روزنامه جمهوري اسلامي 02/12/1386 صفحه مقالات

  • محبت به امام زمان عليه السلام
  • توسعه مهدوي
  • *****
    محبت به امام زمان عليه السلام




  • از زماني كه احساس محبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه را در وجود خودم ديدم احساس انسانيت تكامل پر ظـرفـيتي معـنويت و هر چـه خصـوصيت و نشـانه ي مثبت كه در وجـود خـودم ديدم مديون محبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه شدم . ولي افسوس كه من حقير شكرگذار و جوابگوي خوبي براي اين نعمت محبت امام زمان نبوده و نيستم . چه ما شكرگذار باشيم يا نباشيم و چه قدمي براي حضرت برداريم يا نه باز هم محبت امام زمان به ما مي رسد ولي ما نمي فهميم . بله محبت آن ها يك طرفه است آن ها خاندان كرم هستند. در صورتي كه محبت بايد دو طرفه باشد تا تداوم پيدا كند و بيشتر و بيشتر شود.
    شما در نظر بگيريد اگر دو دوست به هم محبت داشته باشند اين دوستي تا زماني پا بر جا و استوار است كه محبت بين آن ها وجود دارد. حالا شما را به خدا قسم لحظه اي توجه كنيد به دوستي بين ما و امام زمان . مگر اين نيست كه ما خودمان را دوست و دوستدار امام زمان مي دانيم . چه قدر ما نسبت به امام زمان محبت داريم و يا جوابگوي ذره اي از محبت امام زمان هستيم . منظورم از جوابگويي محبت امام زمان اين است كه حداقل گناه نكنيم . ولي افسوس كه نه تنها محبت نداريم بلكه هر روز با اعمال و كردارمان دل امام زمان را به درد مي آوريم و روحش را آزرده خاطر مي كنيم .
    به اميد آن روزي كه ما هم يكي از محبان واقعي امام زمان باشيم . ان شاالله !
    از چه بنويسم از خودم بنويسم يا از آن عزيز شما به من گفتي كه از او بنويس ; ولي هر چه بخواهم بنويسم از او كه نمي توانم چيزي فهميد كه به قلم بيايد پس از خودم مي نويسم كه خودم را مي شناسم . حتما مي خواهي بگويي كه مطلب مرا نفهميدي چه ربط است ميان تو و او كه مي خواهي از خودت بنويسي . نه من هم خوب مطلب را گرفتم و مي دانم كه ميان او و من ربطي نيست ولي مانعي كه هست من خوب مي دانم كه اعمالي انجام مي دهم كه او دوست ندارد پس همين قدر او را مي شناسم كه مي دانم او از اعمال من راضي نيست . او را اين قدر مي شناسم كه اين قدر دوست داشتني و رئوف است كه مي گويد اشكالي ندارد ديگر انجام مده . مي دانم كه او اين قدر دل رحيم است كه براي گناهانم طلب آمرزش مي كند. پس اگر خودم را بشناسم و بفهمم مراد از خلقت من چه بوده است مي توانم درك كنم كه رضاي او در چيست و در اين راه قدم بردارم كه همه ي خواست او از من اين است .

  • *****
    توسعه مهدوي




  • حجت الاسلام والمسلمين اصغرهادوي كاشاني
    در طول تاريخ هر يك از انديشه وران از دريچه اي خاص مدينه فاضله را مورد بررسي قرار داده اند و هدف آنان برقراري حكومتي بوده است كه در سايه آن انسانها در نازو نعمت زندگي كنند و با مشكلات قبل از جامعه توسعه يافته روبرو نشوند اگر نقطه شروع نهضت برپايي اين مدينه فاضله راافلاطون به حساب آوريم مي توانيم . ادعا كنيم كه ديدگاه افلاطون نسبت به آن جامعه آرماني ديدگاهي سياسي است . افلاطون برتمام نظامهاي سياسي موجود زمان خويش خرده مي گيرد و حتي دموكراسي را مقدمه هرج ومرج مي داند زيرا معتقد است كه مردم ازروي هوي وهوس تصميم مي گيرند كه نهايت اين تصميم هرج ومرج و فروپاشي است . او معتقد است نابسامانيهاي بشر محصول نظامهاي سياسي آشفته است و اين آشفتگي زماني به پايان مي رسد فيلسوفان به پادشاهي رسند و يا پادشاهان فيلسوف گردند.
    پس از او فارابي درقرن چهارم هجري امت فاضل را امتي مي داند كه بناي آن برتعاون وهمكاري باشد تا آن امت به سعادت برسند.
    در عصر جديد يعني بعد از رنسانس كه انسان ازحاشيه به متن آمد وتفكرات اومانيستي برجهان سايه افكند با اين ديدگاه آرمانشهرهاي جديدي به جهان معرفي شد.
    مثلا آرمانشهر توماس مور شهري است انساني كه انسان رفاه آسايش و بهزيستي او مورد توجه است و آرامش آسايش و آسودگي انسان از اهميت ويژه اي برخوردار است فرانسيس بيكن نيز ديدگاهي تقريبا مشابه توماس مور دارد . (1 ) اين گونه تفكرتا زمان ما نيز با اندك تفاوتي همچنان مسير خود را طي مي كند و وجه مشترك همه نظريه پردازان اين قرون اخير توجه خاص به انسان و كنار گذاشتن دين از صحنه اجتماع و محدود كردن دين به عبادتهاي فردي آزادي سرمايه داري و تفكر ليبراليستي است .
    و آنطور كه تاكنون بر جهان گذشته است گويا اين مسير تا زمان حكومت مهدوي ادامه خواهد داشت گرچه با فراز وفرودهايي نيز همراه بوده اين انديشه ها را با همه ويژگي ها كنار مي گذاريم و اين نوشتار را با نگاهي به توسعه مهدوي پي مي گيريم .
    ويژگي هاي توسعه مهدوي
    1 ـ عدالت
    براي واژه عدالت اوصاف گوناگوني در متون ديني ما آمده است . از عسل شيرين تر از كره نرم تر و خوشبوتر از مشك معرفي شده است . (2 ) يك ساعت اجراي آن برتر از هفتاد سال عبادت است . (3 ) لذا امام علي (ع ) فرمود : هنگامي كه هزينه هاي مردم را سبك گرداني اين كار نبايد برتو گران آيد چه آن اندوخته اي خواهد بود كه مردم با آباد كردن شهرها و آراستن آباديهاي تو به تو بازمي گردانند و از اين رهگذر ستايش آنان را به خود جلب كرده اي و از آنكه عدالت را ميانشان گسترانيده اي شادمان خواهي شد . (4 ) وچون عدالت چنين است امام علي (ع ) به اجراي عدالت در جامعه دستور مي دهد گرچه نياز به شمشير باشد.
    اي مومنان هركس بنگرد كه ستمي اعمال مي شود يا مردم را به منكري فرا مي خوانند و او ازبن دل آنها را نپذيرد سالم مانده و گناه نكرده است و هر كس به زبان پرخاش كند پاداش مي برد و از فرد نخست بهتر است و آن كه با شمشير به انكار برخيزد تا كلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد او راه رستگاري را يافت و نوريقين در دلش تابيد . (5 )
    با تمام زحماتي كه تاكنون براي برپايي جامعه رفاه وعدل كشيده شده وحتي دراين راه خونها برزمين ريخته شده اما همچنان عدل وعدالت گمشده جامعه امروزي است .
    گرچه شعار انسان مداري واصالت به انسان درمانيفست همه حكومتهاي دموكراسي آمده است اما هر روز شاهد بي عدالتي و ريختن خون همين انسانها نيز هستيم كه ابزار وهدف توسعه هستند مدعيان دروغين اسلام نيز در بعضي از كشورهاي اسلامي به جاي آنكه شمشير ازنيام بكشند وبه برقراري عدالت قيام كنند عدالت وعدالت خواهي را به مسلخ مي كشند. اسلامي كه خليفه اول آن به عقيده ما و خليفه چهارم آن به عقيده آنها حتي بي عدالتي دربين حيوانات را روا نمي داشت و مي فرمود : هرگاه حيوانات را به دست اميني سپردي به او سفارش كن تا : بين شتر و نوزادش جدايي نيفكند و شير آن را ندوشد تا به بچه اش زياني وارد نشود و در سوار شدن بر شتران عدالت را رعايت كند و مراعات حال شتر خسته يا زخمي را كه سواري دادن براوسخت است بنمايد آنها را در سر راه به درون آب ببرد و از جاده هايي كه در اطراف آن علف زار است به جاده بي علف نكشاند و هرچند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت كنند و هرگاه به آب و علفزار رسيد فرصت دهد تا علف بخورند وآب بنوشند . (6 )
    اما اين زخم كهنه وعقده به دست كسي كه به عدل مشهوراست مرهم خواهد ديد وگشوده خواهد شد ودوران هجران به سرخواهد آمد (السلام علي العدل المشتهر...)
    همانطور كه جاهليت به دست پيامبر(ص ) ويران شد جاهليت امروز هم كه با نام مدرنيته دنيا را فريب مي دهد ازبين خواهد رفت .
    امام صادق (ع ) فرمود : « يصنع كما صنع رسول الله يهدم ماكان قبله كما هدم رسول الله امرالجاهليه وبستانف الاسلام جديدا; راه وروش او چون پيامبر(ص ) است يعني هرچه را پيش ازاوباشد ويران مي كند چنان كه پيامبر(ص ) جاهليت را ويران ساخت و اسلام را از نو نمايان كرد . » (7 )
    عدل آشكارترين صفات نيك آن امام است . در دعاي شبهاي رمضان مي خوانيم : « اللهم صل علي ولي امرك القائم المومل والعدل المنتظر. »
    كساني كه تازيانه نابرابري بر پيكرشان نواخته شده است و از ميان اين همه خط و ربط هاي اجتماعي در زير خط فقر پناه گرفته اند و هر شب تيره آنها چون شب يلدا طولاني است همواره به دنبال آخرين پرده زندگي اين جهان دل خوش دارند كه روزي سايه اين ابرهاي سياه بركنار خواهد رفت و خورشيد عدالت طلوع خواهد كرد و تن بي رمق آنان را جاني دوباره خواهد بخشيد و زندگي بر آنان گوارا خواهد شد.
    و در پناه اين عدالت بندگي وبردگي رخت برخواهد بست . وقرض ها ادا خواهد شد. و حقوق انسانها به آنها بازخواهد گشت .
    (فلا يترك عبدا مسلما الا اشتراه واعتقه ولاغارما الاقضي دينه ولا مظلمه لاحد من الناس الاردها » (8 )
    در سايه اين دولت عدل گستر مستكبران درهم كوبيده خواهند شد ومحرومان ومستضعفان جاني دوباره خواهند گرفت .
    رفاه
    مفهوم رفاه اجتماعي و دولت رفاه عمومي همچون بسياري از مفاهيم علوم اجتماعي وانساني سهل وممتنع است سهل است زيرا هرشخصي كه به هرحال باچند كتاب علوم اجتماعي آشنا باشد برداشتي از آن را در ذهن دارد اما با كنكاش بيشتر درباره اين مفهوم سادگي وسهولت اوليه رنگ مي بازد ومباحث و نگاههاي گوناگوني مطرح مي شود كه مفهوم رفاه اجتماعي را به كلافي درهم تنيده تبديل مي كند به گونه اي كه صاحب نظران دراين موضوع معتقدند بعضي از كتابها يا مقالاتي كه پيرامون اين مفهوم نگاشته شده بايد يك نسل ازآن بگذرد تا براي همگان قابل هضم شود . (9 )
    مفهوم رفاه ارتباط تنگاتنگي با توزيع درآمد دارد به گونه اي كه تغييرات رفاه افراد وابستگي خاصي به سطوح درآمدي آنها دارد ولذا شاخص هاي ارائه شده درمورد رفاه اجتماعي درعلم اقتصاد عمدتا از شاخص هاي نابرابري توزيع درآمد تبعيت مي كنند.
    ميزان رفاه اجتماعي خانوارها به ميزان درآمد آن ها بستگي دارد و توزيع متناسب درآمد مي تواند باعث افزايش رفاه اجتماعي دركل جامعه وبراي اكثريت خانوارها گردد . (10 )
    بعد ازسالها كه غارتگران وچپاولگران منابع عمومي مفهوم زيباي رفاه را به بازي انديشه ها گرفته اند هنوزبه لحاظ ذهني نتوانسته اند تعريف دقيقي كه قابل اجرا باشد ارائه دهند ازيك سوشعار آزادي ودموكراسي مي دهند وازسوي ديگر شعاربرابري اجتماعي وچون اين دو مفهوم سازگاري ندارند وحدود دو ميليارد فقير وهشتصد ميليون گرسنه زندگي را با فقر وگرسنگي مي گذرانند تا انديشمندان درمورد جنگ مفاهيم آتش بس اعلام نمايند. اما اعتقاد ما براين است كه روزي ابرها به كنارخواهند رفت وپرده ازرخسار آن ماهروبرداشته خواهد شد وچشمان منتظران پرفروغ خواهد گشت .
    ابوسعيد خدري ازپيامبر نقل مي كند كه فرمود :
    . يتنعم امتي في زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط البر والفاجر يرسل السما عليهم مدرارا ولاتدخر الارض شيئا من نباتها (11 ) درزمان اومردم به چنان نعمت وبرخورداري و رفاه دست يابند كه درهيچ زماني دست نيافته باشند (اين رفاه شامل تمامي انسانها خواهد بود) چه نيكوكار وچه بدكار آسمان مكرر برآنان ببارد وزمين چيزي ازروييدنيهاي خود را پنهان نسازد.
    در روايات ديگر سخن ازاداي قرض تمام مقروضين است سخن از بي نيازي تمام انسانهاست و سخن از بذل و بخشش امام (ع ) برهمگان است .
    به طوري كه ازطلب مال وبخشش ديگران بي نياز گردند درآن جا سخن ازعمران وآبادي تمامي عرصه خاك است به گونه اي كه چون آن حضرت قيام كند همه خرابيها را آباد كند تمامي سطح زمين را از سرسبزي ونشاط وطراوت بپوشاند گنجها ومعادن زمين همگي مورد استخراج قرار گيرند وزمين آنچه را كه دردرون مخفي داشته است براي رفاه وآسايش انسانها به دست او خواهد سپرد(12 )
    فراگير شدن امنيت


    امنيت ازجمله كالاهاي عمومي است كه نفع آن متوجه همه جامعه است ولي دولت ها هزينه آن را مي پردازند گرچه با واسطه به توليد وسرمايه گذاري كمك مي كند ولي بطور مستقيم . برون دادو بازده اي ندارد دولت ها بخش مهمي از بودجه را به امنيت اختصاص مي دهند ولي هنوز آرامش كه مولود امنيت است بردنيا سايه نيفكنده است . در آرمانشهر مهدوي ترس ودلهره جاي ندارد وانسان بعد از آنهمه آشفتگي روحي ورواني سربربالين آرامش خواهد گذاشت و هيچ كس به حقوق ديگري تجاوز نخواهد كرد . « لايظلم احد احدا;(13 ) وهيچ خوني به ناحق ريخته نخواهد شد . » (14 )
    امام صادق (ع ) نقل مي كند كه امام علي (ع ) در مجلسي براي ياران خود درسهايي داد كه براي دين و دنياي آنان مفيد باشد از جمله فرمود : هرگاه قائم ما قيام كند آسمان بارانش را بريزد و گياهان زمين سر از خاك برون آرند كينه از دلها برود و حيوانات درنده رام شوند به گونه اي كه زنها بين شام و عراق بدون هيچ ترسي آمد و شد كنند . (15 )
    فراگير شدن علم
    همانگونه كه امكانات اقتصادي بطور عادلانه در جهان تقسيم نشده است و كشورهاي شمال سهم بيشتري ازآن مي برند توزيع امكانات علمي فرهنگي جهان نيز وضعيت نابساماني دارد كشورهاي جنوب با استعدادهاي بيشتر وبا مواهب طبيعي بهتر همچنان مصرف كننده كالاهاي مصرفي و علوم كشورهاي شمال هستند و هنوز علوم نتوانسته است به تناسب كشورها بومي گردد با كمال تاسف حتي مسلمانان كه روزي توليد كننده علم بوده اند امروز مصرف كننده علوم شده اند و براي سامان بخشيدن به وضعيت اقتصادي واجتماعي وفرهنگي كشورهاي خود دست نياز به سوي كشورهاي صنعتي دراز كرده اند وهرساله ميلياردها دلار استعداد از كشورهاي اسلامي به سوي كشورهاي شمال سرازيرشده وكالاهاي مصرفي وعلوم توليدي آن كشورها را به جوامع اسلامي صادر مي كنند.
    اما به هنگام ظهور منجي بشريت هيچ مومني اين ضعف ها و نيازها وجود نخواهد داشت (16 ) و فرشته دانائي وفرزانگي جايگزين ديو جهل وناداني خواهد شد وجهان آكنده ازنورعقل ودانش خواهد گشت .
    فضائل اخلاقي
    توسعه مهدوي توسعه اي است پايدار كه جهان ازبركات اقتصادي وسياسي آن برخوردارند اما ويژگي مهم ديگر آن برخورداري ازفضائل انساني است .
    در آن محيط علاوه برآنكه ثروت ها عادلانه توزيع شده است وبرخورداري از رانت هاي اقتصادي متوقف گرديده است . (17 ) و عدل فراگير شده وامنيت برهمه جا سايه افكنده فضائل وسجاياي اخلاقي نيز چراغ اين حكومت را پرفروغ مي كند در آن جامعه كينه هاي ضدخلاقي از قلبها ريشه كن مي گردد ودروغ وتزوير و نامردمي در روابط اجتماعي جاي خود را به يك رويي ويك رنگي مي بخشد وبه واقع درچنين بستري است كه رفاه وعدالت وامنيت نيز معنا ومفهوم وحقيقت خويش را بازمي يابند و جز با اين نگرش همه جانبه به انسان و در كنار هم چيدن اجزاي حقيقي او در برابر هم نمي توان به تعبير روياي هميشگي انسان در تاسيس آرمان شهرانساني پرداخت . (18 )
    در خاتمه اين گفتار به پيروي از آن پير فرزانه كه جلوه هايي از سرنگوني حكومت ظلم را نمايان كرد و طومار 2500 ساله شاهنشاهي را درهم پيچيد. با توكل برخداوند متعال از استعانت از بارگاه مهدوي زمينه ساز تشكيل آن آرمانشهرو مدينه فاضله مهدوي باشيم وبراي آبادي ورفاه جامعه اسلامي دل به دوستي دونان و نامحرمان نبنديم وبه قول حافظ :
    پيرپيمانه كش من كه روانش خوش باد گفت پرهيزكن از صحبت پيمان شكنان
    دامن دوست بدست آر وزدشمن بگسل مرد يزدان شو وفارغ گذر از اهرمنان
    پي نوشت ها :
    1 . مجله حوزه شماره 70 ـ.71
    2 . كافي ج 2 ص .147
    3 . بحارالانوار ج 75 ص .372
    4 . نهج البلاغه نامه .53
    5 . نهج البلاغه قصار.373
    6 . نهج البلاغه نامه .25
    7 . نعماني الغيبه ص .239
    8 . بحارالانوار ج 52 ص .224
    9 . مارك بلاك اقتصاد دانان بزرگ جهان ص 295 توضيح نظريات هايك فريدريش .
    : www . forouqh . net 10 . براي اطلاع بيشتر نگاه كنيد به
    11 . بحار الانوار ج 51 ص .78
    12 . نگاه كني به بحارالانوارجلدهاي 51 ـ.52
    13 . كمال الدين وتمام النعمه ص .527 بحارالانوار ج 52 ص .195
    14 . كتاب الفتن ص .222
    15 . بحار الانوار ج .52 ص 316 ح .11
    16 . بحارالانوار ج 53 ص .85
    17 . رسول الله (ص ) : اذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع (قرب الاسناد ج 80 ص 260 ) .
    18 . مجله حوزه 71 ـ.70
    در آرمانشهر مهدوي ترس و دلهره جاي ندارد و انسان بعد از آن همه آشفتگي روحي و رواني سر بر بالين آرامش خواهد گذاشت و هيچ كس به حقوق ديگري تجاوز نخواهد كرد
    توسعه مهدوي توسعه اي است پايدار كه جهان از بركات اقتصادي و سياسي آن برخوردارند اما ويژگي مهم ديگر آن برخورداري از فضائل انساني است