روزنامه جمهوري اسلامي 27/11/1386 صفحه امام
*****
مسئوليت « دشمن شناسي » پيشرفت ها و كاستي ها




  • تاملي در ديدگاه هاي امام خميني درباره شناسايي تحرك دشمنان و دست يابي به پشتوانه هاي فكري و آمادگي هاي عملي
    يكي از مشخصه هاي انديشه هاي سياسي حضرت امام خميني اين است كه به عمق و ژرفاي تفكرات جريان ها پديده ها و رخدادها نفوذ مي كند و هر فكر و رفتار و عملكرد و واقعه اي را موشكافي و نكته يابي مي نمايد. مشخصه دوم اين كه در كنار نگرش ها كه عميق است نتيجه گيري ها نيز دقيق است و حاصل نهايي كه مبناي طرح و برنامه ريزي و حركت است اطمينان بخش و داراي بازدهي هاي لازم مي باشد. و مشخصه سوم اين كه حرف تازه و ديدگاه بديع مي يابيم كه همواره با ادبيات سياسي خاصي مطرح مي شود و براي ذهن و فكر قابل پذيرش و قانع كننده است .
    اين سه مشخصه در همه نگرش ها و تحليل هاي حضرت امام خميني جريان دارد و از آن جمله است نگرش و تحليل امام نسبت به انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني كه توسط مهره استعمار « سلمان رشدي » و با زمينه سازي ها و حمايت هاي سران كشورهاي غربي عليه اسلام و انقلاب اسلامي منتشر گرديد.
    اين نگرش ژرف و نقادانه در بخشي از پيام تاريخي حضرت امام خميني به روحانيت نهفته است پيامي كه هركس از ابتدا تا انتهاي آن را به مطالعه بگذارد بسيار صريح و سريع درخواهد يافت كه سه مشخصه يادشده درباره انديشه هاي امام خميني در تمام بخش هاي آن و درباره هر موضوع از موضوعات گوناگوني كه مطرح و بررسي شده است متجلي مي شود و هر خواننده اي به اوج زيبايي هاي محتوايي و ادبي و نگارشي و تحليل گرانه آن واقف مي گردد و به راستي يكي از بهترين و مشهودترين نمونه ها و مصاديق پيام هاي آن پيشواي فكور و اديب و جامع نگر و ژرف انديش براي نظاره عيني مشخصه هاي مزبور محسوب مي شود.
    در يكي از مهمترين زواياي نگرش خاص و تحليل و نتيجه گيري هاي حضرت امام خميني درباره اهداف قدرت هاي استكباري از انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني و موضع گيري كشورهاي غربي پس از صدور حكم اسلامي درباره نويسنده مرتد آن تعمق مي ورزيم .
    حضرت امام خميني در بخشي از پيام خويش مي نويسند :
    « راستي به چه علت است كه در پي اعلام حكم شرعي و اسلامي مورداتفاق همه علما در مورد يك مزدور بيگانه اينقدر جهانخواران برافروخته شدند و سران كفر و بازار مشترك و امثال آنان به تكاپو و تلاش مذبوحانه افتاده اند غير از اين نيست كه سران استكبار از قدرت برخورد علمي مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم آنان به هراس افتاده اند و اسلام امروز مسلمانان را يك مكتب بالنده و متحرك و پرحماسه مي دانند و از اين كه فضاي شرارت آنان محدود شده است و مزدبگيران آنان چون گذشته با اطمينان نمي توانند عليه مقدسات قلمفرسايي كنند مضطرب شده اند . (1 )
    حضرت امام خميني دراين رهنمود سياسي هم ماهيت دشمن و هم اصل « دشمن شناسي » را مورد توجه قرار مي دهد كه بايد در آن دقت كافي نموده و پيام هاي بيداري و هشياري را از آن دريافت كنيم .
    1 ـ « دشمن شناسي » به صورت شناخت حيله ها و ترفندها و توطئه هاي قدرت هاي استعماري يك ضرورت حياتي محسوب مي شود و قبل از آن كه در محيط ذهن و فكر و با تلاش هاي علمي مسلمين به ظهور و بروز درآيد بايد در انديشه هاي فقيهان و مجتهداني كه براي زمامداري و اداره جامعه مسئوليت دارند به صورت يك « اصل » و « قانون » و متكي بر شناخت هاي دقيق علمي و كياست و هوشياري خاص و احاطه سياسي ويژه به ديپلماسي حاكم بر جهان مخصوصا نحوه عملكردهاي پيچيده سران نظام هاي استكباري ـ كه از همه ابزارها و اهرم هاي لازم و امكانات سرشار براي سياست گذاري و نفوذ در سرزمين هاي اسلامي و ضربه زدن به فرهنگ و سياست و اقتصاد آنان برخوردار مي باشند ـ به تجلي و عينيت برسد.
    به اين سخن ژرف و بينش آفرين امام خميني درباره ضرورت دشمن شناسي و احاطه علمي نسبت به ترفندها و توطئه هاي دشمنان اسلام توجه كنيم كه اين وظيفه را در درجه نخست براي مجتهدان و فقيهان واجب و لازم مي دانند :
    « آشنايي به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان داشتن بصيرت و ديد اقتصادي اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان شناخت سياست ها و حتي سياسيون و فرمول هاي ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمايه داري و كمونيزم كه در حقيقت استراتژي حكومت بر جهان را ترسيم مي كنند از ويژگي هاي يك مجتهد جامع است . » (2 )
    در نگاه حضرت امام خميني يكي از علل خشم و برافروختگي جهانخواران و بازار مشترك اروپا و ساير قدرت ها و كشورها از صدور حكم اعدام سلمان رشدي اين است كه آنها به وضوح دريافته اند مسلمانان امروز به برخورد علمي در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم دشمنان اسلام مجهز شده اند و نسبت به راه و روش هاي رخنه و نفوذ و ضربه زدن و نيز ترفندها و حيله هاي مختلف استعماري آگاهي و بينش كسب كرده اند.
    ترديدي وجود ندارد كه اين دشمن شناسي و كسب شناخت نسبت به توطئه هاي استكبار و مبارزه قهرآميز با آنها از پي آمدها و آثار و بركات بسيار ارزشمند و حياتي « انقلاب شكوهمند اسلامي ايران » است كه امواج آن در سرزمين هاي اسلامي گسترش يافت و ملل مسلمان را به برخورد علمي و مبتني بر شناخت و آگاهي نسبت به توطئه هاي استعماري مجهز ساخت و همين امر خشم و عجز دشمنان اسلام را برانگيخته و زمينه ساز ظهور مواجهات غيرمنطقي و ضدعقل و خرد و آزادي همچون انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني گشت . در استيصال دنياي استكبار در مواجهه با انقلاب اسلامي و امواج رو به گسترش آن در جهان اسلام همين بس كه آنها نه تنها در اين تلاش مذبوحانه و عاجزانه به اهداف و مقاصد خود دست نيافتند بلكه با صدور حكم تاريخي امام خميني ـ كه باعث تقريب و وحدت و اتحاد بيشتر مذاهب اسلامي و مسلمانان گرديد ـ انزجار و نفرت جهان اسلام را برانگيختند و ماهيت فاسد خويش را بيشتر آشكار نمودند.
    2 ـ حضرت امام خميني در ادامه موضعگيري در برابر توطئه انتشار كتاب آيات شيطاني چنين مي فرمايد :
    « من قبلا نيز گفته ام همه توطئه هاي جهانخواران عليه ما از جنگ تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين بوده است كه ما نگوييم اسلام جوابگوي جامعه است و حتما در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگيريم . » (3 )
    در اين بخش از رهنمود امام جلوه اي ديگر از ماهيت دشمن نمايان گرديده و از طرفي ديگر يكي ديگر از بينش هاي ضروري در اصل « دشمن شناسي » مورد توجه قرار گرفته است . اين بينش را اين گونه مي توان مورد مداقه قرار داد كه طبيعت ناسالم و طينت ناپاك و عمق خبث و عناد و كينه مستكبران را بايد از اين واقعيت دريافت كه از مطرح كردن اسلام به هر طريق و شيوه و روش و در هر زماني به شدت برآشفته و خشمناك مي شوند به گونه اي كه با تمام حيله ها و ترفندها و با به كارگيري همه امكانات به منظور تدارك توطئه هاي مختلف عليه تلاش هاي فكري و فعاليت هاي عملي افراد و گروه هايي كه در صدد ترويج فرهنگ و قوانين جامع اسلام مي باشند به تحرك درمي آيند و دامنه اين تحرك به اندازه اي وسعت مي يابد كه حتي بر كشور و سرزمين مستقلي همچون ايران اسلامي جنگي ناخواسته و خطرناك و درازمدت را تحميل مي نمايند و با اقمار خويش همه امكانات سياسي و فرهنگي و تبليغي و نظامي و اقتصادي را براي براندازي حكومت مبتني بر قوانين اين دين مبين و رهايي بخش به كار مي گيرند!
    هدف نهايي اين حملات و تهاجمات خونين و وحشتناك مشخص مي باشد و آن عبارت است از اين كه « اسلام » را « جوابگوي جامعه » ندانيد و آن را به صورت يك طرح جامع و زندگي ساز و اداره كننده كشور مطرح نكنيد بلكه همواره همچون گذشته و به شيوه ديرينه ناشي از سلطه حكومت هاي دست نشانده ما در منطقه سيادت و سيطره ما را پذيرا باشيد و در تمام اقدامات خود از ما « مجوز » بگيريد!
    مفهوم اصلي اين تفكر قدرت هاي استعماري اين است كه دست از دين خدا برداريد و ايمان وعدالت و آزادي و استقلال و جهاد و مبارزه با ظلم و خيانت و جنايت و غارت و تعدي و سيطره را رها نمائيد و به كيش « كفر » درآئيد كه هيچ ضابطه و ارزش و ايمان و فضيلتي را برنمي تابد و در چنين حالتي موجودات ضعيف و وابسته و درمانده اي مي شويد كه در تابعيت محض مركز ثقل كفر جهاني يعني نظام هاي سياسي و حكومتي دنياي غرب درمي آئيد و همواره با مائيد و در پناه ما و حافظ كامل منافع ما در گستره دنيا!
    به ياد بياوريم اين سخن عميق و آگاهي بخش حضرت امام خميني را كه با صراحت اعلام نمود :
    « نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما وجهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل مي كنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزي جز عدول از همه هويت ها و ارزش هاي معنوي و الهي مان نمي شناسند. به گفته قرآن كريم هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي دارند مگر اين كه شما را از دينتان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست ها و آمريكا و شوروي در تعقيبمان خواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبي مان را لكه دار نمايند . » (4 )
    حضرت امام خميني در اين سخنان به اين آيه قرآني استناد مي كند كه مي فرمايد :
    « ودوا لو تكفرون كما كفروا »
    « كافران دوست مي دارند كه شما دست از دينتان برداريد و همانند آنها كافر شويد . » (5 )
    اين آرزومندي ودوستداري از آنجا ناشي مي شود كه « اسلام » تقيدات و تعهدات و تبعيت و پيروي از احكام و قوانين نازل شده از جانب خداوند قادر متعال را براي اهل « ايمان » به ظهور و عينيت درمي آورد و همين قوانين و عمل دقيق مسلمانان به آنهاست كه « كفر » را نفي مي كند و ظلم و جور و تجاوز و سيطره و غارت منابع غني و ثروت هاي سرشار سرزمين هاي اسلامي را برنمي تابد و به دفاع همه جانبه در برابر سلطه قدرت هاي سيطره جوي جهاني در تمام اعصار و زمان ها فرمان مي دهد. طبيعي است كه وقتي مسلمين حصار محافظ ايمان را بشكنند و در اسارت كفر درآيند همه اين قوانين و ضوابط و ارزش ها و تعهدات و پايبندي ها رها مي شوند و به ماهيت كفر درمي آيند و بردگي و وابستگي و فرمانبرداري از سران كفر را ـ كه امروز آمريكا و انگليس و صهيونيسم جلوه هاي بارز آن هستند ـ تثبيت مي سازند و سرزمين هاي اسلامي را به طور كامل مستعمره قدرت هاي استعماري مي كنند.
    3 ـ حضرت امام خميني جلوه ديگري از ماهيت دشمن و ضرورت توجه به اصل دشمن شناسي توسط مسلمانان جهان را اين گونه مي نماياند :
    « خيلي جالب و شگفت انگيز است كه اين به ظاهر متمدنين و متفكرين وقتي يك نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود احساسات بيش از يك ميليارد انسان و مسلمان را جريحه دار مي كند و عده اي در رابطه با آن شهيد مي شوند برايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموكراسي و تمدن است اما وقتي بحث اجراي حكم و عدالت به ميان مي آيد نوحه رافت و انسان دوستي سر مي دهند! ما كينه دنياي غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نكته ها به دست مي آوريم . قضيه آنان قضيه دفاع از يك فرد نيست قضيه حمايت از جريان ضداسلامي و ضدارزشي است كه بنگاه هاي صهيونيستي و انگليس و آمريكا به راه انداخته اند و با حماقت و عجله خود را روبه روي همه جهان اسلام قرار داده اند . » (6 )
    عبارت را در كنار هم مي گذاريم :
    جريحه دار كردن احساسات پاك ديني و مذهبي بيش از يك ميليارد مسلمان با قلمي زهرآگين و با سرازير كردن سيل دروغ و تهمت به اسلام و شخصيت نبي اكرم (ص ) كه موجب اعتراض گروهي از مسلمانان و شهادت مظلومانه آنان مي شود از ديدگاه دنياي غرب عين دموكراسي ! و تمدن ! است و به همين دليل در برابر آن سكوت مي كنند و به تاييد و حمايت از آن مي پردازند! اما در همين حال وقتي سخن از عدالت قضايي و محاكمه و مجازات يك نويسنده مرتد و كذاب و حيله گر كه عامل اصلي اهانت به مقدسات بيش از يك ميليارد مسلمان است به ميان مي آيد دنياي غرب سكوت منافقانه خود را مي شكند و نوحه انسان دوستي و حقوق بشر سر مي دهد و زبان به اعتراض مي گشايد!
    راستي كدام انسان منصف و آزادانديش است كه اين حركات و موضعگيري هاي دوگانه و منافقانه غرب را دموكراسي و دفاع از آزادي و تمدن و حقوق بشر بداند !
    آيا دموكراسي ـ به مفهوم حاكميت مردم ـ در حصار و اختصاص دنياي غرب قرار دارد و فقط مردم غرب حق اظهارنظر و اعتراض دارند !
    آيا مسلمانان انبوه جهان كه به تظاهرات و اعتراض عليه نويسنده و ناشران كتاب آيات شيطاني پرداختند حق حاكميت ندارند و نبايد در برابر ظلم و خيانت بزرگي كه در حق آنان رواداشته مي شود انتقاد نمايند !
    آيا همين حركات دوگانه از جانب آمريكا و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به وضوح و صراحت عمق كينه و عناد غرب نسبت به اسلام را نمي نماياند !
    آيا نياز به دليل آشكارتر و نمايان تري داريم تا صف آرايي جبهه كفر جهاني را در برابر جبهه توحيد به نظاره بنشينيم و به شناخت و بينش هاي كافي و لازم براي مقابله با « استعمار » در ابعاد فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي نائل آئيم !
    آيا وقت آن نرسيده است كه به « خود » آئيم و دشمن را در « خانه » بيابيم و از ذهنيت هاي سطحي و تفكرات ساده انديشانه نسبت به « دشمنان خارجي » و عوامل و مزدوران داخلي آنان ـ كه در گوشه و كنار جامعه و كشور در حال فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و در حال نهادينه كردن « خوش باوري » و « ساده انديشي » برخي از افراد و گروه ها در ميان سازمان ها و موسسات فرهنگي و هنري خصوصي و دولتي هستند ـ فاصله بگيريم و واقعيت ها را آنگونه كه هست بيابيم و از تاخت و تاز ترويج گران اسلام غربي و اسلام آمريكايي جلوگيري به عمل آوريم !
    راستي اصل « دشمن شناسي » را چه ميزان و در چه محدوده و با كدام شناخت و بينش به فضاي « فكر » و گستره « عمل » درآورده ايم !
    مخاطب اين پرسش ها نه تنها در داخل و مسلمانان ايران و گروه هاي فرهنگي و سياسي و مسئولان و كارگزاران كه در « خارج » از مرزها و مجموعه جهان اسلام و ملل مسلمان سرزمين هاي اسلامي نيز مي باشد.
    همه بايد بينديشيم كه در كجا قرار داريم و دشمن را چگونه شناسايي كرده ايم و به كدام آمادگي هاي لازم و حياتي در ابعاد فكري و فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي رسيده ايم و چگونه مي توانيم از هويت ديني خود در جهان پرآشوب كنوني دفاع كنيم و از آنچه حضرت امام خميني براي جهان اسلام به ارمغان آورد پاسداري و صيانت نمائيم .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ پيام حضرت امام خميني به روحانيت 1367 12 3 صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام ج 21 ص 290
    2 ـ همان منبع ص 289
    3 ـ همان منبع ص 290
    4 ـ پيام حضرت امام خميني به مناسبت سالگرد كشتار خونين مكه 1367 4 29 صحيفه امام ج 21 ص 90
    5 ـ قرآن كريم سوره نسا (4 ) آيه 89
    6 ـ صحيفه امام ج 21 ص 290
    آيا « دموكراسي » ـ به مفهوم حاكميت مردم ـ در حصار و اختصاص دنياي غرب قرار دارد و فقط مردم غرب حق اظهارنظر و اعتراض دارند ! آيا مسلمانان انبوه جهان كه به تظاهرات و اعتراض عليه نويسنده و ناشران كتاب آيات شيطاني پرداختند حق حاكميت ندارند و نبايد در برابر ظلم و خيانت بزرگي كه در حق آنان روا داشته مي شود انتقاد نمايند ! آيا همين حركات دوگانه از جانب آمريكا و كشورهاي استعماري به وضوح و صراحت عمق كينه و عناد غرب نسبت به اسلام را نمي نماياند !
    آيا وقت آن نرسيده است كه به « خود » آئيم و دشمن را در « خانه » بيابيم و از ذهنيت هاي سطحي و تفكرات ساده انديشانه نسبت به « دشمنان خارجي » و « مزدوران داخلي » آنان ـ كه در گوشه و كنار جامعه درحال فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و درحال نهادينه كردن « خوش باوري » و « ساده انديشي » برخي از افراد و گروه ها در ميان سازمان ها و موسسات فرهنگي و هنري خصوصي و دولتي هستند ـ فاصله بگيريم و واقعيت ها را آنگونه كه هست بيابيم و از تاخت و تاز ترويج گران اسلام غربي و اسلام آمريكايي جلوگيري به عمل آوريم !
    همه بايد بينديشيم كه در كجا قرار داريم و دشمن را چگونه شناسايي كرده ايم و به كدام آمادگي هاي لازم و حياتي در ابعاد فكري و فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي رسيده ايم و چگونه مي توانيم از هويت ديني خود در جهان پرآشوب كنوني دفاع كنيم و از آنچه حضرت امام خميني براي جهان اسلام به ارمغان آورد پاسداري و صيانت نمائيم
    در نگاه حضرت امام خميني يكي از علل خشم و برافروختگي جهانخواران و بازار مشترك اروپا و ساير قدرت ها و كشورها از صدور حكم اعدام سلمان رشدي اين است كه آنها به وضوح دريافته اند مسلمانان امروز به برخورد علمي در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم دشمنان اسلام مجهز شده اند و نسبت به راه و روش هاي رخنه و نفوذ و ضربه زدن و نيز ترفندها و حيله هاي مختلف استعماري آگاهي و بينش كسب كرده اند و فضاي شرارت دشمن را محدود نموده اند