روزنامه جمهوري اسلامي 02/12/1386 صفحه عقيدتي

  • « دانش و انديشه » و ضعف و كمبودها در گسترش
  • نقش آموزش مهارت هاي « يادگيري و مطالعه » در پيشرفت تحصيلي ياد گيرندگان
  • *****
    « دانش و انديشه » و ضعف و كمبودها در گسترش


  • آيين مقدس اسلام رسالت خود را با خواندن و آگاهي و دانش آغاز كرد و نظامي مبتني بر ارزشگذاري راستين بر مقام دانش و دانشمند و انديشه و انديشمند را بنيان نهاد. كتاب به طور اعم و آثار گرانبهاي اسلامي به طور اخص جلوه هاي زيبا و مكتوب اين فرهنگند كه متاسفانه به دلايلي چند از جمله عدم فرصت كافي و وجود درگيريهاي گوناگون تاكنون چندان كه شايسته و بايسته است در اين گستره تلاش نورزيده ايم . اين است كه مي بايد مجدانه و پيگيرانه در پي جبران اين نقيصه باشيم . رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي مي فرمايند :
    « در نظام جمهوري اسلامي حقا بيش از همه جا بايد به دانش و تفكر بشري اهميت داده بشود; زيرا كه نظام اسلامي مبتني بر اسلام است و اسلام علم را بعد از ارزش تقوا و ايمان از همه ي ارزشها بالاتر مي داند. ما از اول انقلاب حقا فرصت كافي براي اين كار پيدا نكرديم ; اين يك واقعيت است . بايد تلخي اين واقعيت را و كمبودهايي كه از اين ناحيه به وجود آمده و يقينا كوتاه مدت هم نيست با تلاش مناسبي جبران كنيم .
    ضعف ها
    روح فرهنگ اسلامي ضعف و كاهلي و سستي را برنمي تابد. اين چشمه ي هميشه جوشان و پيوسته خروشان هماره جاري و جاودان است . هم از اين روي هجوم دمادم دشمناني كه چشم ديدن اين شكوه و شورگستري را ندارند پيوسته تداوم دارد. از سوي ديگر ما متاسفانه نتوانسته ايم فرهنگ ارجمند اسلامي و حقايق ديني خود را به گونه ي شايسته و مطلوب ـ مثلا از طريق نشر كتابها و ديگر ابزار كارآمد ـ كاملا تبيين كنيم . رهبر ارجمند انقلاب در اين باره چنين مي فرمايد :
    « فرهنگ اسلامي ـ كه يك فرهنگ مهاجم است و براي خودش مكانتي قايل است ـ حالت ضعف و انكسار و هزيمت ندارد. وقتي اين فرهنگ بخواهد در جايي خودنمايي بكند بشدت مورد تحقير و فشار قرار مي گيرد. با توجه به اين چيزها و آنچه كه بخصوص در طول اين چند ده سال اخير يا بلكه بشود گفت در اين صد و پنجاه سال دويست سال اخير كه فرهنگ غربي در داخل كشور ما راه باز كرده ما بايد در اين زمينه خيلي تلاش مي كرديم خيلي كار مي كرديم خيلي آن حقايق فرهنگي اسلام را تبيين مي كرديم ; اما متاسفانه اين كارها نشده است . »
    كمبودها
    تلاشي خستگي ناپذير و همتي والا از سوي محققان متفكران و نويسندگان لازم است تا به جبران كمبود آثار مكتوبي كه در زمينه ي معارف اسلامي مشهود است اقدام كنند. متاسفانه هنوز جاي بسياري از مباحث اسلامي و مسائل فرهنگ ديني در ميان كتابهاي ماخالي به نظر مي رسد; و اين درحالي است كه ديگران در اين زمينه ها براستي بر ما پيشي جسته اند. رهبر انقلاب معتقدند :
    « در بسياري از مباحث اسلامي ما نوشته و كتاب نداريم . متفكران و فضلا و محققان بايستي فكري بكنند. يكي از دوستان ارجمند ما كه خود يكي از محققان و فضلاي برجسته است ـ مي گفت كه در يك فروشگاه كتاب در يكي از كشورهاي اروپايي يك سالن بزرگ كتاب ديده كه همه عبارت بودند از كتابهايي كه در ده سال اخير در آن كشور فقط راجع به « اخلاق » چاپ شده است ! از اولي كه راجع به اخلاق چيزي نوشته شده تا امروز ما واقعا چند كتاب در اين خصوص داريم حالا كاري نداريم كه چه قدرش داراي پايه هاي اسلامي است چه قدرش نيست و متكي بر پايه هاي غيراسلامي است ; چه قدرش واقعا بحث عميق فلسفي پايه دار است چه قدرش نيست ... راجع به مسائل فلسفي همين طور راجع به نظامات اجتماعي همين طور و راجع به خيلي چيزهايي كه از اسلام بايد گرفت . بايد كار بشود. محققان بايد بنويسند و كار و تحقيق كنند. » (منبع : كتاب و كتابخواني در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري دفتر نشر فرهنگ اسلامي )

  • *****
    نقش آموزش مهارت هاي « يادگيري و مطالعه » در پيشرفت تحصيلي ياد گيرندگان


  • امروزه عليرغم توسعه فناوري الكترونيك اينترنت و رايانه هنوز كتاب و كتاب خواني مهمترين شاخصه توسعه يافتگي است و هر ملتي كه وقت بيشتري براي مطالعه ميگذارد مسير توسعه و پيشرفت را آسانتر طي مي كند و هر ملتي به هر دليلي خواه ضعف برنامه ريزي و آموزش و ياعلل ديگر از كتاب فاصله داشته باشد به همان ميزان هم از توسعه و پيشرفت فاصله دارد و اين يك اصل محتوم در سنجش ترقي و توسعه ملتها محسوب مي شود. در جانب ديگر هيچ ملتي هم تاكنون بدون توسعه فرهنگي و ارتقا سطح دانش و معلومات عمومي به توسعه صنعتي كشاورزي پزشكي علمي و پژوهشي نرسيده زيرا انسانها با استفاده از كتاب به دستاوردهاي ساير ملل پي بردند و همين اطلاعات آنها را در ترقي و پيشرفت اقتصادي ياري رسانده است بنابراين بايد كتاب و كتاب خواني را يكي از ابزارهاي ضروري براي ادامه حيات يك ملت به شمار آورد . (1 ) حالا كه ضرورت كتاب خواني مشخص گرديد آموزش روشها و راهبردهاي مناسب براي مطالعه بايد در برنامه هاي درسي گنجانده شود و چگونگي استفاده صحيح از فرايندهاي يادگيري به زبان كودكان و نوجوانان و در سنين و مقاطع تحصيلي مختلف به آنها آموزش داده شود . (2 )
    بدون شك اگر دانش آموزان به اين سو سوق داده و تشويق شوند كه بخشي از شكستهاي تحصيلي خود را به عدم استفاده از روشهاي درست مطالعه و يادگيري و نه عامل ديگري چون شانس كم استعدادي و دشواري تكليف نسبت دهند در عين حال روشهاي درست به آنها ارائه ميشود و آنها مي توانند با تلاش پشتكار و مسئوليت پذيري در قبال شكستها موفقيت تحصيلي كسب كنند . (3 )
    شناخت : اصطلاح شناخت به فرايندهاي دروني ذهني يا راههايي كه در آنها اطلاعات پردازش مي شوند يعني راههايي كه ما به وسيله آنها اطلاعات را مورد توجه قرار مي دهيم آنها را تشخيص داده و به رمز در مي آوريم و در حافظه ذخيره مي سازيم و هر وقت كه نياز داشته باشيم آنها را از حافظه فرا ميخوانيم و مورد استفاده قرار مي دهيم گفته ميشود . (4 ) به طور خلاصه شناخته يعني دانستن و كسب شناخت درباره جهان هستي يعني دانستن و آگاهي از جهان هستي . (5 )
    فراشناخت : اصطلاح فراشناخت به دانش ما درباره فرايندهاي شناختي خودمان و چگونگي استفاده بهينه از آنها براي رسيدن به هدفهاي يادگيري گفته مي شود. به سخن ديگر فراشناخت دانش يا آگاهي فرد از نظام شناختي خود او يا دانستن درباره دانستن است . دانش فراشناختي ما را ياري مي دهد تا به هنگام يادگيري و دانستن امور پيشرفت خود را ارزيابي كنيم . همچنين اين دانش به ما كمك مي كند تا نتايج تلاشهايمان را بررسي نماييم و ميزان تسلط خود را بر مطالبي كه خوانده ايم بسنجيم دانش فراشناختي راههاي مختلف سازمان دادن مطالب به منظور سهولت بخشيدن به يادگيري و يادآوري را در اختيار ما ميگذارد. از آنجا كه شناخت را به دانستن و يادگيري معني كرديم پس مي توان فراشناخت را به دانستن درباره نحوه يادگيري و تفكر خود معني كنيم به همين سبب يكي از تعابير بسيار نزديك به فراشناخت يادگرفتن يادگيري است . (6 )
    راهبردهاي شناختي : به هرگونه رفتار انديشه يا عمل گفته ميشود كه يادگيرند در ضمن يادگيري مورد استفاده قرار مي دهد و هدف آن كمك به فراگيري سازماندهي و ذخيره سازي دانش ها مهارتها و سهولت بهره برداري از آنها در آينده است . به طور كلي راهبردهاي شناختي به ما كمك مي كنند تا اطلاعات تازه را براي تركيب با اطلاعات قبلي آموخته شده و ذخيره سازي آنها را در حافظه ي درازمدت آماده كنيم . مي توان گفت راهبردهاي شناختي ابزارهاي يادگيري مي باشند كه عبارتند از :
    الف ـ تكرار يا مرور : ساده ترين نوع تكرار يا مرور ذهني با هدف نگهداري مطلبي در حافظه موقتي يا حافظه كوتاه مدت تا زمان استفاده از آن انجام مي شود. مثلا وقتي كه ما شماره تلفني را از روي دفتر تلفن نگاه مي كنيم و گوشي تلفن را در فاصله اي دور از خودمان مي بينيم تا زمان رسيدن به گوشي و گرفتن شماره آن را با صداي بلند و آهسته در نزد خود تكرار مي كنيم تا از فراموش شدنش جلوگيري نماييم از اين راهبرد سود مي بريم . همچنين اين راهبرد ما را در كوشش براي انتقال اطلاعات به حافظه دراز مدت كمك مي كند.
    راهبردهاي تكرار يا مرور : بخش به بخش حفظ كردن تمرين پراكنده يا مطالعه با فاصله از جمله راهبردهاي تكرار موضوعات ساده و پايه (غير معني دار) و انتخاب نكات مهم و كليدي خط كشيدن در زير مطالب مهم علامت گذاري و حاشيه نويسي برجسته سازي قسمتهاي يك كتاب درسي و رونويسي يا كپي كردن مطالب برخي از راهبردهاي تكرار براي يادگيري موضوعهاي پيچيده و معني دار مي باشند.
    ب ـ بسط يا گسترش معنايي : اگر چه راهبردهاي تكرار و مرور يادگيرندگان را در انتخاب و كسب اطلاعات و دانشهاي مورد نياز كمك مي كنند اما اينها به تنهايي براي يادگيري مطالب ويژه موضوعات معني دار كافي نيستند بنابراين يادگيرندگان به راهبردهاي ديگري بجز تكرار و مرور نياز دارند تا آنها را در ربط دادن اطلاعات تازه به اطلاعات قبلا آموخته شده ياري دهند. راهبرد بسط يا گسترش معنايي همين هدفها را تامين مي كند.
    راهبردهاي بسط يا گسترش : استفاده از واسطه ها تصوير سازي ذهني روش مكانها كلمه كليد و سر واژه ها مختص گسترش مطالب ساده و پايه و يادداشت برداري و قياس گري نيز از جمله راهبردهاي گسترش ويژه مطالب پيچيده مي باشند.
    ج ـ سازماندهي : يادگيرنده در استفاده از راهبرد سازماندهي براي معني دار ساختن يادگيري به مطالبي كه قصد يادگيري آنها را دارد نوعي چارچوب سازماني تحميل مي كند. ساده ترين شكل سازماندهي اين است كه اطلاعات را در دسته هايي قرار دهيم تا آنها را آسانتر ياد بگيريم و راحتتر به ياد آوريم . وقتي كه ماده هاي متعدد يادگيري را دسته بندي مي كنيم از بار حافظه فعال خود مي كاهيم و قدرت تمركزمان را بيشتر مي كنيم . براي يادگيري موضوعهاي پيچيده تر بايد از راهبردهايي استفاده شود كه علاوه بر گسترش دادن به حافظه فعال يا كوتاه مدت به يادگيرنده كمك كنند تا اطلاعات جديد را معني دار سازد و به طريقي آنها را به حافظه دراز مدت بسپارد كه براي مصارف آتي در دسترس و به راحتي قابل بازيابي باشند. از جمله راهبردهاي سازماندهي براي تكاليف پيچيده يادگيري تهيه سرفصل هاي يك كتاب درسي و تبديل متن به طرح يا نقشه را مي توان عنوان كرد . (7 )
    راهبردهاي فراشناختي : تدبيرهايي هستند كه براي نظارت بر راهبردهاي شناختي و هدايت آنها بكار مي روند و آنها را به سه دسته تقسيم نموده اند :
    الف ـ برنامه ريزي : شامل تعيين هدف براي يادگيري و مطالعه پيش بيني زمان لازم براي مطالعه تعيين سرعت مناسب مطالعه تحليل چگونگي برخورد با موضوع يادگيري و انتخاب راهبردهاي يادگيري مفيد است .
    ب ـ كنترل و نظارت : منظور ارزشيابي يادگيرنده از كار خود براي آگاهي يافتن از چگونگي پيشرفت خود و زير نظر گرفتن و هدايت آن است . از جمله مي توان نظارت بر توجه در هنگام خواندن يك متن از خود سئوال پرسيدن به هنگام مطالعه و كنترل زمان و سرعت مطالعه را نام برد. اين راهبردها به يادگيرنده كمك ميكند تا هر وقت به مشكلي برمي خورد به سرعت آن را تشخيص داده در رفع آن بكوشد. پيش بيني نمونه سئوالهايي كه در امتحان يك درس ممكن است بيايند از ديگر راهبردهاي كنترل و نظارت مي باشند. اين مهارت هم به يادگيري بهتر و هم به جلب توجه بيشتر يادگيرنده كمك ميكند.
    ج ـ نظم دهي : راهبردهاي نظم دهي انعطاف پذيري در رفتار يادگيرنده را موجب ميشوند و به او كمك ميكنند تا هر زمان كه برايش ضرورت داشته باشد روش و سبك يادگيري خود را تغيير دهد. راهبردهاي نظم دهي با راهبردهاي كنترل و نظارت به طور هماهنگ عمل مي كنند. يعني وقتي كه يادگيرنده از راه كنترل و نظارت متوجه ميشود كه در يادگيري موفقيت لازم را به دست نمي آورد و اين مشكل ناشي از سرعت كم يا زياد مطالعه يا راهبرد غير موثر يادگيري است بلافاصله سرعت خود را تعديل مي كند يا راهبرد موثرتري را برمي گزيند. بنابراين يادگيرنده بهره مند از راهبردهاي نظم دهي حاضر نمي شود كه به روشهاي ناموفق يادگيري و مطالعه ادامه بدهد و همواره از راه نظارت بر كار خود نواقص روشها و راهبردهاي يادگيري اش را شناسايي مي كند و به اصلاح يا تعويض آنها اقدام مينمايد. مهمترين راهبردهاي نظم دهي تعديل سرعت مطالعه و يادگيري و نيز اصلاح يا تغيير راهبردهاي يادگيري هستند. پژوهشهاي انجام شده درباره يادگيرندگان موفق ويژگيهايي را بدست آورده اند كه بااستفاده از آنها ميتوان اينگونه يادگيرندگان را شناسايي كرد كه عبارتند از : (8 )
    1 ـ درباره چگونه مطالعه كردن اطلاعات زيادي دارند .
    2 ـ از راهبردهاي يادگيري و مطالعه استفاده مي كنند .
    3 ـ از مهارتهاي فكر كردن استفاده مي كنند .
    4 ـ براي مهارتهاي يادگيري و فكر كردن ارزش قائل اند .
    5 ـ علاقه كافي براي استفاده از اين مهارتها دارند .
    6 ـ باور دارند كه مي توانند اين مهارتها را بكار ببرند .
    7 ـ مي توانند فعاليتهاي مورد نظر خود را در يك زمان معقول به انجام برسانند .
    8 ـ براي رسيدن به هدفهاي خود برنامه ريزي مي كنند .
    9 ـ بر رفتار و چگونگي پيشرفت خود نظارت مي كنند .
    10 ـ نتايج كار خود را در رابطه با هدفهاي خود و بازخورد حاصل از نظر معلم ارزيابي مي كنند .
    11 ـ رويكردشان نسبت به يادگيري و مطالعه يك رويكرد نظام دار است .
    در كلامي گهربار از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام آمده است :
    « مطالعه بسيار و پي گير و ژرف نگري در مسائل علمي باعث شكفتگي عقل و نيروي فكر و فهم مي گردد. »
    اين سخن نغز همه نگرشهاي سطحي و فصلي و مدرك گرايانه فاقد ژرفا را نفي مي نمايد و به علم و دانشي نظر مي گسترد كه از سطح بگذرد و به كشف حقيقت برسد تا به اين وسيله راهي به سوي رشد و پيشرفت بگشايد و جامعه و كشور را به قلل رفيع كمال و پويايي و سعادت و سلامت صعود دهد. براساس اين رهنمود عميق و ژرف علم و دانش « وسيله » است و « هدف » شكوفايي عقل و خرد و تقويت و استحكام نيروي ادراك و فهم دقيق مسائل و حقايق علمي مي باشد. براساس فرمايش حضرت امام جعفر صادق عليه السلام آنچه در علم آموزي و دانش اندوزي حائز اهميت است و جامعه و كشور را به رشد و پيشرفت و توسعه مي رساند « نظر دقيق در علم و ژرف نگري در دانش » است و اين مهم با مطالعه دقيق و عميق براي كشف حقايق علمي بوجود مي آيد نه مطالعات سطحي و عبود سريع از آموخته ها و يافته ها و دل بستن به آنها فقط در حد دانستن و نه دريافتن و فهم و درك ژرف و همه جانبه . اين نوع نگرش و احساس مسئوليت نسبت به علم آموزي اگر چه در درجه اول متوجه هر فرد فراگيرنده علوم مي باشد و هر دانشجو و علم اندوز بايد از ابتداي تحصيل با چنين ديدگان و نگرشي گام در اين عرصه مهم بگذارد لكن نظام آموزشي كشور نيز در جاي خود بايد با برنامه ريزي هاي صحيح زمينه هاي لازم براي تحقق اين ديدگاه و گرايش نسبت به علم و علم آموزي را فراهم آورد و تا آنجا در اين حركت پيش تازد كه به مرور آن را در همه سطوح و رشته ها و تخصص ها نهادينه نمايد . (9 )

    منابع :
    1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي مورخه 1386 8 24 ص 7
    2 ـ روانشناسي تربيتي پروين كديور انتشارات سمت ص 186
    3 ـ همان منبع ص 188
    4 ـ روانشناسي تربيتي علي اكبرسيف موسسه انتشارات آگاه ص 488
    5 ـ همان منبع ص 488
    6 ـ همان منبع ص 489
    7 ـ همان منبع ص 497
    8 ـ همان منبع ص 503
    9 ـ روزنامه جمهوري اسلامي مورخه 1386 8 14 ص 10
    سيد عليرضا صفوي ـ اعظم پارچه باف بيدگلي
    راهبردهاي « نظم دهي » انعطاف پذيري در رفتار ياد گيرنده را موجب مي شوند و به او كمك مي كنند تا هر زمان كه برايش ضرورت داشته باشد روش و سبك يادگيري خود را تغيير دهد
    « ياد گيرنده » در استفاده از راهبرد « سازماندهي » براي معني دار ساختن يادگيري به مطالبي كه قصد يادگيري آنها را دارد نوعي چارچوب سازماني مي دهد. ساده ترين شكل سازماندهي اين است كه « اطلاعات » را در دسته هايي قرار دهيم تا آنها را آسان تر ياد بگيريم و راحت تر به ياد آوريم