روزنامه جمهوري اسلامي 15/11/1386 صفحه سياسي
*****
خواب هاي اسرائيل براي حماس تعبير نشد!


  • نويسنده : فهمي هويدي
    با وجود تنفري كه از صهيونيست ها دارم ; ولي از آنها خيلي خيلي ممنونم كه با قطع برق و تشديد محاصره اقتصادي آن و نيز ممانعت از ارسال سوخت به نوار غزه مرتكب حماقتي شدند كه ماهيت واقعي شان را آشكار كرد دوستان شان را در تنگنا قرار داد و باعث سكوت بوق هاي تبليغاتي شان شد.
    وقتي ديدم كه يكي از همكاران من در تلويزيون با شور و هيجاني عجيب از حق حيات فلسطيني ها صحبت مي كند و اقدام اشغالگران صهيونيستي در گرسنه نگاه داشتن مردم فلسطين را محكوم مي كند به ياد داستان مردي افتادم كه با خشم و غضب فراوان راهي خط مرزي كشورش با « اسرائيل » شده بود. وقتي در هنگام بازجويي از او درباره دليل اين كارش پرسيدند گفت : وقتي شنيدم كه يهوديان حضرت مسيح (ع ) را به صليب كشيده اند ديگر نتوانستم خودم را كنترل كنم و تصميم گرفتم تا از يهوديان به خاطر ارتكاب اين جنايت زشت انتقام بگيرم .
    1 ـ خبر محاصره نوار غزه بعد از گذشت 48 ساعت از تصميم رژيم صهيونيستي مبني بر قطع برق وجلوگيري از ورود سوخت و آب به نوار غزه به مصر رسيد و اين در حالي است كه محاصره از زمان پاكسازي نوار غزه در اواخر خرداد سال گذشته (هشت ماه پيش ) آغاز شده و تا به امروز نيز ادامه دارد; به عبارت ديگر نوار غزه از تاريخ 1385 3 24 تاكنون با نبود دارو و غذا دست و پنجه نرم مي كند و خبري از وسايل لازم براي توليد كالاهاي صنعتي نيست تا جايي كه نوار غزه با گذشت زمان به جهنمي غير قابل تحمل مبدل شد كه يك و نيم ميليون فلسطيني در آن زندگي به سر مي بردند.
    طي آن ماه هايي كه روند محاصره گلوي فلسطينيان ساكن نوار غزه را در آرامش كامل مي فشرد جهان عرب و جامعه جهاني نسبت به حجم جنايتي كه در اين منطقه صورت مي گرفت غافل بودند و متاسفانه عرب ها در اين محاصره نيز مشاركت داشتند; ولي تصميم اخير رژيم صهيونيستي در خصوص قطع برق نوار غزه اين غافلان را از خواب بيدار كرد و ديگر كسي براي غفلت خود عذري نداشت .
    2 ـ قطع برق براي فلسطيني هايي كه محاصره و مجازات جمعي را بخشي جدايي ناپذير از پرونده سياه صهيونيست ها مي دانند و در طول شصت سال اشغالگري رژيم عبري رنج ها و محنت هاي بسياري را متحمل شده اند امري عادي به شمار مي رفت ; ولي اين اشغالگران قدس بودند كه غافلگير شدند زيرا غرور و نخوت آنان باعث شده بود تا از بيداري و آگاهي ملت فلسطين غافل باشند و گمان كنند كه اگر نوار غزه محاصره شود و تحت فشار قرار گيرد ساكنان آن عليه دولت حماس قيام مي كنند ولي آنچه كه در نوار غزه رخ داد باعث شگفتي صهيونيست ها شد. مردم اين منطقه هرگز عليه دولت حماس نشوريدند زيرا كاملا به اين نكته آگاه بودند كه اين رژيم عبري و همپيمانانش هستند كه مي خواهند حيات ملت فلسطين را به خطر بياندازند.
    نتايج پژوهشي كه اخيرا با محور سنجش افكار عمومي در نوار غزه انجام شده است نشان مي دهد كه بعد از قطعي برق محبوبيت حماس در نوار غزه از 39 % به 41 % رسيده است و از همين رو بود كه به جاي حماس تفنگ ها باز هم سينه دشمن را نشانه رفتند و مردم نيز رهسپار گذرگاه مرزي رفح شدند.
    روزنامه هاي صهيونيستي اخيرا گزارش دادند كه بر خلاف هميشه كارمندان عالي رتبه وزارت جنگ رژيم صهيونيستي تا واپسين ساعات قبل از شروع رسمي قطع برق غزه در دفتر خود وضعيت نوار غزه را دنبال مي كردند و چشم هاي شان به صفحه تلويزيون دوخته شده بود و گزارش هايي را تماشا مي كردند كه به صورت مستقيم از نوار غزه پخش مي شد و در همين حين گزارش هاي دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي را نيز بررسي مي كردند.
    اقدام كارمندان عالي رتبه وزارت جنگ رژيم اشغالگر قدس در پيگيري دقيق اخبار و گزارش ها به خاطر پيش گويي هاي ايهود باراك وزير جنگ اين رژيم بود. باراك پيش بيني كرده بود كه ساكنان نوار غزه بعد از قطع سوخت مورد نياز نيروگاه هاي توليد برق اين منطقه توسط « اسرائيل » تظاهرات گسترده اي را عليه دولت حماس به راه خواهند انداخت . دستگاه هاي امنيتي صهيونيستي نيز انتظار داشتند كه ملت فلسطين دولت حماس را مسئول قطعي برق بداند و همان طور كه ايهود اولمرت نخست وزير رژيم اشغالگر قدس در سخنراني خود در برابر حزب كاديما گفته بود فشارهاي اقتصادي به فلسطيني هاي ساكن نوار غزه در جهت سوق دادن آنها به سمت نظام حماسي موجود در اين منطقه صورت مي گرفت .
    مقامات رژيم اشغالگر قدس در حال و هواي پيش بيني و پيش گويي بودند كه شبكه هاي تلويزيوني اين رژيم با پخش گزارش هاي مستقيم از نوار غزه اميد اولمرت وكاركنان عالي رتبه وزارت جنگش را به نااميدي مبدل ساخت ; چرا كه تظاهراتي عظيم در نوار غزه كرانه باختري و جهان عرب برگزار شد ولي نه عليه حماس بلكه عليه « اسرائيل » بود.
    « يارون لندن » تحليلگر بنام صهيونيستي مي گويد : « به دنبال برپايي راهپيمايي هاي گسترده عليه اسرائيل در نوار غزه كرانه باختري و كشورهاي عربي اين نكته براي تل آويو مبرهن شد كه هر چقدر بر فشار خود عليه فلسطينيان بيافزايد و در توجيه اين فشار حاكميت حماس بر نوار غزه را بهانه كند حمايت فلسطينيان از حماس و دولت وابسته اش بيشتر مي شود » .
    3 ـ قاهره نيز با واقعنگري و درايت خاصي با مسئله شكسته شدن ديوار مرزي رفح و ورود فلسطيني ها به شهرهاي مصري برخورد و در ابتدا اعلام كرد كه اين وضعيت موقتي است و بعد از آن فتح و حماس را براي گفتگو در خصوص سرنوشت گذرگاه فراخواند.
    اساسا بنده از موضعي كه مقامات مصري در قبال مسئله گذرگاه اتخاذ كرده اند نگران نيستم ;ولي هراسم از اين است كه برخي طرف ها از طريق ايجاد شكاف ميان مصر و دولت حماس مخفي كردن واقعيت ها و انتشار اطلاعات دروغ در جهت تخريب جو مثبت حاكم بر مواضع دولت مصر برآيند. به عنوان نمونه بگويند كه اقدام فلسطينيان ساكن نوار غزه در شكستن گذرگاه رفح تجاوز به تماميت ارضي مصر محسوب مي شوند و دولت حماس با اين كارها قصد دارد مصر را در تنگنا قرار دهد و مجبور به پذيرش خواسته هايش بكند و يا اينكه افراد مسلح عضو حماس به نيروهاي امنيتي مستقر در خط مرزي حمله كرده اند و 36 تن از آنان را زخمي كرده اند .
    طرح ادعاهاي فوق ـ چه از سر كوته بيني باشد و چه در جهت تلاش براي ايجاد اختلاف ميان مصر و دولت حماس ـ تماما همسو با ادعاهاي رژيم اشغالگر قدس است مبني بر اينكه گشودن گذرگاه باعث ورود تروريست ها به مصر مي شود و به آنها اجازه مي دهد تا به قاچاق اسلحه به نوار غزه اقدام ورزند.
    به اعتقاد بنده كساني كه چنين ادعاهايي را در مورد گشودن گذرگاه رفح مطرح مي كنند به طور كلي فاجعه انساني كه در نوار غزه جريان دارد را ناديده مي انگارند و فراموش مي كنند كه هفت ماهي است گذرگاه هاي مرتبط با نوار غزه كاملا بسته مانده است و حال آنكه پيش از آن در هر روز 800 كاميون از خارج وارد نوار غزه مي شد و نيازهاي ضروري ملت فلسطين را تامين مي كرد .
    اگر به وضعيت يك و نيم ميليون شهروندي كه طي هشت ماه گذشته در بدترين شرايط ممكن به سر مي بردند نگاهي بياندازيم به راحتي مي توانيم دليل اينكه چرا ساكنان نوار غزه اقدام به شكستن ديوار مرزي كردند و براي تامين نيازهاي انساني خود كه مدت ها از آن محروم بودند راهي شهرهاي مصري شدند.
    بنده منكر درگيري هايي نيستم كه در خط مرزي ميان فلسطيني ها و مرزبانان مصري رخ داده است ;ولي به اعتقاد بنده بايد به دنبال كساني گشت كه عامل اين تحريك و درگيري بوده اند تا اينكه بزرگنمايي در مورد مسائل صورت نگيرد و انگيزه هاي واقعي از حركت فلسطينيان ساكن نوار غزه به سمت خط مرزي پنهان نماند.
    از زبان يك فرهيخته مصري شنيدم كه مي گفت حماس و جنبش جهاد اسلامي با حملات موشكي دائم خود به شهرك هاي صهيونيست نشين به عنوان عامل محاصره نوار غزه به شمار مي روند. بي ترديد ديدگاه اين فرد فرهيخته همسو با توجيهاتي است كه اشغالگران قدس در خصوص اقدام خود در محاصره نوار غزه دارند;ولي ملت فلسطين هرگز فريب اين اظهارات را نخورده و نمي خورد.
    درست است كه مبارزان عضو حماس و جهاد اسلامي گهگاه موشك هايي را به سمت مواضع صهيونيستي رها مي كنند; ولي بيشتر افراد اين نكته را از ياد برده اند كه حملات موشكي مذكور پاسخي به حملات شبانه روز اشغالگراني است كه به قتل مردم فلسطين اقدام مي ورزند. آنها كه حملات موشكي مقاومت را عامل محاصره مي دانند اين نكته را از ياد برده اند كه حماس و جهاد خود را ملزم به آتش بس نشان دادند ولي اين صهيونيست ها بودند كه به روند حملات خود تداوم بخشيدند.
    جماعتي كه حماس را مسئول محاصره مي دانند فراموش كرده اند كه اين جنبش اجراي طرح آتش بس متقابل چندين ساله را پيشنهاد كرد ولي اين پيشنهاد با مخالفت صهيونيست ها رو به رو شد;زيرا اشغالگران قدس به دنبال آتش بسي هستند كه در آن تنها مقاومت فلسطين دست به حمله نزند ولي دست ارتش عبري براي انجام هر جنايتي باز باشد و صد البته كه هيچ انسان عاقلي با ذره اي از كرامت انساني چنين چيزي را نمي پذيرد.
    برخي ها مي گويند كه مصر به خاطر اقدام اهالي نوار غزه در شكستن ديوار مرزي و ورودشان به اين كشور در تنگنا قرار گرفته است ; چرا كه اين اقدام با توافقات مربوط به گذرگاه ها كه در سال 1384 ميان فلسطيني ها و صهيونيست ها به امضا رسيد در تناقض كامل است . بر اساس مفاد توافق نامه گذرگاه ها كه محمد دحلان نمايندگي طرف فلسطيني را در هنگام امضايش به عهده داشت و به رژيم صهيونيستي اختيار هرگونه اقدامي عليه اهالي نوار غزه را داده بود نمايندگان اتحاديه اروپا بايد هنگام باز بودن گذرگاه حاضر باشند و كار نظارت را به عهده گيرند.
    به اعتقاد بنده مصر هرگز از رهگذر شكسته شدن ديوار مرزي و ورود فلسطيني ها به خاكش در تنگنا واقع نشده ;زيرا اين كشور هرگز به عنوان طرف امضا كننده توافق نامه مربوط به گذرگاه ها نبوده است . ضمنا رژيم اشغالگر قدس آخرين طرفي است كه حق صحبت كردن در مورد ضرورت پايبندي به توافق نامه گذرگاه را دارد; زيرا خود به هيچ گونه توافق نامه اي كه با طرف فلسطيني امضا كرده پايبند نبوده است . رژيم صهيونيستي به جز به قطع نامه مربوط به تقسيم فلسطين و تشكيل « اسرائيل » (صادره به سال 1948 ) به هيچ وجه خود را ملزم به اجراي قطع نامه ها و مصوبات مجمع عمومي سازمان ملل متحد نمي داند. از سوي ديگر مصر نيز مي تواند بگويد كه نوار غزه يكي از فاكتورهاي امنيت ملي اش به شمار مي رود و نمي تواند در مقابل فاجعه انساني كه در نتيجه اقدامات رژيم اشغالگر قدس در اين منطقه جريان دارد سكوت اختيار كند. تقاضاي رژيم صهيونيستي از مصر براي مشاركت در محاصره نوار غزه و گرسنه نگاه داشتن مردم اين منطقه در واقع يك جنايت واقعي است كه اشغالگران قدس از كشورهاي مختلف مي خواهد تا در انجام آن شريك باشند.
    4 ـ پس چه بايد كرد مصر جنبش فتح و حماس را به گفتگو جهت حل مسائل فراخوانده است . فراخوان مصر براي گفتگو با استقبال حماس رو به رو شد; ولي رهبران تشكيلات خودگردان در رام الله در ابتدا به صورت غير مستقيم با اين پيشنهاد مخالفت (اگر چه روز چهار شنبه گذشته در اثر فشارهاي مصر و عربستان در قاهره با هييتي از حماس به مذاكره نشست ) تاكيد كرده بودند كه بايد وضعيت غزه به ما قبل خرداد 1386 باز گردد و حماس ـ به گفته ابومازن ـ بايد از اقدام « كودتاگرانه » خود دست بردارد . (توجه داشته باشيد ابومازن با وجود جنايت هايي كه اشغالگران قدس در حق ملت بي پناه فلسطين انجام مي دهند به هيچ وجه شرطي را براي گفتگو با آنان نمي گذارند.)
    عبارت « كودتا در نوار غزه » دروغي است كه بوق هاي تبليغاتي در جهت انتشار آن مي كوشند تا به نوعي جدايي ميان فتح و حماس و به شكست كشاندن تجربه تشكيل دولت وحدت ملي را توجيه كنند. ضمنا برخي از مقامات تشكيلات خودگردان نيز با استفاده از اين عبارت مي خواهند از زير بار مشاركت سياسي با جنبش حماس برهند و در جهت سازش تحميلي رژيم صهيوينستي گام بردارند.
    بنده خود يكي از كساني بودم كه از همان زمان بروز رخدادهاي خرداد 1386 خواستار تشكيل كميته حقيقت ياب براي بررسي آنچه كه ابومازن از آن با نام كودتا ياد مي كند شدم . به نظر نگارنده چيزي كه در نوار غزه رخ داد اقدام يك دولت منتخب براي كنترل اقدامات آشوب طلبانه دستگاه هاي امنيتي بود كه از زمان اعلام نتايج انتخابات در سال 1385 در جهت سنگ اندازي در مسير فعاليت دولت و گسترش ناامني كار مي كردند.
    دولت منتخب فلسطين بعد از متوقف كردن اقدامات آشوب طلبانه نيروهاي امنيتي هيچ گونه تعرضي به ديگر نهادها از جمله رياست تشكيلات خودگردان نكرد و همين امر پرسش هاي جدي را در مورد صحت ادعاي ابومازن مبني بر بروز كودتا در نوار غزه ايجاد مي كند. بنده معتقدم كه اگر كميته حقيقت يابي تشكيل و تحقيقات لازم را در خصوص رخدادهاي ژوئن غزه انجام مي داد مشخص مي شد كه اين عناصر وابسته به تشكيلات خودگردان بودند كه عليه دولت مشروع فلسطين كودتا كردند.
    تا جايي كه مي دانم ابومازن هرگز با حماس گفتگو نخواهد كرد و بحث پوزش حماس بابت كودتايش در نوار غزه تنها يك سرپوش براي قطع نگاه داشتن رابطه با اين جنبش است و كساني كه پيگير اخبار فلسطين هستند مي دانند كه آمريكا و رژيم صهيونيستي حمايت خود از تشكيلات خودگردان را منوط به قطع رابطه اش با حماس كرده اند و اظهارات صريح سه هفته پيش بلر گواهي بر اين مدعا است . توني بلر در گفتگويي ويژه با يكي از دوستان به صراحت اشاره كرده بود كه تداوم ارتباط آمريكا و « اسرائيل » با ابومازن مشروط به قطع نگاه داشتن رابطه با حماس است .
    در شرايط كنوني هيچ راه حلي براي مسئله گذرگاه وجود ندارد مگر آنكه مصر و دولت حماس با هم به توافق برسند توافقي كه با هدف حل فاجعه انساني در نوار غزه از طريق گشودن گذرگاه رفح جهت واردات كالا و نيازهاي اساسي به نوار غزه و همچنين خروج بيماران نيازمند درمان باشد; البته اين ورود و خروج بايد تحت نظارت نيروهاي امنيتي مصري و پليس نوار غزه از سوي ديگر باشد.
    طي آن ماه هايي كه روند محاصره گلوي فلسطينيان ساكن نوار غزه را در آرامش كامل مي فشرد جهان عرب و جامعه جهاني نسبت به حجم جنايتي كه در اين منطقه صورت مي گرفت غافل بودند و متاسفانه عرب ها در اين محاصره نيز مشاركت داشتند; ولي تصميم اخير رژيم صهيونيستي در خصوص قطع برق نوار غزه اين غافلان را از خواب بيدار كرد و ديگر كسي براي غفلت خود عذري نداشت
    اشغالگران قدس گمان مي كردند كه اگر نوار غزه محاصره شود و تحت فشار قرار گيرد ساكنان آن عليه دولت حماس قيام مي كنند ولي آنچه كه در نوار غزه رخ داد باعث شگفتي صهيونيست ها شد. مردم اين منطقه هرگز عليه دولت حماس نشوريدند زيرا كاملا به اين نكته آگاه بودند كه اين رژيم عبري و همپيمانانش هستند كه مي خواهند حيات ملت فلسطين را به خطر بياندازند
    « يارون لندن » تحليلگر بنام صهيونيستي مي گويد : « به دنبال برپايي راهپيمايي هاي گسترده عليه اسرائيل در نوار غزه كرانه باختري و كشورهاي عربي اين نكته براي تل آويو مبرهن شد كه هر چقدر بر فشار خود عليه فلسطينيان بيافزايد و در توجيه اين فشار حاكميت حماس بر نوار غزه را بهانه كند حمايت فلسطينيان از حماس و دولت وابسته اش بيشتر مي شود »
    اگر به وضعيت يك و نيم ميليون شهروندي كه طي هشت ماه گذشته در بدترين شرايط ممكن به سر مي بردند نگاهي بياندازيم به راحتي مي توانيم دليل اينكه چرا ساكنان نوار غزه اقدام به شكستن ديوار مرزي كردند و براي تامين نيازهاي انساني خود كه مدت ها از آن محروم بودند راهي شهرهاي مصري شدند
    درست است كه مبارزان عضو حماس و جهاد اسلامي گهگاه موشك هايي را به سمت مواضع صهيونيستي رها مي كنند; ولي بيشتر افراد اين نكته را از ياد برده اند كه حملات موشكي مذكور پاسخي به حملات شبانه روز اشغالگراني است كه به قتل مردم فلسطين اقدام مي ورزند
    جماعتي كه حماس را مسئول محاصره مي دانند فراموش كرده اند كه اين جنبش اجراي طرح آتش بس متقابل چندين ساله را پيشنهاد كرد ولي اين پيشنهاد با مخالفت صهيونيست ها رو به رو شد;زيرا اشغالگران قدس به دنبال آتش بسي هستند كه در آن تنها مقاومت فلسطين دست به حمله نزند ولي دست ارتش عبري براي انجام هر جنايتي باز باشد و صد البته كه هيچ انسان عاقلي با ذره اي از كرامت انساني چنين چيزي را نمي پذيرد