بسم الله الرحمن الرحيم
ملت ايران در اين هفته بار ديگر خوش درخشيد و با حضور شكوهمند و مقتدرانه در راهپيمايي 22 بهمن
خود را به رخ جهانيان
كشيد . خيابانهاي سراسر كشور در يوم الله 22 بهمن به چشمه هاي جوشاني شبيه بودند كه با پيوستن به يكديگر
سيل خروشاني را به
نمايش گذاشتند . در اين هفته ملت ايران به ياد روزهاي پرشكوه 30 سال پيش كه بناي كاخ طاغوت را از جا كندند
بار ديگر با نمايش
اقتدار ملي
پيام رساي خود را در جهان طنين انداز شد. اين راهپيمايي به جهانيان نشان داد كه ملت ايران هميشه يار و ياور انقلاب
شكوهمند اسلامي است و اراده و انسجام ملي ايرانيان در دفاع از انقلاب و نظام بيانگر تداوم ناكامي و درماندگي سردمداران سلطه
جهاني مي باشد.
ملت ايران بار ديگر ثابت كرد همانگونه كه در 22 بهمن 57 در شرايطي باورنكردني
معجزه آفرين شد و تاريخ 2500 سال حكومت
استبدادي را درهم پيچيد
اكنون نيز سرشار از عزم
اراده
خودباوري و حيرت آفريني است و با حضور آگاهانه خود در صحنه
تصويري
زيبا از اتحاد و همبستگي ملي را به نمايش مي گذارد . حضور توفنده و پوياي ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن بار ديگر به جهانيان نشان
داد حركت ظلم ستيزانه انقلاب تا قطع سلطه مستكبران بر ملتها ادامه خواهد يافت و همچنان منشا تحولات عظيمي در جهان خواهد
بود.
نمايندگان خبرگزاريها و رسانه هاي غربي در اين هفته شاهد اوج شادابي و طراوت يك ملت و آرمانهاي آن بودند و به عينه ديدند كه
شعار « مرگ بر آمريكا » همچنان شعار روز ملت ايران است . در هفته جاري اقيانوس پرتلاطم ملت وفادار و انقلابي ملت ايران بار ديگر اين
پيام محوري را به جهانيان عرضه داشت كه هرگز بر سر استقلال و آزادي خود معامله نكرده و با اتكا به قدرت الهي و روحيه خودباوري و
برخورداري از نسل خلاق و برومند
در مسير پيشرفت و تعالي گام برخواهد داشت و از عربده كشي هاي نظام سلطه و عمليات رواني
رسانه هاي امپرياليستي و صهيونيستي رعبي به خود راه نخواهد داد و ذره اي از حقوق خود صرفنظر نمي كند.
در اين هفته مردم ايران همزمان با برپايي عيد بزرگ تولد انقلاب
سالروز ميلاد خجسته پنجمين خورشيد ولايت
حضرت امام
باقر(ع ) را نيز در 22 بهمن گرامي داشتند . پنجمين امام شيعيان در مدينه منوره از مادري كه دخت گرامي امام حسن مجتبي عليه السلام
بود به دنيا آمد از اين جهت ايشان حسني و حسيني نسب بودند. دوران زندگاني امام محمد باقر عليه السلام بسيار حساس بود زيرا از يك
طرف شهادت امام حسين (ع ) تاثير بسيار عميقي در جامعه اسلامي گذاشته و از طرف ديگر جنايتهاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي خلفاي
آل مروان و آل زياد مردم را به تنگ آورده بود. ايشان به عنوان يادگار واقعه كربلا در چنين محيط نابساماني با درايت خاص خويش
ترويج معارف ديني را بنيان گذاشتند و فضايي علمي بنا كردند كه دانشمندان بسياري در اين شرايط پرورش يافتند. عمق دانش و اشراف
امام محمدباقر بر علوم مختلف موجب شد كه ايشان را « باقرالعلوم » يعني شكافنده دانشها بخوانند.
امام پنجم در دوران امامتشان با مخالفتهاي امويان مواجه بودند اما با وجود فشارها و تنگناهاي بسيار از طريق تعليم علوم اهل بيت
جنبش علمي دامنه داري را آغاز كردند كه مقدمات تاسيس دانشگاه اسلامي را در دوران خفقان اموي پي ريزي كرد. اين امر با پرورش
دانشمندان زيادي در زمان فرزند بزرگوار ايشان يعني امام جعفر صادق (ع ) شكل گرفت و به ثمر رسيد.
از مناسبت هاي فرخنده ديني در پايان هفته بايد به سالروز ولادت فروغ فروزان هدايت
حضرت امام موسي كاظم عليه السلام اشاره
كرد. اين امام همام در دوران امامت خود با راهبري شيعيان به سوي صلاح و سداد
چراغ هدايت را در دوران استبداد عباسيان شعله ور
نگهداشت و با شكيبايي و استواري بي نظير
نامشروع بودن حكام عباسي را به جامعه نماياند و آنها را رسوا كرد.
هفته آخر بهمن همه ساله يادآور صدور يك حكم تاريخي از سوي يك فقيه جامع الشرايط و يك رهبر آزاده بود كه توانست نقشه
شوم دشمنان اسلام را براي اجراي فتنه اي بزرگ عليه اسلام كه با سواستفاده از نام آزادي كليد خورده بود
نقش بر آب كند . 25 بهمن هر
سال شاهد صدور حكم فراموش نشدني امام خميني عليه سلمان رشدي مرتد
نويسنده كتاب موهن آيات شيطاني است كه طومار
توطئه سنگين فرهنگي مستكبران عليه اسلام را درهم پيچيد. اين حكم با ايجاد يك موج جهاني خشم و انزجار عليه استكبار جهاني و
صهيونيسم بين الملل
هزينه سنگيني را متوجه دشمنان كرد و نشان داد كه امام خميني در صدور اين حكم ملاحظه هيچ قدرت و شرايط
زماني را نكرده و فقط به وظيفه خود عمل نموده است .
از آن زمان 19 سال مي گذرد و همچنان رشدي مرتد
مخفيانه در جاده مرگ قدم بر مي دارد زيرا حكم الهي مشمول مرور زمان نشده و
قابل نقض و يا تغيير نيست
همانگونه كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي فرمودند « حكم ارتداد سلمان رشدي كه از سوي
امام صادر شد
همچون تيري است كه از چله كمان خارج شده
درست هدفگيري شده و دير يا زود به هدف خود خواهد رسيد. »
در مسائل خارجي
در هفته جاري شاهد تحولات متعددي بوديم . تصويب نهايي لايحه لغو ممنوعيت حجاب در تركيه
رخداد مهم
و قابل تاملي بود كه آنرا بايد نقطه عطف در چالش طولاني مدت مردم تركيه با محافل لائيك بر سر دستيابي به يكي از اساسي ترين و
درعين حال بديهي ترين خواسته هاي خود دانست .
مصوبه لغو ممنوعيت حجاب در جلسه نهايي مجلس تركيه با 404 راي موافق در مقابل 92 راي مخالف به تصويب رسيد ولي البته
براي اجرا هنوز به طي مراحلي نياز دارد. « دنيز بايكال » رهبر يكي از احزاب لائيك صريحا تهديد كرده است كه عليه اين مصوبه به دادگاه
قانون اساسي شكايت خواهد كرد. با اينحال بعيد به نظر مي رسد كه محافل لائيك اين بار بتوانند همانند گذشته در برابر تحقق اين امر
بايستند چرا كه شرايط نسبت به گذشته بسيار متفاوت شده و موقعيت كنوني صحنه سياسي تركيه دست محافل لائيك را براي مانور و
تحرك تا حدود زيادي بسته است . به همين علت هم هست كه ارتش و ژنرالهاي ترك كه خود را حافظ اصول لائيسم پايه گذاري شده
توسط « مصطفي كمال آتاترك » مي دانند ترجيح داده اند سكوت كنند. دو عامل مهم را بايد عامل اين سكوت و انفعال لائيكها دانست .
نخستين و مهمترين عامل
حاكميت جناح اسلام گرا مي باشد كه هم اكنون مجلس
دولت و رياست جمهوري را در كنترل دارند و دو دور
انتخابات پارلماني گذشته بيش از 70 درصد آرا را تصاحب كرده اند . واقعيت اين است كه ژنرالها و ديگر محافل لائيك نه اينكه تغيير
عقيده داده اند بلكه به اين نتيجه رسيده اند كه در چنين فضايي كاري نمي توانند بكنند و هرگونه ريسك و مخالفت آنها با مصوبه مجلس
آنها را خواه ناخواه در برابر اكثريت قريب به اتفاق ملت تركيه قرار خواهد داد و مسلما آنها مواظب هستند كه خود را در چنين تنگناي
مرگباري قرار دهند. از سوي ديگر
در مسير تلاش براي پيوستن به اتحاديه اروپا
يكي از مواردي كه اروپائيها
دولت تركيه را تاكنون به آن
متهم كرده اند عدم التزام عملي به دمكراسي مورد نظر غرب است و ممنوعيت حجاب كه خواسته اكثريت مردم تركيه است يكي از موارد
نقض آشكار دمكراسي مي تواند تلقي شود.
البته اين بدان معني نيست كه غرب مدافع لغو ممنوعيت حجاب است چرا كه عملكرد بسياري از دولتهاي غربي نشان از خصومت
آشكار آنها با حجاب در داخل كشورهايشان است . مسئله اين است كه غرب در برخورد با تركيه در چارچوب شعارهاي خود گير افتاده
است و براي حفظ آبرو و اعتبار و نشان دادن پايبندي خود به شعارهايش
ناچار است برخي مسائل را اكراها بپذيرد. در هر حال تحولات
تركيه صرفنظر از حواشي آن واقعيت مهمي را در بردارد كه بسيار حائز اهميت است . اين تحولات نشان داد كه نزديك به يك قرن تلاش
جريان هاي لائيك براي زدودن هويت ديني مردم تركيه كه البته با حمايت هاي قدرتمند خارجي نيز همراه بود نتوانست به هدف خود
برسد و امروزه گرايش هاي ديني در اين كشور نه تنها كمرنگ نشده بلكه قدرتمندتر ظاهر شده و مي تواند در آينده
معادلات سياسي را به
طور اساسي تحت تاثير قرار دهد.
هفته جاري
لبنان نيز شاهد تحولات تازه اي بود. اظهارات غيرمنتظره و تحريك آميز وليد جنبلاط كه مخالفان را به جنگ داخلي
تهديد كرد
مواضع غيراصولي اين جريان را روشن تر ساخت و درعين حال از وجود توطئه هاي پشت پرده براي مه آلود كردن فضا جهت
تحقق اهداف غرب و گروه دولتي لبنان پرده برداشت . اظهارات غيرمسئولانه و تحريك آميز جنبلاط را اگر با اتفاقاتي كه طي چند روز
گذشته در اين كشور رخ داده است تواما بررسي كنيم روشن مي شود كه اين اظهارات گستاخانه با تكيه بر حمايت هاي خارجي به ويژه
آمريكا و فرانسه صورت گرفته و در ادامه سناريوي از ميدان خارج ساختن جناح معارض مطرح مي گردد.
جنبلاط و متحدين وي در جناح موسوم به « 14 مارس » پس از شكست همه تلاش هاي خود جهت چنگ اندازي بر منصب رياست
جمهوري لبنان كه بيش از سه ماه است خالي مانده
اكنون به تهديد متوسل شده اند. اين جريان به اين واقعيت آگاه است كه مدتهاست
اعتبارش را در افكار عمومي لبنان از دست داده است و اكنون درصدد است با توسل به هر دستاويزي به هدف خود برسد. اين جريان
ابايي ندارد تا براي رسيدن به منافع خود بازيچه دست صهيونيستها و آمريكائيها شده و حتي جنگ داخلي راه اندازد و خون مردم لبنان را
نردبان رسيدن به اميال سياسي خود سازد.
عملكرد اين گروه در جريان تهاجم وحشيانه ارتش رژيم صهيونيستي به خاك لبنان در تابستان سال گذشته اعتبار آن را شديدا زير
سئوال برد و در نزد ملت لبنان يك جريان خيانتكار تلقي شد. اين گروه كه پيش بيني نمي كرد. مقاومت اسلامي لبنان بتواند در برابر
يورش ماشين جنگي اسرائيل مقاومت كرده و حتي پيروز از ميدان خارج شود
محاسبات خود را بر پيش بيني غلط خود تنظيم كرده بود.
جريان « 14 مارس » چنين پيش بيني كرده بود كه تهاجم نظامي اسرائيل
طومار مقاومت اسلامي لبنان و طلايه دار آن
يعني جنبش
حزب الله را درهم خواهد پيچيد و در آن صورت
جريان وابسته به غرب يكه تاز ميدان خواهد شد. براساس اين ارزيابي بود كه دولت
سينيوره و جريان مارس به طور ننگ آوري
تا حد همسويي و همراهي با حمله رژيم صهيونيستي به لبنان پيش رفتند.
اكنون تهديدات نيز براي اين جريان مطمئنا سودي نخواهد بخشيد چرا كه تفكر ضد صهيونيستي و ضداستكباري در لبنان همچون
ديگر كشورهاي منطقه غالب است و قطعا در هر ميداني
جناح هاي سازش طلب و وابسته بازنده خواهند بود.
جنايت روز گذشته رژيم صهيونيستي در ترور « عماد مغنيه » از فرماندهان ارشد جنبش حزب الله رخداد ديگري بود كه يكبار ديگر بر
حقانيت مقاومت ضد صهيونيستي و ماهيت تروريستي اسرائيل صحه گذاشت . اين اقدام تروريستي آشكار درحالي صورت مي گيرد كه
كشورهاي غربي با خط دهي آمريكا
دفاع به حق و مشروع مردم فلسطين و لبنان در برابر تجاوزات اشغالگران صهيونيست را تروريسم
معرفي مي كنند و تاسف بارتر اينكه مجامع بين المللي نيز تحت تاثير اين القائات مواضع ظالمانه اي در برابر تلاش هاي ضد اشغالگري
در منطقه اتخاذ مي كنند.
ترور فرمانده ارشد حزب الله يادآور اقدامات گذشته سازمان جاسوسي « موساد » در ترور رهبران مبارز فلسطيني و لبناني از جمله
سيد عباس موسوي دبيركل سابق حزب الله
شيخ ياسين و عبدالعزيز رنتيسي
رهبران حماس
خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس و
دهها مورد ديگر است . سازمانها و مجامع مدعي مبارزه با تروريسم در برابر آن اقدامات اسرائيل سكوت ننگ آوري پيش گرفتند و قطعا
در مورد اخير نيز واكنشي نشان نخواهند داد كه ناخشنودي رژيم صهيونيستي را به دنبال داشته باشد.
در كنار اين اقدام تروريستي
اين هفته صهيونيستها به جنايات خود عليه ملت فلسطين ادامه دادند و شمار ديگري از فلسطيني ها را در
غزه و كرانه باختري به شهادت رساندند. همزمان با افزايش حجم جنايات رژيم صهيونيستي
خالد مشعل رئيس دفتر سياس حماس بار
ديگر بر ايستادگي در برابر فشارهاي نظامي
اقتصادي و سياسي رژيم صهيونيستي و متحدان آن رژيم براي به تسليم داشتن ملت فلسطين
تاكيد كرد.
در اين هفته
سفر « رابرت گيتس » وزير دفاع آمريكا به عراق
در كنار تداوم خشونت ها و انفجارها
از اهم حوادث عراق بود. گيتس
درحالي وارد عراق شد كه گزارشاتي در مورد احتمال كاهش نيروهاي آمريكايي در عراق طي ماههاي آتي انتشار يافته است . آنچنانكه از
برخي گزارش ها حاكي است
بعضي از مقامات عراقي در ديدار با گيتس خواستار ادامه حضور نيروهاي آمريكايي در عراق شده اند. اين
نكته تاسف آوري است كه برخي مقامات عراقي به جاي عمل به خواست ملت عراق و درخواست خروج اشغالگران
تمايل به ادامه
حضور آنها در عراق دارند. از سوي ديگر با درنظر گرفتن نكته مذكور
اين واقعيت آشكارتر مي شود كه آمريكايي ها نه تنها راضي به رفع
تهديدهاي موجود عليه دولت عراق نيستند و بلكه در ايجاد آن نيز دخيل هستند
چرا كه در سايه اين تهديدات مي توانند ادامه حضور
خود را توجيه كنند و مخصوصا براي افكار عمومي آمريكا چنين وانمود سازند كه ما قصد خارج كردن سربازانمان از عراق را داريم ولي
اين مقامات عراقي هستند كه بر ادامه حضور نظاميان آمريكا مصر مي باشند.

|