بسم الله الرحمن الرحيم
پيامدهاي انتشار متن نهائي گزارش كميته تحقيق دولتي اسرائيل (وينوگراد)
همچنان ادامه دارد . اين گزارش 600 صفحه اي
مشخصا
تمامي علل و عوامل موثر در شكست سنگين ارتش صهيونيستي در جنگ 33 روزه عليه حزب الله را فهرست كرده و به نظر مي رسد
تاثيرات مهمي در جهت متزلزل ساختن پايه هاي رژيم صهيونيستي برجاي خواهد گذاشت .
شدت و دامنه زلزله سياسي در اسرائيل به حدي است كه گروههاي يهودي و طيف مخالفان اولمرت معتقدند وي بايستي مسئوليت
شكست سنگين اسرائيل در اين جنگ 33 روزه را بپذيرد و از قدرت كناره گيري كند . البته اين احتمال وجود دارد كه تظاهرات اخير با
انگيزه هاي خاصي سازماندهي شده و هدف آنست كه بر روي شكست عظيم رژيم صهيونيستي سرپوش بگذارند و با هدف گيري عليه
اولمرت و دستيارانش سعي دارند آنرا « يك اشتباه » تلقي كرده و آثار آنرا در محدوده دولت و عليه شخص « اولمرت »
مهار كنند تا
« شكست استراتژيك رژيم صهيونيستي » معرفي نشود.
با بررسي اجمالي گزارش « وينوگراد » اين احتمال تقويت مي شود كه حتي تنظيم كنندگان گزارش هم
در عين انعكاس ديدگاههاي خود
سعي داشته اند از پذيرش يك « شكست تاريخي و استراتژيك » امتناع كنند و آنرا « خطاي اولمرت » معرفي نمايند. اين
جدي ترين نقطه
مشترك در تدوين گزارش نهائي « وينوگراد » است كه با انتشار متن گزارش
تيرهاي اتهام به سوي دولت اولمرت شليك شود و « شكست
رژيم صهيونيستي » تحت الشعاع شكست اولمرت قرار گيرد.
گزارش وينوگراد
لايه هاي پنهاني دارد كه درك آنها به ما كمك مي كند تا تصوير مناسب تري از اوضاع منطقه و بحران سياسي رژيم
صهيونيستي داشته باشيم و به جمع بندي اطمينان بخشي در اين مقوله دست يابيم .
رئوس اصلي و عصاره گزارش كنوني
ماهها پيش در اختيار افكار عمومي قرار گرفته بود و به همين جهت گزارش فعلي به منزله
نسخه كاملي از گزارش اوليه تلقي مي شود كه طي آن « ايهود اولمرت » نخست وزير
ژنرال « دان حالوتص » رئيس ستاد ارتش صهيونيستي
و « عميرپرتز » وزير جنگ رژيم صهيونيستي بعنوان عاملان اصلي شكست ارتش اين رژيم در جنگ 33 روزه معرفي شدند . غيراز
اولمرت
دو تن ديگر بلافاصله وادار به كناره گيري شدند و اولمرت با قرباني كردن دستيارانش سعي داشت عمر سياسي خود را تضمين
كند ولي طوفان سياسي اخير بقدري عظيم است كه اولمرت ديگر نمي تواند پست سر كسي مخفي شود و مستقيما در معرض تهاجم
تبليغاتي مخالفين قرار دارد.
بعلاوه
اعضاي كميته وينوگراد با انتشار نتايج ارزيابي خود طي دو مرحله سعي داشته اند افكار عمومي را بررسي نمايند و در مرحله
اول
ديدگاههاي خود را براي آماده سازي جامعه صهيونيستي
منتشر سازند تا آثار و تبعات انتشار گزارش نهائي را به حداقل برسانند. اين
بدان معني است كه صهيونيست ها با دو مرحله اي كردن انتشار گزارش
در صدد ارزيابي نتايج و بازتابها برآمده اند تا در برابر عواقب انتشار
گزارش نهائي
كاملا غافلگير نشوند.
علاوه بر اين
شكست تاريخي رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه به قدري محرز است كه آثار و تبعات آن به درستي قابل
پيش بيني بود. به عبارت بهتر حتي بدون استناد به گزارش گروه تحقيق وينوگراد هم
كاملا مشخص بود كه آنچه رخ داده
بزرگترين
شكست تاريخ در طول دوران موجوديت نامشروع اين رژيم بوده است . بدين ترتيب سئوال اينست كه چرا صهيونيست ها به تشكيل
گروه تحقيق دولتي وينوگراد پرداخت و از تشكيل آن چه اهدافي را مدنظر داشت و نتايج انتشار اين گزارش تحقيق چيست
براي درك مسئله و يافتن پاسخ اين 3 سئوال
لازم است به اين نكته توجه كنيم كه گزارش نهائي وينوگراد
دو بخش « قابل انتشار » و
« غيرقابل انتشار » داشته و دارد. بخش قابل انتشار آن براي جهت دادن به اهداف و برنامه هاي رژيم صهيونيستي در سطح افكار عمومي
مورد توجه بوده و بخش غيرقابل انتشار آن براي تعيين استراتژي صهيونيست ها در حال و آينده
مد نظر قرار گرفته است . بدون شك
هدف رژيم صهيونيستي از تشكيل كميته وين
وگراد
اعتراف به شكست اين رژيم نبوده است بلكه با در نظر گرفتن محتواي گزارش قاعدتا صهيونيستها سعي داشته اند چنين وانمود
كنند كه گويا ارتش صهيونيستي قادر به كسب پيروزي بوده ولي « اولمرت »
« عمير پرتز » و ژنرال « دان حالوتص » افراد ضعيفي براي اداره
ارتش و دولت بوده اند و نتوانسته اند از ابزارهاي موجود به درستي استفاده كنند. به عبارت ديگر
رژيم صهيونيستي در صدد سرپوش
گذاشتن بر شكست تاريخي عظيم و جلوگيري از علني شدن « ناتواني مطلق » خود برآمده و اين اصلي ترين انگيزه هدف تشكيل كميته
وينوگراد است كه براي احياي افسانه شكست ناپذيري اسرائيل وارد عمل شود.
اما چرا گزارش وينوگراد باچنين تاخير زماني بزرگي منتشر شده اين مسئله به سياست دفع الوقت مربوط مي شود كه اسرائيل اميدوار
بوده با طولاني كردن دوران تحقيق
فرصتي براي جبران خسارات جنگ 33 روزه فراهم كند ولي اين هدف محقق نشده است .
در واقع صهيونيست ها با گشودن دو جبهه در لبنان و غزه
سعي كردند با انتقال كانون بحران
از تل اويو به غزه و لبنان
حاشيه امنيتي
مورد نظر را براي اسرائيل فراهم سازند ولي كودتاي محمود عباس با شكست مواجه شد و نتايج معكوسي را به بار آورد. بدين ترتيب
« ابومازن » به كمك جناح خائن فتح نتوانست انتقام شكست اسرائيل را از حماس بگيرد و خود نيز شكست خورد و اكنون به معضل
تازه اي براي رژيم صهيونيستي مبدل شده است .
بعلاوه صهيونيست ها به كمك « فواد سينيوره » و حتي بهره گيري از بحران سازي توسط گروهك « فتح الاسلام » نيز نتوانستند به
اهدافشان در لبنان برسد ولي هنوز هم مانع آرامش و ثبات لبنان است و نمي گذارد لبنان به دستاوردهاي طبيعي پيروزي حزب الله بطور
كامل برسد.
آنچه اين پديده ها را بهتر قابل درك مي سازد
اقدامات ايذائي اسرائيل در ماه هاي اخير در غزه و لبنان است كه با آگاهي از زمان انتشار
گزارش نهائي وينوگراد
تعمدا به بحران لبنان دامن زده و با محاصره غزه سعي كرده است نظرها را از تل آويو به سوي غزه و لبنان منحرف
سازد.
شكست تاريخي اسرائيل از حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه
از اين بابت بزرگترين شكست در طول تاريخ موجوديت رژيم
صهيونيستي محسوب مي شود. چرا كه اولا اسرائيل در طول اين جنگ با يك « ارتش منظم و كلاسيك » روبرو نبود و در مقابل جمعي از
نيروهاي جان بركف حزب الله
به زانو درآمد. ثانيا به هيچ يك از اهداف خود نرسيد و نتوانست اسراي خود را از دست حزب الله رها كند
و در عوض صدها تن از نيروهايش را از دست داد و بزرگترين ضربه هاي تاريخي در عمق خاك اسرائيل را دريافت كرد. ثالثا حمايت
آمريكا
انگليس و ساير قدرت هاي غربي هم نتوانست كمكي به اشغالگران بكند و فقط ابعاد شكست و ناتواني اسرائيل را بيشتر ساخت
و تلفات اسرائيل را سنگين تر نمود.
نكته مهمتر و حياتي تر اينكه ارزش و اعتبار حزب الله لبنان و نيروهاي مقاومت اسلامي را افزونتر كرد و به دوست و دشمن ثابت
كرد كه حزب الله لبنان در قلب مردم لبنان اعم از مسلمان و مسيحي
نفوذ دارد و هر لبناني آزاده اي از هر فرقه و گروه و ديني كه باشد
مقاومت اسلامي لبنان را سمبل شرافت و عزت و اقتدار لبنان مي داند.
اين بزرگترين افتخاري است كه ملت لبنان در طول تاريخ معاصر براي خود كسب كرده و نشان داده است كه حتي اگر اشغالگران شرور
و حاميان وقيح آنها براي تامين اهداف ناپاك خود
به هر جنايتي هم متوسل شوند
باز هم استقامت در برابر دشمنان شرور و توكل به
خداي بزرگ
راه نجات ملتها براي كسب استقلال
سربلندي و غرور ملي است و تنها از اين راه است كه مي توان دشمن را ناكام ساخت و
به زانو درآورد. گزارش رسمي كميته تحقيقات دولتي اسرائيل
از اين بابت به منزله « سند پيروزي حزب الله » يعني سند پيروزي مقاومت
اسلامي در لبنان و منطقه است .

|