بسم الله الرحمن الرحيم
فقط دو هفته تا انتخابات مجلس هشتم باقي مانده است . خوشبختانه همه زمينه ها براي برگزاري انتخاباتي پرشور فراهم شده و
موانعي كه پديد آمده بود نيز با عملكرد قابل تحسين شوراي نگهبان تقريبا برطرف شده اند. بدين ترتيب . از هم اكنون مي توان پيش بيني
كرد كه انتخابات مجلس هشتم با استقبال گسترده مردم مواجه خواهد شد و يكبار ديگر توطئه هاي دشمنان ملت و دشمنان نظام
جمهوري اسلامي كه از مدتي قبل تلاش زيادي براي به شكست كشاندن اين انتخابات بعمل آورده اند و هنوز نيز مشغولند
خنثي خواهد
شد.
اكنون نوبت توجه به تركيب مجلس آينده و كيفيت آنست . در مرحله انتخاب اصلح
طبعا بايد معيارهائي مورد توجه قرار گيرند كه
نتيجه عمل به آنها شكل گرفتن مجلسي با تنوع سلايق و افكار و برخوردار از كيفيت بالا باشد. درست است كه همه افرادي كه شوراي
نگهبان صلاحيت آنها را براي ورود به رقابت انتخاباتي تاييد كرده واجد صلاحيت تصريح شده در قانون براي نمايندگي مردم در مجلس
هستند
اما از آنجا كه همه اين افراد از نظر ميزان صلاحيت و كارائي هاي لازم يكسان نيستند براي هرچه قوي تر شدن مجلس و بالا رفتن
كيفيت آن فقط گرايش به انتخاب اصلح است كه مي تواند كارساز باشد. به همين دليل
مردم بايد با مشورت ها و تحقيقاتي كه بعمل
مي آورند ميزان قدرت انتخاب خود را بالا ببرند و براي تشكيل مجلسي با كيفيت بالاتر تلاش كنند.
اعتماد به فهرست هائي كه گروه ها
احزاب و جناح ها مي دهند
چندان كارساز نيست . آنها معمولا افراد وابسته به خود را در نظر
مي گيرند و اسامي آنها را در فهرست ها قرار مي دهند. اين
حق طبيعي و قانوني احزاب است
اما مردم نيز مي توانند از حق طبيعي و
قانوني خود استفاده كنند و از ميان همان فهرست ها و خارج از آنها افراد اصلح را شناسائي و انتخاب نمايند. اگر اين معيار مورد توجه قرار
گيرد و به آن عمل شود
قطعا ميزان كارائي
كيفيت و استقلال مجلس بالاتر خواهد رفت وضريب اعتماد به مجلس نيز بيشتر خواهد شد.
در اين ميان
توجه به ضرورت حضور افراد روحاني در مجلس يكي از نكات مهم است كه در مقوله تامين كارائي
كيفيت و استقلال
مجلس تاثير زيادي دارد.
نگاهي به آمار حضور افراد روحاني در مجالس اول تا هفتم نشان مي دهد اين حضور به شكل چشمگيري سير نزولي داشته است .
تعداد نمايندگان روحاني در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي 164 نفر بود كه در مجالس بعدي به ترتيب به 155
87
67
53
35 و
41 نفر كاهش يافت . اين سير نزولي
هر چند در مجلس هفتم نسبت به مجلس ششم تا حدودي ترميم شده
ولي در مجموع نسبت به
مجلس اول
پديده اي قابل بررسي و تحليل است .
عده اي تلاش مي كنند چنين وانمود نمايند كه اين كاهش
معلول عملكرد روحانيون در عرصه هاي مختلف مديريتي و مسئوليتي
است . به عبارت روشن تر
اين عده معتقدند و يا وانمود مي كنند كه عملكرد روحانيون در مجموع مثبت نبوده و همين امر موجب شده
اقبال مردم نسبت به آنها كاهش يابد و اين امر خود را در عرصه انتخابات نشان داده است .
درباره اينكه اين نگاه چقدر با واقعيت منطبق است مي توان در موقع مقتضي با زبان آمار و ارقام و تشريح تفضيلي عملكردها سخن
گفت
لكن در مجال كنوني لازم است به اجمال به اين نكته اشاره شود كه با توجه به دشواري هاي دوران بعد از پيروزي انقلاب و
توطئه هاي رنگارنگ داخلي و خارجي و در عين حال
حفظ استقلال كشور و پيشرفت هاي چشمگير در عرصه هاي مختلف
جمع بندي
منصفانه اينست كه عملكرد روحانيون
مثبت و نشانه توانمندي آنها در مديريت كشور و خدمتگزاري آنها نسبت به مردم است . درست
به همين دليل است كه يك جريان معاند
با استفاده از فرصت هائي كه بطور طبيعي در هر كشور انقلاب كرده اي پيش مي آيد
براي خارج
ساختن روحانيت از صحنه سياسي و سرانجام به زانو درآوردن نظام جمهوري اسلامي و اعلام ختم انقلاب
تلاش هاي تبليغاتي وسيعي
را از طريق شايعه سازي
دروغ پردازي
تهمت زدن و جنگ رواني عليه روحانيت سامان دهي كرد . سالهاي 59 و 60 تبليغات شديد عليه
آيت الله بهشتي را كه موجب شد حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه متعاقب شهادت ايشان بفرمايند : بهشتي مظلوم زيست و
مظلوم مرد و خاري بود در چشم دشمنان اسلام
به ياد بياوريد.
اين جريان
همچنان ادامه يافت و تا امروز نيز ادامه دارد. هدف اصلي
خارج ساختن روحانيت از صحنه سياسي كشور و جدا كردن
دين از سياست است
همان خطري كه امام خميني همواره درباره آن هشدار مي دادند و در مشروطيت نيز رخ داد و موجب شد
مشروطيت سر از استبداد رضاخاني در آورد و ايران بجاي آنكه آزاد و مستقل باشد
علاوه بر استبداد
گرفتار استعمار انگليس و آمريكا
نيز بشود. امام خميني باتوجه به تجربه حذف روحانيت بعد از پيروزي نهضت مشروطيت و حذف آيت الله كاشاني بعد از پيروزي
نهضت ملي
كه هر دو نهضت به همين دليل به مسلخ رفتند
آن هشدارها را دادند و آنهمه اعلام خطر كردند. اكنون كاملا روشن شده است
كه پيش بيني امام خميني بسيار دقيق بود و همان جريان كه در مشروطيت و نهضت ملي موجب حذف روحانيت شد بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي نيز براي حذف روحانيت تلاش مي كند.
امام خميني
در پيام سوم اسفند 1367 كه به « منشور روحانيت » معروف شد
بعد از تشريح مبارزات مستمر روحانيت براي حفظ
اسلام و استقلال كشور و نشيب و فرازهائي كه پشت سر گذاشته
مي فرمايند : « اما مردم شريف ايران توجه داشته باشند كه نوعا تبليغاتي
كه عليه روحانيت انجام مي پذيرد به منظور نابودي روحانيت انقلاب است . ايادي شيطان در تنگناها و سختي ها به سراغ مردم مي روند كه
بگويند روحانيت
مسبب مشكلات و نارسائي هاست
آنهم كدام روحاني
روحاني بي درد و بي مسئوليت نه
بلكه روحانيتي كه در همه
حوادث جلوتر از ديگران در معرض خطر بوده است . كسي مدعي آن نيست كه مردم و پا برهنه ها مشكلي ندارند و همه امكانات در
اختيار مردم است . مسلم آثار ده ساله محاصره و جنگ و انقلاب در همه جا ظاهر مي شود و كمبودها و نيازها رخ مي نمايد ولي من با
يقين شهادت مي دهم كه اگر افرادي غير از روحانيت جلودار حركت انقلاب و تصميمات بودند امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر
آمريكا وجهانخواران و جز عدول از همه معتقدات اسلامي و انقلابي چيزي برايمان نمانده بود » (صحيفه امام جلد 21 صفحه 288 )
اين هشدار امام
در شرايط امروز جامعه ما نيز بكار مي آيد. مردم اگر با توجه به اين هشدار و با توجه به نيازي كه مجلس شوراي
اسلامي به « روحانيت كه در همه حوادث جلوتر از ديگران در معرض خطر بوده است » در اين شرايط و در آينده دارد
به انتخاب
نمايندگان بپردازند
قطعا اين اقدام
گام مهمي در دور ساختن خطرها از انقلاب اسلامي است . مقصود اين نيست كه نمايندگان مجلس
شوراي اسلامي بايد فقط افراد روحاني باشند
بلكه مقصود اينست كه حضور روحانيون در مجلس هر چه بيشتر باشد
تداوم انقلاب و
نظام جمهوري اسلامي با تضمين بيشتري همراه خواهد بود.

|