
تاملي در ديدگاه هاي امام خميني درباره شناسايي تحرك دشمنان و دست يابي به پشتوانه هاي فكري و آمادگي هاي عملي
يكي از مشخصه هاي انديشه هاي سياسي حضرت امام خميني اين است كه به عمق و ژرفاي تفكرات
جريان ها
پديده ها و رخدادها
نفوذ مي كند و هر فكر و رفتار و عملكرد و واقعه اي را موشكافي و نكته يابي مي نمايد. مشخصه دوم اين كه در كنار نگرش ها كه عميق
است
نتيجه گيري ها نيز دقيق است و حاصل نهايي كه مبناي طرح و برنامه ريزي و حركت است اطمينان بخش و داراي بازدهي هاي لازم
مي باشد. و مشخصه سوم اين كه حرف تازه و ديدگاه بديع مي يابيم كه همواره با ادبيات سياسي خاصي مطرح مي شود و براي ذهن و
فكر قابل پذيرش و قانع كننده است .
اين سه مشخصه در همه نگرش ها و تحليل هاي حضرت امام خميني جريان دارد و از آن جمله است نگرش و تحليل امام نسبت به
انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني كه توسط مهره استعمار « سلمان رشدي » و با زمينه سازي ها و حمايت هاي سران كشورهاي غربي عليه
اسلام و انقلاب اسلامي منتشر گرديد.
اين نگرش ژرف و نقادانه در بخشي از پيام تاريخي حضرت امام خميني به روحانيت نهفته است
پيامي كه هركس از ابتدا تا انتهاي
آن را به مطالعه بگذارد بسيار صريح و سريع درخواهد يافت كه سه مشخصه يادشده درباره انديشه هاي امام خميني در تمام بخش هاي آن
و درباره هر موضوع از موضوعات گوناگوني كه مطرح و بررسي شده است متجلي مي شود و هر خواننده اي به اوج زيبايي هاي محتوايي
و ادبي و نگارشي و تحليل گرانه آن واقف مي گردد و به راستي يكي از بهترين و مشهودترين نمونه ها و مصاديق پيام هاي آن پيشواي فكور
و اديب و جامع نگر و ژرف انديش براي نظاره عيني مشخصه هاي مزبور محسوب مي شود.
در يكي از مهمترين زواياي نگرش خاص و تحليل و نتيجه گيري هاي حضرت امام خميني درباره اهداف قدرت هاي استكباري از
انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني و موضع گيري كشورهاي غربي پس از صدور حكم اسلامي درباره نويسنده مرتد آن
تعمق مي ورزيم .
حضرت امام خميني در بخشي از پيام خويش مي نويسند :
« راستي به چه علت است كه در پي اعلام حكم شرعي و اسلامي مورداتفاق همه علما در مورد يك مزدور بيگانه اينقدر جهانخواران
برافروخته شدند و سران كفر و بازار مشترك و امثال آنان به تكاپو و تلاش مذبوحانه افتاده اند غير از اين نيست كه سران استكبار از
قدرت برخورد علمي مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم آنان به هراس افتاده اند و اسلام امروز مسلمانان را يك مكتب
بالنده و متحرك و پرحماسه مي دانند و از اين كه فضاي شرارت آنان محدود شده است و مزدبگيران آنان چون گذشته با اطمينان
نمي توانند عليه مقدسات قلمفرسايي كنند مضطرب شده اند . (1 )
حضرت امام خميني دراين رهنمود سياسي هم ماهيت دشمن و هم اصل « دشمن شناسي » را مورد توجه قرار مي دهد كه بايد در آن
دقت كافي نموده و پيام هاي بيداري و هشياري را از آن دريافت كنيم .
1 ـ « دشمن شناسي » به صورت شناخت حيله ها و ترفندها و توطئه هاي قدرت هاي استعماري
يك ضرورت حياتي محسوب
مي شود و قبل از آن كه در محيط ذهن و فكر و با تلاش هاي علمي مسلمين به ظهور و بروز درآيد
بايد در انديشه هاي فقيهان و
مجتهداني كه براي زمامداري و اداره جامعه مسئوليت دارند به صورت يك « اصل » و « قانون » و متكي بر شناخت هاي دقيق علمي و
كياست و هوشياري خاص و احاطه سياسي ويژه به ديپلماسي حاكم بر جهان مخصوصا نحوه عملكردهاي پيچيده سران نظام هاي
استكباري ـ كه از همه ابزارها و اهرم هاي لازم و امكانات سرشار براي سياست گذاري و نفوذ در سرزمين هاي اسلامي و ضربه زدن به
فرهنگ و سياست و اقتصاد آنان برخوردار مي باشند ـ به تجلي و عينيت برسد.
به اين سخن ژرف و بينش آفرين امام خميني درباره ضرورت دشمن شناسي و احاطه علمي نسبت به ترفندها و توطئه هاي دشمنان
اسلام توجه كنيم كه اين وظيفه را در درجه نخست براي مجتهدان و فقيهان واجب و لازم مي دانند :
« آشنايي به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان
داشتن بصيرت و ديد اقتصادي
اطلاع از كيفيت برخورد با
اقتصاد حاكم بر جهان
شناخت سياست ها و حتي سياسيون و فرمول هاي ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو
قطب سرمايه داري و كمونيزم كه در حقيقت استراتژي حكومت بر جهان را ترسيم مي كنند
از ويژگي هاي يك مجتهد جامع است . » (2 )
در نگاه حضرت امام خميني يكي از علل خشم و برافروختگي جهانخواران و بازار مشترك اروپا و ساير قدرت ها و كشورها از صدور
حكم اعدام سلمان رشدي اين است كه آنها به وضوح دريافته اند مسلمانان امروز به برخورد علمي در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم
دشمنان اسلام مجهز شده اند و نسبت به راه و روش هاي رخنه و نفوذ و ضربه زدن و نيز ترفندها و حيله هاي مختلف استعماري آگاهي و
بينش كسب كرده اند.
ترديدي وجود ندارد كه اين دشمن شناسي و كسب شناخت نسبت به توطئه هاي استكبار و مبارزه قهرآميز با آنها
از پي آمدها و آثار و
بركات بسيار ارزشمند و حياتي « انقلاب شكوهمند اسلامي ايران » است كه امواج آن در سرزمين هاي اسلامي گسترش يافت و ملل
مسلمان را به برخورد علمي و مبتني بر شناخت و آگاهي نسبت به توطئه هاي استعماري مجهز ساخت و همين امر خشم و عجز دشمنان
اسلام را برانگيخته و زمينه ساز ظهور مواجهات غيرمنطقي و ضدعقل و خرد و آزادي همچون انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني گشت .
در استيصال دنياي استكبار در مواجهه با انقلاب اسلامي و امواج رو به گسترش آن در جهان اسلام همين بس كه آنها نه تنها در اين تلاش
مذبوحانه و عاجزانه به اهداف و مقاصد خود دست نيافتند
بلكه با صدور حكم تاريخي امام خميني ـ كه باعث تقريب و وحدت و
اتحاد بيشتر مذاهب اسلامي و مسلمانان گرديد ـ انزجار و نفرت جهان اسلام را برانگيختند و ماهيت فاسد خويش را بيشتر آشكار
نمودند.
2 ـ حضرت امام خميني در ادامه موضعگيري در برابر توطئه انتشار كتاب آيات شيطاني چنين مي فرمايد :
« من قبلا نيز گفته ام همه توطئه هاي جهانخواران عليه ما از جنگ تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين بوده است كه ما
نگوييم اسلام جوابگوي جامعه است و حتما در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگيريم . » (3 )
در اين بخش از رهنمود امام
جلوه اي ديگر از ماهيت دشمن نمايان گرديده و از طرفي ديگر يكي ديگر از بينش هاي ضروري در اصل
« دشمن شناسي » مورد توجه قرار گرفته است . اين بينش را اين گونه مي توان مورد مداقه قرار داد كه طبيعت ناسالم و طينت ناپاك و عمق
خبث و عناد و كينه مستكبران را بايد از اين واقعيت دريافت كه از مطرح كردن اسلام به هر طريق و شيوه و روش و در هر زماني به شدت
برآشفته و خشمناك مي شوند
به گونه اي كه با تمام حيله ها و ترفندها و با به كارگيري همه امكانات به منظور تدارك توطئه هاي مختلف
عليه تلاش هاي فكري و فعاليت هاي عملي افراد و گروه هايي كه در صدد ترويج فرهنگ و قوانين جامع اسلام مي باشند
به تحرك
درمي آيند و دامنه اين تحرك به اندازه اي وسعت مي يابد كه حتي بر كشور و سرزمين مستقلي همچون ايران اسلامي جنگي ناخواسته و
خطرناك و درازمدت را تحميل مي نمايند و با اقمار خويش همه امكانات سياسي و فرهنگي و تبليغي و نظامي و اقتصادي را براي
براندازي حكومت مبتني بر قوانين اين دين مبين و رهايي بخش به كار مي گيرند!
هدف نهايي اين حملات و تهاجمات خونين و وحشتناك مشخص مي باشد و آن عبارت است از اين كه « اسلام » را « جوابگوي
جامعه » ندانيد و آن را به صورت يك طرح جامع و زندگي ساز و اداره كننده كشور مطرح نكنيد
بلكه همواره همچون گذشته و به شيوه
ديرينه ناشي از سلطه حكومت هاي دست نشانده ما در منطقه
سيادت و سيطره ما را پذيرا باشيد و در تمام اقدامات خود از ما « مجوز »
بگيريد!
مفهوم اصلي اين تفكر قدرت هاي استعماري اين است كه دست از دين خدا برداريد و ايمان وعدالت و آزادي و استقلال و جهاد و
مبارزه با ظلم و خيانت و جنايت و غارت و تعدي و سيطره را رها نمائيد و به كيش « كفر » درآئيد كه هيچ ضابطه و ارزش و ايمان و
فضيلتي را برنمي تابد و در چنين حالتي موجودات ضعيف و وابسته و درمانده اي مي شويد كه در تابعيت محض مركز ثقل كفر جهاني
يعني نظام هاي سياسي و حكومتي دنياي غرب درمي آئيد و همواره با مائيد و در پناه ما
و حافظ كامل منافع ما در گستره دنيا!
به ياد بياوريم اين سخن عميق و آگاهي بخش حضرت امام خميني را كه با صراحت اعلام نمود :
« نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما
وجهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل مي كنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزي جز عدول از همه
هويت ها و ارزش هاي معنوي و الهي مان نمي شناسند. به گفته قرآن كريم
هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي دارند مگر اين كه شما
را از دينتان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست ها و آمريكا و شوروي در تعقيبمان خواهند بود تا هويت ديني و
شرافت مكتبي مان را لكه دار نمايند . » (4 )
حضرت امام خميني در اين سخنان به اين آيه قرآني استناد مي كند كه مي فرمايد :
« ودوا لو تكفرون كما كفروا »
« كافران دوست مي دارند كه شما دست از دينتان برداريد و همانند آنها كافر شويد . » (5 )
اين آرزومندي ودوستداري از آنجا ناشي مي شود كه « اسلام » تقيدات و تعهدات و تبعيت و پيروي از احكام و قوانين نازل شده از
جانب خداوند قادر متعال را براي اهل « ايمان » به ظهور و عينيت درمي آورد و همين قوانين و عمل دقيق مسلمانان به آنهاست كه « كفر » را
نفي مي كند و ظلم و جور و تجاوز و سيطره و غارت منابع غني و ثروت هاي سرشار سرزمين هاي اسلامي را برنمي تابد و به دفاع
همه جانبه در برابر سلطه قدرت هاي سيطره جوي جهاني در تمام اعصار و زمان ها فرمان مي دهد. طبيعي است كه وقتي مسلمين حصار
محافظ ايمان را بشكنند و در اسارت كفر درآيند
همه اين قوانين و ضوابط و ارزش ها و تعهدات و پايبندي ها رها مي شوند و به ماهيت
كفر درمي آيند و بردگي و وابستگي و فرمانبرداري از سران كفر را ـ كه امروز آمريكا و انگليس و صهيونيسم جلوه هاي بارز آن هستند ـ
تثبيت مي سازند و سرزمين هاي اسلامي را به طور كامل مستعمره قدرت هاي استعماري مي كنند.
3 ـ حضرت امام خميني
جلوه ديگري از ماهيت دشمن و ضرورت توجه به اصل دشمن شناسي توسط مسلمانان جهان را اين گونه
مي نماياند :
« خيلي جالب و شگفت انگيز است كه اين به ظاهر متمدنين و متفكرين وقتي يك نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود
احساسات بيش از يك ميليارد انسان و مسلمان را جريحه دار مي كند و عده اي در رابطه با آن شهيد مي شوند برايشان مهم نيست و اين
فاجعه عين دموكراسي و تمدن است
اما وقتي بحث اجراي حكم و عدالت به ميان مي آيد
نوحه رافت و انسان دوستي سر مي دهند! ما
كينه دنياي غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نكته ها به دست مي آوريم . قضيه آنان قضيه دفاع از يك فرد نيست
قضيه حمايت از
جريان ضداسلامي و ضدارزشي است كه بنگاه هاي صهيونيستي و انگليس و آمريكا به راه انداخته اند و با حماقت و عجله خود را
روبه روي همه جهان اسلام قرار داده اند . » (6 )
عبارت را در كنار هم مي گذاريم :
جريحه دار كردن احساسات پاك ديني و مذهبي بيش از يك ميليارد مسلمان با قلمي زهرآگين و با سرازير كردن سيل دروغ و تهمت به
اسلام و شخصيت نبي اكرم (ص ) كه موجب اعتراض گروهي از مسلمانان و شهادت مظلومانه آنان مي شود
از ديدگاه دنياي غرب عين
دموكراسي ! و تمدن ! است و به همين دليل در برابر آن سكوت مي كنند و به تاييد و حمايت از آن مي پردازند! اما در همين حال
وقتي
سخن از عدالت قضايي و محاكمه و مجازات يك نويسنده مرتد و كذاب و حيله گر كه عامل اصلي اهانت به مقدسات بيش از يك
ميليارد مسلمان است به ميان مي آيد
دنياي غرب سكوت منافقانه خود را مي شكند و نوحه انسان دوستي و حقوق بشر سر مي دهد و
زبان به اعتراض مي گشايد!
راستي كدام انسان منصف و آزادانديش است كه اين حركات و موضعگيري هاي دوگانه و منافقانه غرب را دموكراسي و دفاع از آزادي
و تمدن و حقوق بشر بداند !
آيا دموكراسي ـ به مفهوم حاكميت مردم ـ در حصار و اختصاص دنياي غرب قرار دارد و فقط مردم غرب حق اظهارنظر و اعتراض
دارند !
آيا مسلمانان انبوه جهان كه به تظاهرات و اعتراض عليه نويسنده و ناشران كتاب آيات شيطاني پرداختند
حق حاكميت ندارند و
نبايد در برابر ظلم و خيانت بزرگي كه در حق آنان رواداشته مي شود انتقاد نمايند !
آيا همين حركات دوگانه از جانب آمريكا و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به وضوح و صراحت عمق كينه و عناد غرب نسبت به
اسلام را نمي نماياند !
آيا نياز به دليل آشكارتر و نمايان تري داريم تا صف آرايي جبهه كفر جهاني را در برابر جبهه توحيد به نظاره بنشينيم و به شناخت و
بينش هاي كافي و لازم براي مقابله با « استعمار » در ابعاد فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي نائل آئيم !
آيا وقت آن نرسيده است كه به « خود » آئيم و دشمن را در « خانه » بيابيم و از ذهنيت هاي سطحي و تفكرات ساده انديشانه نسبت به
« دشمنان خارجي » و عوامل و مزدوران داخلي آنان ـ كه در گوشه و كنار جامعه و كشور در حال فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و در
حال نهادينه كردن « خوش باوري » و « ساده انديشي » برخي از افراد و گروه ها در ميان سازمان ها و موسسات فرهنگي و هنري خصوصي و
دولتي هستند ـ فاصله بگيريم و واقعيت ها را آنگونه كه هست بيابيم و از تاخت و تاز ترويج گران اسلام غربي و اسلام آمريكايي
جلوگيري به عمل آوريم !
راستي اصل « دشمن شناسي » را چه ميزان و در چه محدوده و با كدام شناخت و بينش به فضاي « فكر » و گستره « عمل » درآورده ايم !
مخاطب اين پرسش ها نه تنها در داخل
و مسلمانان ايران و گروه هاي فرهنگي و سياسي و مسئولان و كارگزاران
كه در « خارج » از
مرزها و مجموعه جهان اسلام و ملل مسلمان سرزمين هاي اسلامي نيز مي باشد.
همه بايد بينديشيم كه در كجا قرار داريم و دشمن را چگونه شناسايي كرده ايم و به كدام آمادگي هاي لازم و حياتي در ابعاد فكري و
فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي رسيده ايم و چگونه مي توانيم از هويت ديني خود در جهان پرآشوب كنوني دفاع كنيم و از آنچه
حضرت امام خميني براي جهان اسلام به ارمغان آورد پاسداري و صيانت نمائيم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ پيام حضرت امام خميني به روحانيت
1367
12
3
صحيفه امام
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ج 21
ص 290
2 ـ همان منبع
ص 289
3 ـ همان منبع
ص 290
4 ـ پيام حضرت امام خميني به مناسبت سالگرد كشتار خونين مكه
1367
4
29
صحيفه امام
ج 21
ص 90
5 ـ قرآن كريم
سوره نسا (4 )
آيه 89
6 ـ صحيفه امام
ج 21
ص 290
آيا « دموكراسي » ـ به مفهوم حاكميت مردم ـ در حصار و اختصاص دنياي غرب قرار دارد و فقط مردم غرب حق اظهارنظر و اعتراض
دارند ! آيا مسلمانان انبوه جهان كه به تظاهرات و اعتراض عليه نويسنده و ناشران كتاب آيات شيطاني پرداختند
حق حاكميت ندارند و
نبايد در برابر ظلم و خيانت بزرگي كه در حق آنان روا داشته مي شود انتقاد نمايند ! آيا همين حركات دوگانه از جانب آمريكا و كشورهاي
استعماري به وضوح و صراحت عمق كينه و عناد غرب نسبت به اسلام را نمي نماياند !
آيا وقت آن نرسيده است كه به « خود » آئيم و دشمن را در « خانه » بيابيم و از ذهنيت هاي سطحي و تفكرات ساده انديشانه نسبت به
« دشمنان خارجي » و « مزدوران داخلي » آنان ـ كه در گوشه و كنار جامعه درحال فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و درحال نهادينه كردن
« خوش باوري » و « ساده انديشي » برخي از افراد و گروه ها در ميان سازمان ها و موسسات فرهنگي و هنري خصوصي و دولتي هستند ـ
فاصله بگيريم و واقعيت ها را آنگونه كه هست بيابيم و از تاخت و تاز ترويج گران اسلام غربي و اسلام آمريكايي جلوگيري به عمل
آوريم !
همه بايد بينديشيم كه در كجا قرار داريم و دشمن را چگونه شناسايي كرده ايم و به كدام آمادگي هاي لازم و حياتي در ابعاد فكري و
فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي رسيده ايم و چگونه مي توانيم از هويت ديني خود در جهان پرآشوب كنوني دفاع كنيم و از آنچه
حضرت امام خميني براي جهان اسلام به ارمغان آورد پاسداري و صيانت نمائيم
در نگاه حضرت امام خميني يكي از علل خشم و برافروختگي جهانخواران و بازار مشترك اروپا و ساير قدرت ها و كشورها از صدور
حكم اعدام سلمان رشدي اين است كه آنها به وضوح دريافته اند مسلمانان امروز به برخورد علمي در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم
دشمنان اسلام مجهز شده اند و نسبت به راه و روش هاي رخنه و نفوذ و ضربه زدن و نيز ترفندها و حيله هاي مختلف استعماري آگاهي و
بينش كسب كرده اند و فضاي شرارت دشمن را محدود نموده اند

|