روزنامه جمهوري اسلامي 08/11/1386 صفحه حوزه
*****
مسوليت عالمان در نقل و نشر صحيح ادعيه زيارات و تاريخ




  • سيد ضيا مرتضوي
    1 ـ زبان و محتواي دعاها
    يكي از نخستين تعاليم ديني اين است كه هر انساني در مقام راز و نياز با پروردگار خويش مي تواند با هر زبان و بياني كه خواست سخن بگويد و همان گونه كه براي سخن گفتن با خداوند و عرض نياز و استغفار نيازي به واسطه گري اين و آن نيست قالب و زبان و بيان خاصي نيز واسطه ميان بنده و پروردگارش نمي باشد و حتي « سين » بلال حبشي در يك اعلان رسمي و كاملا تعريف شده مانند اذان نزد خداوند تعالي « شين » است . از اين رو راه راز و نياز به روي هر بنده اي با هر زبان و قالب و بياني باز است . اما همه مي دانند به جز عبادت هايي چون نماز كه قالب و محتواي كاملا معيني دارد بخش زيادي از آموزه هاي اسلامي به متن دعاها اذكار و مناجات هايي اختصاص يافته است كه از جانب اولياي دين عليهم السلام وارد شده و سرمايه معرفتي و تربيتي و ادب سخن گفتن با خداي تبارك و تعالي را پيش روي بندگان گذاشته است . آن بزرگواران ادب سخن گفتن و راز و نياز درست با معبود را در عمل نيز به ما آموخته اند چنان كه بخشي از آيات قرآن كريم در كنار دعوت به خواندن خداوند به دعا اختصاص يافته است . و اگر قرآن محتواي سخن خداوند با بندگان است دعاها محتواي سخن بندگان با خداوند است . و ترديدي نيست بهترين قالب و محتواي سخن گفتن با خداوند بهره جستن از ادعيه اي است كه از سوي حضرات معصومين عليهم السلام صادر شده است كساني كه مفسران اصلي شريعت اند و قول و فعلشان ريشه در پيوستگي با وحي دارد و از جايگاه تفسير دين و ابلاغ شريعت سخن مي گويند و پيداست آن همه نسبتي كه ميان اذكار و دعاهاي خاص و نتايج آن برشمرده اند نمي تواند اموري گستره اي و بي ارتباط با واقعيت امر باشد. يك پايه توفيقي و تعبدي بودن انكار و ادعيه وارده و عدم جواز دخل و تصرف در آنها نيز همين حقيقت است .
    2 ـ زبان و محتواي زيارات
    اگر سخن گفتن و راز و نياز با خداي تعالي محدود به قالب و محتواي خاصي نيست سخن گفتن با اولياي عظيم الشان دين ـ عليهم السلام ـ و زيارت آنان و عرض وابستگي و پيوستگي و دوستي و احترام به آنان و دوري و نفرت از دشمنان آنان و بيان فضايل و كرامات و مقامات و مراتب ارج و قرب آنان در پيشگاه خداوند و ابراز احساسات ايماني و عواطف انساني براي آنان و عرض نياز به آنان و بهره جستن از شفاعت و عنايات معنوي آن بزرگواران به خاطر جايگاه ويژه اي كه در پيشگاه خداوند تعالي دارند و خداوند آنان را « وسيله » و « شفيع » قرار داده نيز به زبان و محتواي خاصي محدود نمي باشد; تا جايي كه فقيه بزرگ مرحوم شهيد اول اصل زيارت را همان سلام و حضور زائر شمرده است . (دروس ج 2 ص 23 ) اما همه مي دانيم كه يكي از منابع مهم معرفتي و تربيتي و رشد ايماني و شناخت اولياي دين و معارف ديني متون زيارتي است كه در چگونگي زيارات از سوي حضرات معصومين عليهم السلام وارد شده است . علاوه كه ادب بزرگداشت و تجليل آنان و اعلان پيوستگي و عرض نياز به آنان را پيش روي زائر مي گذارد.
    3 ـ زبان و محتواي عزاداري
    در اين ميان و در عرض دو محور قبلي محور سومي نيز كاملا مورد توجه است و حضرات معصومين عليهم السلام نيز عنايت ويژه اي به آن داشته اند. و آن موضوع مهم سوگواري براي اولياي دين عليهم السلام بويژه و در راس همه سوگواري و مرثيه خواني براي سيد شهيدان عالم حضرت ابي عبدالله حسين بن علي (ع ) و اصحاب بزرگوار آن امام مظلوم است كه آن همه بر آن تاكيد شده و آن همه پاداش در پي دارد; چنان كه حضرت امام خميني « قده » نيز در تعبيري آن را « افضل قربات الي الله » شمرده است .
    پيداست تا آنجا كه اين موضوع به مفهوم سوگواري و نشان دادن غم و اندوه و به سوگ نشستن برمي گردد قالب و بيان و محتواي ويژه و محدودي ندارد. از وضع ظاهري سوگوار تا شيوه و قالب عزاداري و تا محتواي نوحه ها و سوگنامه ها نوعا اموري عرفي و وابسته به آداب و رسوم اند و صد البته خاستگاه آنها همه اموري اعتباري و صرف قرارهاي عرفي نيست ; به عنوان نمونه گريه كردن و اشك ريختن امري قراردادي نمي باشد. آنچه به عنوان « زبان حال » بيان مي شود نيز در جوامع مختلف قالبي مرسوم و زباني رايج براي تصوير وضع و ترسيم واقعيت اندوهباري است كه بر شخصي كه به سوگ نشسته يا به سوگش نشسته اند. اساسا زبان شعر كه آميخته با عنصر خيال پردازي و احساس انگيزي و استعارات و كنايات و توسعه واقعيت در قالب مفاهيم و واژه هاي استخدامي ديگر است غير از اين نمي تواند باشد وگرنه در آوردن تاريخ و سرگذشت به « نظم » و بيان « منظوم » است و نه شعر. اصل جشن و شادي در اعياد و مناسبت هاي مربوطه نيز كه امري مطلوب به شمار مي رود همين گونه است .
    اما يك پايه مهم « سوگ » و « سرور » در مناسبت ها همان اعمال و آداب و از جمله دعاها و زيارت نامه هايي است كه از سوي اولياي دين عليهم السلام به عنوان سخنگويان شرع مقدس وارد شده است . چنان كه بيان تاريخ و گزارش درست آنچه در مناسبت هاي مربوطه روي داده يك پايه مهم بلكه پايه اصلي است . اين امر به ويژه در موضوع بسيار مهم قيام و اقدام حضرت سيدالشهدا(ع ) كه حوادث و نكات بسيار زيادي در آن رخ داده و در كنار مسائل و حواشي بسياري كه مرتبط به آن است در واقع فرهنگ ويژه اي را نمايان ساخته كه از آن مي توان به « فرهنگ عاشورا » ياد كرد بسيار قابل توجه است و بايد مورد اهتمام باشد.
    آنچه از آن به عنوان تحريفات عاشورا ياد مي شود تنها متوجه عوامل اهداف و پيام هاي عاشورا نيست بلكه اصل تاريخ عاشورا و گزارش آنچه واقع شده است نيز چه بسيار مورد دستبرد تحريف گران و تغيير ناآگاهان قرار گرفته و مي گيرد.
    4 ـ سازگاري زبان حال با واقعيت
    پيداست همان گونه كه ادب دعا كردن و ادب زيارت كردن يك اصل است و هيچ گاه راز و نياز با پروردگار و سخن گفتن با حضرات معصومين (ع ) در زيارت ها و توسلات به هر زبان و قالب و با هر محتوايي كه باشد نمي تواند و نبايد بيرون از حوزه ادب و آداب و چارچوب هاي كلي باشد كه از سوي اولياي شريعت عليهم السلام وارد شده سوگواري و مرثيه سرايي براي آن بزرگواران بويژه سيدالشهدا(ع ) نيز نبايد و نمي تواند ناسازگار با محتواي « مقاتل » مورد اعتماد و گزارش هاي مستند تاريخي باشد. چنان كه نبايد و نمي تواند مخالف با مباني اهداف و مظاهر شخصيت و حركت سيدالشهدا(ع ) و اصحاب وي باشد.
    بنابراين سوگواري از جمله براي حضرت امام حسين (ع ) به عنوان يك امر عاطفي و عرفي كه كاملا مورد توجه شرع مقدس و اولياي دين قرار گرفته محدود به روش و محتواي خاصي نيست چنان كه محدود به مقتل خواني و بازگويي تاريخ و حوادث نمي باشد اما اولا بايد مرز ميان تاريخ و زبان حال كاملا پيدا باشد تا به جعل تاريخ نيانجامد; ثانيا زبان حال بايد در جهت ترسيم هر چه بهتر و تاثيرگذاري مثبت و مناسب تر همان « تاريخ » مستند باشد و نه تحريف آن ; و ثالثا زبان حال بايد در جهت تثبيت اهداف و پيام ها و دستاوردهاي آن واقعه باشد بويژه واقعه اي چون شهادت سيدالشهدا(ع ) و ياران حضرت و اسارت خاندان والاي او. و واضع است « تاريخ » و « زبان حالي » كه تنها به هدف هر چه بيشتر گريستن و گرياندن ترسيم شود متفاوت با تاريخ و زبان حالي است كه در چارچوب ضوابط ياد شده است . چنان كه اگر شيوه عزاداري و شكوه و گستردگي و مقبوليت عامه آن جاي خود را به هر چه دلخراش تر بودن داد آن وقت جامعه شاهد برخي حركات خواهد بود كه نخستين پرسش در مقابل آن اين است كه چه نسبتي ميان اصل عزاداري و اين حركات و اعمال است و به عنوان مثال چه نسبتي ميان سوگواري و احياي ياد و تكريم شخصيت حضرت سيدالشهدا(ع ) و خونريزي وجود دارد !
    5 ـ نقل صحيح و پرهيز از تحريف
    آن همه دقت و اهتمام و تلاشي كه محدثان و مورخان و عالمان و بزرگان حوزه هاي علوم اسلامي بويژه در علوم نقلي و بالاخص در محدوده نقل روايات و آثار حضرات معصومان عليهم السلام از جمله در سه حوزه ادعيه زيارات و مقاتل داشته اند به خاطر اين بوده است كه محتواي دين و سخن شارع مقدس و حقايق وحياني و رويدادهاي تاريخي را آن گونه كه بوده بازگو كنند و هيچ گونه سهل انگاري و سليقه نگاري را در نقل روانداشته اند. آن همه آيات و روايات كه در نكوهش و حرمت نسبت نادرست و غيرواقعي به شرع انور و اولياي مطهر آن دادن وارد شده تاكيد مضاعفي است بر حرمت دروغ و افترا بستن بر آنچه در حوزه دين و شريعت تعريف مي شود و به گونه اي وابسته به آن است . همان گونه كه به عنوان مثال در بيان احكام شرعي در عرض روايات نمي توان چيزي بر گفتار حضرات معصومان (ع ) افزود. يا از آن كاست در ادعيه وارده و زيارات ماثوره نيز نمي توان حتي يك كلمه كاست يا افزود. و همان گونه كه مرز روايت و اجتهاد در فقه بايد معلوم باشد مرز ميان بيان تاريخ و اجتهاد در تاريخ از جمله نهضت سيدالشهدا(ع ) نيز بايد آشكار باشد و قهرا اجتهادات نيز بايد مباني مقبول و شواهد كافي داشته باشد.


    اگر پيشينيان ما نيز خود را مجاز به برخي سهل انگاري ها در « نقل » و « نسبت » و كم و زياد كردن هاي موجود مي دانستند امروز ما سرمايه و تكيه گاهي به عنوان منابع ديني و روايي و تاريخي مورد اعتماد در دست نداشتيم . يك وجه اهميت و ارزش و ماندگاري مجموعه هايي كه در موضوع دعا و زيارات تاليف شده اين بوده است كه علماي بزرگ و شايسته با تعبد و اهتمام فراوان به درست نقل كردن دست به تاليف و گردآوري آنها زده اند كساني چون شيخ صدوق و شيخ طوسي و سيدبن طاووس . اگر مجموعه جامع و آساني چون مفاتيح الجنان اين گونه مورد توجه عموم و خواص قرار گرفته يك علت آن شايستگي علمي و دقت وسواس گونه مرحوم حاج شيخ عباس قمي در نقل و نيز پرهيز از جعليات و مطالب بي سند مي باشد. چنان كه عالمان ما همواره بر دقت در نسخه برداري و تكيه برنسخه هاي خطي درست و خوانده شده بر بزرگان و يا صاحبان كتب داشته اند. اما همين مجموعه هايي كه چنين با دقت و اهتمام گزينش و گردآوري شده دست كم در مقام عمل و هنگام استفاده از آن از دخل و تصرف برخي ناآگاهان و سليقه مداران در امان نيست چنان كه برخي جملات چند بار تكرار مي شود و يا كلماتي افزوده مي گردد و يا قبودي زماني يامكاني به آن زده مي شود. بسي بدتر و دردآورتر از آن وضع تحريفات و جعليات و دروغ هايي است كه نه حتي در قالب « زبان حال » بلكه به عنوان تاريخ و واقعيت به دست برخي ناآگاهان و گاه معركه گيران جاعل توليد مي شود و سپس زبان به زبان مي چرخد. چنان كه در اعمال سليقه و افزودن به برخي متون حتي نفرين و لعن نويسنده نيز نمي تواند به قول مرحوم شيخ عباس قمي مانع « فضولان » شود. چنان كه به رغم هشدار دادن آن مرحوم در پايان مفاتيح الجنان و حواله دادن و واگذاركردن به لعنت خداوند قهار و نفرين رسول خدا(ص ) و ائمه اطهار عليهم السلام باز شاهد افزوده هايي در آن مجموعه هستيم لابد با اين توجيه كه ما در متن دست نبرده ايم !
    6 ـ مسئوليت ويژه حوزه ها و علماي دين و مسئولان نشر
    در اين ميان مسئوليت اصلي متوجه حوزه هاي علميه و روحانيون و مبلغان و پژوهشگران و مسئولان نشر است كه به اندازه اهتمام و احساس مسئوليتي كه در نقل صحيح و دقيق « روايات » بايد داشته باشند و مسامحه در آن را نه برخود بپذيرند و نه بر جامعه در سه محور « ادعيه » « زيارات » و « مقاتل و تاريخ » نيز اهتمام كافي داشته و مردم را از كم و زياد كردن شكل يا محتواي آنها برحذر دارند. متاسفانه كتب ادعيه و زيارات از نظر سطح دقت درست نويسي وضع نامطلوبي دارد و جايي نيز براي رسيدگي به اين وضع و اصلاح آن پيش بيني نشده است . بحمدالله سالهاست چاپ و نشر قرآن كريم توسط برخي موسسات فرهنگي دلسوز تحت ضابطه درآمده تا از خطاها كه در گذشته فراوان بود و گاه اجتهادات و اعمال سليقه ها جلوگيري شود.
    در خصوص كتاب ها و متون ادعيه و زيارات در وضع كنوني توقع چنداني نبايد داشت كه نظارت يكساني صورت گيرد اما اولا بايد همواره بر اهميت موضوع تاكيد جست و مسئوليت شرعي ناشران و مولفان را گوشزد كرد. ثانيا تلاش كرد متون صحيحي در اختيار جامعه گذاشت . ثالثا در مقام استفاده از متون افراد را از هرگونه دخل و تصرف محتوايي و شكلي جدا برحذر داشت .
    در خصوص سوگنامه ها و روضه خواني و مرثيه سرايي و اشعار مدح و عزا نيز كه همه مي دانيم در چه وضع تاسف باري قرار دارد و بسياري افراد با كم ترين صلاحيت وارد عرصه آن شده و مي شوند و به نام مرثيه سرايي و مرثيه خواني و مداحي چقدر مطالب سست يا جعليات را رواج مي دهند. آيا حوزه ها و عالمان ديني نسبت به اين وضع مسئوليت مضاعف ندارند چه فرقي است ميان كسي كه به عنوان مثال مطلب نادرستي را به عنوان حكم شرعي بيان مي كند و آن كسي كه در كنار حوزه علميه از زبان حضرت سيدالشهدا(ع ) خطاب به شمرعليه اللعنه هنگامي كه روي سينه حضرت نشسته و قصد جدا كردن سر مطهر آن امام مظلوم را دارد با تاكيد بر بيان يك امر تاريخي مي گويد : « من با همين وضع خواهم مرد تو سر مرا جدا نكن . اگر جدا نكني من قول مي دهم كه مادرم فاطمه تو را شفاعت كند!! » چگونه است كه شاهد برخي حساسيت ها در برابر اين فتوا يا آن فتواي اين مجتهد يا آن مجتهد هستيم اما در برابر اين همه نسبت هاي ناروا و ناسازگار با شخصيت اولياي دين صلوات الله عليهم و منطق قيام كربلا احساس مسئولين عملي لازم را نمي بينيم و گاه نيز شاهد سكوت تاييدآميز هستيم چرا كه در حضور كساني مطرح ميشود كه بايد بيش از ديگران در برابر مطالب سست و جعلي حساسيت نشان دهند.
    7 ـ موسسه زيارت المعصومين (ع )
    يكي از اقدامات علمي پژوهشي بسيار ارزنده اي كه دو سه سالي است چشم علاقه مندان به آن روشن شده « موسوعه زيارات المعصومين (ع ) » است كه در 7 جلد با بيش از 3 هزار صفحه فراهم آمده و منتشر شده است . اين موسوعه ارزشمند كه بخش عمدهاي از ارزش علمي آن را بايد در تحقيقات جانبي موجود در آن شمرد و طبعا در اين فرصت امكان پرداختن به آنها و ويژگي هاي اين مجموعه نيست در كنار اهداف محققان ارجمند و سخت كوش آن در واقع يك نمونه از كارهاي درست و لازم و اساسي است كه حوزه هاي علميه و مراكز علمي و پژوهشي وابسته به آن مي توانند در جهت ارائه متون مورد اعتماد به جامعه انجام دهند.
    اين موسوعه كه جلد پاياني آن به فهرستهاي فني اختصاص يافته داراي يك جلد مقدمه در پانصد صفحه است كه مباحث ارزشمند و عالمانه اي را در موضوع زيارت و توسل و شفاعت با بهره جستن از منابع حديث و تاريخي و كلامي شيعه و اهل سنت آورده و به نقد محققانه افكار و گفته هاي « ابن تيميه » و « وهابيت » پرداخته است . سپس تمام روايات و متون زيارتي مربوط به حضرات معصومين عليهم السلام از پيامبر اكرم (ص ) تا حضرت مهدي (عج ) را در چهار جلد آورده و جلد پنجم نيز به زيارات جامعه اختصاص يافته است .
    يكي از ويژگي هاي مهم اين مجموعه كه نشان دهنده اهتمام بسيار زياد دست اندركاران سخت كوش آن به نقل درست و دقيق است آن هم ارجاعات به منابع دست اول و ذكر تكمله ها و نسخه بدل هاي بسياري است كه در منابع مختلف و نسخه هاي خطي مورد اعتماد وجود داشته است .
    اين تلاش ارزنده خود الگويي استوار و جامع براي پژوهش هايي از اين دست است و هم درس عملي ماندگاري كه بايد به نقل دقيق و صحيح بويژه در متون ادعيه و زيارات كه مورد استفاده عموم مردم در طول زندگي است بهاي فراوان داد.
    اين جهاد علمي در خور تحسين ـ كه الحمدالله توسط برخي مراكز مورد تقدير نيز قرار گرفته است ـ دستاورد زحمات جمعي محدود و بي ادعا از عالمان و پژوهشگران مخلص در موسسه با بركت « الامام الهادي (ع ) » در قم است كه با اهتمام عالمانه و مخلصانه و خستگي ناپذير مسئول فرزانه آن تاكنون چند اثر محققانه و ارزشمند را تقديم علاقه مندان كرده است . بي ترديد چنين موسوعه اي در بخش زيارات مي تواند منبع مورد اعتمادي براي نقل و نشر صحيح و دقيق زيارات باشد. اي كاش در بخش ادعيه و نيز تاريخ و مقتل مستند سيد الشهدا(ع ) نيز شاهد آثار و مجموعه هايي در اين سطح و با اين جامعيت باشيم . واي كاش مي توانستيم شاهد اهتمام و نهضتي فراگير در جهت نقل صحيح و دقيق چه در ميان عموم و چه خواص جامعه باشيم .
    مسئوليت اصلي در نقل و نشر صحيح متون ديني متوجه حوزه هاي علميه و روحانيون و مبلغان و پژوهشگران و مسئولان نشر است كه در سه محور « ادعيه » « زيارات » و « مقاتل و تاريخ » اهتمام كافي داشته و مردم را از كم و زياد كردن شكل يا محتواي آنها برحذر دارند
    بايد مرز ميان تاريخ و زبان حال كاملا پيدا باشد تا به جعل تاريخ نيانجامد
    زبان حال بايد در جهت ترسيم هرچه بهتر و تاثيرگذاري مثبت و مناسب تر همان « تاريخ » مستند باشد و نه تحريف آن
    اگر پيشينيان ما نيز خود را مجاز به برخي سهل انگاري ها در « نقل » و « نسبت » و كم و زياد كردن هاي موجود مي دانستند امروز ما سرمايه و تكيه گاهي به عنوان منابع ديني و روايي و تاريخي مورد اعتماد دردست نداشتيم
    يكي از اقدامات علمي پژوهشي بسيار ارزنده اي كه دو سه سال است چشم علاقه مندان به آن روشن شده « موسوعه زيارات المعصومين (ع ) » است كه در 7 جلد با بيش از 3 هزار صفحه فراهم آمده و منتشر شده است