روزنامه جمهوري اسلامي 06/12/1386 صفحه مقالات

  • نقش خانواده در يادگيري دانش آموزان
  • نيم نگاهي به نقش امورتربيتي در مدارس از ابتدا تاكنون
  • *****
    نقش خانواده در يادگيري دانش آموزان




  • تهيه و تدوين : پروين اندرز
    والدين امروزي و بخصوص مادران حساسيت زيادي درباره درس خواندن و پيشرفت تحصيلي فرزندانشان نشان مي دهند. بسياري از خانواده هايي كه فرزندان با هوش و درس خواني دارند سعي مي كنند از تهيه هيچ نوع امكاناتي دريغ نكنند. خانواده هايي كه فرزندانشان به هر دليل اهل درس و مدرسه نيست براي جبران كمبودهاي انگيزشي پول خرج كردن براي معلم خصوصي و آموزشگاه و انواع و اقسام كتاب ها را ساده ترين راه مي پندارند. هم والدين گروه اول و هم والدين گروه دوم بيشترين فشار را بر روي فرزندان متمركز ساخته و به اقداماتي يك طرفه روي مي آورند.
    نقش خانواده در ايجاد « لذت يادگيري » چيست چرا كودك 6 ـ 5 ساله مشتاق يادگيري وقتي به سنين بالاتر مي رسد شوق و انگيزه خود را از دست مي دهد آيا اين امر به دليل تاثير عوامل خارج از خانواده است
    خانواده به ويژه در سنين حدود 2 تا 10 سالگي مهارت هايي به كودك مي آموزد كه در رابطه با كارهاي آموزشگاه نقش اساسي دارند. اين مهارت ها عبارتند از : زبان توانايي يادگيري از بزرگسالان جنبه هايي از نياز به پيشرفت عادت به كار كردن و توجه به « وظايف » . اگرچه خانواده ها در آموزش اين مهارت ها به كودكان تفاوت دارند اما نتيجه كار بعضي خانواده ها در ايجاد اين مهارت ها و توانايي هاي ديگر فوق العاده است .
    چه نوع خانواده هايي در ايجاد شوق يادگيري و مهارت هاي تحصيلي موثرتر عمل مي كنند
    خانواده هاي ايراني نقش خود را درباره كمك به پيشرفت تحصيلي فرزندان در دو نكته خلاصه مي كنند :
    1 ـ تهيه و تدارك امكانات
    2 ـ همراهي با فرزندشان در درس خواندن آن چه در اين ميان ناديده گرفته مي شود نقش سطح فكري والدين در محيط خانه است .
    فرزندان شما بيش از تدارك امكانات و كنترل تحصيلي به والديني نياز دارند كه با ارتقاي دانايي ها و يادگيري هاي خود به ارتقاي سطح فكري خانواده كمك كنند. تنها داشتن فرزند باهوش و تيزهوش و واداشتن او به درس خواندن از هر طريق ممكن مهم نيست . چنين فرزندي در محيطي بهتر رشد مي كند كه مستعد و بالنده باشد. پدر و مادري كه براي يادگيري فرزندان شان هر سختي و زحمتي را به جان مي خرند ولي براي يادگيري خودشان تلاشي نمي كنند در واقع به فرزندشان لطمه مي زنند.
    باور كنيد كه شوق يادگيري و استعداد تحصيلي بسياري از دانش آموزان به دليل عدم وجود محيط مساعد فرهنگي در خانواده شكوفا نمي شود و يا به حداكثر شكوفايي نمي رسد. عكس بسياري از والديني كه ادعا دارند براي پيشرفت تحصيلي فرزندشان همه نوع امكانات مورد نياز را فراهم آورده اند به اصطلاح چيزي كم نگذاشته اند در ارتقاي سطح فرهنگ خانواده بسيار سهل انگارند.
    بزرگترين كاستي و قصوري كه مي تواند متوجه والدين يك دانش آموز باهوش باشد آن نيست كه براي او كامپيوتر نخرند و يا ساير خواسته هايش را نتوانند اجابت كنند بلكه اين است كه با سهل انگاري ها و ناشي گري هاي خود سطح فكر خانواده را پايين آورند.
    پژوهش هاي بسياري نشان داده اند كه آنچه والدين در تعامل خود با كودكان در خانه انجام مي دهند عامل اصلي تعيين كننده توانايي هاي كلامي و پيشرفت درسي است نه سطح درآمد والدين يا ميزان تحصيلات يا ساير خصوصيت هاي مربوط به پايگاه اجتماعي آنان . والديني مي توانند بهترين و موثرترين سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند كه از سطح فكري ـ و نه فقط سطح تحصيلات ـ بالاتري برخوردار باشند. بنابراين نقش پدر و مادر در افت و يا ارتقاي سطح فكري و فرهنگي خانواده بسيار مهم است .
    والدين چگونه مي توانند در اين باره تاثيرگذار باشند
    از عوامل زيادي در اين خصوص مي توان نام برد ولي مهم ترين عامل نگرش والدين به يادگيري و دانايي است . وقتي پدر و مادر در حرف و عمل به دانايي احترام بگذارند و وقتي يادگيري به معناي واقعي براي آنان ارزشمند باشد خود به خود رفتارهاي آنان در مواجهه با مسائل فكري و تحصيلي فرزندان شان بسيار متفاوت خواهد بود. پدر ومادري كه به زور مي خواهند در فرزند خود انگيزه تحصيلي ايجاد كنند در واقع نه لذت يادگيري را چشيده اند و نه عطش يادگيري را درك كرده اند. چگونه امكان پذير است كه پدر و مادري نگرش مثبت واقعي به يادگيري نداشته باشند و بعد بخواهند كه فرزندشان به بالاترين حد پيشرفت درسي برسد البته استثناهايي ممكن است وجود داشته باشد ولي اين موارد عمومي نيست .
    به طور حتم بزرگترين و خطيرترين وظيفه والدين به خصوص در شرايط فعلي آن است كه با اصلاح نگرش و رفتارهاي خود درباره يادگيري و دانايي به خود و فرزندان و در يك كلام به ارتقاي سطح فكري و فرهنگي كل خانواده كمك نمايند. البته اين كار راحتي نيست و مهم ترين مانع عادات و رويه هاي معمول جامعه است اما پدر و مادري كه واقعا و به صورت منطقي به سعادت خود فرزندان و خانواده مي انديشند بايد گام هاي تدريجي را در اين راه بردارند.
    عطش يادگيري و حضور دانايي در محيط خانه كليد خوشبختي خانواده است .
    اطمينان داريم كه والدين ايراني دير يا زود به اين واقعيت مهم خواهند رسيد. يادگيري فقط نياز دانش آموزان نيست بلكه نياز همه انسان ها در همه زمان هاست . عطش يادگيري بسياري از خلاهاي زندگي را پر مي كند. احترام به دانائي تفسير زندگي و ارزش هاي فردي و اجتماعي را تغيير مي دهد. ارتقاي سطح فكري والدين فضاي خانه و خانواده را دلنشين و منطقي تر مي سازد.
    نقش مادران در يادگيري
    نقش مادر به خصوص در شرايطي كه پدران حضور كمتري در خانه دارند در سطح فكري خانواده مهم تر است . اين موضوع شايد خلاف تصور عده اي باشد كه در مسائل فكري خانواده نقش پدر را مهم تر مي دانند. شايد خود مادران هم تصور نكنند كه چقدر در سطح فكري و فرهنگي خانواده مي توانند موثر باشند. يادآور مي شود كه سطح فكري فقط به معناي سطح تحصيلات نيست و عوامل ديگري در اين خصوص موثرند.
    مادر چه نقشي در افت و يا ارتقاي سطح فكري خانواده دارد
    مادران اعم از شاغل و غيرشاغل حضور بيشتري در خانه دارند. از طرف ديگر مادرها بسيار بيشتر از پدرها پيگير روند تحصيلي فرزندان شان هستند. در دوره ابتدايي كه بنيادي ترين سال هاي تحصيلي را در برمي گيرد بيشتر مادرها نقش كنترل كننده مستمري دارند. به طور معمول پدرها از دوره هاي راهنمايي و متوسطه بيشتر وارد عمل مي شوند آن هم به عنوان اهرم هاي فشار خلاصه آنكه حداقل در 10 سال اول زندگي ارتباط مادر با فرزند بيش از هر كسي است و تاثير مادر در سطح فكري فرزند هم مي تواند بيش از هركسي باشد.
    كدام مادرها سطح فكري فرزندان و خانواده را پائين مي آورند
    مادراني كه بيشتر وقت آنها پاي تلويزيون مي گذرد سوژه هايي را در زندگي دنبال مي كنند كه پيش پا افتاده و غير مهم است اگر اهل مطالعه باشند در روزنامه ها دنبال صفحه حوادث مي روند و مجلاتي را مي خرند كه شامل مطالب بي خاصيت و خنثي است بحث ها و گفتگوهاي شان با دوستان و همسر و سايرين درباره مسائل روزمره و تكراري است حوصله فكر كردن درباره موضوعات جدي زندگي را ندارند به غذا و پوشاك فرزندشان اهميت زيادي مي دهند مسائل فكري فرزندان را فقط درس و مدرسه خلاصه مي كنند و...
    اگر بپذيريم كه يك فضاي مساعد فرهنگي تا چه حد مي تواند در رشد فكري كودكان موثر باشد آنگاه بايد به رفتارهاي مان با تامل بيشتري بنگريم . مادري كه وقت زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي كند هيچ يك از سريال هاي جدي و غيرجدي را از دست نمي دهد با اشتياق داستان هاي پيش پا افتاده و الكي فيلم ها و سريال ها را دنبال مي كند و به توضيح و تفسير آنها هم مي پردازد چه تاثير مثبتي مي تواند در سطح فكري خانواده برجاي بگذارد اين مادر چگونه مي تواند از فرزندش انتظار داشته باشد كه با شوق و رغبت درس هايش را بخواند
    مادري كه حوصله مطالعه ندارد و يا مطالعه اش شامل سوژه هاي غيرجدي است چگونه مي تواند توقع فرزندي كتاب خوان داشته باشد مادري كه تحصيلات سطح بالايي ندارد و براي ارتقاي آن هم تلاشي نمي كند چگونه مي تواند به فرزندش توضيح دهد كه درس خواندن مهم است مادري كه از شرايط فكري و اجتماعي زمانه اطلاعي ندارد و با افكار فرزندش فاصله دارد چگونه مي تواند او را درك كند مادري كه خورد و خوراك و پوشاك فرزندش دغدغه اي جدي تر از رشد فكري اوست چگونه مي تواند به رشد فكري فرزندش كمك كند
    عجيب است كه پدرها و مادرها خود با يادگيري غريبه اند و يا به نوعي از آن فرار مي كنند اما از فرزندان توقع دارند با حرص و ولع درس بخوانند و در امور تحصيلي از همه پيشي بگيرند. خيلي از والدين حتي اين زحمت را به خود نمي دهند كه با شيوه هاي منطقي با درس و مدرسه فرزندان شان برخورد كنند. فقط بر آنچه خود بدان رسيده اند اصرار مي ورزند.
    حضور يك فرزند با هوش و درس خوان در خانواده كه از همان سال هاي اول تحصيل قابل تشخيص است وظيفه والدين و به خصوص مادر را صد چندان مي كند. متاسفانه مادران وظيفه خود را در اين مي بينند كه بالاي سر فرزندشان بايستند تا او مشق هايش را بنويسد از او درس بپرسند ديكته بگويند و يا حتي بعضي از كارهاي درسي فرزندشان را انجام دهند.
    هدف و تمركز همه اين فعاليت ها ـ فرزند ـ است اما اين كارها تا چه زماني مي تواند موثر باشد چند درصد از والدين از چنين روش هايي به نتايج موثر و ماندگاري مي رسند
    مادراني كه علاقه مند به پيشرفت مستمر و واقعي فرزندشان هستند بايد جهت قسمتي از فعاليت ها را به طرف خود برگردانند. مادران بايد پا به پاي فرزندان پيش روند اما نه در امور درسي بلكه در رشد فكري و فرهنگي .
    يك مادر منطقي در وهله اول انتظار خودش را از خود بالا مي برد و به آنچه دارد قانع نمي شود. او همه وقتش را به امور روزمره و خنثي اختصاص نمي دهد بلكه در تربيت فرزند وقت هايش را به زمان هايي براي سرگرمي و زمان هايي براي ارتقاي انديشه تقسيم مي كند.
    منابع :
    روشهاي افزايش رفتار مطلوب در دانش آموزان
    نقش والدين در پيشگيري از سيگار كشيدن فرزندان
    معاونت آموزش و پرورش عمومي شهر تهران

  • *****
    نيم نگاهي به نقش امورتربيتي در مدارس از ابتدا تاكنون


  • به انگيزه گراميداشت هشتم اسفند سالروز تاسيس امورتربيتي
    دقيقا 29 سال از آن روزهايي كه شهيدان رجايي و باهنر نهاد امورتربيتي را در آموزش و پرورش پايه گذاري كردند مي گذرد.
    يكي از كساني كه آن روزها همراه بااين دوشهيد گرانقدر كار تاسيس امورتربيتي را پيگيري مي كرد درانگيزه تاسيس اين نهادانقلابي مي گفت : « بسياري از دروس دردوره هاي مختلف تحصيلي ساعتي را به عنوان آزمايشگاه به خود اختصاص داده بودند اما معارف عميق و تعاليم و دستورات دين اسلام از چنين جايگاهي برخوردار نبود و لذا شهيدان رجايي و باهنر جايگاهي را به نام امورتربيتي در آموزش و پرورش پيش بيني كردند تاجايگاه و وظيفه آزمايشگاه در رابطه با تعاليم دين مبين اسلام و ارزشهاي برخاسته از اين دين برعهده بگيرد. »
    اين عزيز مي گفت : « خداوند در قرآن مومنين را به سير در آفاق و انفس فراخوانده است و امورتربيتي بابرگزاري اردوهاي دانش آموزي وظيفه تامين اين هدف و كمك به تفهيم و جايگزيني دستورات اسلام درروح و جان دانش آموزان و درنتيجه تقويت باورهاي اعتقادي نسل جوان و نوجوان اين مرزوبوم را عهده دارشد. » او اضافه مي كرد كه : « تعاون و همكاري ايثارو فداكاري تقويت ارتباط باخداوند توجه به سرنوشت خود ايجاد اين باور كه انسانها خود درتعيين سرنوشت خود دخيل و موثرند دريك كلام جامه عمل پوشانيدن به آرمانهاي امام و انقلاب در آموزش و پرورش ازجمله كارهايي بود كه امورتربيتي و مربيان پرورشي مسئوليت نهادينه كردن آن درروح و جسم دانش آموزان و نسلهاي آينده اين كشور برعهده گرفتند. »
    مربيان پرورشي درسالهاي اوليه تاسيس امورتربيتي درشرايطي كه گروهكهاي مخالف انقلاب و اسلام تمام تلاش خود رادرجهت ايجادانحراف و رخنه درفكر وانديشه دانش آموزان به كارگرفته بودند دوران سخت و پركاري را پشت سرگذاشته ودر جهت جلوگيري از رخنه اين گروهك ها در ميان دانش آموزان تمامي تلاش خود را به كارگرفتند. با آغاز جنگ تحميلي جبهه اي ديگر براي كاروتلاش به روي اين قشر پرتلاش گشوده شد. مربيان همراه با تهييج و تشويق دانش آموزان به حضور درجبهه هاي جنگ و دفاع از اسلام و مرزهاي جمهوري اسلامي خود پيشاپيش دانش آموزان راهي جبهه هاي نبرد حق برعليه باطل شدند و درهم آميختن خون دانش آموزان و مربيان شهيد سند زنده اي از همراه بودن قول و عمل در زندگي سربازان انقلاب درمدارس رابه تاريخ عرضه كرد.
    ضرورت واگذاري فعاليتهاي حساس و كليدي در آموزش و پرورش و خارج از آن به نيروهاي متعهد و كاردان پاي مربيان امورتربيتي را به مسئوليت هاي اجرايي در نهادتعليم و تربيت كشور بازكرد و با گذشت اندك زماني اين مربيان امورتربيتي بودند كه مسئوليت هاي سياسي و اجرايي را در آموزش و پرورش و خارج از آن برعهده گرفتند. ازسوي ديگر با پايان جنگ طرح هايي بانام طرح تعميم فعاليتهاي پرورشي و احياي نقش تربيتي معلم ازسوي مسئولين وزارت آموزش و پرورش به مورد اجرا گذاشته شد كه تداعي كننده پايان ماموريت و مسئوليت مربيان تربيتي در آموزش و پرورش بود و بدنبال آن باالقاي اين فكر كه شرايط زمانه تغيير كرده است و ديگر نيازي به وجود و حضور قشر پرتلاش مربيان تربيتي در آموزشگاهها احساس نمي شود از طريق حذف معاونت پرورشي در وزارتخانه ادارات كل استانها و آموزش و پرورش شهرستانها و مناطق درجهت انحلال اين نهاد انقلابي گامهايي برداشته شد و عليرغم تاكيد دلسوزان نظام و انقلاب ازجمله رهبري معظم انقلاب اسلامي درديدار با مسئولين وزارت آموزش و پرورش روند حذف امورتربيتي و مربيان پرورشي از مجموعه آموزش و پرورش ادامه يافت .
    سخن دلسوزان به انقلاب و نظام اين بود كه درست است كه شرايط تغيير كرده و ديگر روشهاي گذشته در فعاليتهاي تربيتي دانش آموزان كار آيي چنداني ندارد اما ارزشهاي انقلاب درجريان اين تحولات دستخوش تغيير نشده اند. حرف دلسوزان نظام و انقلاب اين بود كه دشمن بجاي جبهه نظامي جبهه فرهنگ را به روي جوانان و نوجوانان اين مرزوبوم گشوده است و صيانت از مرزهاي فرهنگي نه تنها بيانگر عدم نياز كشور به فعاليت مربيان تربيتي نمي باشد بلكه ضرورت آماده سازي و تجهيز سربازان انقلاب در آموزش و پرورش به سلاح هايي كه توان آنها رادرمقابل شبيخون فرهنگي دشمنان افزايش دهد بيش از گذشته احساس مي شود. درچنين شرايطي مسئولين وزارت آموزش و پرورش بجاي آن كه ازطريق برگزاري دوره هاي آموزشي نسبت به توانمند سازي مربيان پرورشي و مسلح كردن آنها به سلاح علم و فناوري هاي جديد اقدام كنند گامهاي پرشتابي را درجهت بي بهره كردن آموزشگاهها ازحضور مربيان تربيتي برمي داشتند كه كاهش ميزان حضور مربيان تربيتي در آموزشگاهها به ميزان يك ساعت در ازاي هر25 دانش آموز ازجمله اين اقدامات بود.
    درسالهاي اخير خوشبختانه مسئولين نظام و آموزش و پرورش بارديگر ضرورت حضور مربيان تربيتي در مجموعه آموزش و پرورش را پذيرفته و برنامه هايي درجهت ارتقا سطح فعاليتهاي اين قشر پرتلاش تدارك ديده اند اما اينگونه احساس مي شود كه هنوز همه بخشهايي كه بايد درجهت احياي امورتربيتي فعال شوند ازهماهنگي لازم برخوردار نيستند. براي مثال درحال حاضر ضرورت و نياز شديدي به برگزاري دوره هاي آموزش ضمن خدمت اختصاص امكانات و اعتبارات مورد نياز براي اجراي فعاليتهاي پرورشي بازنگري درشرح وظايف مربيان تجديد نظر در روش ها وبينش هاي مسئولان نسبت به مربيان پرورشي اختصاص ظرفيت مناسبي از مراكز تربيت معلم به رشته امورتربيتي پرهيز از موازي كاري در اجراي فعاليتهاي فرهنگي هنري و .... احساس مي شود كه مسئولين آموزش و پرورش مي توانند با تلاش درجهت تامين اين نيازها درجهت تحكيم جايگاه مربيان تربيتي در آموزش و پرورش گام بردارند.
    اينك كه در آستانه بيست و نهمين سالگرد تاسيس امورتربيتي قرارداريم ضمن آرزوي علو درجات براي بنيانگذاران نهاد مقدس امورتربيتي روز هشتم اسفند را به همه مربيان پرتلاش امورتربيتي تبريك مي گوئيم و رونق مجدد اين نهال پرثمر را با ورود جوانان آموزش ديده و آشنا به فنون تعليم و تربيت آرزومنديم .
    سمنان ـ محمدتقي قدس