روزنامه جمهوري اسلامي 06/12/1386 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
قاطعيت و شجاعت امام خميني


  • سيره اخلاقي و تربيتي امام خميني
    كتاب « سيره اخلاقي ـ تربيتي امام خميني » را علي اصغر الهامي نيا نوشته و انتشارات زمزم هدايت آن را در 248 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : مباني و ديدگاه هاي اخلاقي و تربيتي امام خميني اصول و روش هاي اخلاقي و تربيتي امام خميني امام خميني احياگر ارزش هاي اخلاقي برجستگي هاي اخلاقي امام خميني و عناوين متعدد ديگر. در بخشي از اين كتاب پيرامون قاطعيت و شجاعت امام خميني چنين مي خوانيم :
    امام خميني به استواري كوه
    رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي از معدود مردان پر صلابتي است كه همواره در برابر همه انحرافات و كژي ها چون قله ساري شامخ ايستاد و در برابر همه سازش خواهي ها پاسخ « نه » گفت و سر سوزني از مسير مستقيمي كه خدا به او الهام كرده بود فاصله نگرفت خشونت دشمن دو چهرگي منافقان و تبسم دوستان هرگز در چشمان نافذ او تاثير نكرد و دل او را از توجه به خدا بازنداشت .
    گوشه اي از قاطعيت و سرسختي آن عزيز راحل را در زير مي خوانيم :
    1 ـ در برابر دشمنان
    دشمنان زبون اسلام همواره تلاش مي كنند كه مومنان دست از ايمان خود بشويند و در بستر ضلالت ره بپويند ولي خداوند بندگان صالح خويش را از فرجام اين تفكر شيطاني برحذر داشته مي فرمايد :
    « يا ايهاالذين امنوا ان تطيعوا الذين كفروا يردوكم علي اعقابكم فتنقلبوا خاسرين »
    اي مومنان ! اگر كافران را فرمان بريد شما را به قهقرا برمي گردانند و در نتيجه زيانكار خواهيد شد.
    حضرت امام خميني (ره ) با فراست زايدالوصفي كه داشت هميشه از نقشه هاي دشمنان اسلام آگاه بود و پيش از آنكه آنان به اهداف شوم خويش دست يابند از امام ضربه مي خوردند و هرگز نتوانستند در روحيه سازش ناپذير او خللي وارد كنند. اين نابخردان ضد اسلام را به چهار طيف مي توان تقسيم كرد كه امام در برابر هر يك از آنها با روشي خاص به مقابله پرداخت :
    رژيم پهلوي : شاه و نوكران دست نشانده او در نخستين روزهاي ورود امام به ميدان مبارزه تلاش كردند او را به سازش بكشانند و از باب « علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد. » از شروع انقلاب جلوگيري كنند. اما هر چه در اين راه بيشتر كوشيدند نتيجه معكوس گرفتند و رهبر كبير انقلاب اسلامي را قاطع تر يافتند; بطور مثال :
    شاه در شب پانزدهم خرداد 42 امام را دستگير و تا دوازدهم مرداد همان سال زنداني كرد و پس از جنايت وحشتناك پانزدهم خرداد و ضرب شست نشان دادن به امام و امت ابلهانه گمان كرد كه رهبر و ملت را به سازش و عقب نشيني كشانده است و در پي اين خيال خام در تاريخ دوازدهم مرداد امام را به ظاهر آزاد كرد و طي اعلاميه اي اعلام داشت : « طبق اطلاع رسمي كه از سازمان اطلاعات و امنيت كشور واصل گرديده است چون بين مقامات انتظامي و حضرات آقايان خميني و.... تفاهمي حاصل شد كه در امور سياسي دخالت نخواهند كرد و از اين تفاهم اطمينان كامل حاصل شده است كه آقايان برخلاف مصالح و انتظامات كشور عملي انجام نخواهند داد علي هذا آقايان به منازل خصوصي منتقل شدند. »
    پس از آن امام خميني را تا تاريخ هيجدهم فروردين 43 در قيطريه تهران تحت نظر نگاه داشت و شب آن روز آزاد و به قم منتقل كرد و در همان روز در روزنامه اطلاعات نوشتند كه ميان دولت و روحانيت تفاهم حاصل شده و روحانيون ـ كه منظور امام است ـ با انقلاب سفيد شاه موافقند . ولي حضرت امام طي سخنراني اي كه در روز جمعه 21 فروردين 43 ايراد فرمود به اين ياوه سرايي رژيم پاسخ داد و فرمود :
    .... روزنامه اطلاعات مورخ سه شنبه هيجده فروردين 43 را به من دادند من از آقايان گله دارم كه چرا زودتر به من ندادند در اين روزنامه كثيف اطلاعات تحت عنوان « اتحاد مقدس » در سرمقاله نوشته بودند كه با روحانيت تفاهم حاصل شده و روحانيون با انقلاب سفيد شاه و ملت موافق هستند! كدام انقلاب كدام ملت اين انقلاب مربوط به روحانيت و مردم نيست !.... خميني را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد.
    رژيم شاه از روحيه سلحشوري و استواري امام دريافت كه محال است بتواند با او كنار بيايد يا او را قدمي سياست هاي خويش عقب براند . اين بود كه وجود آن رهبر فرزانه را بيش از هفت ماه تحمل نكرد و در سحرگاه سيزدهم آبان 43 با كمال وقاحت و ستمگري او را به خارج از ايران تبعيد كرد و صبح آن روز ساواك شاه طي اطلاعيه اي گفت :
    « طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه بر عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد . »
    از سوي ديگر امام بيش از چهارده سال تبعيد و دوري از ملت و مملكت را در تركيه و عراق تحمل كرد ولي هرگز در برابر شاه خائن كوتاه نيامد تا سرانجام در بهمن 57 ـ در حالي كه شاه با خواري و گريان از ايران گريخته بود ـ با سرافرازي و پيروزي به وطن بازگشت و پس از گذشت ده روز حكومت اسلامي را بنيان نهاد و پرچم پيروزي كه همراه استواري و قاطعيت بود به اهتزاز درآورد.
    استكبار جهاني : بنيانگذار جمهوري اسلامي بخوبي مي دانست كه علاوه بر رژيم شاه استكبار جهاني نيز با انقلاب اسلامي در تضاد است و تا آنجا كه بتواند سياست خود را از طريق نوكران دست نشانده خود ـ از قبيل شاه ـ اعمال مي كند و اگر آنان كوتاهي كنند خود به طور مستقيم عمل خواهد كرد. از اين رو تصميم قاطع گرفته بود كه در برابر همه حركات استكباري نيز بايستد و هيچ گاه با آنان سازش نكند. يادگار امام (ره ) در اين باره مي گويد :
    امام به طور كلي راجع به غرب و شرق يك حساسيتي دارند بارها مي گويند : چيزهاي خوب اينها هم بد است و بايد سعي كنيم در تمام زمينه ها خودمان باشيم براي اينكه اينها چيزهاي خوبشان را كه بياورند به همان ميزان ترويج از آنها مي شود. امام اينقدر اصرار دارند كه مگر ما چه چيزمان از آنها كمتر است ما بايد متكي به خودمان باشيم و روي پاي خودمان بايستيم .
    يكي از ياران امام مي گويد :
    حضرت امام در فرانسه كه بودند يكي از مقامات امريكايي همراه يكي از مقامات وزارت خارجه فرانسه پس از روي كار آمدن شاهپور بختيار خدمت حضرت امام آمد و با لحني تند گفت : تاكنون در برابر اقدامات شما عليه شاه سكوت كرديم ولي اگر بر ضد شاهپور بختيار نيز بخواهيد مبارزه كنيد مطمئنا عكس العمل نشان خواهيم داد! امام با بي اعتنايي از جا برخاستند و با لحني قاطع فرمودند : « من تاكنون راجع به آمريكايي هايي كه در ايران هستند عكس العمل نشان نداده ام كاري نكنيد كه من حرفي بزنم جان آمريكايي ها در خطر بيفتد!
    امام در پي همين سياست عدم سازش عمل انقلابي دانشجويان پيرو خط امام را در تسخير لانه جاسوسي امريكا تاييد كرد و آن را انقلاب دوم ناميد و با اين كار خود به دنيا فهماند كه انقلاب اسلامي از مخالفان سرسخت استكبار جهاني و در راس آن آمريكاي جهانخوار است . حتي امام قاطعيت در برابر آمريكا را تا آنجا ادامه داد كه اعلام كرد هيچ كس حق ندارد با نمايندگان آمريكا ـ كه براي مذاكره درباره جاسوسان راهي ايران شده بودندـ مذاكره كند. و بدين وسيله ـ تا آنجا كه امكان داشت ـ امريكاي مغرور را تحقير كرد و از صولت و اعتبار جهاني اش كاست .
    غرب ملحد در داستان رسوايي سلمان رشدي مرتد نيز تلاش كرد كه با اهانت به مقدسات اسلام مسلمانان را تحقير كند و زهرچشمي نيز به انقلاب اسلامي نشان دهد ولي امام آگاه و ژرف انديش از موضع رهبري جهان اسلام با فتواي تاريخي خويش ـ مبني بر واجب بودن قتل رشدي مرتد ـ آنها را براي هميشه از دست يازيدن به چنين طرفندهاي رسوا پشيمان ساخت و ثابت كرد كه خميني يعني قهرمان شكست ناپذير اسلام !
    بت شكن زمان پس از آگاهي از محتواي شرك آلود كتاب رشدي مرتد نظر خود را چنين اعلام داشت :
    به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي رسانم كه مولف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و نشر شده است همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه كشته شود شهيد است ان شاالله .
    و در آخرين پيام برائت چنين مرقوم داشت :
    من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند ما در مقابل همه دنيا آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست يا همه آزاد مي شويم و يا به آزادي بزرگ تري ـ كه شهادت است ـ مي رسيم . »
    2 ـ در برابر منحرفان
    ليبرال ها : ملي گرايان نيز از ابتداي نهضت تاكنون سعي كرده اند كه افكار انقلابي امام عزيز را ـ به قول خود ـ تعديل كنند و افكار ليبراليستي خويش را تحميل نمايند و يا خط سازش با قدرت هاي جهاني را هموار كنند. ولي امام هرگز زير بار سخن آنان نرفت و از اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله فاصله نگرفت و در برابر جوسازي ها و فشارهاي سياسي اي كه نغمه سازش ساز مي كردند فرمود :
    من به صراحت مي گويم : ملي گراها اگر بودند براحتي در مشكلات و سختي ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمن دراز مي كردند و براي اينكه خود را از فشارهاي روزمره سياسي برهانند همه كاسه هاي صبر و مقاومت را يكجا مي شكستند و به همه ميثاق ها و تعهدات ملي و ميهني ادعايي خود پشت پا مي زدند! كسي تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمي دانيم ! ولي هيهات كه خادمان اسلام به ملت خود خيانت كنند... آن چيزي كه در سرنوشت روحانيت واقعي نيست سازش و تسليم شدن در برابر كفر و شرك است كه اگر بند بند استخوان هايمان را جدا سازند اگر سرمان را بالاي دار برند اگر زنده زنده در شعله هاي آتشمان بسوزانند اگر زن و فرزندان و هستي مان را در جلوي ديدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نمي كنيم !
    و زماني كه ليبرالها به سركردگي بني صدر بناي شيطنت و تضعيف انقلاب را نهادند با قاطعيت فرمود :
    ...اين را بايد همه بدانند : آن روزي كه من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بكنم آن روز كه من احساس خطر براي اسلام بكنم آن روز اين طور نيست كه باز من بنشينم نصيحت كنم دست همه را قطع خواهم كرد!
    و در روز بعد از آن بني صدر را از فرماندهي نيروهاي مسلح بركنار كرد.
    و در نهايت فرمود :
    ... صريحا اعلام مي كنم : تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت دست ليبرالها بيفتد.
    منافقين : جريان نفاق نيز تا آنجا كه توان داشت كوشيد تا نزد امام جاي پايي بيابد و به اصطلاح در شخصيت امام نفوذ كند ولي هرچه در اين راه كوشيد نتيجه معكوس گرفت و در نهايت در خرداد سال 60 در فاز نظامي و رودر روي نظام قرار گرفت و عليه جمهوري اسلامي دست به اقدامات مسلحانه زد.
    امام امت در سال هاي قبل از پيروزي افكار انحرافي آنها را به روشني دريافته بود و ـ با اينكه شخصيتي مثل مرحوم آيت الله طالقاني از آنها حمايت مي كرد و اصرار داشت كه امام نيز از آنها پشتيباني كندـ دست رد به سينه آنها زد و پس از پيروزي نيز اجازه نداد كه آنها انديشه هاي التقاطي خود را بر جمهوري اسلامي تحميل كنند و اين افتخار را نصيب خود كرد كه شهيد مطهري بفرمايد :
    همه ما لغزيديم بجز امام !
    عالم بزرگ اخلاق ـ مرحوم نراقي ـ درباره شجاعت مي نويسد :
    شجاعت اطاعت قوه غضب انسان است از عقل او در اقدام بر كارهاي خطرناك و عدم نگراني آن قوه در ارتكاب آنچه مقتضاي خواست عقل است . بدون ترديد شجاعت از ملكه هاي گرانقدر و عاليترين صفت كمال است و كسي كه فاقد شجاعت است در واقع از مردانگي بويي نبرده است ... روايات اسلامي تصريح دارد كه شجاعت از صفات مومن است .
    بر اين اساس در آيات متعددي به افراد با ايمان سفارش شده كه از هيچ كس جز خدا نترسند و در برابر همه دشمنان خدا و خلق مقاوم و استوار بايستند از ميان آن آيات به اين آيه بسنده مي كنيم كه ياران پيامبر(ص ) را به شجاعت و شدت عمل در برابر كفار ستوده است :
    « محمد رسول الله و الذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم ... »
    بر اين اساس زيبنده است كه دل هر مومني از صفت پسنديده شجاعت آكنده باشد و در صحنه هاي گوناگون زندگي از موانع و دشمنان نهراسد.
    امام خميني اسوه شجاعت
    امام كاظم صلوات الله عليه مي فرمايد :
    « نحن في العلم و الشجاعه سوا »
    دانش و دلبري ما يكسان است .
    طبق اين سخن گهربار علم و شجاعت رابطه اي تنگاتنگ دارند و آن كس كه معرفت و دانش ديني اش بيشتر باشد از صفت زيباي شجاعت بيشتر برخوردار است .
    امام راحل ـ رحمه الله عليه در جايگاه رفيع مرجعيت كبري قرار داشت و به عنوان مجتهد اعلم بسان خورشيدي عالمتاب در آسمان دين درخشيد و به همين دليل از شجاعت وصف ناپذيري بهره مند بود به تعبير شيخ الفقها حضرت آيه الله العظمي اراكي (ره ) :
    او (امام ) مانند جدش علي بن ابيطالب (ع ) است اين همه عمرو بن عبدودها در دنيا نعره مي زنند و فرياد مي كنند ولي ابدا ترسي ندارد اين چه شجاعتي است كه خداوند به او داده است .
    امام همتي بس والا داشت و آرمان رهايي مستضعفان را در سر مي پروراند و چنين همتي از شجاعت بالاي آن بزرگوار حكايت مي كرد چرا كه به فرموده امام علي (ع ) :
    « شجاعه الرجل علي قدر همته »
    شجاعت مرد به اندازه همت اوست .
    و به خاطر همين شجاعت عالي بس غيور و با حميت بود و در برابر همه كجيها و نامردمي ها با قامتي به استواري كوه ايستاد و خم به ابرو نياورد چرا كه
    فتوت و مردانگي عالمان دين و فقيهان راستين غير از صداقت و درستي را بر آنان برنمي تابد آنان بند تعلق گسسته اند نه طمع در جانشان لانه كرده است كه در پي به دام افكندن خلق الله رداي ريا بپوشند و قباي تزوير بر تن كنند و نه ترس در وجودشان جا خوش كرده است كه براي حيات چند روزه بيرق نادرستي برافراشند و طريق فريب پيشه كنند.
    در اينجا گوشه اي از شجاعت بيكران آن عزيز راحل را با بضاعتي اندك ترسيم مي كنيم :
    1 ـ در برابر طاغوت : مهم ترين عامل كه ساليان دراز ملتها را زير يوغ بردگي و اسارت ستمگران نگه مي دارد ترس و وحشت آنها از قدرت طاغوتهاست اگر ملتي ترس و بزدلي را از دل بزدايد و شير مرداني سلحشور در برابر طاغوت قد علم كنند شوكت كاذب و قدرت پوشالي او زود در هم مي شكنند و آزادي را به ارمغان مي آورند. امام خميني (قدس الله سره )از معدود كساني بود كه در برابر طاغوت قد علم كرد و با دست خالي طاغوتهاي زمانه را به خاك مذلت نشاند به تعبير رهبر عزيز انقلاب حضرت آيه الله العظمي خامنه اي :
    او بتها را شكست و باورهاي شرك آلود را زدود او به همه فهماند كه انسان كامل شدن علي وار زيستن افسانه نيست او به ملتها نيز فهماند كه قوي شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه سلطه گران انداختن ممكن است .
    موضعگيري هاي اصولي امام در برابر خلافكاري هاي رژيم شاه سند گوياي شجاعت علي گونه آن بزرگوار بود كه ريشه در تدين و تقوا و ايماني قوي داشت امام در برابر وظيفه انقلابي خويش و احساس تكليف در برابر خدا همه قدرتها و دسيسه ها را به هيچ مي انگاشت و به مرگ پوزخند مي زد آيت الله امامي كاشاني مي گويد :
    شهامت و قاطعيت امام همان قاطعيتي كه ايشان انقلاب را به وجود آورده اند و رهبري كردند اين نشات گرفته از تقوا و ايمان ايشان است كسي كه از مرگ باك ندارد او از هيچ كس ... باك ندارد.
    آيت الله العظمي فاضل لنكراني نيز مي گويد :
    امام از هيچ تهديد و مساله اي خوف و ترس نداشتند ... ايشان گويا در سن 63 سالگي فرمودند : من تا به حال از كسي و چيزي به هيچ وجه نترسيدم و در من خوف راه پيدا نكرد.
    حجه الاسلام قرهي نيز در اين باره مي گويد :
    در سال 43 امام بعد از آزادي از زندان ـ كه در مسجد اعظم قم سخنراني كردند ـ فرمودند : والله به عمرم نترسيدم ! آن شبي هم كه آنها (ساواكي ها) مرا مي بردند آنها مي ترسيدند من آنها را دلداري مي دادم !
    بت شكن زمان روحيه سلحشوري و دريادلي را از جد بت شكنش حضرت ابراهيم عليه السلام به ارث برده بودـ كه در برابر قدرت نمرود زمان باتوكل به خداي قادر و متعال و براي كسب رضاي او كمترين هراسي به دل راه نداد و در برابر هر آتش كه نمروديان برمي افروختند حسبي الله مي سرود و در دامان گلستان ايمان مي غنود : اين بخش را با سخن يكي ديگر از ياران امام به پايان مي بريم :
    امام در عدم سازش با رژيم شاه خطاب به مولوي ـ رئيس سازمان امنيت تهران ـ فرمودند : من به اعمال شاه و عمالش نگاه ميكنم اگر اعمال اينها به همين رويه اي باشد كه دارند مي روند بر خلاف اسلام و قرآن و شرع باشد من هم راهم همين است ... ديگر اينكه اين آقا(شاه ) كه مي گويد : مي كشم مي بندم كشتي بستي چكار كردي ! سرهنگ مولوي گفت : اجازه ميدهيد يادداشت كنم امام فرمود : يادداشت كنيد... ديگر چه كاري از دستش برمي آيد كه انجام نداده باشد !
    2 ـ امام و درس شجاعت : به راستي آن امام بزرگوار ـ قدس الله سره ـ در همه صفات و كردار اسلامي و اخلاق نيكوي انساني اسوه و پيشواي امت بود. از جمله خود شجاع بود و مردم را نيز با گفتار و كردار تشجيع مي كرد و روحيه شجاعت به آنان مي داد. به گفته حضرت آيه الله جوادي آملي :
    حضرت امام از هيچ چيز نمي ترسيد و كسي را هم نمي ترسانيد و مي فرمودند : نترسيد فرمودند : زنده است براي اينكه به لقا الله برسد چه بهتر كه با شهادت به لقا الله برسد.
    در سال 1342 ـ كه مدرسه فيضيه به دست دژخيمان شاه به آتش و خون كشيده شدـ بيت امام نيز در خطر جدي قرار گرفت و هر لحظه انتظار مي رفت كه ماموران به آنجا حمله كنند از اين رو :
    يكي از آقايان دستور داد درب منزل امام را بستند. در اين هنگام امام متوجه شد از جا برخاست و فرمود : طلاب و فرزندان مرا در مدرسه كتك مي زنند و مدرسه را ويران مي كنند (آنگاه ) درب منزل من بسته شود ! آنگاه دستور داد درب منزل را باز كردند و فرمودند بگذاريد هر كس مي خواهد بيايد!
    جالب اين است كه آن سلحشور بي باك در تمام صحنه ها و ميدان هاي مبارزه فرمانده خود را امام زمان عجل الله تعالي فرجه مي دانست و فرمان هاي او را اجرا مي كرد و به ديگران نيز مي آموخت كه چنين باشند. حجه الاسلام توسلي نقل مي كند :
    امام پس از آزادي از زندان سخنراني مهيجي در تكذيب ادعاي رژيم شاه ايراد كرد.
    سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ به ملاقات امام آمد و ضمن عذرخواهي جمله اي گفت كه بوي تهديد مي داد گفت : آقا نگذاريد كه ما به وظيفه سربازي عمل كنيم ! امام نيز بدون درنگ انگشت به سينه خود نهاد و با عصبانيت فرمود : بنده هم سرباز اسلام هستم نگذاريد كه ما نيز به وظيفه سربازي مان عمل كنيم !
    پيامها و سخنان گهربار آن عزيز فقيد نيز مالامال از نكته هاي ناب و شجاع پرور است كه گوش جان ملت را نوازش مي دهد و آنان را از ترس و بزدلي در همه صحنه ها ـ برحذر مي دارد و فراواني آن سخنان ما را از آوردن نمونه نيز بي نياز مي كند.
    جاي هيچ گونه ترديدي نيست كه بيداري و سلحشوري مسلمانان جهان از ايران اسلامي گرفته تا الجزاير فلسطين لبنان افغانستان بوسني و... ـ مرهون صلاي بيدار باشي بود كه از حلقوم آن مرد خدا برمي آمد و همه آزاد مردان و شيرزنان عالم با رهنمودهاي پيامبرگونه آن سردار شجاع در برابر حكومتهاي ستمگر و ضد خدا ايستادند و صحنه هاي حماسه و ايثار را آفريدند چنانكه مبارزات بي امان امت دلاور ايران در دوران ستمشاهي و پيكار نابرابر هشت سال دفاع مقدس و به دست آوردن پيروزي نهايي ثمره روحيه شهادت طلبانه مردم بود كه از انفاس قدسي آن عزيز نصيبش گشت همانگونه كه در مجموع دوران مبارزه و انقلاب بي باكانه در برابر غول قدرتي چون امريكاي جهانخوار مقاومت كرد و هيچ گونه هراسي به خويشتن راه نداد.
    امام خميني : من از آنها نيستم كه اگر حكمي كردم بنشينم و چرت بزنم من دنبالش راه مي افتم اگر خداي نخواسته يك وقتي ديدم مصلحت اسلام اقتضا مي كند كه حرفي بزنم ميزنم و دنبالش راه مي افتم و بحمدالله تعالي از هيچ چيز نمي ترسم . والله تا حال نترسيده ام
    مرحوم آيت الله العظمي اراكي : امام خميني مانند جدش علي بن ابي طالب عليه السلام است . اين همه عمروبن عبدودها در دنيا نعره مي زنند و فرياد مي كنند ولي ايشان ابدا ترسي ندارد. اين چه شجاعتي است كه خداوند به او داده است
    رهبر معظم انقلاب اسلامي : امام خميني بت ها را شكست و باورهاي شرك آلود را زدود. او به همه فهماند كه انسان كامل شدن علي وار زيستن افسانه نيست . او به ملت ها نيز فهماند كه قوي شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه سلطه گران انداختن ممكن است