا سوگند رفتار من با بعضي از فرزندانم از روي تكلف و بي ميلي است . من يكي از فرزندان خود را روي زانوي خود مي نشانم به او محبت بسيار مي كنم از وي سپاسگزاري و قدرداني مي نمايم با آن كه اين همه احترام و محبت شايسته فرزند ديگر من است . من به اين تكلف تن مي دهم . او و برادرانش را بيش از حد احترام مي كنم براي اين كه فرزند شايسته ام از آسيب و زيان آنان مصون و محفوظ باشد به خاطر اينكه اينان با كودك عزيز من رفتاري را كه برادران يوسف با يوسف نموده اند نكند. خداوند سوره يوسف را به طور نمونه بر پيامبرش فرو فرستاد تا افراد نسبت به يكديگر حسدورزي نكنند و مانند برادران حسود يوسف به حسادت و ستم آلوده نشوند. »
    حضرت امام محمدباقر(ع ) در اين رهنمود شيوه اي موثر در جلوگيري از حسد و ظلم فرزندان نسبت به يكديگر ارائه مي دهند. مقابله صحيح با اين مشكل و رنج به وجود آمده در روح و رفتار و عملكرد نوجوانان اگر چه با شيوه هاي ديگري نيز صورت مي گيرد كه هر كدام در جاي خود مناسب و مفيد مي باشند لكن اين شيوه و روش به گونه اي ديگر و بسيار موثرتر از رشد رذيله و صفت اخلاقي حسد و به دنبال آن ظلم و ستم فرزندان نسبت به هم جلوگيري مي نمايد.
    « حسد » يك صفت زشت اخلاقي است كه موجب مي گردد انسان حسود تاب و توان مشاهده خوبي ها و نعمت ها و برتري هاي معنوي و عبادي و مادي و اجتماعي و علمي و فرهنگي در ديگران را نداشته باشد و همواره در دل آرزو كند كه اين برخورداري ها و نعمتها از دست افراد خارج شود و آنان بي نصيب گردند.
    اين حسدورزي اگر اندك باشد در دل مي ماند و در رفتار و عمل ظهور و بروز نمي يابد و تهديد و خطري براي ديگران به وجود نمي آورد ولي اگر شدت يابد و بر مراتب آن افزوده شود از درون به برون راه مي يابد و تجلي عيني و عملي پيدا مي كند و به ديگران ضرر و زيان وارد مي نمايد. از همين جاست كه حركات و عملكردهاي تخريبي و زيانبار از انسان حسود سرمي زند و محسود را در خطر قرار مي دهد. و از همين جاست كه ظلم و ستم به ديگران براي سلب يا نابودكردن نعمت ها و برتري ها و توانمندي هاي آنان بروز مي يابد.
    آن دسته از نوجوانان كه حسادت در آنان روبه تزايد رود همواره در كمين مي نشينند و مترصد فرصت هاي مناسب براي آسيب رساني به ديگر اعضاي خانواده مي باشند. آنان نمي توانند برتري ها و توانمندي ها و شايستگي هاي فكري و عملي و معنوي و اخلاقي برادران و خواهران خود را در نزد والدين مشاهده كنند و علاقه و اشتياق و محبت وصف ناپذير پدر و مادر خويش را در حق ساير اعضاي خانواده ببينند و سكوت كنند و تحركي از خود نشان ندهند. اين حالات و آشفتگي ها و ناراحتي هاي ناشي از حسدورزي نسبت به ساير فرزندان خانواده باعث مي شود كه درصدد آسيب رساني هاي « زباني » و در مرحله بعد « عملي » نسبت به برادران و خواهران خود برآيند.
    آسيب رساني هاي « زباني » حسود نسبت به محسود به صورت پرخاش دشنام كنايه زدن سرزنش و اهانت به ظهور و عينيت درمي آيند. همين آسيب رساني ها به صورت غيبت بدگويي تهمت و تخريب شخصيت محسود در نزد والدين براي تنزل يافتن جايگاه او در كانون خانواده و كاهش ميزان علاقه و اشتياق پدر و مادر محقق مي گردد.
    آسيب رساني هاي « عملي » فرزندان حسود نسبت به فرزندان محسود به صورت ضرب و جرح و تحركات مبتني بر ايجاد خطرات جاني ـ كه در اثر اوج گيري حسادت و آثار مخرب روحي و رواني ناشي از آن متجلي مي شود ـ ايجاد مي گردد و در مواقعي باعث بروز فاجعه هاي دردناك مي شود.
    حضرت امام محمدباقر(ع ) به واقعه آسيب رساني عملي برادران يوسف كه نسبت به او به شدت حسد مي ورزيدند اشاره مي نمايد. اين واقعه با فروانداختن يوسف در چاه به قصد محروم ساختن او از محبت و علاقه پدر و فرونشاندن آتش حسد در قلب خويش كه مرتب در حال زبانه كشيدن و شعله ور گرديدن بود به وقوع پيوست و قرآن كريم براي اين كه مايه عبرت و پيام گيري افراد بشر گردد به زيبايي هر چه تمامتر به تبيين آن مي پردازد.
    امام محمدباقر(ع ) به والدين مي آموزد كه يكي از روش هاي بسيار موثر و مفيد براي جلوگيري از آسيب هاي ناشي از حسادت برخي از فرزندان نسبت به برخي ديگر اين است كه به فرزندان ناصالح و ضعيف الايمان كه با فقدان فضايل اخلاقي و برتري هاي علمي و معنوي و شخصيتي مواجه هستند محبت ورزي و ابراز علاقه و اشتياق بيشتر مبذول دارند و اكرام و احترامي افزون تر نسبت به ساير فرزندان قائل شوند تا به اين وسيله حسدهاي دروني آنان نسبت به فرزندان برتر و افضل در جنبه هاي معنوي و علمي كاهش يابد و به اين وسيله مانع شوند كه آسيب رساني هاي زباني و عملي حسودان نسبت به محسودان ظهور و بروز پيدا كنند و والدين را با مشكل و رنج و نوجوانان پاك و توانمند و شاخص را با حادثه و فاجعه مواجه سازند.
    چنانچه اين مشكل و معضل در برخي از خانواده ها چهره ظاهر نمايد بهترين شيوه مواجهه با آن تكلف و تصنع والدين در محبت ورزي و احترام به فرزنداني است كه دچار ضعف هاي روحي و مبتلا به عارضه رواني حسد شديد نسبت به برادران و خواهران خويش مي باشند.
    والدين بايد در اتخاذ اين شيوه تربيتي براي مقابله با حسدورزي فرزندان با دقت و مراقبت كافي عمل نمايند. اين دقت و مراقبت بايد به گونه اي باشد كه اولا در تشخيص عارضه حسد يقين و قطعيت كسب شود و جايي براي گمان و ظاهربيني و سطحي نگري باقي نماند. ثانيا تكلف و تصنع در اين موارد امري سخت است و بايد اين رنج و سختي را پذيرفت و مهرورزي و احترام به فرزنداني كه شايسته آن نيستند را بر خويش تحميل نمود. ثالثا در كنار انجام اين وظيفه ناخواسته فرزندان صالح و شايسته در جاي خود و با دقت خاص از محبت و اكرام و بزرگداشت محروم نگردند و تامين نيازهاي عاطفي شان دچار وقفه و اخلال نشود تا با اين مراقبت ها رشد و شكوفايي شخصيت آنان در مراحل مختلف با موفقيت محقق گردد.
    « حسد » اگر اندك باشد در دل مي ماند و در رفتار و عمل ظهور و بروز نمي يابد و تهديد و خطري براي ديگران به وجود نمي آورد ولي اگر شدت يابد و بر مراتب آن افزوده شود از درون به برون راه مي يابد و تجلي عيني و عملي پيدا مي كند و به ديگران ضرر و زيان وارد مي نمايد
    حسدورزي در كودكان و نوجوانان موجب مي شود كه آنان نتوانند برتري ها و توانمندي ها و شايستگي هاي فكري و عملي و معنوي و اخلاقي برادران و خواهران خود را نزد والدين مشاهده كنند و سكوت نمايند و به مخالفت نپردازند
    استقبال از روز بزرگداشت « تربيت اسلامي » (هشتم اسفند)