بخش خبري : نماز پرصلابت دشمن شكن جمعه تهران ديروز در دانشگاه تهران به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني
رئيس مجلس خبرگان رهبري و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد.
سخنران پيش از خطبه ها
به گزارش خبرنگار ما عليرضا شيخ عطار قائم مقام وزير امور خارجه پيش از خطبه ها به ايراد سخنراني پرداخت و به
موضوع حقوق بشر در دولت نهم اشاره كرد و گفت : در طول سال ها خواستار اعلام ايرادهاي غربي ها به حقوق بشر خود
بوديم و حال مي خواهيم بگويند حقوق بشر در كشورشان چگونه است . اين مقام مسئول دردستگاه سياست خارجي
ايران خطاب به غربي ها گفت : آيا شما بايد معترض به حقوق بشر در ايران باشيد
يا ما هم مي توانيم معترض شويم . 30
ماه گذشته 6 مورد ايراد حقوق بشري در مجامع رسمي و ديپلماسي از سازمان ملل گرفته ايم و به صورت رسمي اعلام
كرديم كه اين بي سابقه بوده است . « سفراي آنها را احضار و به آنها گوشزد مي كنيم
كاري كه با مسلمانان و يا عبادتگاه
مسلمين و يا دستگيري
شكنجه يا قتل يك ايراني كرده اند
خلاف حقوق بشر است . » قائم مقام وزير امور خارجه در
ادامه به بحث انرژي هسته اي اشاره كرد و خطاب به غربي ها
افزود : در اين خصوص 1
5 تا 2 سال نه تنها فعاليت هاي
هسته اي و غني سازي بلكه فعاليت هاي غيرغني سازي را براي اعتمادسازي تعليق كرديم
اما سلطه گري
افزون و
زياده خواهي كرديد
اما ما فعاليت غني سازي را در چارچوب قانون راه انداختيم
هرچند خيلي تهديدها شد
اما مي بينيم
اين موضوع جاافتاده است . وي گفت : اكنون آمريكا
انگليس و متحدانشان دنبال تصويب قطعنامه ديگر براي تحت فشار
قراردادن ايران هستند
اما امروز نداي نارضايتي در اعضاي غيردائم و حتي دائم شوراي امنيت از اين اقدام شروع شده
است . « شيخ عطار » تاكيد كرد : ايران در چارچوب قانون و مقررات با آژانس همكاري و شفاف سازي كرده و امروز داريم
همكاري مي كنيم
حال چرا بايد اين قضيه دوباره در شوراي امنيت مطرح شود. وي يادآور شد : آقاي البرادعي هم با ارايه
گزارش خود پاسخ تعدادي از سوال هاي موردنظر شما را داد و نشان داد ايران در اين قضيه با آژانس همكاري مي كند
اما
آنها همچنان عصباني هستند و فشار مي آورند كه البرادعي ملاحظات سياسي در قطعنامه لحاظ كند
در حالي كه وي
معتقد است ملاحظات فني را ديده و ايران كاري خلاف مقررات نمي كند و ايران بدنبال سلاح نيست . اين مقام دستگاه
سياست خارجي ايران گفت : وقتي البرادعي عدم فعاليت نظامي ايران را در فعاليت هاي هسته اي تاييد كرده
شما
افزون خواهي مي كنيد
چرا تهديد ايجاد كرده و آرامش دنيا را بر هم مي زنيد
بگذاريد دنيا و منطقه با آرامش منطقي جلو
برود.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي آله الائمه المعصومين
يا ايها الذين آمنو استعينو بالصبر والصلوه ان الله مع الصابرين .
اوصيكم عبادي الله بتقوي الله فانه من يتق الله يكفر عنه سئياته و يعظم له اجرا.
خدا كند كه بتوانيم گوهر تقوا را در وجودمان تقويت كنيم و با استفاده از اين هديه الهي وظايف ديني وملي وانساني
خودمان را بهتر انجام دهيم . نمازگزاران عزيز يادشان هست كه بناست خطبه اول را من درباره شكل گيري نظام اسلامي بر
محوريت قرآن ايراد بكنم و تا بحال چند خطبه در اين خصوص ايراد شده كه نوعا جنبه مقدماتي داشته و كم كم مي رسيم
به بحثهاي اصلي . گفتيم قبل از اينكه پيغمبراكرم (ص ) موفق شوند نظام اسلامي را تشكيل دهند و حكومتي داشته باشند
نياز به كادرسازي و تربيت انسانهايي داشتند كه آنها پايه اصلي حكومت باشند و گفتيم اولين آياتي كه براي پيغمبر آمد
درست روي همين نكته پافشاري كرد كه هدف تربيت انسان مومن عالم و معتدل است
با پرهيز از انحصارگري
طغيان و
تجاوز به حقوق ديگران . و گفتيم براي اين منظور آنهم قبل از اينكه حكومتي باشد بهترين راه وارد شدن از مسير عبادت
است
كه بخش مهمي از تعليمات همه اديان اسلامي آسماني و بخصوص اسلام و قرآن است .
و گفتيم در اين سوره نازله شايد با فاصله اي بين دو بخش سوره نماز مطرح شده در ميان عبادات
و سابقه نماز را در
اديان ديگر و قبل از بعثت و نحوه نماز پيغمبر در قبل از بعثت و شروع نماز را بعد از بعثت عرض كردم . از اين به بعد
بحثهاي اصوليمان اينست كه پيغمبر چگونه با عبادت و آموزش و تعليم كادر مورد نياز حكومت آينده خودشان را
تربيت كردند. آنهم در شرايطي كه هر فردي كه به پيغمبر مي پيوست بايست جان خود را در كف دستش بگذارد و آماده
شهادت و شكنجه باشد
كادرسازي در چنان خفقاني آنهم ازانسانهايي كه سابقه تعليم و تربيت از اين نوع را نداشتند در
يك جامعه شرك و تبعيض زندگي مي كردند
خودش يك معجزه بزرگي است . پس پيغمبر چه كرد
سالهاي اول چه
مي كرد
اين كار را چگونه مي ساخت . مباني روشن است
اولين كاري كه پيغمبر بايد بكند مساله توحيد بود
خداشناسي بود
خدا را معرفي كند و خداي واحد را در مقابل آنهم خداياني كه بت پرستان در اطراف كعبه نصب كرده
بودند و مي پرستيدند و دين شايع جزيره العرب همين بت پرستي و شرك بود
و آنقدر تعصب داشتند براي بت هايشان
كه فرزندانشان را براي آنها قرباني مي كردند و خون بچه هايشان را بر بت هاي تراشيده و ساخته شده مي ماليدند. پيغمبر با
چنين جامعه اي سروكار داشت . در سالهاي توحيدي پيامبر هم ضمن همين نماز و عبادت القا مي شد. نماز را در يكي از
خطبه ها انشاالله باز مي كنم ببينيد چند كلمه بيشتر نيست و اين كلمات هر كدام يك دريايي از معارف را در خودشان
دارند. خوب خيلي ساده بود براي پيامبر كه براي اعراب اطراف خودش اين چند كلمه را آموزش بدهد. اذان و اقامه و يك
سوره از قرآن كه ظاهرا همان سوره « حمد » بوده چون مي گويند سوره « حمد » دوبار نازل شده است . يك بار در مكه و يك
بار درمدينه و درمكه براي نماز نازل شده است . و چند ذكر ديگر مثل « سبحان الله »
« الحمدلله »
« اشهد ان لااله الا الله » كه
هم در اذان هم هست و در بخشهايي نماز هم هست و حركاتي مثل ركوع و سجده كه سابقه هم در اديان گذشته داشت و
مردم خيلي آشنا بودند با اين موضوع
و تركيبي را پيغمبر اكرم (ص ) با وحي الهي از نماز بوجود آوردند كه بهترين شعار
مسلمانان بود حتي امروز
همين امروز هم كه نگاه كنيد بعد از 1400 سال
هيچ منظره اي به اندازه نماز جماعتي كه مردم
با هم مي خوانند در صفوف مرتب و با لباسهاي تميز و با ادب و نزاكت و با حركات منسجم
دستها با هم براي تكبير بالا
مي رود و با هم ركوع مي كنند
با هم سجده مي كنند
با هم تشهد مي كنند
با هم قيام مي كنند. مظهر نظم است . كساني كه
از دور نگاه مي كنند به اين منظره و بخصوص اينكه اين منظره را در اطراف كعبه مي بينند كه دور خانه خدا حلقه هايي از
انسان با آن حال خاص آنطور عبادت مي كنند دلشان تكان مي خورد
كه اين سابقه در صدر اسلام هم دارد كه عرض
خواهم كرد. بهترين سرمايه آموزش پيغمبر(ص ) خود نماز بود. چون دراين نماز
پيغمبر توحيد را به مردم آموزش مي داد
كه خيلي راحت بود
اثبات وجود خدا در مقابل اين همه كفر و الحاد
و بعد وحدانيت خدا
خوب اينها جزو متون نماز
است . بعد نبوت را كه خودشان مسئولش بودند و خودشان دليل مجسم آن رسالت و نبوت بودند و مردم در قامت
پيغمبر(ص )
صدق رسالت و حقيقت رسالت را مي ديدند و در معجزات پيغمبر همه چيز برايشان روشن مي شد خيلي
آسان تعليم داده مي شد و معاد را هم كه سابقه طولاني در اديان ديگر هم داشت خيلي واضح پيغمبر براي مردم تشريح
مي كردند و بخصوص بعد از معراج اولي كه از مشاهدات خودشان از آسمان و از ملائكه و بهشت و جهنم و امثال اينها
گفتند. اصولا انبيا تعليم و تزكيه در اصل برنامه هايشان بود
چون اينها ماندگار است . پيامبران مي آيند و مي روند ولي آثار
تعليم و تزكيه آنها تا هزاران سال ممكن است بماند و انسانها را جلو ببرد. شعارهايي هم لازم دارند كه هم خود انسانها را
يعني شاگردان شان را قانع كند و هم چشم ديگران را جذب كند
براي آنها هم سئوال انگيز باشد دنبال سئوال بيايند و آنها
هم ياد بگيرند و جذب شوند.
در بين اينها بتدريج سيستم اخلاقي كه بسيار مهم است در اديان و بخصوص در اسلام در زندگي انفرادي
خانوادگي و
ارتباطاتي كه همين تعداد معدود ياران پيغمبر داشتند. سيستم اخلاقي هم آموزش داده شده بود
اينجا حكومت نيست
نظام نيست
اجبار نيست
دستورات قوانين لازم اجرا نيست اما يك معلوماتي است كه انسانها را اخلاقي
توحيدي
معتقد به رسالت
معتقد به امامت حتي
چون امامت هم در همان روزهاي اول مطرح مي شود و معتقد به معاد و
انساندوستي و معتقد به دانش و عاشق تزكيه و تعليم بار مي آورد.
معجزه مهم پيامبر(ص ) كه روي آن كم حرف زده شده است
در همين كادرسازي پيامبر است كه انشاالله من چند
خطبه را در اين مسير تا برسيم به حكومت با استناد به آيات قرآن خدمت شما عرض مي كنم كه پيغمبر چطوري اين دوره
سخت را گذراند. آن چيزهايي كه از پيغمبر نقل شده كه هيچ پيغمبري به اندازه من اذيت نشد در اين دوره است . چون
پيغمبر بعد از آنكه به مدينه مي آيند اين مشكلات ديگر كم در زندگيشان پيدا مي شود. معمولا گويندگان و نويسندگان و
خطباي ما وقتي صحبت از ايذاي پيامبر مي شود
صحبت از شكستن دندانشان
اذيت جسمي ايشان مثل خار ريختن بر
سرراهشان مي كنند يا در شعب ابي طالب
ولي براي من روشن است ادله اي هم دارم كه بعدا عرض مي كنم اذيت اصلي
پيغمبر اين بود كه اصحاب جديدالاسلام را اذيت مي كردند و پيغمبري كاري نمي توانستند بكنند. خود پيغمبر تحت
حمايت طايفه عظيم قريش و شخصيتهاي بزرگ قريش بودند كه در ضوابط قبيلگي كه اينها با هم زندگي مي كردند
نمي توانستند پيامبر را زياد شخصا اذيت كنند اما برده هايي كه برده ديگران بودند. برده مشركان بودند مثل بلال حبشي
يا
زيد بن حارثه و امثال اينها
وقتي اينها مسلمان مي شدند فشار عظيم مشركان و اربابانشان قرار مي گرفتند. قانوني هم نبود
كه جلوي شكنجه را بگيرد
مي آمدند در برابر چشمان مردم در بيرون شهر مكه در هواي گرم
روي سنگهاي داغ اينها را
شكنجه مي دادند تا حد مرگ
مردم هم تماشا مي كردند و هورا مي كشيدند و پيغمبر كاري نمي توانستند بكنند. اذيتي از
اين بالاتر براي پيامبر مقدور نيست . پيامبر مي سوختند ولي فرمودند صبرا. من اين بخش در تاثير نماز وتاثير قرآن كه
مي خواهم عرض كنم كه شعارهاي اصلي پيامبر بود و برنامه هاي تبليغي پيامبر در همينها نهفته بود در يك خطبه اي باز
مي كنم
تاثر هم دارد من هم وقتي مي خوانم و يا مي گويم بسيار متاثر مي شوم لابد شما هم همين حالت را پيدا مي كنيد.
نماز پيغمبر را امروز فقط يكي دو نمونه عرض مي كنم از تاثير بيروني اش
كه ببينيد چگونه بوده و چرا مشركين از نماز
پيغمبر هم عصباني بودند هر كس منظره نماز پيغمبر را كه معمولا در هفته ها و ماههاي اول به همراه حضرت علي (ع ) و
حضرت خديجه مي خواندند
مي ديد دلش تكان مي خورد و به فكر مي افتاد و دنبال سئوال مي آمد كه اين چيست
چه
مي گويند اين چه كاري است
اين چه نحوي است . من يك نمونه اش را عرض مي كنم . يكي از مشركان بنام « يحيي بن
عفيف » مي گويد من مهمان عباس عموي پيغمبر بودم . گفتيم صبح زود تا زياد شلوغ نشده برويم كنار كعبه و در آنجا
حالي كنيم . با هم آمديم كنار كعبه از دور نگاه كردم يك مرد ميانسالي با قيافه دوست داشتني و نوراني وارد شد. آمد
نزديك كعبه و چشمش را به آسمان دوخته وچيزي مي خواند. چند لحظه گذشت ديدم جواني آمد نورسيده با گامهاي
محكم
كنار پيامبر سمت راست ايستاد و لحظه اي گذشت خانمي آمد باشكوه و مجلل و تنها پشت سر اين دو نفر ايستاد
مشغول عبادت شدند و چيزهايي خواندند كه ما نمي شنيديم . بعد تكبير گفتند و بعد مقداري ذكر و بعد ركوع رفتند كه
براي من تكان دهنده بود. بعد هر سه نفر به سجده افتادند خودم را نزديكتر كردم كه ببينم چه مي گويند فقط زمزمه يك
آهنگ مي شنيدم
چيزي به گوشم نمي آمد. نمازشان را تمام كردند و دعا كردند و رفتند. از عباس پرسيدم اينها چه بود من
منظره عجيبي ديدم در كليساها
در ديرها
خيلي جاها رفتم چنين چيزهايي نديدم اين چي بود و اينها چه كساني بودند
عباس گفت آن برادرزاده من بود
آن يكي هم برادرزاده ديگر من بود و آن خانم هم خديجه همسر آن شخصيتي كه
مي پرسي بود و اين دستوري است كه خداوند به اينها داده است كه اين گونه عبادت كنند و در زير آسمان و تا آنجا كه
اطلاعات من نشان مي دهد فقط همين سه نفر هستند كه اينگونه نماز مي خوانند. يحيي بن عفيف مي گويد من در دلم
چنان آشوبي را احساس كردم كه منتظر بودم خلوتي پيدا كنم و آنها را ببينم و از ذكرشان و عملشان توضيح بخواهم . اين
يك نمونه است . نمونه قرآني بسيار فراوان است كه در اثر خواندن قرآن توسط يكي از همين برده ها
يا خود پيغمبر
عده اي مسلمان شدند و جذب شدند
كه اينها را باز به عنوان نمونه چون اگر بخواهيم همه ما بخوانيم خطبه هايمان به
همينها مي گذرد
من در آينده براي نمونه در تاثير راهي كه پيغمبر تعبيه كردند هم براي اغنا افرادشان و كادرشان و
ساختن آنها و هم براي جذب نيروهايي كه از بيرون مشاهده مي كنند و يا مي شنوند و موفق شدند با اين دو وسيله بسيار
موثر
نماز و قرآن
هم كادر بسازند و هم مردم را جلب كنند و هم مشركين را به چالش بسيار شديدي بيندازند و انشاالله
در خطبه هاي بعدي به اينها خواهيم پرداخت .
گزارش خبرنگاران ما حاكيست آيت الله هاشمي رفسنجاني درپايان خطبه اول سوره مباركه « كوثر » را قرائت كرد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي الصديقه الطاهره و سبطي
الرحمه و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و
علي بن محمد والحسن بن علي والخلف الهادي المهدي (عج ).
اوصيكم عبادي الله و نفسي بتقوالله .
در خطبه دوم مناسبتها را عرض مي كنيم كوتاه و مختصر اما زياد و متعدد.
اولين و دومين آنها ميلاد حضرت امام باقر(ع ) و حضرت امام موسي كاظم (ع ) است كه به همه دوستداران اهل بيت
تبريك عرض مي كنم و من مايلم كه در اين دو ولايت دو چيز كوچك را عرض كنم كه هديه ميلاد اين بزرگواران خدمت
شيعيان عزيزمان باشد
در رابطه با مادرشان
پدرشان را چون جزو ائمه هستند همه مي دانيم نكات آموزنده اي است در
مورد ولادتشان و مادرشان . حضرت امام باقر(ع ) در سوم صفر در سال 57 هجري قمري چهار سال قبل از فاجعه عاشورا
بدنيا مي آيند البته يك قولي هم هست در ماه رجب
اولي ارجح است . مادرشان حضرت فاطمه دختر امام حسن (ع )
هستند و دختر امام حسن (ع ) و حضرت علي بن الحسين پسر امام حسين (ع ) هر دو علوي و لذا مجمع النورين است
حضرت باقر(ع ) در تعبير. يا علوي بين علويين است . حضرت امام صادق (ع ) درباره مادر حضرت امام باقر(ع ) مي فرمايد
كه در تمام فرزندان امام حسن (ع ) ما دختري صالح تر از مادر كريمه امام باقر(ع ) نداشتيم . شما مي دانيد در فرزندان امام
حسن (ع ) چقدر شخصيتهاي مجاهد و مبارز و شهدا و بزرگاني بودند كه اكثر نهضتهاي شيعي را در سراسر دنيا فرزندان
امام حسن (ع ) اداره مي كردند و اين تمجيد از مادر امام باقر(ع ) بسيار مهم است .
و اما در مورد امام كاظم (ع ) كه ايشان هم در هفتم صفر سال 128 هجري قمري متولد شدند . نكات جالبي است براي
خود من وقتي مي خواندم خيلي تحت تاثير قرار گرفتم و در فكر رفتم . مادر ايشان « حميده مصفات » است . داستان جالبي
دارد. در روايات ما آمده است . راوي مي گويد من خدمت امام باقر(ع ) بودم
امام صادق (ع ) هم وارد شدند. ديدم امام
صادق (ع ) بزرگ شده اند. گفتم آقا ايشان به بلوغ رسيده اند چرا ازدواج نمي كنند. امام باقر(ع ) فرمودند كمي صبر كن گروهي
برده با يك برده دار وارد شهر ما مي شوند در فلان خانه سكونت مي كنند وقتي كه آمدند من ترا خبر مي كنم . طولي نكشيد
كه امام فرمودند آنها آمدند. در فكر بودم كه چه ارتباطي دارد
آن سئوال من به اين جواب حضرت امام باقر(ع )
امام مرا
دعوت كردند و گفتند آنها آمدند اين كيسه پول را بگير برو در خانه فلان
آنجا به كنيزي برخورد مي كني كه از چهره اش
مي فهمي كه چقدر بزرگ است . او را تحويل بگير و به اينجا بياور. مي گويد رفتم به آن خانه به عنوان متقاضي خريدن
كنيز. صاحب برده ها دير آمدي همه آنچه كه داشتي فروختيم جز دو نفر چون گرانبها هستند در اينجا مشتري برايشان
نمي بينم شايد به جاهاي ديگر برگردانيم . گفتم بياوريد تا ببينيم . آوردند ديدم يكي از آنها همان چهره اي است كه امام
باقر(ع ) ترسيم كرده بودند احساس مي كنم كه در چهره اين كنيز كه آمده بود . قيمت بالايي گفت
70 اشرفي . قاعدتا دينار
بوده كه خيلي گران بوده است . گفتم اين خيلي گران است اين بهاي برده ها نيست در شهر ما. گفت همين است و جاي
بحث نيست . كيسه اي كه آورده بودم به او دادم باز كردم شمرديم ديديم درست 70 سكه است
حضرت گذاشته بودند
كنيز راتحويل گرفتم آوردم خدمت امام باقر(ع ). عرض كردم و داستان را گفتم . اينجا يك نقطه اي است كه گفتنش قدري
براي من سخت است ولي عرض مي كنم چون نكته تاريخي مهمي است
بايد توجه كنيم . حضرت امام باقر(ع ) خيلي
خوشامد گفتند
احترام زيادي به اين كنيز كردند كه من نديده بودم با يك زني آنهم كنيزي اينجور برخورد كنند. بعد احوال
او را و جريان برده شدن او را پرسيدند. يك سئوال سخت از اين كنيز كردند
پرسيدند شما ثيب هستيد يا باكره پاسخ داد :
باكره . حضرت فرمود عجب تا آنجايي كه ما مي دانيم برده دارها معمولا نمي گذارند كنيزهاي جوانشان اينجوري بمانند و
فساد ايجاد مي كنند. ايشان جواب داد كه صاحب من هم مي خواست چنين كاري بكند اما به محض اينكه خواست به من
تعرض كند من ديدم شخصيتي با چهره اي نوراني با محاسن و سر سفيد آمد جلو و آنچنان سيلي به صورت آن مرد
متجاوز زد كه او را منصرف كرد و ديگر هم اتفاق نيفتاد
و الان در خدمت شما هستيم . حضرت امام باقر(ع ) توصيفات
زيادي كردند و فرمودند : « حميده المصفات » شما حميده تنها نيستيد
حميده مصفات هستيد. اين دختر كنيز را آزاد كردند
و با حضرت صادق (ع ) ازدواج كردند و به ميلاد امام كاظم كه مي رسيم خودش باز يك داستان ديگر جالبي است در ابوا
بوده است .
ابوا جايي است بين مكه و مدينه . يك منزل مهمي بوده است . سابقا خيلي از شخصيتهاي شيعه آنجا امكانات و
اموال داشتند. در آنجا كه رسيدند
اين همان جايي است كه حضرت آمنه مادر پيغمبر آنجا مدفون است و حتي ابوسفيان
وقتي براي جنگ بدر با پيغمبر مي آمد در اينجا كه رسيدند از مكه مي رفتند به مدينه
عده اي از مشركين مي خواستند قبر
حضرت آمنه را بشكافند و جنازه ايشان را بيرون بياورند و نبش قبر كنند كه ابوسفيان مخالفت كرد وگفت اين كار
نتيجه اي براي ما ندارد
خشم شما را اين كارها نمي تواند آرام كند و متاسفانه الان قبر ايشان مورد استفاده نيست و حتي
خيلي از شخصيتهاي بزرگ اهل سنت هم آنجا هستند.
من گفتم چرا اين سرمايه ها را شما از دست مي دهيد. والي مدينه گفت كه ما پنج هزار اثر اسلامي شناخته شده در
كشورمان داريم كه متاسفانه از آنها استفاده نمي شود. اخيرا تصميم گرفتيم كه كم كم اينها را احيا كنيم منتها اين سلفي ها و
وهابي هاي تندرو نمي گذارند كه اينكار انجام شود ولي بايد بتدريج بشود. آنجا به حضرت صادق اطلاع دادند كه حميده
وضع حمل كرده زيرا در اين سفر باردار بود. ظاهرا از كعبه برمي گشتند و در برگشت اين اتفاق افتاده است . آنجا حضرت
امام صادق (ع ) بلند شدند رفتند به خيمه حميده و وقتي برگشتند براي اصحابشان گفتند كه رفتيم آنجا و مشاهده كرديم
طفلي كه خداوند به حميده داده دستهايش را به آسمان بلند كرده بود و يا سرش را به آسمان بلند كرده بود و با خدا
مناجات مي كرد و آيه اي از قرآن را مي خوانند كه « وآتيناه الحكم صبيا » واقعا اين شخصيت ها و اين تاريخ مشعشع كه در
اهل بيت وجود دارد و اينها پيش خداوند از پيش تنظيم شده است يا هداياي آسماني است كه بما داده و ما مكتب اهل
بيت اين افتخارات را داريم و الحمدلله در كتب ما هم اينها حفظ شده و به يمن زحماتي كه مورخان ما و محدثان ما
كشيده اند
خداوند ما را از صميم قلب عاشق و دوستدار اين بزرگان اهل بيت بگرداند.
مناسبت ديگرمان سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي است كه الحمدلله امسا با شعور و هشياري شما مردم خوب در
سراسر كشور باشكوه و جلال برگزار شد و خاري بود در چشم دشمنان انقلاب كه با تبليغات سنگيني كه كرده بودند
فكر
مي كردند كه امسال ما مراسم خلوتي داريم . من خودم در راهپيمايي ديدم كه مردم با چه شوقي و با چه عشقي و چه
آمادگي در اين مسير حضور دارند و هرچه هم به شهرهاي دورتر با فيلم ها نگاه مي كنيم
مي بينيم كه مردم چقدر بانشاط و
سرحال از انقلابشان دفاع مي كنند. امسال با برنامه هايي كه اجرا شد
عشق مردم را به امام راحل ديديم و ديدند. معلوم
شد كه مردم چقدر اين امام در دلشان بزرگ هستند و امام چه سرمايه عظيمي هستند براي اين انقلاب و چه تكيه گاهي
هستند. اسم امام هنوز خيلي ها را مثل پروانه هائي كه دور شمع جمع مي شوند
دور خودش جمع مي كند. متاسفانه در
پايان اين مسائل شاهد يك حركت جاهلانه اي بوديم كه بعضي ها نسبت به بيت حضرت امام كردند. به فرزند يادگار امام
حجت الاسلام والمسلمين حاج حسن خميني ناجوانمردانه اهانت كردند. اينكار درست نبود. من نميدانم اينهائي كه
اينكار را كردند چرا اينكار را كردند
آيا مي فهمند كه دارند چه مي كنند يا نمي فهمند. واقعا از اين حرفي كه ايشان زده بود و
حرف امام را تازه كرده بود كه نظامي ها نبايد در انتخابات دخالت كنند خب اين حرف مگر چقدر خلاف بود كه اينهمه
عصبانيت در مقابل اين به چشم بخورد. خيلي حركت زشتي بود كه انجام شد. من حدس مي زنم علائمي دارند كه يك
جرياني الان وجود دارد كه نمي تواند اين جريان طبيعي باشد قاعدتا بايد تحريكاتي از خارج باشد كه اينها مقدسات و
تكيه گاههاي انقلاب را مي خواهند بشكنند. چون اينها مي دانند اگر اين تكيه گاهها ضعيف بشود
انقلاب ضعيف مي شود
و مي دانند افراد و جريانهاي كم ريشه و يا بي ريشه در مقابل كورانها و حوادثي كه اتفاق مي افتد
نمي توانند مقاومت كنند
لذا بفكر افتاده اند كه اين سنگرها را بشكنند
اين ستونها را بشكنند
اين سدها را بردارند. ممكن است اينهائي كه اينكارها
را جاهلانه مي كنند
فكر مي كنند كه دارند راه خودشان را صاف مي كنند براي اهدافشان و بزرگراه مي سازند اما اشتباه
مي كنند اگر اينطور حقيقتا فكر مي كنند. خدا كند كه آگاهانه نباشد و من هم نمي دانم كه آگاهانه است و هيچكس را متهم
نمي كنم كه آگاهانه مي خواهد اينكار را بكند ولي مي فهمم كه يك جرياني الان وجود دارد و مي خواهد يك فاصله اي بين
روحانيت و مردم بياندازد
فاصله بين امام كه همه چيز انقلاب هستند و مردم بياندازد
مي خواهد فاصله بياندازد بين
نيروهايي كه مي توانند در مواقع خطرناك بياري مسئولان بيآيند و اين مساله هست و وجود دارد و ما بايد هشيار باشيم
و اين اشتباه را تكرار نكنند و بگذارند اين بيت مكرم امام و كلمات امام و يادگارهاي ارزشمند و سودمند و هدايتگر امام
در جاي خودش معتبر بماند و به آنها پايبند باشيم چون اگر پايبند نباشيم خيلي چيزها پشت سر اينها خواهد ريخت .
همانطوريكه در گذشته هم بوده نام پيغمبر
ائمه
حضرت علي
نام بزرگان هميشه سرمايه حفاظت از متون اسلام بوده و
به نام آنها بسياري از مشكلات را حل مي شده و اين يك واقعيت است .
ما
در انقلاب خودمان مي بينيم كه چقدر گروهها آمدند و رفتند و مبارزه كردند
زندان رفتند خب آب از آب تكان
نخورد اما وقتي يك مرجع تقليدي مثل امام حضور پيدا كرد و آن درخت تنومند تاريخي انقلاب
شاخ و برگ و بارش را
بر سر مردم گستراند
يكدفعه توده مردم در پناه اين شخصيت مرجع تقليد توانستند خودشان را نشان بدهند. يك داستاني
نقل مي كنند از نادرشاه و سربازانش بعد از اينكه يك فتح خيلي خوبي كرد و سربازها خوب جنگيدند
نادرشاه
مي خواست از آنها تقدير كند و گفت شماها كجا بوديد روزهائي كه دشمن حمله مي كرد و هر روز يك قطعه اي از خاك
ايران را مي گرفت يكي از اينها بلند شد و گفت ما بوديم اما نادر نبود. اگر فرمانده اي مثل نادر داشتيم
اينجوري نمي شود.
درست داستان ماست و امام . وقتي كه يك شخصيتي مثل امام پيدا شد
اينهمه سرباز در سراسر خاك ايران روئيد و اين
سربازهايي كه فقط توي خيابان مي آمدند و الله اكبر مي گفتند و مشتشان را گره مي كردند و آنطرف هم غرش توپ و تانك
و مسلسل بود اما پيروز شديم و اين انقلاب اينطوري پيروز شد. انشاالله كه در داخل كشور ما چنين جرياناتي نباشند و
اگر خارجي ها هم تحريك مي كنند بشناسيم نقطه تحريك را و نگذاريم كه آن نقاط مورد اعتماد مردم آسيب ببينند و علي
الخصوص امام و وصاياي امام و بيت امام (شعار هاشمي
هاشمي
خدا نگهدار تو نمازگزاران ). خدانگهدار شما. من
عرض كردم در آخر كار
حرف اساسي را شما مي زنيد. امام هم اگر شما را نداشت مثل نادري بود كه سرباز نداشت و
سربازان هم اگر امام را نداشتند مثل سربازاني بودند كه نادر را نداشتند و مناسبت ديگرمان شهادت حاج « عماد مغنيه »
است كه مظلومانه شهيد شد و مظلومانه دارند عليه او تبليغات مي كنند و اين روزها
هزاران مقاله در رسانه هاي عربي
وغربي درباره فهرستي از چيزهائي كه در گذشته بوده
ترورها و كارهاي اينجوري . كه بوده
نقل مي شود و همه را منتسب
به اين مرد بزرگ مي كنند كه نيست تا از خودش دفاع كند. بايد دوستانش و همراهانش از او دفاع بكنند. اين مرد دو تا
برادر شهيد دارد كه بدست اسرائيل اينها شهيد شده اند. (شعار مرگ بر اسرائيل نمازگزاران ). مقالات و نوشته هاي منفي در
مورد اين شهيد مظلوم
دهها برابر دفاعياتي است كه از ايشان مي شود البته در جاهايي مثل ايران بخوبي دفاع مي شود اما
در جاهاي ديگر
اكثريت را با آنگونه چيزها مي دانيم و عجيب هم اين است
نقطه اي كه خيلي فضاحت دارد براي استكبار
هم آمريكايي ها و هم اسرائيلي ها و هم برخي ديگر از غربي ها صريحا ابراز خوشحالي و شادماني كردند از ترور اين
شخصيت و اينها همانهائي هستند كه پرچم مبارزه با تروريسم را ظاهرا بدست گرفته اند
اينها همانهائي هستند كه
لشكركشي آنها به منطقه ما و افغانستان و به عراق و فشارهائي كه به ايران مي آورند به دليل ادعاي مبارزه با تروريسم
است . اينها همين ها هستند خب اين يك ترور است ديگر آنهم يك ترور مشخص است . ديگر نمي توانيد بگوئيد ما
در
ايران مظلوم ترين كشور در مساله تروريزم هستيم چون از ابتداي پيروزي انقلاب چقدر از بهترين فرزندان انقلاب و
بزرگان ما را
شهداي محراب ما را
رئيس جمهور ما را
نخست وزير ما را
رئيس قوه قضائيه ما را و چقدر جمعيت ما را
ترور كردند و همين تروريست ها الان در عراق زير سايه آمريكا زندگي مي كنند و در كشورهاي غربي در پارلمان آنها
مي روند و همه هم مي دانند. ايران به عنوان مظلومترين كشور قرباني تروريسم متهم مي شود به حامي تروريسم و به
بهانه اين اتهام
اينهمه دارند بما ستم مي كنند ولي فضاحت اينها در اين قضيه روشن شد. بالاخره اگر اينها ته دلشان هم
خوشحال شدند
قاعدتا بايست ترور را محكوم مي كردند و هر تروري را بايد محكوم كنند. ترور راه درست نيست براي
نجات هر هدفي بهرحال اتفاقا اينهم در سالگرد شهادت سيدعباس موسوي
آن شخصيت بزرگ و رهبر حزب الله لبنان
كه در سال 70 اسرائيلي ها از هوا
ماشين وي را زدند و خودش و بچه هايش را شهيد كردند . اين اسرائيل است و مصادف
با ترورهائي است كه امروز دارد اسرائيل در غزه مي كند و رسما و علنا اعلام كردند اسرائيلي ها كه ما
سران حماس را
ترور مي كنيم و بارها هم تكرار كرده اند و تا امروز
از روز محاصره غزه تا امروز 95 نفر شهيد از مردم مظلوم غزه گرفته اند
كه عمدتا با ترور بوده حالا يا از هوا و هليكوپتر آمده پائين و يك ماشيني را و يا خانه مشخصي را زده يا از راههائي
اينطوري عمل كرده اند. من متشكرم از شما كه اعلام كرديد بعد از نمازجمعه مراسمي داريد براي اين شهيد
حاج عماد
مغنيه و شهداي ديگر
در برنامه تان شهداي غزه را و ياد شهيد موسوي را هم داشته باشيد كه اين حركت شما تاريخي
است . ما با ترور مخالفيم و هر جا كه مي خواهد باشد ولي با جهاد و مقاومت براي گرفتن حق و مبارزه با اشغالگري
براي بيرون راندن دشمن از خاك هركسي كه باشد
آنها را ترور نمي دانيم بلكه آنرا قيام مي دانيم و تفاوت است . كاري كه
اسرائيل مي كند با مردم و كاري كه مردم مي كنند با اسرائيل
اينها مثل هم نيستند. اينها يكعهده مظلومند كه سركوب
مي شوند
حداكثر مي توانند يك چنگالي به صورت دشمن بزنند اما آنها مي توانند مردم را قتل عام كنند كه دارند مي كنند.
بنابراين واقعا اين حركت ايراني ها بخصوص نيروهاي انقلاب كه شجاعانه از حق مظلومان چنين بحث ها و مغالطه هائي
دفاع مي كنند
قابل تشكر و تقدير است .
و سالگرد شهادت شهيد محلاتي و همراهانش است كه در هواپيمائي به جبهه مي رفتند كه صدام هواپيماي اينها را
ساقط كرد. ايشان و تعداد زيادي از نمايندگان مجلس و تعدادي ازقضات و شخصيت هاي خوب كشورمان در اين جنايت
صداميان شهيد شدند كه به روح آنها و به شجاعت آنها و همچنين به خانواده آنها ما هم احترام مي گذاريم و هم تسليت
عرض مي كنيم . انشاالله خون آنها بي جواب نمي ماند كه تابحال هم بحمدالله نمانده است .
مساله ديگري كه داريم سالگرد تاسيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه يكي از ابتكارات بي نظير امام است
كه در تاريخ اسلام بي سابقه است . وقتي كه يك حكومت مذهبي مثل حكومت ما تشكيل مي شود
مسائل ثابتي دارد و
اينها را نمي شود كه به آساني دور زد. قوانين مي خواهند بگذرانند و بايد با اينها در تضاد نباشد و قانون اساسي هم
همينطور. ما سالهاي اول انقلاب گرفتار شده بوديم . شوراي نگهبان بحق و بخاطر تشخيصي كه مي داد در مورد قانون
اساسي و احكام اسلامي با مصوبات مجلس مخالفت مي كرد. ما هم به امام مراجعه كرديم و بسياري از لوايح مهم ما
روي زمين مانده بود و امام اين راه را اول با اجازه دو
سوم راي نماينگان پذيرفتند و اين خوب جواب نداد و آمدند
تشخيص مصلحت را تاسيس كردند كه بتواند در اين خطرها و بن بست ها و معضلات داوري كند كه باز ما صدها مورد در
تاريخ داريم كه اگر اينها نبود بن بست هاي زيادي روي دست مسئولان كشور ما بود و با اين تدبير امام همه اين
تصميمات شرعي شد و هم قانونها توانست از بن بست ها در بيايد. مصالح در نظر گرفته بشود چون مساله مصلحت در
فقه اسلامي و فقه شيعه و هم فقه سني يك محوري است براي فتواها. شما يك كتاب فقهي را نمي بينيد كه دهها فتوا در
آن نباشد فقط بخاطر مصلحت
تقدم مصلحت اقوا بر مصلحت اضعف
تقدم مصلحت بر مفسده و از اين قبيل چيزها و
امام اينكار بزرگ را كردند و قانون اساسي جديد راه امام را تكميل كرد و امروز سياستهاي اساسي را كه بايد رهبري معين
كند
مجمع تهيه مي كند و خدمت ايشان مي فرستد و ايشان اصلاح و تائيد مي كنند كه اينها مي تواند ثبات و استقرار را در
نظام ما بوجود بياورد كه متاسفانه اين سياستها معمولا هنوز مراعات نمي شود بخاطر اينكه سابقه اجرائي ندارد
مشكلاتي داريم كه بايد بتدريج ياد بگيريم كه چگونه اين سياستها را اجرا كنيم .
و مساله ديگري كه ما داريم مساله هسته اي ماست كه هنوز كشورهاي استكباري آنرا ول نمي كنند و دنبال قطعنامه
سوم هستند. دو
سه روز پيش جلسه اي سري از نمايندگان شوراي امنيت گذاشتند و خوشبختانه اين بار كشورهاي
غيرمتعهد به ميدان آمدند و گفتند كه چه عجله اي داريد
صبر كنيد البرادعي و آژانس نظرشان را بدهند اينكه دو هفته
ديگر بيشتر طول نمي كشد. بگذاريد آنها نظر بدهند تا راي بدهيم و از اين تعجيلي كه مي كنيد
براي ما قابل قبول نيست .
آمريكا اصرار داشت كه بزودي قطعنامه صادر كند
پيش از آنكه راي و نظر آژانس منتشر شود ولي اينبار نيروي
غيرمتعهدها كارساز شد كه معمولا كارساز نبوده در جاهاي ديگر و فعلا به تاخير انداخت و باز نصيحت مي كنم
كشورهاي انحصارگر را كه نخواهند در همه چيز انحصار را داشته باشند حتي در علوم . اين يك علم است
يك دانش
است
يك تكنولوژي است . بحث هسته اي نظامي اصلا از اين جداست لذا روي اين مساله بيائيد صحبت كنيد
مذاكره
كنيد
بازرسي كنيد و سئوال كنيد و جواب ميدهيم تا مسائل حل شود چرا دنبال تحريم و كارهاي تند و اينطور چيزها
مي رويد و نتيجه هم نخواهيد گرفت من مطمئنم اينهال بالاخره پشيمان خواهند شد ولي در اين دوران تا پشيمان بشوند
و نفهمند زحماتي براي خودشان و ما و منطقه هم درست مي كنند متاسفانه و آخرين صحبت ما مساله انتخابات است و
خوشبختانه با اقدام اخير شوراي نگهبان فضا بطور نسبي آرامتر شده ولي بنظر من شوراي نگهبان كه ظرفيت خوبي
واختيارات خوبي دارد با بحثهاي عميق تر سعي كنند شرايطي را فراهم كنند كه در اين دوره بخصوص ما يك انتخابات
پرشوري و با حضور همه هواداران انقلاب
بحث مخالفان انقلاب نيست
بحث اپوزيسيون ضدانقلاب نيست
هواداران
انقلاب و با سليقه هاي مختلف
طوري عمل شود كه همه كسانيكه علاقمند هستند در انتخابات شركت كنند
راه برايشان
باز باشد و ما با يك انتخابات پرشور و تاريخي مثل راهپيمائي هاي 22 بهمن امسال
مواجه شويم و افتخار ديگري در
تاريخ ايران انشاالله ثبت شود (تكبير نمازگزاران ).
برپايه گزارش خبرنگاران ما
آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان خطبه دوم نماز سوره شريفه « النصر » را قرائت
كرد.
نگذاريم جرياناتي در داخل كشور به اشخاص انقلابي توهين كنند
اگر تكيه گاههاي نظام ضعيف شود
مطمئن باشيم كه انقلاب نيز ضعيف خواهد شد
چرا كه افراد كم ريشه در انقلاب
نمي توانند در برابر طوفانها مقاومت كنند
« عماد مغنيه » مظلومانه شهيد شد و در حال حاضر نيز مظلومانه عليه وي از سوي رسانه هاي غربي و عربي تبليغ
مي شود
غربي ها و دشمنان انقلاب مطمئن باشند كه از تحريم و اقدامات تند
نتيجه اي نمي گيرند

*****
وزير دادگستري ايران خطاب به همتاي هلندي : از توهين به كتاب آسماني جلوگيري كنيد
|
« غلامحسين الهام » وزير دادگستري جمهوري اسلامي ايران در نامه اي به « ارنست هايرس بالين » وزير دادگستري هلند از ساخت
فيلمي توهين آميز عليه قرآن مجيد در اين كشور ابراز نگراني كرد و خواستار جلوگيري از توهين به انبيا و كتاب آسماني شد.
به گزارش ايرنا
وي در اين نامه از وزير دادگستري هلند خواست براساس كنوانسيون اروپايي حقوق بشر از « اين اقدام شيطاني و
تحريك آميز » جلوگيري كند.
وزير دادگستري ايران در اين نامه با اشاره به ساخت فيلمي با هدف اهانت به قرآن مجيد
كتاب مقدس مسلمانان جهان
باابراز نگراني
عميق از پيامدهاي سو تهيه چنين فيلمي
تصريح كرد : نبايد اجازه داد تحت عنوان « آزادي بيان » كه حقي شناخته شده و مورد قبول همه
ماست
تعرض به كرامت و ارزش هاي والاي ديني و اخلاقي كه مورد احترام همه بشريت هستند
صورت گيرد واز « آزادي بيان » سو
استفاده شود.
« الهام » در ادامه اين نامه با يادآوري بند دوم ماده 105 كنوانسيون اروپايي حقوق بشر تاكيد كرده است : بر اين اساس اعمال آزادي بيان
با توجه به مسووليت هايي كه در بر دارد
مي تواند براي پيشگيري از بي نظمي يا وقوع جرم
حفظ اخلاقيات و يا حفظ حقوق ديگران
محدود شود.
وزير دادگستري ايران در پايان نامه خطاب به همتاي هلندي خود
اين فيلم را توهين به مقدس ترين مقدسات مسلمانان دانست و آن
را اقدامي « كاملا شيطنت آميز و محرك بي نظمي ومغاير حقوق مسلمانان همه جهان » توصيف كرد و خواهان جلوگيري از نمايش آن شد.

*****
آيت الله صانعي
اهانت به نوه امام خميني را محكوم كرد
|

بخش خبري : آيت الله حاج شيخ حسن صانعي
از نزديك ترين ياران بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي كه امام خميني درباره ايشان
فرموده اند : « تو فردي هستي كه از گذشته هاي دور خاطرات تلخ و شيرين مبارزات را با خود دارد » ديروز با انتشار نامه اي خطاب به
حجت الاسلام سيدحسن خميني
اهانت به وي را محكوم كرد. متن اين نامه چنين است :
بسمه تعالي
جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيدحسن آقا خميني دامت افاضاته يادگار گرامي و نوه عزيز حضرت امام (س )
پس از سلام
اكنون كه جنابعالي و كيان امام و روحانيت به جرم بيان انديشه هاي تابناك امام در خصوص ضرورت عدم دخالت نيروهاي مسلح و
نظامي در مسائل سياسي و انتخابات از ناحيه معدودي از افراد و جريانهاي منحرف و مشكوك مورد اهانت و توهين قرار گرفته ايد نكاتي
را متذكر مي شوم .
1 ـ اينجانب در يكي از روزهاي پيش از انقلاب به مناسبتي خدمت امام عرض كردم : زير بار هيچكس جز شخص حضرتعالي نمي روم
امام فرمود شما زير بار من هم نرو.
2 ـ امام فرمودند : در ايامي به من نسبت شرك و كفر دادند من دقايقي با خود فكر كردم كه آيا من مشرك و كافر بالله هستم ديدم من
مشرك و كافر بالله نيستم لذا هر چه توانستند از مذمت و بدگوئي كوتاهي نكردند و بحمدالله در نفسانيت من كوچكترين اثر سوئي
نگذاشت .
3 ـ روزهاي اول مبارزه معمولا صبح زود به منزل امام مي رفتم در يكي از روزها تصادفا اعلاميه اي كه به درب منزل امام الصاق شده بود
توجه مرا جلب كرد
دقايقي به متن اعلاميه توجه و بسيار متاثر و ناراحت شدم از اينكه آنچه در شان خودشان بود نوشته بودند اعلاميه
را برداشته و سراسيمه به خدمت امام رسيدم امام از وضع غير عادي من سئوال فرمودند من اعلاميه را به دست ايشان دادم امام پس از
مطالعه آن با روحيه اي آرام نكات سه گانه اي به اين شرح فرمودند :
اول : من صبح زود كه براي قدم زدن از خانه بيرون رفتم اطلاعيه را ديدم و اعتنائي نكردم .
دوم : تا بحال ديده ايد كه به افراد مرده و بي اثر ناسزا بگويند حتما نديده اي علتش آن است كه سالهاست از دنيا رفته و منشا اثري نيست .
لكن كساني كه منشا اثر باشند چه زنده يا مرده مورد توهين و اهانت قرار مي گيرند چرا به نبي اكرم (ص ) و ائمه معصومين (ع ) ناسزا
مي گويند چون انديشه هاي آنان زنده و منشا آثار واقعي است .
سوم : تا باب توهين براي اين مبارزه الهي باز نشود مبارزه پيشرفت نخواهد كرد و ما به اهداف خود نمي رسيم اين قبيل اعلاميه نبايد ما را
متاثر كند بلكه بايد موجب خشنودي ما شود.
لذا امام بزرگوار به دنبال بدگوئي و سخنان سخيف و توهين آميز حاكمان ظلم و ايادي آنان با اتكال به خدا و روشنگري و صدور
بيانيه و استدلال و منطق و پشتيباني ملت شريف توانست بنياد سلطنت را متزلزل و نابود و پرونده سياه آنرا براي هميشه مدفون سازد.
در يك زمان ديگري نيز فرمودند : چون دشمنان جرات توهين به من را ندارند به احمد و نزديكان من اهانت مي كنند احمد ناسزاها را
تحمل كند و خدا را شاكر باشد.
چند مرتبه ابتدا به ساكن از وضع آتيه من و مرحوم والد رضوان الله عليه كه همگان مي دانند چه ايثارها و فداكاريها و لياقتهائي را از
خود نشان داده است مطالبي را عنوان كردند كه نشانگر چنين روزهائي بود. در حال حاضر نيز كساني كه اين زمزمه ها را در بعضي از
سايتها ساز كرده اند در پوشش انقلاب بر بيت امام و فرزندان ايشان حمله مي كنند كه تماما از ضديت با اسلام ناب و انقلاب اسلامي
نشات مي گيرد و اين برخوردها با شخصيتهائي چون جنابعالي براي اولين بار و آخرين بار نيست و هزينه هائي است كه براي جديت در
راه امام و تثبيت و ترويج انديشه هاي آن بزرگوار بايد پرداخت كنيد و اين مطلبي است كه حضرت امام مرتبا به اينجانب و عم بزرگوار
شهيدتان و مرحوم والد نيز مي فرمودند و توصيه مي كردند و از قبل آماده باش مي دادند.
توصيه اينجانب به جنابعالي بعنوان دوست ديرين مرحوم والد اين است كه هميشه اين آيه را تكرار كنيد تا مفهوم متعالي آن در روح
شما ملكه شود « الا بذكرالله تطمئن القلوب » .
بگو عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد
بوالعجب من عاشق اين هر دو ضد
عاشقم بر قهر و بر لذات او
مات اويم مات اويم مات او
خادم كوچك امام (س )
حسن صانعي

*****
سيدعباس موسوي
مبارز بزرگ مسلمان در رويارويي با صهيونيسم
|

درتاريخ بيست و هفتم بهمن ماه سال هزار و سيصد و هفتاد رژيم جنايتكار صهيونيستي علامه سيدعباس موسوي دبيركل حزب الله
لبنان راكه از مراسم هشتمين سالگرد شهادت شيخ راغب حرب برمي گشت در جبشيت لبنان به شهادت رساند. دراين جنايت وحشيانه
رژيم صهيونيستي با استفاده از هليكوپتر علامه سيدعباس موسوي را به همراه همسر و فرزند خردسالش مورد هجوم قرار داد و به
شهادت رساند.
سيدعباس موسوي مجاهد راستيني بود كه عمر خويش را وقف مبارزه با دشمنان اسلام و صهيونيست هاي غاصب كرده بود
بطوريكه لحظه اي از مبارزه و جهاد عليه صهيونيسم غفلت نمي كرد. به همين جهت وقتي كه اين عالم مجاهد به شهادت رسيد
ديار
مظلومان شيعه در لبنان به گريه نشست و در سوگ اين مبارز سرسخت
ناله سر داد.
شهادت علامه سيدعباس موسوي نه تنها مسلمانان لبنان را اندوهگين كرد بلكه همه كساني را كه دلشان براي اسلام و فلسطين و
لبنان مظلوم مي تپيد غمگين ساخت . با شهادت اين مبارز خستگي ناپذير
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي پيامي ارسال
داشته و بيان نمودند كه عليرغم هدفي كه صهيونيسم از شهادت اين مجاهد خط مقدم مبارزه داشتند
خون به ناحق ريخته دبيركل
حزب الله لبنان
مبارزه عليه غاصبان صهيونيسم خون آشام را جدي تر خواهد كرد. متن پيام حضرت آيت الله خامنه اي در اين مورد چنين
است :
من المومنين رجال صدقوا ماعاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و مابدلو تبديلا. با تالم و تاسف بسيار خبر
شهادت مظلومانه روحاني مجاهد و خستگي ناپذير و رهبر فداكار حزب الله لبنان حجت الاسلام آقاي سيدعباس موسوي و همسر و
فرزند خردسالش رابه دست جنايت بار رژيم صهيونيست دريافت كردم . رحمت خدا بر اين سيد عاليقدر و شجاع و با اخلاص و هوشمند
و لعنت و نفرين خدا و خلق بر صهيونيست هاي ددمنش و خون آشام كه در راه مقاصد پليد و تجاوزكارانه خود از هيچ جنايتي روي گردان
نيستند و برحاميان خبيث و مستكبرشان كه با چشم پوشي از جنايات بزرگ آن رژيم و كمك به ادامه آن
چهره ضدانساني و خباثت بار
خود را بيش از پيش آشكار مي كنند و از هيچ توطئه و خيانتي عليه مسلمانان حق طلب روي نمي گردانند.
خون به ناحق ريخته اين شهيد بزرگوار عزيز و همراهان مظلومش مبارزه حق طلبانه مردم لبنان و فلسطين را بر ضد اشغالگر
صهيونيست جدي تر و عميق تر خواهد ساخت . اين سيد عاليقدر كه علم با عمل و گفتار را با صدق و فداكاري را با درايت توام كرده بود
راه او به وسيله ياران و همسنگرانش و ملت مسلمان ومظلوم لبنان و فلسطين ادامه خواهد يافت .
اينجانب اين شهادت افتخارآميز را كه پاداش خداوند به جهاد مستمر آن انسان مخلص و فداكار بود به ملت لبنان و به جوانان پاك و
عزيز حزب الله و رهبران آن مخصوصا به خانواده و دوستان و ارادتمندان آن شهيد بزرگوار
تبريك و تسليت مي گويم ورحمت و فضل
الهي را براي وي مسئلت مي كنم .

| | |