
نويسنده : مهناز گودرزي
پس از فروپاشي شوروي و شكل گيري جمهوري هاي جديد در آسياي مركزي و قفقاز
توجه قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي به
حوزه درياي خزر به عنوان منبع عظيم انرژي جلب و زمينه براي رقابت قدرتهاي بزرگ در منطقه هموار شد
كه در اين زمينه برخي از
صاحبنظران از محور تركيه
اسرائيل
ايالات متحده آمريكا و جمهوري آذربايجان در مقابل محور روسيه
ايران و ارمنستان و گاهي
تركمنستان صحبت مي كنند. ايران پس از شوروي داراي موقعيت ژئوپليتيكي جديدي در منطقه درياي خزر شد كه موقعيت امنيتي آن را
دستخوش تحول كرد و شرايط جديدي را پيش روي مسئولين كشور قرار داد و از اين رو اين دريا به منزله يك ثروت ملي براي ايران
بحساب مي آيد. ثروت هاي سرشاري كه در اين دريا وجود دارد
به عبارت ديگر ايران از جمله كشورهاي منطقه است كه بر پايه حضور
طبيعي خود در منطقه درياي خزر سهم عمده اي را در بازرگاني و ژئوپليتيك منطقه اي اين دريا بر عهده دارد.
موقعيت جغرافيايي ممتاز ايران در منطقه (به عنوان حائلي ميان دو انبار انرژي سده حاضر; يعني خزر و خليج فارس ) كه ايالات
متحده آمريكا مي كوشد تا آن را به كنترل خود در آورد
به گونه عامل مهمي در مي آيد كه بر روابط خارجي و منطقه اي اين كشور اثر
مي گذارد.
مناسبات ايران و ايالات متحده آمريكا سالهاست كه بر محور استراتژي « محاصره » و « فرار از محاصره » دور مي زند. ايالات متحده در
مدتي طولاني كوشيده است علاوه بر اجراي قانون داماتو براي محاصره اقتصادي ايران
از نظر ژئواستراتژيك نيز ايران را در محاصره قرار
دهد. در راستاي اين هدف كوشيد در بخش شمالي
از عبور لوله هاي نفت و گاز حوزه درياي خزر از راه ايران جلوگيري كند.
در فاصله سالهاي 1372 ـ1380
اوج مخالفتها و فشارهاي سياسي ـ اقتصادي ايالات متحده آمريكا را مي توان در سياست مهار دو
گانه و به دنبال آن تصويب قانون داماتو مشاهده كرد . براساس اين قانون كليه كشورها و شركتهايي كه بالاي 40 ميليون دلار در صنعت
نفت و گاز ايران سرمايه گذاري كنند
مورد مجازات قرار خواهند گرفت . بدين ترتيب دست شركتهاي نفتي آمريكايي و غير آمريكايي
جهت سرمايه گذاري در ايران براي انتقال نفت و گاز كشورهاي حوزه خزر بسته شد.
نخبگان ابزاري كاخ سفيد به دليل تضاد منافع استراتژيكي و ژئوپليتيكي با ايران قصد ندارند منافع سياسي و استراتژيكي خود را
فداي منافع اقتصادي كنند به همين دليل اساس سياست خارجي ايالات متحده آمريكادر حوزه خزر بر پايه فرضيه دشمن دائمي و همه
چيز بدون ايران شكل گرفته بود. ايجاد زمينه براي اخراج ايران از كنسرسيوم نفت باكو
مخالفت صريح با عبور خط لوله از ايران
پيدايش
گروه طالبان و حمايتهاي مخفي باكو و شركت يونيكال از طالبان
مخالفت با ميانجيگري ايران در منازعات منطقه اي جهت مهار و
انزواي اين كشور
نشانه هايي بر تاييد اين مطلب است .
حضور و نفوذ ايالات متحده آمريكا در كنار مرزهاي شمالي ايران خود به خود يك عامل منفي براي امنيت ملي جمهوري
اسلامي ايران محسوب مي شود. مجموعه فعاليتهاي سياست خارجي ايالات متحده آمريكا در حوزه خزر از جمله مهمترين آنها
يعني
تلاش جهت انزواي ژئوپليتيكي ايران و عبور لوله هاي نفت و گاز از محور شرق به غرب و حضور مستقيم نظامي در حوزه خزر
كه براي
رسيدن به اين هدف ايالات متحده آمريكا با جمهوري هاي تازه استقلال يافته همكاري گسترده دارد. تهديدات امنيتي زير را براي ايران به
دنبال خواهد داشت :
1 ـ گسترش ژئوپليتيكي آسياي مركزي و قفقاز به سوي محور شرق به غرب و كاهش ارزش ژئوپليتيكي ايران ; زيرا با توجه به مباني و
اصول ژئوپليتيك مي تواند موجب قدرتمندي دولتها شود و به آنان امكان دهد تا نقش اساسي و بارز در صحنه سياسي جهان بازي
كنند.
2 ـ تسلط ايالات متحده آمريكا بر منابع نفت وگاز حوزه خزر
وابستگي آن كشور به اوپك و جمهوري اسلامي ايران را كاهش خواهد
داد.
3 ـ با عدم عبور لوله هاي نفت و گاز از سرزمين ارزان
كوتاه و امن ايران دستاوردهاي زير محو يا تقليل خواهد يافت :
الف ) اتفاق نظر بيشتر و حل و فصل منازعات .
ب ) محدود شدن نفوذ طرفهاي سوم .
ج ) كاهش هزينه هاي نظامي و به كارگيري آن هزينه ها براي توسعه پايدار .
د) همكاريهاي زيست محيطي و حفظ اكوسيستم درياي خزر .
ه ) تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و حل مشكلات مرزي .
4 ـ ناديده گرفتن ملاحظات اقتصادي و زيست محيطي
و عبور لوله هاي نفت وگاز كف درياي خزر فاجعه بار خواهدبود . مهمترين
زيانهاي زيست محيطي آلودگي نفتي درياي خزر به شرح ذيل است :
الف ) افزايش بيماريهاي خوني
سرطان
سل
و انواع حساسيتها در شهرهاي ساحلي .
ب ) نابودي آبزيان دريايي .
ج ) ايجاد اختلاف بين كشورهاي ساحلي براي اختصاص بودجه و مسئوليت پذيري جهت مهار فاجعه زيست محيطي .
5 ـ حضور ايالات متحده آمريكا در حوزه درياي خزر زمينه را براي حضور شركتهاي تجاري وابسته به اسرائيل نيز در منطقه فراهم
مي سازد كه مي تواند در پوشش اين شركتها امنيت ملي ايران را نيز تهديد كنند.
6 ـ حضور و ورود شركتهاي آمريكايي و متحدين آنها از جمله تركيه و اسرائيل
فرهنگ مصرف گرايي و غربي را در كنار مرزهاي مشترك
ما رونق خواهد بخشيد كه خود تهديدي براي ارزشها و هنجارهاي انقلاب اسلامي است .
7 ـ با توجه به حضور قوميتهاي مختلف در دو سوي مرزهاي شمالي جمهوري اسلامي ايران
حضور ايالات متحده آمريكا مي تواند
تهديدي بالقوه براي بروز و ظهور بحرانهاي قوميتي باشد.
رويا رويي مستقيم با نقش آفريني ايران در منطقه خزر و آسياي مركزي كه به گونه اي آشكار و قاطع از سوي ايالات متحده آمريكا
اعلام و پيگيري مي شود
تكيه بر اين انديشه دارد كه ايده درگيري ايران در امور خزر
منطقه اي كه ايران در آن حضور جغرافيايي دارد مورد
علاقه آن قدرت و متحدينش نيست . افزون بر اين
ژئوپليتيك آمريكايي منحرف ساختن صدور نفت و گاز آسياي مركزي از مسير
طبيعي اش
بي گمان تنها از سوي ايده سود رساندن به تركيه ديكته مي شود و اينكه از اين طريق بتوان به گونه اي كنترل بر خطوط لوله
برقرار كرد تا اين كنترل در آينده به عنوان اهرمي در خدمت سياست هاي منطقه اي ايالات متحده و ياران منطقه اي او قرار گيرد.
انگيزه ديگر در اين استراتژي
اين گمان آمريكايي است كه تامين كننده انرژي قرن بيست و يكم ; يعني خليج فارس و درياي خزر
امكان بازي كردن نقش عمده ژئوپليتيك جهاني قرن بيست و يكم را در اختيار ايران خواهد گذارد كه بايد از آن جلوگيري شود تا امنيت
جهاني مورد تفسير ويژه ايالات متحده ايالات متحده آمريكا حفظ شود. شايان توجه است كه ايالات متحده آمريكا در راستاي
كوششهايش به منظور تحقق بخشيدن به نظام نوين جهاني خود و ايجاد كنترل بر اين نظام
ايجاد كنترل بر منابع نفتي در اين نظام در دو
منطقه خليج فارس و درياي خزر را در اولويت اول اهميت قرار مي دهد. در حاليكه ايالات متحده توانسته است در خليج فارس حضور
چشمگيري پيدا كند
مي كوشد پاي ناتو را به درياي خزر بكشاند و دست شركت هاي نفتي و گازي آمريكايي را در اكتشاف و استخراج و
صدور منابع كمياب انرژي باز نگاه دارد و از اين راه ادعاي داشتن منافع واقعي در منطقه را مطرح نمايد.
به هرحال سياست خارجي ايالات متحده آمريكا جهت جلوگيري از نفوذ ايران در منطقه را مي توان در موارد ذيل بيان نمود :
1 ـ تخريب چهره نظام ايران در نزد ملل منطقه .
2 ـ جلوگيري از همكاريهاي سياسي
اقتصادي و فرهنگي كشورهاي آسيايي مركزي و قفقاز با ايران .
3 ـ تلاش براي ارائه مدل و الگوي مورد نظر ايالات متحده آمريكا براي كشورهاي منطقه .
4 ـ مخالفت با عبور خطوط لوله انتقال انرژي حوزه درياي خزر از ايران به بازارهاي جهاني .
به طور كلي مي توان سياستهاي ايالات متحده آمريكا در قبال ايران را به سه دوره تقسيم كرد . دوره اول كه بين سالهاي 1370 تا
1372 است كه در اين دوره توجه اصلي ايالات متحده آمريكا به روسيه بود . و براي منطقه آسياي مركزي و قفقاز و خزر حساسيت
زيادي قائل نبود ايران هم متقابلا خواستار يك رفتار پيگيري مجدانه سياست مهار ايران و تلاش براي محروم كردن آن از منافع و مزاياي
ژئوپليتيكي و ژئواستراتژيكي
تحولات گسترده اي را در منطقه خزر به بار آورده است . ايالات متحده آمريكا با اجراي سياست همه به
جز ايران در منطقه خزر
فرصت هاي جغرافيايي عليه ايران را ناديده گرفته
در پي تثبيت مسيرهاي ديگري براي انتقال از خزر برآمده
است .
مرحله دوم از سال 1372 تا 1375 كه در اين دوره شركتهاي آمريكايي منابع بيشتري از انرژي درياي خزر را كشف مي كنند و متقابلا
سه ويژگي در رفتار ايالات متحده آمريكا نسبت به ايران در اين دوره بوجود مي آيد. ايالات متحده آمريكا سياستش را از نظر فكري
منسجم مي كند و سياست مهار دوجانبه به عنوان يك دستاورد فكري دولت كلينتون معرفي مي شود. ايالات متحده آمريكا ضديت با
در سال 1375 ) L . A . S ( ايران را به صورت قانون در مي آورد . علاوه بر تحريمهايي كه دولت كلينتون اعمال كرده قانوني به نام ال . . اس . اي
به تصويب كنگره ايالات متحده آمريكا رسيد كه يكي از عمده ترين اهداف آن متوجه روابط ايران با جمهوريهاي منطقه در خصوص
انرژي و سرمايه گذاري در منابع نفت ايران است .
جداي از منظم كردن فكر و قانون عملا سياستهاي ضد ايراني را بطور منسجم دنبال مي كرد. بخصوص هشدار به روسيه در زمينه
كاهش همكاريهاي استراتژيك هسته اي و موشكي با ايران نيز در اين دوره كما في السابق ادامه داد و براي ايجاد نهادهاي منطقه اي و
تقويت آنها مثل اكو كوشش مي كند و همزمان روابط دوستانه خود را بيشتر به مسائل نفت و گاز منطقه معطوف كرده و سياست تمركز بر
روسيه را مقداري كم نموده و به همه جمهوريهاي منطقه توجه مي كند. در مقابل رفتار ايران در اين چند سال براي جمهوريهاي منطقه
مشخص شده و نقش مثبت ايران براي منطقه غيرقابل انكار مي شود
در هر صورت در اين دوره لحن صحبتهاي تغيير كرده ولي در زمينه
استراتژيك كماكان انعطافي وجود ندارد. بدين معني كه گذشتن خطوط لوله انتقال انرژي از ايران كه اقدامي استراتژيك است ايالات
متحده آمريكا مخالفت خود را ادامه داده است .
در واقع ايالات متحده آمريكا با حضور در منطقه حساس و استراتژيك آسياي مركزي و قفقاز
در قالب ناتو با قرار دادهاي اقتصادي
و سياسي
قصد دارد بر اين منطقه غني مسلط شود و علاوه بر بهره گيري اقتصادي همزمان ايران
روسيه و چين را مهار كند. حضور
ناوهاي جنگي ايالات متحده آمريكا و ناتو در درياي خزر به بهانه هاي گوناگون از جمله حراست از لوله هاي نفت و گاز به طور مستقيم
امنيت ملي ما را با خطر مواجه خواهد كرد.
پس مي توان گفت يك پايه اساسي سياست ايالات متحده آمريك در منطقه خزر محروم كردن و دور نگه داشتن ايران از ايفاي نقش
در توسعه منابع نفت وگاز كشورهاي همسايه بوده است . بدون ترديد اگر ايالات متحده بتواند به سياسي انزواي ايران و محدوديت
روسيه جامه عمل بپوشاند
خواهد توانست از طريق توسعه ميادين نفت و گاز منطقه خزر سود كلاني به دست آورد. تحقق چنين امري
باعث تنوع منابع تهيه انرژي ايالات متحده آمريكا و ساير كشورهاي صنعتي خواهد شد و حتي امنيت انرژي آنها را تقويت خواهد كرد.
منبع : سايت ايراس
مناسبات ايران و ايالات متحده آمريكا سالهاست كه بر محور استراتژي « محاصره » و « فرار از محاصره » دور مي زند. ايالات متحده در
مدتي طولاني كوشيده است علاوه بر اجراي قانون داماتو براي محاصره اقتصادي ايران
از نظر ژئواستراتژيك نيز ايران را در محاصره قرار
دهد. در راستاي اين هدف كوشيد در بخش شمالي
از عبور لوله هاي نفت و گاز حوزه درياي خزر از راه ايران جلوگيري كند
در فاصله سالهاي 1372 ـ1380
اوج مخالفتها و فشارهاي سياسي ـ اقتصادي ايالات متحده آمريكا را مي توان در سياست مهار دو
گانه و به دنبال آن تصويب قانون داماتو مشاهده كرد . براساس اين قانون كليه كشورها و شركتهايي كه بالاي 40 ميليون دلار در صنعت
نفت و گاز ايران سرمايه گذاري كنند
مورد مجازات قرار خواهند گرفت . بدين ترتيب دست شركتهاي نفتي آمريكايي و غير آمريكايي
جهت سرمايه گذاري در ايران براي انتقال نفت و گاز كشورهاي حوزه خزر بسته شد
نخبگان ابزاري كاخ سفيد به دليل تضاد منافع استراتژيكي و ژئوپليتيكي با ايران قصد ندارند منافع سياسي و استراتژيكي خود را فداي
منافع اقتصادي كنند به همين دليل اساس سياست خارجي ايالات متحده آمريكادر حوزه خزر بر پايه فرضيه دشمن دائمي و همه چيز
بدون ايران شكل گرفته بود. ايجاد زمينه براي اخراج ايران از كنسرسيوم نفت باكو
مخالفت صريح با عبور خط لوله از ايران
پيدايش
گروه طالبان و حمايتهاي مخفي باكو و شركت يونيكال از طالبان
مخالفت با ميانجيگري ايران در منازعات منطقه اي جهت مهار و
انزواي اين كشور
نشانه هايي بر تاييد اين مطلب است
حضور ايالات متحده آمريكا در حوزه درياي خزر زمينه را براي حضور شركتهاي تجاري وابسته به اسرائيل نيز در منطقه فراهم
مي سازد كه مي تواند در پوشش اين شركتها امنيت ملي ايران را نيز تهديد كنند
ايالات متحده آمريكا با حضور در منطقه حساس و استراتژيك آسياي مركزي و قفقاز
در قالب ناتو با قرار دادهاي اقتصادي و سياسي
قصد دارد بر اين منطقه غني مسلط شود و علاوه بر بهره گيري اقتصادي همزمان ايران
روسيه و چين را مهار كند. حضور ناوهاي جنگي
ايالات متحده آمريكا و ناتو در درياي خزر به بهانه هاي گوناگون از جمله حراست از لوله هاي نفت و گاز به طور مستقيم امنيت ملي ما را
با خطر مواجه خواهد كرد

|