روزنامه جمهوري اسلامي 29/11/1386 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بسيج اجتماعي در انقلاب اسلامي


  • تحولات سياسي اجتماعي بعد از انقلاب اسلامي
    كتاب « تحولات سياسي اجتماعي بعد از انقلاب اسلامي در ايران » را يحيي فوزي نوشته و موسسه چاپ و نشر عروج آن را در دو جلد و مجموعا در 1085 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده ميشود : بررسي علل و عوامل رخداد انقلاب در ايران نحوه تكوين ساختار سياسي بعد از انقلاب تحولات مهم دوران گذار جنگ ايران و عراق تحولات سياسي و اجتماعي ايران در سال هاي 61 تا 68 تحولات سياسي اجتماعي ايران در سال هاي 68 تا 76 و عناوين متعدد ديگر . در صفحاتي از كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
    حركت مردمي و بسيج اجتماعي در انقلاب اسلامي ايران
    يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي در ايران . بسيج ميليوني مردم بود كه براي حمايت از انقلاب به خيابانها مي آمدند. در مورد اينكه چگونه اين بسيج در انقلاب ايران شكل گرفت نظريات مختلفي مطرح گرديده است .
    برخي از نظريه پردازان وقوع انقلاب را محصول توده اي شدن جامعه مي دانند كه در اثر فروپاشي همبستگي سنتي و عدم پيدايش همبستگي جديد حادث مي شود. آنها هم بسيج انقلابي و هم پيدايش ايدئولوژيهاي انقلابي و هم ظهور رهبران انقلاب را تنها در جامعه اي امكانپذير ) ويليام كورن هاوزر از معروفترين اين نظريه پردازان به حساب مي آيند . Hanna Arendt مي دانند كه توده اي شده باشد . هانا آرنت (
    در مقابل اين ديدگاه گروه ديگري از نظريه پردازان انقلاب را محصول منازعاتي مي دانند كه در درون جامعه مدني و بين جامعه مدني و دولت در جريان است ; بنابراين وجود گروه بندي تشكلها همبستگي ها و ائتلافهاي اجتماعي و برخورد اين گروهها و تشكلها در شبكه هاي ارتباطي اجتماعي الگوهاي عمل جمعي از شرط ضروري بسيج انقلاب مي داند. ازجمله اين نظريه پردازان مي توان به برينگتون مور تدااسكاچپول وتيلي اشاره كرد. در مقابل اين دو گروه ديدگاه سومي نيز وجود دارد كه شرايط اجتماعي وقوع انقلاب را با مشخصه هاي بينابيني (بين جامعه توده وار و جامعه مدني ) توضيح مي دهد.
    اين ديدگاه بينابين در مباحث جورف گاسفيلد ارائه شده است . به نظر گاسفيلد چنين ساختار اجتماعي زمينه مساعدي را براي تشديد منازعات اجتماعي و پيدايش جنبشهاي انقلاب و توده اي فراهم مي كند.
    در تلفيق نظريات مذكور در انقلاب اسلامي در ايران مي توان گفت : جامعه ايران در دهه هاي قبل از انقلاب ـ بويژه طي سالهاي 1340 به بعد از يكسو ـ دگرگونيهاي سريعي را به خود ديد كه اين دگرگونيها باعث ازهم گسيختن همبستگيهاي سنتي جامعه شد و زمينه را براي توده اي شدن جامعه فراهم آورد. اين دگرگونيها جامعه شهري را شديدا تحت تاثير خود قرار دادند. اجراي اصلاحات ارضي افزايش سريع جمعيت شهرنشين مهاجرت وسيع روستاييان به شهرها (بويژه شهرهاي بزرگ ) گسترش تحصيلات عمومي در سطوح متوسط و عالي گسترش و رشد بخشهاي جديد اقتصادي شهري (تجارت خدمات صنايع ) رشد سريع ديوانسالاري و ارتش ازجمله مهمترين اين دگرگونيها بودند.
    هر يك از دگرگونيهاي مزبور با جابه جايي هاي سريعي در موقعيت افراد. قشرها و طبقات اجتماعي همراه بود. اين جابه جايي ها شامل محيط اجتماعي محل سكونت شغل درآمد منزلت اجتماعي و موقعيت سياسي مي شد. تغيير سريع اين موقعيتها در هر جامعه اي به طور بالقوه ) و نابساماني و اختلال در social dislocation مي تواند به برخي نابسامانيها و اختلالهاي اجتماعي منجر شود . اختلال در جايگاه اجتماعي ( ) افراد و گروههاي اجتماعي ازجمله مهمترين اين نابسامانيهاست . social dislocation ارزشها و جهت يابيهاي اجتماعي (
    از سوي ديگر در جامعه شهري ايران در سالهاي قبل از انقلاب برخي عناصر و ويژگيهاي يك جامعه مدني در حال گسترش بود كه به پيدايش تشكلهاي پايدار صنفي و سياسي انجاميده بود و موفق شد در ميان افراد نوعي احساس تعلق به يك پايگاه اجتماعي و طبقاتي را ايجاد كند. در اين زمان در ميان برخي از قشرها و طبقات شهري بويژه در ميان طبقات متوسط سنتي و جديد شهري ـ تشكلهاي صنفي و سياسي هر چند به صورت ضعيف يا مخفي وجود داشت كه وجود همبستگي هاي صنفي در ميان بازاريان و همچنين وجود برخي مجامع و سازمانهاي صنفي و سياسي در ميان روشنفكران و دانشجويان و تحصيلكردگان شهري ازجمله اين تشكلها بود. مهمتر و بارزتر از همه اينها وجود يك دستگاه نسبتا مستقل مذهبي بود كه حول محور نهادها و موسسات ديني (مرجعيت شيعه حوزه هاي علوم ديني مساجد و...) سازمان يافته بود و بخشهاي وسيعي از جمعيت شهري را زير نفوذ خود داشت .
    گرچه عقايد مذهبي در ميان بخشهايي از جمعيت شهري تضعيف شده بود اما در ميان بخشهاي وسيعي از طبقات متوسط و پايين شهري اين عقايد نه تنها تضعيف نشده بود بلكه به شكلهاي مختلفي در حال تقويت شدن بود : تقويت مذهب در ميان طبقات متوسط سنتي و توده هاي شهري به صورت تمايل آنها به حفظ و تقويت برخي شعاير مناسك و منادهاي مذهبي ديده مي شد. تلاش و پيشقدمي اين بخش از جامعه شهري براي تاسيس و يا تجديد بناي مساجد حسينيه ها و ديگر مراكز مذهبي تاسيس يا تقويت مجامع و هياتهاي مذهبي (بويژه هياتهاي عزاداري مذهبي ) در سالهاي آخر حكومت شاه وسعت بيشتري يافته بود.
    در ميان بخشهايي از قشرهاي تحصيلكرده روشنفكر شهري اعتقادات و همبستگي هاي مذهبي به صورت ديگري در حال تقويت شدن بود. روي آوردن اين قشرها به جنبه ها و تفسيرهاي سياسي اسلام و تلقي مذهبي (شيعه ) به عنوان يك ايدئولوژي انقلاب و بديلي در مقابل ايدئولوژيهاي غيرمذهبي (چه سكولاريسم و ناسيوناليسم مورد نظر رژيم شاه و چه ماركسيسم ) جلوه هايي از تقويت مذهب در ميان اين قشرها و گروههاي شهري بود. اين موضع نيز صرفنظر از علل و دلايل آن بيان كننده تقويت همبستگي هاي اجتماعي و سياسي در ميان اين بخش از جامعه شهري بود كه در عين حال مي توانست زمينه هاي پيوند و ارتباط اجتماعي (و سياسي ) اين بخش از جامعه شهري را با طبقات متوسط سنتي و پايين شهري نيز فراهم كند.
    علاوه بر اينها بخشي از روحانيون كه از عقايد سياسي امام خميني پيروي مي كردند در سالهاي آخر حكومت شاه به تشكل و سازماندهي خود دست زده بودند.
    اين همبستگي هاي اجتماعي و تشكلهاي سياسي زمينه اي براي سازماندهي مخالفت عليه دولت را فراهم آورد به طوري كه در سال آخر حكومت شاه فشارهاي وارده بر رژيم حاكم ـ فشارهاي ناشي از تشديد بحرانهاي داخلي و فشارهاي بين المللي ـ اين فرصت را براي اين تشكلها مهيا كرد تا به ابراز وجود و تشديد فعاليت خود پرداخته و برخي حركتهاي اعتراضي عليه رژيم حاكم را سازمان دهد. همين حركتهاي اعتراضي محدود بود كه در تعامل با رويدادهاي يك ساله آخر حكومت شاه به يك بسيج انقلابي توده اي در ايران انجاميد.
    بنابراين مي توان گفت با استفاده از تشكلها و شرايط اجتماعي فوق بسيج انقلابي در ايران فراهم آمد و وجود چنين شرايط اجتماعي به همراه شرايط اجتماعي به همراه شرايط خاص سياسي و ناكارايي تصميم گيران سياسي در مجموع موقعيت مناسبي را براي بسيج مخالفان فراهم آورد و مخالفان نيز به دليل بهره مندي از ايدئولوژي توانمند اسلامي و رهبري قوي امام خميني و اتخاذ تاكتيكهاي هوشيارانه موفق شدند بر نظام سياسي موجود غلبه كنند و شرايط انقلاب را در كشور تحقق بخشند.
    مذهب تشيع به عنوان ايدئولوژي انقلاب
    ايدئولوژي يكي از ابعاد اصلي روند بسيج انقلابي است . ايدئولوژي از ديد جامعه شناسان حاوي سه ويژگي و كاركرد اصلي است . اولين ويژگي و كاركرد ايدئولوژي اين است كه واقعيت پيچيده را ساده سازي مي كند. دوم اينكه ايدئولوژي تلاش مي كند تا طرحي ذهني را سازمان دهد و نوعي توجيه عقلاني جهان بيني و نظام ارزش را عرضه كند و سومين كاركرد ايدئولوژي آن است كه انسان را به عمل ترغيب مي نمايد. و با ارائه هدفها و وسايل به افراد امكان مي دهد كه به عمل سياسي دست بزنند. البته هر ايدئولوژي در جهت توجيه و تفسير بنيادها كاركردها و مقبوليت خود احتياج به ايدئولوگهاي كارآزموده نياز دارد و شيوايي بيان رسايي قلم و سلامت شخصيتهاي ممتاز در تحكيم مباني يك ايدئولوژي اثر قاطع دارند هرچه يك ايدئولوژي با نيازهاي مادي و معنوي اساسي جوامع انطباق بيشتري نشان دهد از قوام دوام كارايي و تحرك بيشتري برخوردار خواهد بود.
    براساس واقعيت موجود اسلام شيعي توانست در فرايند انقلاب اسلامي ايران كاركردهاي معمول و چندگانه ايدئولوژي در روند بسيج سياسي را به نحو مطلوبي انجام دهد. توفيق تشيع به مثابه ايدئولوژي انقلاب مي بايست با ملاحظه روند با افول ديگر ايدئولوژيها و جريانهاي فكري كه بالقوه و بالفعل رقيب آن بودند مورد ارزيابي قرار گيرد.
    در شرايطي كه ايدئولوژيهايي همچون سوسياليسم و ناسيوناليسم ليبرال به عنوان رقباي اصلي ايدئولوژيك اسلام شيعي در ايران با بن بست و تنگناهاي نظري و نيز عدم توفيق در عملكرد مواجه بودند اسلام شيعي در هيات جديد خود كه بتدريج با توجه به مسائل و موضوعات روز و مبتلا به جامعه به نحوي فزاينده مدعي راه حلهاي بديع و اصيل بود قدم به عرصه رقابت با انديشه هاي وارداتي گذاشت و نهايتا توانست به صورت مدعي پيروز اين ميدان بسيج مردمي منجر به انقلاب اسلامي ايران را هدايت كند.
    ناصر كاتوزيان در همين باره مي نويسد :
    اسلام (شيعي ) پيامي بود آشنا كه قرنها در دل و جان مردم نفوذ داشت پيامي با مايه هاي انقلابي تند و نافذ كه وعده حكومت مستضعفان را مي داد; پيامي كه همه آن را مي شناختند و آن را مظهر شخصيت و هويت از دست رفته خويش مي ديدند. به اضافه در جنگ نابرابر مردم و حكومت انقلابيون به سلاحي نياز داشتند كه در دل خصم نيز نفوذ كند و سربازان را از لحاظ رواني سست و مردد سازد... كدام آرمان است كه به نيروي عشق بتواند توده هاي مردم عادي را به ميدان كشد و شهادت را شعار آنان سازد هيچ پاسخي جز اسلام (شيعي ) وجود نداشت ... و اين باور عمومي راسختر شد كه تنها راه پيروزي و تجات اسلام (تشيع ) است . به همين دليل بود كه در راهپيمايهاي عظيم روزهاي تاسوعا و عاشورا حركتهاي همه رنگ اسلامي داشت شعارها از مساجد و تكايا به مردم تلقين مي شد... و انقلاب را به وصف اسلامي آراسته كرد.
    وي مي افزايد :
    چگونه ممكن است مردمي را كه عقد والديشان با خطبه هاي مذهبي بسته شده و هنگام تولدشان اذان گفته اند و الله اكبر به عنوان نخستين كلام در گوششان خوانده اند و به هنگام تولدشان اذان گفته اند و الله اكبر به عنوان نخستين كلام در گوششان خوانده اند و به هنگام جشن و عزا سرودها و نوارهاي مذهبي شنيده اند مردمي را كه به شيوه هاي اسلامي به هم سلام و تعارف مي كنند و روزي چند بار بانگ اذان را از مناره هاي مساجد مي شنوند به كلي از مذهب بيگانه كرد به نظر اينان « الله اكبر » و « لااله الا الله » پيامي آشناست دلشان را مي لرزاند و به اعماق روحشان نفوذ مي كند پس چه بهتر كه در زير همين شعار در برابر ظلم قيام كنند... به اضافه انقلاب مردم ايران از آنجا كه قيامي مسلحانه نيست نياز به ازخودگذشتگي فراوان دارد و سينه سپركردن در برابر گلوله به طور معمول از عهده مردمي برمي آيد كه به زندگاني جاودانه ديگر معتقد باشند و خود را پس از شهادت زنده ببينند بنابراين از جهت شيوه مبارزه نيز اسلام مناسبترين آرمانها بود.
    يكي ديگر از محققان در تاييد اين نكته مي نويسد :
    در ايران . عناصر مورد توافق كه مي تواند موجد شخصيت دسته جمعه يا احساسات جمعي شود عمدتا مذهبي است : نماز حج پرداخت خمس زكات و... همگي حق وحدت فرد با جامعه را تقويت مي كنند و شدت احساسات در مراسم عبادي جمعي بيشتر از مجموع احساسات افراد است . مراسم قرباني عيد قربان و سفره هايي كه به نام معصومين برگزار مي شوند با شريك كردن همگان در غذا نوعي احساس جمعي ايجاد مي كنند... مراسم تشييع و ترحيم همراه با نوعي نمادگرايي است كه تداوم جامعه را نشان داده خودآگاهي جامعه را افزايش مي دهند. مراسم تاسوعا و عاشورا را با زنده كردن ياد حسين (ع ) نوعي حس پيروزي بزرگ را تداعي مي كنند... آنچه اهميت دارد شناخت عناصر اجتماعي است اين مراسم را تجويز و پيام آن را تعريف و با اهميت مي سازند... مراسم عبادي شيعي برپايه توده مردم است و جهت آن نيز به سوي توده هاست و همين واقعيات به اضافه توانايي شيعه در تفسير مجدد نمادهاي مقدس به گونه اي كه بتوان از آنها براي توضيح مسائل جاري و معاصر استفاده كرد شيعي شدن انقلاب ايران را توضيح مي دهند.
    از سوي ديگر حوادث تعيين كننده در انقلاب ايران در ايام و روزهاي خاصي اتفاق افتاده است كه در فرهنگ تاريخي شيعي بسيار مهم هستند . حوادث شهريور 1357 در تهران در ماه رمضان و عيد فطر در پايان آن رخ داده است . حوادثي مثل تظاهراتهاي ميليوني مردم تهران و ساير شهرها در روزهاي تاسوعا و عاشورا با الهام شيعه از ماه محروم به وقوع پيوسته است . بنابراين انقلاب صبغه شيعي داشت و به همين دليل توده هاي وسيعي را از ميان تمام اقشار به خود جذب كرد « انقلاب از خانه مذهبي عيني مسجد و مدرسه ديني آغاز شد و جهت گيري مذهبي در انقلاب روز به روز افزايش پيدا كرد و نقش مذهب و ارزشهاي معنوي آن قدر قوي شد كه كساني را به ميدان انقلاب كشاند كه معمولا در هيچ انقلابي اين گونه آدمها به ميدان نمي آيند » .
    همچنين شعارهاي دوران انقلاب نيز نشان مي دهند كه اين انقلاب به لحاظ ايدئولوژيك مبتني بر اسلام شيعي بوده است . زيرا در شكل دادن به شعارها و آرمانهاي انقلاب تشيع نقش برجسته اي ايفا نموده و فريادهاي مردم حول محور آن بلند شده است و اين نكته قابل توجهي است كه شعارهاي مردم در تظاهرات متعدد در استانها شهرستانها ولايات مختلف همه داراي صبغه مذهبي و منبعث از الهامات فرهنگ شيعي بوده تا آنجا كه يك همگوني بين اين شعارها كاملا ملموس است . جان فوران در اين رابطه مي نويسد :
    در طول انقلاب واژه هاي ديني داراي اهميت زيادي بودند. يكي از راههاي آشنايي با فرهنگ سياسي انقلاب بررسي شعارهاي بي شماري است كه در طول انقلاب سر داده مي شد... اكثر شعارها به زبان آهنگين شعر فارسي سر داده مي شدند. ازجمله شعارهاي اسلامي عبارت بودند از : « نهضت ماقرآنيه كشور ما اسلامي » « سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن » « اين حكومت از حكومت يزيد كثيف تر است » و... همچنين در شعارهاي اسلامي از (آيت الله ) خميني بدين شكل ستايش مي شد; « حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله » « اين است شعار ملي خدا قرآن خميني » ... بنابراين مضمونهايي كه ائتلاف مردمي حول آنها شكل گرفت عبارت بودند از : « استقلال . آزادي جمهوري اسلامي » « زنده باد خميني » « اسلام دموكراسي آزادي و برابري » .
    يكي از روشهاي به كارگرفته شده در بيان نارضايتي نوعي خاص از تظاهرات بود كه « تكبير شبانه » نام گرفت و در هيچ يك از انقلابهاي گذشته ديده نشده بود شبها هنگامي كه برقها خاموش مي شد و شهر در ظلمت فرو مي رفت غريو الله اكبر از سرتاسر شهر برمي خاست صداي تكبير با صداي گلوله درهم مي آميخت و همواره صداي گلوله بود كه مغلوب مي گشت . الگار نيز معتقد است با نگاه به روند بسيج سياسي و شعارهاي مردم . مي توان به ماهيت اسلامي انقلاب از حيث ايدئولوژي سازماندهي و رهبري اذعان نمود :
    اگر شالوده جنبشهاي پيشين (در ايران ) را ائتلافي از نيروها و چهره هاي شاخص اسلامي با گروههاي غيرمذهبي و ملي گرا تشكيل مي دادند كه به نسبتهاي مختلف با يكديگر تركيب شده بود در مقابل انقلاب سال 79 ـ1978 ميلادي جوهري كاملا اسلامي داشت و مشاركت عناصر غيرمذهبي در آن كاملا حاشيه اي بود... شعارهايي كه در تظاهرات گسترده مردم داده مي شد عمدتا اسلامي بود و سلاح انقلابيون تا آخرين مرحله نماز جماعت و شهادت بود و روزهاي مهم مذهبي بخصوص روزهاي ماه محرم حركت انقلاب را به جلو مشخص مي كرد. توجه به نقش مساجد نيز بسيار مهم است زيرا واحد سازماني انقلاب را فراهم آوردند.
    فوكو متفكر فرانسوي در مسافرت به تهران در شهريور 1356 با ملاحظه روند انقلاب از نزديك ضمن تاكيد بر اينكه مذهب شيعه همچون يك ايدئولوژي در انقلاب ايران عمل مي كند و مي نويسد :
    حكومت اسلامي به عنوان خواست سياسي مرا تحت تاثير قرار داده است چون كوششي است براي اينكه سياست يك بعد معنوي پيدا مي كند ايران از همين اسلام مذهبي بيرون آورده است كه چشمه هاي خشك نشدني براي مقاومت در برابر قدرت دولت در اختيار اين ملت نهاده است .
    در مجموع مي توان گفت اسلام شيعي در شرايطي كه ايدئولوژيهاي ديگر همچون ليبراليسم ماركسيسم و ناسيوناليسم به بن بست رسيده بودند موفق شد به عنوان يك ايدئولوژي مقبول مشروع و در دسترس نقش خود را در پيروزي انقلاب ايران ايفا كند و با به عهده گرفتن كاركردهاي يك ايدئولوژي به نقد وضع موجود و ادامه طرحي از وضع مطلوب بپردازد و توده هاي ميليوني مردم مسلمان را براي فداكاري ايثار صبر و شكيبايي انقلابي آماده سازد و آنها در راه تحول انقلابي در وضع موجود رهنمون گردد.
    انقلاب از خانه مذهب يعني مسجد و مدرسه ديني آغاز شد و جهت گيري مذهبي روزبه روز افزايش يافت . در اين زمان ارزش هاي مذهبي و معنوي به قدري قوي و پررنگ شد كه حتي كساني كه معمولا در هيچ حركت و جنبشي به ميدان نمي آمدند با قوت به عرصه وارد شدند
    حوادث مهم انقلاب اسلامي معمولا در روزهاي خاصي كه در فرهنگ و تاريخ شيعه بسيار مهم است اتفاق افتاد. به عنوان مثال حوادثي مثل راهپيمايي هاي ميليوني در روزهاي تاسوعا و عاشورا بانگ شبانه الله اكبر در اول محرم و واقعه 17 شهريور در پي تظاهرات گسترده عيد فطر رخ داد
    اسلام شيعي در اوضاع و احوالي كه ايدئولوژي هاي ديگر همچون ليبراليسم ماركسيسم و ناسيوناليسم به بن بست رسيده بودند موفق شد انقلاب اسلامي ايران را به پيروزي برساند