روزنامه جمهوري اسلامي 09/11/1386 صفحه سياسي
*****
ماموريت ويژه « ژنرال رابرت هايزر »
كودتا در شب 22 بهمن


  • نويسنده : سيدمحمدهاشم پور يزدانپرست بخش نخست
    مقدمه :
    يكي از نقاط مبهم انقلاب سفر ظاهرا يكماهه ژنرال رابرت هايزر در آخرين ماه پيروزي انقلاب اسلامي به ايران ميباشد. با توجه به اينكه او ظاهرا در اولين روز برگزاري كنفرانس گوادلوپ به ايران سفر كرده است ميان ماموريت او و اين كنفرانس نكاتي در منابع مختلف بيان شده است . در مقاله زير به بررسي اين ماموريت واهداف آن ورابطه ميان ماموريت او با اين كنفرانس پرداخته ميشود.
    كنفرانس گوادلوپ
    در تاريخ 14 دي ماه 1358 (4 ژانويه 1979 ) 4 روز پس از شروع سال نو مسيحي كنفرانسي دو روزه در جزيره « گوادلوپ » واقع در شرق درياي كارائيب كه در غرب اقيانوس اطلس واقع شده و متعلق به فرانسه است برقرار شد. در اين كنفرانس كه به ابتكار ژيسكاردستن رئيس جمهور فرانسه برگزار شده بود سران چهار كشور آمريكا انگليس فرانسه و آلمان پيرامون مهمترين مسائل جهاني ذينفع از جمله جنگ در كامبوج خشونت در آفريقاي جنوبي (كه تحت حاكميت رژيم آپارتايد اداره ميشد) خطرات روزافزون حضور شوروي در خليج فارس براي منافع غرب كودتا در افغانستان وضعيت يمن جنوبي و گسترش انقلاب در ايران مورد بررسي قرار گرفت . ژيسكاردستن بدليل حضور امام در پاريس در رابطه با مسائل مورد بحث ايران نقش كليدي در اين كنفرانس بازي نموده است و حتي پيام سران شركت كننده در اين كنفرانس توسط وزير خارجه او به سمع امام مي رسد. حجت الاسلام هادي غفاري در(كتاب خاطرات خود چاپ حوزه هنري در صفحه 340 ) از اين جريان پرده برداشته است .
    « روز 18 دي مطابق 18 ژانويه و در حالي كه دو روز از پايان كنفرانس گذشته بود و در روز پاياني همين كنفرانس نيز رسما بختيار بر سر كار آمده بود دو نفر از اعضاي وزارت خارجه فرانسه از سوي ژيكاردستن و جيمي كارتر در حالي كه حامل پيام محرمانه اي براي امام بوده اند به ملاقات ايشان مي آيند و عليرغم تعهدات و قراردادهاي بين المللي رسما در امور ايران دخالت كرده و از امام ميخواهند چون ما از دولت بختيار حمايت خواهيم كرد بهتر است حضرت آيت الله از دولت بختيار حمايت كنند و يا حداقل سكوت نمايند و بهتر است حضرت آيت الله براي رفتن به ايران عجله ننمايند و بدنبال آن امام را بطور ضمني تهديد به كشتار گسترده نمودند » امام نيز با ديد الهي خود و با اصرار آنان بر حفظ بختيار و تعويق بازگشت به ايران از توطئه عظيمي كه در شرف وقوع بوده است مطلع و از همان روز بر غير قانوني بودن دولت بختيار و بازگشت به ايران پافشاري مي نمايند و آنان را در برابر عمل انجام شده قرار داده و تمام طرحها و نقشه هاي آنان را نقش بر آب مي سازند و نهايتا نيز پس از بازگشت به ايران دولت بختيار را متزلزل و كودتاي خام و نپخته آنان را با شكست حتمي مواجه ساخته و انقلاب را به پيروزي مي رسانند و برخلاف ميل ابرقدرتها جزيره ثبات و جزيره ثروت و منفعت هاي انبوه باد آورده و پايگاه حاكميت آنان بر منطقه استراتژيك خاورميانه را از چنگال آنان بيرون آورده و ملت ايران را به استقلال و آزادي رسانده و حكومتي متكي به آرا و اعتقادات اسلامي آنان را بنيان مي گذارند.
    اطلاعات جسته و گريخته و متناقضي در خاطرات نوشته شده توسط سران اين كنفرانس بعدا منتشر شده است . اما آنچه مي توان از مجموعه اطلاعات در مورد ايران مي توان بدست آورد اينست كه آنان به علت قدرت و عظمت و فداكاري ملت ايران و امام و اصرار آنان بر خروج شاه از ايران و متزلزل بودن روحيه شاه به علت راهپيمايي بزرگ روز عاشورا وشكست طرح كشتار مردم طي آن (كه با فداكاري 3 تن از محافظين خود شاه با شكست مواجه شد و نشان داد كه او نمي تواند نه تنها به ارتش بلكه به گارد جاويدان خود نيز اعتماد بنمايد) راهي جز تمكين به اين خواست در برابر خود نيافته اند. ترس از دست دادن ايران و خطراتي كه اين امر براي منافع آنان داشته است . موجب مي شود كه از مواضع گذشته خود در حمايت از شاه عقب نشيني نموده و تن به قبول يك دولت جانشين بدهند تا بتوانند آتش انقلاب را خاموش و مجددا شاه را به اريكه قدرت بازگردانند و منافع خود را حفظ نمايند.
    در اين كنفرانس به علت اهميت مسائل ايران و آنچه قرار بود براي جلوگيري از پيروزي انقلاب صورت بگيرد آخرين تصميمات و توافقات و هماهنگي ها در اين رابطه اتخاذ مي گردد. اين تصميمات حدود دو هفته قبل از كنفرانس گوادلوپ و پس از مسجل شدن شكست دولت ازهاري گرفته شده و مقداري از آن نيز به اجرا درآمده بود.
    اين تصميمات عبارتند از :
    1 ـ شاه كه اينك بعنوان نقطه وحدت مخالفين درآمده است و نوك تيز حمله به سوي اوست موقتا بايد از ايران خارج شود .
    2 ـ با توجه به اينكه ارتش شديدا وابسته به شاه تربيت شده است و با خروج شاه و با نفوذي كه امام در ارتش پيدا نموده است به زودي از هم خواهد گسيخت (آنهم با توجه به اينكه قرار بود همراه شاه تعدادي از سران ارتش نيز خارج شوند) لذا بايد از خروج رهبران ارتش جلوگيري و انسجام ارتش را حفظ نمود.
    3 ـ جهت سركوب انقلاب و تصفيه رهبران آن بايد ارتش آماده يكي از خونينترين كودتاهاي تاريخ گردد .
    4 ـ بايد با ايجاد اصلاحات ظاهري مختلف انسجام نيروهاي مخالف به هم زده شود و با دادن خواستهاي مقطعي به بعضي از اقشار آنها آنان را از صفوف انقلاب جدا ساخت و اعتصابات كه كشور را فلج نموده است را خاموش نمود.
    5 ـ به علت نياز به فرصت كافي براي انجام اين امور بازگشت امام به تاخير بيفتد .
    6 ـ يكي از بلند پايگان نظامي آمريكا كه از اوضاع ايران و ارتش آن مطلع باشد براي اداره ارتش و جلوگيري از هم پاشيدگي آن پس از خروج شاه و مهيا نمودن آن براي كودتاي خونين به ايران اعزام گردد. اين شخص وظيفه داشت ضمن حفظ سلاح هاي استراتژيك كه در اختيار شاه گذاشته شده بود و نيز حفظ دستگاههاي پيچيده جاسوسي آمريكا در پايگاه هاي مخفي و آشكار آمريكا در ايران قراردادهاي مهم و كلان نظامي را ظاهرا بدست دولت جديد لغو نمايد و زمينه خروج ده ها هزار مستشار آمريكايي و خانوادههاي آنان را كه در ارتش ايران حضور داشتند و در صورت شكست كودتا مي توانست بعنوان گروگان نيروهاي انقلابي ضربات عظيم و غيرقابل جبراني به منافع آمريكا وارد سازد را فراهم آورد.
    7 ـ دولتي انقلابي نما اما كاملا وابسته و حتي در ظاهر مخالف آمريكا با دادن وعده اصلاحات مورد نظر مردم انقلاب را دچار انشقاق نموده و رهبري آن را از دست رهبران آن خارج ساخته و زمينه فروكش كردن و سرد نمودن انقلاب را فراهم نمايد. (تلاش چند ماهه راديو بي بي سي براي چهره سازي و رهبرسازي در كنار امام و به اصطلاح خط موازي سازي كه عمدتا از چهره هاي ملي گرا و وابسته به آمريكا و انگليس صورت مي پذيرفت در اينجا چهره خود را بهتر نشان ميدهد). و قرار دادهاي مهم نظامي را از جانب ايران لغو نمايد.
    8 ـ در صورت شكست اين دولت ارتش كودتاي خونين خود را آغاز و رهبران اصلي و ده ها هزار نفر از كادرهاي اصلي انقلاب و رهبران آن را تصفيه نمايد.
    9 ـ در صورت شكست اقدامات فوق اقدامات آينده را با توجه به افراد نفوذي در انقلاب بخصوص نفوذي در اطراف امام هماهنگ سازند.
    در همين رابطه است كه بختيار بعنوان آخرين تير تركش شاه و حاميان او به سوي انقلاب اسلامي شليك ميگردد. افرادي چون سنجابي و صديقي و ... كه براي اين موضوع در نظر گرفته شده و مذاكراتي نيز با آنان انجام شده بود هر يك با دلائلي از اين امر استنكاف نموده بودند و بختيار با توجه به مجموعه خصوصيات شخصيتي و ارتباطات مخفي با حاميان جهاني شاه و پذيرش انجام نقشه آنان بهترين مهره براي انجام اين خيانت ها و جنايت ها در حق ملت مظلوم و ستمديده ايران تشخيص داده شده و برگزيده مي شود. در همين رابطه ژنرال هايزر كه ظاهرا در روز 13 دي ماه در جلسه شوراي امنيت آمريكا انتخاب شده بود در روز 14 دي و در روز اول تشكيل كنفرانس گوادلوپ براي انجام ماموريت خود با يك هواپيماي نظامي مخفيانه وارد تهران مي شود بصورتي كه شاه نيز تا چند روز از ورود او به ايران مطلع نمي گردد . (به كتاب پاسخ به تاريخ محمدرضا پهلوي ترجمه دكتر حسين ابوترابيان نشر زرياب 1379 چاپ هفتم ص 364 مراجعه شود) .
    سفر ژنرال هايزر به ايران
    در روزنامه هاي عصر روز 16 دي 1357 اعلام شده بود كه معاون فرماندهي سازمان اتلانتيك شمالي (ناتو) بدنبال تشكيل كنفرانس سران در « گوادلوپ » و در ساعات اوليه كنفرانس با ماموريت ويژه اي از طرف دولت آمريكا به تهران اعزام شده است .
    اين جريان موجب پخش شايعاتي در ميان مردم مي گردد كه آمريكا مي خواهد مجددا كودتايي شبيه كودتاي 28 مرداد در ايران به راه بيندازد.
    راديوهاي بيگانه نيز گزارش دادند اين ژنرال چهار ستاره كه نام او « رابرت هايزر » مي باشد با مقامات نظامي ايران ديدار و گفتگو كرده است و هدف ديدار او از ايران مشخص نشده است .
    ژنرال هايزر در كتاب : « ماموريت در تهران » (ترجمه ع رشيدي انتشارات اطلاعات تهران 1374 ص 306 ) در مورد نتايج سفر خود بيان داشته است .
    « من ماندن فرماندهان ارتش را در داخل ايران تضمين كرده بودم و سازمان ارتش را منسجم نگاه داشته بودم . تا آنجا كه توانسته بودم با توجه به سنت وفاداري عميق آنها به شاه فرماندهان ارتش را وادار به حمايت از رئيس غيرنظامي دولت شاپور بختيار كرده بودم فرماندهان ارتش را ترغيب كرده بودم كه طرحهاي لازم را براي كودتا تهيه كنند. آن طرحها تهيه شده بود. سرانجام از نقطه نظر نظامي ثابت كردم و نشان دادم كه آمريكا نيازهاي لجستيكي آنها را تامين خواهد كرد و در همه شرايط پشتيبان آنها خواهد بود.... وظيفه اصلي من در اين ماموريت به كار بردن همه تلاش هايم در جهت امكان جهات دادن به دولت بختيار يا هر دولت غير نظامي ديگري كه با غرب سرسازگاري داشته باشد بود. بطوري كه بتواند اوضاع كشور را در دست بگيرد. همانطور كه در سراسر كتاب نوشتم من اوضاع ايران را با بالاترين مقامات دولت آمريكا بطور روزانه در ميان گذاشته ام . آنها از من مي خواستند به فرماندهان ارتش روشهايي را توصيه كنم كه بتانند با كمك آن روشها با بختيار ارتباط برقرار كنند و ارزش قدرت واقعي را كه در اختيار آنها بود به بختيار بفهمانند تا او از توان نيروهاي ارتش مطلع شود. اين كار باعث شد كه به رهبران ارتش توصيه كنم راههايي را به بختيار پيشنهاد كنند كه بتواند از اين قدرت در جهت در دست گرفتن اداره كشور استفاده كند. برخي از مفسران از همين نكته به اين نتيجه مي رسند كه من مستقيم يا غيرمستقيم مسئول شكست دولت بختيار بوده ام . من اين نتيجه گيري را قبول ندارم به نظر من راه هاي موفقيت بختيار فراهم بود اما دولت آمريكا نتوانست وسيله اي فراهم كند كه بختيار مطمئن به استفاده از آن راهها شود طبيعي است كه اين مسئله نتيجتا جز فاجعه نخواهد بود فاجعه اي براي غرب .
    او در صفحه 307 نيز بيان داشته است :
    سوليوان « سفير آمريكا در ايران » تا روز13 دي (قبل از ورودهايزر) در جريان مذاكرات خود با رهبران اپوزسيون فهرستي از بيش از يكصد افسر ارشد ايراني تهيه كرده بود كه همزمان با شاه كشور را ترك نمايند يكي از دلائلي كه نشان ميدهد چرا سوليوان از شنيدن اينكه من به ايران آمده ام و وظيفه ام نگهداشتن اين افسران در كشور بعد از رفتن شاه است پرچم مخالفت بلند مي كند همين است .
    در مورد ماموريت هايزر شاه در كتاب « پاسخ به تاريخ » (ترجمه دكتر حسين ابوترابيان نشر زرياب تهران 1379 چاپ هفتم صفحه 364 ) نكات جالبي را بيان نموده است .
    در اوايل ژانويه با تعجب خبردار شدم كه چند روز است ژنرال هايزر در تهران بسر مي برد (! ) اما حوادث چند هفته گذشته مي بايست به من آموخته باشد كه از چيزي حيرت نكنم (!) مع ذلك ژنرال هايزر شخصيت كوچكي نبود. در مقام معاون فرماندهي ناتو چند نوبت به تهران سفر كرده بود و هميشه هم شرفيابي ميكرد اين ديدارها صرفا به قصد اداي احترام نبود ولي با توجه به اينكه فرمانده نيروهاي مسلح بودم و ايران عضو سازمان پيمان سنتو نيز بود اين ديدارها ضرورت داشت . رفت و آمدهاي ژنرال هايزر هميشه از پيش برنامه ريزي مي شد اما اين سفر او در هاله اي از ابهام كامل فرو رفته بود. ورودش را خيلي مستور نگه داشته بودند. البته نظاميان آمريكايي تشريفات اداري معمول را]در ايران [ با هواپيماهاي خودشان سفر ميكردند و خيلي طبيعي بود كه بتوانند ورود به پايگاه هاي نظاميشان ناديده بگيرند.
    از ژنرال هايم تحقيق كردم چيزي بيشتر از من نمي دانستند پس اين ژنرال آمريكايي براي چه كاري به تهران آمده بود چگونگي حضورت واقعا غيرعادي بود. شخصي كه در حال اجراي وظايفي جذبي است بي علت قايم باشكبازي نمي كند به محض اينكه خبرحضورش در تهران پراكنده شد. مطبوعات شوروي واكنش خود را به اين شكل نشان دادند : « ژنرال هايزر در تهران است تا كودتايي به راه بيندازد. » اين خبر به خودي خود نوعي هشدار از سوي كرملين بود.
    از پاريس روزنامه هرالدتريپون وظيفه خود دانست (! ) كه به سفارتخانه ها در تهران آرامش خاطر بدهد. نويسندگان اين روزنامه فقط جمله « راه بيندازد » در خبر مطبوعات شوروي را با جمله « مانع شود » عوض كردند.
    پس رهبران آمريكا از امكان وقوع كودتايي در ايران نگران بودند. آيا واقعا چنين خطري وجود داشت من كه چنين فكر نميكنم . افسران من با اداي سوگند وفاداري به تاج و تخت و قانون اساسي پيوند خورده بودند. تا زماني كه احترام قانون اساسي محفوظ بود آنان از جايشان تكان نمي خوردند.
    اما بعيد نيست كه سازمانهاي مختلف اطلاعاتي آمريكائيان دلايل كافي داشته اند بر اينكه قانون اساسي ممكن است دست خوش تهديد واقع شود و به همين خاطر مي خواستند ارتش ايران را خنثي كنند (! )
    بديهي است كه ژنرال هايزر نيز به همين دليل به تهران آمده بود و من در اين سفرش فقط او را يك بار ملاقات كردم . هايزر به اتفاق سوليوان سفير آمريكا به حضور رسيد (11 ژانويه مصادف با 21 دي ماه ) ولي هيچ يك از آنها به مطلب ديگري غير از روز و ساعت عزيمت من از ايران علاقه اي نشان نداند.
    ...ژنرال هايزر تا چند روز بعد از رفتن من در تهران ماند. در آن روزها چه پيش آمد تنها چيزي كه مي دانم اين است كه ژنرال ربيعي فرمانده كل نيروي هوايي طي محاكمه مسخرهاي (! ) كه پيش از اعدام او صورت گرفت به قضاوت گفته بود : « ژنرال هايزر شاه را مانند موش مردهاي از مملكت بيرون انداخت » .
    عليرغم اينكه سخنان خود شاه گوياي ذلت و خواري او در برابر ابرقدرتهاست اما چند نكته لازم است تذكر داده شود.
    1 ـ نظاميان آمريكايي بدون پاسپورت و ويزا و تشريفات اداري وارد ايران مي شده اند و از ورود ژنرال هايزر معاون فرماندهي ناتو پس از چند روز كه از ورود او به ايران مي گذشته است نه شاه مطلع بوده است نه ژنرال هاي او.(!)
    2 ـ برخلاف گفته شاه ژنرال هايزر از فرودگاه مهرآباد وارد خاك ايران شده است (نه از پايگاه هاي نظامي آمريكا در ايران مگر اينكه فرودگاه مهرآباد هم جز پايگاه هاي نظامي آنها بوده است كه شايد صحيح تر همين باشد.) و از فرودگاه نيز عازم خانه « ژنرال هووي استون » فرمانده « بخش زميني در دفتر وابسته نظامي و مستشاري نظامي آمريكا » در تهران شده است كه جريان را از زبان خود هايزر در كتاب ماموريت در تهران (خاطرات ژنرال هايزر ترجمه ع . رشيدي انتشارات اطلاعات 1374 ص 19 و 18 و 17 ) ميخوانيم :
    قرار بود قبل از تاريك شدن هوا به منزل ژنرال گاست برويم . اعضاي مهم و اصلي اداره مستشاري جمع شوند.
    ژنرال گاست رئيس اداره مستشاري
    ژنرال جرج كرتز نماينده نيروي هوايي
    آدميرال فرانك كولينز نماينده نيروي دريايي
    همه افسران بلندپايه حضور داشتند و مرا در جريان امور نظامي ايران و اداره مستشاري قرار دادند همه آنها يك نظر مشترك داشتند و آن اين بود كه اوضاع ايران از كنترل خارج شده است .
    ....ديدار در اولين ساعات شب تمام شد و مرا به خانه ژنرال گاست منتقل كردند. شب اول را در تهران با صداهاي ناراحت كننده اي كه اعصاب مرا مي آزرد آغاز كردم . مردم فرياد مي زدند « الله اكبر » و صدا از بام هاي نزديك به گوش مي رسيد و به هر فريادي از گوشه اي ديگر پاسخ داده مي شد ........ من و گاست براي شنيدن صداهاي اين جنگل انساني (! ) روي بالكن رفتيم توده هاي مردم به خيابان ها ريخته بودند و شعار مي دادند ..... در نيمه هاي شب جمعيت پراكنده شدند و آرامش حكمرفا شد شب را بدون پلك بر هم زدن به صبح رساندم . صبح زود خسته برخاستم . پس از صرف صبحانه به سفارت آمريكا رفتم .
    3 ـ شاه مدعي شده است چند روز بعد از ورود ژنرال هايزر او و ژنرال هايش تنها از حضور او مطلع شده اند . اما ژنرال هايزر در كتاب فوق الذكر (صفحه 21 ) بيان داشته :
    شب جمعه وارد تهران شده و روز جمعه را در سفارت به سر برده و روز شنبه (6 ژانويه مصادف با 16 دي ماه ) با افراد زير ملاقات داشته است طوفانيان (مسئول خريدهاي نظامي ايران ) ربيعي (فرمانده نيروي هوايي ) حبيب اللهي (فرمانده نيروي دريايي ) و متن مذاكرات طولاني خود با آنها را در كتاب خاطرات خود آورده است .
    بنابراين ژنرال هاي شاه از ماجراي سفر كمتر از 48 ساعت بعد از ورود مطلع بوده اند و چرا آن را در اختيار شاه نگذاشته اند جالب توجه است .
    4 ـورود هايزر به ايران روز شنبه 16 دي فاش شد (به كيهان 10605 شنبه 16 دي ماه 1357 صفحه آخر مراجعه شود) . يعني او شب جمعه وارد شده و در روزنامه هاي ظهر روز شنبه خبر آن را چاپ كرده اند و نبابر اين معلوم نيست شاه در اين مملكت چكاره بوده است كه كمتر از 48 ساعت موضوع به روزنامه ها كشيده شده است اما شاه چند روز بعد مطلع شده است .
    پاورقي :
    1 ـ كيهان ـ 10632 چهارشنبه 18 بهمن 1357 ص 1
    2 ـ اطلاعات 15779 ـ چهارشنبه 18 بهمن 1357 ص 8
    3 ـ اتاقي كه فرماندهان ارتش در ساختمان ستاد مركزي ارتش پس از شكست كودتا در حال نوشتن نامه بي طرفي ارتش در روز 22 بهمن در آن بوده اند.
    4 ـ مقصود مردم مسلح و انقلابي است كه در روز22 بهمن براي فتح آخرين دژهاي نظام شاهنشاهي به پادگانها و نيز ستد مشترك ارتش كه فرماندهان ايراني و آمريكايي از آنجا عمليات كودتا را رهبري ميكرده اند هجوم آورده اند
    5 ـ مقصود ستاد رهبري كودتا است كه دهها افسر آمريكايي اداره كننده كودتا ظاهرا به رهبري ژنرال گاست (وبه گفته فردوست ژنرال هايزر) در آن حضور داشته اند و پس از شكست كودتا در آنجا به دام افتاده وشكست خفت بار اين كودتا را با چشم خود ديده اند.
    منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي
    يكي از نقاط مبهم انقلاب سفر ظاهرا يكماهه ژنرال رابرت هايزر در آخرين ماه پيروزي انقلاب اسلامي به ايران مي باشد . با توجه به اينكه او ظاهرا در اولين روز برگزاري كنفرانس گوادلوپ به ايران سفر كرده است ميان ماموريت او و اين كنفرانس نكاتي در منابع مختلف بيان شده است
    رابطه ژنرال هايزر كه ظاهرا در روز 13 دي ماه در جلسه شوراي امنيت آمريكا انتخاب شده بود در روز 14 دي و در روز اول تشكيل كنفرانس گوادلوپ براي انجام ماموريت خود با يك هواپيماي نظامي مخفيانه وارد تهران مي شود بصورتي كه شاه نيز تا چند روز از ورود او به ايران مطلع نمي گردد
    در روزنامه هاي عصر روز 16 دي 1357 اعلام شده بود كه معاون فرماندهي سازمان اتلانتيك شمالي (ناتو) بدنبال تشكيل كنفرانس سران در « گوادلوپ » و در ساعات اوليه كنفرانس با ماموريت ويژه اي از طرف دولت آمريكا به تهران اعزام شده است . اين جريان موجب پخش شايعاتي در ميان مردم ميگردد كه آمريكا ميخواهد مجددا كودتايي شبيه كودتاي 28 مرداد در ايران به راه بيندازد .
    شاه : از ژنرال هايم (درباره حضور مخفي هايزر در تهران ) تحقيق كردم چيزي بيشتر از من نمي دانستند پس اين ژنرال آمريكايي براي چه كاري به تهران آمده بود چگونگي حضورت واقعا غيرعادي بود. شخصي كه در حال اجراي وظايفي جذبي است بي علت قايم باشك بازي نمي كند به محض اينكه خبرحضورش در تهران پراكنده شد. مطبوعات شوروي واكنش خود را به اين شكل نشان دادند : « ژنرال هايزر در تهران است تا كودتايي به راه بيندازد. » اين خبر به خودي خود نوعي هشدار از سوي كرملين بود
    ورود هايزر به ايران روز شنبه 16 دي فاش شد . يعني او شب جمعه وارد شده و در روزنامه هاي ظهر روز شنبه خبر آن را چاپ كرده اند و بنابراين معلوم نيست شاه در اين مملكت چكاره بوده است كه كمتر از 48 ساعت موضوع به روزنامه ها كشيده شده است اما شاه چند روز بعد مطلع شده است