از : دكتر محمدرضا جواهري
عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد
سلمان رشدي در ماموريت استعماري انگليسي و آمريكايي خويش در راستاي مبارزه با اسلام
كتاب « آيات شيطاني » را نوشت . او
مامور آمريكا شيطان بزرگ جهان بود و در اين كتاب ضد اسلامي خويش
نشانه هاي شيطنت خود را نشان داد. استكبار جهاني ريشه
انقلاب اسلامي را در بعثت پيامبر اعظم حضرت محمدبن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم مي ديد و تصور مي كرد بااهانت به پيامبر
اسلام مي تواند از صدور انقلاب اسلامي ايران به سراسر جهان پيش گيري كند. امام خميني رضوان الله تعالي عليه
شيطان شناس بزرگ
زمان
با آگاهي از اين توطئه و نقشه شيطاني دشمنان پيامبر اكرم
يك تنه به صحنه آمد و با صدور حكم اعدام سلمان رشدي لعنه الله
عليه
نقشه پليد دشمنان سعادت و تكامل بشريت را خنثي نمود و جلوي موج اهانت به رسول اعظم را گرفت . صدور حكم اعدام سلمان
رشدي در تاريخ 25 بهمن 1367 (1 ) تمام برنامه ها و سياست هاي شيطاني غرب را به هم ريخت و باعث صدور و گسترش انقلاب
اسلامي ايران به جهان شد. جهانيان ديدند امام خميني رهبر مذهبي شيعيان جهان با سلاح بزرگ « فتوا » به دفاع همه جانبه از بزرگ ترين
شخصيت مقدس اديان الهي برخاست . رسيدن پيام امام خميني به جهانيان
هم به تهمت هاي دشمنان مذهب شيعه و وهابيون عامل
استعمار پاسخ داد و روشن شد بزرگ ترين شخصيت شيعي جهان
بزرگ ترين دفاع را از پيامبر اعظم نموده است و ثابت گرديد تهمت
بزرگ وهابيون در نسبت دادن بي اعتقادي به رسالت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم به شيعيان باطل و نادرست است و هم به
عموم مسلمانان جهان غيرت و نشاط ديني و عزت و كرامت جهاني بخشيد و هم پيروان اديان الهي را هوشيار ساخت و به پاسداشت
مقام شخصيت مقدس پيامبرشان واداشت .
اين حكم امام خميني بر اعدام سلمان رشدي بر دو پايه « ارتداد » و « ساب البني » استوار بود و به اين هر دو جهت بر اساس فقه همه
مذاهب اسلامي
حنفي و مالكي و شافعي و حنبلي و شيعه
بايد به قتل مي رسيد. اين حكم امام خميني مستند به منابع و دلايل
چهارگانه استنباط حكم شرعي است و ريشه در « كتاب خدا قرآن » و « سنت پيامبر و امامان » و « حكم عقل سليم » و « اجماع » دارد ولي در
اين پژوهش فقط « مباني و دلايل عقلي كيفرساب النبي » تبيين مي گردد و آموزه هاي عقلاني و فطري بشريت درباره دفاع از شخصيت
مقدس پيامبر خدا و ضرورت مجازات اهانت كنندگان به پيامبر
تحليل و بررسي مي شود.
مباني و دلايل عقلي كيفر ساب النبي
علاوه بر كتاب و سنت و اجماع تكه با هر سه مجازات قتل ساب البني ثابت مي شود
عقل نيز ضرورت كيفر توهين به نبي را تاييد
مي كند. همانطور كه دلايل فقهي مجازات سنگين ساب النبي را نشان مي دهد دلايل عقلي نيز بر لزوم مبارزه با دشنام به نبي تاكيد
مي نمايد. در واقع شرع و عقل هماهنگ با هم متشرعان و خردمندان را به مبارزه با اهانت به پيامبر فرا مي خوانند. البته در متن نصوص
قرآني و حديثي
استدلال عقلي وجود دارد و زشتي جرم ساب النبي با براهين ودلايل عقلي تبيين گرديده است . از طرفي اهانت
سب و
دشنام به نبي از ابعاد و جهات متعدد غيرعقلاني است و از راه هاي متعددبه حكم عقل سليم زشت و محكوم است . دشنام از عقل بر
نمي خيزد و در زمان دشنام
خردورزي و انديشه تعطيل و چراغ عقل خاموش است . از سوي ديگر همين عقل است كه انسان ها را به
مبارزه با اهانت و سب بر برمي انگيزاند و به كيفر دادن و مجازات آنان فرا مي خواند. به طوري كلي فحش و دشنام به انبيا باعقل تضاد
دارد از اين روست كه اسلام پيروان پيامبر را از دشنام به خدايان دروغين و معبودهاي باطل مشركان و شخصيت هاي مقدس كفار نيز باز
داشته است (2 ) بنابراين دشنام به پيامبر از شنيع ترين جرم ها و زشت ترين كارهاست و هر كس ذره اي عقل داشته باشد به پيامبران الهي
دشنام نمي دهد و تنها شخصي كه از عقل محروم است و هرگز انتظار خوبي و خير از او نمي رود
به پيامبر دشنام ميدهد پس مرگ چنين
فردي بهتر از حياست اوست . (3 )
اهانت به پيامبر و دشنام به رسول الله به حكم عقل از جهات مختلف محكوم است . دلايل عقلي متنوعي براي نكوهش و زشتي سب
نبي و ضرورت مبارزه با ساب النبي مي توان اقامه كرد. « اهانت به پيامبر
آزار و اهانت به پيروان و بشريت » و « تحليل منشا و ريشه هاي
اهانت » و « بررسي آثار و پيامدهاي زيانبار اهانت » و « سب نبي ناقض حقوق » و « مقايسه تطبيقي اهانت به نبي و ساير انسان ها » و
« ضرورت عقلي تعظيم پيامبر » و « رفع موانع هدايت » و « اخلال در نظم
امنيت و وحدت ملي » و « مبارزه با اهانت براي حفاظت از دين » و
« اهانت مانع تساهل و بردباري مذهبي » و « دستاوردهاي كيفر ساب النبي » . برخي از راهبردها و دلايل عقلي ضرورت مبارزه با ساب النبي
صلي الله عليه و آله و سلم است .
اهانت به پيامبر
اهانت به بشريت
دشنام به پيامبر اسلام
دشنام به پيروان ايشان است و موجبات رنجش
آزار و اذيت قريب به دو ميليارد مسلمان را فراهم مي نمايد. بي
احترامي به راي و عقيده ي نزديك به يك سوم از جمعيت روي كره زمين است . ساب النبي صلي الله عليه و آله و سلم
احساسات تمام
ايمان آورندگان به ايشان را جريحه دار مي كند و نوعي رويارويي و نبرد باعموم مسلمانان است و با احترام به عقيده انسان ها تضاد دارد. از
آنجايي كه خردمندان با دليل عقلي به رسول الله ايمان مي آورند
اهانت به رسول اعظم اهانت به عقل و انديشه است . اسلام ايمان
تقليدي به پيامبر را نمي پذيرد و همگان را به ايمان بر اساس تعقل تفكر و قدرت استدلال و منطق فرا مي خواند
از اين رو در اصول دين
يقين لازم است 4
آزادي توهين به پيامبر
خيانت به بشريت و آزادي در اهانت به اعتقادات و ارزش هاي عقلاني ميليون ها انسان است .
هيچ انسان عاقلي چنين چيزي را نمي پسندد.
تحليل منشا و ريشه هاي اهانت
اهانت به مقدسات و به ويژه اهانت به پيامبر ريشه در رويكردهاي غيرعقلاني بشر دارد و از تعقل و خردورزي دور است . گرايش به
آزادي حيواني و آرزوي لجام گسيختگي و فساد و هرزگي يكي از عوامل اهانت به پيامبر است . افرادي كه مي خواهند جلوي آنان باز باشد
و هر كاري دلشان خواست انجام دهند و هيچ حد و مرزي را نمي پذيرند به پيامبر و آموزه هاي وي كه انسان ها را به آزادي معنوي و بندگي
خدا و رعايت احكام الهي مي رساند اهانت مي كنند(5 ) فرجام گناهان و انحرافات اخلاقي و مفاسد نيز
اهانت به پيامبر و استهزا و
تمسخر نبي و تكذيب نوبت و تعليمات الهي پيامبر است و اين بدترين فرجام و عاقبت گناهكاران است .6 ناتواني در استدلال آوردن
براي دفاع از عقايد خود و نفي عقايد ديگران و بي دليلي و كمبودهاي منطقي نيز
پيروان برخي مكاتب را به ناسزاگويي مي كشاند.
تبليغات مسموم و گمراه كننده دشمنان اسلام وامپرياليزم خبري و امپراتوري رسانه اي غرب نيز برخي را فريب داده و به اهانت وادار
مي كند. طمع ورزي ثروت اندوزي
فزوني خواهي و تامين منافع فردي و سودجويي و بهره وري از امكانات مالي فراوان دشمنان اسلام
افرادي را در دام اهانت به پيامبر مي اندازد. خودخواهي
كيش شخصيت و روحيه خودبرتربيني و استكباري
هواپرستي و بت پرستي
سياست شيطاني و وسوسه هاي شهوت و قدرت و مقام
غرب زدگي و شيفتگي فراوان و علاقه افراطي به تمدن غربي و مكاتب الحادي
از عوامل اهانت به پيامبر است . پيشرفت سريع اسلام درجهان نيز حسادت متعصبان جاهل وابسته به ساير اديان را برانگيخته است .
احساس خطر از گسترش اسلام در سراسر جهان به ويژه اروپا و آمريكا هم گروهي را به توهين به پيامبر اسلام واداشته است . دقت در
منشا
ريشه ها و اسباب اهانت به پيامبر
دوري اهانت كنندگان از منطق و خردورزي را بهتر نشان مي دهد و ضرورت مبارزه با آنان را
آشكار مي نمايد.
بررسي آثار و پيامدهاي زيان بار اهانت به پيامبر
اهانت و دشنام به پيامبر يكي از بزرگترين جرائم بشري است زيرا زيربناي بسياري از جرائم بزرگ است . ساب النبي با اهانت به نبي
بزرگترين مانع جرم و گناه را هدف قرار داده است و با تضعيف و استخفاف پيامبر راه جرم و گناه را مي گشايد. دشنام دهنده به پيامبر با
سست كردن جايگاه نبي
اختلال در ايمان مذهبي مردم ايجاد مي كند
با تاثير مستقيم بر افكار عمومي موج بي ديني و الحاد را پديد
مي آورد. بهانه به دست فاسدان و جنايتكاران براي زير پاگذاشتن قوانين الهي پيامبر مي دهد و پيوند مردم با پيامبر را قطع مي كند. با
گسستن ارتباط مردم با فرستاده خدا و از بين بردن ايمان مذهبي
مردم را از آثار و بركات پيروي از پيامبر و ايمان مذهبي محروم
مي نمايد. با بي اعتبار شدن دين و پيام الهي پيامبر
عهد و پيمان ها و ميثاق ها سست مي گردد و جهان گرفتار فاجعه مي شود. سياست
منهاي آموزه هاي پيامبر است كه پليدي ها و پستي ها و كثافت كاريهاي سران كشورهاي جهان را به وجود آورده است . چه كار ديگري غير
از اهانت به پيامبر اين همه آثار و پيامدهاي منفي و خطرناك را دارد با توجه به اين ضررهاي بزرگ است كه در شريعت اسلامي جرم
سب و دشنام
بدتر از كفر و شرك و كيفر ساب النبي غليظتر و سختتر از كفر است به گونه اي كه وي حتي حرم امن الهي
مسجدالحرام و
كنار كعبه نبايد در امان باشد و كافر كتابي مي تواند در ذمه و پناه مسلمانان قرار گيرد اما ساب النبي بي هيچ ترحمي بايد مجازات گردد و
توبه اش پذيرفته نمي شود.
سب نبي
ناقض حقوق
اهانت كننده به پيامبر
حقوق الهي پيامبر را نقض مي كند. در سب النبي نقض حقوق خدا
پيامبر و مردم جاري است . خداوند براي
فرستاده اش حقوقي قرار داده است و پيامبر حقوقي بر گردن مردم دارد و مردم پيرو پيامبر نيز داراي حقوق اند. ساب النبي به حق خدا
پيامبر و مردم بي اعتنايي مي كند. مسلماناني كه به خدا و پيامبر اعتقاد دارند آنان را صاحب حقوقي گران بر خويش مي دانند
اهانت كننده
به پيامبر اين حقوق را نقض مي نمايد. حقوق مذهبي بايد جايگاه بلند خويش را در حقوق بشر جهاني بيابد. حق پيامبر و حقوق آحاد
جامعه و اجتماع مسلمانان ايجاب مي كند كه از هرگونه اهانت به پيامبر جلوگيري گردد. پيامبر و ايمان به وي بزرگترين سرمايه معنوي و
مادي جامعه است و اهانت اين سرمايه را غارت مي كند. بايد جلوي غارت سرمايه را گرفت . اهانت كار انفرادي با اثر محدود و فردي
نيست و آثار اجتماعي فراواني دارد. از اين جهت توبه اش پذيرفته نمي شود
چون عامل گمراهي بسياري از انسان ها شده و حقوق
مذهبي آنان را نقض كرده كه گاهي غيرقابل جبران است . شخصي كه بر اثر هجويات ساب النبي به پيامبر ايمان نياورده يا به پيامبر پشت
كرده و گرفتار ارتداد گرديده و با كفر و ارتداد مرده است هرگز وي را نمي بخشد.
مقايسه تطبيقي اهانت به نبي با ديگران
در جهان براي توهين به انسان ها كيفرهايي مقرر شده است . اهانت به افراد عادي نيز جريمه دارد. توهين به پادشاهان و رئساي جمهور
و سران كشورها مجازات هاي سنگيني دارد. در برخي كشورها افراد را به دليل اهانت به قدرتمندان كشور به قتل مي رسانند
در صورتي كه
عموم انسان ها جز انبيا جايزالخطا هستند و امكان دارد اشتباه كنند و جرم هاي سهوي و شخصي انجام دهند و افرادي براي كارهاي
اشتباه آنان به آنها اعتراض
انتقاد و حتي اهانت كنند. اما پيامبر معصوم است
پاك از گناه و اشتباه و انحراف است هيچ نقطه ضعفي كه
جاي انتقاد از وي را باز بگذارد ندارد. بنابراين اهانت به نبي در واقع اهانت به ارزش ها و فضيلت هاي بي نظير پيامبر و اهانت به خداي
بزرگي است كه او را فرستاده است . اهانت به مهربان ترين و بهترين انسان ها و حقيقت مطلق و مظهر همه خوبي ها است . جرم ساب النبي
در واقع انكار خداست .
ضرورت عقلي تعظيم و تكريم پيامبر
به حكم عقل
تعظيم و تكريم پيامبر واجب است چون احترام به فرستاده خدا و انسان كامل و فضيلت ها و ارزش ها است . پذيرش
پيامبر و فرمانبرداري از وي
محبت و ياري او به حكم عقل لازم است . ساب النبي اين حكم ضروري عقلي و شرعي را انكار كرده و با
اهانت به پيامبر با آن مخالفت مي نمايد. اعتقاد و ايمان به نبوت و احترام به شخصيت مقدس پيامبر
سنگ زيرين همه باورهاي ديني
است و بنياد ايمان مذهبي بر شهادت به رسالت پيامبر و اعتقاد به وي استوار است . و ساب النبي درصدد سست كردن اين بنياد و فرو
ريختن ساختمان ايمان مذهبي است .
رفع موانع هدايت و رفاه بشريت
اهانت كننده به پيامبر مانع هدايت
سعادت
رشد
آگاهي رفاه و آسايش بشر است . او با اهانت به پيامبر بزرگترين شخصيت رهايي
بخش بشريت را بمباران تبليغاتي مي كند. منجي بشر
قوي ترين شخصيت معنوي و عامل آزادي معنوي ملت ها را مورد تهاجم قرار
مي دهد و اين اسوه بزرگ الهي را تخريب مي نمايد. ساب النبي عامل هتك حرمت محور سعادت و صلاح مردم در دنيا و آخرت است .
او پايگاه تبليغ عليه پيامبر است و همواره با تلاش در جهت توجيه اهانت هاي خويش
عليه پيامبر تبليغ مي كند و سد راه هدايت مردم از
جانب پيامبر است . او با محروم نمودن مردم از دستاوردهاي بعثت انبيا خائن به بشريت است . سيد محمد شيرازي در دليل عقلي بر
حكم قتل ساب النبي مي نويسد : وجوب قتل سب كننده پيامبر يك حكم عقلي است زيرا نظام صحيح عقيدتي و شريعت اسلامي كه
موجب رفاه بشر است متوقف بر شخصيت پيامبر و احترام وي نزد مردم است . بنابراين معناي اهانت به پيامبر
فروريختن پايه هاي رفاه
بشري است
و اين بدتر از كشتن يك انسان است زيرا قتل يك انسان
سعادت همان فرد را فرو مي ريزد اما اهانت به پيامبر
آغاز از بين
بردن سعادت بشر و شروع به نابودي كل بشر است 7.
اخلال در نظم
وحدت و امنيت ملي
پيامبر در جامعه ديني حبل المتين نظم
وحدت ملي و امنيت اجتماعي است . سست نمودن و پاره كردن اين ريسمان الهي موجب
هرج و مرج
تفرقه و جدايي و ناامني است . سب نبي عامل اخلال در نظم و انضباط اجتماعي
و تهديدي براي وحدت و امنيت است .
در همه جاي جهان تلاش براي براندازي حكومت جرم است . اهانت به پيامبر در كشورهاي اسلامي
اقدام در راه براندازي و فروپاشي
نظام ديني است . ايمان به پيامبر
پايه اصلي نظم
وحدت و امنيت در جامعه اسلامي است و اهانت به نبي
ضربه اي كوبنده به اين تلاش
در راه فرو ريختن آن است . سردرگمي و ايجاد شك و ترديد و القا شبهه در بين مردم با توهين به پيامبر
علت از هم گسستگي اجتماعي و
از بين رفتن ركن اصلي تاثيرگذار در وحدت و امنيت ملي است . ساب النبي يك تروريست است كه با ترور شخصيت مقدس پيامبر
امنيت و آسايش پيروان پيامبر را درهم مي ريزد.
حفاظت از دين در گرو مبارزه با اهانت
هر مسلماني وظيفه دارد از دين و ايمان مردم پاسداري كند. حكومت اسلامي نيز رسالتي خطير در جهت دفاع از مقدسات ديني
برعهده دارد. اهانت به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خطري بزرگ براي اصل دين و عقيده توحيد است . قتل ساب النبي براي تطهير و
پاك سازي زمين از اظهار سب رسول الله و براي اعتلاي كلمه الله واجب است . فساد اهانت به پيامبر از هر فسادي بالاتر است . ريختن
آبروي پيامبر با توهين به ايشان
اقدام در تخريب در مهمترين ركن دين وكوبيدن شخصيت موسس دين و آورنده وحي و پيام الهي است .
سقوط احترام پيامبر
سقوط دين پيامبر است . از بين بردن نفوذ پيامبر با اهانت به وي
بزرگترين فساد و جرم است و براي ريشه كردن اين
عامل فساد
قتل سب كننده پيامبر لازم است . فاضل هندي در اين باره مي نويسد : ساب النبي كشته مي شود چون كافر است و دين و
پايه هاي آن را تضعيف مي كند8.
اهانت
مانع تساهل و بردباري مذهبي
از اصول گفتگوي تمدن ها و تساهل مذهبي و تعامل سازنده و مناظره و تفاهم پيروان اديان
پيشگيري از اهانت به شخصيت هاي
مقدس يكديگر است . اهانت به پيامبر اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم باعث ايجاد محدوديت ها و عامل محروميت از
آزادي مذهبي و از بين رفتن مدارا و حلم و كرامت پيروان اديان در روابط و معاشرت هاي اجتماعي است . توهين به پيامبر
بستري براي
نقض و سركوب آزادي هاي مذهبي پيروان اديان و نفي همزيستي مسالمت آميز است . اهانت آتش فتنه هاي مذهبي و نزاع و مشاجرات
ديني را شعله ور مي كند و درگيري هاي خونين پيروان اديان را به وجود مي آورد. در واقع ساب النبي صلي الله عليه و آله و سلم با
سواستفاده از آزادي و تساهل ديني
اصل آن را از بين مي برد.
دستاوردهاي كيفر ساب النبي صلي الله عليه و آله و سلم
هيچ يك از تعليمات پيامبر خدا بيهوده و بي اثر نيست . دستاوردهاي كيفر ساب النبي
ضرورت آن را نشان مي دهد. با نابودي ساب
النبي موانع فلاح و رستگاري از بين مي رود. كيفر دادن دشنام دهنده به پيامبر
خير و رحمت براي مردم حتي شخص ساب النبي است .
بهترين راه ريشه كن نمودن جريان سب و دشنام به پيامبر
اعدام ساب النبي است . نفس وجود حكم قتل ساب النبي لرزه بر اندام جنايت
كاراني كه مي خواهند به صحنه اهانت به پيامبر روي آورند انداخته و اين افراد دنياگرا و سودجو را از اهانت باز مي دارد. نقش بازدارندگي
وجود كيفري صريح و قطعي براي ساب النبي در اسلام بسيار مهم است . اعلام آشكار حكم ساب النبي از جانب فقهاي جهان اسلام و
تاكيد و اصرار بر آن
دشمنان اسلام را از سب و شتم باز مي دارد و همين بازدارندگي خود بسيار ارزشمند است چون تنها با اعلام يك
حكم بدون اجراي آن
تا حدودي بزرگ ترين جنايت و خيانت فرهنگي مهار شده است .
اهانت رفتار زباني
سخن از آزادي بيان وقتي رواست كه انديشه ها آزاد باشند. اگر انديشه ها دربند باشند بيان ها و قلم ها نيز دربند خواهد بود
هرچند به
ظاهر بتوانند چيزي را بر زبان آورند. در دنياي امروز به علت بمباران وسيع و تبليغاتي از سوي مراكز قدرت و ثروت
ذهن ها و انديشه ها
ناخواسته و ندانسته در تصرف مراكز تبليغاتي است و انسان ها بي آن كه مجالي براي فكر و انديشه بيابند همان گونه مي انديشند كه مراكز
قدرت و ثروت مي خواهند. آزادي بيان در صورتي قابل توجيه و دفاع است كه از حيطه بيان و گزارش انديشه فراتر نرود و به صورت
فعل و رفتار ظاهر نگردد. به عقيده فيلسوفان زبان
برخي سخن ها
بيانگر و گزارشگر انديشه اي نيست . بلكه نوعي « رفتار و عمل » به
حساب مي آيند. سخن اهانت آميز
عمل اهانت است و صرفا به عنوان گفتار تلقي نمي شود. اموري از قبيل افترا
ناسزا
دشنام
ناسزاگويي
و بدگويي نوعي فعل و رفتار است كه به وسيله زبان يا قلم به انجام مي رسد و مي توان نامشان را « رفتار زباني » گذاشت . از اين رو اين گونه
گفتارها مشمول آزادي بيان نبوده و در حيطه آزادي رفتار نمي گنجد و واضح است كه هر رفتاري آزاد نيست و هيچ جامعه اي اجازه
نمي دهد رفتارهاي نابهنجار در آن آزادانه انجام شود. به همين لحاظ دفاع از آزادي بيان به معناي دفاع از هرگونه رفتار زباني نيست و شامل
آنها نمي شود9. اهانت به پيامبر شكستن مرزهاي ازادي بيان است
دخالت در آزادي ديگران و تهاجم به اعتقاد مومنان است . اهانت به
پيامبر يك عمل مجرمانه ي آزار دهنده به يك جمعيت بسيار بزرگ ميلياردي است . اين سواستفاده از آزادي بيان است كه به نام آزادي
بيان
زشت ترين جرم عملي كه از آثار زيان بار فراوان عملي تفكيك ناپذير است انجام شود. از انصاف و عدالت به دور است كه انسان به
جاي بحث و گفتگوي آزاد و انتقادي و تحليلي ديني همراه با احترام متقابل
براي كشف حقيقت
به فحش و ناسزاگويي روي آورد. اين
روش نشانه ضعف بنيه اعتقادي فرد و كمبود سرمايه معنوي است . بنابر اين اهانت تنها بيان نيست كه مشمول آزادي بيان باشد بلكه
رفتار و عمل است آن هم رفتاري بسياري زشت و ناهنجار كه بايد جلوي آن را گرفت .
اهانت عامل جنگ رواني و آزار روحي و رواني
اهانت غذاي مسموم و زيان باري است كه بسيار خطرناك و بيماري زاست . جهان امروز كه شعار بهداشت رواني و مبارزه با
بيماري هاي روحي و رواني مي دهد بايد بيش از همه به احترام به مقدسات مذهبي توجه كند. اهانت به پيامبر نشانه بيماري رواني
اهانت كننده است
آن هم بيماري بسيار خطرناكي كه به ديگران نيز سرايت مي كند و آنان را بيمار مي سازد. انسان در پرتو آزادي مذهبي و
احترام به مقدسات
آرامش روحي و رواني دارد و توهين امنيت رواني را به هم مي ريزد و برخلاف آموزه هاي بهداشت رواني است .
اهانت به پيامبر به شدت مومنان را رنج مي دهد و مي آزارد. توهين به بزرگترين محبوب انسان ها مايه افسردگي و سركوب روح بلند و
متعالي آنهاست . رنج و آزار ميليون ها انساني كه به پيامبر خويش عشق مي ورزند و با او زندگي مي كنند ايجاد يك جنگ رواني بسيار
خطرناكي است كه روح بلند انسان ها را مي آزارد و به قتل مي رساند. زيان هايش از جنگ هاي تجاوزكارانه مسلحانه بيشتر است . بايد با
كيفرهاي سنگين قانوني و رسمي جهاني
بشريت را از دست دشنام دهندگان به پيامبر كه بيمار رواني اند و ديگران را نيز آلوده مي كنند
نجات داد.
والسلام علي من يخدم الحق لذات الحق
پاورقي :
1 ـ امام خميني
صحيفه نور
سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي
چاپ اول
1369
ج 21
ص 86 ـ صحيفه امام
ج 21
ص
.263
2 ـ انعام .108
3 ـ الجزيري و الغروي
الفقه علي الذهب الاربعه و مذهب اهل البيت
ج 4
ص .295
4 ـ رساله هاي عمليه مراجع تقليد
احكام تقليد
مسئله يك .
5 ـ القيامه 5
و .6
6 ـ روم .10
7 ـ الحسيني الشيرازي
الفقه موسوعه استدلاليه في الفقه الاسلامي
ج 87 و ص .386
8 ـ الفاضل الهندي
كشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحكام
ج 2 ص .415
9 ـ عزيزان
ارتداد و آزادي
ص 109 تا ص .112
اهانت و دشنام به پيامبر(ص ) يكي از بزرگ ترين جرائم بشري است
زيرا اين عمل زيربناي بسياري از جرائم بزرگ است
اهانت به مقدسات و به ويژه اهانت به پيامبر اسلام
ريشه در رويكردهاي غيرعقلاني بشر دارد و از تعقل و خردورزي دور است
به حكم عقل
تكريم پيامبر(ص ) واجب است
زيرا احترام به فرستاده خدا و انسان كامل و فضيلت ها و ارزش هاست

|