ث در كتاب قطور تاريخ فصل جديدي به نام جنگ هشت ساله نوشته شده كه سخت عاشقانه است .
ث در وراي جوش و خروش و شور و شوق و داد و بيدادهاي ساده وبي غل و غش شهيد حاج حميد دستنشان (شيميايي ) قلبي به پاكي
دل يك كودك معصوم موج مي زد.
ث خدا مي داند كه ما چه قدر به اين بچه ها بدهكاريم كه خودمان نمي دانيم !
ث نه سعيد نوراني (اطلاعات عمليات گردان ) مثل كوه كه كوه مثل او بود.
ث بالاخره عمليات بيت المقدس رسيد
عشق آمد سيدمجتبي مسعوديان (16 سال )
مصطفي مهربند (جبهه نورد) و صادق نيسي (دب
حردان ) را با خودش برد.
ث نام احمد بزاز (آرپي جي زن )
علي بابايي (بيت المقدس ) و حبيب حسوني (19 سال ) برايم بهار را تداعي مي كند . آخر او در ارديبهشت
سال 61 همسايه خدا شد .
ث تمام اين نوشته نذر علي بهزادي (فرمانده رشيد گروهان نجف اشرف )
همان ستاره سحري است كه در سرماي سوزان بهمن ماه سال
65 در كناره خاكريزهاي شلمچه همراه آسمانيان به پرواز در آمد .
ث ... اين قلم راه را باز مي بيند و به آن سوي افق مي نگرد.
اهواز ـ گردان كربلا ـ علي عميره

*****
روي موج خبر
در ادامه برگزاري ويژه برنامه هاي يادواره سرداران و350 شهيد شهرستان فريدونكنار;
ششمين همايش خواهران ; رهروان حضرت زهرا(س ) برگزار شد
|
در ادامه برگزاري ويژه برنامه هاي يادواره سردارشهيد حاج حسين بصير
سرداران و350 شهيد شهرستان فريدونكنار
ششمين
همايش خواهران ; رهروان حضرت زهرا(س ) با حضور خواهران بسيجي و ايثارگرعصرروز سه شنبه 16 بهمن ماه 1386 برگزارشد .
به گزارش ايسنا
در اين همايش كه در كنار مزار شهداي فريدونكنار برگزار شد پس از بيان خير مقدم توسط يكي از مسوولان ستاد
يادواره و مرثيه سرايي مداحان اهل بيت (ع )
خانم دكتر شرف الدين ; استاد دانشگاه مازندران طي سخناني به بيان رنج ها و مصيبت هاي
وارد شده بر زنان اشاره كرد و جايگاه زن در تربيت فرزندان كه در راه اسلام و مسلمين به شهادت رسيده اند را تشريح كرد و گفت : يك
مادر بايد بداند كه اگر علم و ايمانش در خانواده بيشتر شود محبوبيت او نيز بيشتر خواهد شد و يك فرزند بايد بداند اگر علم و ايمانش
بيشتر شود محبوبيتش در نزد پدر ومادر زياد خواهد شد.
اين استاد دانشگاه مازندران در ادامه ضمن بيان اين موضوع كه كساني كه در مكتب پيامبر(ص ) و امام علي (ع ) تربيت شدند حماسه
كربلا را آفريدند و كسانيكه در مكتب انقلاب اسلامي تربيت شدند
حماسه 8 سال دفاع مقدس را آفريدند
افزود : اكنون ما نيز بايد چنان
زندگي كنيم كه در دامن ما كساني تربيت شوند تا با امام زمان (عج ) همراه شوند و ظهور آقا را نزديك كنند و مسئله اي كه اين حقيقت را
تضمين مي كند اين است كه از طرق مختلف بتوانيم علم و تقواي خود را زياد كنيم و اگر چنين كنيم مي توانيم پاسدار خون شهيدان باشيم .

*****
در سايه غربت
برنامه هاي دهه فجر انقلاب اسلامي در اسارت
|

دهه مباركه فجر
باتوجه به بازگشت رهبر عظيم الشان حضرت امام خميني (ره ) و پيروزي انقلاب اسلامي
بالاترين افتخار را براي امت اسلام
در طول 1400 سال دربرداشته است و لذا دهه اي فراموش نشدني براي ملت شريف ما و امت اسلام است . باتوجه به اهميت اين موضوع
برادران هم بند اسير ما در دوران اسارت سعي شان بر اين بود كه براي تعظيم شعائر
آن بزرگداشتي را كه در شان اين ايام باشد
متناسب با
وضعيت اسارتشان داشته باشند. هر چند كه از بغداد به اين اردوگاه ها يادآوري مي شد كه در اين ايام بيشتر مراقب باشند و آنها هم سخت تهديد
مي كردند ولي در عين حال چهار ماه قبل از فرارسيدن دهه فجر فعاليتها به گونه اي كه دشمن متوجه نشود
شروع مي شد. در درجه اول بچه ها
سعي مي كردند به عنوان تقدير از ايثارگري برادراني كه در اسارت پايداري و پايمردي و استقامت خوبي نشان مي دادند
هدايايي مهيا كنند. چيزي
كه داشتند لباسهايشان بود. اگر لباسهاي نويي را مي توانستند ذخيره كنند
براي اين ايام ذخيره مي كردند ولي چون لباس زياد نبود سعي مي كردند
از لباسهاي كهنه جانماز بدوزند
قلبهايي از سنگ درست كنند
با هسته خرما و تراشي كه به آن مي دادند تسبيح درست كنند و يا با نخي كه از
طريق شكافتن جوراب و زيرپيراهن و... مي تابيدند
گيوه بدوزند. به هر حال
همه اينها فراهم مي آمد و به صورت جايزه بين افراد فعال توزيع
مي شد.
از ديگر برنامه ها
مسابقات فوتبال و يا واليبالي بود كه از چند ماه قبل ترتيب داده مي شد و طوري برنامه ريزي مي شد كه دورنهايي و فينال
آن با ايام دهه فجر برخورد كند و به اين ترتيب با اينكه عراقي ها شور و هيجان ناشي از برگزاري اين مسابقات را مي ديدند
چون يك دوره بازي
بود كه فينال آن انجام مي شد
نمي توانستند مخالفتي بكنند. علاوه بر اينها
در سراسر دهه مباركه فجر سعي مي شد هر شب برنامه اي اجرا شود
مثلا برگزاري يك سخنراني و يا خواندني مطالبي كه نوشته مي شد.
از برنامه هاي ديگر اين بود كه آنچه را در دوران انقلاب در روزهاي پيروزي انقلاب گذشته بود
به عنوان روز شمار جمع آوري مي كردند و
مي خواندند كه اثر خوبي داشت . برگزاري مسابقات كشتي
كاراته
كونگ فو و اجراي سرودهاي انقلابي نيز از ديگر برنامه ها بود. با اينكه آنجا
شيريني نبود. بچه ها خمير نان را درمي آورند
خشك مي كردند و بعد از كوبيدن و ردكردن از توري و مخطوط كردن با آب
از آن خمير شيريني به
دست مي آوردند. البته در ايام دهه فجر درست كردن شيريني ممنوع بود و دشمن هم در اين روزها بيشتر به دنبال اين نوع شيريني ها كه به آن
« حلويات » مي گفتند
مي گشت .
يك شب عراقي ها به آسايشگاه ريختند و از بچه ها سراغ حلويات را گرفتند. يكي از برادران با اينكه مي فهميد حلويات يعني چه
گفت : چه
مي گوييد ما جز همين سطلهايي كه اينجاست حلبيات نداريم . دشمن كه خيلي عصباني شده بود
حتي تمام پتوها را تكاند تا ببيند شيريني ها
كجاست
اما چيزي پيدا نكرد و رفتند. برادران ما شيريني ها را داخل بالشها مخفي كرده بودند و فرداي آن روز مقداري از آن را براي دكتر عراقي
بردند.
دكترهاي عراقي هم متفاوت بودند. بعضي از آنها خيلي بي وجدان
بي رحم و بي عاطفه و برخي ديگر متعهد و با عاطفه بودند. در آن روزها
دكتري بود به نام دكتر فارس كه بسيار شخص شريفي بود. او شايد هفته اي پنجاه دينار (هر دينار معادل بيست سي تومان ) از داروهايي كه
عراقي ها به اردوگاه نمي آوردند
از شهر مي خريد و به صورتي مخفيانه به اردوگاه مي آورد و به مريضهايي كه مي دانست به آنها احتياج دارند
مي داد. شيريني ها را هم براي همين دكتر فارس فرستاديم . وقتي شيريني ها را ديد
گفت اينها كجا بود كه عراقي ها نتوانستند پيدا كنند در هر حال
آن دهه فجر با شور و حرارت و گرمي خاصي برگزار شد.
يكي ديگر از برنامه ها برگزاري نمايشگاه عكس از مجموعه عكسهايي بود كه براي بچه ها از ايران فرستاده بودند. علاوه بر اينها تصاويري از
امام خميني
آيت الله خامنه اي و آيت الله هاشمي رفسنجاني كشيده مي شد. در اين رابطه هم چندين بار عراقي ها به آسايشگاه ريختند ولي
عكسها خيلي سريع جمع شده بود . آخر الامر در آن دهه فجر يك عكس امام (ره ) را كه 40 * 5 سانتي متر بود
به دست آوردند . اصلا دشمن متحير
مانده بود كه اين تصوير را كدام نقاش و از روي كدام عكس كشيده است
آن هم با عدم امكانات موجود!
تقريبا سيصد و پنجاه نفر به اين جهت بازداشت شدند و بالاخره هم نقاش آن تصوير پيدا نشد.
در روز 22 بهمن معمولا تصوير حضرت امام خميني (ره ) را روي پتو مي كشيدند و برادرانمان از جلوي آن رژه مي رفتند . در يكي از اين
مراسمها رژه رفتنها توام با آتشبازي بود. بچه ها نفت را به دهان مي ريختند و به گرزي كه از آتش درست كرده بودند
فوت مي كردند. برنامه به
قدري جالب بود كه هر كس وارد مي شد
فكر مي كرد مثلا در يك پايگاه بسيج در ايران است .
در يكي از قسمتهاي مراسم 22 بهمن برادر روحانيمان حضرت حجت الاسلام حاج آقا سيداحمد رسولي ـ كه در حال حاضر نمايندگي
ولي فقيه در استان مازندران و جهادسازندگي را برعهده دارد ـ در كنار تصوير مبارك حضرت امام ايستاده بود كه بچه ها رژه بروند. در همين حال
بچه ها بيكباره عكس قدي امام را رو مي كنند. همه بچه ها وقتي نگاهشان به عكس قدي امام مي افتد به عكس خيره مي شوند و شروع به گريه
مي كنند
چون فكر نمي كردند كه عكس قدي امام هم كشيده بشود. در همين حال
نگهبان عراقي پشت پنجره مي آيد و وقتي خيره شدن و اشك
ريختن اسرا را مي بيند
زبانش بند مي آيد و با صداي نامفهومي مي گويد : اين ديگه چيه
بچه ها پراكنده مي شوند و عكسها را جمع مي كنند و بعدها هم كه سرباز عراقي پافشاري مي كند
به او مي گويند كه تو اشتباه كردي
چنين
چيزي نبوده
تو نديدي و ما نداريم . اگر هم بخواهي پافشاري كني
عكس را پيش فرمانده عراقي مي بريم و قبل از اينكه ماها تنبيه شويم
تو تنبيه
مي شوي
چون او خواهد گفت مگر شما مرده بوديد كه نتوانستيد آن را پيدا كنيد
آخرش هم سرباز عراقي بچه ها را قسم داد كه فقط يك بار عكس را نشانش بدهند كه به اين كار هم حاضر نشدند و مساله خاتمه پيدا
كرد.
تهيه و تنظيم : موسسه فرهنگي پيام آزادگان

*****
تلازم ارتش و انقلاب اسلامي .
|

نگاهي به نقش ارتش در قبل و بعد از انقلاب اسلامي
در طول سال هاي انقلاب از اوان تا كنون در جرايد
رسانه هاي ديداري
شنيداري و نوشتاري به ويژه رسانه ملي نه تنها توجه خاصي
به نقش ارتش در فرآيند شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلامي نشده بلكه تعمدا ياسهوا سعي بر تخريب و تخديش چهره آن شده است
تا جايي كه بسياري از حقايق تا مرز وارونگي تجلي نموده است به نحوي كه بسياري از اوقات در رسانه ملي افرادي با لباس به تصوير
كشيده شده اند كه سلاح به دست سفاكانه مشغول كشتار هم ميهنان خويش اند. طبيعي است با ديدن چنين تراژدي هاي هولناكي اصل
وقايع وحقايق مكتوم مي ماند و اين خود سبب مظلوميت روز افزون ارتش در اذهان مخاطبان عامه گرديده است . در تقابل با آنچه
معروض آمد در اين مبحث برآنيم تا سيري تحليلي و گذار بر حقايق جامعه ارتش در ايام پيش از پيروزي انقلاب داشته باشيم . ليكن بايد
به اين نكته توجه نمود كه نگارنده درصدد تبرئه كوركورانه ارتش آن ايام نيست بلكه هدف تحليل و موشكافي حقايق آن روز گار خشن
است .
با تدقيق در زواياي گوناگون ارتش شاهنشاهي آن روزها
مي توان آن را به چهار طيف مختلف و منقسم يافت :
طيف اول كه اكثريت قريب به اتفاق را در خود داشت مربوط به كاركنان وظيفه آن روزگار بود كه جهت انجام خدمت وظيفه
عمومي متعهد به خدمت سربازي بودند
بديهي است با توجه به دانش و معلومات مكتسبه علمي سطح پايين
اين طيف در سركوب
آشوب ها و اغتشاشات از پتانسيل كمي و كيفي والايي براي سران رژيم برخوردار بودند. به نحوي كه با نگرش به بنيه عملي ضعيف اين
قشر با اغفال و اغوا آنان با شعارهاي ملي و ميهن پرستانه و ايجاد شخصيت كاريزماتيك از شخص اول مملكت در اذهان آنان و از طرف
ديگر با نهادينه نمودن متد فرمانده و فرمانبر كه مبناي اصلي آن را استبداد و استثمار نيروي انساني تشكيل مي داد و به دور از هرگونه
تعلق عاطفي و معنوي به يكديگر با شيوه كاملا تحكم آميز و مكانيك وار از آنان بهره برداري مي شد.
طيف دوم : كه از حيث عددي اكثريت كاركنان پايور ارتش را در خود داشت تشكل آن از درجه داران
افسران جز
يا ارشد پايور بود
كه از دانش و تخصص پايين و ابتدايي (با توجه به درجه ) برخوردار بودند و دغدغه اصلي آنان قوت لايموت و كسب معاش روزانه بود
ليكن با توجه به جو خفقان ايجاد شده و تبعيض هاي طبقاتي بسيار زياد كه بين خود وساير افراد ارتش مي ديدند اهتمام به گذر ايام
داشتند و اگر گهگاه فرد نخبه اي در ميان آنان يافت مي شد به دلايل مختلف اجازه ظهور و بروز نمي يافت .
طبيعي است چنين افردي به دليل نارضايتي بسيار از وضع موجود انتظار گشايش اوضاع را داشتند اما با توجه به سيستم هاي امنيتي
مخوف تعبيه شده آن روزگار كمتر كسي جسارت اعتراض را به خود راه مي داد.با اين همه اين قشر از ارتش به علت آن كه خاستگاه
خانوادگي آنان از اقشار آسيب پذير و رنج ديده جامعه بودند با درد جامعه انس و الفت بيشتري داشتند و مبناي اعتقادي نيز در آنان راسخ
و عميق بود ليكن به منصه بروز سياسي نرسيده بود و از ماجراجويي نيز استقبال نمي كردند
حفظ وضع موجود را به صلاح خود
مي ديدند و مانند ساير اقشار مردم در انتظار گذر از مرحله بحران بودند.
طيف سوم : اين طيف كه قاطبه تشكل آن از افسران ارشد و امراي ارتش آن ايام بود به دليل داشتن مباني فكري عميق اسلامي و
برخورداري از دانش و تخصص بالا
از اهرم قدرت نيز تا حدي بر خوردار بودند
لذا به علت داشتن رابطه مخفيانه با علما و روحانيون در
بيرون از پادگانها و نيز داشتن فعاليتهاي زير زميني در صدد تغيير وضع حادث و محاط خود بودند و به صورت كاملا سري و غير
محسوس سعي در تنوير آموزه هاي ديني درافكار همگان داشتند به نحوي كه گاهي تا سطح كودتا و بر اندازي نيز پيش مي رفتند
از اين
نمونه مي توان سپهبد شهيد قرني را نام برد كه در سال 1337 در طرح ريزي يك كودتا شركت نمود ليكن در عمل موفق نشد و چندين بار
نيز به جرم رابطه با روحانيت دستگير شد.
از نمونه هاي ديگر اين قشر از ارتش مي توان به افرادي مثل شهيد نامجو
شهيد كلاهدوز
شهيد صياد شيرازي و شهيد اقارب پرست
اشاره نمود كه بعد از پيروزي انقلاب بن مايه و شاكله اصل سپاه را از حيث نيروي نرم افزار و سخت افزار طرح ريزي واجرا نمودند و در
طول سركوب آشوب هاي داخلي پس از انقلاب و نيز سالهاي دفاع مقدس نقش كليدي ايفا نمودند.
از خصوصيات بارز اين طيف بيگانه ستيزي و طاغوت ستيزي آنان بود كه آن را مرهون آموزه هاي ديني و رهنمود هاي حضرت امام
(ره )و ساير علما بودند.
نكته مهم اين است كه سه گروه مذكور پس از پيروزي انقلاب و حمله حكومت بعث عراق به ايران اسلامي در سالهاي دفاع مقدس به
همراه عزيزان بسيج و سپاه حماسه هاي جاويدي از خود خلق نمودند و مراتب اخلاص و وفاداري خود را به اسلام
مردم و ميهن
اسلامي نمايان ساختند و بسياري از آنان شهد شهادت نوشيدند.
طيف چهارم كه فرماندهان تراز اول ارتش را تشكيل مي دادند و تعداد آنان نيز انگشت شمار بودبه نسبت از دانش و تخصص بالايي
برخوردار بودند ليكن به ضرس قاطع وابسته به اجانب غرب و گاهي شرق بودند و در هژموني مهلكه آساي سه بت قدرت
شهرت و
ثروت گرفتار بودند از خصوصيات بارز اينان فساد اخلاق بود و جهت دست يابي به قدرت هرچه بيشتر كه زمينه ساز ثروت و فساد
بيشتر نيز مي شد بسيار متبحرانه با يكديگر رقابت مي نمودند و تمام مساعي و اهتمام خود را در جهت رضاي شاهنشاه پهلوي به كار
مي گماردند. بسيار واضح و ملموس است كه با تجميع چنين اقشاري در ارتش آن زمان ابتكار عمل از لايه هاي زيرين گرفته شده بود و
طيف فرماندهان نيز با استبداد و خودكامگي تام و تمام خود همه چيز را در دست داشت به نحوي كه حضرت امام (سره ) بارها در سخنان
خود تاكيد مي فرمودند : « بدنه ارتش سالم است و بالايي ها خراب و فاسداند »
شايان توجه است كه در قضيه سركوب تظاهراتها نقش اصلي را شهرباني و ژاندارمري عهده دار بودند و از آنجا كه در قانون اساسي
آن زمان ارتش ايران وظيفه دفاع از استقلال و تماميت كشور را بر عهده داشت لذا سركوب تظاهرات از جمله شرح وظايف ارتش نبوده
ليكن در مواقع حساس و اقتضائات خاص همانند سال 57 نقش پشتيباني از شهرباني و ژاندارمري را ايفا مي نموده است . كه جز در
مواردي نادر حتي تيراندازي نيز نمي نمودند در سال 57 پس از اجبار وتحكم فرماندهان رده بالا بسياري افراد از پادگانها فراري شده و
درخدمت حاضر نشدند و حتي با لباس شخصي به جرگه تظاهر كنندگان پيوستند . در 21 بهمن 57 جمعي از ارتشيان طي يك استفتا از
حضرت امام (سره ) تكليف خود در خصوص شرط وفاداري به شاه به علت سوگند به قرآن كريم در زمان اخذ سردوشي و درجه جويا
شدند كه حضرت امام (سره ) فرمودند « شكستن اين بيعت بر همه ارتشيان واجب است » . پس از انتشار اين فتوا در 22 بهمن سال 57 به
علت تمرد كاركنان ارتش از فرماندهان رده بالا و نيز فرار آنان از اماكن نظامي فرماندهان وقت دچار استيصال شدند. لذا پس از مذاكره اي
كه بين مهدي بازرگان با رئيس ستاد بزرگ ارتشداران و رئيس ساواك پيش آمد جلسه شوراي عالي فرماندهان ارشد ارتش اين بيانيه را با
امضا 26 نفر و از جمله سرلشكر جلال پژمان كه فرمانده وقت گارد شاهنشاهي بود در ساعت 10
30 صبح مورخه 22 بهمن سال 57
منتشر نمودند : « ارتش ايران وظيفه دفاع از استقلال و تماميت كشور عزيز ايران را داشته و تاكنون در آشوب هاي داخلي سعي نموده با
پشتيباني از دولت هاي قانوني اين وظيفه را به نحو احسن انجام دهد. ارتش ايران هميشه پشتيبان ملت شريف
نجيب و ميهن پرست
ايران بوده و خواهد بود و از خواسته هاي ملت شريف ايران با تمام قدرت پشتيباني مي كند » .
بديهي است چنانچه در كنه وقايع پيش آمده جستار و تعمق بيشتري شود يكي از پارامترهاي اصلي پيروزي انقلاب اسلامي اصل
همراهي ارتش در كنار مردم خواهد بود كه در 22 بهمن سال 1357 اين همراهي و هم دلي به بار نشست .
نعمت الله مصباح كيا

| | | |