بسم الله الرحمن الرحيم
دهه فجر انقلاب اسلامي
فرصتي براي ارزيابي جايگاه منطقه اي و جهاني انقلاب اسلامي نيز هست .
سير تحولات منجر به پيروزي انقلاب اسلامي
حتي پيش از سرنگوني رژيم ستم شاهي نيز
منشا تحولي بنيادي در انديشه و
روحيه و نگرش مردم شد و بنيانهاي تفكر و جهان بيني ملت ايران را آنچنان دگرگون ساخت كه خود را براي انجام يك تحول بنيادين در
ساختار حكومت آماده كردند. تصادفي نبود كه مردم براي تحقق آرمانهاي خود از شهادت استقبال مي كردند و پس از شكل گيري انقلاب و
استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي نيز در مقابل هر توطئه اي ايستادند و نگذاشتند انقلابي كه خودشان به وجود آورده اند
دچار
مشكل و بحران شود.
هنر بزرگ امام خميني (ره ) اين بود كه زمينه هاي ايجاد اين تحول را فراهم ساخت و به تربيت كادرهاي اصلي انقلاب همت گماشت و
افكار و انديشه هايش را براي سالها در ميان مردم و نسل انديشمندان متدين ترويج كرد تا آنكه نهايتا به شرايطي رسيديم كه طيف
نيروهاي معتقد به ديدگاههاي امام خميني (ره )
درباره ضرورت ورود به مرحله جديد مبارزاتي
به پيروي از امام حاضر بودند از جان و
مال خود بگذرند و پاي حرف خود بايستند تا اين مهم
تحقق يابد.
اكنون كه انقلاب اسلامي به بركت مجاهدت خستگي ناپذير به استقرار كامل نظام جمهوري اسلامي منجر شده و شاهد ثبات نظام و
رشد و بالندگي آن در صحنه هاي گوناگون هستيم
قاعدتا شيوه هاي سلوك با ديگران نيز به تناسب تغيير شرايط و تثبيت نظام بايستي
دستخوش تحولاتي بنيادين شود.
در مقايسه باتاريخ صدر اسلام
شرايط امروز ما بي شباهت به شرايط صدر اسلام در روزهاي « فتح مكه » نيست . وجود اشتراك زيادي
ميان اين دو نمونه وجود دارد و مهمترين برداشت منطقي از اين مقايسه اينست كه امروز روز تجلي رحمت و رافت اسلامي است و
ديگران هم بايد اين نكته را درك نمايند كه عزت و اقتدار نظام جمهوري اسلامي به نفع همه مسلمانان
تمامي همسايگان ما و تمامي
ملتهاي منطقه است .
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه دشمنان اسلام سعي دارند با معرفي ايران بعنوان يك « خطر »
همسايگان را از اقتدار روز افزون
ايران به هراس اندازند و چنين وانمود سازند كه گويا تثبيت نظام جمهوري اسلامي به زيان همسايگان ايران است !
حال آنكه نقش ايران بعنوان لنگر ثبات منطقه
امروزه مورد اعتراف دوست و دشمن قرار گرفته و مقامات واشنگتن عليرغم ميل
باطني خود بارها اعتراف كرده اند كه نقش و جايگاه ايران در منطقه در مسير تثبيت و آرامش و صلح در منطقه متجلي شده
است .
نكته مهمي كه تذكر آن به همسايگان ما مي تواند به تفاهم و تعامل بيشتر ميان ما و همسايگان ما بويژه همسايگان جنوبي ايران
منجر شود
اينست كه اگرچه قدرت روزافزون ايران در منطقه تثبيت شده
ولي دليلي ندارد كه آنها خود را در نقطه مقابل ايران تصور كنند
و در مسير تقابل با ايران قرار بگيرند كه از عواقب آن در هراس باشند.
در ماههاي اخير شاهد اظهارنظر رسمي برخي رژيمهاي عربي منطقه بوده ايم كه نسبت به اقتدار روزافزون ايران اظهار نگراني كرده اند
و حتي آنرا بعنوان « خطر » معرفي نموده اند.
شاه اردن حتي از تمايل ايران براي ايجاد « هلال شيعي » خبر داده و سعي كرده است كه ديگران را تحريك نموده و به خط تقابل با
ايران بكشاند و عليه طيف عظيم شيعيان در كشورهاي عربي
سمپاشي كند. تقريبا بلافاصله
شاهد اقدامات تحريك آميز آمريكا بوده ايم
كه با تلاش براي ايجاد فضاي « ايران ترسي » در منطقه در صدد تامين اهداف شوم خود بوده و هست . سفرهاي زنجيره اي « كاندوليزا
رايس » و « رابرت گيتس » به منطقه براي دامن زدن به جو ايران ترسي و سفر اخير جرج بوش براي بهره برداري از همين فضاي مسموم
اهداف و انگيزه هاي واشنگتن در اين زمينه را بازگو مي كند. اين بدان معني است كه سر نخ ماجرا به واشنگتن ختم مي شود و جنگ رواني
عليه ايران را آمريكا و صهيونيست ها سازماندهي كرده اند و به آن دامن مي زنند.
البته واكنش كشورهاي عرب در جريان سفر بوش
كاملا منطقي
عاقلانه و مدبرانه بود ولي مسئله اينست كه حتي همين رفتار
اعراب نيز متناسب با ابعاد سياست تهاجمي آمريكا در اين مقوله نبود و اين احتمال وجود دارد كه واشنگتن براي تكرار همين حركت و
اقدام خود در آينده وسوسه شود و كاملا مايوس نشده باشد.
در اينكه انقلاب اسلامي و جنبش هاي اسلامي در منطقه و نظام جمهوري اسلامي در مسير اقتدار روزافزون قرار گرفته اند
ترديدي
نيست . باز هم در اينكه آمريكا و صهيونيستها با تمامي وجودشان در نقطه مقابل ايران قرار دارند
شكي وجود ندارد اما نه تنها دليلي
ندارد كه همسايگان ما هم در نقطه مقابل ايران قرار بگيرند. و اقتدار اسلام و ايران را به زيان خود ارزيابي كنند
بلكه حتي لازم است با
درك بهتري از شرايط
براي تامين منافع ملي خود از فرصتهاي به وجود آمده در منطقه و دنياي اسلام
بيشترين بهره هاي ممكن را از
همكاري و همفكري با ايران اسلامي ببرند.
اقتدار ايران و بالاتر از آن اقتدار اسلام و مسلمين
يقينا به زبان هيچ يك از ملتها و دولتهاي اسلامي نيست و حتي باعث افزايش وزن
و اعتبار دولتهاي اسلامي و ملتهاي مسلمان شده و مي شود. طبعا اگر در كشوري اسلامي چنين ديدگاهي وجود ندارد و چنين برداشتي از
اوضاع منطقه نشده و نمي شود
اين به تلقي و رفتار آنها مربوط مي شود كه خود را همراه و همفكر ايران در تعاملات منطقه اي ارزيابي
نمي كنند و اين شبهه در ذهن دشمنان مشترك ما به وجود آمده كه مي توانند آنها را عليه ما تحريك نمايند و روي دشمني آنها عليه ايران
و حركت هاي اسلامي در منطقه حساب كنند. مسئله مي تواند از اين هم فراتر رود و كشورهاي اسلامي به بازوي مشتركي در جهت تامين
و تعميق اهداف و دستاوردهاي تاريخي دنياي اسلام تبديل شوند. بيائيد با نگاه بازتر و با ذهنيت مثبت تري به همين قضيه بنگريم . بوش
و دستيارانش تلاش مي كنند ايران را خطري براي همسايگانش معرفي كنند و سعي دارند همسايگان ما را به « خط تقابل و تشنج »
بكشانند. مخالفت و پاسخ ردي كه همسايگان ما به بوش در اين مقوله داده اند و مي دهند
اگرچه ارزشمند است ولي ايكاش رفتار
همسايگان ما در مسيري قرار بگيرد و « نهادينه » شود
كه دوست و دشمن شاهد همبستگي
پيوستگي و يكپارچگي مواضع كشورهاي
اسلامي و همسايگان ما باشند و نه تنها براي ايجاد تفرقه و اختلاف ميان ما وسوسه نشوند
كه حتي با تلخكامي احساس كنند كه همه ما
به « وحدت عملي » همسايگان و كشورهاي اسلامي در برخورد با مسائل منطقه اي و جهاني پايبنديم و در اين مسير اصولي گام
برمي داريم .
خوبست براي لحظه اي بينديشيم كه در صورت تحقق چنين وحدت رويه اي در ميان ايران و همسايگانش
آيا سرنوشت افغانستان و
عراق و لبنان و فلسطين در مسير صحيح خود قرار نمي گرفت و آيا همين وضعيت مفلوك كنوني ادامه مي يافت آيا « ناتو » براي حضور
در خليج فارس وسوسه مي شد و آيا در صورت وسوسه شدن
امكان حضور عملي در منطقه تحت عنوان تامين امنيت كشورهاي عرب
خليج فارس را پيدا مي كرد
هدف ما در اين مطلب
ملامت همسايگان نيست ولي آيا آنها ارزيابي واقع گرايانه و جمع بندي روشني از سرمايه گذاريهاي بدفرجام
خود در عراق و افغانستان و.... دارند سرمايه گذاريهاي نجومي اعراب در جهت تقويت و تجهيز صدام عليه ايران به چه نتايجي منجر
شد و چه كسي از آن سود برد به راستي اگر تصميم گيريهاي كلان كشورها در زمينه مسائل منطقه اي به سادگي يك خريد و فروش و
سرمايه گذاري مالي بود و سرمايه گذاران به زيان اقدامات قبلي خود واقف بودند
آيا باز هم براي تكرار همان تجربه وسوسه مي شدند
تلخ است ولي واقعيت دارد كه سرمايه گذاري هاي بدفرجام همسايگان ما در جهت تقابل عليه ايران و انقلاب اسلامي به زيان دنياي
اسلام تمام شد و همسايگان ما بيشترين زيان را در اين مقوله عليه خودشان رقم زدند. منطقه مي تواند و بايستي بتواند از گذشته درس
بگيرد و تجربه هاي گذشته را در ذهن بسپارد و با اطمينان خاطر نسبت به دستاوردهاي اقتدار روزافزون اسلام و ايران
دست دوستي و
برادري و همكاري ايران را بفشارد و يقين داشته باشد كه اقتدار ايران و نهضت هاي اسلامي به نفع تمامي كشورهاي اسلامي بوده
هست
و خواهد بود.

|