
مجيد زندي
هر سال هنگامي كه به اسفندماه و موعد درختكاري مي رسيم با كاشت درخت و حتي تبليغات نمادين در كشور ما
اهمت
درخت و درختكاري و حفاظت و صيانت از جنگل ها
مراتع و... جلوه گر مي شود اما پس از آن اين رويكرد حفاظتي و صيانتي
كمرنگ خواهد شد اما پس از آن تنها مساله اي كه پيش روي مردم گشوده مي شود
اين است كه منابع طبيعي در كشور ما در
حال پس رفت هستند و طرح هاي حمايتي به كندي پيش مي روند.
اين موضوعي كاملا شفاف و روشن است كه اگر آن ميزاني كه در فصل درختكاري در كشور درخت كاشته مي شود و يا
آمار آن همه ساله ازطريق مجاري رسمي به اطلاع مردم مي رسد به فضاي سبز و جنگل تبديل مي شد
الان وسعت
جنگل هاي كشور ما به جنگل هاي سيبري و استوا رسيده بود! چرا كه براساس آمارهاي رسمي سالانه در كشور ما 50 ميليون
اصله نهال از گونه هاي مختلف جنگلي و بومي توليد و كاشته مي شود و چرا چنين نيست و حتي ميزان اراضي طبيعي در كشور
و به ويژه اراضي جنگل كاهش هم مي يابد سئوالي است كه پاسخ آن تنها با بررسي دقيق علل و عوامل پس رفت منابع طبيعي
ممكن خواهد شد.
البته پاسخ اين سئوال هم تا حدودي آشكار است زيرا در كشور ما بنا به دلايل مختلف از جمله نبود برنامه ريزي دقيق
توسعه اي با رويكرد خفاظت و صيانت ازمنابع طبيعي بهره برداري غير مجاز و همچنين مشكلات قانوني حفاظت از منابع
طبيعي
ضعف عملكردهاي اجرايي دستگاههاي دولتي
آزادي دام در اراضي جنگلي و مرتعي و... فشار به جنگل ها و مراتع
حدود سه تا چهار برابر قدرت توليدي آن است و به همين دليل جنگل ها و مراتع در ايران همواره در معرض تهديد هستند.
نمونه هايي از اين دست آنقدر فراوان است كه همه افرادي كه به نوعي در محدوده اراضي طبيعي سكونت دارند چشم و
گوش آنها از تعدي به اين اراضي پر است كه حتي با حمايت هاي آشكار و پنهان پس از تبديل اراضي طبيعي به ملك شخصي
براي آن سند مالكيت هم دريافت مي كنند.
اين نگراني از آن جهت مطرح مي شود تا فراتر از حرف هاي رسمي و اختصاص اعتبارات دولتي براي كمك حقيقي به
منابع طبيعي در كشور كاري اساسي شكل گيرد زيرا بيش از 65 درصد از اراضي كشور ما در منطقه خشك و نيمه خشك قرار
دارد و ميزان بارندگي در ايران هم در ميانگين 30 ساله
يك سوم ساير كشورهاي دنياست كه اين وضعيت حفاظت و صيانت
از منابع طبيعي به خصوص جنگل ها و مراتع را بسيار بااهميت مي سازد . كافي است به وضعيت هجوم بيابان و كوير به 18
استان كشور توجه كنيم كه چگونه عملا 100 ميليون هكتار از اراضي كشور ما در معرض پديده بيابان زايي قرار دارند كه
مي توانند از اراضي مرتعي فعلي به بيابان و برهوتي از شن و ماسه خشك و روان تبديل شوند!
جنگل و درخت ذاتا در حفظ منابع آب هاي زيرزميني كمك اساسي مي كنند در حاليكه اين كمك از دست زراعت گندم و
صيفي برنمي آيد
اينها فقط مصرف كننده آب هستند و آنها حقيقتا حافظ منابع آب و خاك اما چه مي شود كه هر ساله بالغ بر
10 ميليون مترمكعب بوته ها و سرشاخه هاي پوشش گياهي به وسيله آدمها و دامهاي ما تخريب مي شود و هر سال تنها به
كاشت نمادين يك درخت و چند نهال دل خوش مي كنيم كاشت نهال هايي كه در بسياري مواقع تا سال بعد و همين ايام هم
دوام نمي آورند و در چاله هاي كاشت نهال سابق بايد نهالي نو غرس كرد و ساير اراضي طبيعي ما همواره در مسير هجوم
شن هاي روان و فرسايش آب و خاك و هجوم آدمها و دامها و سودجويي افراد قرار دارند و همه ساله هم اين رويه معمولي
تكرار مي شود
به هر حال يك روز بايد متوجه نتايج ارزشمندتر حفاطت واقعي از اراضي طبيعي هم بود چرا كه بدون اين اراضي حيات
ما آدمها هم تهديد مي شود ما نمي گوئيم كاري نشده و نمي شود كه اگر چنين اقداماتي هم صورت نمي گرفت بحران هايي نظير
بيابان زايي و كاهش سطح جنگل ها و تخريب مراتع از وضعيت امروز بسيار بدتر مي شد اما راه چاره چيست
در اين زمينه دكتر زين العابدين طهماسبي سروستاني نايب رئيس كميسيون كشاورزي
آب و منابع طبيعي مجلس در
گفت وگو با گزارشگر ما مي گويد : جنگل ها و منابع طبيعي كشور به جهت وسعتي كه دارند و همچنين به دليل معارضاني كه
هميشه در كمين نشسته اند و مشكلاتي كه براي حفظ و نگهداري آن وجود دارد
كاري كلان و بسيار گسترده در كشور
محسوب مي شوند كه حل همه مسايل مربوط به آن نه تنها از دست يك سازمان كه وزارتخانه جهادكشاورزي هم برنمي آيد
كمااينكه ما در گذشته در ايران وزارتخانه مستقلي به نام وزارت منابع طبيعي داشتيم و ضرورت آن اكنون نيز احساس
مي شود.
وي ادامه مي دهد : اكنون همه كارها در يك وزارتخانه ادغام شده و همين مساله سبب گشته كه آن ماهيت و اهميت بحث
منابع طبيعي از جنبه هاي مختلف از قبيل صيانت از جنگل ها و مراتع
آبخيزداري
توليد چوب
حفظ منابع خاك
مبارزه با
فرسايش و كويرزايي و... آنچه كه شايسته است به صورت عميق و كارشناسي شده مورد توجه قرار نگيرد و حاصل اين
ضعف هم چنين وضعيتي در كشور شده است كه اگر مقايسه اي تطبيقي در دهه هاي مختلف از روند نابودي جنگل ها و منابع
طبيعي كشور داشته باشيم درمي يابيم كه متاسفانه اين روند يك روند نزولي است و جنگل ها و منابع طبيعي ما وضعيت خوبي
ندارند.
دكترطهماسبي مي گويد : به همين دليل به نظر مي رسد تا مادامي كه يك نگاه وسيع ملي و مردمي و مديريتي و
حمايت هاي فكري و فرهنگي مردمي از جنگل ها و منابع طبيعي نشود مشكلات اين حوزه حل نخواهد شد و تغييرات چند
درصدي در اعتبارات اين حوزه هم دردي را درمان نخواهد كرد. و نبايد خيلي هم اميدوار بود كه با تغيير رديف ها تحولي
جديد در وضعيت منابع طبيعي كشور پديدار شود.
نايب رئيس كميسيون كشاورزي
آب و منابع طبيعي ادامه مي دهد : در كشور ما مي بايست رويكردهاي كلان و ملي به منابع
طبيعي و جنگل ها تغيير كند همان شيوه اي كه در بخش آبخوان داري و آبخيزداري پديد آمد كه حتي مردم با هزينه هاي خود
در بسياري مناطق وارد كار شدند كه اين نحوه عملكردها مايه اميدواري است كه مي توان كارهاي بزرگتري هم در ساير
بخش هاي مربوط به جنگل ها و منابع طبيعي انجام داد.
وي ادامه مي دهد : اگرچه همچنان بر نظر خود ثابت قدم هستم كه بخش منابع طبيعي نيازمند طرحي نو است تا از اين
وضعيت موجود بيرون بيائيم و مشكلات اين بخش به صورت ريشه اي و با حمايت مردمي حل شود در غيراينصورت حتي
اگر وزارتخانه اي مستقل هم به نام منابع طبيعي ايجاد شود نمي توان اميدوار به حل مشكلات اين بخش بود. امروزه در دنيا
مردم خود حامي اصلي منابع طبيعي هستند و در كشور ما هم در نقاط مختلف بايد با بسيج فرهنگي با شيوه فني و مهندسي و
نه به شيوه عاميانه آن بر اين گرفتاري فائق آمد زيرا دولت ها در هيچ كشوري توان تامين حجم گسترده نيروهاي حفاظتي را
ندارند خصوصا اينكه در كشور ما رويكرد خصوصي سازي هم اين اجازه را به دولت نمي دهد كه نيروهاي حفاظت را افزايش
دهد.
نايب رئيس كميسيون كشاورزي
آب و منابع طبيعي مجلس مي گويد : در اين بخش مي توان از شيوه عمل جهاد سازندگي
در روستاها در سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي كمك گرفت و شمار انبوه جوانان روستا به ويژه سربازان را در محل
خدمت خود به كار گرفت تا با ساماندهي بسيج مردمي و الگوهاي مشابه حداقل بحث حفاظت و حراست و حتي احيا
جنگل و منابع طبيعي را تحرك بخشيم كه اين بسيج هم البته بايد با سازماندهي نظام مند با سيستم اجرايي كشور مرتبط باشد و
از كارهاي موازي و دوباره كاري و متضاد جلوگيري كرد.
دكترطهماسبي مي گويد : از اين جهت مي گويم كه بسيج مردمي بايد شكل بگيرد به اين دليل است كه حتي اگر نيروهاي
دولتي در اين بخش افزايش يابند ساختار اداري و قرطاس بازي موجود اجازه تحرك به اين نيروها را نمي دهد و نمي توان به
كارهاي جدي اين نيروها اميدوار بود.
وي درباره نظارت بر عملكرد نيروهاي مردمي با توجه به گستردگي دامنه آن و احتمال شكل گيري تخلفات و آفت ها در
اين حوزه هم مي گويد : من از اين جهت موضوع جهادسازندگي سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي را به عنوان نمونه
مطرح كردم كه بگويم اين نهاد هم مردمي بود هم اجرايي و هم نظارتي ; ضمن آنكه در بطن خود بايد خلوص كاري و باور به
نجات منابع طبيعي و جنگل ها را با فرهنگ سازي داشته باشد اين كاري است كه هم فرهنگي است و هم چون خارج از
سيستم هاي هزارتوي اداري كشور است مي تواند در مرحله عمل هم موفق باشد در غيراينصورت اگر بخواهد مشابه
طرح هاي گذشته باشد كه با حضور بهره برداران جديد از جنگل ها و منابع طبيعي بعدا نتوان آنها را از اراضي جدا كرد مشكل
را پيچيده تر مي سازد.
وي به عنوان نمونه اعلام مي كند : طرحي همانند طرح طوبي اگرچه به قصد كمك به حفظ آب و خاك و منابع طبيعي شكل
گرفته بود اما چون به درستي اجرا نشده براي كمك به منابع طبيعي طرحي موفق محسوب نمي شود. بلكه مي بايست از
نيروهاي مردمي ساكن در روستاهاي اطراف جنگل ها و منابع طبيعي و عشاير كمك گرفت و سيستمي طراحي و اجرا كرد كه
آنها ضمن مشاركت در فعاليت ها
به حفاظت و صيانت از منابع طبيعي هم آگاه باشند چرا كه اگر با حمايت دولت نتوانند
جنگل ها و مراتع و ساير منابع طبيعي را احيا كنند
خودشان بيشتر از بقيه افرادي كه نزديك اين منابع هستند
آسيب
خواهند ديد زيرا فرسايش خاك و هجوم شن هاي روان و افت سطح آب هاي زيرزميني بيش از همه مردم حاشيه جنگل ها و
كوير را آسيب پذير خواهد ساخت .
عضو كميسيون كشاورزي
آب و منابع طبيعي ادامه مي دهد : دولت در اين بخش مي تواند با اختصاص بودجه و اعتبار
مناسب ضمن فرهنگ سازي
آموزش هاي لازم را هم در اختيار نيروهاي مردمي قرار دهد كه انتظار داريم با اين رويه بتوان
بخشي از مشكلات را برطرف كرد.
وي در خصوص تعدي آن دست از مردم ساكن در محدوده منابع طبيعي به اين اراضي هم مي افزايد : توجه به وضعيت
معيشت و ارتزاق حاشيه نشينان جنگل و مرتع و منابع طبيعي به همين دليل اهميت مي يابد و در اين نگاه قطعا دولت بايد به
وضعيت معيشت اين نيروهاي مردمي هم توجه كند تا از اين طريق هم براي افراد ايجاد انگيزه شود و هم اينكه با داشتن
قوانين اجرايي و نظارتي بتوان از كمك مردم استفاده كرد.
وي همچنين با انتقاد از آمارهاي اعلام شده در اسفندماه براي كاشت دهها هكتار درخت در هفته منابع طبيعي اعلام
مي دارد : متاسفانه اينها هم همان آمارهايي هستند كه در سيستم اداري و اجرايي دولتي مطرح مي شود در حاليكه اين آمارها
هر سال در همان منطقه اعلام مي شود كه اگر قرار بود اين حجم جنگلكاري در سال در كشور انجام مي شد ما اكنون هيچ
كمبودي در اين حوزه نداشتيم .
وي درباره علت عدم اجراي چنين طرح هايي در كشور هم مي افزايد : به نظرم مي رسد كه ما در مراجع خاص تصميم گيري
كلان كشور از نيروهاي توانمند در حد كافي نداريم كه بتوانند در راستاي دفاع از بخش و همچنين برنامه ريزي و سياستگذاري
كلان اقدامي اساسي انجام دهند.
دكتر شمس اله شريعت نژاد قائم مقام سازمان جنگل ها
مراتع و آبخيزداري كشور هم در پاسخ به نگراني ما درباره
وضعيت منابع طبيعي خصوصا جنگل ها و مراتع و گسترش كوير و بيابان مي افزايد : تا قبل از سال 1324 در شمال كشور هيچ
مطالعه اي درباره وسعت و وضعيت جنگل ها صورت نگرفته بود و علاوه بر آن در سال 1346 و پس از انقلاب در سال 1373
سه مرحله مطالعه صورت گرفته و نقشه هاي آن هم استخراج شده كه مساحت جنگل هاي شمال از 2 ميليون و 70 هزار هكتار
به يك ميليون و 847 هزار هكتار رسيده كه حدود 11 درصد از جنگل هاي شمال كاهش يافته است .
وي درباره بيشترين بخش آسيب پذير جنگل هاي شمال كشور مي افزايد : اين آسيب بيشتر در محدوده جلگه اي شمال
بوده يعني جايي كه امكان تبديل اراضي جنگلي به فعاليت هاي باغي و زراعي و حتي مسكوني ميسر است .
وي درباره اراضي جنگلي خارج از شمال كشور هم مي گويد : براي اين جنگل ها هم تا سال 1375 مطالعه اي انجام نشده
بود كه در اين ساله نقشه يك 250 هزارم اين جنگل ها استخراج شده كه براساس اين نقشه و براساس تعريفي كه براي
جنگل هاي خارج از شمال صورت گرفته سطح اين جنگل ها حدود 12 ميليون هكتار بوده است .

وي با اشاره به اينكه هميشه بايد اظهارنظرها براساس آمار واطلاعات دقيق باشد ادامه مي دهد : گاهي در رسانه ها اعلام
مي شود كه زماني سطح جنگل ها 30 ميليون يا 18 ميليون بوده و حالا شده دو ميليون و ... اينها برآوردها و حدس و گمان است
زيرا چون براساس نقشه و آمار نيست نمي توان به آن استناد كرد و آنچه كه مطالعه شده و مستند است در دست
تحصيلكردگان اين بخش قرار دارد و من درباره آن سخن مي گويم .
وي ادامه مي دهد : برهمين اساس در سال جاري هم اراضي جنگلي سطح كشور نقشه برداري مي شود تا آخرين وضعيت
هم استخراج و از اوايل سال آينده در دسترس عموم قرار گيرد.
دكتر شريعت نژاد فشار اقتصادي و اجتماعي را عامل بسيار موثر در تخريب جنگل ها و مراتع در ايران مي داند و مي افزايد :
پس علت عمده اين فشار را هم مي توان نوعي بدشانسي خواند چرا كه عمده اراضي جنگلي كشور در مناطق مرزي و دور از
مراكز استاني و كشوري واقع است و چون در طول دهه هاي گذشته فعاليت هاي توسعه اي و رفاهي در اين مناطق كمتر صورت
گرفت زندگي مردم اين مناطق همچنان به جنگل ها و مراتع وابسته است در نتيجه اين عقب ماندگي
نرخ بيكاري در اين مناطق
هم بسيار بالاست .
قائم مقام سازمان جنگل ها
مراتع و آبخيزداري كشور چراي بي رويه دام در جنگل ها را نيز از جمله تهديدات بالفعل
اراضي جنگلي كشور معرفي مي كند و مي افزايد : وجود بيش از سه ميليون 600 هزار واحد دامي در داخل جنگل امكان رشد
نهال هاي جديد و تجديدحيات درختان را سلب مي كند مردم اين مناطق هم بخاطر مشكلات معيشتي خود و در راستاي
افزايش درآمد خانوار
تلاش مضاعفي را براي افزايش تعداد دامها از خود نشان مي دهند و بايد سعي كنيم اين وابستگي را كم
كنيم .
وي ادامه مي دهد : براساس قانون برنامه چهارم توسعه
قرار بود تا سال 78 بيش از 70 درصد از دام باقيمانده از
جنگل هاي شمال خارج شود اما به دليل كمبود اعتبار اين هدف برآورد نخواهد شد.
قائم مقام سازمان جنگل ها و مراتع ادامه مي دهد : ما از نظر تجاوز به عرصه هاي طبيعي تا اندازه اي موفق شديم جلوگيري
كنيم اما نگراني ما عمدتا از لحاظ افت كيفيت جنگل ها و مراتع است زيرا عوامل تخريب همچنانكه اشاره شد كماكان در
داخل جنگل حضور دارند و تنها هنگامي مي توان با آنها مبارزه كرد كه قبلا وضعيت معيشتي آنها شده باشد.
وي مي گويد : با روند بودجه هايي كه ما براي اين كار داريم بعيد است طي 50 سال آينده بتوان همه جنگل نشينان و
دامداريها و واحدهاي دامي را از جنگل ها خارج كرد.
وي مي افزايد : هم اكنون ما در جنگل هاي شمال 3 هزار و 400 آبادي داريم كه در 42 درصد از آنها يك تا 5 خانوار ساكن
هستند و بالغ بر 70 درصد از آن نيز كمتر از 20 خانوار جمعيت دارند اما ارتزاق عمده مردم ساكن اين آباديها از جنگل است .
شريعت نژاد مي گويد : دولت هم اكنون به خانواده هاي كمتر از 20 خانوار خدمات نمي دهد مخصوصا اينكه اين آباديها در
عمق جنگل ها واقع است كه آثار تخريبي بسيار زيادي را براي منابع طبيعي به همراه دارند.
وي تلاش ها براي جنگل كاري را هم در كشور فراوان توصيف مي كند و مي افزايد : تنها پس از پيروزي انقلاب اسلامي
281 هزار و 696 هكتار از عرصه هاي شمال كشور جنگلكاري شده و بيش از يك ميليون و 488 هزار هكتار از جنگل ها
داراي طرح جنگلداري هستند.
وي در مورد اثرات تخريبي سرماي شديد زمستان سال جاري بر اراضي جنگلي و حتي نهال هاي تازه كاشت هم
مي افزايد : اگرچه جسته و گريخته آمارهاي متفاوتي از آسيب درختان جنگلي در برف سنگين زمستان سال جاري اعلام
مي شود اما ضمن پذيرش اين تخريب بايد اعلام كنيم هنوز آمار دقيق در اين زمينه استخراج نشده است .
وي درباره اختلافات سازمان جنگل ها و وزارت راه براي ساخت راهها و آزادراهها به خصوص راه در جنگل ابر هم
مي گويد : راه يكي از نيازهاي اوليه توسعه است و كسي هم منكر توسعه نيست اما بايد بپذيريم به احترام پوشش سرسبز در
كشوري خشك و نيمه خشك بايد تراكم جاده اي را در مناطق جنگلي به حداقل ممكن برسانيم يعني با نگاهي براي استفاده
حداكثري به منابع طبيعي براي فعاليت هاي توسعه اي كاري انجام دهيم .
وي ادامه مي دهد : در مورد جنگل ابر ما معتقديم يك تا دو كيلومتر دردو طرف علي آباد گرگان جاده براي رسيدن به
شاهرود و سمنان وجود دارد
اما توقع مردم علي آباد اين است كه اين مسير كوتاهتر شود كه متاسفانه در سالهاي گذشته راهي
را از مسير شاهرود احداث كردند كه تا پشت جنگل هاي حوزه گلستان رسيده بود كه وجود راه توقعات مردم اين سوي جنگل
را بيشتر كرد كه جاده اي را احداث كنند كه به آن راه احداث شده در گذشته وصل شود. آن جاده قبلي خسارت خود را به
جنگل ابر زده كه تا نزديكيهاي آن رسيده است و تصميم گرفته شده مسيري انتخاب شود كه حداقل خسارت به جنگل وارد
سازد و قرار شد از مسير روستاي شيرين آباد به جاده قبلي برسند كه اين مسير با توافق وزارت راه در قالب جاده جنگلي
احداث مي شود. كه ما هم منتظر اظهارنظر نهايي سازمان محيط زيست هستيم تا اقدامات بعدي انجام شود.
وي درباره تخلفات بهره برداران و ايجاد جو رواني تخريب در ميان مردم منطقه هم مي گويد : اگر گذشته را هم بررسي كنيد
فشار مضاعف به جنگل ها براي واگذاري اراضي و بهره برداري بسيار بيشتر از امروز بوده است زيرا در آن دوران كه به سالهاي
اول دهه هفتاد بازمي گردد صرفا بريدن و كاشتن درخت درمناطق مورد بهره برداري ملاك قرار مي گرفت اما بجز سالهاي
نخست ملاحظات رواني مردم منطقه هم ملاك واگذاري اراضي به بهره برداران قرار داديم و برداشت از جنگل هاي شمال
اگرچه ممنوع نشد اما به حداقل ممكن رسيد. ما نمي توانيم كارخانه چوكا
شفارود
چوب و كاغذ و... با هزاران نفر كارگر را
تعطيل كنيم وقتي كه در جامعه نياز هست پاسخ به اين نياز مي بايست به نوعي برآورده شود.
وي مي افزايد : ما براي اين كار واردات چوب را افزايش داده و نظارت بر عملكرد شركت هاي بهره بردار را به شدت
افزايش داديم و با كاهش برداشت از جنگل سطح كاشت را دو برابر ميزان بهره برداري كرده ايم .
به هر حال همه بايد به اين باور حقيقي برسيم كه جنگل ها و ساير منابع طبيعي هر كشور قبل از اينكه سفره مصرف امروز
باشد
به عنوان ميراث آيندگان اين كشور و حتي ميراث كل بشريت و كل جهان هم محسوب مي شود ضمن آنكه حفظ و
نگهداري از اين اراضي نه تنها محدود به دولت و دستگاههاي دولتي نيست كه همه مردم موظفند در كمك به حفاظت از اين
موهبت الهي تلاش كنند.
امروزه منابع طبيعي ما نه از لحاظ كميت كه از لحاظ كيفيت هم بايد مورد توجه جدي قرار گيرد زيرا كميت اراضي طبيعي
خصوصا جنگل ها و مراتع نقش تعيين كننده اي در وسعت آن در آينده دارند زيرا حتي اگر مردم هم رعايت كنند اما شيوع
آفت ها و قارچ ها همانند بهره برداري غلط از اين منابع تهديدكننده هستند كه نمي توان از آن نيز چشم پوشي كرد.
علاوه بر آن روند تخريب اين اراضي در راستاي استفاده از معادن موجود در آن
شهرسازي و راه سازي
سدسازي و
ساير فعاليت هاي توسعه اي بدون توجه به دستورالعمل هاي زيست محيطي مي تواند حتي با مجوز قانوني كمر به تخريب
جنگل ها و مراتع ببندد كه دقت در آن نيز ضرورتي غيرقابل انكار است زيرا توسعه اي كه منجر به تخريب محيط زيست شود
توسعه نيست
يك بيماري توسعه اي مطرح است . اما چه مي توان كرد كه جمعيت كشور ما هم طي 50 سال اخير 4
5 برابر و
همزمان پاسخ گويي به نيازهاي توسعه اي اين جمعيت عظيم باعث بهم خوردن تعادل شده است و تنها ملت هايي در اين زمينه
موفق خواهند بود كه نيازهاي توسعه اي خود را با كمك گرفتن از علم و دانايي به گونه اي برطرف سازند كه خسارت به منابع
طبيعي به حداقل برسد.
نبود برنامه ريزي دقيق توسعه اي با رويكرد حفاظت و صيانت از منابع طبيعي
بهره برداري غير مجاز
مشكلات قانوني
حفاظت از منابع طبيعي
ضعف عملكرد اجرايي
حضور گسترده دام در اراضي جنگلي و مراتع و بسياري دلايل قابل
شمارش سبب شده كه فشار به جنگل و مراتع در كشور سه برابر بيشتر از قدرت توليد در پيش باشد به همين دليل اراضي
طبيعي در كشور ما همواره در معرض تهديد و پس رفت هستند.
حفاظت و صيانت حقيقي از منابع طبيعي بايد فراتر از كاشت تبليغاتي درخت در روز درختكاري و يا اختصاص اعتبارات
محدود دولتي انجام شود كافي است توجه كنيم كه هم اكنون 18 استان كشور مورد هجوم بيابان و كوير قرار دارند و 100
ميليون هكتار از اراضي در آستانه تبديل شدن به برهوتي از شن و ماسه خشك و روان و يا بيابان باشند.
دكتر زين العابدين طهماسبي سروستاني نايب رئيس كميسيون كشاورزي
آب و منابع طبيعي : حفاظت واقعي از منابع
طبيعي در كشور نيازمند طرحي نو است تا از اين وضعيت خارج شويم و مشكلات بخش به صورت اساسي خصوصا با جهاد
مردمي حل گردد; در غير اينصورت تغيير رديف هاي بودجه و حتي ايجاد وزارتخانه اي مستقل هم نمي تواند باعث نجات
منابع طبيعي شود.
دكتر شريعت نژاد قائم مقام سازمان جنگل ها. مراتع و آبخيزداري : تجاوز به عرصه هاي طبيعي در كشور تا حدودي تحت
كنترل است اما نگراني عمده افت كيفيت جنگل ها و مراتع است زيرا عوامل تخريب همچنان در دل جنگل ها و مراتع فعال
هستند و تنها هنگامي مي توان با آنها مبارزه كرد كه قبلا وضعيت معيشتي آنها سامان يابد.

|